فردریک شوپن (Frederic Chopin) در اول مارس 1810، در روستای "زلازولا" در نزدیکی "ورشوی لهستان" به دنیا آمد. خانواده شوپن در اکتبر 1810 به ورشو نقل مکان کردند. استعداد موسیقایی شوپن جوان در سال‌های آغاز زندگی اش ظهور کرده تا آنجا که در ورشو به لقب "موتسارت دوم" مشهور شد. او تنها نیمی از زندگی خود را در لهستان سپری کرده و در سال 1831 برای همیشه به پایتخت فرانسه کوچ کرد. نخستین درس‌های حرفه‌ای پیانو را از تسیونی Zywny آموخت. این دوره از سال 1816 تا 1822 به طول انجامید. معروف است که قطع شورانگیز اتود شماره 12 (اوپوس 10) معروف به “اتود انقلابی” را شوپن به یاد قیام آزادیخواهان میهن خود (لهستان) تصنیف کرد. شوپن در سال 1831 به پاریس رفته و جز چند سفر کوتاه و سختی که به مایورکا و لندن داشته، در آنجا زیست. كنسرت اول شوپن، در 15 ژانویه 1832 در سالن پلیل Pleyel و آخرین کنسرت وی در فوریه 1848 در پاریس، به اجرا درآمد. شوپن سرانجام، در سحرگاه هفدهم اکتبر سال 1849 درگذشت. 
پدر فردریک، نیكلا شوپن، اصالتا فرانسوی و اهل "لورن" بوده كه در جوانی به "لهستان" آمده، اما مادرش "لهستانی" بوده و در این نسب شوپن از نژاد "اسلاو" بود . پدرش ویلونسل می‌نواخت و مادر و خواهرانش در نواختن پیانو ماهر بودند. مادرش او را کنار پیانو بزرگ کرد. ازدواج شوپن، بعد از كسب شهرت در پاریس، بار دیگر به آلمان مسافرت كرده در سفر "درسدن" با دوست دوره كودكیش "ماریا ودزینسکی" (M.Wodzinska ) ملاقات كرد. شوپن در این ملاقات به ماری علاقه پیدا كرد . ابتدا خانواده ودزینسكی با مهربانی بسیار با او رفتار كردند و حتی نامزدی او را با ماری پذیرفتند اما بعدها به واسطه ضعف مزاج و مضیقه مادی شوپن از ازدواج این دو ممانعت كردند و نامزدی آنها را به هم زدند. شوپن در مجموعه آثار خود 18 والس شناخته شده دارد. او والس معروف به خداحافظی و همچنین پیش از آن والس اپوس 18 خود را به نامزدش کنتس ماریا ودزینسکا تقدیم کرده است. وی هم چنین در 1838،  با "ژرژ ساند" آشنا شد و این رابطه که به سختی می ‌توان درباره شیرین یا تلخ بودنش قضاوت کرد تا سال 1847 به طول انجامید. آن‌ها در زمستان 1839 به "مایورکا" رفتند که هوای نامساعد آنجا و نمناک بودن اتاق‌هایی که شوپن در آن‌ها اقامت داشت، تأثیر بسیار بدی بر سلامتی اش گذاشت تا آنجا که آن‌ها مجبور به بازگشت به خانه شدند و شوپن پس از آن دیگر هرگز نتوانست سلامت خود را بازیابد. وقتی ژرژ ساند، پرلود شماره‌ی 15 او را که در هوای سرد و بارانی در صومعه‌ای در مایورکا ساخته شده بود، «قطره‌های باران» نامید، در نتیجه به همین نام در فهرست آثار شوپن ثبت شد. در سال 1845 مشکلات زیادی در رابطه بین شوپن و ساند ظاهر شده و در 1846 این رابطه با ورود مشکلات دیگر تیره تر گردید و این همان سالی بود که ساند یکی از رمان‌هایش به نام "نوکرزیا فلوریانی" که اصلاً برای شوپن خوشایند نبوده را منتشر کرد. داستان این رمان به داستان یک هنرپیشه ثروتمند و یک شاهزاده بیمار برمی گشت که احتمالاً بازتابی از روابط میان خود او و شوپن بود. مشکلات خانوادگی سرانجام در سال 1847 به قدری قوت گرفت که منجر به قطع رابطه آن دو شد. 
فردریک وقتی از هفت سالگی درس پیانو را شروع كرد به آهنگهای محلی لهستان توجه پیدا كرده و بعد از یک سال توانست نخستین پولونز Polonaise  خود را به سبک آهنگهای محلی تصنیف كند. بعدها رقص های دیگری مانند كراكویاک Krakaviak، رقص محلی كراكوی، مازوركا Mazurka، رقص محلی مازوری و فانتزیهای بومی دیگر ساخت. در هشت سالگی كنسرت او با موفقیت بی نظیری استقبال شد. به زودی استعداد فوق العاده شوپن مورد توجه اشراف لهستان واقع شده و او را برای نواختن پیانو به مجالس خود دعوت كردند. هنگامی كه الكساندر اول تزار روسیه به ورشو آمد شوپن در حضور او پیانو نواخت و به دریافت یک انگشتر الماس نائل شد. 
شوپن در پاییز 1831 وارد كشور فرانسه شد و در این وقت بیست و یکسال از عمرش می گذشت . آن روزها پاریس مجمع ادبا و هنرمندان بود . نام نویسندگان بزرگ مانند ویكتور هوگو ، بالزاک، آلفردو وینیی، لامارتین، آلفرد دوموسه و ژرژسان در هر محفلی شنیده می شد . بین نقاشان نام دولاكروا، انگر، دولاروش مشهور شده و در موسیقی بوالدیو، هرولد برلیوز اهمیت بسیار داشتند، به خصوص آن روزها پاریسی ها به سنفنی "فانتاستیکبرلیوز" خیلی مباهات می كردند . علاوه بر آنها چند آهنگساز خارجی مانند فرانس لیست از مجارستان، كروبینی، رسینی و بایر از ایتالیا و مایربر از آلمان در آن شهر اقامت داشتند . شاگردی كالكبرنر بعد از اقامت در فرانسه،  "كالكبرنر" Kalkbrenner  (سالهای 1784-1849) بزرگترین پیانیستی بوده كه در پاریس اقامت داشت و شوپن در یكی از كنسرتهای او طوری شیفته تكنیک او شد كه تصمیم گرفت پیش او درس پیانو بگیرد.  كالكبرنر كه با نظر حقارت به شوپن می نگریست در اولین ملاقات او را مایوس كرده و گفت برای اینكه پیانیست قابلی بشود باید سه سال پیش او درس بخواند . اما به زودی بین شاگرد و استاد حس تفاهم ایجاد شد و كالكبرنر دانست كه شوپن با شاگردهای دیگر پیانو فرق بسیار داشته به این جهت با او دوست شده و در اولین كنسرت شوپن از هیچ كمكی دریغ نكرد. 
كنسرت اول شوپن در 15 ژانویه 1832 در سالن پلیل Pleyel  صورت گرفت . شوپن در این كنسرت واریاسیون La ci darem  كه تم آن را از اپرای "دن ژوان موتسارت" گرفته و همچنین كنسرتوی پیانو در فا مینور را كه در سال 1829 به پایان رسانیده بود، اجرا كرد. در این كنسرت كالكبرنر ،لیست و مندلسون حضور داشتند و او را تحسین بسیار كردند . به این طریق شوپن با یک كنسرت در ردیف پیانیست های بزرگ پاریس درآمد و به زودی اشراف لهستان مقیم پاریس از او حمایت كردند . دوستی شوپن با لیست از همین تاریخ شروع شد و شوپن اتودهای خود را به او تقدیم كرد. 
همه آثار شوپن برای پیانو نوشته شده‌اند که این آثار یا به صورت تکنواز هستند یا با همراهی پیانو دوم، ویلن، ویلن سل، آواز و یا ارکستر. آثار طولانی اش همانند 4 بالاد، 4 اسکرتزو، بارکاروله60 .Op، فانتزی 49.Op و سونات‌هایش همانند آثار کوتاه تر او مثل ایمپرومتوها، مازورکاها، نوکتورن‌ها، والس‌ها و پولونزهایش، جایگاهی تثبیت شده در بین آثار (رپرتوار) پیانو دارند. دو مجموعه مهم شوپن برای پیانو تنها عبارت اند از 24 پرلود 28.op و اتودهای 10.op و 25.op. شوپن والس در آپارتمانThe waltz in D flat را برای سگ ژرژ ساند نوشته بود. این کار به والس دقیقه مشهور بوده , چون میتوان آن را در عرض یک دقیقه اجرا کرد. او اثر دیگری هم داشته که آن را به نام والس گربه میشناسند که از قرار معلوم آن را با الهام از صدای پریدن گربه خود به روی دگمه های پیانو ساخته بود. آهنگ تا آخر زمان ( Till the end of time) که برای فیلمی در باره زندگی شوپن ساخته شده, بر گرفته از یکی از پلونیز های خود اوست. بیش از یک میلیون نسخه از این آهنگ در سراسر دنیا به فروش رفت. "همیشه دارم رنگین کمان ها را دنبال میکنم" هم اسم یکی دیگر از آهنگ های محبوب آمریکایی بوده که با استفاده از ملودی یکی از آثار شوپن ساخته شد. محبوب ترین قطعه از آثار شوپن "اتود انقلابی" که همچون آثار دیگر اتودهای شوپن از جنبه‌های زیبایی‌شناسی، آموزشی و توسعه و کشف امکانات تازه ساز پیانو برخوردار است، در شرایطی استثنایی ناگهان تبدیل به فریادی پرخروش علیه متجاوزان می‌شود و از این نظر در میان مجموعه بیست و هفت اتوود شوپن به تابلوی گوئرنیکای پیکاسو- که آن هم در اعتراض به حمله نیروهای فاشیست به هموطنانش به تصویر کشیده شده، شباهت دارد. می‌گویند این اثر هنگام حمله آلمان به لهستان و آغاز جنگ جهانی دوم به عنوان آخرین برنامه رادیو ورشو در زیر بمباران سنگین نیروهای نازی پخش شد. اتوود انقلابی یکی از محبوب‌ترین قطعات شوپن است و علاوه بر محبوبیت جهانی نقشی تاریخی در حافظه ملی مردم لهستان دارد. ویژگی آثار شوپن موسیقی شوپن سرشار از زندگی است. شور و هیجانی که از کار این هنرمند خسته و درمانده بیرون می‌ریزد، نفس را بند می‌آورد. نوای موسیقی گرم و پرتپش شوپن، یکراست از قلب او روی شاسه‌های پیانو منتقل می‌شود. هنرمندان بزرگ قرن: اوژن دولاکروا، نقاش معروف فرانسوی، هاینریش هاینه، شاعر بزرگ آلمانی، روبرت شومان و فرانتس لیست، همکاران شوپن که با او دوستی داشتند، از شور نیرومندی که از موسیقی این هنرمند رنجور و آرام برمی‌تراوید، مبهوت بودند.  
شوپن هشت روز پیش از انقلاب فوریه 1848 در پاریس، آخرین کنسرتش را به اجرا درآورد و سپس به خواهش یكی از شاگردان انگلیسی خود "جین استیرلینگ" G.Sterling  به انگلستان و اسكاتلند مسافرت كرد و در حضور ملكه ویكتوریا كنسرت داد. شوپن در این دوران، شدیدا بیمار شده تا آنکه هنگام بازگشت به پاریس، در خانه خواهرش لودویکا ماند. خواهر و شوهر خواهرش نیز از لهستان به پاریس رفتند تا از او نگهداری کنند. چند روز قبل از مرگ از خواهرش خواهش کرده بود که نوشته ها و نت های چاپ نشده اش را بسوزاند و گفته بود که «من به خود و به دوستدارانم این تعهد نانوشته و ناگفته را داده ام که فقط بهترین آثارم را عرضه کنم. بدین اصل در تمام عمرم وفادار بوده ام و اکنون هم بدان قول عمل می کنم.» 
شوپن در سراسر زندگی از بیماری‌های جسمی و روحی رنج برد. دلیل بیماری و مرگ وی سیستیک فیبروز (بیماری سیستماتیک مادرزادی که دستگاه های تنفسی و گوارش را درگیر می کند) بود. ولی گروهی از پزشکان اسپانیایی گفته اند: که شوپن احتمالا دچار بیماری صرع گیجگاهی نیز بوده که یکی از دلایلی که آنها برای این نتیجه گیری خود مطرح می کنند دچار شدن این آهنگساز به خیالات و توهمات ترسناک است. شوپن در نامه ای از لحظات اجرای یکی از آثار خود در یک سالن خصوصی در شهر لندن در سال 1848 گفت. در آن لحظات موجودات ترسناکی را دید که از پیانویش خارج شده و چنان او را دچار وحشت کردند که مجبور شد سالن را ترک کرده تا کنترل احساس خود را بازیابد. این پزشکان به این نکته نیز واقف اند که شوپن برای کاهش درد ناشی از مشکلات جسمی متعدد خود از نوعی داروی مسکن با ترکیب تریاک استفاده می کرد،  ولی آنها استفاده از این دارو را دلیل هجوم اوهام و کابوس نمی دانند. چون کیفیت و جزییات کابوسهای شوپن به گونه دیگری بوده و علاوه بر این مدتها قبل از استفاده از این دارو دچار این حالت وهم و کابوس می شده است. 
فردریک شوپن تنها 39 سال زیست و در این زمان کوتاه بیش از زمان عمرش به پیانو و خنیاگری خدمت کرد. سرانجام شوپن در 17 اکتبر سال 1849 در پاریس درگذشت. پیکر نحیف او در گورستان "پرلاشز" به خاک سپرده شد، اما به وصیت وی و به ابتکار خواهرش، قلب او به میهن اصلی اش، "لهستان" برده و در کلیسایی در "ورشو" نگه ‌داری کردند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۵۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۵۱

فردریک شوپن

خلاصه زندگی نامه

 فردریک شوپن، شاعر لهستانی، یکی از نوازندگان چیره دست "پیانو" بود. سبک موسیقیایی شوپن، از سال 1830 میلادی به بعد شکل گرفته که از وی به عنوان "شاعر پیانو" یاد شده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع