غلامحسین شکوهی در 4 تیر سال 1305 شمسی در شهر "خوسف" از توابع شهرستان "بیرجند" به دنیا آمد. پس از گذراندن دوره دانشسرای مقدماتی، در بیرجند به حرفه معلمی پرداخت و پس از اخذ دیپلم، برای ادامه تحصیل وارد دانشسرای عالی تهران شده و در سال 1335، لیسانس خود را در رشته آموزش و پرورش ابتدایی اخذ نمود. وی سپس به عنوان شاگرد اول دانشسرای عالی با بورس دولتی به سوییس اعزام شده و در سال 1341 دکتری خود را در رشته تعلیم و تربیت اخذ نمود و پس از بازگشت به ایران، در وزارت آموزش و پرورش مشغول به خدمت شده و همزمان در دانشسرای عالی تهران به تدریس پرداخت. دکتر شکوهی در دولت "بازرگان" به عنوان اولین وزیر آموزش و پرورش در سال 1357 منصوب شد. وی در سال 1372 به علت ناراحتی ریوی و آلودگی هوای تهران، به زادگاه خویش بازگشت و با درجه استادی در دانشگاه بیرجند به فعالیت آموزشی و پژوهشی خویش ادامه داده و پس از‪ 57 ‬سال تدریس، در سال 1379‬ با رتبه 26 ‬استادی، بازنشسته شد ولی تدریس را رها نکرد و در دانشگاه های دانشگاه بیرجند و تربیت مدرس تهران به تدریس ادامه داد. با این حال در سال 1380 پس از فوت همسر، دچار افسردگی شدید شد و دست از تدریس و فعالیتهای پژوهشی کشید. دکتر غلامحسین شکوهی علاوه بر نیم قرن تدریس، به تحقیق و تألیف و ترجمه آثار مهمی در حوزه تعلیم و تربیت پرداخته و بیش از شصت مقاله علمی نیز به چاپ رساند، وی هم چنین در دومین همایش چهره های ماندگار به عنوان "چهره ماندگار عرصه تعلیم و تربیت" مورد تجلیل قرار گرفت. در این میان انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، کتاب زندگی نامه و خدمات علمی او را در سال 1386 منتشر کرد.‬‬‬ 
غلامحسین شکوهی در سال 1311 وارد دبستان "چهار علامه" قریه "خوسف" شد، بعدها نام این دبستان بنام "خیام" و سپس بنام "ابن حسام" نامگذاری شد. او از خاطرات دوران کودکی و مدرسه، تصاویر واضحی را به یاد می آورد: «بعد از اینکه از کلاس چهارم دبستان فارغ التحصیل شدم، مرتباً می رفتم به مدرسه و در همان فضا می گشتم یا در کلاس ها می نشستم، چون مثل بقیه بچه ها بازی نمی کردم، اصلاً بازی بلد نبودم. 2 سال باقی مانده آموزش ابتدایی را در دبستانهای تدین و مدرسه ضمیمه دانشسرای مقدماتی گذراندم. در این مدرسه سطوح ابتدایی و متوسطه مثل دیگر مدارس وجود داشت و از پایان کلاس سوم دبیرستان یعنی پس از 9 سال تحصیل، 6 سال ابتدایی و 3 سال متوسطه، دانش آموز می توانست در دانشسرای مقدماتی تحصیلات خود را انجام دهد تا برای آموزگاری در مدارس ابتدایی شهر و روستا آماده شود.» وی در سال 1315 تحصیلات ابتدایی را به پایان برد اما بدلیل مشکلات مالی و تحصیل در شهر (بیرجند) به مدت یک سال و سه ماه از تحصیل فاصله گرفت، اما از سال 1316 برای تحصیل در دانشسرای "بیرجند" به آن شهر رفت و پس از هفت سال در خرداد سال 1323 مدرک دیپلم را از دانشسرای مقدماتی دریافت نمود . شکوهی در این باره می گوید: «آن زمان تحصیل در دانشسرای مقدماتی تا کلاس 11 محسوب می شد و فارغ التحصیل دانشسرا اگر در امتحان نهایی ششم دبیرستان یعنی ریاضی، طبیعی و ادبی پذیرفته می شد، دیپلم کامل بود و مطابق قانون می توانست بدون کنکور وارد دانشگاه شود. با این انگیزه این آزمون را در مشهد در سال 1327 گذراندم و دیپلم کامل ادبی را اخذ کردم.» پس از مدتی تدریس و نیز پس از شاگرد اولی و بورس دانشجویان ممتاز در سال 1336 به "ژنو" اعزام شد و تا سال 1341 که به ایران بازگشت مدرک های دیپلم مقدماتی، دیپلم علوم تربیتی، لیسانس و نیز دیپلم راهنمایی شغلی را دریافت نمود. مدتی بعد نیز از انستیتوی "ژان ژاک روسو" به دریافت دکترای تعلیم و تربیت نائل آمد. اساتید از استادان غلامحسین شکوهی میتوان به افرادی چون "پیاژه" و "دوتران" در دانشگاه "ژنو" اشاره کرد، ژان پیاژه استاد بسیاری از چهره های نامی معاصر ایران در حوزه های علوم اجتماعی بود. 
غلامحسین شکوهی در دوران تحصیل در دانشسرای عالی تهران، با یکی ازهمکلاسی های خود به نام "صفرا سره" آشنا شد، وی پس از اخذ لیسانس و پس از ازدواج در سال1336 به همراه همسرش برای ادامه تحصیل به سوئیس رفت. 
غلامحسین شکوهی در سالهای 1323 تا 1328 با قانون کفالت مادر از خدمت سربازی معاف شد، اما با فوت ناگهانی مادر در سال 1328 به سربازی اعزام شد و پس از طی دوره دانشکده افسری، بقیه خدمت را با درجه افسری در اصفهان به پایان رساند. شکوهی پس از سربازی به بیرجند بازگشت و تا سال 1332 در دبیرستانهای بیرجند به تدریس پرداخت. 
شکوهی در سال 1341 پس از بازگشت از ژنو، در وزارت فرهنگ آن زمان در دفتر مطالعات تربیتی که بعد به اداره کل مطالعات و برنامه ها تغییر نام یافت، مشغول به کار شد و به تدریج در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران، تربیت معلم مامازن ورامین و دانشگاه فردوسی مشهد تدریس در حوزه های آموخته اش را آغاز کرد. در سال 1345 شکوهی با عنوان استادیار به دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران منتقل شد جایی که علاوه بر 27 سال تدریس موفق و سازنده، سال هایی را به کارهای اجرایی از جمله مدیریت گروه و ریاست دانشکده علوم تربیتی پرداخت. شکوهی همچنین نخستین وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران است. پس از استعفا در کنار تدریس دانشگاهی ریاست شورای عالی آموزش و پرورش را برای مدت یک دوره چهارساله بر عهده داشت. در سال 1365 شکوهی به مدت یک سال برای استفاده از فرصت مطالعاتی به ژنو اعزام شد و در دفتر بین المللی تعلیم و تربیت وابسته به سازمان یونسکو به تحقیق و مطالعه پرداخت. پس از مدتی به ایران بازگشت اما به علت ناراحتی ریوی و آلودگی هوای تهران مجبور به انتقال به شهر بیرجند و آموزش در دانشگاه های آن شهر شد. این آموزش تا زمان بازنشستگی یعنی سال 1379 ادامه یافت. "مهشید شکوهی" در خصوص دوران فعالیت های آموزشی پدرش می گوید: «پدر مردی مهربان و جدی در کار خود بود معمولاً اگر در تعطیلات به سفر نمی رفتیم پدر معلم دوم ما در خانه بود. کتاب و تخته سیاه و ریاضیات و غیره خلاصه کلی عصبانی می شدیم که چقدر درس بخوانیم ولی وقتی تعطیلی تمام می شد و به سر کلاس می رفتیم می فهمیدیم به جای یک راه حل ریاضی چند راه حل بلدیم و این ما را جلوی دیگران و معلم بالا می برد. پدرم در تمامی امور غیرمستقیم تأثیرگذار بود و همیشه تذکر می داد که بر فرزندانتان با نقاط قوت خود تأثیرگذار باشید.» 
سال 1380، سال خوبی برای غلامحسین شکوهی نبود، همکلاس دیرین همراه و همسر او بر اثر سکته قلبی ناگهان از دنیا رفت و شکوهی را در ماتم گذاشت. مرگ همسر، موجب شد که او از تدریس و کارهای پژوهشی دست بکشد. دو سال و نیم پس از مرگ همسر، شکوهی سکته خفیف مغزی کرد در نتیجه طرف راست بدن او و نیز تکلم اش مختل شد که با توکل به خدا و فیزیوتراپی و سعی خودش، دوباره قادر به حرف زدن و مطالعه شد. 
در سال 1385 ه.ش، صدا و سیما جمهوری اسلامی، از شکوهی به عنوان "چهره ماندگار رشته تعلیم و تربیت" تقدیر به عمل آورد و در سال 1386 از مقام علمی وی در دانشگاه بیرجند، تجلیل شد. در این میان دانشکده روانشناسی وعلوم تربیتی دانشگاه تهران نیز در سال 1385 بزرگداشتی برای ایشان برگزار کرد. اعطای جایزه علمی دکتر کاردان به شکوهی در 15 دی سال 1393 ه.ش، آیین پنجمین جایزه علمی "دکتر کاردان"، در تالار کوثر دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران نیز برگزار شد. طی این مراسم که با حضور دکتر "علی اصغر فانی"، وزیر وقت آموزش و پرورش، دکتر "رضا داوری اردکانی"، رئیس وقت فرهنگستان علوم، دکتر "احمد احمدی"، رئیس وقت سازمان سمت، "محمد علی نجفی"، مشاور وقت رئیس جمهور، دکتر "سید مصطفی محقق داماد" و دکتر "مهدی گلشنی"، اعضای وقت فرهنگستان علوم، حجت الاسلام "سید محمود دعایی"، سرپرست وقت موسسه اطلاعات، خانواده استاد و جمع کثیری از اساتید دانشگاه و دست ‌اندرکاران عرصه روانشناسی و علوم تربیتی برگزار شد، از استاد دکتر غلامحسین شکوهی تجلیل شد. از آنجایی که حضور دکتر شکوهی در مراسم بزرگداشت به علت کسالت امکان ‌پذیر نبود، تندیس ویژه جایزه "دکتر کاردان" در منزل به ایشان تقدیم شده بود که فیلمی از آن در مراسم پخش شد.  همچنین وزارت آموزش و پرورش، دانشگاه الزهرا، دانشگاه بیرجند و انجمن مطالعات برنامه درسی ایران نیز تقدیرنامه و هدایایی به استاد دکتر شکوهی اعطا نمودند که دکتر "مهشید شکوهی"، دختر استاد، به نمایندگی از دکترشکوهی آن را دریافت نمود. 
دکتر شکوهی یکی از نظریه پردازان باسابقه‏ کشور در زمینه مسائل تعلیم و تربیت بوده و در ارائه و بیان نظرات خود همواره جنبه ‏های علمی جریان تعلیم را وجهه‏ اصلی نظر قرار داده و هدف از طرح یافته‏های علمی را کاربرد آن ‏ها در حیطه‏ نظام آموزش و پرورش می ‏داند. وی هم چنین به تدریس عملی در ریاضیات و بیشتر رشته های درسی اعتقاد دارد، بی شک زحمات غلامحسین شکوهی در تاریخ آموزش و پرورش کشور ما فراموش نخواهد شد. شکوهی هم چنین کودک را در نظام تعلیم، کانون توجه قرار می دهد و شرط لازم معلمی را پذیرش کودک به عنوان انسانی مستقل و دارای ویژگی هایی می داند که باید آنها را شناخت و سپس به پرورش و آموزش او پرداخت. برخی اشارات ایشان در باب‏ تعلیم و تربیت عبارتند از: تعریف تربیت‏ تربیت به اجمال عبارت است از تأثیری‏ که بزرگسال، یعنی فردی که از کمال نسبی‏ برخوردار است، بر خردسال، که معمولا با کمال‏ فاصله‏ بیش‏تری دارد، می‏گذارد تا وی را در رسیدن به مدارج عالی ‏تر کمال یاری کند. مبارزه با خودبینی‏ تربیت قبل از هر چیز مبارزه علیه خودبینی‏ است، زیرا خودبینی طرز تلقی عملی آدمی‏ است که عمدا خود را قبله‏ خویش کرده و نمی ‏خواهد جز به کشش‏های مربوط به طبیعت‏ زیستی و روانی خود اجازه‏ تجلی دهد و جز در صدد تشفّی خواسته ‏های خویش چنان ‏که در گذشته شکل گرفته ‏اند، نیست. انسان تربیت پذیر است‏ تأدیب، اعم از این‏ که هدف آن خوب شدن یا خوب ماندن آدمی طبیعی باشد، امکان پذیر است‏ و هدف آن جلوگیری از انحراف‏های پیش ‏رس‏ است تا بدین طریق راه فلاح، که پیمودن آن‏ تنها در سایه‏ سعی و عمل موجود عاقل‏ برخوردار از قوه‏ی تمیز و آزاد و مختار میسر است،هموار شده است. از کلیه حیوانات آدم  تنها حیوانی است که‏ می ‏تواند و باید تربیت شود؛ چون بدون تربیت‏ فاقد همه‏ خصوصیاتی که آدمیتش منوط بدان است، خواهد بود. وجه تمایز او از سایر حیوانات -فنون زبان و آداب‏ و رسوم- در اعداد امور اکتسابی است و آدمی که‏ در اصل فاقد آن‏ها بوده آن‏ها را به طرق مختلف‏ آموخته است و همین پیوند با انسانیت است که‏ تربیت را به صورت چیزی جز بلوغ یا دست‏آموز کردن در می‏آورد. تربیت مجموعه‏ی فرایندها و روش‏هایی است که به آدمیزاد اجازه می ‏دهد به‏ فرهنگ دستر‏سی پیدا کند و فرهنگ، خود وجه تمایز آدمی از حیوان است. الگوپذیری انسان‏ در عین حال که بخش بزرگی از تربیت، فرایندی خود به خودی است و بدون آگاهی‏ شخص اتفاق می ‏افتد و ادامه می ‏یابد، با این حال‏ تربیت بدون نیت تربیت کردن -لا اقل به ‏طور ضمنی- قابل تصور نیست. منشأ و اصل رفتار معلم محصول نوع بینش و اطلاعات و عقاید و آرزوها و ایمان اوست، ولی معلم خود همیشه از اصولی که رفتارش را با شاگرد اداره می‏کند، آگاه‏ نیست؛ در صورتی که وظیفه‏ پرورشکار، ولو خصال پسندیده خوی او شده باشد، این است‏ که دانسته و عمدا رفتار خویش را نسبت به‏ شاگرد تعدیل کند. مربی هرگز نباید فراموش‏ کند که خردسالان شاهد رفتار اویند و تجربه‏ نشان داده است که ندانسته او را سرمشق قرار می ‏دهند. هدف دار بودن تعلیم و تربیت باید مسبوق به اصل و توجه به‏ هدفی باشد. تعلیم و تربیت تلاش کورکورانه‏‏ نوعی آزمایش و خطا نیست. مربی حق ندارد دست به اعمالی بزند که عواقب تربیتی آن‏ برایش معلوم نیست. مربی نباید اقدامی بکند تا ببیند چه خواهد شد. به قول معروف، کودک‏ موش آزمایشگاه نیست. مربی جز در مواردی‏ که تقریبا یقین دارد در جهت مصالح کودک گام‏ برمی‏ دارد حق ندارد و نباید به اقدام بی ‏سابقه‏ ای‏ بپردازد. تعلیم و تربیت مجموعه‏ منظمی از اعمال و رفتار است که پرورشکار آن‏ها را دانسته‏ و از روی عمد برای رسیدن به هدف با ارزشی‏ از میان انبوهی از اعمال و رفتار ممکن که بر هر یک آثاری مترتب است؛ برمی‏گزینند؛ به همین‏ جهت آشنایی با قوانین حاکم بر رفتار آدمی و رعایت اصول تعلیم و تربیت، که ناظر به تناسب‏ رفتار تربیتی از طرفی و هدف ‏های موردنظر از طرف دیگر، بر احتمال موفقیت مربی افزوده و از احتمال خطر می ‏کاهد. تعلیم و تربیت کوششی هدف دار است. مربی‏ می ‏داند چه می ‏خواهد و کجا می ‏رود. هدف باید با ارزش و کمال ‏گرا باشد و وصول بدان منافع‏ فرد و مصالح اجتماعی را متضمّن باشد. تعلیم‏ و تربیت مستلزم طرح و نقشه‏ مناسب است. برای مربی که هدایت رشد را به عهده دارد شناختن مقصد لازم است ولی کافی نیست. باید موقعیت کنونی مورد تربیت را در نظر بگیرید و با توجه به موضع فعلی ‏اش مسیر مناسب‏ برای رسیدن به مقصد را مشخص سازد. پس تعلیم و تربیت مستلزم طرح و نقشه ‏ای‏ است که اجرای آن، مورد تربیت را به یمن‏ راهنمایی ‏های داهیانه‏ مربی، به سهل ‏ترین‏ طریق و از مطمئن ‏ترین راه از آن ‏جا که هست‏ و با وضعی که دارد بدان ‏جا که مقصد او و مقصد همه‏ همنوعانش می‏باشد، برساند. شناخت مفهوم آزادی‏ به وضوح می ‏بینیم که آزادی در جوامع‏ بی فرهنگ و نزد مردم بی بند و بار عملا معادل‏ هرج و مرج است که زبان آن برای جامعه اگر بیش از فقدان یا کمبود آزادی نباشد، از آن کمتر نیست؛ ازاین‏ رو یکی از اهداف کلی تعلیم و تربیت آشنا ساختن دانش ‏آموز با مفهوم آزادی، تفهیم ارزش اجتماعی آن و آموختن روش‏ استفاده‏ی صحیح از آن است. شکوهی هم چنین در باب تعلیم و تربیت به تقسیم بندی انواع آن پرداخته که عبارتند از: تعلیم و تربیت فرد در ارتباط با مبدأ آفرینش‏ در مقام برقراری ارتباط با مبدأ خلقت و به‏ منظور هموار کردن راه پرستش پروردگار عالم‏ و وصول به هدف غایی، تعلیم و تربیت باید بر معرفت و ایمان به خدای یکتا و اعتقاد به اسلام‏ و حسن قبول نسبت به قرآن مبتنی باشد و به‏ عمل براساس همان علم و ایمان نیز بینجامد. تعلیم و تربیت فرد در ارتباط با خویشتن در مقام برقراری ارتباط مطلوب با خویشتن‏ خویش و شناسایی و بهره جویی از کلیه‏ استعدادها و امکاناتی که در وجود آدمی به ودیعه‏ نهاده شده است، باید وجود انسان، به عنوان‏ آیتی از آیات الهی و به عنوان مناسب ‏ترین‏ وسیله برای شناخت مبدأ آفرینش و تقرب به‏ حضرتش، مورد مطالعه قرار گیرد. در مقام برقراری ارتباط معقول با جامعه، تعلیم و تربیت باید بر شناخت و تبیین‏ ارزش‏های زندگی گروهی، در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی آن و ایجاد ایمان‏ قلبی نسبت به این ارزش‏ها مبتنی باشد و افراد را در عمل، هماهنگ با این علم و ایمان در جهت تشکیل خانواده و امت اسلامی و جامعه‏‏ مطلوب بشری سوق دهد. تعلیم و تربیت فرد در ارتباط با عالم طبیعت‏ در مقام برقراری ارتباط معقول با عالم‏ طبیعت، تعلیم و تربیت باید بر شناخت عالم‏ طبیعت و کشف و درک قوانین حاکم بر آن و ایمان به هدف ‏داری جهان مبتنی باشد و آدمی‏ را، به اقتضای این علم و ایمان، در سعی مستمر و عمل صالح و بهره ‏گیری فعال و متعادل و مشروع از منابع و مواهب و زیبایی ‏های طبیعت‏ و اقدام در حفظ و حراست آن و تحقیق حیات‏ طیب، تشویق و ترغیب و مساعدت کند. 
از جمله آثار این استاد برجسته در بخش تالیف و مقاله عبارتند از: -تالیف تعلیم و تربیت و مراحل آن، سال 1362 -تالیف روانشناسی سال سوم آموزش متوسطه عمومی- اقتصاد و فرهنگ و ادب، سال 1360 -تالیف مبانی و اصول آموزش و پرورش، سال 1372 -ترجمه "مربیان بزرک" در سال 1355، -تعلیم وتربیت -روش آموختن ریاضیات، کتابی که روشهای جدید ابداعی دکتر شکوهی را در آموزش ریاضی معرفی می نمود. -مقاله استفاده از روانشناسی در راهنمایی تحصیلی و شغلی -مقاله اسلام و روانشناسی یا روانشناسی اسلامی -مقاله امکان تربیت آدمی 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۹:۰۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۹:۰۸

غلامحسین شکوهی

خلاصه زندگی نامه

 غلامحسین شکوهی، از مدرسین قدیمی تعلیم و تربیت که نخستین وزیر آموزش و پرورش بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در کابینه مهندس بازرگان بود. از او با عنوان پدر علم تعلیم و تربیت ایران یاد می شود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع