یوسیپ بروز تیتو (Josip Broz Tito)، معروف به "ژنرال (مارشال) تیتو"، در سال 1892 میلادی، در شهر کوچک "یوزیپ بروزویچ" در "کرواسی" به ‌دنیا آمد، منطقه ‌ای که در آن زمان جزئی از امپراطوری "اتریش – مجارستان" به‌ شمار می ‌آمد. او فرزند هفتم خانواده‌ای پرجمعیت و پدرش اصالتا "کروات" بود. تاریخ دقیق تولد تیتو هنوز هم مشخص نیست و اسناد بسیاری که می توان به کمک آن ها رازهای زندگی تیتو را آشکار ساخت، همچنان در آرشیوهای بلگراد به دقت نگهداری می شود. وی در دوران نوجوانی با اندیشه های مارکسیستی آشنا شد و پس از چندی به حزب سوسیال دمکرات کرواسی و اسلونی نیز پیوست و در سال 1913 م، به ارتش اتریش- مجارستان پیوست و در جنگ جهانی اول شرکت جست. مارشال تیتو پس از مدتی، به دبیری حزب کمونیست منصوب و سرانجام دولتی که خود پس از جنگ جهانی دوم تاسیس کرد را "کمونیست" نامید، با وجود این پس از تثبیت قدرت خود از شوروی سابق و بلوک شرق کناره‌ گیری کرد و سیاست تکروی در برابر این بلوک را در پیش گرفت و با این اقدام خود مورد انتقاد و حملات تبلیغاتی آنها قرار گرفت.   وی که به دلیل اعتقادات ایدئولوژیک خویش نمی‌ توانست به گروه غرب بپیوندد، تلاش کرد در چنین وضعیتی برای حفظ خود راه سومی را برگزیدند، به این ‌ترتیب با تلاش وی و دیگر بنیانگذاران "جنبش عدم‌ تعهد"، نخستین اجلاس رهبران این جنبش در دسامبر 1961 با حضور رهبران 25 کشور در شهر بلگراد، پایتخت یوگسلاوی برگزار شد. وی سرانجام در چهارم مه سال 1980 میلادی، در سن 88 سالگی ، به دنبال یک بیماری طولانی و پس از 35 سال حاکمیت بر "یوگسلاوی" درگذشت. 
مارشال تیتو، پس از گذراندن دوران ابتدایی، مدرسه را رها کرد  و به عنوان یک شاگرد مکانیک مشغول به ‌کار شد. وی در همین سال‌ ها با مفهوم طبقه کارگر و اندیشه‌ های مارکسیستی آشنا شد و برای اولین بار روز اول ماه می (روز جهانی کارگر) را همراه دیگر کارگران جشن گرفت. در سال 1910 م، به ‌طور همزمان به اتحادیه کارگران فلزکار و حزب سوسیال دمکرات کرواسی و اسلونی پیوست. 
تیتو در پاییز سال 1913 در ارتش اتریش- مجارستان اسم ‌نویسی کرد، سال‌ هایی که با جنگ اول جهانی همزمان شد. او که باید برای انجام خدمتش به "رم" می ‌رفت پس از چندی به واسطه فعالیت ‌های ضد جنگ به زندان افتاد، اما در سال 1915 م، وی را برای جنگ با روسیه به جبهه شرقی فرستادند و در آنجا بود که خودش را به عنوان سربازی نمونه از دیگران متمایز کرد و نامزد نشان لیاقت شد. مجروحیت و اسارت توسط روس ها در "عید پاک" سال 1915 م، تیتو در جبهه جنگ به‌ شدت زخمی و توسط روس‌ ها دستگیر شد، در شرایطی که تیتو اسیر روس‌ها بود و در اردوگاه کار اجباری در کوه‌های "اورال"، دوران محکومیت ‌اش را سپری می ‌کرد ، انقلاب اکتبر روسیه در فوریه 1917 م، روی داد و زندانیان آزاد شدند. 
تیتو پس از آزادی به بلشویک‌ها پیوست و برای سرنگونی تزار در کنار کمونیست‌ها مبارزه کرد، او سپس به "یوگسلاوی" بازگشت و به عنوان یک سازمان‌ دهنده تشکیلات سیاسی به متشکل کردن کمونیست‏ها پرداخت و در سال 1939 م، به دبیر کلی حزب ‏کمونیست یوگسلاوی ارتقا یافت. تیتو هم چنین پس از حمله "آلمان" به "یوگسلاوی" در جریان جنگ جهانی دوم، اقدام به تشکیل جبهه آزادی ‌بخش ملی نموده و نیروهای چریکی و پارتیزانی خود را سازمان داد. او در سال 1943 م، به درجه مارشالی رسید و از نیروهای متفقین خواست حکومتِ در تبعید "یوگسلاوی" را به رسمیت بشناسند. 
تیتو در سال 1944 با بهره ‏گیری از 200 هزار چریک تحت فرماندهی خود و حمایت نیروهای شوروی سابق، در زمان اشغال یوگسلاوی توسط ارتش آلمان، ضربات مؤثری به نیروهای آلمانی وارد آورد و در همان سال، با کمک ارتش سرخ شوروی، نیروهای اشغال‌گر آلمانی را از کشورشان بیرون کردند. پس از اخراج آلمان، تیتو در یوگسلاوی به قدرت رسید و سال بعد،  پایان حکومت سلطنتی و آغاز استقرار جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی را اعلام کرد و اولین دولت پس از جنگ را تشکیل داد. وی در دولت جدید سمت نخست ‌وزیری و وزارت دفاع را بر عهده گرفت. 
تیتو در سال 1944 با بهره ‏گیری از 200 هزار چریک تحت فرماندهی خود و حمایت نیروهای شوروی سابق، در زمان اشغال یوگسلاوی توسط ارتش آلمان، ضربات مؤثری به نیروهای آلمانی وارد آورد و در همان سال، با کمک ارتش سرخ شوروی، نیروهای اشغال‌گر آلمانی را از کشورشان بیرون کردند. پس از اخراج آلمان، تیتو در یوگسلاوی به قدرت رسید و سال بعد،  پایان حکومت سلطنتی و آغاز استقرار جمهوری سوسیالیستی یوگسلاوی را اعلام کرد و اولین دولت پس از جنگ را تشکیل داد. وی در دولت جدید سمت نخست ‌وزیری و وزارت دفاع را بر عهده گرفت.  
تیتو در سال 1953 م، به ریاست جمهوری، ریاست شورای اجرایى فدرال و فرماندهی عالی نیروهای مسلح برگزیده شد و در سال 1974 م، نیز رئیس جمهور مادام العمر گردید. سیاست های اجرایی تیتو در سال‏های حکومت خود سیاستی را پی گرفت که مبتنی بر ملی کردن صنایع در سطح گسترده و هماهنگ ‏سازی و یکنواخت سازی زندگی بود، او هم‏ چنین به اصلاحات ارضی پرداخت و زمین‏ های بزرگ ملاّکان را میان کشاورزان و زارعان تقسیم نمود. تیتو در برابر تقاضای مقامات "کرملین" در زمینه اشتراکی کردن مالکیت زمین و رواج کشاورزی به شیوه شوروی سابق به شدت مقاومت کرد و به همین دلیل توانست حمایت اکثریت مردم "یوگسلاوی" را جلب کند. سیاست های خارجی مارشال تیتو همواره در سیاست خارجی خود برخلاف مسیر سایر کشورهای اروپای شرقی، استقلال از شوروی سابق را حفظ کرد و به همین سبب از جرگه احزاب کمونیست جهان اخراج شد. این اختلاف به حدی رسید که تیتو تمام مستشاران نظامی شوروی را از یوگسلاوی اخراج کرد و حتی حضور نظامی شوروی را در افغانستان محکوم نمود. با این حال، در سال 1976 م، کمونیست‏های اروپای شرقی وی را پس از 28 سال بایکوت، به جمع خود پذیرفتند که این امر نشانه اهمیت فوق العاده تیتو در منطقه بود. اعتقاد تیتو مبنی بر در پیش گرفتن سیاست مستقل، ملی و بی‏ طرف، اساس سیاست خارجی یوگسلاوی را در سال‏ های پس از جنگ جهانی دوم را شکل داد. 
چنان چه گفته شد تیتو در دوره فرمانروایی خود بر یوگسلاوی، با شوروی اختلافات اساسی پیدا کرد، "یوژه پیرجیوک"، مورخ برجسته اسلوونی با دسترسی به آرشیوهای محرمانه یوگسلاوی سابق، کتابی را در باره همه توطئه هایی که "استالین" صرف ترور و کشتن مارشال تیتو کرده، منتشر ساخت. دلیل اصلی تنفر استالین از تیتو افکار استقلال طلبانه وی بود، در این میان استالین بار‌ها سعی کرده بود تیتو را به قتل برساند، زیرا تیتو جنگ را فرصتی برای به راه انداختن انقلاب و ایجاد کشوری مستقل از شوروی به نام یوگسلاوی می‌ دید. استالین هم که از انقلابی ‌گری و فرهمندی شخصیتی تیتو به تنگ آمده بود و در سال‌ های پس از جنگ سعی کرد تیتو را به قتل برساند. تمام این تلاش‌ها و از جمله ارسال جعبه جواهری حاوی گاز اعصاب به شکست منجر شد. "نیکیتا خروشچف" نخست وزیر شوروی و جانشین "استالین" در سال 1955 م، تنها دو سال بعد از مرگ "استالین" به "بلگراد" رفته و با تیتو دیدار کرد، وی در این دیدار تایید کرد که طبق اسناد آرشیو های اطلاعاتی شوروی استالین 22 بار سعی در کشتن مارشال تیتو به انحاء مختلف داشته که تیتو از همه آنها جان سالم به در برد. ادعاهایی مبنی بر تلافی تیتو از استالین از سال 1948 م، تا مرگ "استالین" دستگاه تبلیغاتی شوروی هجوم رسانه ای عظیمی را بر ضد تیتو و نظام مستقل کشورداری وی و استقلال یوگسلاوی به راه انداخت. مارشال تیتو بر خلاف رهبران دیگر کشورهای اروپای شرقی که در چنگ استالین گرفتار بودند، رهبری مسکو را بر جنبش های رهائی بخش جهان نمی پذیرفت و همواره آن را به چالش می کشید.در این میان هنگامی که استالین در 5 مارس 1953 به طرز مشکوکی که خیلی ها آن را سکته مغزی تفسیر کردند، درگذشت، نامه ‌ای در دفتر کار وی پیدا شد که تیتو فرستاده بود. در نامه تیتو آمده، که استالین آدمکش ‌های بسیاری را سراغ وی فرستاده، اما تیتو با فرستادن یک نفر کار خود را انجام خواهد داد. "پیرجیوک" مدعی است که استالین به قدری از تهدید ذکر شده در نامه تیتو نگران بود که چند ساعت قبل از سکته ‌ای که به مرگ وی منجر شد به این نامه اشاره کرده بود. البته یک مدرک قطعی نیز وجود دارد که بر اساس آن می ‌توان استدلال پزشکی کرد: استالین در گذشته دچار سکته‌های جزئی شده بود. 
نخستین تلاش برای ایجاد همگرایی میان کشورهایی که بعد‌ها به "غیرمتعهد‌ها" معروف شدند در آوریل سال 1955 م، در کنفرانس "باندونگ" انجام شد و این کنفرانس نگرانی عمیق خود را از تشنج بین‌المللی و خطر جنگ اتمی اعلام داشت. به دنبال این کنفرانس، در سال 1961 م (1340 شمسی)، با تلاش رهبرانی چون مارشال تیتو (به عنوان نیرویی که به گفته نهرو "ضد بلوک و نه بلوک" بود)، "جواهر لعل نهرو" (هند)، "احمد سوکارنو" (اندونزی) "جمال عبدالناصر" (مصر) و با حمایت "فیدل کاسترو"، در کنفرانسی که در "یوگسلاوی" سابق برگزار شد، سازمان "جنبش عدم تعهد" موجودیت خود را اعلام کرد و تیتو در حقیقت به تفکر غیر متعهد ها که خود نیز در تدوین اصول آن نقش داشت، جان بخشید. تیتو در واقع در سال 1935 م، و قبل از شروع جنگ جهانی دوم به مسکو رفت و در بخش بالکان کمینترن (تشکیلات بین الملل کمونیستها) کار کرد، در همین زمان کوتاه به اهداف "استالین" پی برد. شاید هیچ کس به اندازه مارشال تیتو به اهداف امپریالیستی حکومت شوروی که در پوشش سوسیالیسم سعی در بلعیدن کشورهای حوزه "بالکان" داشته، پی نبرده بود. جنبش غیرمتعهد‌ها 53 عضو از قاره آفریقا، 38 عضو از قاره آسیا، 26 عضو از آمریکای لاتین و یک عضو از اروپا (بلاروس) دارد. بعد از مرگ مارشال تیتو در سال 1980، یک بار دیگر در سال 1989 از 4 تا 7 سپتامبر نشست سران کشورهای عضو "جنبش عدم تعهد" در "یوگسلاوی" برگزار شد ولی دیگر مارشال تیتو آنجا نبود تا باردیگر رهبری جنبش را برای سه سال دیگر بر عهده بگیرد. 
این ادعا که مارشاال تیتو قبل از مرگ مسلمان شده بود، همچون بمبی رسانه ای در محافل خبری بالکان بازتاب داشت، منشاء بروز این ادعا سنگ قبر تیتو است که عاری از ستاره مخصوص سوسیالیست ها یا هر گونه سمبل دیگر مربوط به سوسیالیسم بود. سنگ قبر تیتو مانند آن چه در گورستان های مسلمین دیده می شود فقط حاوی تاریخ تولد و درگذشت اوست و برخی محافل معتقدند دلیل این امر، مسلمان شدن تیتو پیش از مرگش می باشد. "حمدی یوسف اسپاهیچ"، مفتی سابق "بلگراد" می گوید: «این که ستاره ای به عنوان سمبل سوسیالیسم روی سنگ قبر تیتو وجود ندارد، دلیل مسلمان بودن اوست نه ماسون بودنش.» برخی گروه ها پیش از این در جمهوری های یوگسلاوی سابق ادعا کرده بودند "نبودن علامت ستاره بر سنگ قبر تیتو نشان فراماسون بودن اوست." یوسف سپاهیچ اما می گوید: «ما از ده سال پیش تاکنون اسناد بسیار جدی و معتبری مبنی بر مسلمان بودن تیتو جمع آوری کرده ایم اما واقعیت این است که تا پیش از این شرایط برای طرح این موضوع مناسب نبود.» از سوی دیگر "بریسلاو بادورین"، رئیس دفتر مارشال تیتو نیز توضیحی در این ارتباط ارائه کرده که احتمال مسلمان مردن تیتو را قوی تر می کند. بادورین در گفتگویی که موجب حیرت و شگفتی همه شد اظهار داشت: «تیتو زمان احتضار قرآن کریم را در دست داشته است.» تیتو ترجمه قرآن را سه بار به طورکامل مطالعه کرده بود و گفته می شود درباره اسلام اطلاعات جامعی داشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۶:۳۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۶:۳۷

اسناد و مراجع