فردریش انگلس (Friedrich Engels) در 28 نوامبر 1820 در غرب آلمان در "ووپرتال" متولد شد. وی پسر ارشد یک تولید کننده ثروتمند آلمانی پروتستان معتقد بود. اعتقادات ملحد گونه فردریش باعث شد با والدینش روابط خوبی نداشته باشد. آنها انتظار داشتند تا فردریش نیز به کار تولید و تجارت بپردازد به همین منظور پدرش وی را به "برمن" فرستاد ولی فعالیتهای انقلابی فردریش آنها را ناامید کرد.انگلس تئوری ماتریالیسم دیالکتیکی را در علوم طبیعی به‌ کار گرفت. وی با کارل مارکس رابطه دوستانه ای پیدا کرد و در تمام فعالیتها هم پای هم پیش رفتند. وی در انتشار کتاب "سرمایه" تلاشهای زیادی را انجام داد و فعالیتهای زیادی در جهت پایه ریزی آینده روشن برای قشر کارگر انجام داد. همچنین انقلاب سوریه را به همراه مارکس پیش بینی کرده بود و با انقلابیون روسیه در ارتباط بود.انگلس در 75 سالگی در لندن درگذشت. 
انگلس در "برمن" شروع به مطالعه فلسفه "هگل" کرد و در سپتامبر 1838 اولین اثر خود را که یک شعر با عنوان "بدوی" بود در یک روزنامه به چاپ رساند و پس از آن به ادبیات و روزنامه نگاری مشغول شد.انگلس در مقالات خود به شدت از بحرانها و ناهنجاریهای ناشی از صنعتی شدن جامعه انتقاد میکرد و برای اینکه خانواده اش از عکس العملهای متقابل در امان بمانند از اسم مستعار "فردریش اسوالد" استفاده می کرد.در سال 1841 انگلس به ارتش پروس پیوست و در برلین جلساتی را با گروهای جوان هگلی می گذاشت و برای آنها سخنرانی می کرد. همچنین به انتشار مقالاتی در خصوص افشای شرایط زندگی فقرا و کارگران کارخانه ها در نشریه کارل مارکس به نام "راینیشه تسایتونگ" اقدام می کرد، انگلس همیشه به تاثیر فلسفه آلمانی در رشد فکری اش اذعان داشت. 
در سال 1842 پدر و مادر انگلس، پسر 22 ساله خود را به یک مرکز تولید فرستادند، پدر انگلس فکر می کرد کار در شرکت منچستر ممکن است باعث شود پسرش نسبت به برخی نظرات لیبرالی خود تجدید نظر کند. انگلس در راه منچستر از دفتر نشریه "راینیشه تسایتونگ" دیدن کرد و موفق به ملاقات با کارل مارکس شد. 
انگلس در منچستر با "مری برنز" که زنی قوی و دارای عقاید رادیکالی بود آشنا شد و به مدت 20 سال یعنی تا زمان مرگ "مری برنز" زندگی مشترک آنها ادمه پیدا کرد. آن دو هرگز با هم بطور رسمی ازدواج نکردند چون هر دو مخالف رسم معمولی ازدواج بودند و آنرا ظلم و ستم طبقاتی میدانستند البته این در حالی بود که انگلس تک همسری را یک فضیلت می دانست."ماری برنز" بطورناگهانی در سال 1863 بر اثر بیماری قلبی از دنیا رفت و انگلس با خواهر او یعنی "لیدیا" به مدت 11 سال به عنوان زن و شوهر زندگی کردند تا عاقبت "لیدیا" هم در سال 1878 درگذشت.  
انگلس در منچستر بین ماههای اکتبر و نوامبر 1843 اولین کار اقتصادی خودش را با موضوع "نقدی بر اقتصاد سیاسی" نوشت و در سال 1844 آنرا به انتشارات کارل مارکس فرستاد تا چاپ شود. این مقاله مشاهدات انگلس از محله های فقیر نشین بود که با جزئیات کامل به موارد تاسف باری همچون؛ کودکان کار، غارت محیط زیست و کار اضافه کارگران فقیر می پرداخت.این مقاله در دو مجله به چاپ رسید و اعتبار لازم را برای اینکه انگلس کتاب چاپ کند، فراهم کرد. 
انگلس برای اولین کتاب خود به وضعیت طبقه کارگر در انگلستان پرداخت. این کتاب از سپتامبر 1844 تا مارس 1845 جمع آوری شد و در سال 1845 در آلمان به چاپ رسید. انگلس در این اثر آیندهٔ تابناک طبقهٔ کارگر و نیز رسالت تاریخ‌ساز آن ‌را بیان کرد. این کتاب در سال 1847 به زبان انگلیسی منتشر شد. 
ملاقات دوم انگلس و مارکس در 28 اوت 1844 در پاریس اتفاق افتاد زمانیکه انگلس تصمیم گرفته بود به آلمان بازگردد به پاریس رفت و مارکس را ملاقات کرد. در این زمان مارکس کتاب "طبقه کارگر در انگلستان" انگلس را خوانده بود و تحت تاثیر آن قرار گرفته بود. مارکس هم این ایده انگلس را پذیرفت که طبقه کارگر با انقلاب، جامعه را به سوی سوسیالیستی پیش می برند و این موضوع را به عنوان بخشی از فلسفه خود در نظر گرفتند.انگلس قبل از انتشار کتاب خود در اواخر آوریل 1845 به بروکسل رفت تا با مارکس در کتاب دیگری با نام "ایدئولوژی آلمان"، همکاری کند. در زمانی هم که انگس در "برما" آلمان زندگی می کرد با سوسیالیستهای "راین لند" تماس برقرار کرد و تلاش کرد برای انتشارات مارکس در بروکسل پول جمع کند. این ارتباط برای مارکس و انگلس منجر به تشکیل یک سازمان سیاسی برای حزب کارگران آلمان شد.در این مدت انگلس و مارکس با هم همکاری کردند و به یک جامعه مخفی انقلابی به نام "لیگ" پیوستند. لیگ درسال 1837 درفرانسه با هدف ترویج تساوی در جامعه با سرنگونی دولت وقت شکل گرفته بود ولی فقط در شورش 1839 که یک شورش انقلابی سوسیالیستی به رهبری "لویی آگوست بلانکی" بود، شرکت کرد. 
از سال 1845 تا 1848 انگلس و مارکس در بروکسل زندگی کردند و در این زمان بیشتر وقت خود را به سازماندهی کارگران بومی آلمان اختصاص دادند. مدتی از سفر آنها نگذشته بود که با لیگ زیرزمینی و کمونیستی آلمان ارتباط برقرار کردند و به آنها پیوستند.این لیگ جانشین لیگی بود که در سال 1837 تاسیس شده بود. این لیگ تحت تاثیر "ویلهلم ویتلینگ" یک لیگ کمونیستی با جامعه کارگری و انقلابی بود که شعبه های مختلفی در شهرهای اروپا داشت. همچنین این لیگ با سازمان زیرزمینی "لویی آگوست بلانکی" در تماس بود. 
انقلاب کارگری سال 1848 که از فرانسه شروع شد و کشورهای اروپای غربی را نیز در بر گرفت، باعث شد که انگلس و مارکس به کشور خود یعنی آلمان بازگردند. در زمان زندگی در "کلن" برای روزنامه "نئو راینیشه تسایتونگ" ویراستاری می کردند. مادر انگلس طی نامه ای از حضور موثر پسرش در انقلابهای 1848 اظهار تاسف می کند و از وی می خواهد مسیر زندگی خود را تغییر دهد.در این مرحله والدین انگس احساس کردند تنها امید برای تغییر زندگی پسرشان مهاجرت او به آمریکا و شروع زندگی جدیدی است. با توجه به وابستگی اقصادی که انگلس به خانواده خود داشت این مشکل در روابط آنها باعث شد تا انگلس برای کسب استقلال مالی مشغول کار شود. وی کار خود را با نوشتن مقاله ای با عنوان "مبارزان مجارستان" که شامل گزارشهایی از انقلاب برای استقلال جمهوری مجارستان بود، شروع کرد. 
در ژوئن 1849 در طی کودتای نافرجام پروس، روزنامه مارکس سرکوب شد و شهروندی او در پروس باطل و مجبور شد به پاریس و سپس به لندن فرار کند. انگلس در پروس ماند و در یک قیام مسلحانه در آلمان جنوبی به عنوان نیروهای داوطلب شرکت کرد ولی این شورش سرکوب شد و انگلس به عنوان آخرین نیروهای داوطلب از مرزهای سوئیس فرار کرد.انگلس از طریق سوئیس در ایمنی کامل به عنوان یک پناهنده به انگلیس سفر کرد و در 6 ژوئن 1849 مقامات پروس حکم بازداشت انگلس را به همراه شرح کامل مشخصات فیزیکی او صادر کردند. انگلس که در امنیت کامل در به سر می برد مشغول نوشتن خاطرات خود از عملیات نظامی علیه پروس شد که سرانجام به عنوان مقاله تحت عنوان "کمپین قانون اساسی شاهنشاهی آلمان" منتشر شد. 
انگلس در لندن به کمک مارکس رفت که در آن زمان انتشارات جدیدی را راه اندازی کرده بود. با اینکه وی کار کردن را دوست نداشت ولی برای هدفی که داشت تصمیم گرفت در شرکت منچستر که پدرش جزء سهامدارانش بود مشغول به کار شود. انگلس برخلاف دفعه اول که در انگلیس بود این بار تحت نظارت پلیس بود و با "ماری برنز" در خانه های غیر رسمی اطراف منچستر زندگی می کرد و برای گیج کردن پلیس با نام جعلی زندگی می کرد. وی همچنین 1500 نامه بین خود و مارکس را که اخیرا نوشته شده بود را از بین برد.انگلس با وجود کار در آسیاب هر زمانی که پیدا می کرد شروع به نوشتن می کرد. وی در سال 1859 مقاله ای با موضوع جنگ دهقانان انقلابی و با عنوان "جنگ روستاییان آلمان" نوشت. همچنین مقالات مهمی را برای روزنامه نوشت از جمله؛ "کمپین برای قانون اساسی شاهنشاهی آلمانی" که در فوریه 1850 پایان یافت و مقاله "On the Slogan of the Abolition of the State and the German 'Friends of Anarchy" در اکتبر 1850 و رساله "شرایط و چشم اندازها از جنگ، اتحاد مقدس در برابر فرانسه" را در آوریل 1851 نوشت.وقتی لویی بناپارت در 2 دسامبر 1851 با کودتایی خود را رئیس جمهور فرانسه معرفی کرد، مارکس و انگلس مانند بسیاری دیگر شوکه شدند و انگلس در نوشته ای به مارکس این کودتا را خنده دار بیان کرد و مارکس نیز بعدها از این اصطلاح کنایه دار، برای کودتای ناپائون بناپارت در کتابش با موضوع کودتاها استفاده کرد.در سال 1870 انگلس به لندن در کنار مارکس رفت و تا زمان مرگ مارکس در 1883 در آنجا ماند. 
مارکس و انگلس همواره در حال تبادل نظر و همفکری بودند؛ یکی از ایده های آنها این بود که روسیه پتانسیل یک انقلاب را دارد که طبق پیش بینی آنها در اوایل آوریل 1853 نشانه هایی از این انقلاب رخ داد که با یک جنگ داخلی از "سن پترزبورگ" شروع شد این جنبش مدلی از نوع انقلاب بورژوا اشرافی بر علیه حکومت استبدادی روسیه و به نفع یک دولت مبتنی بر قانون اساسی بود که این مدل در سال 1825 ارائه شده بود.در سال 1881 مارکس و انگلس هردو به این فکر بودند که راهی پیدا کنند تا روسیه بدون گذراندن مرحله بورژوازی(سرمایه داری)، بطور مستقیم به مرحله کمونیستی وارد شود.کارل مارکس و فردریش انگلس پیشگامان شناخته شده­ انقلاب روسیه و دولت شوروی به شمار می­روند. مارکس، بعد از مرگ او، انگلس رابطه­ مکاتباتی منظمی با انقلابیون روسیه داشتند. سرانجام در سال 1917 حزب سوسیال-دموکرات کارگری روسیه با سرنگونی دولت موقت که بعد از حکومت تزارها به روی کار آمده بود به رهبری ولادیمیر لنین که اندیشه کارل مارکس را بهترین راهنمای عمل برای جنبش کارگری خواند و تبلیغ عقاید او را وظیفه تمام انقلابیون دانست، اتحاد جماهیر شوروی را برپا کرد. 
انگلس به مدّت چهل سال در کنار مارکس بود و به شکل‌های مختلف در تهیّه، تحریر و تدوین کتاب "سرمایه" به وی کمک کرد. اغلب این کمک از حدّ فکری گذشته و جنبهٔ مالی و مادّی به خود می‌گرفت. بدون حمایت بی ‌دریغ مالی و فکری انگلس و پیگیری صادقانهٔ وی شاید هرگز کتاب "سرمایه" نوشته نمی‌شد. پس از درگذشت مارکس در 1883، انگلس جلد دوم و سوم آن ‌را انتشار داد. هنگامی که "سرمایه" در حال تدوین بود، انگلس پیگیرانه دربارهٔ تئوری ماتریالیسم تاریخی و دیالکتیکی کار می‌کرد که نتیجهٔ آن کتاب‌هایی است که تحت عناوین زیر انتشار یافتند:فویرباخ و پایان فلسفه کلاسیک آلمانی در 1886آنتی دورینگ 1878منشأ خانواده، مالکیّت خصوصی و دولت 1844علاوه بر این‌ها انگلس تئوری ماتریالیسم دیالکتیکی را در علوم طبیعی نیز به‌ کار گرفت. 
سرانجام فردریش انگلس در 5 آگوست 1895 در 75 سالگی در اثر سرطان گلو در لندن درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۳:۳۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۳:۳۵

فردریش انگلس

خلاصه زندگی نامه

 فردریش انگلس، فیلسوف و انقلابی کمونیست آلمانی که  برای پایه‌ گذاری تئوری علمی سوسیالیسم، تدوین برنامهٔ مبارزاتی کارگران اروپایی و ایجاد حزب طبقهٔ کارگر، پیگیرانه شرکت کرد. آثار تئوریک او و کارل مارکس را اوّلین آثار تئوری کمونیستی می‌ دانند. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع