مارتین چارلز اسکورسیزی (Martin Charles Scorsese) در 17 نوامبر 1942 در خانواده ای امریکایی-ایتالیایی در نیویورک متولد شد. پدرش، چارلز اسکورسیزی (Charles Scorsese) بازیگر و مادرش (Catherine Scorsese) که نژاد ایتالیایی داشت نیز یک بازیگر و خیاط بود. مارتین اسکورسیزی به دلیل بیماری آسم نمی توانست با بچه های دیگر بازی کند و به همین دلیل پدر و برادر بزرگترش او را به دیدن فیلم می بردند و در این مرحله از زندگیش بود که به سینما علاقه مند شد. او از اینگمار برگمان، میکل آنجلو آنتونیونی و فدریکو فلینی به عنوان افراد مؤثر در زندگی اش نام برد.اسکورسیزی در دبیرستان هینگز و دانشگاه نیویورک به تحصیل پرداخت. او در سال 1966 دوره کارشناسی ارشد فیلم را به اتمام رساند. اسکورسیزی همانند "فرانسیس فورد کاپولا"، "برایان دی پالما"، "استیون اسپیلبرگ"، "جورج لوکاس"، "جان میلیوس"، "مایکل چیمینو" و "پل شریدر"، یکی از جوانانی است که در اوایل دهه 1970 وارد سینمای امریکا شدند. فیلم‌های اسکورسیزی مضامینی چون هویت آمریکایی‌های ایتالیایی ‌تبار، برداشت‌های کاتولیک از گناه و رستگاری، جاهل‌ مآبی، جنایت در دنیای معاصر و خشونت را در برمی‌گیرد.  
اسکورسیزی فعالیت در عرصه فیلمسازی را با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد؛ اولین فیلم کوتاه در سال 1963 "دختر خوبی مثل تو در چنین جایی چه می‌کند؟" نام داشت که به قول خود اسکورسیزی روایتی از جنون مطلق بود، دومین فیلم کوتاهش "فقط تو نیستی موری" نام داشت که در سال 1964 کارگردانی شد. این فیلمها چند جایزه دانشجویی را برایش به ارمغان آوردند اما سومین فیلم کوتاهش "اصلاح بزرگ" در سال 1967 موفقیتهای بیشتری را برای اسکورسیزی به همراه داشت.   آغاز ساخت فیلمهای بلند مارتین اسکورسیزی اولین فیلم بلندش "چه کسی در خانه من را می‌زند" را در سال 1968 ساخت. این فیلم مبنای فیلم دیگری از او به نام "خیابانهای پایین شهر" شد. این فیلم آینه تمام نمای دنیای اسکورسیزی است: شخصیت اصلی تنها، عصیانگر، خشن، رویاپرداز و روایت بیوگرافیک. در فیلم ارجاعات مختلفی هم به سینمای وسترن و اسطوره آن "جان وین" وجود دارد. او پس از آن فیلم "برتا باکس کار" را در سال 1972 ساخت که بیشتر یک فیلم تجاری بود اما در سال 1373 "خیابانهای پایین شهر" را کارگردانی کرد.    همکاری طولانی اسکورسیزی و رابرت دنیرو اسکورسیزی در سال 1976 یکی از محبوب‌ترین فیلم‌های منتقدان سینما به نام "راننده تاکسی" با بازی "رابرت دنیرو"، "جودی فاستر"، "هاروی کیتل" و "سیبیل شپارد" را ساخت که موفق به دریافت جایزه نخل طلای بیست و نهمین جشنواره "کن" در سال 1976 شد. این فیلم یک آغاز برای همکاری طولانی بین اسکورسیزی و رابرت دنیرو شد تا جاییکه دنیرو در سال 2008 جایزه‌ "دوربین طلایی" برلین به‌پاس یک عمر حضور جاودانه در سینمای جهان را از دستان اسکورسیزی دریافت کرد. اسکورسیزی در سال 1989 یکی از اپیزودهای "قصه‌های نیویورکی" را کارگردانی کرد که دیگر اپیزودهای آن را "فرانسیس فورد کاپولا" و "وودی آلن" ساخته بودند. سال 1990 او "رفقای خوب" را ساخت که سومین نامزدی او برای اسکار کارگردانی را در پی آورد. این فیلم نامزد 6 جایزه اسکار و برنده اسکار بهترین بازیگر مرد (جو پشی) بود که در جشنواره فیلم ونیز جایزه شیر نقره‌ای را به‌دست آورد. پس از آن اسکورسیزی به بازسازی فیلم "تنگه وحشت" محصول سال 1962 پرداخت که با فروش فوق العاده‌ای در سینماها روبرو شد. او در سال 1395 فیلم "کازینو" را ساخت. پس از روی پرده آمدن این فیلم برخی از منتقدان آن را گامی به عقب در کارنامه اسکورسیزی دانستند اما با گذر زمان، این فیلم به عنوان بهترین فیلم گنگستری تاریخ سینما برگزیده شد.   همکاری اسکورسیزی با لئوناردو دی کاپریو اسکورسیزی در سال 2002 فیلم "دارو دسته نیویورکی را ساخت و این شروع همکاری "لئوناردو دی کاپریو" با او بود. اسکورسیزی پس از آن "هوانورد" را در سال 2004 ساخت و از دی کاپریو در آن استفاده کرد. او که بارها نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی شده بود، سرانجام برای فیلم "مردگان" اسکار سال 2006 را دریافت کرد. اسکورسیزی که در فیلمهای "شاتر آیلند" و " گرگ وال استریت" نیز از دیکاپریو استفاده کرد، بارها از علاقه اش به دی کاپریو و انرژی دوباره ای که از کار با او دریافت کرده، صحبت کرده است.  
اسکورسیزی به خاطر تلاش‌های خود در دنیای سینما جایزه یک عمر دستاورد موسسه فیلم آمریکا را دریافت کرده است. او سال 1990 بنیاد فیلم را تأسیس کرد که یک سازمان غیرانتفاعی است و به حفظ و نگهداری آثار سینمایی اختصاص دارد و در سال 2007 بنیاد سینمای جهان را تأسیس کرد. "رگبار" اولین ساخته بهرام بیضایی یکی از فیلمهایی است که در سال 2011 توسط بنیاد سینمای جهان تحت مدیریت مارتین اسکورسیزی ترمیم شد و در پنجاه و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم سانفرانسیسکو در سال 2013 روی پرده رفت. اسکورسیزی درباره ترمیم "رگبار" بیضایی گفت: «بسیار مفتخرم که بنیاد سینمای جهان این فیلم خردمندانه و زیبا را ترمیم کرده که اولین فیلم بلند بهرام بیضایی است. حال‌ و ‌هوای فیلم، من را یاد بهترین چیزهایی انداخت که در فیلم‌های نئورئالیستی ایتالیایی دوست دارم و داستان زیبایی یک قصه باستانی را دارد، می‌توانید پس‌زمینه بیضایی در ادبیات، تئاتر و شعر فارسی را حس کنید. نگاتیو اصلی فیلم ضبط یا نابود شد و تنها چیزی که در دسترس بود یک نسخه 35 میلی‌متری با زیرنویس انگلیسی بود. اکنون تماشاگران در سراسر دنیا می‌توانند این فیلم چشمگیر را ببینند.»       
به گزارشی از "وال استریت ژورنال" در می 2011، دانشگاه "ییل" آمریکا، با اهدای لوح دکترای افتخاری به مارتین اسکورسیزی، از این کارگردان آمریکایی تقدیر کرد. "ریچارد لوین" رئیس دانشگاه ضمن ستودن فیلم‌های اسکورسیزی گفت: «او در فیلم‌هایش همچون دو فیلم "دار و دسته نیویورکی‌ها" و "مردگان"، همواره به روش مختلف با جسارت تمام حقایق را در قالبی سرگرم ‌کننده به مخاطبش هدیه می‌کند.» او سپس خطاب به اسکورسیزی گفت: «فیلم‌های تو با فاش کردن دنیای تبهکارانه‌ای که در جامعه و در روح بشریت وجود دارد به گونه‌ای همه را نگران می‌کند ولی همه این فیلم‌ها همواره با تخیلات، درستکاری، اخلاقیات، وفاداری و حقیقت نیز همراه است.»  
سینمای هالیوود طی سالها همواره در ساخت فیلم‌های ضد ایرانی: "بدون دخترم هرگز"، "اسکندر"، "فرار از تهران"، "نسل جدید تهران"، "24"، "کشتی‌گیر"، "هواپیمای 103"، "300" و "سنگسار ثریا" کوشیده و بر هجمه پروژه های ضد ایرانی خود افزوده است؛ از فیلمی چون "آرگو" به کارگردانی "بن افلک" گرفته تا دیگر پروژه هایی چون قسمت دوم از فیلم "300" و "60 ثانیه از ما" به کارگردانی بهمن قبادی؛ قبادی کارگردان ایرانی است که پس از ساخت فیلم ضد ایرانی "کسی از گربه‌های ایرانی خبر ندارد؟" ایران را ترک کرد. در این میان اسکورسیزی که پیش از این تهیه کنندگی فیلم "فصل کرگدن" به کارگردانی بهمن قبادی را برعهده گرفته بود، به کمک قبادی آمد تا پروژه سینمایی "60 ثانیه از ما" را جلوی دوربین ببرند. آنها تا اواسط سال 2012 مشغول کار بر روی فیلمنامه این اثر بودند.  
-"خیابانهای پایین شهر" (Mean Streets) محصول سال 1973 -"آلیس دیگر اینجا زندگی نمی کند؟" (Alice Doesn't Live Here Anymore) محصول سال 1973 -"راننده تاکسی" (Taxi Driver) محصول سال 1976 -"نیویورک، نیویورک" (New York, New York) محصول سال 1977 -"گاو خشمگین" (Raging Bull) محصول سال 1980 -"سلطان کمدی" (The King of Comedy) محصول سال 1983 -"بعد از ساعت‌ها" (After Hours) محصول سال 1985 -"رنگ پول" (The Color of Money) محصول سال 1386 -"آخرین وسوسه مسیح" (The Last Temptation of Christ) محصول سال 1988  -"رفقای خوب" (Goodfellas) محصول سال 1990  -"تنگه وحشت" (Cape Fear) محصول سال 1991 -"عصر معصومیت" (The Age of Innocence) محصول سال 1993 -"کازینو" (Casino) محصول سال 1995 -"دار دسته نیویورکی" (Gangs of New York) محصول سال 2002  -"هوانورد" (The Aviator) محصول سال 2004  -"مردگان" (The Departed) محصول سال 2006  -"شاتر آیلند" (Shutter Island) محصول سال 2010 -"هوگو" (Hugo) محصول سال 2011 -"گرگ وال استریت" (The Wolf of Wall Street) محصول سال 2013 
مارتین اسکورسیزی فیلم "راننده تاکسی" را در سال 1976 ساخت این فیلم اثری ماندگار در بین ساخته های اسکورسیزی است، اثری که در سال 1381 با ترور ناموفق رونالد ریگان، رئیس جمهور وقت امریکا بار دیگر مطرح شد. فیلم "راننده تاکسی" داستان یک راننده تاکسی (رابرت دنیرو) است که وقتی برده ‌کشی جنسی از یک دختر کم‌سال (جودی فاستر) را می‌بیند ابتدا تصمیم میگیرد کاندیدای انتخابات رئیس‌جمهوری را ترور کند اما بعد از شکست و انصراف از ترور در عوض شوهر و افرادی را که در این برده‌کشی نقش داشته‌اند را می‌کشد و دختر را پیش خانواده برمی‌گرداند. "جان‌ هینکلی"، یک شهروند عادی آمریکایی که بعد از دیدن فیلم "راننده تاکسی" عاشق جودی فاستر شده بود از فیلم "راننده تاکسی" الگو گرفته و سعی کرد ریگان را ترور کند اما موفق به انجام این کار نشد و ریگان از ترور جان سالم به در برد.   "راننده تاکسی" در جایگاه سوم خونین ترین فیلمهای تاریخ سینما نشریه سینمایی اسکرین در گزارشی در می 2012 به معرفی خونین ترین فیلمهای تاریخ سینما پرداخت که با به تصویر کشیدن صحنه‌های خشونت‌آمیز و خونین، تاثیر زیادی بر هیجانی شدن فیلم داشته‌اند. در این فهرست فیلم "روانی" ساخته آلفرد هیچکاک در رتبه اول قرار داشت که بعد از آن نیز فیلم "MASH" به کارگردانی "رابرت آلتمن" در رتبه‌ دوم و فیلم "راننده تاکسی" اثر معروف مارتین اسکورسیزی در مکان بعدی این لیست قرار گرفت.  
کمپانی "والت دیزنی" یکی از قدیمی ترین استودیوهای فیلمسازی هالیوود برای ساخت فیلم "وسوسه مسیح" با مارتین اسکورسیزی، قراردادی 4 ساله بست اما پس از ساخته شدن فیلم، اکران آن اعتراض طرفداران دین مسیحیت را به شدت برانگیخت. آنان این فیلم را توهینی به حضرت مسیح عنوان کردند بطوریکه در دسامبر 1988 همزمان با اکران فیلم به اعتراضات گستره خیابانی دست زدند.  فیلم "آخرین وسوسه های مسیح" اقتباسی از کتابی تحت همین عنوان  نوشته "نیکوس کازانتزاکیس" است. در این فیلم که به کارگردانی اسکورسیزی ساخته شده است، شخصیت حضرت مسیح به صورت شخصیتی دوگانه و معلق میان دنیا و آخرت به تصویر کشیده شده است. انگار تقدس‌ زدایی خود به یک بت جدید در هالیوود بدل گشته که حتی به مسیح هم رحم نمی‌شود.  
اسکورسیزی فیلم سه بعدی "هوگو" را در سال 2011 ساخت. این فیلم در ‌سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، یکی از فیلم‌های سینمایی سه ‌بعدی جشنواره بود. در لایه اول فیلم "هوگو کابرت"، اسکورسیزی برای پاسداشت تاریخ سینما و بزرگداشت "جرج ملیس" سینماگری که می توان او را پدر جلوه های ویژه در سینما نامید، این فیلم را ساخته است. در لایه دیگر، سینمایی "هوگو" به این سو می رود تا وجهی فلسفی به خود بگیرد. این فیلم در حقیقت یک روایت منظم و قدم به قدم را برای یک توصیف تمدنی آغاز می کند. لایه دیگر فیلم اسکورسیزی بیش از هر چیزی در بعد دراماتیک داستان رخ می نماید. آثار اسکورسیزی تا به حال و تا به این اندازه به روایت های یهودی سینمای غرب تنه نمی زد. اگر چه در فیلم "جزیره شاتر" مارتین اسکورسیزی اشاره ای مستقیم به آشویتس و هولوکاست دارد اما این اشاره بیش از هر چیزی به نوعی کنایه شبیه است با این همه فیلم "هوگو" را می توان فیلمی با روایتی توراتی دانست. کودک بی پناه چشم آبی که پدرش را از دست داده است؛ همیشه به عنوان سمبلی از قوم یهود در فیلم ها استفاده می شده است که همه منتقدانی که به قصه های توراتی حساسیت دارند در همان نگاه اول آن را تشخیص می دهند اما نشانه های قصه توراتی "هوگو" تنها به کارکتر هوگو کابرت محدود نمی شود، موزه داری از مشاغل مورد علاقه قوم یهود است که هنوز هم می توان حضور برخی مافیاهای صهیونیستی را در قاچاق انواع عتیقه جات دید.  هوگو همان بچه بی سرپرستی است که به فرزندی قبول می شود و و از آن سو "جرج ملیس" را به عنوان سمبل عصر جدید از گوشه نشینی و مرگ اجتماعی نجات می دهد. البته شاید داستان توراتی فیلم "هوگو" آنقدر که لایه های دیگر این فیلم و پیام آن اهمیت دارد مورد توجه نباشد چرا که بسیاری از تولیدات این سال های هالیوود از خط داستانی توراتی برخوردار هستند اما حداقل نشان می دهد که توراتی سخن گفتن و قوم گرایی در سینمای مستقل و مدرن جهان به یک سنت تبدیل شده است و بر همه چیز سایه افکنده است.   "هوگو" فیلمی که شبیه اسکورسیزی نیست "هوگو" نه به خاطر جلوه های ویژه اش یا فیلمبرداری شگفت آورش و نه به دلیل قصه خاص اش که به دلیل گسستگی و آشفتگی فیلم نامه اش مانند آثار دیگر مارتین اسکورسیزی نیست. داستان محور ثابتی ندارد، قصه خوب شروع می شود و حول محور زندگی هوگو می چرخد با دنیای کودکانه او رو به تکامل می رود اما به ناگاه داستانی که می توانست روایتی کودکانه و جذاب باشد تبدیل به یک ادعای روشنفکرانه می شود به طوری که دیالوگ های  فلسفی از زبان هوگو پسر بچه ده ساله ابراز شده و قصه راهش را عوض کرده و به یک فیلم تبلیغاتی برای تاریخ سینما تبدیل می شود. از یک سوم ابتدایی فیلم به بعد، بار فانتزی شخصیت ها آنقدر زیاد می شود که به باور پذیری قصه ضربه می زند؛ به عبارت بهتر داستان فیلم نه آنقدر فانتزی است که مورد توجه مخاطب کودک و نوجوان قرار بگیرد و نه شخصیت ها آنقدر جدی و یا سمبلیک هستند که مخاطب بزرگسال را به خود مشغول دارد.  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۳:۲۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۳:۲۶

مارتین اسکورسیزی

خلاصه زندگی نامه

 مارتین چارلز اسکورسیزی، کارگردان، فیلم نامه نویس، تهیه کننده، بازیگر و تاریخ نگار آمریکایی - ایتالیایی که مؤسس دو  بنیاد مهم "فیلم" و "جهان سینما" است. وی در طول دوران فعالیتش جوایز معتبر سینمایی دنیا چون جایزه اسکار، جایزه گلدن گلوب، جایزه بافتا و همچنین معروف ترین جایزه تلویزیونی آمریکا یعنی جایزه امی را دریافت کرده است. اسکورسیزی با ساخت فیلم های ماندگاری چون "خیابان‌های پایین شهر"، "راننده تاکسی"، "گاو خشمگین"، "رفقای خوب" و... تبدیل به یکی از کارگردانان بانفوذ تاریخ سینما شد.  

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع