فردریک وینسلو تیلور (Frederick Winslow Taylor) در 20 مارس 1865 در "فیلادلفیا" آمریکا متولد شد. پدرش، دارای لیسانس حقوق و وکیل بود و پول کافی را از وام های مسکن دریافت می ­کرد و یک کار معمولی نداشت. مادرش یک طرفدار القای بردگی و طرفدار آزادی زنان بود. او یک ایستگاه راه­ آهن زیرزمینی برای برده­ های فراری راه انداخته بود. پدر و مادرش مسیحیان معتقدی بودند که به زندگی ساده اعتقاد داشتند.تیلور چند اصل مدیریتی برای بالا بردن کارایی در کارخانه ها بیان کرد و شهرت وی در ارائه روشهای مدیریت علمی می باشد. وی در سن 59 سالگی در امریکا درگذشت. 
اگر چه تیلور در امتحان ورودی دانشگاه "هاروارد" پذیرفته شده بود اما به دانشگاه وارد نشد و به جای آن ترجیح داد تا کارآموزی خود را در کارخانجات مختلف به عنوان ابزار کار و کارگر ماهر هیدرولیک شروع کند و پس از طی دوره آموزش دوره های مهندسی مکانیک را به پایان رسانید.تیلور در بیست و پنج سالگی کاری تمام وقت در موسسه استیون در نیوجرسی داشت که توانست مدرک مهندسی اش را در آنجا کسب نماید. تا امروز هیچکس این رکورد را نشکسته است.اگر چه او در ریاضیات و ورزش بی نظیر بود و درجه ای از یک دانشگاه خصوصی داشت، تصمیم گرفت که به عنوان یک تعمیر کار ماشین و قالب ساز در شرکت هیدرولیک ورکس در فیلادلفیا مشغول به کار شود.پس از شاگردی اش در شرکت هیدرولیک ورکس ، به عنوان کارگر معمولی در شرکت میدوال استیل مشغول به کار شد. او کارش را به عنوان یک کارمند فروش آغاز کرد و خیلی زود به یک تعمیر کار ماشین، سرکارگر، سرکارگر حفاظت و نگهداری و مدیر طراح ارتقا یافت. در طول شش سال او به یک مدیر تحقیقات و سپس یک سر مهندس تبدیل شد. در تمام مدتی که او در آنجا کار می­کرد، توانست اجزای کار در کارخانه را معرفی نماید. هدف او پیدا کردن کارآمدترین روش برای انجام کارهایی خاص بود. او دقیقا چگونگی انجام کار را مشاهده کرد و سپس مقدار تولید شده را اندازه گیری نمود. 
تیلور به عنوان رئیس واحد مهندسی انتخاب و در سال 1890  به عنوان مدیر عامل شرکت سرمایه گذاری ساخت MIC منصوب شد در نهایت اولین مشاور مستقل در مدیریت را پایه گذاری کرد. او برنده جوایز قهرمانی تنیس و گلف هم بود. 
بسیاری از تفکرات تیلور و اندیشه های تیلور امروزه اجرا پذیرند. سه اصل مدیریت علمی زیر هم چنان مورد پذیرش مدیران است که عبارت اند از:الف) نظام پرداخت پاداش: پایه نظام پرداخت پاداش این است که اگر تشویق و تقدیر می تواند به ایجاد انگیزه در بهینه سازی کار و فعالیتها بی انجامد باید آن را اجرا کرد. کار متوسط باید زیاد شود و در صورتی که بیش از آن بهره وری به دست آید باید تشویق و قدردانی شود. بنابراین سنجش و ارزیابی دقیق و متوسط کار کارگران ضروری است. ب) استاندارد کیفی: تهیه مستندات کتبی از فعالیتهای کارکنان در شمار مدیریت علمی است. امروزه روش ISO9000 و ویرایشهای بعدی در تهیه استاندارد کیفیتی و برای مستندسازی آنها ضروری است. زیر بنای این روش تهیه جزئیات انجام فعالیتها و نمودار سازی و بهینه سازی آنها با هدف فعالیتهای زاید و تکراری است. ج) ارائه پیشنهادها: تیلور معتقد بود مهمترین پیشنهادها از طرف مجریان و انجام دهندگان ضروری است. او برای تشویق کارکنان به ارائه پیشنهادهای بهبود کار و فعالیتها و روشهای تشویقی را مثبت می داند و حتی پرداخت پاداش های نقدی را توصیه می کند. اگر چه در نهایت بسیاری از مدیران معتقدند نظریات تیلور مکانیکی و ماشینی است و رفتار آموزش انسان با حیوان و ماشین متفاوت است اما باید توجه داشت که او مدیر و مهندس عصر خود بود یعنی زمانی که اوج رشد صنعتی و تولید انیوه و ساخت هدف قرار داشت. به هر حال بدون شک تیلور را باید پدر مدیریت علمی دانست و تفکرات و اندیشه های او را که بعدها مورد توجه "التون مایو" و "ماکس وبر" قرار گرفت قدرشناسی کرد. 
شهرت فردریک تیلور در ارائه روشهای مدیریت علمی است. مطالعه سیستماتیک و نظام مند تیلور درباره رابطه بین کارکنان و وظایف برای طراحی انجام کارها با هدف افزایش کارایی است. فردریک تیلور معتقد بود با کاهش زمان و کوششهای زاید کارگران برای انجام کارها و وظایف می توان مجموع بازده کارگاه را افزایش داد. تیلور راهکار اجرایی این افزایش بازدهی را در تقسیم کار و ایجاد تخصیص مهارت برای کارگران می داند. او معتقد است این نتیجه هنگامی به دست می آید که از قدرتهای مدیریت علمی پیروی کنیم به جای اینکه از روشهای آزمایش نشده استفاده شود. در مجموع فردریک تیلور برای افزایش کارایی کارگاهها چهار اصل را به شرح ذیل پیشنهاد کرد: اصل اولبه نظر تیلور اصل اول در مدیریت علمی، انجام مطالعه وظایف کارگران و روش انجام کار آنها است. بر همین اساس باید نسبت به جمع آوری دانش کاری غیر رسمی کارکنان و تجربیاتی که برای اجرای وظایف خود به کار می برند اقدام شود تا بتوانیم به روشهای اجرایی کار مطلوب و کارا راه یابیم تا روش بهینه اجرای وظایف بدست آید. آقای تیلور پس از مطالعات سرانجام روشی منطقی و مهندسی برای انداره گیری کار افراد در نظر گرفت که عبارت بود از مطالعه دقیق زمان و حرکت انجام کار و بهینه سازی آنها و ایجاد هماهنگی بین وظایف مختلف برای ساخت و تولید یک کالا و انتخاب بهترین راهکار اجرای وظیفه متناسب با توانایی های کارگر. اصل دومآقای تیلور اصل دوم را کد گذاری و تایین شماره مسلسل برای انجام وظایف به منظور تایین استاندارد کارکرد و رویه های اجرای وظایف محوله می داند و معتقد است باید روش اجرای وظیفه به تمام کارگران ابلاغ گردد. این روش کار در حکم استاندارد کار و وظیفه ساده برای انجام کار تعیین شده است. بدین وسیله مجموع کارایی و بهره وری سازمان افزایش خواهد یافت. اصل سوماصل سوم انتخاب کارگران ماهر است، انتخاب کارگران باید به نحوی صورت گیرد تا با تخصص و مهارت آنان برای انجام کار مطابقت داشته باشند و برای ارتقاء تخصص آنها باید برنامه های آموزشی را اجرا کرد تا با روشهای جدید انجام کار آشنایی پیدا کنند. اصل چهارمتیلور پیشنهاد کرد تا یک استاندارد مطلوب و مورد قبول انجام کار تهیه شود. این استاندارد همراه با نظام پرداخت دستمزد و نظام تشویق کارگران برای افزایش بهره وری اضافه بر استاندارد تولید در نظر گرفته شود. برای تشویق کارگران به پیروی از استانداردهای تولید و حتی تولید افزون بر استاندارد باید استانداردهای تولید و ساخت ثبت شوند و بر اساس آن دستور کارهای پرداخت دستمزد تهیه شوند.  
روش مدیریت علمی تیلور در سال 1910 به صورت یک نظام ملی تولید و ساخت برای کارخانه جات ابلاغ گردید. اما بسیاری از مدیران محافظه کار کارخانجات سعی در انتخاب و اجرای پاره ای از این روشها را داشتند. این روش انتخاب، سبب بروز اختلافاتی گردید، بدبن ترتیب که کارگران نیز تشخیص دادند کارایی سبب کاهش تعداد کارگران خواهد شد. بعلاوه افزایش مهارتها، ساده سازی مشاغل و یکنواخت سازی کارها باعث ایجاد نارضایتی در کارکنان گردید. در نتیجه مدیریت علمی تیلور نارضایتی های بسیاری را در محیط کار و روابط کارگری به وجود آورد. از جمله اینکه کارگران سعی کردند در برابر اجرای روشهای بهبود کار مقاومت و مقابله کنند. حتی در بسیاری از مواقع دانش و یافته های خود را از مدیران پنهان می کردند. از طرفی همین رفتار و مقابله کارگران با روشهای جدید بهبود وظایف، کارفرمایان و مدیران را تشویق به نوآوریها و خودکارسازی کارها و استفاده بیشتر از ماشین کرد. مثلاً "هنری فورد" برای کارخانجات اتومبیل سازی تسمه و نوار نقاله هایی را تهیه و در کارگاه ها نصب کرد تا بدین ترتیب در انجام کارها تسریع شود. 
آقای فردریک تیلور معتقد بود با مطالعه کار و گامهای اجرایی وظایف کارگران و با نظم بخشیدن به آن می توان به حداکثر کارایی رسید. پیشنهاد او برای افزایش کارایی تهیه طرح مزد تشویقی بود. اما او معتقد بود قبل از افزایش دستمزد باید نسبت به مهندسی روش کار اقدام کرد بدین ترتیب که فرایند کارها و فعالیتها و وظایف به طور دقیق به اجزاء تشکیل دهنده شکسته و سپس زمان سنجی شوند تا بتوانیم زمان مناسب برای گامهای انجام کار را به دست آوریم و ابزار مناسب برای آن انتخاب و در اختیار فرد قرار دهیم. تیلور معتقد بود بدین وسیله متوسط تولید برای هر کارگر به دست می آید که می توان آن را در طول بهینه ساخت و در نتیجه مطلوبیت و حداکثر بهره وری را به دست آورد. او اظهار داشت سیاست پرداخت دستمزد افزون بر سطح متوسط بهره وری به طرح تشویقی و پرداخت مزد تشویقی نیاز دارد هم چنان که کاهش از این سطح باید همواره با پرداخت جریمه و غرامت باشد. 
فردریک تیلور در 21 مارس 1915 در فیلادلفیا آمریکا درگذشت. در پایان حیات، تیلور حداقل 50 طرح را به ثبت رسانیده بود که ثروت خوبی را برای او به ارمغان داشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۰:۰۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۰:۰۷

اسناد و مراجع