فریدون آدمیت، پسر "عباسقلی خان قزوینی" معروف به آدمیت (فعال سیاسی و بنیان‌ گذار جامع آدمیت) در سال 1299 .ش در تهران متولد شد. وی در سال 1318.ش تحصیلات ابتدایی را در مدرسه "دارالفنون" به اتمام رساند و سه ماه بعد در آزمون نهایی مدرسه متوسطه شرکت کرد. در سال 1321 ش. از دانشکده حقوق و علوم سیاسی فارق التحصیل و بعد از آن در سال 1319-1320 ش. دکتری خود را در رشته تاریخ و فلسفه سیاسی از دانشگاه علوم سیاسی و اقتصاد لندن کسب کرد. آدمیت در حالی که دانشجوی دانشکده حقوق بود، در سال 1319 ش. به استخدام وزارت امور خارجه درآمد و سمت هایی را چون دبیر دوم سفارت ایران در لندن، معاونت اداره اطلاعات و مطبوعات، معاونت اداره کارگزینی، دبیر اول نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل متحد، رایزن سفارت ایران در سازمان ملل و... را در آن وزارتخانه در ایام حکومت "رضا خان" و نیز در دوران سلطنت "محمدرضا شاه" برعهده گرفت و عنوان جوان ‌ترین سفیر ایران در سازمان ملل، در سال 1330 ش. را دریافت کرد. وی با درخواست بازنشستگی از سمت هایی که داشت، به عرصه تحقیق و پژوهش در تاریخ معاصر وارد شد و فعالیتهای علمی خود را در زمینه بررسی "منورالفکران" (جریان روشنفکری) و "نهضت مشروطه" متمرکز ساخت و به کندوکاو تاریخ معاصر و به ویژه تاریخ مشروطیت ایران پرداخت. خط فکری آدمیت با توجه به اندیشه های سیاسی خاص او در خصوص مشروطه، جنبش تنباکو و واژه های سیاسی چون استبداد، دموکراسی، اندیشه های دینی و غیر دینی و...در کتاب هایش مشخص بود. او به نگارش کتاب هایی مانند "اندیشه ‌های میرزا فتحعلی آخوند زاده"، "اندیشه ‌های میرزا آقا خان کرمانی" و… پرداخت و آنچه را که نامبردگان، برضد اسلام، نوشته بودند و جرئت پخش آن را نداشتند، منتشر ساخت. هم‌ زمان با پیروزی انقلاب اسلامی، به عضویت کانون نویسندگان آزاداندیش درآمد و در آن زمان پیشنهادی در 10 ماده شامل: آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی و... از سوی اعضای آن به دولت داده شد. آدمیت سرانجام در سال 1387 ش. درگذشت. 
آدمیت از دید خود سه هدف اصلی را در تحقیقاتش دنبال می‌ کند. نخستین هدف او بازشناسی مقام حقیقی اندیشه ‌ورزان ایران از زمان مشروطیت و مشخص کردن تاثیر آن در حول فکری جدید و تکوین ایدئولوژی نهضت ملی مشروطیت است. دومین هدف، ترقی تفکر تاریخی و تکنیک تاریخ نگاری نو در ایران و سوم، آموزش خصوصیاتی از مردم ایران مانند هوشمندی و بلند طبعی و سلطه ناپذیری، به نو آموزان، ازجمله اهداف اصلی آدمیت می باشند. این روش تحقیق آدمیت، در نوشته‌ ها و کتاب های تاریخی را می ‌توان به عنوان تاریخ‌ نگاری تحلیلی-انتقادی نام برد. انتخاب شخصیت ها آدمیت در تالیفاتش به شخصیت فردی و تاثیر آن در عقاید و آرای نویسندگان اجتماعی پرداخته و نگرش کلی آنان را بررسی کرده است. انتخاب شخصیت ها و بررسی آن ها تا حدودی ریشه‌ های فکری نویسنده را مشخص می‌ کند. او با بررسی و تحلیل زندگی و عقاید روشنفکران غرب زده ایرانی، باعث احیا و ترویج مجدد آثار آن ها می شد. تحلیل نظری فلسفه سیاسی آدمیت به تحلیل نظری از فلسفه سیاسی مشروطه به عنوان یکی از مراحلی که در تاریخ نگاری به آن می پردازد اشاره می کند. وی هدف خود را در این تحلیل نظری، بازنمایی تعارض تعلق اجتماعی جدید با بنیادهای سیاسی کهن در جامعه و ترکیب مجموع آن عقاید و آرا و جریان های فکری می داند. اندیشه های دینی و غیر دینی آدمیت در غالب نوشته‌ هایش اندیشه‌ های غیر دینی را عموما با مطالب تازه و جدید بیان می کند. نوشته ‌های او تحلیلی و نوعا انتقادی می ‌‌باشند که در این تحلیل و انتقاد، اندیشه دینی را در جامعه، ناکارآمد جلوه می دهد. هرچند وی به طور شفاف در مباحث خود به تفکیک میان اندیشه‌ های دینی و غیر دینی نپرداخته است، ولی با گزینش افراد و گروه‌ های سکولار و نقد جدی به جبهه مقابل این تفکیک را در خلال مباحث خود می ‌پذیرد و این رویه را دنبال می ‌کند. بی شک با توجه او به انجمن هایی که بیرون از ایران، ساماندهی و اداره می ‌شدند، جریان ها، انجمن ها و کمیته ‌هایی که در خلال کتاب های خود به آنها پرداخته است، از جمله تاثیرگذاران در جناح سکولار مشروطه به شمار می آیند که عمده انحراف و انحطاط مشروطه نیز از ناحیه این گروه‌ ها در این نهضت به وجود آمد. وی حرکت های مذهبی به رهبری روحانیون را، حرکت هایی ارتجاعی می‌ داند که دوام نمی ‌یابد، مگر آنکه قواعد آن بر اساس قوانین موضوعه بشری موجود در جهان، پایه ‌گذاری شود. 
مضامین نگارشی آثار فریدون آدمیت تاریخ نگاری و مباحث سیاسی بود که در این زمینه کتاب هایی را  تالیف کرد. علاوه بر عمده آثار او که در زمینه شناخت جنبش مشروطیت و شرایط اجتماعی و فرهنگی ایران در آغاز آشنایی با دنیای مدرن بود، پرسش فلسفی از چیستی مشروطه و کاوش تاریخی در اندیشه های مدرن ایران، جزو دو محور اصلی در تحقیقات آدمیت است. او در طی 20 سال فعالیت بیش از 25 عنوان کتاب و مقاله تالیف و منتشر کرد. برخی آثار - اندیشه ترقی و حکومت قانون در عصر سپهسالار - ایدئولوژی نهضت مشروطیت ایران - امیرکبیر و ایران - فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران - فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطیت ایران - اندیشه‌ های میرزا فتحعلی آخوند زاده - اندیشه ‌های طالبوف - اندیشه ‌های میرزا آقاخان کرمانی - مجموعه مقالات تاریخی - آشفتگی در فکر تاریخی - انحطاط تاریخ نگاری در ایران - جزایر بحرین: تحقیق در تاریخ دیپلماسی و حقوق بین الملل (به زبان انگلیسی) - و... 
از دو طریق می توان اندیشه ها و تفکرات سیاسی فریدون آدمیت را شناخت، یکی توجه به گزینش هایی که آدمیت آن ها را مورد بررسی قرار داده و دیگری هم با مطالعه اظهار نظرهای او در متن آثار تاریخی . او از تمام رویدادها و اندیشه‌ های معاصر تاریخ ایران، افکار پیشتازان فکری سکولار نهضت مشروطه را برگزیده‌ است و این نشان ‌دهنده نوعی همگرایی وی با بینش غیردینی و خرد گرایی صرف متفکران آن دوره می‌ باشد. آدمیت به دنباله روی شرقیان در همه حوزه‌ های متفاوت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و اخلاقی، از تفکرات دموکراتیک غرب تاکید دارد. وی با کسانی که شعار بازگشت به خویشتن را مطرح می ‌کنند مخالف است و آن ها را شدیدا مورد انتقاد قرار می دهد و تاکید می ‌کند هرچه در قلمروی حکمت سیاسی عقلی است، حاصل اندیشه و تجربه مغرب زمین می ‌باشد. می ‌توان نتیجه گرفت که آدمیت الگوی غربی و سکولار را، یک الگوی توسعه می داند. به این ترتیب تشخیص موضع آدمیت نسبت به روش های سیاسی اش چندان مشکل نیست و او را می ‌توان مدافع تمام عیار دموکراسی سیاسی نامید. دموکراسی اجتماعی آدمیت به دنبال تفکرات سیاسی اش و اعتقاد به این که فکر دموکراسی از غرب به ما منتقل شده، در کتاب "فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران" ابعاد دموکراسی اجتماعی را مورد بررسی قرار می دهد و در صدد آن است که تفکر آزادی خواهی را در تاریخ نگاری معاصر وارد کند. آدمیت معتقد است اندیشه دموکراسی اجتماعی برای اولین بار از اروپا و روسیه وارد ایران شد. فکر دموکراسی در ایران در ابتدای نهضت مشروطه با پیشرفت حرکت ملی و اعلام مشروطیت و تاسیس مجلس، زمینه تحول فکری و سیاسی تازه ای را فراهم آورد که منجر به نفوذ آن در بین مردم گردید. هرچند او مطالبی را در چگونگی ورود افکار دموکراسی اجتماعی به ایران مطرح می‌ کند، ولی در ارزیابی آن اندیشه ‌ها و چگونگی تعاملات آن با جامعه سنتی ایران، هیچ سخنی به میان نمی‌ آورد و به علل ناکارآمدی این اندیشه ها در ایران اشاره نمی‌ کند. اما باید دانست که از مهمترین علل شکست و نافرجامی این افکار در ایران، عدم سازگاری آنها با آموزه‌ های ملی و دینی مردم بود. هم چنین او در میان نویسندگان وطنی، به افرادی مانند "میرزا آقاخان کرمانی" و "میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی"، که قصد تاسیس مشروطه پارلمانی و دموکراسی سیاسی را داشته ‌اند و افکار آن ها مستقیما بر روی مسائل سیاسی غرب اثر دارد، اشاره می کند. جنبش تنباکو تفکرات سیاسی آدمیت که از غرب نشات می گرفت، او را در زمره روشنفکران غرب زده قرار داده بود. او در راستای خط فکری سیاسی اش، حرکت های مذهبی به رهبری روحانیون را حرکت های ارتجاعی فاقد دوام می دانست که بر اساس همین نگرش او، علمای شریعت در ایجاد حرکت مردم در جریان قیام تنباکو سهمی نداشتند و در اثر بازی حوادث به این ماجرا کشیده شدند. از نظر آدمیت، فلسفه جنبش تنباکو، مسائل اقتصادی-سیاسی بوده است و اعتراض صنفی بازرگانان و کسبه باعث شد تا علما ناخواسته وارد ماجرا شوند. از نظر آدمیت در جریان سیاسی-اقتصادی-اجتماعی جنبش تنباکو دو گروه تجار وعلما نقش داشتند. در یک طرف صنف تجار و بازرگانان بودند که گرچه در جنبش سهم مهمی داشتند، اما قادر به سازماندهی نهضتی اجتماعی و سیاسی به ابعاد جنبش تنباکو، نبودند و در طرف دیگر، گروه علما بودند که با مخالفت واگذاری امتیازات به بیگانه، برای نخستین بار، حرکتی را آغاز کردند که تاثیراتی بنیادین در رفتار سیاسی فقیهان شیعه به وجود آورد. انقلاب مشروطه آدمیت نهضت مشروطه را از نوع جنبش های آزادی خواه طبقه متوسط شهرنشین می دانست و روشنفکران اصلاح طلب و انقلابی، بازرگانان ترقی خواه و روحانیون روشن بین را از عناصر سازنده نهضت می داند. از آن جا که وی معتقد به حکومت دموکراسی غربی بود، در خصوص تشکیل جنبش سیاسی مشروطه ادعا داشت که روشنفکران درس خوانده، نماینده تعقل سیاسی غربی هستند و تنها گروهی هستند که تصور روشنی از مشروطیت دارند و از این طریق می کوشد تا روشنفکری و تجدد را موسس و موجد انقلاب مشروطه در تمام زمینه ‌ها معرفی کند. همچنین وی علت گرایش روحانیون به مشروطه را تلقین و نفوذ روشنفکرانِ آزادی خواه می ‌دانست. آدمیت با پرداختن به چهره‌ هایی همچون، "میرزا ملکم خان" (معروف به ناظم الدوله، روزنامه ‌نگار، سیاست‌ مدار دوره قاجار)، "میرزا فتحعلی آخوند زاده" (از پیشگامان جنبش ترقی‌ خواهی و ناسیونالیسم ایرانی)، "میرزا عبدالحسین" (معروف به آقاخان کرمانی، از شخصیت‌ های سیاسی جنبش مشروطه ایران) و "میرزا عبدالرحیم طالبوف" (از روشنفکران پیش از مشروطیت) و بیان این مطلب که تنها این عده به دموکراسی اجتماعی آشنا بودند، می‌ کوشد تا روشنفکران را در جایگاه رهبری تثبیت کند و نهضت مشروطه را با توجه به آثار و افکار سوسیالیسم و دموکراسی غربی بنیان گذارد. آدمیت در جریان نهضت مشروطه، تفاوتی میان علمای مخالف و موافق مشروطه نمی‌ بیند و هر دو گروه را مورد حمله قرار می ‌دهد. وی در آثار خود می‌ کوشد نقش تاریخی علما را زیر سوال ببرد و در تقابل بین روشنفکران و روحانیون، به این نتیجه برسد که روحانیون باعث انحطاط و عقب ماندگی کشور هستند چرا که خودشان فرسنگ ها از جامعه عقب هستند. همچنین از نظر او تصدی محاکم شرعی توسط روحانیت امری خودپرستانه و دنیاگرایانه است. 
فریدون آدمیت از زمانی که دانشجوی رشته حقوق بود مناصب مختلفی را برعهده گرفت و در طول زندگی خود، همیشه مورد حمایت دستگاه حاکمه پهلوی بود. هنگامی که در سال 1342 ش. به عنوان سفیر ایران در هند منصوب شد، شاه در استوار نامه او چنین آورد: «…لازم می ‌دانیم یکی از مامورین شایسته و مورد اعتماد خود را به سمت سفیر کبیر و نماینده فوق العاده در آن کشور تعیین نماییم...» وی زمانی که وارد مناصب شلغی شده بود سن کمی داشت که همین امر سبب شد تا عنوان جوان ‌ترین سفیر ایران در سازمان ملل، در سال 1330 ش. را دریافت کرد. از دیگر مناصب آدمیت می توان به موارد زیر اشاره کرد: - دبیر دوم سفارت ایران در لندن - معاونت اداره اطلاعات و مطبوعات - معاونت اداره کارگزینی - دبیر اول نمایندگی دائمی ایران در سازمان ملل متحد - رایزن سفارت ایران در سازمان ملل - نماینده ایران در کمیسیون وابسته به شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متحد - نماینده ایران در کمیسیون حقوقی تعریف تعرض - مْخبر کمیسیون امور حقوقی در مجمع عمومی نهم - نماینده ایران در کنفرانس ممالک آسیائی و آفریقائی در باندونگ - مدیر کل سیاسی وزارت خارجه - مشاور عالی وزارت امور خارجه - معاون وزارت امور خارجه - سفیر ایران در لاهه - سفیر ایران در مسکو - سفیر ایران در فیلیپین  - سفیر ایران در هند   
آدمیت به تاثیر سلیقه ها و نظرهای شخصی مورخ در تاریخ نگاری معتقد است. وی تاریخ ‌نگار را به هنرمند تشبیه می ‌کند و می‌ گوید مورخ هنگامی می‌ تواند هنرمندانه به کار خود بپردازد که  صاحب اندیشه و فکر باشد که از این رو تاثیر شخصیت عقلی مورخ در نوشته های خود تا درجه ‌ای بی ‌شباهت به تاثیر نویسنده در اثر هنری او نیست. از سوی دیگر از نگاه آدمیت در تاریخ ‌نگاری، ارزش ‌گذاری درباره حقایق تاریخی و طبقه ‌بندی حقایق تاریخی به زشت و زیبا، کامیابی و ناکامی، و تفاوت ‌گذاری میان تجارب زشت و زیبا و... اهمیت فراوان دارد. او معتقد است از آن جا که مورخ با انسانها سرو کار دارد و تاریخ گذشته انسان ها نشانگر غالب بودن دوران زشتی بر دوران خوبی هاست، بنابراین آدمیت توجه نکردن به این تجارب متفاوت و نفی ارزش‌ ها در تاریخ‌ نگاری را منتهی به نهیلیسم می ‌داند که خود سخت از آن گریزان است. 
افکار و نوشته های فریدون آدمیت موجبشد تا برخی از نویسندگان و مورخان و منتقدان به بررسی آثار او بپردازند که در این میان مخالفان و منتقدین او از طیف های متناقضی اعم از مذهبی و غیرمذهبی بودند.اظهار نظرها و انتقادات گروه ها و احزاب از آدمیت بدین ترتیب بود که برخی از نیروهای غیرمذهبی ایران به خاطر توجه او به نقش روحانیون در مشروطه و برخی از مذهبی ‌ها هم به خاطر توجه او به نیروهای غیر مذهبی و روشنفکران غیرمذهبی منتقد او بودند. همچنین برخی از اقلیت‌ های مذهبی چون بهاییان به خاطر دیدگاه ‌های او درباره "بهاء الله" و برخی از چپ ‌ها به دلیل مواضع او، به او انتقاد داشتند. "نیارکی" در خصوص نوشته های آدمیت در زمینه اندیشه ‌های غیر دینی می گوید که نوشته های او از سری نوشته ‌های دسته اول است که در آنها کوشش شده تا اندیشه دینی در جامعه ناکارآمد جلوه دهد. وی معتقد است آدمیت از تمام رویدادها و اندیشه‌ های معاصر تاریخ ایران، افکار پیشتازان فکری سکولار نهضت مشروطه را برگزیده ‌است و این نشان ‌دهنده نوعی همگرایی وی با بینش غیردینی و خردگرایی صرف متفکران آن دوره می ‌باشد. "عبدالله شهبازی" (نویسنده، مورخ و پژوهشگر ایرانی) در خصوص نظر آدمیت در مورد "آرامش دوستدار" (نویسنده سکولار ایرانی) این گونه ادعا می کند که، آدمیت به دلیل اینکه "آرامش دوستدار"، "میرزا حسینعلی نوری" (معروف به بهاء الله، پایه گذار دین بهایی) را در زمره پیامبران بزرگ الهی از جمله موسی(ع)، عیسی(ع)، زرتشت و حضرت محمد(ص) می ‌آورد، شارلاتانی می‌ خواند که می‌ خواهد مردم را تحمیق کند. "هما ناطق" (نویسنده، پژوهشگر) از نزدیک ترین همکاران آدمیت، او را چنین وصف می ‌کند: «...همه او را به آزادگی می ‌شناسند. به شرافت علمی شاخص است، هرگز دیده ‌نشد که از کسی سند یا مدرک تاریخی بگیرد و یا نکته ‌ای بشنود و منبع آنرا ذکر نکند...» 
فریدون آدمیت از بیماری "آمفیزم" رنج می ‌برد و بر اثر شدت یافتن بیماری گوارشی و تنفسی که مدتها به آن ابتلا داشت از چند هفته قبل از مرگ در بیمارستان تهران کلینیک بستری بود و سرانجام بعد ازظهر 10 فروردین سال 1387 ش. در سن 87 سالگی در همان بیمارستان درگذشت. 
علاوه بر آن که خود فریدون آدمیت نویسنده آثار و تالیفات متفاوتی بود پس از درگذشت او، کتب و نوشته هایی در جهت شناساندن شخصیت آدمیت، تالیف شد. در همین راستا "علی اکبر جعفر دهباشی" (معروف به علی دهباشی، پژوهشگر و نویسنده) با نگارش کتاب قطوری به نام "یادنامه فریدون آدمیت" که در سال 1390 ش. و در انتشارات افکار به چاپ رسید، نوشته‌ هایی را که دوستان، همکاران و نویسندگان دیگر در توصیف آدمیت به جا گذاشته بودند را محور اصلی کتاب خود قرار داد. قبل از آن "علی دهباشی" ویژه ‌نامه ‌ای در مجله شماره 65 از نشریه بخارا در سال 1387 ش. را به فریدون آدمیت، اختصاص داده بود. هم چنین از آثار تالیفی در خصوص آدمیت می توان به تالیف کتابی به نام "فریدون آدمیت و تاریخ مدرنیته در عصر مشروطیت" با نگارش "علی اصغر حقدار" (نویسنده و منتقد) که در سال 1387 ش.، و با همکاری انتشارات کویر به چاپ رسید اشاره کرد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۳۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۲:۳۱

فریدون آدمیت

خلاصه زندگی نامه

 فریدون آدمیت، محقق و نویسنده تاریخ معاصر و از اعضای کانون نویسندگان آزاداندیش که مناصب شغلی بسیاری را در دستگاه پهلوی برعهده گرفت و در سال 1330 عنوان جوان ‌ترین سفیر ایران در سازمان ملل  را دریافت کرد. وی از جمله مروجین ادبیات و تفکر مدرنیسم سکولارردر ایران بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع