جستجو در مطالب و اشخاص
محمدرضا حیاتی در دی ماه 1334 در آبادان به دنیا آمد. حیاتی تحصیلاتش را تامقطع متوسطه در آبادان گذراند و پس از آن با شروع جنگ تحمیلی و آغاز دفاع مقدس که ماجرای حصر آبادان رخ داد مانند بقیه همشهریان خود مجبور شد کوچ کند. وی در این باره گفت: «این سرآغاز جدیدی در راه زندگی من بود و باعث شد تا در این مهاجرت راه خودم را پیدا کنم.» او فارغ التحصیل رشته علوم سیاسی است که فعالیت خود در عرصه رسانه را از سال 1360، با کار در رادیو آغاز کرده است. او مدتی در بخش نمایشنامه های رادیویی بازی کرد و پس از آن به واسطه علاقه ای که به کار خبر داشت در تست گویندگی شرکت کرد و پذیرفته شد. بسیاری شاید حیاتی را با خبر رحلت امام خمینی(ره) بشناسند. او در سالهای فعالیت خود خبرهای بسیاری را خوانده است، 90 درصد خبرهای مهم بعد از انقلاب را چه داخلی و چه خارجی، برای اولین بار گوینده‌ شان بوده‌ اما تلخ‌ ترین و دشوارترین خبری را که خوانده‌ خبر رحلت امام(ره) می داند که واقعا اجرا و گویندگی آن خبر برایش سنگین و دشوار بوده است. حیاتی علاوه بر فعالیت در عرصه گویندگی به عنوان مجری نیز برنامه هایی را اجرا کرده است نمونه آن زمستان سال 1386 در برنامه ای به نام "برف و آفتاب" بود.  

حیاتی کار خود را در سال 1360 با رادیو شروع کرد. وی نخست در بخش اخبار نبود اما چون به خبر گویی علاقمند بود، جذب بخش اخبار شد. او به اجرا و گویندگی علاقمند بود و تازه بودن و به روز بودن خبر را دوست داشت. وی ابتدا در شیراز تست صدا داد و پذیرفته شد اما پس از آن به تهران آمد. او درباره آغاز کار خود گفت: «اولین خبری که خواندم، بخش خبری ساعت 10 صبح رادیو بود که چند خبر کوتاه خواندم. قبل از این ماجرا فقط اعلام ساعت می کردم: "اینجا تهران است، ساعت 10 بامداد، صدای جمهوری اسلامی ایران" حتی اعلام ساعت بخش خبری 14 را هم به امثال من نمی‌دادند چون سنگین بود به هر حال یک مدتی که گذشت به من هم اجازه دادند که اعلام کنم «ساعت 14، اینجا تهران است، صدای جمهوری اسلامی ایران». بعد گویندگان پیشکسوت و قدیمی خبر را می‌خواندند. بالاخره این مسائل را پشت سر گذاشتیم تا اجازه دادند یک‌بار تنهایی 3 خبر کوتاه خارجی را در بخش خبری ساعت 10 بامداد بخوانم.»  

"بسم الله الرحمن الرحیم. انالله و اناالیه راجعون. "روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست" اینها جملاتی بود که در ساعت 7 صبح روز 14 خرداد ماه سال 1368 از زبان گوینده رادیو شنیده شد تا به مردم ایران اعلام کند که دیگر امام ندارند اما کسی که این جملات را بر زبان آورد محمدرضا حیاتی بود. وی که در آن زمان 34 سال بیشتر نداشت باچنان حالتی این جملات را بر زبان آورد که برای همیشه بر ذهن‌ها نقش بست. حیاتی خبرهای مهم زیادی را خوانده بود: عملیات رزمندگان، آزاد سازی‌ها و فتح‌هایی که انجام می‌دادند، آزادسازی خرمشهر، پذیرش قطعنامه 598 و پیام امام(ره)، اصابت موشک به هواپیمای ایرباس ایران به دست ناو آمریکایی بر فراز خلیج‌ فارس و ... اما اعلام خبر ارتحال امام(ره) را تلخ ترین خبری می داند که در سالهای فعالیت خود اجرا کرده است. او اجرای این خبر را اینگونه توصیف کرد: «جو آنجا بسیار سنگین بود. به اتاق فرمان که نگاه می‌کردم منقلب می ‌شدم. به محض آنکه ساعت 7 اعلام شد و آرم اخبار پخش شد، من بسم الله الرحمن الرحیم را گفتم و آن آیه "یا أَيَّتها النَّفسُ المُطمئنَّة، ارجعی إِلى ربِّك راضيةً مرضيةً" را خواندم یک لحظه که به اتاق فرمان نگاه کردم، دیدم که تمام کسانی که در اتاق فرمان بودند زیرگریه زدند و یک جوری بود که من صدای گریه همکارانم را در استودیو می‌شنیدم. من دیگر طاقت نیاوردم و اینها را که نگاه کردم، بغض گلویم را گرفت و من هم که خیلی آدم حساسی هستم، نتوانستم ادامه دهم. یک لحظه کوتاه مکث کردم و بعد دستم را جلوی چشمانم گرفتم تا اتاق فرمان را نبینم، چون اگر می‌دیدم، نمی‌توانستم ادامه دهم. زیرا آنها به شدت گریه می‌کردند. بنابراین یک لحظه جلوی چشمانم را گرفتم و بدین ترتیب خبر را خواندم و به خودم گفتم که اینجا وظیفه من چیز دیگری است...»  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۹:۵۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۹:۵۱

محمدرضا حیاتی

خلاصه زندگی نامه

محمدرضا حیاتی، گوینده بخش خبری صدا و سیمای جمهوری اسلامی که علاوه بر گویندگی، برنامه هایی را نیز اجرا کرده است.

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع