اکبر هاشمی رفسنجانی بهرمانی در سوم شهریور ماهسال 1313ه.ش (برابر با 4 آگوست 1934) در روستای بهرمان شهرستان رفسنجان و در خانواده‌ای نسبتاً ثروتمند به دنیا آمد. او یکی از 9 فرزند میرزاعلی هاشمی بهرمانی و ماه‌ بی‌بی صفریان است.پدرش با تحصیلات حوزوی از باغداران و تاجران پسته بهرمان از توابع بخش نوق رفسنجان بود. نام خانوادگی هاشمی برای خانواده ایشان، با آن‏ که سیّد نیستند، به این دلیل انتخاب شده است که نام جدّ پدری وی حاج هاشم بوده است کهدر سرتا سر منطقه، املاک و امکانات زیادی داشته است. هاشمی تحصیل را، از سن 5 سالگی در مکتب خانه ای در "نوق" آغاز نمود.در سن 14 سالگی به قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت وبه درجه اجتهاد نائل گردید.اساتید وی در حوزه علمیه قم آیات عظام سید حسین طباطبایی امام خمینی (ره)، سید محمد محقق داماد، محمدرضا گلپایگانی، سید محمد کاظم شریعتمداری، عبدالکریم حائری یزدی، شهاب ‌الدین نجفی مرعشی، محمد حسین طباطبائی و حسینعلی منتظری بوده‌ اند.وی در آنجا تحت تاثیر تعلیمات امام خمینی (ره) به سیاست روی آورد و به مخالفت با حکومت محمد رضا شاه پهلوی و انقلاب سفید او پرداخت. با تبعید امام، نقش هاشمی در مبارزه با شاه و نمایندگی امام در داخل کشور پررنگ ‌تر شد. با وجود نگرش ضد غربی انقلابیون، او سفرهای زیادی از ژاپن در شرق تا 20 ایالت از ایالات متحده در غرب نمود.هاشمی رفسنجانی پس از انقالب اسلامی عناوین افتخاری متعددی را از مجامع علمیدنیا کسب کرده و دانشگاه تهران نیز عنوان دکترای افتخاری علوم سیاسی را به ایشان اهدا کرده است. ایشان هنوز نقطه امید و اتکای مردم و مسئولان جامعه در بحران‌های داخلی و خارجی است. آیت‌ الله هاشمی رفسنجانی همچنین در شهریورماه 1386 به دنبال رحلت آیت‌ الله مشکینی رئیس فقید مجلس خبرگان رهبری در دومین اجلاس سالانه دوره چهارم مجلس خبرگان، به ریاست این مجلس مهم و تأثیرگذار برگزیده شد. وی اسفند سال 1389 ریاست مجلس خبرگان رهبری را به آیت‌ الله مهدوی کنی[1] سپرد.به دلیل انتقاد از سرکوب معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری 88 ، از سوی مراجع حکومتی به همسویی با فتنه‌ گران متهم شده و به تدریج جایگاه امامت نماز جمعه، ریاست مجلس خبرگان و اثرگذاری بر دانشگاه آزاد اسلامی را از دست داده و فرزندانش(مهدی فاطمه فائزه یاسر محسن) نیز پست‌های خود را از دست دادند.
هاشمی در سال 1337 با عفت مرعشی که دختری از خانواده روحانی و از نوادگان سید محمد کاظم طباطبایی یزدی است، ازدواج نمود. او خواهر حسین مرعشی، معاون سید محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری و از مدیران اصلی دولت سازندگی است. ثمره این ازدواج 5 فرزند به ترتیب و به نامهای فاطمه، محسن، فائزه، مهدی و یاسر است.دو دختر او با دو پسر آیت‏الله لاهوتی اشکوری، امام جمعه سابق رشت و از دوستان هاشمی در زندان (که یکی پزشک و دیگری دندانپزشک است) ازدواج کردند. هاشمی در اظهارات خود بیان می‏کند: خانواده من وارد سیاست نشدند! فاطمه هاشمی: رییس سابق فدراسیون ورزشی بیماران خاص بود.محسن هاشمی: ریاست دفتر تشخیص مصلحت نظام را در کارنامه دارد اما از آن مهم‌تر مرد اول پروژه مترو تهران است. او پسر ارشد هاشمی است و گردآوری خاطرات پدر در حیطه وظایف محسن است.فائزه هاشمی: چهره ای اصلاح طلب که نماینده مردم تهران در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی بود. در عین حال تنها فرزند هاشمی است که در حوادث فتنه ی سبز بارها بزرگان انقلاب را با دریدگی و گستاخی مورد خطاب قرار می داد.مهدی هاشمی: او مدعی است دکترای خود را از دانشگاه آزاد گرفته است. مهدی، قائم مقام حسین مرعشی در کمیته راهبردی ستاد حامیان میرحسین موسوی بوده است. مهدی هاشمی علاوه بر اینکه در وزارت نفت حضور داشته، ریاست سازمان بهینه سازی مصرف سوخت و ریاست مرکز تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی را هم برعهده داشته است.درباره اشتباهات و خطاهای مهدی هاشمی در سالهای اخیر به خصوص فتنه‏های مرتبط با انتخابات 88، سرفصل ها و عناوینی ذکر شده که مهدی هاشمی و نزدیکانش تاکنون نسبت به آنان پاسخ های شفاف و مستدلی ارائه نکرده اند. فعالیت های شفاف و پنهان اقتصادی، ارتباطات پنهان و خطرساز، نقش ویژه در مسائل مرتبط با دانشگاه آزاد و در نهایت پشت پرده اصلی کمیته به اصطلاح صیانت از آرای اصلاح طلبان و سازمان دهنده اراذل و اوباش خیابانی برای ایجاد و دامن زدن به اغتشاشات پس از انتخابات 88، از اتهاماتی است که متوجه مهدی هاشمی می باشد.یاسر هاشمی: فرزند کوچک هاشمی و ظاهراً غیر سیاسی‏ترین عضو این خاندان است. یاسر کارمند مجمع تشخیص مصلحت نظام می باشد و اداره یک شرکت بزرگ واردات و صادرات در زمینهٔ خرید و فروش غذای بچه، آب معدنی و ماشین‌ آلات صنعتی را برعهده دارد. 
از بعد اقتصادی، برخلاف محافظه‌ کاران راست سنتی که طرفدار دیدگاه بازار آزاد هستند، رفسنجانی به یک اقتصاد ترکیبی معتقد است. برای نمونه او به ملی کردن صنایع بزرگ و مالیات‌های سنگین باور داشته و در کنار آن دیدگاه مترقی‌ای به حوزه فرهنگ دارد. همین امر باعث شده که از حمایت طیف‌های چپ نیز برخوردار باشد. در حقیقت در طول دهه اول پس از انقلاب، رفسنجانی با همین دیدگاه، اتحاد خود را با جناح چپ حفظ کرد ولی پس از درگذشت امام خمینی (ره) در سال 1368، او تلاش کرد تا به محافظه‌ کاران نزدیک‌ تر شود. بنابراین در مناسبات میان دو جناح، او یک نقطه مشترک بوده‌ است. با وجود تمایلات راست در اندیشه اقتصادی هاشمی، نوع نگاه او به اقتصاد با محافظه‌ کاران جناح راست سنتی تفاوت اساسی دارد. جناح راست سنتی طالب حاکمیت اقتصادی بازار است؛ درحالی که رفسنجانی به اقتصادی مبتنی بر صنایع مدرن باور دارد. اندیشه‌ای که باعث پدیدار شدن جناح راست مدرن در ساختار سیاسی ایران شد. از دیدگاه سیاسی، کسانی که دنباله‌ رو هاشمی هستند در ساختار سیاسی ایران جزء اصلاح‌ طلبان محسوب می‌شوند. بخش مهمی از کارگزاران سازندگی تحت رهبری معنوی او قرار دارند. از بعد عمرانی، برنامه‌های سازندگی هاشمی با سیاست‌های اقتصادی محمد رضا پهلوی مشابهت دارد. وی مطرح کننده ایده شورای فقهی است. عده‏ای اصل فقاهت هاشمی جهت اظهار نظر را محل تامل دانسته و این ایده را به دنبال تزلزل در جایگاه ولی فقیه می دانند. 
هاشمی رفسنجانی تعدادی کتاب با عنوان مجموعه خاطرات روزانه دارد. او انگیزه‌اش را از نوشتن خاطرات روزانه علاقه به نویسندگی عنوان کرده‌ است. با این‌ حال بخشی از خاطرات او به دلیل مسائل امنیتی منتشر نمی‌ شود.بر اساس خاطرات و دیدگاه‌ها، سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های او چندین کتاب مستقل نوشته شده‌ است. علاوه بر‏‏این، متن کامل خطبه‌های نماز جمعه، مصاحبه‌ها، سخنرانی‌ها و نطق‌های پیش از دستورش در مجلس، به صورت کتاب‌های جداگانه منتشر شده‌ است. از جمله تألیفات وی میتوان به موارد زیر اشاره کرد: ارزشها و مکتبها اسرائیل و فلسطین امیر کبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار انقلاب یا بعثت جدید آشنایی با تمدن و فرهنگ اسلامی دونیا بعثت دؤرونده جهان در عصر بعثت آزاد اندیشی اسلامی، روشن فکری دینی فرهنگ قرآن: کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم تفسیر راهنما: روشی نو در ارائه مفاهیم و موضوعات قرآنهاشمی رفسنجانی، نطقهای پیش از دستور سال 1360 هاشمی رفسنجانی، مصاحبه‌های سال 1360 هاشمی رفسنجانی، سخنرانیهای سال 1360 عدالت اجتماعی «بخش اقتصاد» برگزیده فرهنگ قرآن در 4 جلد دوران مبارزه (وقایع ‌نگاری سالهای پیش از انقلاب) انقلاب و پیروزی، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سالهای 1357 و 1358 انقلاب در بحران، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1359 عبور از بحران، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1360 پس از بحران، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1361 آرامش و چالش، کارنامه و خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1362 به سوی سرنوشت، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1363 امید و دلواپسی، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1364 اوج دفاع، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1365 دفاع و سیاست، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1366 پایان دفاع،آغاز بازسازی، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1367 بازسازی و سازندگی، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1368 اعتدال و پیروزی، خاطرات آیت ‌الله هاشمی رفسنجانی در سال 1369 مشروعیت آسمانی تقویم تاریخ، تحلیل تاریخ ترجمه کتاب سرگذشت فلسطین نوشته اکرم زعیتر(سفیر کبیر وقت اردن در ایران)معاد 
آیت الله هاشمی رفسنجانی بیش از آنکه به عنوان یک شخصیت علمی شناخته شده باشد، به عنوان یک چهره سیاسی مطرح است و این هم به خاطر فعالیت های فراوان سیاسی ایشان در دوران قبل و بعد از انقلاب است. با مراجعه به اسناد معتبر تاریخی می توان همواره از ایشان در مناسبتهای مختلف سیاسی نام و نشانی پیدا کرد.حمایت از نهضت امام خمینی (ره):هاشمی رفسنجانی فعالیت سیاسی خود را از سال 1340 آغاز کرد. او در دوران قبل از انقلاب، بسیار به امام نزدیک بود. هاشمی در دوران پیش از انقلاب و در طول نهضت امام خمینی (ره) به صورت یک عضو فعال و همیشه در صحنه حضور داشته است. نمونه بارز حمایت ایشان از امام خمینی (ره)، حرکتی بود که ایشان به همراه دیگر علما در اعتراض به زندانی شدن امام انجام دادند. اینان که بعداً در ادبیات سیاسی به عنوان «مهاجرین» شناخته شدند، به سمت تهران حرکت کردند و با اجتماع در جلوی شهربانی اعلام داشتند یا امام را بدون قید و شرط آزاد کنند و یا اینکه ما را همانند ایشان به زندان بفرستند.حضور فعال ایشان در تمامی صحنه ها مایه قوت قلب مردم خصوصا در شهر قم شده بود. به همین سبب شاه و ماموران ساواک به منظور فروکش کردن آتش انقلاب در قم، چاره را در آن دانستند که افراد موثر را دستگیر و روانه زندان کند. از این‌روی ایشان را به همراه آقای ربانی شیرازی، بدون در دست داشتن هیچ‏گونه سند و مدرکی، دستگیر کرده  و به زندان بردند. از دیگر موارد زندان رفتن ایشان می‌توان به دوران پس از ترور منصور در اواخر سال 1343 و همچنین سال 1346 اشاره کرد. در مجموع ایشان مدت 4 سال و 5 ماه را در زندان های رژیم پهلوی به سر برد. ایشان همچنین پس از حمله رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه و قبل از ماجرای پانزده خرداد توسط رژیم دستگیر شد و به­عنوان اولین طلبه­ی سرباز به پادگان باغ شاه اعزام شد. همین امر باعث شد تا امام خمینی (ره) بلافاصله پیکی به سربازخانه روانه سازد و طی پیامی به ایشان و دیگر روحانیون، آنان را به استقامت بیشتر در راه نهضت و عمل بر اساس رسالت سنگینی که به­عهده دارند، توصیه کند.نامه های سر گشاده:هاشمی همواره در نامه های سرگشاده به دولت‌ مردان وقت، اعتراضات و نظرات خود را در موارد مختلف بیان می کرد و در این راه از همراهی دیگر علما نیز بهره می جست. به عنوان مثال می توان به نامه سرگشاده ایشان به هویدا در خصوص اوضاع بد سیاسی کشور، تفتیش عقاید و بدرفتاری با علماء و همچنین درخواست بازگرداندن امام خمینی (ره) به ایران، اشاره کرد. هاشمی پیش از انقلاب، یکی از مخالفان برنامه‌های نوگرایانه شاه (انقلاب سفید) شناخته می‌شد. با تبعید امام، رفسنجانی در ایران ماند و مخالفت‌هایش با این برنامه‌ها افزایش یافت. این مخالفت‌ها سرانجام به دستگیری و زندانی شدن او منجر شد. درمجموع و از سال 1337 تا سال 1357 هاشمی رفسنجانی 7 بار و مجموعا 4 سال و 5 ماه به جرم فعالیت مخفیانه علیه حکومت پهلوی به زندان افتاد.همکاری با گروه های ضد رژیم:ایشان با گروه هایی که وجهه اسلامی داشته و مخالف رژیم بودند نیز همکاری های زیادی داشتند که نمونه بارز آن همکاری با گروه محمد بخارایی بود. رژیم که به این همکاری پی برده بود، کوشش کرد تا مدرک و سندی در این زمینه بدست بیاورد و حتی با شکنجه دادن آقای هاشمی تا سرحد مرگ خواست از ایشان اعترافی بگیرد، ولی موفق نشد.روحانیت مبارز: از جمله فعالیت های سیاسی ایشان در دوران پهلوی، حرکت هدفمند در راه نهضت بود. یکی از این حرکت ها که دارای آثار بسیار مثبت بود، تشکیل شبکه ای از روحانیون وفادار به اندیشه های امام بود به نام «روحانیت مبارز». این تشکل که در اواسط سال 1356 تشکیل شد از اعضایی همچون شهید بهشتی، استادمطهری، دکتر مفتح، دکتر باهنر، آیت الله هاشمی رفسنجانی، آیت الله مهدوی کنی، آیت الله خسروشاهی، عبدالمجید ایروانی، حجت الاسلام ناطق نوری، معادی خواه، شجونی، مهدی کروبی، هادی غفاری و... در آن حضور داشتند. برنامه ریزی راهپیمایی ها، سخنرانی در مساجد، تهیه شعارها و در مجموع ساماندهی نهضت در آن زمان عمدتاً توسط تشکل روحانیت مبارز صورت می‌گرفت.هاشمی و حزب مؤتلفه اسلامی:از جمله گروه‌هایی که پیوندهای عمیقی با هاشمی داشتند، حزب مؤتلفه اسلامی بود که مسئول ترور حسنعلی منصور شناخته می‌ شد. همین ارتباطات یکی دیگر از دلایل دستگیری‌های او بود. او در زندان فرصت یافت تا با سایر گروه‌های مخالف شاه آشنا شود. هاشمی در آغاز دهه پنجاه، به گروه مارکسیست اسلامی مجاهدین خلق ایران پیوست. ولی خیلی زود آنان را ترک کرد و به فعالیت اقتصادی بساز و بفروشی آپارتمان در تهران روی آورد. 
فعالیت های سیاسی هاشمی در دوران نهضت باعث شده بود تا امام خمینی (ره) وی را به عنوان یکی از افراد مورد اعتماد خود قرار دهد و از ایشان به عنوان یکی از اعضای شورای انقلاب در کنار بزرگان دیگری همچون شهیدبهشتی، شهیدمطهری، شهید باهنر و رهبر معظم انقلاب استفاده کند.اگرچه در بعد فردی عمده فعالیت مبارزاتی وی پیش از انقلاب را سخنرانی‌های مختلف و کارهای انتشاراتی تشکیل می‌دادند ولی امام در دوران تبعید، نقش مدیر مالی مبارزات انقلاب و نیز ارتباط با سایر گروه‌های انقلابی را نیز بر عهده وی گذاشته بود. هاشمی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت‌های خود را در عرصه‌ های گوناگون پی‌ گیری کرده‌اند، از جمله:عضویت در حزب جمهوری اسلامی سرپرستی وزارت کشور ریاست مجلس شورای اسلامیامام جمعه موقت تهران جانشین فرماندهی کل قوانیابت ریاست مجلس خبرگانریاست جمهوریریاست شورای عالی انقلاب فرهنگی ریاست شورای عالی امنیت ملیریاست مجلس خبرگانریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام 
انقلاب اسلامی ایران در راه پیروزی و همچنین بعد از پیروزی، برای تثبیت خود هزینه های فراوان مالی، جانی و انسانی داده است که جنگ تحمیلی، بمب‌گذاری ها، ایجاد نا امنی در نقاط مختلف کشور، تحریم های سیاسی و اقتصادی و... نمونه هایی از آن هستند. آیت‏الله هاشمی از جمله افرادی است که مورد نیت شوم دشمنان قرار گرفت و در خانه خود توسط گروهک فرقان ترور شد که البته از این ترور جان سالم به در بردند. امام خمینی (ره) نیز در پیامی که به همین مناسبت صادر کرده بودند، فرمودند:«هاشمی عزیز: مرحوم مدرس که به دستور رضاخان ترور شد، از بیمارستان پیام داد: به رضاخان بگویید من زنده هستم. مدرس حالا هم زنده است. مردان تاریخ تا آخر زنده هستند، بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.» 
از جمله کارهای مهمی که در بدو پیروزی انقلاب اسلامی توسط آیت‏الله هاشمی رفسنجانی به همراه دیگر نیروهای پیرو امام و اسلام فقاهتی صورت گرفت، ساماندهی سیاسی طرفداران خود و همچنین نشر آراء و افکار سیاسی خود در قالب حزبی بود که به حزب جمهوری اسلامی شهرت یافت.اینان با توجه به تجربه مشروطه بر این باور بودند که موفقیت روحانیت و نیروهای مذهبی در گرو ساماندهی ایجاد تشکیلاتی قدرتمند است و بدین جهت یك هفته بعد از پیروزی انقلاب در 29 بهمن 1357 موجودیت حزب جمهوری اسلامی را اعلام کردند. این حزب از خود آثار فراوانی به جای گذاشت که نمونه ای از آن را می توان، پیروزی در انتخابات دو دوره اول مجلس شورای اسلامی توسط نمایندگان معرفی شده از سوی حزب، تدوین قانون اساسی و... دانست.تشتت و اختلاف آراء کم کم به درون این حزب آمد و آنان را به دوگروه به اصطلاح چپ و راست تقسیم کرد و این اختلافات کم کم رو به اوج گرفتن بود. به همین جهت در خرداد 1366 آیت‏الله هاشمی رفسنجانی و حضرت آیت‏الله خامنه ای در نامه ای به امام، با اظهار نگرانی از این که بقای حزب جمهوری اسلامی به تشدید اختلاف ها بینجامد، خواستار موافقت ایشان با توقف فعالیت‏های حزب شدند و امام نیز با این درخواست موافقت کردند.پس از انحلال حزب و انشقاق آن به دوطیف مهم راست سنتی و چپ سنتی که «جامعه روحانیت مبارز» و «مجمع روحانیون» نماینده های آنان بودند، ایشان در طیف راست سنتی و جامعه روحانیت مبارز تعریف می شد. 
هاشمی رفسنجانی را باید بدون شک یکی از رجال بانفوذ سیاسی در سال های پس از پیروزی انقلاب دانست که همواره موجی از مخالفان و موافقان سیاست ها و اقدامات وی در تمامی برهه های انقلاب به تعریف و تمجید یا تنقید و تذنیب رفتارهای وی مشغول بوده اند.هاشمی در طی این سالها نشان داده است که مدیریت وی برآمده از تفکرات یک شخص و یک سیاستمدار واحد نیست بلکه برآمده و برخواسته از جریانی است که همواره در قالب دستورات و محورهای فردی بروز و ظهور پیدا کرده اما دارای عقبه ای پیچیده و چند لایه است. از همین رو باید دوران زندگی سیاسی هاشمی در سه دهه گذشته را در نگاهی کلی به شش دوره متفاوت و ناهمگون تقسیم کرد: سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب و دوران ریاست هاشمی بر مجلس شورای اسلامی دوران پس از رحلت حضرت امام و سال های ریاست جمهوری سالهای حاکمیت اصلاح طلبان بر دولت و مجلس روزهای پایان دولت خاتمی و گام های هاشمی برای فتح دوباره کرسی ریاست جمهوری سالهای ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد در کابینه نهم رقابت های انتخاباتی خرداد 88 تا کنون 
در این سالها هاشمی رفسنجانی که در کوران حوادث مربوط به پیروزی انقلاب و دوران هشت سال دفاع مقدس عهده دار مسئولیت های مهمی چون عضویت در شورای انقلاب و ریاست مجلس شورای اسلامی بود، به گونه ای رفتارهای اجتماعی و سیاسی خود را به منصه ظهور رسانده بود که در آن دوران می توان وی را یکی از اصلی ترین حامیان جریان چپ به شمار آورد. در این دوران كه هاشمی به عنوان سوپاپ اصلی بقا و ادامه حیات جریان چپ ایفای نقش می كرد موارد متعددی از حمایت های بی دریغ هاشمی از جریان چپ به چشم می خورد. از جمله: حمایت ویژه هاشمی رفسنجانی از سازمان مجاهدین انقلاب و به خصوص بهزاد نبوی  نقش مبهم هاشمی در انتخاب بازرگان به ریاست دولت موقت با توجه به ارتباط ویژه‏اش با مهندس مهدی بازرگان که هر دو عضو هیات مدیریه خیریه تولیت در پیش از انقلاب بودند، از ابهامات ناگفته تاریخ ابتدای انقلاب است. حمایت هاشمی از مدیران و جریان چپ که با نخست وزیری میرحسین و مدیران چپ اندیش وی دوام و قوام یافت. ( برنامه هاشمی برای نخست وزیری موسوی در دولت شهید رجایی و به جای شهید باهنر بوده است که موفق نشده و در نهایت موسوی به عنوان وزیر خارجه آن دولت معرفی می شود.) هاشمی پس از پیروزی انقلاب یکی از اعضای شورای انقلاب اسلامی شد و از بدو تشکیل این شورا، یکی از قدرتمندترین چهره‌های آن بود. اوهمچنین مدتی سرپرستی وزارت کشور را بر عهده گرفت. هاشمی یکی از 28 عضو اولیه و موسس جامعه روحانیت مبارز(یک تشکل راست‌گرای سنتی) و همچنین یکی از اعضای موسس حزب جمهوری اسلامی در سال اول پس از انقلاب بود. سال‌ها بعد، باز او بود که درخواست انحلال این حزب را به امام داد. با تسخیر لانه جاسوسی به ‌وسیله دانشجویان پیرو خط امام در سال 1358، هاشمی رفسنجانی از آن به‌عنوان یکی از بزرگترین اقدامات سازنده در تاریخ کشور یاد کرد. با این ‌حال او در دهمین سالگرد پیروزی انقلاب در یک مصاحبه گفت که با توجه به تجارب این سال‌ها گروگان‌ گیری اشتباه بود. نخستین قانون انتخابات پس از انقلاب با مشارکت او تدوین شد و پس از برگزاری اولین انتخابات مجلس، به مجلس راه یافت و با آغاز کار مجلس در 7 خرداد 1359، اولین رئیس مجلس شورای اسلامی ایران شد. در بهار سال 1360 در عزل ابوالحسن بنی‌صدر از فرماندهی کل قوا و سپس تصویب طرح عدم کفایت سیاسی او نقشی تعیین کننده داشت. در تابستان 1360 او بود که اعتراض مجلس را به رد یکی از مصوباتش توسط شورای نگهبان به اطلاع امام رساند و توانست برای اولین‌ بار، راهکار قانونی‌ای برای اجرایی شدن قوانینی که توسط شورای نگهبان خلاف شرع دانسته شده بود ایجاد کند. راهکاری که بعدها به تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست خودش منجر شد. 
هاشمی بعنوان نماینده امام خمینی (ره) در شورای عالی دفاع ( بعد از شهادت مصطفی چمران در سال 1360)، وجانشین فرمانده کل قوا در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق، در پذیرش قطعنامه از سوی امام و خاتمه جنگ با عراق نقش بسیار مهمی داشت. تنها سه ماه بعد از آن‌ که هاشمی در خرداد 1367 از سوی امام خمینی (ره) به جانشینی فرماندهی کل قوا منصوب شد، ایران قطعنامه 598 شورای امنیت را پذیرفت. او در دوران جنگ ایران و عراق، نقشی غیرقابل انکار در تصمیم گیری های مربوط به ادامه و اتمام جنگ بازی کرد. در سال های پایانی عمر امام خمینی (ره)، اکبر هاشمی رفسنجانی در مقام ریاست مجلس سوم، تلاش می کرد در تنش های روز افزون جناح های چپ و راست چهره ای میانه رو از خود به نمایش بگذارد. ا
یكی از جنجالی ترین جریانهایی كه در طول تاریخ انقلاب وجود دارد جریان پذیرش قطعنامه پایان جنگ است كه برخی گاه بنا به مصلحت آن را در هاله ای از ابهام می برند و گاه بنا به منفعت از آن سخن به میان آورده و به اصطلاح رمز گشایی میكنند. هاشمی رفسنجانی را می توان یکی از مؤثرترین افراد در ماجرای پذیرش قطعنامه 598 قلمداد کرد. او به واسطه ریاست بر شورای عالی دفاع، وظیفه تصمیم گیری درباره مسائل مهم جنگ را بر عهده داشت و بسیاری از تصمیماتی که در دوران 8 ساله جنگ گرفته می شد با محوریت او که همزمان ریاست مجلس را نیز بر عهده داشت، بود. تاریخ همیشه دست‏خوش كسانی بوده است كه سعی داشتند تاریخ را به نفع خود بنویسند و خود را از بزرگان و مصلحان ملتها قرار دهند این روند نه تنها در گذشته بوده كه امروزه نیز در دل اسلامی ترین حكومت بعد از معصومین نیز ادامه دارد. امروزه نیز گروه و یا اشخاصی در تلاش‏اند تا تاریخ خود نگاشته را به جای تاریخ حقیقی انقلاب جا بزنند. آقای هاشمی در جدیدترین جلد كتاب خاطرات خود ادعایی فرموده اند كه دهان هر كسی كه با جریان قطعنامه 598 و روحیه امام (رضوان الله تعالی علیه) آشنا باشد از این ادعا از تعجب باز می ماند. ایشان در صفحه 23 كتاب «پایان دفاع؛ آغاز بازسازی» اینگونه مینویسد: «امام(ره) با اظهار رضایت از پذیرش قطعنامه و آثار مثبت آن و راحت شدن از شنیدن اخبار شهادت و مصدومیت و مجروحیت رزمندگان و رنج آواره ها فرمودند: تصمیم به پذیرش قطعنامه از الطاف و هدایت الهی بود.» اما جالب است كه در بازخوانی مواضع خمینی كبیر در مورد قطعنامه 598 به مواضعی صد در صد خلاف این گفتار می رسیم. امام راحل پس از پذیرش قطعنامه این جملات را فرمودند: «قبول قطعنامه كه حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود» «خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏های معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشیده‏ام، و در برابر عظمت و فداكاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‏كنم.» ایشان با درایت كامل كل جریان قطعنامه را در یك كلمه خلاصه فرمودند و از آن به جام زهر یاد كردند كه حاكی از اجبار دیگران و اكراه امام راحل از پذیرش قطعنامه دارد، چرا كه هیچ كس از روی میل جام زهر را سر نمی كشد. همچنین برخی محققین، با كنار هم قرار دادن شواهد، معتقدند پذیرش قطعنامه 598، خلاف نظر اصلی امام و در اصل یك تحمیل به امام خمینی (ره) بوده است. البته این اولین باری نیست كه آقای هاشمی با نسبت دادن مطالب متناقض با گفتار های رسمی اما م(ره) به آن پیر فرزانه اسباب تعجب بزرگان ملازم امام و مردم امام آشنا را فراهم می آورند. 
روز چهارم خردادماه سال 1365، رابرت مک فارلین، مشاور امنیت ملی ایالات متحده، در اقدامی محیر العقول با یک هواپیمای خصوصی واشنگتن را به مقصد تل ‌آویو ترک کرد و پس از اقامتی کوتاه در تل ‌آویو و همراه شدن با امیرام نیر، مشاور نخست‌ وزیر اسرائیل، وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد. هاشمی رفسنجانی در تهران منتظر مک فارلین بود تا درباره موضوعات مهم و اساسی با او مذاکره کند. اما امام خمینی (ره) رهبر انقلاب اسلامی زمانی که از طرف مذاکره کننده ایرانی پرسید که موضوع مذاکرات چیست و پاسخ شنید: چند موشک و گروگان‌های امریکایی در لبنان، دستور داد تا مقامی از ایران با مک فارلین که در هتل استقلال مستقر شده بود، دیدار کند که سطح کارش گروگان و موشک باشد؛ در نتیجه وردی ن‍ژاد و محمدعلی هادی برای مذاکره به هتل استقلال رفتند. اصرار هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی برای حضور در مذاکرات نیز نتیجه‌ای نداشت و همین مسئله سبب شد تا رابرت مک فارلین، الیور نورث و امیرام نیر بعد از سه روز معطلی در تهران به تل‌ آویو و واشنگتن بازگردند و در گزارش‌هایشان بنویسند که ایرانی‌ها علی‌ رغم توافقات قبلی تمایلی نداشتند درباره موضوعات مهم و اساسی مذاکره کنند. هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس وقت ایران، با توجه به این که مسئولیت اداره جنگ را نیز برعهده داشته به صورت مستقیم در ماجرا وارد شده و هدایت بخش ایرانی را به عهده گرفته بود. هاشمی در روز 13 آبان سال 65 در سخنرانی مقابل لانه جاسوسی امریکا به افشای ماجرای مک ‌فارلین پرداخت. رسانه‌های خارجی او را همتای ایرانی ریگان می‌دانستند. 
هاشمی رفسنجانی در جلد هفتم از سلسله کتاب های خاطرات خود با عنوان «به سوی سرنوشت» از اتخاذ یک تصمیم در دوران جنگ هشت ساله ایران با عراق یعنی زمانی که وی رییس مجلس شورای اسلامی بود، پرده برداشته است. در این کتاب که در سال 86 به چاپ رسیده،آورده اند که: حضرت امام (ره) با حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی موافقت کرده و منتظر فرصت مناسب برای انجام آن بوده اند! آقای رفسنجانی در صفحه 173 این کتاب با یادآوری خاطره ای از روز پنج شنبه 14 تیرماه 1363 نوشته است: «آقای امام موسوی (نماینده شوشتر در مجلس) پیش ما آمد و پیشنهاد حذف شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی را مطرح کرد. گفتم به طور اصولی تصمیم گرفته ایم. امام (خمینی) نیز موافقیت کرده اند اما منتظر فرصت هستیم.» باید گفت آنچه آقای رفسنجانی به حضرت امام (ره) نسبت داده اند با آنچه از مجموعه مواضع اعلام شده و خط شناخته شده امام راحل (ره) برمی آید و در دسترس همگان است همخوانی ندارد. تاکید هاشمی بر بررسی حذف این شعار انتقادات گسترده ای را از وی به دنبال داشته است: حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان : آنچه وی (هاشمی) به امام خمینی نسبت می دهد منطبق با مواضع اعلام شده امام و خط فکری وی نیست. امام در سراسر عمر خود آمریکا را «شیطان بزرگ» نامید و معتقد بود که همه مشکلات مسلمانان از آمریکا نشات می گیرد. در مقطعی از زمان این احتمال مطرح شد که شعار مرگ بر آمریکا می تواند باعث آزردگی خاطر مردم آمریکا شود و بدبینی آنان نسبت به انقلاب اسلامی را در پی داشته باشد. حجت الاسلام سید حمید روحانی(رئیس بنیاد تاریخ پژوهشی ایران معاصر): این ادعا به یک شوخی نزدیک ‌تر است، چرا که اولاً موضع امام در برابر شیطان بزرگ تا آن پایه ریشه‌ ای، مبنایی و منطقی بود که نمی‌توان تصور کرد که امام در مقطعی در این موضع الهی ـ انقلابی خویش تجدید نظر کرده باشند. به فرض اگر امام مصلحت اسلام و ایران را در حذف شعار «مرگ بر امریکا» تشخیص می‌دادند، بی‌درنگ آن را اعلام می‌کردند و در اعلام آن کوچک‌ ترین تردیدی به خود راه نمی‌دادند. امام(ره) پنج سال پس از آنچه در خاطره آقای هاشمی آمده است در قید حیات بودند. با نگاهی به سخنرانی‌ها، پیام‌ها و نوشته‌های امام می‌بینیم که نه تنها کوچک‌ ترین نشانه‌ای از تغییر مشی امام نسبت به شیطان بزرگ پدید نیامد، بلکه استوارتر و پایدارتر از گذشته بر ضد آن شیطان جهانخوار موضع‌ گیری داشتند و دیگران را به خطر امریکا متوجه می‌ ساختند و هشدار می‌ دادند. در خاطرات آقای هاشمی، تاریخ گفتگو با امام (ره) و جلب به اصطلاح موافقت ایشان بازگو نشده است. آقای هاشمی که خاطرات خود را به صورت روزانه و لحظه به لحظه یادداشت می‌کند، چگونه آن روز و ساعتی را که با امام پیرامون حذف شعار «مرگ بر امریکا» گفتگو کرده است یادداشت نکرده و در کتاب خاطرات نیاورده است؟ ادعای موافقت امام با حذف شعار «مرگ بر امریکا» با آنچه در 11 اسفند همان سال در خاطرات ایشان آمده که «نظر من این است که در صورت پیروزی در عملیات بدر، امام دستور بدهند شعار «مرگ بر امریکا» و «مرگ بر شوروی» از موضع قدرت حذف شود» چگونه همخوانی دارد؟ آیا این خاطره نیز تأیید نمیکند که جریان حذف شعار مرگ بر امریکا نظر شخصی آقای هاشمی بوده و به امام ارتباطی نداشته است؟ ابراز خشنودی از مذاکره با مقامات آمریکاییدر زمان حضور حجت الاسلام حسن روحانی (رئیس دولت یازدهم) در نیویورک به منظور شرکت در مجمع شصت و هشتم سازمان ملل در سال 92، تماسی تلفنی بین وی و اوباما (رئیس جمهور آمریکا) برقرار شد و طرفین پیرامون مسایل مختلف با یکدیگر گفتگو کردند. همچنین در این سفر محمد جواد ظریف (وزیر خارجه دولت یازدهم)، در اولین مذاکره ایران و 1+5 در دولت یازدهم شرکت کرد و با جان کری وزیر خارجه آمریکا دیدار و گفتگو کرد.در همین راستا سایت خبری مشرق نقل کرد که هاشمی رفسنجانی در جلسه مجمع تشخیص مصلحت از تماس تلفنی روحانی و اوباما و مذاکره ظریف و جان کری اظهار خوشنودی کرده و آن را از عنایات خداوند در حق ملت ایران دانسته است. وی تاکید کرده ما نباید دیگر به دوران گذشته برگردیم. 
نکته‌ای که نباید از آن غافل بود نقش ویژه هاشمی رفسنجانی در قائم مقامی منتظری است. همان‌گونه که امام راحل در نوشته خود به صراحت فرموده بودند: «و الله قسم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم... و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم.» درباره نقش اکبر هاشمی رفسنجانی در این انتخاب روایت ناگفته‌ای وجود دارد که می‌تواند گره گشای بسیاری از اقدامات و تحرکات جریان نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام باشد. آیت‏الله محمدی گیلانی (رئیس سابق دیوان عالی کشور) در تاریخ 6 آبان سال 1379، در مراسمی به مناسبت شهادت حضرت امام کاظم (ع) در منزل حجت‏الاسلام رازینی ضمن سخنانی اظهار داشت: یک روز قبل از مطرح‌شدن قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان (25 تیرماه سال 1364)، من ضمن تماس با دفتر امام (ره) کتباً (از طریق آقای توسلی و آقای رسولی) از ایشان درخواست ملاقات کردم. در آن موقع اعلام شده بود که امام تا 15 روز ملاقات ندارند. من در تکه کاغذی نوشتم مطلبی واجب و ضروری است، احساس وجوب کردم به عرض مبارک برسانم، امام اجازه دادند خدمتشان رسیدم. گفتم: «فردا قرار است موضوع قائم مقامی آقای منتظری در مجلس خبرگان مطرح شود، خواستم به عرضتان برسانم به آقای هاشمی بگویید مطرح نشود. من به آقای منتظری ارادت دارم؛ خدمتشان درس‌خوانده‌ام؛ ایشان را عابد و زاهد می‌دانم؛ ولی این خصوصیات، کافی نیست. او از عهده این کار برنمی‌آید...» امام، گله‌های سوزانی از آقای منتظری را آغاز کرد که کجا چه کرده و کجا چه...! و اضافه فرمود: «احمد هم از او دفاع می‌کند! از منزل سید مهدی هاشمی، دست نویس‌های او را آورده‌اند. من دیدم نامه‌های آقای منتظری از نوشته‌های مهدی هاشمی الهام گرفته»! سخن امام که به این جا رسید، من گفتم: آقای منتظری عین نامه شما را آورد و در جلسه خواند و با خنده گفت: «امام خیال کرده که آنچه من برایش می‌نویسم، الهام از سید مهدی می‌گیرم»! امام فرمود: «نامه مرا آورد در جلسه خواند؟!» گفتم: «بله! آقای سید عباس خاتم و سید جعفر کریمی و چند نفر دیگر هم بودند.» امام فرمود: «او این‌طور است!» عرض کردم: «بفرمایید که فردا ایشان به عنوان قائم مقام رهبری مطرح نشود.» امام قدری فکر کرد و فرمود: «احمد نیست، می‌شود شما زحمت بکشید و به آقای هاشمی بگویید بعدازظهر من ایشان را ببینم.» عرض کردم: «بله اما به آقای هاشمی نفرمایید که من آمدم و این جریان را خدمت شما گفتم. به هیچ کس نگویید. می‌ترسم مرا هم شمس‌آبادی کنند یا مثل شیخ قنبر در چاه بیندازند»! این را که گفتم، امام - اعلی الله مقامه - سه بار خندید و فرمود: «خاطرت جمع باشد.» از دفتر امام، حرکت کردم و آمدم شورای نگهبان. جلسه تمام شده بود و بعد رفتم خدمت آقای هاشمی و گفتم صبح، خدمت امام رسیدم. کاری داشتم. فرمودند به آقای هاشمی بگویید که من ایشان را ببینم... شب، بعد از نماز مغرب و عشاء، خانم حاج احمد آقا زنگ زد که «حاج آقا! امام فرمودند: آنچه امروز ما صحبت کردیم، مبادا از شما تجاوز کند.» گفتم: «همین طور است.» فردای آن روز، آقای هاشمی موضوع قائم مقامی آقای منتظری را در مجلس خبرگان مطرح کرد. آقای محمدی گیلانی اضافه کرد که: پس از این ماجرا، روزی آقای هاشمی در حضور جمعی گفت: من بعدازظهر رفتم خدمت امام. امام فرمودند: «موضوع قائم مقامی آقای منتظری را فردا مطرح نکن.» گفتم: «چرا؟ ما در اجلاسیه قبل، به آقایان گفته‌ایم که ایشان را به عنوان قائم مقام، مطرح کنیم.» فرمودند: «نه یکی از دوستان آمده و چنین گفته...» گفتم: «ما اعلام کرده‌ایم، نمی‌شود...»  
رهبر شدن حضرت آیت الله خامنه‌ ای از دید او «یک خبر خوب برای مردم» بود. همزمان با آغاز دوران رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ ای، هاشمی نیز به ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد. هاشمی که در زمان امام، منزلگاه آشکار و نهان جریان چپ به شمار می رفت با رحلت امام خمینی در چرخشی آشکار و استراتژیک به یک باره از راس هرم جریان چپ به راس هرم جریان راست انتقال مواضع داده و به یک باره دشمن سرسخت دست پرورده های چپ خود شد! در این دوران بود که هاشمی و سیاست های اجتماعی و اقتصادی اش به خصوص سیاست تعدیل اقتصادی و نگاه توتالیتاریستی وی به مدیران و بدنه اجرایی حکومت انتقادهای بسیاری را برانگیخت. به گونه ای که ترجیع بند تکراری نوشته ها و اخبار روزنامه سلام - متعلق به مرد خاکستری اصلاحات - در نقد و هجمه به برنامه های دولت به اصطلاح سازندگی متمرکز شده بود. رشد قدرت هاشمی در سال‌های پس از درگذشت امام خمینی (ره) ، حداقل تا سال 1374 ادامه یافت. در واقع او خود را به عنوان معمار و مجری ایران نوین معرفی کرد و لقب « سردار سازندگی » را از آن خود ساخت.  تمام همّ و غم نیروهای جناح چپ كه در دوران نخست وزیری موسوی از هاشمی و نظرات عدالت خواهانه‏اش در رسیدگی به مستضعفین حمایت می كردند در این زمان بر این متمركز شده بود كه به مبارزه با سیاست توسعه اقتصادی دولت هاشمی رفسنجانی و حمایت وی از بخش خصوصی كه به تضعیف تعاونی ها انجامیده بود برخیزند. از دید غربی‌ها اگرچه دوره اول ریاست جمهوری هاشمی یکی از دوره‌های تاریک کشور از نظر نقض حقوق بشر بود، ولی حضور یک روحانی فرصت‌طلب و با دیدگاه‌های کمتر سنتی در رأس هرم قدرت در ایران، باعث شد تا حکومت مشروعیت بیشتری کسب کند.  
در دور دوم ریاست جمهوری و در طول دهه هفتاد، او بارها نشانه‌هایی از تمایل دولت خود به ایجاد نوعی از رابطه با ایالات متحده را نشان داد. ولی همواره با شکست مواجه شد. سرانجام در اواخر دور دوم ریاست جمهوری او، دادگاهی در آلمان که به پرونده ترور میکونوس رسیدگی می‌کرد، طی حکمی حضرت آیت‏الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی را به دادن دستور این ترور متهم کرد. این حکم موجب بحرانی میان ایران و اروپا شد. بحرانی که تا دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی ادامه یافت. همزمان کارگزاران حکومتی هاشمی، (راست مدرن) نگرش جدیدی از اسلام را به مردم معرفی کردند. این دوران، دوره تقابل دو چهره کاملاً متفاوت از اسلامگرایان بود. با آغاز دور دوم ریاست جمهوری هاشمی، او از تمام انرژی و ظرفیت سیاسی خود استفاده کرد تا میان این دو چهره متفاوت آشتی برقرار کند. او از نفوذ خود بر روحانیون سنتی نیز برای برقراری این تعادل استفاده می‌کرد. در برنامه‌های اقتصادی و فرهنگی نیز هاشمی به‌ دنبال تغییر ساختار حکومت دینی به قالبی کارآمدتر بود. او تلاش کرد تا به حاکمیت حکومت بر افکار و زندگی عمومی مردم خاتمه داده و تغییرات اقتصادی - اجتماعی زیادی را نسبت به دوران جنگ با عراق به‌ وجود آورد. در این میان، جناح راست سنتی به رهبری حضرت آیت‏الله خامنه‌ای با آن‌که بازسازی اقتصاد کشور با سیاست هاشمی را تائید می‌کرد، ولی سیاست فرهنگی و تمایل او به ظواهر غربی را تحمل نمی‌کرد. به‌ تدریج محافظه‌ کاران در جهت‌ گیری‌های سیاست خارجی با هاشمی اختلافات پیچیده‌ای پیدا کردند. از یک سو از دید آنان آرامش و بازسازی پس از جنگ و توسعه اقتصادی دوره هاشمی قابل قدردانی بود، ولی از سوی دیگر، آنان نگران عادی سازی روابط با غرب و تهاجم فرهنگی به کشور بودند. به گمان آنان، سیاست‌های هاشمی در جهت آرمان‌های امام خمینی(ره) و تشیع نبود. در این ساختار پیچیده جناح چپ که برخلاف سایر جناح‌ها از داشتن یک رهبر قدرتمند (مانند هاشمی و حضرت آیت‏الله خامنه‌ ای) در رأس خود محروم بود، قدرت خود را از دست داده و به تدریج صحنه سیاسی کشور را واگذار کرده بود. با این‌ حال در دوران ریاست جمهوری هاشمی، او تاکید داشت که «هر کسی در خط امام است با ما اختلافی ندارد.» به استناد همین اندیشه، وزرایی از جناح چپ نیز در کابینه او حضور داشتند. هاشمی در این ایام برای آنکه شخصیت تازه نُضج یافته خود را شاکله ای قابل قبول بخشد هر گونه انتقاد و اعتراضی را به زیرکانه ترین و شدیدترین وجه ممکن پاسخ می داد به گونه ای که هاشمی رفسنجانی این دوران را باید زمینه ساز بروز و ظهور نسل نوخاسته سیاست مداران متملق و همسو! نامید. چرا كه سیاست یا با ما یا بر مای مدیریت از این سالها نشأت گرفته و رشد پیدا كرد. در همین دوران بود كه مخالفت با هاشمی مخالفت با پیغمبر اسلام (ص) قلمداد و نشان داده می شد.  
در اوایل دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی طرحی به نام « تعدیل اقتصادی » در دستور کار قرار گرفت که هیچ آئین نامه روشنی نداشت و نه طرح و لایحه‌ای در مجلس به تصویب رسیده‌ بود و نه رایزنی با صاحب‌نظران انجام شده بود. مردم نیز اطلاع‌ چندانی از کم و کیف آن نداشتند و مسائل‌ آن خیلی پنهانی تصمیم‌ گیری می‌شد؛ لذا به سرعت جامعه دچار آشفتگی شد‌ و به نوعی به سمت فروپاشی اجتماعی رفت. بر اثر پیاده شدن این طرح، ترس زیادی به جان مردم افتاد و بسیاری به سمت خیابان استانبول رفتند تا پول‌های خود را تبدیل به ارز خارجی کنند، به‌طوری‌که طی مدت 2-3روز نرخ دلار از حدود 300 تومان به بیش از 1000تومان رسید و با شتاب بالا رفت، قیمت‌های برخی ارزاق هم به 10برابر رسید که رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور وقت فرمودند هر‌‌چه سریع‌تر جلوی این وضع را بگیرند، چرا‌که ادامه آن کشور را دچار آسیب زیادی می‌کند.  این دخالت به جای رهبر معظم انقلاب در جلوگیری از تبدیل آسیبهای اقتصادی به آسیبهای اجتماعی حاد - که حوادث خونین اسلامشهر نمونه ای از آن بود- ریشه در سیاست گذاری غلطی داشت که در مجموع عملکرد اقتصادی دولت هاشمی با نگاه به اقتصاد لیبرالیستی شکل گرفته بود و این نوع نگرش باعث ایجاد نقاط ضعفی در ساختارهای پایه اقتصاد ایران شد که تا هنوز پا برجاست. وجود قوانین اقتصاد آزاد و همچنین افزایش درآمد نفتی و استفاده از استقراض های خارجی سبب شد تا میزان واردات روند صعودی در پیش گرفته و در سال 68 به 16.5 میلیارد دلار، در سال 69 به 22.3 میلیارد دلار و در سال 70به 30/9 میلیارد دلار رسید. افزایش واردات آنهم با درآمدهای نفتی سبب رشد تورم در این مدت شد و از طرف دیگر باعث شد تا کسری تراز حساب جاری در سال 1370 به 11/4 میلیارد دلار برسد. این میزان کسری، رکوردی در تجارت خارجی ایران تا آن زمان به شمار می رفت. تورم 49.5 درصدی در سال 74 به دلیل سیاست های غلط ارزی بود. در سال 73 و 74 افزایش نرخ دلار رسمی به 175 تومان و 234 تومان سبب شد تا نرخ تورم رشد کند و از سوی دیگر مقررات تحریم اقتصادی علیه ایران نیز اعلام شد تا فشار بر 2 نرخ ارز رسمی وارد شده و در خرداد سال 74 نرخ دلار 300 تومان برای صادرات اعلام شود. در واقع آنچه دولت سوم و چهارم در اقتصاد به دنبال آن بود بازسازی کشور پس از جنگ بود. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد اشتباهات مکرر اقتصادی بود که سبب شد تا رفتارهای دولت به حاشیه رانده شود. بسیاری از سدها و پروژه های عمرانی بزرگ در دوره هاشمی کلنگشان به زمین خورده بود اما عدم کنترل نقدینگی و همچنین استفاده بیش از حد از استقراض خارجی سبب شد تا نیمه کاره بمانند و دولت های بعدی تا مدتها با مشکل پروژه های عمرانی نیمه کاره و نیز مشکل تأمین اعتبار آنها مواجه باشند. با این حال آنچه كه می توان درباره سیاست های تعدیل دولت هاشمی گفت آن است كه این سیاست ها تحت تاثیر توصیه های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول بوده اند. از اهداف سایت تعدیل اقتصادی می توان به اصلاح نظام مالیاتی، عقلایی کردن و کاهش سوبسیدها، آزادسازی تجاری، کاهش اندازه بخش دولتی و واگذاری شرکتهای دولتی، خصوصی سازی و ... اشاره كرد. اگر بخواهیم از منافع ریز و درشت حاصل از اجرای برنامه تعدیل چشم بپوشیم و پاسخ را تنها در یک جمله خلاصه کنیم به این نتیجه می رسیم که برخلاف ادعا، هدف نهائی برنامه تعدیل نه کاهش و محو فقر در سایه بهبود اوضاع اقتصادی و وضع زندگی فقرای جهان سومی، بلکه زمینه سازی برای ادغام این کشورها در نظام سرمایه داری جهانی است. از سوی دیگر وقوع پدیده تورم فزاینده (در سال 74 به 5/49 درصد) موجب شد تا برنامه‌های آزاد‌سازی با شکست روبه رو شود. بروز تورم فزاینده، بحران بدهی‏‏های خارجی (34 میلیارد دلار)، بحران ارزی (افزایش نرخ ارز)، رشد واردات (متوسط 5/22 میلیارد دلار در طول برنامه)، زیر سؤال رفتن خصوصی‌سازی به دلیل بروز رانت برای خواص و شبه‌دولتی‌ها و رخداد برخی نارضایتی‌های عمومی در میان حاشیه‌نشین‌ها، دولت وقت را ناچار به توقف اجرای این برنامه کرد. سیاستی كه هاشمی آن را نجات بخش ایران و مردم ایران می دانست.  
در دوره‏ى ریاست جمهورى آقاى هاشمى رفسنجانى دو اصطلاح «چپ مدرن» و «راست مدرن» مطرح شد. چپ مدرن جریانى است كه به هر دلیل، به بازنگرى در اندیشه‏ها و نظرات خود پرداختند. محصول این تأمّل، چرخش در بعضى از مواضع رادیكال، و اصلاح و تعدیل بخشى از شعارها و آرمانهاى این جناح بود. فضاى باز سیاسى و فرهنگى، توسعه‏ى اقتصادى، تنش‏ زدایى در سیاست خارجى، تسامح و تساهل در عرصه‏ى فرهنگ و سیاست جزء شعارهاى چپ مدرن است. این گروه طرفدار آزادى بیان و گسترش آزادى‏ هاى سیاسى محسوب مى‏ شوند. در مقابل، در جناح راست نیز تغییراتى پدید آمد و یكى از نتایج آن منشعب شدن جریانى بود كه گاه با عنوان راست مدرن و گاه با نام تكنوكرات‏ها (فن سالاران) و یا مصلحت‏ گرایان مطرح مى‏شوند. این جریان متشكّل از افراد میانه رو جناحهاى چپ و راست بود كه دیدگاه‏هاى مشتركى با چپ مدرن داشتند و در مجموع معتقد به اصلاحات سیاسى، و بخصوص اصلاحات اقتصادى، توسعه‏ى فرهنگى، خصوصى سازى، و مدیریت علمى و كارشناس سالارى‏اند. تعبیر تكنوكرات نیز به همین مناسبت است كه این گروه، مانند تكنوكرات‏ها در كشورهاى غربى بر افتادن امور به دست فن‏ شناسان و گسترش علم و پژوهش تأكید دارند. عمده‏ ترین تشكّل این گروه، كارگزاران سازندگى است كه در مجلس پنجم نقش عمده‏اى ایفا كرد. این گروه یا گروههاى چپ مدرن در انتخابات ریاست جمهورى سال 76 همگرا شدند. این ائتلاف كه از عمده‏ترین شعارهاى آنها اصلاحات سیاسى بود، موقعیت چشمگیرى نیز در انتخابات به دست آورد. امروزه در چپ مدرن نیز بروز و تمایز گرایشهاى تندرو و میانه رو كاملاً مشهود است. هواداران آقای هاشمی رفسنجانی ( کارگزاران ، اعتدال وتوسعه و...) معروف به جریان تکنوکرات در ایران هستند. منظور ما از تکنوکرات به لحاظ مصداقی نیز باید مشخص شود؛ در ایران امروز و در بین کسانی که در جمهوری اسلامی مدتها زمام امور را در بخش های از کشور به عهده داشتند، می توان  سه نفر را از مصادیق تفکر تکنوکراسی دانست که در واقع تیم تکنوکرات کشور ما را می‌سازند و یک حلقه مشترک هستند؛ در رأس این تفکر هاشمی رفسنجانی و بعد جاسبی با گرایش راست سیاسی و کرباسچی با گرایش چپ سیاسی است. کسانی که درباره خوب و بد بودن تکنوکراسی و تکنوکرات بودن صحبت می کنند  باید متوجه این مفهوم و لوازم و پیامدهای معرفتی و ارزشی آن باشند و  بدانند که به معنای خوب یا بد بودن ابزار های جدید و نگاه تخصصی داشتن نیست. متاسفانه در بین سیاسیون ما این گونه بی دقتی های مفهومی کم اتفاق نمی افتد که ناشی از  ضعف های معرفتی و فکری در آنهاست. مثلا یکی از همین تکنو کرات ها گفته بود کارگزاران سازندگی حزب لیبرال دموکرات مسلمان است. تنها چیزی راجع به آن می‌توان گفت این است گوینده نه می داند لیبرالیسم چیست و نه از دموکراسی خبری دارد و درباره فهم او از مسلمانی هم باید تردید کرد.  
دولت دوم هاشمی رفسنجانی بر خلاف دولت اول وی بسیار محل بحث و اختلاف نظر در بین گروه های سیاسی و افکار عمومی و نهادهای انقلابی بود. به موازات شفاف شدن اختلافات و تشدید انتقادات از عملکرد دولت، اطرافیان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی در صدد سازماندهی، ایفای نقش و تأثیر گذاری مستقلانه در فضای سیاسی - اقتصادی کشور برآمدند.  آنها که به مرور شاهد کاهش حمایت نهادها و گروه های ذی‏نفوذ از برخی سیاست ها و خط مشی دولت بودند، کارگزاران سازندگی را تأسیس کردند و در مجلس پنجم موفق شدند فراکسیون اقلیت منسجمی را برای حمایت از برنامه های دولت شکل دهند. با این حال تداوم قدرت در نزد این طیف، باید شکل حقوقی و قانونی خود را نیز طی می کرد و از گذر انتخابات می گذشت. از آنجایی کاندیداتوری دوباره هاشمی منع قانونی داشت و امکان رأی آوری گزینه‏ای از نزدیکان هاشمی صددرصدی نبود، نزدیكان هاشمی رفسنجانی و بویژه افرادی نظیر شاهرخ فریدون روحانی، عطاءالله مهاجرانی، عبدالله نوری، غلامحسین کرباسچی، مرتضی الویری، محسن کدیور و ... در تلاش بودند تا بلکه بتوانند اصل 114 قانون اساسی کشور که می گوید رییس جمهور برای مدت چهار سال با رأی مستقیم مردم انتخاب می‌شود و انتخاب مجدد او به صورت متوالی تنها برای یک دوره بلامانع است را تغییر داده و شرایط را برای استمرار طولانی مدت ریاست جمهوری هاشمی مهیا سازند.  مهاجرانی در گفتگویی با یکی از رسانه های وقت این موضوع را به صراحت اعلام کرده بود و خواستار رفع مانع قانونی برای کاندیداتوری سه باره هاشمی رفسنجانی شده بود. بدینسان نزدیكان هاشمی که تلاش داشتند تا اکثریت کارگزاران در مجلس و مجمع را با خود همراه سازند؛ سعی داشتند كسانی چون ناطق نوری و روحانیت مبارز و موتلفه را به پذیرش استمرار ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی با تغییر اصل 114 قانون اساسی ترغیب و همراه نمایند که البته با هوشیاری مقام معظم رهبری نتیجه ای نگرفتند.  
این خواسته طرفداران هاشمی با واکنش های مختلفی از سوی شخص رئیس جمهور و روسای قوا و چهر های سیاسی کشور روبرو شد.  ناطق نوری، رئیس مجلس شورای اسلامی وقت، در سخنانی به صراحت از نارضایتی رهبری از این طرح سخن بر زبان رانده و گفت: حضرت آیت الله خامنه ای در پیغام افتتاحیه به مجلس پنجم فرمودند بعد از پایان دوره (دوم) ریاست جمهوری حجت الاسلام و المسلمین آقای هاشمی رفسنجانی، شخصیت برجسته دیگری مسئولیت کارها را برعهده می گیرد. این عبارت مقام معظم رهبری نشان می دهد که معظم له می خواهند چنین ذهنیتی به وجود نیاید. به نظر من با تصریح مطلب از سوی مقام معظم رهبری، دخالت در این بحث و طرح آن به مصلحت نمی باشد. در این زمینه هیچ اضطراری هم وجود ندارد که از بابت آن مجمع تشخیص مصلحت نظام درخصوص تمدید دوره ریاست جمهوری، قانون وضع کند. البته این خواست غیر مردمی و سلطنتی گونه نزدیكان رئیس دولت سازندگی با مخالفت محکم و آشکار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در دفاع از ساختار قانون اساسی مواجه گردید و معظم له با مادام العمر كردن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی آشکارا به مخالفت پرداختند. همزمان با طرح موضوع مادام‌ العمر شدن هاشمی بر کرسی ریاست جمهوری، سایر جناح‌ها و شخصیت‌های سیاسی مخالفت خود را با طرح این موضوع اعلام داشتند و با وجود این مخالفت‌ها، همچنان کارگزاران معتقد بودند که این خواست همه جناح‌های سیاسی است! علاوه بر چهره‌ها و جریان‌های سیاسی راست و چپ که به صراحت مخالفت خود را اعلام می‌ داشتند، بحث مادام‌ العمر شدن هاشمی اضطرابی در افکار عمومی ایجاد می‌کرد که گویا می‌خواهند حق تعیین سرنوشت سیاسی کشور را از آنها سلب کنند. لذاهاشمی رفسنجانی نیمه مهر 75 در گردهمایی ائمه جمعه سراسر کشور وقتی با این سؤال مواجه شد که «اکنون اکثریت مردم می‌خواهند حضرتعالی در دور آینده هم رئیس‌جمهور باشید» گفت: «اولاً چنین اکثریتی به نظرم ادعاست اگر هم باشد من مصلحت نمی‌دانم بپذیرم.»   
یکی از جریان‌های سیاسی آن روزها کارگزاران بود که گرچه خود تمایلی به حرکت سیاسی تحت این عنوان را نداشتند و دلشان می‌خواست ژست فراجناحی و مستقل بودن به خود بگیرند اما نیروهای اندک این جریان را مواضع مشترک سیاسی بویژه بحث تغییر قانون اساسی برای مادام‌ العمر شدن ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، گرد هم می‌آورد. اصرار بر تمدید دوران ریاست جمهوری هاشمی در حالی صورت می‌گرفت که رهبر معظم انقلاب در این زمینه موضع‌ گیری مشخص داشتند و در مواردی تأکید بر پایان دوران ریاست جمهوری هاشمی بر انتخاب فرد جایگزین تأکید کردند. اما بیانات صریح رهبری با تعلیم‌ها و تعبیرهای وارونه‌ ای از سوی نزدیکان هاشمی مواجه می‌ شد. عبدالله نوری: بنده به دور از هر گونه جناح‌بندی و خط بازی معتقدم نباید با استناد به منع قانون اساسی در مورد تمدید دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی دست خود را ببندیم و کشور و نظام اسلامی را از وجود چنین شخصیت ارزنده و شجاع و مدیری محروم کنیم. تمدید ریاست جمهوری آقای هاشمی برای سومین بار به مصلحت نظام اسلامی و منفعت کشور است. حسن روحانی:  قانون اساسی نوكر نظام است و ارزش قانون اساسی آرای مردم است...انسان های استثنایی و شایسته در قالب قانون نمی گنجند.  طاهری امام جمعه سابق اصفهان:  اگر ما در مجلس خبرگان می دانستیم شخصیتی مانند جناب عالی (هاشمی) عهده دار منصب ریاست جمهوری خواهد بود هرگز محدودیتی را در انتخاب این مسئولیت تصویب نمی كردیم. عطاءالله مهاجرانی: شانس آقای میرحسین موسوی در صورت عدم حضور آقای هاشمی بسیار بالاست.  سهیلا جلودارزاده: تمدید دوران ریاست هاشمی مغایر با قانون اساسی نیست؟! مرتضی الویری: کناره ‌گیری آقای هاشمی رفسنجانی از پست ریاست‌جمهوری تاوان سنگینی است که ملت ایران برای احترام به قانون اساسی پرداخت می‌کند. حسین مرعشی:  ما معتقدیم تمدید ریاست جمهوری آقای هاشمی یک خواست عمومی است و اگر مطبوعات … مطرح کنند و همه از مقام معظم رهبری بخواهند امکان دارد ایشان هم بپذیرند! رئیس‌جمهور آینده باید با رأی قوی باشد و معلوم نیست که رئیس‌‌جمهوری که روی کار می‌آید در رقابت خیلی سنگین بتواند از آرای قوی برخوردار باشد. آقای هاشمی با این امر موافق نیست، چرا که وی محتاج ریاست جمهوری نیست بلکه کشور نیاز به خدمات ایشان دارد و ما به عنوان مردم کشور چه دلیلی دارد که بخواهیم دست خودمان را ببندیم. 
هاشمی رفسنجانی پس از دوران ریاست جمهوری از سوی مقام معظم رهبری به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزیده شده و در آنجا به ایفای نقش پرداختند. همچنین وی از سال 1385 از سوی مردم تهران به عنوان نماینده مجلس خبرگان برگزیده شد و در شهریور 1386 و پس از ارتحال آیت الله مشکینی در رقابتی که با آیت الله جنتی برای ریاست مجلس داشتند، توانست از میان 75 رای ریخته شده 41 رأی را به خود اختصاص دهد و به عنوان رئیس مجلس خبرگان برگزیده شود. ایشان همچنین در رأی گیری دیگری که در اسفند 1387 صورت گرفت، توانست با کسب 51 رای در مقابل 26 رای (با افزایش ده رای نسبت به قبل) و اختلاف حدود دو برابر نسبت به رقیب خود یعنی آیت‏الله محمد یزدی برای دومین بار به عنوان رئیس مجلس انتخاب شود. پس از این دوره، ایشان اعلام کرد؛ در صورت حضور آیت الله مهدوی کنی در انتخابات ریاست مجلس خبرگان، به حمایت از ایشان خواهد پرداخت. آیت الله مهدوی کنی نیز با حضور در انتخابات ریاست مجلس خبرگان رهبری در 17 اسفند 1389 ریاست مجلس خبرگان رهبری را به عهده گرفت.  
با نزدیک شدن به پایان دور دوم ریاست جمهوری، کمسیون فرهنگ و ارشاد مجلس شورای اسلامی تلاش کرد تا اصلاحیه‌ ای را به تصویب برساند که بر اساس آن، هاشمی بتواند برای سومین بار پیاپی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند. این اقدام بی‌درنگ مورد اعتراض قرار گرفت. هاشمی نیز تصمیم گرفت ابتکار عمل را از دست ندهد و همگام با اصلاح‌ طلبان مسیر اصلاحات را انتخاب کرد. او ابتدا برای مدت چند ماه تلاش کرد تا میرحسین موسوی را ترغیب به شرکت در انتخابات کند. ولی پس از این‌که او نامزدی در انتخابات را نپذیرفت، هاشمی از نامزدی سید محمد خاتمی (که پس از خروج از کابینه در سال 1370 همواره مشاور او بود) حمایت کرد. هاشمی در واکنش به محافظه‌ کاران تندروتر، هشدار می‌داد که «ازبین رفتن اعتماد مردم، از ایدز خطرناک‌ تر است.»  
هاشمی رفسنجانی که از ابتدای انقلاب و به خصوص در سال های پس از ولایت و رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای نقش ویژه ای برای خود در تمامی مسائل انقلاب و کشور قائل بود؛ در دوم خرداد 1376 جای خود را به سید محمد خاتمی داد. هاشمی از این سال تا 1384 یعنی پیروزی دکتر احمدی نژاد سعی در اتخاذ رویه ای داشت  که بر پایه آن بتواند با حفظ اقتدار و اعمال نفوذ سابق خود شمایلی پدرخوانده وار گرفته و همچنان به رتق و فتق امور بپردازد. ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام که در زمان ریاست جمهوری خود هاشمی، كمتر نامی از این مجمع در رسانه ها و تریبون های خبری برده می شد به یک باره تبدیل به شخصیتی هم عرض روسای سه قوه شد و در مرآ و منظر عامه مردم، هاشمی همچنان در اریکه اختیارات و قدرت سابق باقی ماند. سخنان عطاءالله مهاجرانی معاون هاشمی و وزیر ارشاد دولت اصلاحات در شناخت این بعد از شخصیت هاشمی می تواند موثر باشد: «بنده اعتقاد دارم بعد از هاشمی رفسنجانی هر كس رئیس جمهوری بشود نفر سوم كشور خواهد بود!» او دو سال پس از اتمام دوران ریاست جمهور خود و در سال 1378 در انتخابات مجلس ششم برای بدست آوردن نمایندگی تهران شرکت کرد. حضور او در مجلس می‌توانست باعث شود تا از نگرانی محافظه‌ کاران نسبت به ریاست جمهوری خاتمی کاسته شده و خطوط ایدئولوژیک میان آنان با جبهه دوم خرداد کم رنگ‌ تر شود. علیرغم این پیروزی، هاشمی رفسنجانی قبل از تحلیف به عنوان نماینده از این پست استعفا داد.  
سیاست دو پهلوی هاشمی در برابر چپ و راست که سعی در نگهداشتن هر دو جناح برای خود داشت چندان مورد قبول نیروهای دوم خردادی قرار نگرفت و این افراد و گروه ها با پوشاندن ردای عالیجناب سرخ پوش بر هاشمی رفسنجانی به یک باره وی را مورد شدیدترین حملات توپخانه رسانه ای خود قرار دادند.سعید حجاریان با اشاره به این خصلت هاشمی رفسنجانی در ایام انتخابات مجلس ششم گفته بود: «ما نمی‌خواهیم حتی یك كاندیدای مشترك با جناح راست داشته باشیم . حتی اگر او هاشمی رفسنجانی باشد. آقای هاشمی یا باید جای خود را در لیست راست قرار دهد یا در جبهه دوم خرداد قرار دهد.»این مدل از انتقاد به گونه ای طراحی شده بود که در مطبوعات آن زمان عمده ناکامی و یا شکست های کشور در عرصه های مختلف اقتصادی و سیاسی به هاشمی و سیاست های بسته و غیر قابل انعطاف وی نسبت داده شده و وی علت العلل تمامی عقب ماندگی های کشور از جریان سیّال پیشرفت و تجدد جهانی معرفی می شد. 
اوج رویارویی هاشمی و جریان چپ در آن زمان را می توان در وقایع زیر دنبال كرد: انتقاد و هجمه به جایگاه حقوقی مجمع تشخیص مصلحت نظام پس از پیروزی خاتمی در انتخابات محاكمه كرباسچی (شهردار تهران) و عبدالله نوری از یاران نزدیك هاشمی رفسنجانی (معترضان به دلیل حمایت نكردن صریح وی از دو تن از مدیران نزدیکش یعنی عبدالله نوری و كرباسچی گلایه كرده و او را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.)  مستثنی شدن رئیس مجمع تشخیص مصلحت از استعفای مقامات برای شركت در انتخابات ششمین دوره مجلس كه در زمان مجلس پنجم با حمایت دوستان هاشمی تصویب شده بود شركت هاشمی در انتخابات مجلس ثبت نام هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم که در بعدازظهر 24 آذر 1378 روی داد شوک بزرگی به حزب دولتی مشارکت وارد کرد چرا که مشارکتی‌ها پیش‌ تر با تهدیدهایی درصدد آن بودند تا سیاست‌ مدار کهنه‌ کار را از ورود به صحنه‌ انتخابات و بالتّبع حضور در مجلس ششم باز دارند. اما با اعلام نتایج شمارش آراء «هاشمی رفسنجانی» با 749884 رأی و کسب 58/25 درصد آرای شرکت‌ کنندگان شهر تهران، نفر سی‌ام منتخبین شهر تهران شد. مشارکتی‌ها که نتوانسته بودند مانع راهیابی هاشمی رفسنجانی به مجلس گردند، امیدوار بودند که شاید بتوانند پرونده‌ حیات سیاسی رفسنجانی را تا مدتی ببندند. برهمین اساس، شبهه‌ افکنی درآرای رفسنجانی و اتهام تقلب در انتخابات به نفع وی، در دستور کار جدید مشاركتی ها قرار می گیرد. روزنامه‌ی مشارکت، که ارگان وقت حزب مشارکت به شمار می‌آمد، در این مورد نوشت: «نفر سی‌ویکم (علی‌اکبر رحمانی) با اعتراض به نتایج انتخابات، جایگاه خود را به طور قطع در بین سی کاندیدای منتخب تهران می‌داند.»  
آقای هاشمی و اطرافیانش بعدها مکرراً به عنوان افتخار خود و به عنوان استدلال در برابر اصلاح طلبان اعلام کردند که دولت [ساختار شکن و افراطی] اصلاحات، از دل دولت سازندگی جوشید؛ در واقع خطوط موازی «رادیکالیسم و تنش در داخل» و «سازش طلبی در قبال آمریکا» و «لیبرالیسم فرهنگی» به تدریج در دولت سازندگی و به واسطه حضور عناصری چون عطاءالله مهاجرانی و عبدالله نوری و خاتمی پدیدار شد.این در حالی بود که جریان حاکم بر مجالس وقت بیشترین همکاری را با دولت سازندگی به عنوان ضرورت کشور مبذول می داشت وامروز از طرف هاشمی تلویحا متهم به تندروی میشود. اما برآیند آن همکاری یکسویه، تغییر فاز ناگهانی رئیس دولت و حزب تابع وی در دولت سازندگی به سمت حمایت از حلقه ای بود که بعدها عنوان اصلاح طلبی را برای خود انتخاب کردند. در چنان وضعی امثال ناطق نوری (رئیس مجلس وقت) دور زده شدند و حتی هاشمی در نماز جمعه القای تقلب به نفع ناطق و به ضرر خاتمی را نیز مطرح کرد، حال آنکه اقتضای بیطرفی و ادعای وحدت ملی کذایی، عدم جانبداری از خاتمی و تخریب عملی رقیب وی بود؛ البته بعدها افراطیون جبهه اصلاحات به خیال اینکه قدرت را به دست گرفته اند و نیازی به امثال هاشمی ندارند اقدام به تخریب وی در انتخابات مجلس ششم (سال 78) کردند اما این اتفاق عبرت آموز و فراموش نشدنی مانع از حمایت جریان نفاق فرصت طلب از آقای هاشمی در انتخابات سال 84 و سپس در تحرکات مغایر با وحدت و منافع و مصالح ملی در سال 88 نشد. درباره مسئله سیاست خارجی و تنش زدایی نیز شایان یادآوری است که نگاه خاص آقای هاشمی در این عرصه، مانع از ایراد اتهام بی سابقه علیه وی در دادگاه میکونوس نشد.  
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام که در هشت سال اصلاحات دوران سختی را پشت سر گذارده بود با فرا رسیدن ایام ریاست جمهوری نهم، عبای فعالیت های انتخاباتی و رقابت  دوباره سیاسی را بار دیگر بر دوش کشیده و عزم مسابقه با نامزدهای تازه نفس را کرد. پایان بی برنده دور اول رقابت های انتخاباتی و راه یافتن هاشمی و احمدی نژاد به دور دوم کافی بود تا شخصیت و مواضع هاشمی رفسنجانی یک شبه دچار استحاله تاریخی شده و محبوب و مطلوب تمامی گروه های دوم خردادی گردد. در دور دوم، رفتار هاشمی و از دیگر سو ارادت دوم خردادی ها به وی آنچنان خیره کننده بود که وی در سخنانش به گونه ای موضع گیری كرد كه حتی دوم خرداد و سید محمد خاتمی نیز محصول مدیریت و سیاست وی فهمیده می شد و دوم خردادی هایی که تا دیروز دشمنی با هاشمی را بلیط اصلی برد خود می پنداشتند؛ در تحولی عمیق او را سکان دار کشتی دوم خرداد کرده و به حمایت از وی پرداختند. تاخت و تاز تبلیغاتی اصلاح طلبان و نمود آن در فعالیت های انتخاباتی هاشمی رفسنجانی نقطه آغازی بود تا اندک طرفداران موسوم به راست وی و برخی ارادتمندان انقلابی او  نسبت به رویه در پیش گرفته شده اعتراض کرده و با انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت نهم عملا راه خود را از سردار سابق سازندگی جدا کنند.   
در مرحله اول رقابت ها ائتلاف نهم برای فردای بهتر با حضور 22 حزب و تشكل سیاسی از جمله حزب كارگزاران سازندگی و حزب اسلامی كار و خانه كارگر به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداختند. با كشیده شدن رقابت ها به دور دوم، گروه ها و تشكل های دیگر دوم خردادی كه علت اصلی شكست خود را عدم ائتلاف و اتحاد بر سر انتخاب نامزد واحد می دانستند به یك باره با صدور بیانیه هایی جداگانه حمایت خود از هاشمی را ابراز كردند. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یعنی همان سازمانی كه فقط دو سال قبل از این و در جریان انتخابات مجلس ششم تندترین انتقادات و حملات را به هاشمی رفسنجانی داشت، با انتشار بیانیه‌ای از هاشمی رفسجانی حمایت كرد و در اطلاعیه خود خطر حاكمیت فاشیسم را اصلی‌ ترین مسئله در این مرحله از مبارزات سیاسی اجتماعی ملت ایران دانست. محمد قوچانی مقاله نویس شرق در مطلبی با عنوان "ضرورت رأى به هاشمى رفسنجانى: آزمون ملى - ائتلاف ملى " تحریم انتخابات را خودكشی سیاسی دانست. مجمع نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی هم با صدور بیانیه‌‏ای به طور رسمی از هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات ریاست‌‏جمهوری اعلام حمایت كرد. جبهه مشاركت به عنوان افراطی‌ترین منتقد هاشمی رفسنجانی در گذشته ای نه چندان دور، بعد از اعلام نتایج آرای انتخابات، با صدور بیانیه‌ای ضمن فراخواندن مردم به حضور گسترده در عرصه انتخابات و با ابراز نگرانی از ظهور فاشیسم مذهبی، تاكید كرد دست خود را به سوی همه نیروهای حامی آزادی، دموكراسی و حقوق بشر دراز می‌‏كند. نیروهای ملی مذهبی نیز به حامیان هاشمی رفسنجانی پیوستند و در كنار اعلام حمایت خود، از احمدی‌نژاد انتقاد كردند. دفتر تحكیم وحدت نیز که انتخابات ریاست جمهوری نهم را تحریم كرده بود در دور دوم به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداخت. با وجود آن‌ که هاشمی در مرحلهٔ اول انتخابات آرایی بیش از محمود احمدی‌ نژاد کسب کرده‌ بود، ولی در مرحلهٔ دوم نتوانست بیش از 36 درصد از آرا را کسب کند. در واقع، رای‌ دهندگان ترجیح دادند از میان دو فردی که یکی را می‌شناختند و دیگری را نمی‌شناختند، ناشناخته را انتخاب کنند. او همانند مهدی کروبی و مصطفی معین به نتایج انتخابات اعتراض کرد. هاشمی پس از انتخابات با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد پاره‏ای اقدامات و دخالت‌های سازمان یافته، انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 را آلوده کرده‌ است. پیروزی او در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در سال 1386، فرصتی برای جبران شکست‌های جدی پیشین از جناح تندرو محافظه‌کار فراهم آورد. هاشمی در تهران آرای بیشتری نسبت به سایر نامزدها کسب کرده‌ بود و نمایندهٔ اول پایتخت محسوب می‌شد. اندکی بعد او در رقابت با احمد جنتی، ریاست مجلس خبرگان را نیز به‌ دست آورد.  
هاشمی رفسنجانی در این زمانه همچنان سعی در بازگشت به خانه سابق خویش و اتخاذ مواضع دو پهلو داشت. مریم بهروزی پس از طرح شایعاتی از سوی اصلاح طلبان كه هاشمی را یكی از سه ضلع مثلث اصلاحات خوانده بودند؛ در آن روزگار به نقل از هاشمی رفسنجانی گفته بود: «به هیچ جناحی تعلق ندارم.»این نقل قول مانیفست رفتاری هاشمی در سال های حكومت اصلاح طلبان و چهار سال دولت نهم بود كه سعی در بی طرف و فراجناحی نشان دادن خود داشت. اما پیشینه رقابت سیاسی وی با رئیس دولت نهم مانع از آن بود تا وی بدون هیچ موضع گیری در برابر دولت به مواضع شبه پدرخواندگی خود دلخوش باشد. همین امر سبب شد تا رویکرد رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این چهار سال چندان بی حاشیه نباشد. طرح هایی چون نظارت مجمع بر قوای سه گانه، تصویب و حمایت از قوانین متعدد مخالف قوه مجریه و انتقادهای گاه و بیگاه هاشمی از دولت در این سالها روابط مجمع و دولت را به یکی از بحرانی ترین زمان های خود تبدیل کرد. تا بدان جا که رئیس دولت نهم با توجه به جو غالب مجمع در تخریب و کارشکنی علیه دولت تصمیم به عدم شرکت در جلسات مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفت. مروری بر برخی عناوین مطالب مطرح شده از سوی هاشمی تنها در مدتی كوتاه می تواند در درك درست از نوع تعامل هاشمی با دولت راهگشا باشد. نگرانی هاشمی از كاهش قدرت و منزلت ایران در جامعه جهانی (21 مهر 87)  انتقاد هاشمی از اقتصاد صدقه ای و گداپروری در كشور (26 آبان 87)  هاشمی: همه پرسی در مسائل مهم كشور (6 آذر 87)  هاشمی رفسنجانی: درآمد نفتی بی سابقه كشور چه شده؟ (20 آذر 87)  هاشمی رفسنجانی فراخوان داد: هوشیاری عمومی در قبال انحرافات احتمالی در انتخابات (5 دی 87)  هاشمی: بعضی ها در صدد مخدوش كردن اراده مردم هستند (14 دی 87)  هاشمی: گناه بزرگی است كه برخی زبان مردم را می بندند (9بهمن 87)  در مصاحبه مفصل هاشمی با روزنامه جمهوری اسلامی مطرح شد: مواضع صریح هاشمی پیرامون مهم ترین مسائل روز سیاسی از جمله... حذف گسترده مدیران، عملكرد دولت احمدی نژاد به ویژه در ابعاد اقتصادی و سیاست خارجی، انحلال ناگهانی سازمان مدیریت و شورای پول و اعتبار، جریان متحجرین مذهبی و ....(14 بهمن 87)  هاشمی: ارائه آمار غلط و فریب افكار عمومی كه اطلاع رسانی نیست (20 اسفند 87)  
با تمام فراز و فرود های رفتاری هاشمی در این چهار سال، شكست انتخاباتی هاشمی از محمود احمدی نژاد را در واقع می توان شاكله اصلی فتنه های سال 88 درباره تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دانست. هاشمی رفسنجانی پس از پیروزی احمدی نژاد در تیرماه 1384 طی مصاحبه ای با القای تردید درباره نتیجه انتخابات و دستكاری آرای مردم چنین گفت:«بنا ندارم که در مورد انتخابات شکایت به داورانی که نشان دادند نمی خواهند یا نمی توانند کاری بکنند، ببرم و شکایت خود را همانند مورد قبل فقط در دادگاه عدل الهی مطرح می کنم. مطمئن بودم که اگر شکایت کنم، نتیجه درستی از آن به دست نمی آید. چون آنهایی که باید به شکایت رسیدگی کنند، خودشان مقصرند و در تخلفات شریک بودند که بحث جداگانه ای است. ممکن است عده ای فکر کنند که نتیجه هر چه باشد، خوب است که مردم بیشتر بدانند. ولی من نمی خواهم به انقلاب آسیب برسد، من آمده ام که به انقلاب آسیب نرسد، و اگر الان بخواهم مسائل انتخابات را افشاگری کنم، درست بر ضد هدفی که وارد انتخابات شدم، نتیجه می گیرم. آنها هم می دانستند که من این کار را نمی کنم.»  این دوران را می توان یكی از دوران های سرشار از پارادوكس زندگی هاشمی نامید چرا كه وی به دلایل متعددِ شناخته و یا ناشناخته سعی در بازتعریف تاریخ انقلاب و مسائل كشور در مسیر درك و خواسته های خود داشت؛ به گونه ای که در نقل های انجام شده از هاشمی و مواضع روایت شده از وی در این سالها، تاثیرات ویژه و پررنگی به هاشمی نسبت داده می شد. تا آنجا که در برخی موارد تاثیرات هاشمی مساوی می شد با وجود یا عدم انقلاب! از جمله اینكه وی در همین سال ها با انتشار قسمت هایی از خاطرات خود مدعی شد كه امام با شعار مرگ بر آمریكا كه یكی از اصولی ترین محورهای انقلاب بوده و هست مخالف بوده و سعی در حذف این شعار داشته اند!  
مصاحبه مهدی هاشمی با باربارا اسلاوین، خبرنگار معروف روزنامه پرتیراژ آمریكایی یو اس ای تودی، گویا و رمزگشای بسیاری از مواضع هاشمی رفسنجانی در دوران دولت نهم است:این روزنامه در تاریخ 2005/6/2 در مطلبی با عنوان ایران دوباره به کاپیتان باتجربه رو می‌آورد نوشت: «پسر رفسنجانی می گوید اگر پدرش به عنوان رئیس جمهور انتخاب شود، قانون اساسی ایران را به منظور کاهش قدرت رهبری معظم دینی تغییر خواهد داد و آنرا تبدیل به یک نقش تشریفاتی برابر با «شاه انگلیس» خواهد کرد. مهدی هاشمی می گوید فقط پدرش می تواند مانع از گم شدن ظواهر پلورالیستی باوجود یک گروه کوچک نخبه پشت گرم به مذهب شود.» وی ادامه می دهد: «اگر پدرم نامزد ریاست جمهوری نشود، کشور تحت حاکمیت یک گروه درخواهد آمد و بعد از آن ما هیچ انتخابات آزادی نخواهیم داشت.» 
هاشمی رفسنجانی درحالی به انتقاد از شعارهای بی‌پشتوانه اقتصادی و نیز قرار دادن سرمایه‌های كشور در جیب مردم می پردازد که خود رکورددار تورم ویران کننده 49 درصدی است! هاشمی در سخنان خود از بیكاری و تورم موجود در جامعه انتقاد میکند و خواهان آن است كه مسئولین مربوطه از ارائه آمار غیر واقعی خود داری كنند. هاشمی بدون آنكه به نرخ 50 درصدی تورم در بین سالهای 73 و 74 اشاره ای داشته باشد انتقادات خود را متوجه طرح هدفمندی یارانه ها کرده و‌ نتیجه هدفمندی یارانه ها را سرازیر كردن مبلغی ناچیز به حساب مردم و در مقابل ایجاد تورم سرسام‌ آور و كاهش شدید پول ملی می داند. هاشمی بدون آنكه به منبع آماری خود اشاره كند، مدعی میشود كه در زمان ریاست جمهوری اش نرخ بیكاری را تك رقمی كرده است و زیر بناهای زیادی را در كشور ساخته و چهار استانی كه در جنگ مخروبه شده بودند را او آباد كرد.  هاشمی رفسنجانی در حالی سیاست های اقتصادی خود را منجر به رفع فقر و بیكاری و آباد شدن شهر ها و روستاها و بالارفتن رفاه و ... می داند كه در زمان ریاست جمهوری وی با انسداد فضای سیاسی كمتر نقدی به سیاست های اقتصادی دولت با واكنش شدید مواجه می شد. او بزرگترین انحراف را انحراف از توسعه و سازندگی كشور می داند و معتقد است در صورتی كه برنامه 5 ساله چهارم و پنجم كشور به خوبی اجرا می‌شد، دیگر نیازی نبود كه امروز حسرت عقب‌ماندگی از بعضی كشورهای همسایه در برخی زمینه‌ها را بخوریم و خجالت‌زده دلسوزان صنعتگر و فعالان صدیق اقتصاد كشور باشیم. هاشمی ریشه همه مشكلات كشور را روحیه افراط و تفریط كه انسان‌های شعاری و كم‌اطلاع در جامعه ترویج كرده و می‌كنند، میداند ومعتقد است با حاكم شدن این تفكر افراد اهل فكر و تعقل و صاحبان ابتكار و عمل به تدریج گوشه‌نشین و از میدان خارج شدند و عرصه سیاست و اقتصاد در دست بی‌ تجربه‌ها و كوته‌ نظران قرار گرفت.  
گرانی و نرخ بالای تورم به مهمترین انتقاد از دولت تبدیل شده است و عده ای مدعی می شوند كه در دولتهای گذشته تورم به این شكل وجود نداشته است، ولی نگاهی به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی بانك مركزی جمهوری اسلامی ایران و صندوق بین‌ المللی پول واقعیتهای دیگری خلاف ادعای اصلاح طلبان و كاندیداهای مطرح آنها را اثبات می كند.  گزارش های رسمی بانك مركزی و صندوق بین المللی پول از نرخ تورم در 28 سال گذشته شامل دولتهای میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی، خاتمی و احمدی نژاد نشان می دهد: دولتهای هاشمی و میر حسین موسوی رکورد دار گرانی در كشور هستند و بالاترین متوسط تورم در كشور مربوط به این دو دولت بوده است، در عین حال دولتهای احمدی نژاد و خاتمی با اختلاف بسیار اندك نسبت به یكدیگر در رده های بعدی قرار دارند.  بر اساس این گزارش، بانك مركزی در حالی متوسط نرخ تورم در دولت كارگزاران سازندگی (سالهای 68 تا 75) را 25.33 درصد اعلام كرده است كه گزارش صندوق بین المللی پول نیز متوسط نرخ تورم در این دولت را با اختلاف ناچیز 25.12 درصد اعلام كرد كه بالاترین میانگین تورم در 28 سال گذشته است. همچنین بالاترین نرخ تورم در كشور نیز در دولت هاشمی و در سال 74 به میزان 49.1 درصد به ثبت رسیده است.  این گزارش حاكی است: متوسط نرخ تورم در دولت میر حسین موسوی (60 تا 67) بر اساس اعلام بانك مركزی 19.25 درصد و بر اساس اعلام صندوق بین المللی پول نیز 19.93 درصد بوده است و این دولت پس از دولت كارگزاران دومین میانگین تورم بالا را طی 28 سال گذشته به خود اختصاص داده است. همچنین طی پنج سال از دولت میر حسین موسوی نرخ تورم بالای 20 درصد بوده است و غیر از سالهای 73 و 74 كه تورم 49 و 35 درصدی داشتیم، بالاترین تورم در 28 سال گذشته در سال 67 و به میزان 28.9 درصد بوده است.  بانك مركزی در این گزارش متوسط نرخ تورم را در دولت خاتمی 15.76 و در دولت احمدی نژاد 16.52 درصد اعلام كرده است كه حاكی از اختلاف ناچیز 0.76 درصد می باشد و صندوق بین المللی پول نیز در تائید گزارش بانك مركزی متوسط نرخ تورم را در دولت خاتمی 15.76 درصد و دولت احمدی نژاد 16.62 درصد اعلام كرد كه اختلاف اندك 0.86 درصد را نشان می دهد.  
در حالی که دولت هشت ساله سازندگی به اعتراض‌های مردمی نسبت به گرانی‌های شدید و تورم 50 درصدی‌ معروف است، هاشمی رفسنجانی در اظهارنظر خود مدعی شد که نرخ بالای تورم فقط در دو سه ماه رخ داده بود و دولت سریعاً موفق به مهار تورم شده است. هاشمی رفسنجانی در این باره مدعی شده که «هدفمندی یارانه‌ها در دولت من به نام تعدیل اقتصادی مطرح شد جنگ که تمام شد بنزین 5 تومان بود و من قیمت آن را به 30 تومان رساندم ولی آب از آب تکان نخورد کسی هم اعتراض نکرد بعد کوپن‌ها را حذف کردیم البته بانک مرکزی و وزیر اقتصاد قبل از حذف کوپن‌ها بازار را پر نکردند و سه ماه تورم داشتیم آن زمان من تهران نبودم، رهبری تلفن زدند و گفتند وضعیت این چنین شده و ما یک هفته‌ای اوضاع را سر و سامان دادیم.» مطمئناً برای افرادی که خاطرات سال‌های دولت موسوم به سازندگی را به یاد دارند، غیرواقعی بودن این اظهارات درباره «آب از آب تکان نخوردن» و «عدم اعتراض مردم» نسبت به گرانی‌ها و «سروسامان دادن یک هفته‌ای اوضاع تورم و گرانی‌ها»، چندان باورپذیر نیست. این در حالی است كه جمله جالب توجه «سه ماه تورم داشتیم آن زمان من تهران نبودم، رهبری تلفن زدند گفتند وضعیت این چنین شده و ما یک هفته‌ای اوضاع را سر و سامان دادیم» كه پیش از این هم از جانب هاشمی رفسنجانی مطرح شده بود، آنقدر غیرقابل باور  به نظر می‌رسید که برخی آن را به حساب اشتباه لفظی هاشمی رفسنجانی گذاشتند اما تكرار این موضوع از سوی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، بازخوانی كارشناسی از خاطرات نه چندان خوشایند شرایط اقتصادی سال‎های حاكمیت دولت سازندگی را لازم كرده است. آقای هاشمی رفسنجانی مدعی است دولت را به رئیس جمهور بعدی با تورم 17 درصدی تحویل داده است اما ایشان به این نكته اشاره نكرده است كه در سال‌های 1368 و 1369 که دولت را تحویل گرفت، تورم به ترتیب 17 و 9 درصد بوده است. بنابراین، مقایسه تورم آغاز دولت هاشمی رفسنجانی با پایان دولتش، نشان از توفیق خاصی ندارد و این در حالی است كه در دولت موسوم به سازندگی نرخ تورم در اكثر ماه‎ها بالای 20 درصد بوده و سیاست‌های اشتباه و وارداتی دولت، گرانی شدیدی را بر مردم تحمیل کرد. هر چند نحوه اجرای همان سیاست‎های وارداتی همچون تعدیل هم، به نحوی بود كه حتی به اهداف این سیاست‎ها یعنی آزادسازی قیمت و در عین حال كنترل میزان مصرف انرژی منجر نشد و تنها عامل ایجاد انتظار تورم به واسطه افزایش پنج تومانی یك لیتر بنزین در جامعه بود.  
حضور 85 درصدی مردم در انتخابات ریاست جمهوری دهم و کسب 63 درصد از مجموع آرای مأخوذه توسط دکتر محمود احمدی نژاد پدیده ای بود که در تاریخ انقلاب مثل و نظیری برای آن نمی توان یافت. عملکرد هاشمی رفسنجانی و رمز گشایی از رفتارهای قبل و بعد از انتخابات وی آخرین برگه ای است که از دفتر سیاست ورزی وی می توان تورق کرد.هاشمی در این دوره به طور آشکار از نامزدهای اصلاح طلبان حمایت می کرد و حتی امکانات مجموعه های وابسته به وی مانند دانشگاه آزاد نیز به نوعی همیار و كمك حال این کاندیداها جهت شرکت در رقابت ها شده بود. حضور و تأثیرگذاری خاص مهدی هاشمی، فرزند وی، در تخریب دکتر احمدی نژاد و القای بدبینی و یأس عمومی نسبت به نتایج انتخابات، فحاشی و توهین فائزه هاشمی نسبت به ارکان نظام و ورود صریح همسر هاشمی (عفت مرعشی) به رقابت ها و راه اندازی جنگ روانی علیه نظام از شاهکارهای نزدیکان و خاندان هاشمی در این دوران بود. 
پس از به بن‌ بست رسیدن طرح هاشمی در میان اصولگرایان، او ترجیح داد هدایت جبهه دوم خرداد را به عهده گیرد و این هدایتگری از آنجا آغاز می‌شد که او تلاش خود را برای به میدان آوردن خاتمی به کار بست. در همان ایام اخبار حکایت از جلسه 3 ساعته خاتمی با هاشمی رفسنجانی داشت که محور اصلی این جلسه، موضوع کاندیداتوری او بوده است. در ابتدای این جلسه... سال 88 حکایت خاندان هاشمی به گره کور خود می‌رسد و انتخاباتی که قرار است بدون آشکار شدن نام آنها پروژه « نه به احمدی‌ نژاد» را عملی کند، ناگهان در دوگانه «هاشمی - احمدی‌نژاد» گرفتار می‌ شود و نقش آنها از پرده بیرون می‌ افتد و آنها به ناچار خود را مغلوب می‌ دانند و عصبانیت ناشی از شکست آنها را به بازی تازه‌ای می‌ کشاند و در قالب‌های آشکاری قرار می‌ دهد.  
انتخابات دهم ریاست جمهوری برای اکبر هاشمی‏رفسنجانی با طرح «دولت وحدت ملی» کلید خورد. او بیش از یک سال مانده به انتخابات در مصاحبه‌ای طرح خود را که منجر به حذف احمدی نژاد از اردوگاه اصولگرایی می‌ شد این‌ گونه تشریح کرد:‌«چنانچه همه کسانی که خود را به هر نوعی جزو اصولگرایان می‌دانند، یکی از چهار نفر مطرح شده یعنی؛ حجج اسلام ناطق‌نوری و روحانی و آقایان لاریجانی و ولایتی را نامزد کنند و متفرق نشوند، بنده نیز به سهم و توان خود از نامزدی آن نامزد واحد، حمایت خواهم کرد و با جریان اصلاح‌طلب هم موافقت بشود که سهم مناسبی را در کابینه و مدیریت اجرایی کشور داشته باشد که امید بر موفقیت چنین طرحی نیز فراوان است.» در این میان اما زمانی که طرح هاشمی با استقبال برخی چهره‌های اصلاح‌طلب از جمله غلامحسین کرباسچی مواجه گشت، این ایده را به ناطق نوری نسبت داد و گفت: «این طرح را اول آقای ناطق نوری مطرح کرد که جزء اصلاح‌ طلبان نیست. بعد هم آقای لاریجانی مطرح کرد که او هم جزء اصلاح‌ طلبان نیست. بعد هم جامعه‌ روحانیت مبارز با خواست عسگراولادی، باهنر و حبیبی به میدان آمد.» انتساب این طرح به عسگراولادی و محمدنبی حبیبی اما تکذیب آنها و در عین حال اجماع اصولگرایان برای نفی آن را در پی داشت. پس از به بن‌بست رسیدن طرح هاشمی در میان اصولگرایان، او ترجیح داد هدایت جبهه دوم خرداد را به عهده گیرد و این هدایتگری از آنجا آغاز می‌شد که او تلاش خود را برای به میدان آوردن خاتمی به کار بست. در همان ایام اخبار حکایت از جلسه 3 ساعته خاتمی با هاشمی رفسنجانی داشت که محور اصلی این جلسه، موضوع کاندیداتوری او بوده است. در ابتدای این جلسه، خاتمی اقدام به بیان تردیدهایش برای کاندیداتوری کرده بود که این موضع خاتمی با واکنش هاشمی رفسنجانی مواجه شد. هاشمی در ادامه،‌ خاتمی را به نترسیدن از «شکست» توصیه کرده و گفته بود: «اگر شما بیایید، بدبینانه‌ ترین حالت این است که انتخابات به دور دوم کشیده شود.»  
با اعلام کاندیداتوری میرحسین موسوی و کناره‌ گیری خاتمی، هاشمی رفسنجانی حمایت از او را در دستور کار خود قرار داد چرا که گمان می‌ کرد محور مناسبی برای پیشبرد طرح وحدت ملی خود یافته است. هرچند هاشمی نمی‌ خواست بازیگردانی او در جبهه دوم خرداد و حمایت‌های او از موسوی چهره علنی به خود گیرد اما این موضوع تا آنجا پیش رفت که کروبی طی نامه‌ای نسبت به حمایت هاشمی از موسوی واکنش نشان داد و از تخریب‌های اطرافیان هاشمی علیه خود گلایه کرد.  احمدی‌ نژاد هم در جریان مناظره انتخاباتی با موسوی پرده از نقش هاشمی در صحنه گردانی اردوگاه رقیب برداشت و گفت: «بنده در برابر یک کاندیدا نیستم دربرابر یک مجموعه‌ای هستم که با محوریت آقای هاشمی و همکاری آقای موسوی و خاتمی علیه بنده حرکت کردند.»  
تشکیک در سلامت انتخابات موضع دیگری بود که هاشمی رفسنجانی به موازات حمایت از موسوی اتخاذ کرد. او دو ماه قبل از انتخابات از تریبون نماز جمعه اعلام کرد که «در این دو ماه تا انتخابات باید به طور جدی تلاش شود تا سلامت انتخابات برای مردم مشخص شود. ضرورت دارد که علائم روشنی برای سلامت انتخابات نشان داده شود.» با این همه نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب سه روز پیش از انتخابات، مهمترین واکنش به افشای بازیگردانی‌اش در جبهه دوم خرداد بود. او در نامه خود تلویحاً دولت احمدی‌ نژاد به دولت بنی‌ صدر تشبیه نموده و حتی در آن تهدید کرده بود: «بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌ فشان‌هایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاه‌ها مشاهده می‌ کنیم.» نامه رئیس مجمع تشخیص مصلحت در میان بهت ناظران و فعالان سیاسی صدرنشین خبرهای انتخاباتی شد و واکنش‌های شدیدی را برانگیخت.اما انتشار گسترده شایعه پاسخ رهبر معظم انقلاب به نامه هاشمی غائله دیگری برای تأثیرگذاری بر انتخابات و از آخرین تلاشها برای حذف احمدی‌ نژاد بود که البته با تدبیر ایشان رنگ باخت. رهبر معظم انقلاب در روز انتخابات و پای صندوق‌ رأی با اشاره به برخی شایعه سازی‌ها و نقل قول از جانب ایشان اعلام کردند: مردم به این شایعات و دیگر شایعات در خصوص بخش‌های مختلف انتخابات که ساخته انسانهای ناسالم است توجه نکنند.  
عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی که البته چهره‌ای سیاسی نیست، در معدود واکنش‌های سیاسی خود، در روز رأی گیری، رأی خود را نشان داد و ادعا کرد اگر تقلب نشود، موسوی رئیس‌ جمهور می‌شود، ولی خدا نکند تقلب کنند که اگر این‌گونه شود، مردم به خیابان‌ها می‌ آیند و اعتراض می‌کنند. وی سپس با حمله به دکتر احمدی‌ نژاد گفت: امیدوارم احمدی‌ نژاد و دوستان خوارجش از مردم پاسخ دریافت کنند. 
مهدی فرزند چهارم و پسر دوم هاشمی رفسنجانی رسانه‌ای ترین چهره این خاندان در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود، مشی او با سایر اعضای خانواده اندکی متفاوت بود چرا که او از دریچه رسانه حمایت از کاندیدای مطلوبش یعنی میرحسین موسوی را بر عهده گرفت. موسوی کاندیدای مورد پذیرش مهدی بود چرا که قرار بود مجری طرح دولت وحدت ملی باشد؛ طرحی که در واقع قالبی برای پروژه «نه به احمدی‌ نژاد» بود. با راه اندازی کمیته راهبردی ستاد حامیان میرحسین موسوی، مهدی هاشمی قائم مقامی حسین مرعشی را بر عهده گرفت و از همین جایگاه هدایت رسانه‌ای برای پیروزی موسوی را آغاز کرد، اما عملکرد سایت‌های تحت مدیریت او از جمله آینده و جمهوریت تا آنجا پیش رفت که حتی کاندیدای همفکر موسوی یعنی مهدی کروبی و نزدیکانش از تخریب‌ها و تخلفات آنها گلایه‌ مند بودند. حمزه کرمی، مدیرمسئول سایت جمهوریت در این مورد می‌گوید: مهدی هاشمی با من صحبت کرد و گفت که ما باید برای انتخابات کار رسانه‌ای قوی را آغاز کنیم. چند روز بعد هم در جلسه‌ای جاسبی به بنده گفت که باید هر کاری انجام دهیم تا هر کسی به غیر از احمدی‌ نژاد رئیس جمهور شود. از این رو ما نیز سایت جمهوریت با مدیریت رسمی مهدی هاشمی را راه‌ اندازی کردیم. البته چند روز بعد جاسبی با تغییر نظر به ما اطلاع داد که بنده می‌خواهم در انتخابات بدون موضع باشم لذا دستور تعطیلی سایت جمهوریت را صادر کرد ولی با فشارهای هاشمی، این سایت به کار خود همچنان ادامه داد. وی در تشریح اقدامات این سایت می‌گوید: سایت جمهوریت ابتدا قرار بود از کاندیدایی در انتخابات حمایت و نسبت به دولت نهم نیز نقدهایی داشته باشد ولی با فشارهای مهدی هاشمی، این سایت تبدیل به سایت تضعیف کننده سازمان‌های انقلابی مانند سپاه و بسیج و سازمان‌های دولتی شد و حتی این سایت خدمات دولت را نیز پول پاشی معرفی می‌کرد و کار به جایی کشید که این سایت برخلاف واقعیت، شبهه تقلب در انتخابات را تلقین کرد. حمزه کرمی که از نزدیکان مهدی هاشمی در چند سال گذشته است، در اظهارات خود در دادگاه متهمان آشوب‌های پس از انتخابات می‌افزاید: مهدی هاشمی حتی مطالب تندتری را برای انتشار سایت جمهوریت ارائه می‌داد که از جمله این مطالب می‌توان به گزارشی که 2 روز قبل از انتخابات توسط وی به ما داده شده، اشاره کنم که در این گزارش فرمانده بسیج متهم به تخریب و تضعیف میرحسین موسوی شده بود. البته این گزارش را ما هرگز منتشر نکردیم. مسعود باستانی سردبیر این سایت نیز در دادگاه مکرراً گرداننده جمهوریت را مهدی هاشمی عنوان کرد و خط مشی این سایت هم اضافه می‌کند: «سایت جمهوری اتاق جنگ روانی مهدی هاشمی علیه مسئولین نظام بود...» گرچه انکار ارتباط با سایت‌های یادشده و تشکیک درباره صحت اعترافات متهمان در دستور کار مهدی هاشمی و نزدیکانش قرار گرفت اما شاهد این ادعاها نامه‌ای است که کروبی یک روز پیش از انتخابات به هاشمی رفسنجانی نوشت و نسبت به تخریب‌های سایت جمهوریت اعتراض کرد. همچنین اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی در گفت وگویی مطبوعاتی اظهار داشت: «مهدی هاشمی سایت جمهوریت را هدایت می‌کند. بارها هم ما تماس گرفتیم ولی متأسفانه این تخریب‌ها همچنان ادامه دارد و تنها سؤال ما از آنها این است که چرا کروبی را تخریب می‌کنند...» این تخلفات را اگر به ابهامات و اتهامات مهدی هاشمی در پرونده‌های نفتی و ماجرای استات اویل که احمدی‌نژاد در مناظره با میرحسین موسوی به گوشه‌ای از آن اشاره کرد و گفت: «استات اویل بی‌قانونی است که طرف می‌آید اینجا محاکمه می‌شود و محکوم می‌شود، از زندان فراری داده می‌شود، می‌رود خارج و تهش پسر آقای هاشمی است.» و در عین حال نقش‌آفرینی در آشوب‌های پس از انتخابات که محمدعلی ابطحی نیز به آن اشاره داشت و گفت: «به خیابان آوردن جمعیت قبل از انتخابات مقدمه‌ای بود برای به خیابان آوردن آنها در شب شنبه، افرادی مانند فاتح، تاج زاده، خاتمی و ستادش، مهدی هاشمی و آدمهایش برای اینکه جمعیت را در خیابان‌های شهر نگه دارند خیلی فعال بودند و همه اینها در پیش‌بینی و طراحی برنامه برای شب شنبه نقش داشتند»؛ اضافه کنیم در یک روال طبیعی و قانونی فرزند هاشمی باید پاسخگوی این اتهامات و ابهامات بود اما دیدیم که چنین نشد. حتی پس از آنکه دادستان عمومی و انقلاب تهران به مهدی هاشمی توصیه کرد هر چه زودتر به ایران بازگردد تا اگر معتقد است اتهامی به او وارد نیست، از خود دفاع کند، مهدی به جای پاسخگویی طی نامه‌ای به خط و نشان کشیدن برای دادستانی پرداخت، اکبر هاشمی رفسنجانی هم ضمن توصیه به پسرش که با خیال راحت به کارها و تحصیلاتش در لندن ادامه دهد، در مشهد اعلام کرد: «مهدی ما رفته خارج و خیالش از پرونده‌هایش راحت است.» او در عین حال با اطمینان گفت: «مهدی در این انتخابات هیچ دخالتی نداشت او فقط تنها دخالتی که کرده این بود که تجربه خودشان را در کمیته صیانت از آرایی که در مجلس خبرگان خوب جواب داده بود، به دیگران انتقال داد.» گرچه هاشمی پدر، خیالش از بابت حاشیه امن فرزندانش راحت است اما معاون اول قوه قضاییه اوایل بهمن ماه اعلام کرد که پرونده فرزندان هاشمی نیز به دادسرای تهران ارجاع شده و در موعد مقرر در جریان قرار خواهد گرفت.  
فائزه از پرکارترین اعضای خاندان هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری بود و در حمایت از کاندیداتوری موسوی سنگ تمام گذاشت و اتفاقاً شباهت‌هایی هم با کاندیدای مورد حمایتش داشت از این لحاظ که نیمی از دوران گوشه نشینی آخرین نخست‌وزیر، او نیز سکوت و انزوا را برگزیده بود و همانند او شکست برایش باور ناپذیر بود و واکنش‌ها و ادعاهای بعد از انتخابات این دو چهره سیاسی بعد یک و دو دهه خانه نشینی نزدیکی بسیاری با هم داشت تا آنجا که تحلیلگران این‌گونه رفتارها را ناشی از فراموشی قواعد بازی سیاسی ارزیابی کردند. فائزه هاشمی از همان ابتدا با وجود مخالفت پیشینش با کاندیداتوری موسوی، به حمایت از او برخاست و در زمینه ساماندهی دختران فیروزه‌ای فعال شد. او در بزرگ‌ترین اجرای دختران فیروزه‌ای در مراسم سالگرد دوم خرداد در ورزشگاه آزادی در حضور خاتمی و زهرا رهنورد دوران اصلاحات را تداوم دوران سازندگی دانسته و در توصیف دورانی کنونی گفت: «در شرایط به سر می‌بریم که نکبت، خفت و خواری نصیب ملت ایران شده است.» او همچنین حرف تاریخی دیگری زده و گفته بود: «مطمئن هستم که اگر در اثر خطای ما این دولت پیروز شود، امر بر این آقا (احمدی‌ نژاد) مشتبه می‌شود که خود را امام زمان بنامد و خطاهای گذشته را با قدرت بیشتر ادامه دهد.» این مواضع عریان دختر هاشمی رفسنجانی موجب شد تا احمدی‌ نژاد در مناظره با میرحسین موسوی با استناد به آن بگوید: «قشنگ تشریح می‌کند و می‌گوید: دوره اصلاحات ادامه راه سازندگی است و ما آقای موسوی را می‌خواهیم برای این که استمرار همان راه است. یعنی اشرافیتی که جناب آقای هاشمی در کشور پایه‌ گذاری کرد، قرار است ادامه پیدا کند.» پایان انتخابات برای فائزه هاشمی اما پایان فعالیت‌های انتخاباتی‌ اش نبود و از همان ابتدا در شکل‌ گیری و تداوم تجمع‌ها نقش‌ آفرینی ویژه‌ای کرد. او 26 خرداد، یعنی چهار روز پس از انتخابات، در تجمعی روبه‌ روی جام جم مدعی شد که تمامی ناظران را هنگام شمارش و تجمع آرا بیرون کردند و صندوق‌ها از قبل پر از رأی به احمدی‌نژاد بود! او در عین حال که پایه انتخابات را مخدوش می‌دانست، تعریض‌هایی هم به رهبر معظم انقلاب داشت. روز 30 خرداد، بار دیگر فائزه با شرکت در تجمع دیگری در خیابان آزادی، به تحریک معترضان به تداوم اغتشاشات پرداخت و به همین اتهام دستگیر شد. چندی بعد، حسین طائب، فرمانده وقت نیروی مقاومت بسیج درباره تحرکات فائزه هاشمی پس از انتخابات گفت: «فائزه هاشمی در تجمعی خواستار برگزاری مراسمی برای کشته شدگان در روز پنجشنبه بود اما وقتی قرار شد مقام معظم رهبری در نماز جمعه شرکت کنند، آنها این برنامه را تعطیل کرده و برای برهم زدن نمازجمعه برنامه‌ریزی کردند.» دستگیری فائزه به همراه چهارتن از اعضای خانواده هاشمی در روز شنبه 30 خرداد در تجمع غیرقانونی چندان طول نکشید. حسن لاهوتی، فرزند فائزه همزمان با دستگیری وی، در مصاحبه با بی.بی.سی اعلام کرد که مادر و بستگانش به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی در روز شنبه دستگیر شده‌اند و وی مدعی شد که از مادرش خواسته‌اند تا متعهد شود دیگر در تجمعات شرکت نکند و ظاهراً با توجه به عدم امضای این تعهدنامه، وی همچنان در بازداشت است. در جریان بازداشت یکروزه فائزه هاشمی، فشارها برای آزادی وی بسیار زیاد بود. تماس‌ها در نهایت، آزادی او را یکروزه رقم زد. چندی بعد اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گزارشی که از دیدارهای هیأت منتخب مجلس با برخی از چهره‌های سیاسی ارائه داد، اعلام کرد: «آقای هاشمی گفتند که قصد داشتند بیانیه‌ای در این خصوص (حوادث پس از انتخابات) صادر کنم اما کسی نیستم که زیر فشارها اقدام به صدور بیانیه کنم، منظور ایشان از اعمال فشار، دستگیری دخترشان در اغتشاشات بود. گویا دختر آقای هاشمی به ایشان گفته بود که من برای خوردن ساندویچ به آن خیابان رفته بودم اما من را دستگیر کردند.» اقدامات فائزه هاشمی موجب شد تا جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های کشور با برگزاری تجمعی در مقابل دادستانی تهران، خواستار برخورد قضایی با فرزندان هاشمی شده بودند. همچنین فعالان سیاسی اصولگرا نسبت به عدم برخورد با فرزندان هاشمی تذکرهای پیاپی داده بودند. اما فائزه هاشمی خود در تجمعات غیر‌قانونی اعلام کرد که از احمدی‌نژاد شکایت می‌کند. او مدتی پس از آزادی نیز مدعی شده بود برگزاری جشن پیروزی از سوی احمدی‌نژاد اصلی اغتشاشات است. دختر کوچک هاشمی رفسنجانی مدت کوتاهی پس از آزاد شدن در مصاحبه با یکی از سایت‌های حزب کارگزاران، ضمن تکرار ادعاهای قبلی‌اش درباره تقلب در انتخابات مدعی شد که جمهوریت از نظام رخت بربسته و تبدیل به حکومت اسلامی شده است. او در واکنش به برخورد با متهمان اغتشاشات اخیر مدعی شد که «برای افراد بی‌گناه پرونده‌سازی می‌کنند و برعکس پرونده‌دارها را به مقام و پست می‌رسانند.» او در مصاحبه خود «انقلاب مخملی» را نوعی فرافکنی خواند و گفت: «انقلاب مخملی در مفهوم عام آن می‌تواند به معنی اصلاح‌طلبی و بیان مسالمت‌آمیز ضرورت اصلاحات و تلاش برای انجام آن باشد که چیز بدی نیست.» او همچنین درباره اعترافات حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس که در اغتشاشات دستگیر شد، هم گفت: «اعترافات کارمند سفارت انگلستان البته طبق آنچه که من شنیدم، چیزی نبود جز انجام وظیفه. هر سفارتی در هر کشور از اوضاع طرف مقابل گزارش تهیه می‌کند تا سیاست‌هایشان را بر مبنای شرایط واقعی هر کشوری بریزند. مگر سفارت ما در کشورهای خارجی این کار را نمی‌کنند؟» فائزه هاشمی، هرچند که بعد از بازداشت یک روزه، مدتی حاشیه‌نشینی کرد و غیر از حرف‌های پراکنده‌ای که در سطح رسانه‌ها از وی منتشر می‌شد، خبری از او نبود اما حضور دوباره‌اش در حاشیه مراسم 16آذر و روز دانشجو در واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاد و سخنرانی در جمع تعدادی از حامیان موسوی و همچنین حضوری دیگربار در میان اغتشاشگران روز عاشورای حسینی در تهران، از تداوم تحرکات او در ایام انتخابات حکایت دارد.  
محسن رفسنجانی در انتخابات دهم بیش از آنکه خود به میدان حمایت از کاندیداها بیاید تصمیم گرفت در قامت یک حامی قدرتمند برای خانواده خویش ظاهر شود و مدافع تمامی اقدامات آنها باشد. او که در جریان این انتخابات چند بیانیه با امضای خود به عنوان پسر هاشمی و رئیس دفتر ریاست مجمع تشخیص مصلحت را در کارنامه دارد، اما به واسطه مسئولیتش در مترو تهران تلاش می‌کرد تا مانند مهدی و فائزه چندان نقشش از پرده بیرون نیفتد. با این همه پس از این مناظره 13 خرداد ماه احمدی‌ نژاد و موسوی، محسن هاشمی در نامه‌ای به احمدی‌ نژاد مدعی شد که رئیس جمهور با دروغ و عوام فریبی می‌خواهد فضای انتخابات را «هاشمی – احمدی‌نژاد» کند اما او نگفت که چرا برپایی چنین فضایی این چنین به نفع احمدی‌ نژاد است و آرای مردم را به سوی او گسیل می‌کند. چندی بعد نیز پیش از آنکه محسن مجبور به ترک دفتر پدر به دلیل ممنوعیت تصدی دوشغل همزمان شود، امضای او به عنوان رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت پای شکایت از رسانه‌های منتقد هاشمی ثبت شد. محسن هاشمی در نامه خود رسانه‌‌های مورد شکایت را «رسانه‌های معلوم‌ الحال» نام برد و اظهار داشت این شکایت نه ادعایی شخصی بلکه به واسطه حفظ نظام و ولایت فقیه مطرح شده است. بار دیگر نیز نام او در کنار نام دیگر اعضای خانواده‌اش در نامه‌ ای سرگشاده به رئیس قوه قضاییه ثبت شد. آنها در نامه خود نوشتند:‌ «ما «هاشمیان»، اما از آنجا که طرح این اتهامات، به عنوان اهرم فشار و ابزاری برای حذف هاشمی رفسنجانی به کار گرفته می‌شود و خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن می‌ریزد، بر احقاق حق خود پافشاری می‌کنیم.» اما چندی بعد از انتخابات مشخص شد محسن آنگونه هم که می‌خواست خود را منطقی و اهل نگارش و حرکت از مسیر‌های بدون جنجال نشان دهد نیست و در هتاکی و بی‌پرده عیان شدن چیزی کم از مهدی و فائزه جنجالی ندارد. 26 خرداد ماه همان زمان که فائزه مشغول تحریک آشوبگران بود و سخنرانی‌های ساختارشکنانه در اجتماع به اصلاح معترضان به انتخابات ایراد می‌کرد، محسن هم در مراسم افتتاح خط 7 مترو حرفهایی زد که البته در شلوغی‌های اخبار آن روزها مجال انتشار نیافت. اظهارات فرزند ارشد هاشمی، 4 روز پس از انتخابات اعتراض حاضران در جلسه را بر انگیخت. او گفته بود:‌ «ابتدا انتخابات را هاشمی - احمدی‌ نژادی کردند، حالا با مشکلاتی که خود برای کشورایجاد کردند می‌خواهند فضا را خامنه‌ای - هاشمی کنند... بر بستر شایعات سوار شوند و رأی بیاورند، بگویند این رأی حلال است؟ حالا این رأی را گرفتید مگر حلال است؟ اگر اجازه دادند علیه بزرگتر از هاشمی صحبت کنند بیشتر رأی جمع می‌شود، اصلاً اگر کل انقلاب را زیر سؤال ببرند 70 میلیون رأی جمع می‌شود.» او همچنین در اعتراض به قطع بلندگو و ترک جلسه از طرف حاضران گفت: «این مردم که اینجا نشسته‌اند می‌گویند محسن هاشمی دزد است که اینجا حرف می‌زند. من اول باید ثابت کنم که دزد نیستم، بعد بگویم خط 7 را کی ساخته؟... چرا بعضی سپاهی‌ها رفتند؟ چرا نوشتند ما دزدیم؟»  
نارضایتی پدر از وضع موجود انگیزه‌ ای مضاعف برای فاطمه فرزند ارشد هاشمی رفسنجانی بود تا به جمع دیگر اعضای خانواده در حمایت از میرحسین موسوی بپیوندد. گرچه او حمایتش از موسوی را تبعیت از یک تصمیم حزبی اعلام کرده بود اما همزمان گفته بود:‌ «وقتی در خانواده بحث می‌شود ایشان می‌گویند از وضعیت موجود ناراضی‌اند و خواستار ایجاد تغییر در این شرایط هستند. آیت‌الله هاشمی معتقدند که احتیاج به تغییرات زیادی در سطح مدیریتی کشور داریم.» گرچه او به سیاق دیگر اعضای خانواده فعالیت‌های انتخاباتی را از سر گرفت و پیش رفت اما مثل خواهرش روزهای آشوب را در خیابانها سپری نکرد و حرفهای تند و ساختارشکنانه نزد و در جریان بازداشت یک روزه خواهرش، طی تماس‌هایی با قوه قضائیه تمام تلاشش را برای آزادی او انجام داد. فاطمه هاشمی رفسنجانی وقتی که پس از 11 سال در شهریور ماه 88 از ریاست فدراسیون ورزشهای بیماران خاص استعفا می‌داد، در متن استعفای خود عقده‌ گشایی کرد و نوشت:‌« یقین دارم آنان که با قطب بندی جامعه و بیگانه انگاری هر آن که با آنها نیست و حتی با مخالفت‌های پنهان و آشکار با اصل ولایت و امامت امت دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام را نشانه گرفته‌اند و همه منتقدان را دشمن می‌پندارند و با بیان و ادبیاتی استهزاآمیز تلاش در حذف آنان دارند و عرصه را بر خدمت خادمان تنگ کرده‌اند راه به جایی نخواهند برد.» او در نامه‏اش از حلقه بسته مدیریت سخن گفت در حالی که اشاره‌ نکرد چگونه در 4 ساله دولت نهم در این سمت باقی مانده و آیا او خود مصداق حلقه بسته می‌شد یا خیر؟  
یاسر از همه اعضای خانواده خود در انتخابات کم حاشیه تر بوده است. تنها اظهار نظر انتخاباتی که از او وجود دارد نقل قولی است که مدت زیادی قبل از انتخابات محمدعلی ابطحی از وی نقل کرده است. هم زمان که حسن روحانی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تیغ انتقاد غیرمنصفانه علیه دولت می‌کشید، یاسر از نامزدی حسن روحانی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خبر داده بود و در عین حال حضور روحانی در عرصه انتخابات مزبور را مشروط و منوط به عدم نامزدی خاتمی در این انتخابات کرده و در صورت نامزدی خاتمی، حضور روحانی را به عنوان نامزد ریاست جمهوری بلاموضوع عنوان کرده بود. گرچه در جریان اغتشاشات روز 13 آبان اخباری مبنی بر حضور او در میان اغتشاشگران منتشر شد اما او برخلاف فائزه که عضو فعال اغتشاشات است و حتی از انتشار عکس و فیلم حضورش در آشوب‌های خیابانی ابایی ندارد، حضور خود را تکذیب کرد و در تکذیبیه خود تهدید کرد که «شایعه سازان اگر عذرخواهی نکنند، در دادگاه باید پاسخگو باشند.» با این همه وقتی صحبت از ضرورت از بین رفتن حاشیه امن فرزندان هاشمی به میان می‌آید، او نیز از نگاه فعالان سیاسی دور نمی‌ماند، چنان‌که لطف‌الله فروزنده، قائم مقام جمعیت ایثارگران می‌گوید: مردم انقلاب نکردند که هزار فامیل درست بشود، فامیل رده سوم آقای هاشمی در حاشیه امنیت قرار دارند؛ حالا یاسر و اینها که جای خود دارند و بعد هم کار فرزندانش به اینجا می‌رسد که اکثر اغتشاشات را توجیه می‌کنند، حضور پیدا می‌کنند و حمایت مالی می‌کنند.  
اگرچه در ستاد مهدی کروبی غلامحسین کرباسچی، محمدعلی نجفی و مرتضی الویری حضور داشتند، اما کروبی نیز می‌ دانست که هاشمی‌ رفسنجانی تمامی امکاناتش را برای مقابله با احمدی‌ نژاد به‌ کار برده و رأیش را نیز به‌ نام موسوی به صندوق خواهد انداخت و بدین‌ سان بود که او در مناظره با میرحسین موسوی گفت که هاشمی‌ رفسنجانی حامی‌اش است. دو روز مانده به انتخابات نیز مهدی کروبی در نامه‌ ای به هاشمی‌ رفسنجانی به صراحت از حمایت‌های رئیس مجمع تشخیص مصلحت از موسوی گلایه کرد. مهدی کروبی در نامه‌ ای به آیت‌الله هاشمی‌ رفسنجانی نوشت:لازم می‌ دانم ضمن تأکید بر حق شهروندی شما در حمایت از نامزدی خاص به اطلاعتان برسانم که متأسفانه برخی از نزدیکان و بستگان شما با شایعه‌پراکنی، قصد دارند یکی از دو صدای اصلاح‌ طلبان در انتخابات را خاموش کنند و با پخش خبرهای کذب و شایعات ناروا درباره‌ی انصراف اینجانب از رقابت‌های انتخاباتی آب به آسیاب مخالفان اصلاحات بریزند. 
آنچه بیشتر از همه حائز اهمیت است نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب پس از مناظره انتخاباتی میرحسین موسوی و دکتر احمدی نژاد و چند روز پیش از رأی گیری انتخابات ریاست جمهوری دهم بود که بدون سلام و تحیت آغاز و با شدیدترین هجمه ها و کنایات و تلویحات، ادامه و با خط و نشان های خارج از شئون سیاسی و انقلابی پایان یافت. هاشمی در این نامه که شباهت بسیاری با نامه مرحوم منتظری به امام راحل - -که بنا به اظهار خود منتظری این نامه خواب را از چشمان امام ربوده بود- داشت موجی از انتقاد و تعجب را در میان گروه ها و شخصیت های سیاسی به همراه داشت. همان گونه که مرحوم منتظری آن نامه و نامه ها و اظهار نظرهای مختلف خود را به دلیل حمایت از سید مهدی هاشمی نوشته و اتخاذ کرده بود آقای هاشمی نیز این نامه و دیگر مواضع خود را عمدتاً در حمایت از فرزندش مهدی هاشمی در پیش گرفته بود.  هاشمی در این نامه با اشاره به احتمال شکل‌گیری آشوب، کدهایی از حرکت‌های خیابانی ارائه می‌کند که به عقیده کارشناسان تأیید حرکت‌های براندازانه از جنس انقلاب مخملی بود. این نامه به خوبی نشان داد که هاشمی، به نحوی رهبری را مانع پیروزی تمایلات سیاسی خود تصور می کرد. این نامه که به سرعت رسانه ای شد همچون بنزینی بود که بر آتش التهابات ریخته باشند.  
بسم‌الله الرحمن الرحیم مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای زیده عزّه متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه آقای احمدی‌نژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمه‌چینی‌های قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک‌‌های ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات 84 و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراکنی‌های باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه‌های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تأثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجه‌ها می‌باشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی می‌داند. دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازیها و خلافگویی‌هایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی‌مان را نشانه گرفته بود. زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیم‌القدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدت‌های خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمی‌شد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رئیس‌جمهور و نهایتاً رهبری نظام نقش و مسئولیت‌های ممتازی بعهده داشته‌اید. نقطه قابل توجه دراین تهمت‌ها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جناب‌عالی که هادی دولت‌ها بوده‌اید و با اظهارات صریح، مدیریت‌ها را مورد تأیید و تحسین قرارداده‌اید، نشانه گرفته است. بعد از جریان شوم 14 اسفندماه 1359 با ارشاد امام و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جناب‌عالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سم‌پاشی‌ها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقت‌یاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار ‌کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنه‌گران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند. البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی‌صدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد. اینجانب برای پرهیز از آلوده‌شدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکس‌العمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم. در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌‌های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسئوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد. از صدا و سیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل 142 قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد. مع‌الاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت‌شان دیدند و بی‌شک جامعه و بخصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدّی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم. معتقدم جناب‌عالی بخوبی می‌دانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تأثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب‌عالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضدانقلاب بوده‌ایم و همیشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و در دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم می‌د‌ارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می‌گیرم ومهم این است که اینبار این تهمت ها توسط رئیس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت. تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تأثیر خلاف‌گوئیها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب می‌دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم. چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتی بهم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوق‌الذکر را از من نشنیده‌اند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهت‌گیری در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آیین‌نامه خود عمل کنند و حقیقتاً آنها با تصمیم‌خودشان و همکارانشان در صحنه‌اند و عمل می‌کنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بی‌حرمتی غیرقابل توجیه است. بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ‌نمایی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمایی در آن مناظره روشن شد. با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم. اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه‌آلودی مثل تهمت ها ؛ دروغ‌ها و خلاف‌گوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلّف‌های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق‌شکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟ رهبری معظم انقلاب؛ اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید. لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش‌افروخته بریزند. سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان اکبر هاشمی رفسنجانی  
آقای هاشمی کارگردانی ورود و خروج کاندیداها را که درجلسه مناظره از آن سخن به میان آمده است، تکذیب می کند و از سکوت رهبری در این زمینه شکوه می کند و تهدید به آشوب و التهاب را با لفافه «آتشفشان سینه های سوزان» علنی می کند و زمان دو روزه باقیمانده تا انتخابات را تنها فرصت ترمیم اوضاع و «نجات کشور از خطر» برمی شمارد و تلویحا تلاش می کند خواسته خود را به رهبری تحمیل کند. نامه هاشمی که با هدف مشخص و حساب شده، در آن زمان اندک رسانه ای شده بود رسالت خود را ایفا می کند و آتشفشان آشوب از سینه اغتشاشگران زبانه می کشد. پس ازانتشار نامه هاشمی رفسنجانی، حملات هواداران میرحسین موسوی علیه مردم و حامیان احمدی‌ نژاد به شدت افزایش یافته و در برخی موارد با خارج شدن از حالت عادی، صورت وحشیانه به خود می گیرد. اسید پاشی به سمت 3 دختر جوان محجبه، حمله عمدی به موتور سوار حامی احمدی‌نژاد، حمله به اتومبیل رضازاده و... تنها بخشی از این اقدامات است که در راستای تمرین آشوب ‌آفرینی انجام می‌شود.  
نامه بدون سلام هاشمی رفسنجانی خطاب به رهبر معظم انقلاب درست 3 روز قبل از انتخابات مهم ریاست جمهوری دهم واكنشهای تندی را به همراه داشت: اعتراض جمعیت ایثارگران جمعیت ایثارگران با انتشار رنجنامه ای خطاب به هاشمی مرقومه بدون سلام و تحیت وی را با این كه امكان ملاقات حضوری وجود داشت، باعث تعجب دانست: جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی از 10 سال پیش نسبت به مسائل پیرامونی شما، فرزندان، اطرافیان و حزب منتسب به شما یعنی كارگزاران سازندگی حضوراً تذكراتی را داد. اما افسوس از هرگونه اقدام اصلاحی! آیت الله سید احمد خاتمی (عضو مجلس خبرگان رهبری): نامه منتشر شده از سوی هاشمی سر دراز دارد كه باید سر فرصت و به دور از جنجال سیاسی به صورت جزء به جزء به آن پاسخ داده شود.  آیت الله محمد یزدی (رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم): در حال حاضر هر نوع تشدید التهاب در جامعه، مقابله و مخالفت با نظام و اهداف مقدس آن است.  آیت الله سید احمد علم الهدی (امام جمعه مشهد): آقای هاشمی! مشكل همان افرادی هستند كه به شما فشار می آورند كه چنین تصمیمی بگیرید. این عمل هاشمی موجب شد تا عده ای از آن به عنوان وسیله تبلیغات خود سوء استفاده كنند.  آیت الله ممدوحی (عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم) در گفتگو با خبرگزاری رسا: این نامه خود حریم شكنی دومی بود كه انصافاً از آقای هاشمی بعید بود و نمی بایست این گونه طرح شود. حریم شكنی موجب می شود همه حریمها بشكند و این بسیار كار غیر متعارفی بود كه رئیس تشخیص مصلحت نظام رعایت نكرد.  آیت‌ الله ‌كعبی (عضو مجلس خبرگان رهبری): در این شرایط نامه‌ سرگشاده ضروری به نظر نمی ‌رسد، ضمن اینكه این نامه در تناقض با تلاش برای تشویق به انجام انتخاباتی سالم، با ابهت و حداكثری است.  تجمع طلاب در فیضیه قم و امضای طومار علیه هاشمی رفسنجانی در پی انتشار نامه سرگشاده حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی خطاب به مقام معظم رهبری، گروه کثیری از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم برای اعلام حمایت از رهبر معظم انقلاب و اعتراض به این نامه، در مدرسه فیضیه که پایگاه اصلی انقلاب اسلامی در نیم قرن اخیر بوده است، تجمع کردند. معترضین همچنین نسبت به سخنان هاشمی رفسنجانی علیه دولت و مقایسه دکتر احمدی‌نژاد با بنی صدر و تهدید به آشوب در کشور اعتراض کردند. اگرچه این تجمع، بیانیه یا قطعنامه ای نداشت اما در پایان مراسم، طوماری در اعتراض به نامه تأسف‏ برانگیز هاشمی رفسنجانی به رهبر انقلاب امضا شد. طلاب و فضلای قم جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم، در نامه ای به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ابراز تأسف بسیار شدید خود از این اقدام هاشمی  مطالبی را خدمت ایشان یادآور شدند. طلاب و روحانیون استان سمنان بسیج طلاب و روحانیون استان سمنان در نامه ای خطاب به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد: جناب آقای هاشمی نگران آینده شما هستیم، تا دیر نشده در افکاری که دیگران به خورد شما می دهند، تجدیدنظر کنید. واکنش کوچک زاده به «صراحت نامه» هاشمی رفسنجانی کوچک زاده در وبلاگش چنین نوشت:«در خبر ها آمده بود که آقای هاشمی رفسنجانی گفته اند: «از نوشتن هیچ نامه ای پشیمان نیستند» اتفاقا ما هم از از احساس بیزاری که نسبت به ایشان و خانواده شان پیدا کرده ایم پشیمان نیستیم! چیزی که عوض داره گله نداره!» واکنش انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر كشور به نامه بدون سلام هاشمی خطاب به رهبری انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاه‌های سراسر كشور با صدور نامه ‌ای سرگشاده خطاب به اكبر هاشمی رفسنجانی، تأكید كردند: نامه هاشمی رفسنجانی مورد تمجید مخالفان امام(ره) و انقلاب بوده و دل‌های مردم مسلمان و انقلابی را پر از درد و غصه كرد. انتقاد خانواده های  شهدای هفتم تیر از نامه بدون سلام هاشمی جمعی از خانواده‌های شهدای هفتم تیر در نامه‌ای به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از نامه‌ی قبل از انتخابات وی به رهبر انقلاب انتقاد کردند. این نامه در حاشیه دیدار 5 تیر سال 91 این خانواده‌ها با هاشمی رفسنجانی به وی داده شد. در حاشیه این دیدار همسر هاشمی رفسنجانی بار دیگر در اظهاراتی تحریک آمیز اهانت‌های خود را به رئیس‌جمهوری اسلامی ایران تکرار کرد. واكنش بسیج دانشگاه امام ‌صادق (علیه السلام) به نامه هاشمی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق در واکنش به نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب با صدور بیانیه‏ای اعلام کرد: نامه سرگشاده جنابعالی به رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظله الشریف) مشاهده و موجب تاسف فراوان گردید.  واکنش روزنامه نگاران، خبرنگاران و فعالان عرصه رسانه جمعی از روزنامه نگاران، خبرنگاران و فعالان عرصه رسانه با انتشار نامه‌ای سرگشاده خطاب به هاشمی رفسنجانی نسبت به مواضع ایشان و نگارش نامه بدون سلام خطاب به رهبر معظم انقلاب واکنش نشان دادند. این نامه که به امضای 110 نفر از اصحاب رسانه رسیده است، برخلاف نامه معروف بدون سلام و والسلام هاشمی رفسنجانی، به رسم ادب و مسلمانی به وی سلام شده و ضمن اشاره به دیدار اخیر وی با جمعی از خبرنگاران همسو با خود، مواضع هاشمی نقد شده است.  واکنش رضا شکیبایی رئیس شورای سیاستگذاری روزنامه «وطن امروز» به نامه بدون سلام هاشمی جناب آقای هاشمی رفسنجانی! چرا باید اینقدر بی‌اخلاق باشیم که هر وقت در انتخابات پیروز شدیم از مردم تمجید کنیم و آن را به رخ دیگران بکشیم و هر وقت شکست خوردیم، رأی مردم را مخدوش کنیم. آیا این الگوی «رقابت سیاسی» در یک جامعه مبتنی بر آرای مردم است؟ آیا الگوی سیاست‌‌ورزی ارائه شده از سوی جنابعالی به جامعه چنین مشخصاتی دارد؟ این الگوی سامان دادن به مشکلات کشور است؟ واکنش سلیمی نمین به نامه بدون سلام هاشمی رفسنجانی خطاب به رهبری این درست است که مردم به جنابعالی در انتخابات خبرگان رأی دادند اما همین مردم در انتخابات ریاست‌جمهوری نهم با رأیی چشمگیر به رقیب نه چندان معروف، به شما پیامی دادند که ایکاش در آن تأمل می‌شد. درست یا غلط اکثریت جامعه حضرتعالی را در عرصه اجرایی مدیری منضبط در مسائل اقتصادی نیافت.   
معاون سابق وزیر اطلاعات واقعیت های تامل برانگیزی درباره هدف آقای هاشمی رفسنجانی از نوشتن و انتشار فوری نامه جنجالی‌اش به رهبر معظم انقلاب افشا کرده است. زمانی که آقای هاشمی دست به قلم شد و نامه تامل برانگیزش به رهبر معظم انقلاب را همزمان با ارسال رسانه ای کرد، شکری معاون وزیر اطلاعات بود و از اخبار پشت پرده زیادی از جمله درباره اقدامات آقای هاشمی خبر داشت. در مصاحبه شکری با هفته نامه 9، مباحث مختلفی از سازماندهی جریان فتنه برای مقابله با نظام را مطرح کرده است، وی در بخشهایی از این مصاحبه، به ایجاد تصور «موقعیت انقلابی» برای میرحسین موسوی اشاره می‌کند که در این حالت جامعه را آماده یک حرکت انقلابی می‌بیند. شکری پس از آن، نامه معروف هاشمی به مقام رهبری را نیز با وجود همین تصور «موقعیت انقلابی» تحلیل کرده و می‌گوید: «نامه جسارت‌ آمیز هاشمی به مقام معظم رهبری نیز درست به مانند موسوی با تصور وجود «موقعیت انقلابی» به نگارش درآمد و با اتکای به این موقعیت انقلابی بود که مقام معظم رهبری را تهدید به اقدامات براندازی در جریان انتخابات و پس از آن کرد!» در این مصاحبه به موضوعات دیگری همچون تقسیم کار در میان سران فتنه از پیش از انتخابات تا به امروز، نقش زهرا رهنورد و سابقه وی، انحرافات عقیدتی میرحسین موسوی و همچنین اطرافیان وی که از وابستگان به منافقین خارج از کشور بودند نیز پرداخته شده است.  
هاشمی رفسنجانی در گفتگویی با  دست اندركاران سایت شخصی خود به توجیه نامه فتنه انگیزانه خود در سال 88 پرداخت. وی به بهانه عملكرد حلقه انحرافی، اقدام جفاكارانه خود در سال 1388 را توجیه كرد. وی در مصاحبه با دست اندركاران سایت شخصی خود ، ضمن مشابه دانستن دو نامه اش در سال های 59 و 88 به امام و رهبری گفت: مهم ترین انگیزه ام در نگارش این دو نامه، اطمینانم از میزان اعتماد امام و رهبری به خودم بود و امروز مشابه فحوای نامه سال 59 شاهد آن هستیم كه پیش بینی های نامه سال 88 نیز قدم به قدم از سوی جریان انحرافی فعلی در حال وقوع است. هاشمی در اظهارات خود هیچ توضیحی درباره گستاخ شدن گروهك های ضد انقلاب از نامه سال 88 وی كه منجر به آشوبگری خیابانی، ساختارشكنی و هتاكی اوباش علیه امام حسین (ع)، جمهوری اسلامی، امام و رهبری شد نداده است. جالب اینكه حلقه انحرافی نیز چند ماه پیش مانند هاشمی به القای فقدان آزادی انتخابات پرداخت و در حوزه سیاست خارجی نیز خواستار سازش و مذاكرات یكسویه شده ای كه اجرای آن در دهه 70 منجر به صدور حكم بازداشت هاشمی از سوی دادگاه آلمانی و خروج متكبرانه سفرای اروپایی از ایران شده بود. با این اوصاف آنچه هاشمی باید توضیح داده و عذر بیاورد زمینه چینی مواضع وی در سال 88 از جمله نامه بدون سلام كذایی - برای گروهك های ضد انقلاب و تكرار هتاكی های گروهك های حامی بنی صدر در سال 59 و 60 است. اغلب گروهك هایی كه آن روز مقابل نظام بودند این بار هم جبهه هاشمی شده بودند و با عنایت به خروجی این همراهی كه هجمه به اركان انقلاب و اسلام بود، معلوم می شود كه آقای هاشمی به سوی آنها غلتیده و نه برعكس. بنابراین خیانت های حلقه انحرافی كه مشابه خیانت های برخی حامیان هاشمی (كارگزاران و اصلاح طلبان تندرو) می باشد، نمی تواند توجیهی برای نگارش آن نامه مسموم تلقی شود. اما درباره تكرار سیاست های دوره سازندگی نیز هاشمی اذعان می كند حرف تازه ای برای گفتن ندارد و از مواضعی حمایت می كند كه در سال های 84 و 88 پاسخ خود را از مردم گرفت.  
رییس مجمع تشخیص در نامه بدون سلام خطاب به رهبر معظم انقلاب، از خود و رهبری در کنار هم و با عنوان بازمانده های انقلاب یاد کرد و با صراحت و در مقام انذار نوشت:« اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.» این نامه نگاری های پر معنا البته تنها به بازه زمانی این انتخابات محدود نبوده و نیست. همچنان که شاهد بودیم سایت هاشمی رفسنجانی اقدام به انتشار نامه بدون سلام هاشمی خطاب به امام (ره) کرد که نشان می داد هاشمی حتی نسبت به امام نیز مراعات برخی امور را نمی کرده است. اگرچه باز نشر این نامه در آن برهه زمانی خود پرمعنا بود، اما محتوای آن تداعی نامه نگاری تند روزهای انتخابات را می نمود که این بار خطاب به امام عظیم الشأن رقم خورده است. ماجرا به سال 59 برمی گردد. در همان روزها که امام مصالح کشور را می دید، هاشمی دست به قلم شد تا نامه بنویسد. آن روزها نیز هاشمی بر مشی عملی امام خرده گرفت و از آنچه سکوت و کلی گویی می نامید انتقاد کرد. هاشمی البته اعتراف کرد که نظرات امام را با تعدیل اجرا می کرده است اما شاید نسبت به اینکه امام هزینه اجرای نظراتش را نمی پرداخت، بدین معنا که در مقابل مخالفان به دفاع علنی از این سیاست ها رو نمی آورد، انتقادهای جدی داشت. هاشمی حتی در نامه خود به امام (ره) از واژه «آسایش طلبی» هم استفاده کرد! هاشمی می گفت: «تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است.» هاشمی حتی به خاطر عدم حمایت امام از حزب جمهوری هم گلایه داشت: «ما «حزب جمهوری اسلامی» را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیر مستقیم – من شخصاً در مدرسه علوی با شما در این باره مذاکره کردم – تأسیس کردیم و با توجه به اینکه قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر می‌کنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید - ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید - و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه می‌شود - غیر مستقیم - ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسات خصوصی نظر صریحی بفرمائید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم می‌دانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همین‌ گونه که عمل می‌فرمائید، مصلحت است ما را قانع کنید تا ما هم دوستان حزبی را قانع کنیم.» هاشمی حتی از این خطاب های تند هم پا را فراتر گذاشت و از تحت تأثیر دیگران قرار گرفتن امام ابراز نگرانی کرد: «گاهی به ذهنم خطور می‌کند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را - که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده - در موارد فوق‌الذکر ضعیف‌تر از گذشته نشان می‌دهید، بسیاری از مردم هم متحیریند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشت‌ساز صراحت ندارد.» آن روزها امام هشدارهایشان مشابه هشدارهای امروز رهبر انقلاب بود. اگر طی روزهای بعد از انتخابات دهم، رهبر انقلاب مدام با مدارا نسبت به جریان فتنه و چهره هایی چون میرحسین موسوی پیش رفتند و البته در هر سکوی زمانی هشدار دادند و حجت را تمام کردند، آن روزها نیز با توجه به شرایط جنگی کشور، امام مدام به بنی صدر هشدار می داد و در عین حال از همه می خواست تا در آن برهه زمانی که می رفت تا یأس دامن گیر جبهه ها شود، مایه امید مردم باشند. امام می فرمود: «آنهایى كه اهل فكرند. اهل قلمند. آنهایى كه صالح‏اند. این صُلَحا باید بنشینند و در صدد این باشند كه امید بدهند به این جامعه. این مردم احتیاج به امید دارند. دیگران دارند اینها را ناامید مى‏كنند. دیگران مى‏گویند كه همه به هم ریختند اصلًا مملكتى نیست اینجا. مایى كه باید همه كوشش كنیم به اینكه نخیر، نظامى هست اینجا و این نظامى است كه بهتر از نظامهاى دیگرى است. كجا سراغ دارید شما یك نظامى را كه یك نفر بقّال هم آزاد بشود به اینكه به یك رئیس جمهور هرچه مى‏خواهد بگوید. به نخست وزیر هرچه مى‏خواهد بگوید. به رئیس مجلس هرچه مى‏خواهد بگوید. كجا شما همچو چیزى را دارید؟ خوب، شما سران ممالك دیگر را هم ببینید. كارهاى آنها را هم ببینید. معامله آنها را با ملت ببینید.» در چنین شرایطی بود که هاشمی برای امام نامه نوشت. آن روزها هاشمی اگرچه منتقد بنی صدر هم بود، اما در روزهای بعد از انتخابات دهم این مواضع گاه همسوی مواضع سران فتنه یعنی جبهه مقابل انقلاب و کسانی که در قامت بنی صدری نو به میدان آمده بودند، تعریف شد. اگر هاشمی آن روزها نسبت به جریان مخالف نظام هشدار می داد، طی روزهای بعد از انتخابات با برخی از خانواده های زندانیان وقایع بعد از انتخابات هم دیدار کرد. این شاید تفاوت آن روز و امروز باشد و البته نامه نگاری های تند وجه مشترک هر دو بازه زمانی.  
در پاییز سال 1387، چندین ماه قبل از گرم شدن تنور تبلیغات انتخاباتی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت در سخنانی که مناسبتی برای آن وجود نداشت، از لزوم «صیانت از آرای» مردم و اهمیت آن سخن گفت. هرچند این سخنان با بی‌توجهی بخشی از سیاسیون همراه شد اما اصرار آقای ‌هاشمی‌ رفسنجانی بر طرح این موضوع از تریبون‌های مهم، بسیاری را به تأمل واداشت. وی در همایش جنجالی 30 سال قانونگذاری که با دعوت علی لاریجانی، رئیس مجلس و با حضور برخی چهره‌های مطرح اپوزیسیون برگزار شد، دیگر بار کوشید تا توجه افکار عمومی را به سوی ایده تقلب هدایت کند. پس از این سخنان ستادهای انتخاباتی نزدیک به هاشمی رفسنجانی کمیته صیانت از آراء را تأسیس کردند و در حجم وسیعی در سلامت انتخابات دهم ریاست‌جمهوری شبهه‌افکنی می‌کردند. در میان اعضای اصلی کمیته صیانت از آراء اگرچه سخنی از هاشمی‌ رفسنجانی نبود و تنها از علی اکبر محتشمی‌پور به‌عنوان نماینده‌ی میرحسین موسوی و مرتضی الویری به‌عنوان نماینده‌ی مهدی کروبی و چند تن دیگر از اصلاح‌طلبان نام برده می‌شد اما بر پایه‌ی خبری که همان زمان رسانه‌ای شد، رئیس مجمع تشخیص در آن یک نماینده‌ی تام‌الاختیار داشت.  بر این اساس مهدی‌هاشمی از طرف پدر در جلسه‌ای که درخصوص بررسی وضعیت نامزدها و فضای انتخاباتی برگزار شده، حضور یافت. او در این جلسه که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی نیز در آن حضور داشتند، به‌عنوان نماینده‌ی تام‌الاختیار‌ هاشمی‌رفسنجانی به عضویت «کمیته‌ی مشترک صیانت از آراء» درآمد.   به موازات انتشار این خبرها، سران اصلاحات هم ضمن شبهه ‌پراکنی درباره‌ی صحت انتخابات، حتی از لزوم حمایت ناظران و مجریان انتخابات از این کمیته‌ی غیرقانونی سخن گفتند. حسین کاشفی، سخنگوی جبهه‌ی مشارکت ایران اسلامی در این‌باره، خواستار حمایت شورای نگهبان از تشکیل کمیته‌ی صیانت از آرا شد و دلیل آن را همانند آقای هاشمی، «اعتمادسازی» دانست. هاشمی رفسنجانی بعدها حضور مهدی هاشمی در کمیته صیانت از آراء را تأیید کرد و گفت: مهدی به دلیل تجربه‌ای که در انتخابات خبرگان رهبری در سال 85 داشته، به کمیته صیانت از آراء کمک کرده است. بعدها اسنادی که دفتر مهدی هاشمی رفسنجانی در دانشگاه آزاد کشف شد نشان داد که شبهه تقلب در اتاق فکر مهدی هاشمی طراحی شده است و مسائلی همچون یک دست بودن شورای نگهبان و وزارت کشور و تأثیرش در انتخابات ناسالم از طراحی‌های مهدی هاشمی بوده است. چند روز پس از آن، نخستین جلسه‌ی سراسری کمیته‌ی مذکور در تهران برگزار شد. مرتضی حاجی، دبیر اجرایی کمیته‌ی صیانت از آرا پس از این جلسه خبر داد که «برنامه‌های این کمیته به نمایندگان استان‌ها اعلام شده‌است.» جالب اینکه محافل بیگانه که همیشه مردم را به تحریم انتخابات فراخوانده بودند این بار، ضمن تشویق آنان به حمایت از کاندیداهای رقیب دکتر احمدی‌ نژاد، به‌ ویژه میرحسین موسوی، از تشکیل و فعالیت کمیته‌ی مذکور به‌ شدت حمایت می‌ کردند. رئیس مجمع تشخیص هم که بنا به مصلحت‌هایی از ورود آشکار به صحنه‌ی انتخابات خودداری کرده‌بود، سعی می‌کرد با لوازم و امکاناتی که در اختیار دارد، موانع پیش روی فعالیت این کمیته را هموار کند و به آن مشروعیت ببخشد.  
هاشمی رفسنجانی در ماه ها و روزهای پس از آخرين نمازجمعه اش، در سخنرانی های متعدد سعی در نزديک نشان دادن خود به رهبری کرده و به گونه ای با جدا کردن خود از گروه های موجود سياسی و نزديک نشان دادن خود به حضرت آيه الله العظمی خامنه‏ای سعی در تجديد حيات دوباره خود داشت. اما همواره نوع تعامل و ارتباط وی با مجرمان و متهمان فتنه های سال 88 و نيز حمايت وی از آنان علامت سوال بزرگی در ذهن دوستداران انقلاب و رهبری ايجاد کرده بود. چرا که اين ادعای نزديکی و متابعت از رهبری و اتخاذ رويه ای خلاف آن تعارض و تناقض بزرگی بر سر وزن کشی رفتار هاشمی پديد آورده بود. در همين زمينه، مواضع و اقدامات هاشمی پس از فتنه 88 را می توان با چند کليد واژه کلی تقسيم کرده و مورد بررسی قرار داد: سکوت در برابر فتنه های پس از انتخابات 88 همراهی و حمایت از فتنه گران تخریب دولت و ارکان حاکمیت موضع گیری دو پهلو نسبت به تجمع غیرقانونی اغتشاش گران در 25 بهمن ماه غیبت در مراسم تنفیذ رئیس جمهور دهم   
حرکت هاشمی بر جاده میانه گرایی و پرهیز وی از محکوم کردن صریح فتنه گرانی که با زیر پاگذاشتن اصول اعتقادی اسلام و انقلاب از هیچ هتک و توهینی فروگذار نکردند از لکه های تیره ای است که در کارنامه دوسال گذشته هاشمی ثبت و ضبط شده است. هاشمی در این مدت به موازات سخنان متعددی که در آن از نزدیکی و ارتباط بسیار صمیمانه خود با رهبر معظم انقلاب خبر می داد اما در واقع اقدامی عملی و علنی در راستای تحقق منویات معظم له از خود نشان نمی‏داد به گونه ای که در حرمت شکنی های متعدد فتنه گران که از مقدسات اسلام و تشیع گرفته تا امام و انقلاب و شهدا و رهبری را نیز مورد هجمه قرار داده بودند هیچ گاه کاسه صبر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام لبریز نشد اما در مناظره انتخاباتی دکتر احمدی نژاد و میر حسین موسوی و با به میان آمدن نام اعضای خانواده هاشمی رفسنجانی کاسه صبر مجاهد دیروز، در آن و کمتر از آنی لبریز شد و منجر به نامه نگاری موهن به مقام عظمای ولایت گردید.سکوت هاشمی هر چند در ادامه سیاست های شبه پدرخواندگی وی در سالیان متمادی گذشته ارزیابی می شود اما باید توجه داشت که این سکوت این بار هیچ مفرّی برای سیاست مدار کهنه کار انقلاب باقی نگذاشته بود تا با دستاویز قرار دادن آن بتواند توجیهی برای این مماشات و چشم فروبستن بر واقعیات بتراشد. این در حالی است که از آغازین روزهای انتخابات خرداد 88 که سناریوی فتنه گران کلید خورد بارها و بارها رهبر معظم انقلاب خواص را به داشتن بصیرت و موضع گیری صریح درباره فتنه های در حال وقوع سفارش کردند.  
هاشمی در خطبه‌های نماز جمعه خود از دستگیر‌شدگان حمایت و در عین حال شورای نگهبان را متهم به عمل نکردن به وظیفه خود کرد. گرچه سخنان هاشمی در نماز جمعه واکنش‌های بسیاری را برانگیخت اما او در مقاطع دیگری از جمله در مشهد و در دیدارش با اعضای حزب اعتدال و توسعه بر مواضعش در نماز جمعه اصرار ورزید. حمایت مستقیم از آشوبگری‌ها با ادعای تقلب در انتخابات در حالی صورت می‌گرفت که رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه 29 خرداد ماه 88 با انتقاد از طرح مباحثی درباره فساد مالی اطرافیان آقای هاشمی رفسنجانی و آقای ناطق نوری افزودند: البته کسی، خود این آقایان را به فساد مالی متهم نکرد اما هر کس هر ادعایی در مورد بستگان آنها نیز دارد نباید قبل از اثبات در مراجع و مجاری قانونی، در رسانه‌ها بیان کند، چرا که این‌گونه اقدامات در جامعه و بویژه در اذهان جوانان، تلقی نادرست ایجاد می‌کند. هاشمی نه تنها در ماه های پس از فتنه 88 با سکوت و دم نزدن از مواضع حق و اصولی انقلاب و نظام و اسلام و رهبری، عملا مهر تاییدی بر برخی ادعاها و شبهه افکنی ها زد بلکه در این مدت خدمت بزرگتری را نیز در کارنامه اعمال خود به ثبت رساند و آن پشتیبانی از فتنه گران و خانواده های آنان بوده است که بازخورد های رسانه ای بسیار زننده ای نسبت به نظام و انقلاب در پی داشته است. این طیف از رفتارهای هاشمی در چند دسته جمع بندی و ارزیابی می شود:   القای تردید درباره نتیجه انتخابات و مهر تایید بر ادعای تقلب در انتخابات «ما انتخابات را بسیار خوب آغاز کردیم، اما متأسفانه، در روزهای پایانی تردیدهای ناراحت کننده در میان مردم بوجود آمد که ضربات سنگینی بر انقلاب و نظام وارد کرد.»(خطبه های نمازجمعه هاشمی در تیرماه 88)   تکرار ادعاهای فتنه گران و حامیان آنها در ظالم نشان دادن حاکمیت و محق نشان دادن فتنه گران «الان کار به جایی رسیده که رئیس دولت آن هم در خارج از کشور و به خبرنگاران خارجی می‌گوید: «هیچ کس در ایران به خاطر من زندانی نیست!» سپاه می‌گوید: «ما که از خود ایده‌ای نداریم، فقط فرمان می‌بریم!» پس این وسط چه کسی است؟ زندانی برای چه کسی در زندان است؟ دولت که می‌گوید من نیستم. حتی می‌گوید: من نامه می‌نویسم که زندانیان را آزاد کنید. سپاه که می‌گوید: ما فقط فرمان می‌بریم. راست هم می‌گوید. چون نظامی‌های ما فرمانبرند. منتها فرمان را به گونه‌ای که خودشان می‌خواهند، می‌برند و نه آن گونه که رهبری و فرمانده می‌خواهند.»(سخنرانی در مشهد)    ادعای عدم دخالت مهدی هاشمی در اغتشاشات «من مطمئنم مهدی در این انتخابات در هیچ بخشی دخالت نداشت، جز در مسئله کمیته صیانت از آرا، آنها نگران بودند و او در مجلس خبرگان در این زمینه کار کرده بود، تجربه خود را در اختیار آنان گذاشت. نه پولی دارد و نه به کسی پول داد؛ گفتند: او پول داده تا افرادی در اغتشاشات شرکت کنند، در حالی که از این کارها بیزار است.»    حمایت از بازداشت شده های جریان فتنه «وقتی چهره‌های دلسوزی به خاطر نقد و انتقاد زندانی می‌شوند، جمع زیادی از اطرافیان وی شامل دوستان، آشنایان، همسایگان و نزدیکانش را به فکر فرو می‌برد و آنها را نسبت به وضع موجود آگاه می‌کند که این آگاهی در مجموع سازنده است. گرچه ممکن است بازداشت‌ها باعث شود برخی‌ها کنار بکشند اما عده قابل توجهی از جامعه را در هدف خود ثابت قدم‌تر کرده و شک نباید کرد که این زندان رفتن‌ها در مجموع سازنده است.»  
هاشمی در روزهای پس از انتخابات ن نه تنها نسبت به رویه گذشته خویش درباره تخریب دولت و ارکان حاکمیت تجدید نظر نکرده بلکه این رویه را شتابی بیشتر و زننده‏تر بخشیده است. نامه هاشمی به مناسبت سالگرد 19 دی ماه و قیام مردم قم که چندی پیش منتشر شد و نیز بیانیه هاشمی به مناسبت 12 بهمن از همین قبیل است: اینک 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و بقایای فکری دین‌زدایی و روحانیت‌ستیزی که در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاک انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقی‌های سیاسی و اختلافات سلیقه‌ای، پوست‌اندازی کرده و سر برآورده‌اند و خاکریز به‌ خاکریز جلو می‌آیند و شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در 30 سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیده‌اند. تأسف‌آور است که این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلق‌ها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیده‌اند، رندانه با چراغی که دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد می‌دانند، مزوّرانه پشت خاکریزی پناه گرفته‌اند که مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود. (بیانیه 19 دی هاشمی)  همه ما باید آبرو و هستی خویش را برای حفظ و نگه‌داری آن فدا کنیم و نگذاریم تاریخ مشروطه در این سرزمین تکرار شود که «من جرّب المجرّب حلت به الندامه» (بیانیه 12 بهمن هاشمی)  مشخص نیست با توجه به شناخت مردم از رشیدی مطلق‏ها و تاریخ مشروطه چه سناریویی در دست تهیه و اجراست که در پیش‏قراول آن چنین مواضعی طرح و بیان می شود.  
آخرین موضع گیری دو پهلو و آمیخته با ابهام آقای هاشمی مربوط به تجمع غیرقانونی چند صد اوباش اغتشاش گر در تهران بود که در 25 بهمن ماه و به دعوت سران فتنه گرد هم آمدند و در نهایت با کمک منافقین دو تن از مردمان و جوانان بی گناه را به شهادت رسانده و چندین نفر را مجروح کردند. این رخداد که حتی کسانی چون ناطق نوری و حسن روحانی را نیز از وادی سکوت و ملایمت بیرون کشیده و به موضع گیری صریح مجبور کرد اما باز نتوانست تنور انقلابی گری گذشته ی هاشمی را داغ کرده و او را به محکوم کردن صریح این فاجعه وادار کند. نهایت موضعی که هاشمی در این باره گرفته و اظهار داشت چنین بود: «باید همه اقشار جامعه به قانون احترام بگذارند و هر اقدامی که با قانون مطابقت نداشته باشد ضربه‌زننده به مملکت و خود انسان و به فتوای امام راحل(ره) حرام است... اقدامات خلاف قانون و هتاکی مذموم است و همه باید در چارچوب قانون حرکت کنند.»این در حالی است که دعوت غیرقانونی سران فتنه و حمایت رسمی صهیونیست ها و آمریکا از این تجمع ناکام و زیانبار به ساحت انقلاب، چنین می طلبید که کسانی چون هاشمی یک بار برای همیشه تکلیف خود با فتنه گران را به عیان مشخص سازند که متاسفانه نساختند! موضع هاشمی در حوادث پس از انتخابات در ابتدا صرفاً سکوت بود و در حالی که فعالان سیاسی انتظار واکنش روشن از وی در قبال اردوکشی‌های خیابانی و اغتشاشات متعاقب آن را داشتند اما او پس از قریب به یک ماه سکوت در نماز جمعه 26 تیر ماه با حمایت از آشوب‌ها، شرایط را بحرانی معرفی کرد وبا تردید نسبت به انتخابات سخن گفت.  
غیبت در مراسم تنفیذ و تحلیف رئیس دولت دهم واکنش دیگر هاشمی به شکست استراتژی انتخاباتی او بود و متعاقب آن محکوم نکردن اقدامات ساختار شکنانه‌ای بود که دیگر دولت را نشانه نمی‌ رفتند و در واقع از قالب معترض به انتخابات خارج شده و وارد فاز مقابله با ارزشها و مقدسات شده بودند.  
26 تیر 1388 را باید یکی از تاریک‌ ترین نقاط در تاریخ 30 ساله برگزاری نماز جمعه تهران دانست؛ روزی که نمازگزاران تهرانی شاهد برگزاری نماز به صورت مختلط و همراه با سوت و کف و حرمت‌شکنی بودند. اما آنچه تلخی این روز را مضاعف کرد، سخنان خطیب جمعه بود که در راستای همراهی با اغتشاشگران ارزیابی شد. هاشمی رفسنجانی پس از 45 روز مجدداً در قامت خطیب نماز جمعه به دانشگاه تهران آمد. البته این بار چهره های دیگری نیز پس از مدتها راهی نمازجمعه تهران شدند که شاخص ترین آنها میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بودند که بعد از 20 سال در نماز جمعه تهران شرکت کردند! مهدی کروبی و هادی غفاری نیز از دیگر شرکت کنندگان نماز جمعه این روز بودند. همسر و 2 دختر هاشمی نیز در نمازجمعه قسمت خواهران حضور یافته بودند. همسر هاشمی که رو به جمعیت نشسته بود هنگامی که بخش عمده‌ای از نمازگزاران شعارهای انقلابی سرمی‌دادند، رفتارهای تحقیرآمیزی از خود بروز می‌داد. هم چنین در این نمازجمعه که تقریباً از ابتدای هفته تبلیغات وسیعی از سوی رسانه‌های حامی موسوی و برخی شبکه‌های خارجی برای شرکت در آن انجام شده بود، هیچ‌یک از رؤسای قوای سه‌گانه و مسئولین ارشد این قوا حضور نیافتند. آقای هاشمی در شرایطی بعد از 8 هفته برای خواندن خطبه و اقامه نمازجمعه وارد دانشگاه تهران شد که فضای سیاسی کشور پس از آشوب‌های خیابانی هفته‌های بعد از اعلام نتایج انتخابات، شاهد آرامش و شفافیتی نسبی بود. ایجاد این آرامش که حاصل تلاش گسترده مجریان و ناظران انتخاباتی و نیروهای امنیتی بود، پس از آن انجام شد که ناظران انتخابات با ارائه اسناد و دلایل متعدد و حتی تمدید پنج روزه مهلت رسیدگی به شکایات، در جهت رفع ابهامات کوشیدند و حتی در آخرین اقدام، به بازشماری تصادفی 10 درصد از کلیه آراء در حضور دوربین‌های رسانه ملی پرداختند. این رویه بی‌سابقه درباره انتخابات با رفتار حرفه‌ای رسانه ملی که حمایت آشکار دشمنان ملت ایران از این دودستگی‌ها را به مردم می‌نمایاند، باعث شد تا حتی آن دسته از حامیان میرحسین موسوی که با رفتارهای عجیب وی به وجود تقلب در انتخابات ظنین شده بودند و بعضاً با حضور در خیابان‌ها آن را ابراز می‌داشتند، از تقویت این رفتارهای سیاسی مشکوک پا پس بکشند.  
عجیب‌ ترین و تأسف‌ برانگیزترین مسأله‌ای که در نماز جمعه 26 تیر روی داد، حضور افرادی بود که حتی ابتدایی‌ ترین آداب نماز را هم بلد نبودند و با اقدامات خارج از شأن و عرف خود، موجب ناراحتی خاطر نمازگزاران را فراهم کردند. تعدادی از حامیان موسوی نیز در نماز جمعه حضور داشتند و با شعار «هاشمی، هاشمی، سکوت کنی خائنی» و خواندن سرود یار دبستانی من و سوت و کف و شعارهایی همچون «مرگ بر چین» در حین صحبت های خطیب جمعه تهران، فضای متمایزی نسبت به دیگر نمازهای جمعه بوجود آوردند.  این افراد با حضور مختلط در نماز و همچنین عدم رعایت پوشش مناسب، صحنه‌هایی را رقم زدند که انتشار عکس‌های آن هم با واکنش شدید مردم متدین و انقلابی ایران روبرو شد. برخی مردم و فعالان سیاسی هم این نماز جمعه را با نمازهای نمایشی گروهک‌ های چپ و مارکسیست در ابتدای انقلاب اسلامی مقایسه کردند.   
آقای هاشمی در شرایطی بعد از 8 هفته برای خواندن خطبه و اقامه نمازجمعه وارد دانشگاه تهران شد که فضای سیاسی کشور پس از آشوب‌های خیابانی هفته‌های بعد از اعلام نتایج انتخابات، شاهد آرامش و شفافیتی نسبی بود. اگرچه با توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب در نمازجمعه تاریخی 29 خرداد، دیدگاه منفی و اعتراضی مردم نسبت به هاشمی رفسنجانی فروکش کرده بود و انتظار می‌رفت تا او هم با سخنان آرامش‌ بخش خود، مهر پایانی بر آشوب‌های خیابانی بزند اما خطبه‌ های هاشمی رفسنجانی نه تنها آرامش موجود را حفظ و فضای سیاسی را شفاف نکرد، بلکه وی با «بحرانی» خواندن وضع کشور و تکرار ادعاهایی که با توضیحات شورای نگهبان و تبیین هیات ویژه، حتی دیگر از سوی میرحسین موسوی هم دنبال نمی‌شد، آن‌ها را از تریبون مقدس نمازجمعه احیا کرد. در این راستا هاشمی حتی در خطبه‌ هایش دست به کار حمایت از کسانی شد که پرونده آنان مطابق قانون در اختیار دستگاه قضا بود و خواستار آزادی بدون قید و شرط این دسته از زندانیان شد: «در انتخاباتی که انجام شد و تمام شد ما خیلی خوب شروع کردیم رقابت خوبی شکل گرفت مقدمات خوب انجام شد. در شرایطی که همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور ما بود که این افتخار را ما باید به مردم بدهیم یعنی این حق مردم است و مردم بودند که خوب آمدند و رکورد حضور پای صندوقها را مردم شکستند. ایکاش همان شرایط تا امروز ادامه می یافت و امروز ما سربلندترین شرایط را و نتیجه انتخابات هم هر چه می خواست باشد و در دنیا می توانستیم داشته باشیم ولی آنطوریکه می خواستیم نشد. جمهوری اسلامی یک لفظ نیست بلکه یک واقعیتی است که از عقاید ما از قرآن ما از روایات ما و از ائمه ما و از پیغمبر ما به ما رسیده و ما به آن اعتقاد داریم و این دو تا باید با هم باشد. مطمئن باشید که اگر یکی از این دو تا آسیب ببیند ما دیگر آن انقلاب را نداریم اگر «اسلامی» نباشد اصلا داریم به بیابان و بیراهه می رویم و اگر «جمهوری» نباشد اصلا قابل تحقق نیست.  و این انتخاباتی که انجام دادیم اگر مشکلاتی در آن پیش نمی آمد ما در سی سالگی انقلاب بهترین گام بزرگمان را در جهت تحقق اسلامی بر می داشتیم. من الان نمی خواهم بگویم برنداشتیم می خواهم بگویم چرا اینطور شد. آنچه که من می فهمم و راه حل از توی آن می خواهم در آورم این است که اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید.  نگذاریم بخاطر زندانی بودن یک عده دشمنان ما، ما را سرزنش کنند شماتت کنند، به ما بخندند، برای ما نقشه بکشند و ما اینقدر باید خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشیم که همدیگر را تحمل کنیم و مساله بعدی ما این است که آسیب دیدگان این حوادثی که اتفاق افتاد باید همدردی و دلجوئی بشود؛ آنهائی که عزا دارند هم به آنها تسلیت بدهیم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزدیک کنیم و اینکار شدنی است. کسانیکه وفادار به انقلاب باشند و ببینند که نظام به سراغشان می رود آنها زود می توانند با دل و جانشان با ما همراهی کنند و اینکار را باید انجام دهیم و از آنان دلجوئی کنیم و با سعه صدر اینجا دیگر لازم نیست که ما عجله داشته باشیم لازم نیست در اینجا خودمان را گرفتار کنیم. من امیدوارم این خطبه نماز جمعه شروع یک تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می شود اسم بحران روی آن گذاشت متأسفانه بخوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی و همرزمی و همراهی و رقابت سالم و هر کسی را که مردم خواستند آنطور باشد.»   
خطبه‌های هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه 26 تیر، علاوه بر مردم و دانشجویان واکنش شخصیت‌های مطرح سیاسی را نیز برانگیخت و این انتقادات تا جایی پیش رفت که کارشناسان، این خطبه را بدترین خطبه در طول دوران خطبه‌خوانی هاشمی ارزیابی کردند. علیرضا ذاکر اصفهانی، رئیس‌ مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری: «در همه دنیا بحث از مدیریت بحران است اما متأسفانه در کشور ما مدیریت بحران‌سازی است.» وی در خصوص اینکه برخی‌ها شرایط وقت کشور را به گزاف بحرانی می‌نامند، افزود: «دشمنان خارجی و برخی در داخل از یک موضع و با ادبیاتی یکسان وجود بحران را در کشورالقا می‌کنند البته ایجاد این فضای تصنعی و جعلی صرفاً مربوط به امروز نیست، بلکه در طول حدوداً چهار سال مسئولیت آقای احمدی‌ نژاد این روند از جانب آنان پیگیری شده است.»   آیت‌الله یزدی، رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم: «هاشمی رفسنجانی در ابتدای این خطبه از حضور حداکثری مردم در انتخابات تقدیر کردند و این واقعیتی است که همه مردم این مسئله را می‌دانند، من نیز از آحاد جامعه که در این انتخابات شرکت کرده بودند، قدردانی می‌کنم اما ایشان اشاره کردند که در این انتخابات بذر تردید افشانده شد، من از ایشان سئوال می‌کنم که نخستین کسی که بذر تردید در جامعه پاشید‌، چه کسی بود؟»   مسعود رجوی سرکرده گروهک تروریستی مجاهدین خلق (منافقین): رفسنجانی امروز با صراحت به بحران و وخامت اوضاع رژیم و به ضرر و زیان تمامیت رژیم در جریان انتخابات اذعان و تأکید کرد … واقعیت همچنان که در 30 سال گذشته بارها تکرار کرده‌ایم، این بود که {امام} خمینی در همان سال اول، حق حاکمیت مردم را بالا کشید. خبرگان ارتجاع را به جای مجلس مؤسسان تحمیل کرد و از طریق آن ولایت فقیه را رسمیت داد و لباس قانون پوشاند.  
با این وجود و با توجه به انتقادات گسترده‌ای که مردم و مسئولان نسبت به اظهارات هاشمی در نماز جمعه مطرح کردند و خواستار عذرخواهی وی از مردم و نظام شدند، رئیس مجمع تشخیص نه تنها اظهارات خود را تصحیح نکرد بلکه در زمان‌ها مختلف به تایید و تکرار سخنان خود در خطبه‌های نماز جمعه پرداخت. به عنوان مثال، هاشمی چند ماه بعد و در دیدار با دانشجویان مشهدی که به مناسب روز دانشجو صورت گرفت، ضمن تکرار سخنان عجیب خود درباره بحرانی خواندن فضای کشور، اعلام کرد که کماکان به اظهارات خود در خطبه‌های نماز جمعه 26 تیر اعتقاد دارد و آن را راه‌حل مسائل اخیر می‌داند. او مشروعیت ولایت فقیه را در گرو مقبولیت مردمی می‌داند و اعتقاد دارد كه هرگاه مردم پذیرای ولی‌فقیه نبودند وی باید از این سمت كناره‌گیری كند. هاشمی همچنین برخی گروه‌ها و اقشار مردمی همچون زنان را نیز به حضور در خیابان‌ها دعوت می کند تا قدرت برخورد نیروهای انتظامی را از آنان بگیرد.  
به گفته برخی رسانه ها، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایام نوروز89  در کیش با بهزاد نبوی دیدار کرد. میرحسین موسوی روز اول فروردین به منزل آقای هاشمی رفسنجانی رفت و در جمع افراد حاضر ابراز ارادت ویژه ای به رئیس مجمع تشخیص تحویل داد. در ادامه دیدارهای مشكوك آقای هاشمی رفسنجانی با سران فتنه، صبح یکشنبه 21 فروردین سیدمحمد خاتمی یکی از سران اصلی فتنه به دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام رفته و در ساختمان مجمع با آقای هاشمی رفسنجانی دیدار کرد. ظاهراً این دیدار در راستای هماهنگی های  سران فتنه و برنامه ریزی در جهت ایجاد فضای ملتهب در جامعه در سال 89 می باشد....واین داستان همچنان ادامه دارد. اکنون به سبب همه خطاهای بزرگ و کوچک سردار سازندگی، آن چهره موجه که در خاطره ملت حک شده بود و ذهنیت مثبت که او را در دل مردم زنده نگه می داشت از دست رفته است. به هر حال ادامه تحرکات در قالب مناسبتهای پیش رو، ادامه مخالفت با ولایت، سقوط در دره بی اعتمادی، پیاده شدن از قطار نظام، حمایت از قانون جنگل و هرج و مرج زایی، عبور از هنجارها و منفور ملت شدن است. بهترآن است چهره های سیاسی، غبار از چهره بشویند و خاکستر از منش سیاسی خود بزدایند و با مردم روراست باشند  و البته این برای استوانه ها ضامن ثبات و بقا است.   
درحالی که یک سال از نماز جمعه جنجالی 26 تیر و وقایع تلخ متعاقب آن گذشته بود، سایت رسمی آقای هاشمی در اقدامی عجیب و معنادار، با انتشار مجدد سخنان وی در نماز جمعه و همچنین پخش فیلم آن در تاریخ دوشنبه سیزدهم دی 1389، اقدام به بازخوانی این اظهارت کرد. اگرچه این اقدام سایت آقای هاشمی در راستای اقدامات و مواضع همیشگی و عجیب این سایت ارزیابی شد اما کارشناسان مسائل سیاسی بر این باورند که انتشار این مطلب در زمانی که جریان فتنه 88 به طور کامل در انفعال به سر می‌برد و به دلیل ریزش شدید هوادار، دیگر توانایی ایجاد آشوب‌های خیابانی را ندارد، می‌ تواند معنای خاصی داشته باشد.  
آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگویی با ویژه نامه آرمان درباره نماز خواندن فتنه گران با کفش در نماز جمعه جنجالی روز 26 تیرماه 88 می گوید: «همه دردها این نیست که چرا با کفش نماز خواندند، کارهای دیگر را بگویید.»  
هاشمی رفسنجانی یكشنبه  سوم بهمن 1389 در دیدار با اعضای انجمن اسلامی دانشگاه گیلان: «همچنان به مواضع خودم در آخرین نمازجمعه (26 تیر88) معتقدم.» اظهارات هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینكه همچنان به مواضع خود در تیرماه 88 معتقد است، در تناقض با دیگر اظهارات وی مبنی بر اطاعت از رهبری به عنوان حجت شرعی و عقلی قرار دارد. از سوی دیگر اکنون پس از گذشت چند سال از آغاز فتنه بزرگ، معلوم شده كه مسئله فتنه گران نه انتخابات و پیروزی این نامزد یا آن نامزد بلكه «ستیزه جویی با اسلام و حذف آن از حاكمیت، معارضه و فحاشی علیه حضرت امام خمینی(ره) و میراث بزرگ ولایت فقیه و قانون اساسی، تخطئه انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، و میدانداری به نفع آمریكا و رژیم صهیونیستی» بود و نهایتاً نیز به رسوایی و حرمت شكنی بزرگ در عاشورای سال 88 منجر شد و تودهنی لازم را از ملت بصیر ایران دریافت كرد.  با این اوصاف تأكید آقای هاشمی رفسنجانی بر اینكه همچنان در تیرماه 88 (یك ماه پس از انتخابات) متوقف مانده و حوادث روشنگر و عبرت آموز «7ماهه» و «18ماهه» پس از آن را نمی بیند، بسیار سؤال برانگیز به نظر می رسد و از این واقعیت حكایت می كند كه جریان ترتیب دهنده فتنه به عنوان جریان در حال غرق شدن و نابودی، در تلاش است آقای هاشمی را نیز با خود هم سرنوشت كند یا با قربانی كردن وی، موقتاً فرصتی برای نجات از نابودی پیدا كند.  
به دنبال انتشار سخنان هاشمی مبنی بر پایبندی بر مواضع سال 88 كه متضمن القای تردید در سلامت انتخابات و حمایت از آشوبگران بازداشتی (بعضا وابسته به گروهك های محارب) بود، شبكه زنجیره ای عنكبوت (شامل كلمه، BBC، سحام نیوز، رادیو فردا، صدای آمریكا، روزآنلاین، گویانیوز، جرس و دهها سایت و شبكه ماهواره ای مشابه) به استقبال رفتند.  شبكه دولتی BBC انگلیس: دور تازه اصلاح طلبان در شرایطی دنبال می شود كه اكبر هاشمی رفسنجانی می كوشد همچنان موقعیت خود را در نظام سیاسی حفظ كند. او در بیانیه ای دوباره اطاعت خود را از رهبری یادآوری كرد. این تحول و تحولات مشابه آن چنان باور به تلاش هاشمی رفسنجانی برای مصالحه با حاكمیت را در میان جناح هایی از معترضان تقویت كرد كه این چهره میانه رو ناگزیر شد طی سخنانی بگوید كه به آنچه در نمازجمعه پس از انتخابات در حمایت از معترضان گفته بود، همچنان باور دارد. اخبار پشت پرده هرچه باشد به نظر می رسد اقدام آقای هاشمی رفسنجانی در تدكید دوباره بر خواسته های پس از انتخابات به طور تلویحی نوعی حمایت از شرایط اعلام شده از سوی آقای خاتمی است. سایت خبری كلمه از تدكید هاشمی رفسنجانی بر مواضع خود در آخرین نمازجمعه اش استقبال كرده و آن را زنده كننده خاطرات دلسوزانه برای عبور از بحران توصیف كرده است. رسانه دولتی انگلیس تحركات اخیر كسانی چون خاتمی را «تلاش اصلاح طلبان برای ماندن در قدرت» ارزیابی كرده و از قول یكی از اعضای فراكسیون اقلیت مجلس می نویسد: نظام باید برای اصلاح طلبان فرش قرمز پهن كند.   جرس(جنبش راه سبز): ارگان حلقه لندن (جرس) نیز كه توسط تیم مهاجرانی - كدیور اداره می شود و ارتباطاتی را با برخی عناصر تندرو كارگزارانی نظیر مهدی هاشمی دارد، به بهانه تأكید هاشمی رفسنجانی بر مواضع سال گذشته خود، به بازخوانی و شرح و تفسیر! اظهارات وی در آخرین نمازجمعه پرداخت و تصریح كرد: هاشمی رفسنجانی همچنان بر مواضع سال گذشته خود پا می فشارد و در هر مناسبتی بر آن تأكید می كند. او در آن خطبه شرایط كشور را برخلاف نظر حاكمیت و رهبری بحرانی خواند و صراحتا بر عدم درستی نتیجه انتخابات تاكید كرد. او همچنین می گوید اعتماد عمومی به نظام از دست رفته است. خطبه هاشمی به خوبی به بحران مشروعیت اشاره دارد. «جرس» بدون اینكه یادآور شود فتنه گران سال گذشته شعار جمهوری ایرانی می دادند و روی اسلام خط كشیده بودند، می نویسد: تا كی می توان شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی را از تریبون ها پخش نكرد[!]به هرحال هاشمی مواضعش را صریح بیان كرده است.   رادیو فردا: رادیو فردا ارگان رسمی سازمان سیا هم به نقل از یكی از عناصر ضدانقلاب مقیم آمریكا، از هاشمی خواست كه از مواضع خود عقب نشینی نكند و افزود: اگر هاشمی عقب نشینی كند حتما تعادل به ضرر وی و سران جنبش سبز به هم خواهد خورد. هاشمی تلاش می كند رهبری را از گرایش تندروی حاكم جدا كند. این توهم، آسیبش برای جنبش سبز بیشتر از منفعت آن است و رهبری مسئله اصلی جنبش سبز است و او معمار اصلی حركت ها علیه این جریان بوده است.  
تنش بین هاشمی و احمدی‌ نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 به صورت علنی خود را نشان داد، در مناظره تلویزیونی محمود احمدی‌ نژاد و میرحسین موسوی در تاریخ 13 خرداد 1388، احمدی نژاد اتهاماتی را به خانوادهٔ هاشمی رفسنجانی وارد ساخت. هاشمی نیز تنها سه روز قبل از انتخابات و در یک نامه سرگشاده به رهبر معظم انقلاب، ادعاهای احمدی‌نژاد را «دروغ، تهمت و خلاف‌گویی» خواند. در روز 26 تیرماه 1388، هاشمی سکوت غیر معمول خود پس از انتخابات را شکست.  از آن پس هاشمی همسو با سران فتنه خوانده‌ شد. نزدیکانش به ویژه فائزه هاشمی و مهدی هاشمی دستگیر و یا تهدید به دستگیری شدند و کنترل او بر دانشگاه آزاد اسلامی به چالش کشیده شد از سوی دیگر با اعلام کاندیداتوری آیت‏الله مهدوی کنی برای ریاست خبرگان در سال 1389، هاشمی از کاندیداتوری برای این سمت نیز استعفا داد و ریاست مجلس خبرگان را به آیت‏الله مهدوی کنی واگذار کرد. وب سایت وی نیز در دی ماه 1390 مسدود شد و تا مدت شش ماه خارج از دسترس بود.  
به برکت انتخابات دهم ریاست جمهوری و به مدد فضای بحث و جدل های انتخاباتی و ابراز وجودهای حزبی و گروهی، برخی از شخصیتهای تأثیرگذار نظام که در سایه مصلحت‌سنجی‌های سیاسی، برخی زوایای تفکرات سیاسی‌شان را از دید مردم پنهان کرده بودند، وارد بازی آشکار سیاسی شدند.گرچه  در انتخابات دهم، 4 کاندیدا برای ریاست جمهوری پا به عرصه گذاشتند، اما دقیقا دو جبهه میدان‌دار رقابت بودند. این دو جبهه عبارت بودند از: جبهه ای که هم و غمش «احیای تفکر امام» بود و شعارش «پیروی از ولایت فقیه» و «طرفداری از پابرهنگان» بود و جبهه ای که ملغمه ای بود از افکار و اندیشه های متناقض سیاسی و ایدئولوزیک، مدعیان پیروی از امام، اصلاح طلبان، حامیان مقوله توسعه اقتصادی، شیفتگان دموکراسی لیبرال، و همچنین آنها که امام و افکارش را به موزه سپرده بودند و خواستار نسخه جدیدی برای اداره بازار سیاست بودند اما به سبب احساس ضرورت پیروزی بر رقیب، اتحاد مصلحتی در پیش گرفتند و با یک زبان سخن گفتند. این اتحاد نامبارک اما، درآغاز آنچنان روشن  نبود اما با گذشت زمان و افشاگری‌های دو جبهه علیه یکدیگر، کم کم خود را نشان داد و خطوط تقاطع دو جبهه پررنگتر شد. رأس هرم متحدین سیاسی کسی نبود جز آیت الله هاشمی رفسنجانی که به حکم اسناد غیر قابل انکار، اگرچه از میرحسین حمایت می کرد اما در واقع به تقویت هرسه کاندیدای مخالف احمدی نژاد دست زد تا جبهه ای قویتر و کاراتر در برابر رقیب بسازد و با شکستن آرا و کشیده شدن انتخابات به دور دوم، پیروزی کاندیدای مطلوب خود یعنی میرحسین موسوی را به تحقق نزدیک تر کند. حضور هاشمی رفسنجانی گرچه برخلاف فرزندانش علنی و آشکارا نبود، اما در عین حال بیشتر از آن‌ها محسوس بود زیرا حضور او تنها به حمایت از یک کاندیدا محدود نمی‌ شود.  
بر مبنای مجموعه تحلیل‌ها و اخبار و اطلاعات تأیید شده‌ای که در دست است «پروژه مطلوب» هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری دهم این بود که هم خاتمی به عنوان نماد تندروی اصلاح طلبانه و هم احمدی نژاد به عناون نماد تندروی اصول گرایانه از صحنه انتخابات کنار بروند و یک گزینه دیگر که او خود آن را «راست صالح» نامیده بود جایگزین آن شود.هاشمی از حدود شش ماه مانده به پایان سال 87، این استراتژی را قابل دستیابی تصور می‌کرد در جلسات خصوصی آن را مطرح می‌کرد اما تا مدت‌ها معلوم نبود روش او برای تحقق این هدف چیست. در حدود اوایل زمستان 87 بود که معلوم شد روش عملیاتی هاشمی برای به فعلیت رساندن این استراتژی چیست.  
هاشمی رفسنجانی روش «معامله با رهبری» را برای عملی کردن ایده خود در پیش گرفته بود. بنابر اخبار و اطلاعات موثق که از جانب منابع متعدد تأیید شده، هاشمی در یکی از دیدارهای خود با رهبری به ایشان می‌گوید «نیامدن خاتمی با من» و تلویحاً از رهبری می‌خواهد که او هم احمدی نژاد را برای حاضر نشدن در صحنه انتخابات متقاعد کند. در واقع تحلیل هاشمی در آن مقطع این بود که تنها کسی که می‌تواند احمدی نژاد را از حضور در انتخابات منصرف کند، رهبری است. تنها کسی هم که می‌تواند خاتمی را از کاندیداتوری بازدارد خود اوست و لذا شرایط برای انجام یک معامله با رهبری در این مورد آماده است! ظاهراً هاشمی چه در آن جلسه و چه در جلسات متعدد دیگر سعی کرده بود با بزرگنمایی شدید خطر خاتمی (که خود او در پنهان، خاتمی را به آمدن و ماندن ترغیب می‌کرد و بلکه برجسته ترین نقش را در این مورد داشت) و ساختن یک «چماق» از او، نظام و رهبری را از خطر بازگشت او بترساند و وادار به معامله‌ای سازد که طی آن هاشمی مانع آمدن خاتمی شود و در واقع از این خطر جلوگیری کند، مشروط به آنکه رهبری هم مانع از حضور احمدی نژاد در انتخابات شود.  بنابر نقل موثقی که تأیید شده است رهبر معظم انقلاب پس از شنیدن درخواست تلویحی هاشمی به وی با تاکید و تکرار گفته بود که «خاتمی فعلاً خواهد آمد و طرح شما موضوعیت ندارد». به این ترتیب طرح هاشمی برای عبور از احمدی نژاد توسط رهبری با «چماق خاتمی» ناکام ماند و هاشمی نتوانست این پروژه را از طریق شخص حضرت آقا جلو ببرد. رهبر انقلاب می‌دانستند که یا خاتمی و یا عنصر تندرو دیگری حضور قطعی در رقابت با احمدی نژاد خواهد داشت.  
هاشمی رفسنجانی در ورود یا انصراف کاندیداها نقش اساسی بازی می کند. تلاش او از جایی آغاز می شود که پیش از همه به دیدار خاتمی رفته و او را به صحنه انتخابات می آورد.گرچه پس از انتشار خبر دیدار هاشمی با خاتمی، روابط عمومی دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ‌آن ‌را «تکذیب» کرد اما با وجود عدم تمایل هاشمی به رسانه‌ای شدن این جلسه و نتیجه آن، اصلاح‌ طلبان به تایید آن پرداختند. چند روز پس از اعلام کاندیداتوری خاتمی، زمانی که هنوز میرحسین موسوی در حال بررسی ورود خود به عرصه بود، هاشمی رفسنجانی به دیدار کروبی رفت تا اینبار از پتانسیل سیاسی خود برای  انصراف کروبی از کاندیداتوری بهره گیرد. رئیس مجمع تشخیص مصلحت در این دیدار از دبیرکل حزب اعتمادملی می خواهد که درباره ادامه حضور انتخاباتی خود تأملی جدی بکند. یک ماه پس از ورود علنی خاتمی، میر حسین موسوی با صدور بیانیه ای رسمی پا به صحنه انتخابات گذاشت. این بیانیه در جبهه انتخاباتی اصلاحات، شکافی به وجود آورد که در پی آن خاتمی تصمیم گرفت برای ترمیم آن از یک سو خود را کنار بکشد و از دیگر سو با مذاکره با کروبی و متقاعد کردن وی به انصراف، فضا را برای نامزدی انحصاری موسوی از سوی اصلاح طلبان فراهم کند.  
پس از انصراف خاتمی، رئیس مجمع تشخیص، به میرحسین و اطرافیانش توصیه کرد که بر موضع «کناره‌گیری کروبی» اصرار نکنند. در این بین موسوی نیز در ابتدایی ترین روزهای سال 88 به دیدار هاشمی رفت تا در قالب دیدار نوروزی، درباره «نگرانی های مشترک» سخن بگویند. خبر این دیدار انتخاباتی هم که گویا قرار بر رسانه‌ای شدن آن نبود، بر پیشانی خبرگزاری‌ها و مطبوعات مختلف نشست و سبب شد تا میرحسین نیز در سخنرانی‌هایش آن ‌را تأیید و حمایت هاشمی را باعث «افتخار» خود بداند. موسوی خطاب به هاشمی می گوید: از شما انتظار دارم كه در انتخابات به طور شفاف موضع گیری كنید؛ بنده صراحت بیان شما را از شما می خواهم. هاشمی پاسخ می دهد: من خودم خواستار حضور شما در این عرصه هستم زیرا شما هم تیم قوی و علمی دارید و هم در این شرایط تنها کسی هستید که می تواند در برابر احمدی نژاد رقابت کند؛ هر كمكی از دست بنده برآید دریغ نمی كنم و به بچه های دولت ائتلافی گفته ام كه با شما به توافق برسند و از شما حمایت كنند. حمایت هاشمی از موسوی که تا روزها مورد اشاره حامیان موسوی قرار گرفت و از آن به عنوان «پشتیبانی محکم در انتخابات ریاست‌جمهوری» یاد می‏شد، در مصاحبه میر حسین با روزنامه «الاتحاد» امارات نمود تازه ای یافت: من کنار نمی‌روم زیرا مردم ایران و هاشمی رفسنجانی از من حمایت می‌کنند.  
دیدار خصوصی رییس مجمع با محسن رضایی که با طرح «دولت وحدت ملی» -که ازسو ی اصلاح طلبان نزدیک هاشمی مطرح شد و به گفته دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، هاشمی نیز آن ‌را قبول داشته است.- وارد عرصه شد، از سوی علیرضا زاکانی افشا شد و این نماینده مجلس در یک سخنرانی عمومی در لانه جاسوسی، مدعی شد هاشمی رفسنجانی در دیدارش با محسن رضایی، او را ترغیب به کاندیداتوری کرده و گفته «اگر با آمدنت یک میلیون رأی از احمدی‌ نژاد کم کنی باز هم مفید است.» این سخن زاکانی به مرور زمان به تأیید شخصیت‌های دیگری نیز رسید. باهنر،دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین، در پاسخی به خبرنگاران، تلویحاً گفته‌های زاکانی را تأیید کرد. او در‏این باره گفت: تا جایی که اطلاع داریم هاشمی رفسنجانی دل خوشی از اینکه احمدی‌نژاد مجددا رأی بیاورد ندارد. در طراحی انتخاباتی هاشمی، میرحسین نقش محوری برای پیروزی داشت و تزریق برخی افراد از جمله کرباسچی، نجفی، الویری و...به ستاد کروبی و همچنین شارژ رضایی برای کاندیداتوری، به منظور ایجاد بستر ورود انتخابات به دور دوم بود. همه اراده هاشمی‌رفسنجانی مصروف شد تا انتخابات به دور دوم کشیده شود. این همه  فعالیت انتخاباتی در حالی از سوی هاشمی تدارک دیده‏می‏شد که او در مصاحبه مکتوب با زادسر نماینده سابق جیرفت گفته بود «موضع من در حق دولت نهم همان سکوت است.»  
پس از برگزاری انتخابات دهم ریاست جمهوری و حوادث مابعد آن، ریاست هیأت مؤسس دانشگاه آزاد اقدام به وقف کلیه اموال و تأسیسات دانشگاه آزاد اسلامی نمود.این اقدام حقوقی اگرچه با مخالفت گسترده صاحبنظران و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی روبه‌ رو شد، اما هاشمی رفسنجانی، رئیس هیأت مؤسس و رئیس هیأت امنا و دکتر جاسبی رئیس سابق این دانشگاه اصرار عجیبی به وقف دانشگاه آزاد داشتند.  سوابق نشان می‌دهد که مسؤولین دانشگاه آزاد برای تصمیم‌گیری در مسائل بسیار جزئی‌‏تر از این موضوع، مانند تغییرات جزئی در اساسنامه یا تفسیر مواد اساسنامه، تأیید رشته‌های دانشگاهی، ایجاد نهاد نمایندگی رهبری، امور انضباطی و گزینشی، خروج از شمول قانون کار و امثال این موارد، شورای عالی انقلاب فرهنگی را به عنوان نهاد قانونی صلاحیت‌دار به رسمیت می‌شناختند و این موارد را به تصویب شورا می‌رسانده‌اند. حال چگونه است که در مسئله بسیار مهمتری که به اصل موجودیت و مالکیت دانشگاه مربوط است، این شورا را دور زده و فارغ از قانون تصمیم‌ گیری کردند؟  
پس از این‌ که اقدام هیأت مؤسس دانشگاه آزاد در وقف اموال و دارایی‌های این دانشگاه با موانع حقوقی، قانونی و فقهی روبه ‌رو شد، جمعی از نمایندگان مجلس با ارائه طرحی دوفوریتی که نهایتاً یک فوریت آن تصویب شد، خواستار به رسمیت شناخته شدن وقف اموال دانشگاه‌های غیر‌دولتی شدند. درباره اقدام اخیر نمایندگان مجلس که با عاملیت علی عباسپور، از نزدیکان عبدالله جاسبی و رئیس کمیسیون آموزش و حمایت پشت پرده برخی محافل و افراد همراه بود، چند نکته قابل توجه است. اقدام اخیر برخی نمایندگان مجلس سوء‌استفاده از یک سری واژه‌ها و امکانات برای تضییع حقوق مردم، دانش‌آموختگان و دانشجویان دانشگاه آزاد است و این اقدام که مؤید تصمیم هیأت مؤسس دانشگاه آزاد است، تنها عنوان و اقدام مقدس «وقف» را لوث می‌ کند. مصوبه اخیر مجلس توجهی به تبعات بعدی آن ندارد که چگونه قوانین، مقررات و ضابطه‌های قانونی در مقابل منافع و تمایلات شخصی برخی افراد صاحب نفوذ قربانی می‌ شود. توجه به صراحت نظر مقام معظم رهبری درباره وقف اموال دانشگاه آزاد و دروغ رئیس و هیأت مؤسس دانشگاه در این باره و روال مشخص نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی بر دانشگاه آزاد، نشان می‌دهد که اغراض هیأت مؤسس دانشگاه نه تنها خیرخواهانه نبوده، بلکه دارای پشت‌پرده سیاسی می‌باشد. اسناد و واقعیت‌های عینی عملکرد رئیس سابق دانشگاه آزاد در انتخابات نهم و دهم ریاست جمهوری، هم پشت پرده‌های سیاسی وقف دانشگاه آزاد را نشان می‌دهد. پس از تصویب قانونی و شرعی اساسنامه جدید دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی که طبق آن هیأت مؤسس باید تا سه ماه دیگر رئیس جدید این دانشگاه را به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی کند، رئیس سابق این دانشگاه و حامیانش در هیأت مؤسس مصمم شده‌اند تا موضوع وقف را به صورت جدی‌تری پیگیری کنند. این مسئله هم نمایانگر افراد پشت‌پرده اقتصادی در گردش مالی دانشگاه آزاد است. در تمام جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی که موضوع اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد در آن مطرح بوده، عبدالله جاسبی، رئیس سابق دانشگاه آزاد حضور داشته و به صورت فعال در بحث‌ها شرکت می‌کرده است. اما تعلل سه ساله هیأت مؤسس در اصلاح اساسنامه دانشگاه آزاد سبب شده بود تا شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به تعامل با رئیس فعلی دانشگاه آزاد بدبین باشد. و در نهایت جایگاه مقوله وقف در قانون و فقه کاملاً مشخص و بدون ابهام است و در جمهوری اسلامی ایران متولی امور وقف، سازمان اوقاف و امور خیریه است که سرپرست آن نماینده ولی فقیه است. حال مشخص نیست هدف نمایندگان نزدیک به دانشگاه آزاد از قانونگذاری در جهت خلاف مسیر نظام جمهوری اسلامی چیست؟ آیا چند مدرک تحصیلی و چند جابه‌جایی، ارزش‌ شکستن حرمت فقه، قانون و نظامات کشوری را دارد.  
موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد پس از نزدیک به یک سال کش و قوس میان کارشناسان، حقوقدانان، اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و مسئولان دانشگاه آزاد وارد فاز جدیدی شد. وقف اموال دانشگاه آزاد در وهله اول از نگاه کارشناسان امری مبارک و میمون به نظر می‌آمد تا آنکه نکته‌ای قابل توجه، دیدگاه کارشناسان حقوقی و آموزشی را درباره وقف اموال دانشگاه آزاد تغییر داد. این نکته ظریف گنجانده شده در بیانیه وقف دانشگاه آزاد از جملات پایانی بیانیه وقف استخراج شد. آنجایی که هیأت مؤسس دانشگاه آزاد تأکید می‌ کنند که: «فقط متولیان حق دارند تمامی فعالیت‌های مربوط به اداره و توسعه دانشگاه آزاد اسلامی را به انجام برسانند و به طور کلی اداره موقوفات منحصراً تابع مفاد وقفنامه و اصول و قواعد معتبر فقهی است.» جملات پایانی بیانیه وقف اموال دانشگاه آزاد، آغازی بود بر واکنش‌های کارشناسان و صاحبنظران نسبت به پروژه «وقف اموال دانشگاه آزاد » اما پیش از واکنش کارشناسان، یکی از نکاتی که در بیانیه وقف اموال دانشگاه آزاد بیش از همه چیز جلب توجه می‌کرد، اشاره هیأت مؤسس دانشگاه آزاد در این بیانیه بر «استیذان از مقام معظم رهبری » و موافقت ایشان با این وقف بود. همچنین کریم زارع،عضو هیأت امنای دانشگاه آزاد، نیز در مصاحبه‌های مختلف با خبرگزاری‌ها تأکید می‌کرد که این اقدام هیأت مؤسس دانشگاه آزاد با استیذان از رهبر انقلاب صورت گرفته است. کریم زارع، طی مصاحبه‌ای ضمن شرح دلایل مصوبه هیأت مؤسس این دانشگاه برای وقف اموال تأکید کرده بود که وقف دارایی‌ها و اموال دانشگاه آزاد اسلامی با موافقت مقام معظم رهبری صورت گرفته تا در صورت انحلال این دانشگاه دارایی آن در اختیار نهادهای دیگر قرار نگیرد. وی تأکید کرده است که وقف دانشگاه آزاد اسلامی پس از استیذان از مقام معظم رهبری و دریافت نظر موافق معظم له و با مشورت با حقوقدانان و صاحب‌نظران طی یک سال گذشته به تصویب رسیده است.  
سخنان عجیب هاشمی رفسنجانی پیرامون موضوع تمام شده وقف دانشگاه آزاد اسلامی و بازگشت به ادعاهای غیرقابل قبول پیشین، با وجود تصویب اساسنامه جدید این دانشگاه در شورای عالی انقلاب فرهنگی، واکنش‎های جدی اعضای شورا را به دنبال داشت. هاشمی رفسنجانی که به عنوان رئیس هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی و به بهانه افتتاح یک واحد جدید از این دانشگاه در بابل سخن می گفت با طرح موضوع قدیمی و حل شده وقف دانشگاه آزاد تلاش کرد تا بار دیگر از به نتیجه رسیدن این پرونده جلوگیری کند. وی در این مراسم گفت: امیدواریم كسی این جرأت را به خود ندهد كه این مجموعه را كه سالهاست آموزش و تحقیقات كشور را تأمین می كند و حتی می تواند كشور را اداره كند، پس بگیرد. هر چند هاشمی رفسنجانی عنوان نکرد که مگر قرار است این بنگاه عظیم علمی ـ اقتصادی از چه کسی پس گرفته شود، موضوع وقف دانشگاه آزاد را مبتنی بر فتوای رهبر انقلاب و چهار مجتهد حاضر در هیأت موسس دانشگاه آزاد عنوان کرد! وی در این باره مدعی شد: ما براساس فتوای رهبری و چهار مجتهد؟! كه در هیأت مؤسس حضور داریم تصمیم به وقف این دانشگاه گرفته ایم، صیغه آن نیز خوانده شد و قبض و اقباض نیز انجام شد كه فكر نمی كنیم كسی بتواند آن را به هم بزند و اگر كسی توانست این كار را انجام دهد از خداوند قوی تر است و از او پس می گیرد. این استناد به نظر رهبر انقلاب برای جواز وقف دانشگاه آزاد در حالی از سوی هاشمی رفسنجانی برای چندمین بار صورت گرفته است که دفتر معظم له بارها با انتشار توضیحاتی اجازه ایشان برای وقف بنیادهایی علمی همچون دانشگاه آزاد را منوط به تأیید مجامعی بالادستی همچون شورای انقلاب فرهنگی عنوان کرده بودند. در همین حال هیات فقهی ـ حقوقی تشکیل شده از سوی رهبر معظم انقلاب نیز که به ریاست آملی لاریجانی مسئول بررسی فقهی ـ حقوقی امکان وقف این داشنگاه شده بود به اتفاق آراء بر غیرقانونی بودن این وقف تأکید کرده است. مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره اساسنامه جدید دانشگاه آزاد اسلامی از آنچنان قوتی برخوردار بود که حتی مصوبه جنجالی مجلس هم که در حمایت از ابقا شرایط فعلی در دانشگاه آزاد و با تلاش لابی بزرگ این دانشگاه در مجلس به تصویب رسیده بود هم نتوانست به آن خدشه‎ای وارد کند چنانکه شورای نگهبان با استناد به همین موضوع مصوبه مذکور را خلاف شرع و قانون اساسی تشخیص داد. گفتنی است برخی این اظهارات هاشمی رفسنجانی را با هدف تغییر دادن شرایط به نفع مدیریت فعلی دانشگاه آزاد در آستانه ارائه گزارش گروه فقهی ـ حقوقی به شورای عالی انقلاب فرهنگی قلمداد کرده‎اند.  
تأکید و اصرار مسؤولان دانشگاه آزاد بر استیذان از رهبری موجب شد که رسانه‌ها در تماس‌های مختلف با دفتر اطلاع رسانی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری صحت و سقم این موضوع را جویا شوند. این پیگیری‌های رسانه‌ها و افکار عمومی موجب شد که ناگهان ورق علیه دانشگاه آزاد برگردد. بدین صورت که عصر روز 10 شهریور 88، دفتر مقام معظم رهبری اطلاعیه‌ای صادر کرد که متن آن بدین شرح بود: «در پی صدور بیانیه هیأت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی در تاریخ 7 شهریور ماه سال 1388 در مورد وقف اموال و دارایی‌های این دانشگاه، یک مقام آگاه در دفتر مقام معظم رهبری اعلام کرد:موافقتی از ناحیه رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی اعلام نشده است.» پس از اطلاعیه صریح دفتر مقام معظم رهبری، واکنش‌های کارشناسان، حقوقدانان و سازمان اوقاف و امور خیریه نیز درباره بیانیه وقف دانشگاه آزاد آغاز شد. واکنش‌های رسمی از سوی نهادهای مختلف موجب شد تا زوایای جدیدی از این اقدام هیأت مؤسس دانشگاه آزاد مشخص شود و با روشنگری اذهان عمومی از سوی کارشناسان و صاحبنظران برجسته، قانونی بودن وقف اموال دانشگاه آزاد در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت و در اظهاراتی این اقدام هیأت مؤسس دانشگاه آزاد را در جهت موروثی کردن این دانشگاه، حرکتی انحرافی و در جهت فرار از قانونمند ساختن ساختار دانشگاه آزاد و مدیریت آن خواندند و وقف اموال دانشگاه آزاد را امری «غیر قانونی» خواندند. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در پی اقدام دانشگاه آزاد به طور صریح موضعگیری و اعلام کرد که وقف اموال دانشگاه آزاد بدون مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اعتبار ندارد. اما ادعای دانشگاه آزاد مبنی بر استیذان از رهبر انقلاب درباره وقف اموال دانشگاه آزاد و همچنین مصاحبه‌های کریم زارع ،عضو هیأت امنای این دانشگاه، پس از اعلام نظر صریح دفتر مقام معظم رهبری و تکذیب این موضوع، واکنش‌های فراوانی را دربر داشت. شورای عالی انقلاب فرهنگی در اولین اقدام از عبدالله جعفرعلی جاسبی رئیس دانشگاه آزاد در این زمینه توضیح خواست. حسین کچوییان در این زمینه با اشاره به این‌که هیأت مؤسس دانشگاه آزاد اعلام کرده که با موافقت مقام معظم رهبری اموال این دانشگاه وقف شده، گفت: در جلسه مورخ 10 شهریور شورای عالی انقلاب فرهنگی، این سؤال مطرح شد و دکتر جاسبی و برخی از نمایندگان دانشگاه آزاد نیز مطالبی را به عنوان پاسخ مطرح کردند. وی تصریح کرد: حاصل این مطالب این شد که این نوع اعلام دانشگاه آزاد درست نیست و مقام معظم رهبری آن را تأیید نکرده اند. مقام معظم رهبری در یک بحث کلی در زمینه مسئله فقهی نظری داده بودند و ایشان گفتند که من در این امور دخالت نمی‌ کنم.   نظر قطعی رهبر معظم انقلاب در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد  حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از دریافت نظر دو هیئت فقهی و حقوقی (كه معظم‌له آن دو هیئت را برای بررسی دقيق و مستند وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی مأمور كرده بودند)، نتيجه‌ی اين بررسی را به عنوان نظر قطعی درباره وقف اموال دانشگاه مزبور به رئيس هيأت مؤسس دانشگاه آزاد اسلامی و رئيس شورايعالی انقلاب فرهنگی ابلاغ فرمودند. متن این ابلاغیه كه از سوی دفتر رهبری برای آقايان هاشمی رفسنجانی و احمدی‌نژاد ارسال شد، به این شرح است: بسم‌الله الرحمن الرحيم در پی مأموريت به دو هيئت فقهی و حقوقی برای بررسی عميق و همه‌جانبه درباره‌ی‌ وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامی، مجموعه‌ی بحث‌ها و تدقيق در ادلْه‌ی مختلف، به اين نتيجه‌ی قطعی منتهی شد كه وقف مزبور دارای اشكالات اساسیِ فقهی و حقوقی است از جمله هم به لحاظ مشروعيت وقف اموال مزبور و هم  از جهت صلاحيت هيئت محترم موسس در انشای اين وقف. همچنان كه مشكل اساسی تحقق قبول مقام ذيصلاح نيز مطرح است، بنابراين وقف مزبور از لحاظ فقهی و حقوقی صحيح نيست. ضمناً با توجه به ماهيت غيرخصوصی و غيردولتی دانشگاه آزاد اسلامی، لازم است بندهای 5 و 10 مصوبه‌ی جديد شورايعالی انقلاب فرهنگی در مورد اساسنامه‌ی آن دانشگاه مورد بررسی مجدد قرار گرفته و اصلاح شود. مراتب به جناب آقای هاشمی رفسنجانی رياست محترم هيئت موسس دانشگاه و دكتر احمدی نژاد رياست محترم شورايعالی انقلاب فرهنگی ابلاغ گردد. سيدعلی خامنه‌ای 89/7/17  
هاشمی رفسنجانی هنگام انداختن رأی خود به صندوق در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، با گفتن این جمله که «انشاء‌الله نتیجه انتخابات همان رایی باشد که مردم به صندوق می‌اندازند» بدون ارائه هیچ شاهد و قرینه ای بار دیگر سلامت انتخابات و مراجع قانونی برگزار کننده آن را زیرسوال برد.فرایندی که طی آن آقای هاشمی رفسنجانی در دو دوره به ریاست جمهوری رسید و در چند دوره هم با اتکا به این ساز و کار قانونی و پاک به ریاست مجلس شورای اسلامی و ریاست خبرگان رهبری دست یافت. پروژه هایی چون اجرای «دمکراسی حداقلی» و یا لغو قانون محدودیت ریاست جمهوری در دو دوره چهار ساله که توسط حزب کارگزاران یا فرزند خواندگان آقای هاشمی مطرح شد بخشی از نگاه ایشان به جایگاه رای و مشارکت مردم را نشان میدهد.  در ماه های پایانی دوران هشت ساله ریاست جمهوری جناب هاشمی رفسنجانی و پس از آنکه پروژه ریاست جمهوری مادام العمر با شکست مواجه شد، ایشان از تریبون نماز جمعه سیاست دیگری با عنوان دفاع از سلامت انتخابات و صیانت از رأی مردم را پیشه کردند که این زخم ناسور، به ناحق سال هاست بر دل و جان این نظام مظلوم نشسته است. این ادعاهای دشمن شاد در حالی مطرح شده و می شود که اسناد زنده و متقنی از سلامت دستگاه های اجرایی و نظارت در انتخابات های برگزار شده قابل مشاهده است و چشمان بصیر مردم نیز با تیزبینی هرچه تمام مشاهده می کنند.  در بهترین وضعیت می توان سخن جناب هاشمی رفسنجانی را از جنس سبق لسان تفسیر کرد تا انتظار مردم به عنوان صاحبان اصلی این انقلاب نسبت به تصحیح این لغزش زبان در اسرع وقت اجابت شود.  
آقای هاشمی رفسنجانی، در تاریخ سوم مهر سال 89 ، به دیدار خانواده‌های مجرمان فتنه 88 رفت. این دیدار در شرایطی در لیست ملاقات های آشکار رئیس مجمع تشخیص قرار گرفته بود که وی به دلیل استمرار اقدامات انتقاد برانگیز فرزندانش، انتشار اخباری درباره ارتباط وی با سران جریان فتنه و همچنین سکوت درباره موضعش در قبال این جریان در معرض انتقادات مختلفی قرار داشته است. این اقدام هاشمی بار دیگر او را در معرض انتقادات مخالفان جریان فتنه قرار داد. آقای هاشمی حدود «سه و نیم ساعت» از وقت خود را به این دیدار اختصاص داد اما آنچه از جزئیات این ملاقات در خبرگزاری ها منتشر شده، کمتر از پنج پاراگراف است. این جلسه سه ساعت ونیمی در حالی با میانداری فخرالسادات محتشمی‌پور برگزار شد که در آن، انواع و اقسام اهانت و اتهام‌زنی‌های بی‌پایه علیه مسئولین مطرح شد. فخرالسادات محتشمی‌پور در حالی میاندار این دیدار بود که طی ماه‌های گذشته نامه‌هایی با محتوای سراسر کذب به رهبری و رئیس قوه قضائیه در مورد وضعیت همسرش منتشر کرده است و به‌طور مرتب اظهارات بی‌پایه‌ای را  به نقل از مصطفی تاج‌زاده همسرش در رسانه‌ها منتشر می‌کند. آقای هاشمی در حالی با برگزاری این دیدار موافقت کرده بود که مهدی فرزند وی بیش از یک سال بود که از کشور خارج شده و علی‌رغم ابلاغ احضاریه قضایی به وی، از بازگشت به کشور خودداری می‌کرد و عملاً حکم یک متهم فراری را داشت. همچنین فائزه هاشمی نیز علی‌رغم حضور در تجمعات غیرقانونی 25 خرداد، میدان ونک، 30 خرداد، روز عاشورا، اظهارنظرهای تحریک‌آمیز و موهن به‌دلیل قرار گرفتن در حریم امن پدر خود تا آن روز حتی احضار نیز نشده بود. هاشمی در این دیدار خانواده‌های مجرمان فتنه 88 را به «صبر و امیدواری» توصیه کرده و تأکید کرد: آزادی و عدالت از مهمترین اهداف در نظام جمهوری اسلامی است و قطعاً برخی کاستی‌ها مانع از رسیدن به این اهداف والا نخواهد بود.وی پس از شنیدن سخنان تک‌ تک حاضران به آنان قول هایی هم داده است. هاشمی در عین حال اذعان کرده بود که «مقام معظم رهبری در خصوص اعمال قانون و تسریع در رسیدگی و حقوق قانونی آنها در زندان دستورات مناسبی صادر کرده بودند که می‌تواند بسیاری از مشکلات حاضر را رفع نماید.» اعضای خانواده عوامل مطرح جریان فتنه از جمله محسن میردامادی، مصطفی تاج‏زاده، محمد نوری‏زاد و عبدالرضا تاجیک در این دیدار حضور داشته اند. آیت‏الله هاشمی رفسنجانی در این دیدار با بیان اینکه بارها به صورت علنی و غیر علنی وضعیت زندانیان را پیگیری کرده است، احکام صادر شده را جائرانه خواند و گفت: «من به واسطه زندان در زمان شاه حال شما را درک می کنم.» هاشمی ضمن تفقد از خانواده زندانیان فتنه در تجلیل از همسر خود گفت: «عاطفه مادری قوی است و سخت است برای مادر تحمل دربند بودن فرزند.» بر پایه این رویدادها، اکنون مشخص نیست که هدف اصلی آقای هاشمی از دیدار با خانواده مجرمان فتنه 88 چه بوده است و آیا این ملاقات سه و نیم ساعته با تلاش ها برای تغییر شرایط نامطلوب جریان فتنه و امیدسازی در فعالان آن ارتباطی دارد یا خیر؟ به نظر می رسد پاسخ این سوال را می توان در ادامه ارتباطات احتمالی آقای هاشمی با طیف مخالفان روشن ساخت. گفتنی است، هماهنگی برای دیدار با آقای هاشمی معمولا سخت و تحت نظارت دقیق محمد هاشمی، برادر و رئیس دفترش، انجام می گیرد.  
درگذشت مرحوم میراسماعیل موسوی، فرصتی شد تا جریان ضدانقلاب جنجال جدیدی را با هدایت برخی نزدیکان میرحسین موسوی راه اندازی کنند که البته تحرکات و برنامه ریزی آنها راه به جائی نبرد و پروژه آنها با پا درمیانی افراد جا افتاده و پا به سن گذشته و داغدار خانواده موسوی و درایت نیروهای امنیتی شکست خورد.  از سویی درگذشت پدر پیر میرحسین موسوی واکنش هائی را نیز در پی داشت. آیت الله هاشمی یکی از افرادی بود که درگذشت میراسماعیل موسوی را تسلیت گفت. آنچه از میر اسماعیل نقل شده به نیکی است و پیام تسلیت آیت الله هاشمی  نیز نه عجیب بود و نه دور از انتظار. اما نکته جالب در این میان عجله آقای هاشمی رفسنجانی در صدور پیام تسلیت خطاب به میرحسین موسوی است که نشان می دهد وی همچنان به عدم مرزبندی با فتنه 88 اصرار دارد. با این حال متن پیام تسلیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به خانواده موسوی مورد سوء استفاده ضدانقلاب قرار گرفت که علت اصلی آن نیز در محتوای پیام و متن غیرمتعارف و سوال برانگیز آن بود و متأسفانه بیش از پیش بر ابهام مواضع آیت‏الله هاشمی درباره جریان فتنه پس از انتخابات 88 اضافه کرد.   
تعریف و تمجید از میرحسن موسوی در متن پیام تسلیت پدرش اگر با هدف ایجاد فرصت بهره برداری برای مخالفان نظام و انقلاب نبوده پس چه هدفی دیگری را دنبال کرده است. چه دلیلی دارد که در متن پیام تسلیت بجای فرد فوت شده، از زحمات فرزند تقدیر و تشکر شود. آنهم پس از ماهها خیانت های آشکار میرحسین به نظام و انقلاب و حتی خانواده و پدر خود.  رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام پیش از انتخابات خبرگان، مواضع صریحی علیه فتنه گرفتند و علاقه مندان به انقلاب و سوابق وی این موضع گیری دیرهنگام را به فال نیک گرفتند. با این حال برخی اینطور تحلیل کردند که این مواضع بی ارتباط به انتخابات خبرگان که تا آنروز وی از کاندیداتوری آن کناره گیری نکرده بود، نیست. در هر صورت جای شکر گذاری داشت. اما پیام تسلیت جدید آقای هاشمی مجدداً بر مواضع مبهم وی در خصوص جریان فتنه افزود و مشخص نیست که آیت الله هاشمی با مبهم و غبارآلود نشان دادن موضع خود در قبال فتنه چه هدفی را دنبال می کند.  با این حال این پیام آیت الله هاشمی مانند بسیاری دیگر از مواضع وی از جمله نامه معروف و دیدار با خانواده زندانیان سیاسی و خطبه های نمازجمعه و چه و چه بازتاب قابل توجه و پیش بینی شده ای در میان رسانه های ضدانقلاب داشت.  
ادعای تقلب و امکان تقلب در انتخابات ریاست جمهوری چند بار در تاریخ 33 ساله جمهوری اسلامی از جانب چند نفر مطرح شده. یکی از پرسابقه ترین این افراد و البته رکورددار آنها که بارها پیش، پس و حین انتخابات درباره سلامت انتخابات اما و اگر و شایدهایی را مطرح کرده هاشمی رفسنجانی است. آنچه پیش رو دارید مروری است بر کارنامه تردیدهای ایشان درباره سلامت سه دوره انتخابات ریاست جمهوری. خوب است آقای هاشمی در آستانه انتخابات 92 مشخص کند که اگر ایشان یا کاندیدای مورد حمایت ایشان در این انتخابات رأی نیاورند، طرفدارانشان چه باید بکنند. مانند انتخابات مجلس خبرگان انتخابات را تأیید کنند یا مانند انتخابات 88 «بریزند توی خیابان‎ها.» در قامت مجری: «بزرگترین جنایت» در قامت رقیب: «دخالت سازمان یافته»  در قامت مخالف وضع موجود: «بنزین بر آتش ‌افروخته»  
هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، خرداد 76 در آخرین روزهای ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی  و تحت نظر وزارت کشور او برگزار می‌شد. در آن انتخابات، رقبای اصلی علی اکبر ناطق نوری و سیدمحمد خاتمی بودند. در آن شرایط، خاتمی نماد مخالفت با وضع موجود بود و ناطق نوری نماد تداوم وضع موجود؛ وضع موجود هم خود آقای هاشمی بود. البته «کارگزاران سازندگی» که فرزندان آن وضع موجود بودند، تمام قد در خدمت «مخالف وضع موجود» به میدان آمده بودند. یک هفته مانده به انتخابات دوم خرداد، نوبت اقامه نماز جمعه تهران به هاشمی رفسنجانی رسید. در خطبه های جمعه آن روز آقای هاشمی رفسنجانی در تریبونی علنی پس از پرهیز دادن از تخریب خاتمی در رقابتهای انتخاباتی، مجریان و ناظران انتخابات را بدون بکار بردن کلمه تقلب به پرهیز از آن سفارش کرد: «این گونه آدمی که سال ها برای کشور خدمت کرده، امروز هم پست و مسئولیت دارد و آینده هم می خواهد خدمت کند و شورای نگهبان هم او را به عنوان صالح پست ریاست جمهوری قبول کرده است، بدنام کردن چنین کسی چه معنی دارد و چه جوابی آدم پیش خدا می تواند بدهد؟ بقیه و همه مسئولان اجرایی و ناظران باید واقعاً این کار را بکنند که همان چیزی که رأی مردم است بیاید توی صندوق و همان هم خوانده شود و همان هم اعلام شود. ممکن است کسی فکر کند که حالا اگر ما تغییراتی بدهیم و شخص مقبولی که خودمان به آن ایمان داریم می‎‎آید سر کار، این یک نفعی است برای جامعه. ولی این کار ضرر بنیانی دارد. اعتماد مردم را ضعیف کردن، بزرگترین جنایت است به ملت و نظامی که می‏خواهد به اتکای مردم این همه مشکلات را حل کند.» مطرح شدن احتمال تقلب در انتخابات، آن هم از زبان رئیس دولتی که مجری انتخابات است، ادعای درشتی بود. این صحبت‌های رئیس جمهور در کنار کاریکاتوری که مجله گل آقا درباره تقلب در انتخابات با محوریت شعار «بنویسیم خاتمی، بخوانیم ناطق» منتشر کرده بود، تردیدی جدی درباره سلامت انتخابات ایجاد کرد.  رهبر انقلاب در 31 اردیبهشت 76 در جمع خانواده های ایثارگران، به این ماجرا این طور واکنش نشان داد: «دشمن به همان اندازه‌اى كه از اجتماع آرا در روز انتخابات ناراحت است، به همان اندازه هم درصدد است كه اگر این تجربه به وسیله ملت ایران با موفقیت انجام شد، شیرینى انتخابات را به دهان مردم تلخ كند. از مدّتى پیش نشسته‌اند و براى این قضیه برنامه‌ریزى مى‌كنند. شایعه تقلّب در انتخابات و صورى بودن آن را مطرح كردند، لطیفه و متل درست كردند و در دهان مردم انداختند؛ بعضى هم البته ناآگاهانه آنها را تكرار مى‌كنند. من باید عرض كنم، شایعه این كه در انتخابات تقلّب خواهد شد، از طرف دشمن است. رادیوهاى بیگانه، حرفهاى دلسوزانه رئیس‌جمهور محترم را حمل بر چیزهاى نامناسب و ناشایسته كردند. حتّى بعضى از تحلیلگران و خودیها هم از روى غفلت برداشتند آن مسأله را حمل بر این كردند كه آیا چه چیزى قرار است اتّفاق بیفتد! این حرفها چیست؟ مگر ممكن است در انتخابات جمهورى اسلامى، كسى به خود حق بدهد یا جرأت بدهد كه در آراءِ مردم دستكارى كند؟ اوّلاً شوراى محترم نگهبان، یك مجموعه عادل و مواظب و ناظر بر انتخاباتند و هیچ راهى را براى تقلّب باقى نمى‌گذارند. ثانیاً وزیر محترم كشور پیش من آمد و گفت شما مطمئن باشید كه ما نمى‌گذاریم یك رأى جا به جا شود. اینها مسلمان و انقلابى و متدین و مورد اعتمادند و از مجلس شوراى اسلامى رأى اعتماد گرفته‌اند.  بر فرض در گوشه‌اى یك تخلّف كوچك هم انجام گیرد؛ این در نتیجه انتخابات هیچ تأثیرى نخواهد داشت. خود من هم مواظبم و اجازه نخواهم داد كه كسى به خود حق بدهد، تقلّب در انتخابات را كه یك عملِ هم خلاف شرع و هم خلاف اخلاق سیاسى و اجتماعى است، انجام دهد. چنین كارى هرگز نخواهد شد. بعضى خیال كرده‌اند كه حالا چه اتّفاق مى‌افتد. من بخصوص از رئیس‌جمهور محترم استفسار كردم و گفتم شاید ایشان خبرى دارند؛ اما ایشان گفتند كه نه؛ من در همه انتخاباتها، به مسؤولان و دست‌اندركاران سفارش مى‌كنم كه تخلّف نكنند. مسأله خاصى وجود ندارد. عدّه‌اى جنجال كردند و رادیوهاى بیگانه هم هاى وهوى راه انداختند. نخیر؛ انتخابات ان‌شاءاللَّه با اتقان كامل انجام خواهد گرفت. هم مسؤولانى كه هستند، مورد اطمینانند، هم خود من نخواهم گذاشت كه مسأله انتخابات، خداى نكرده اندكى مخدوش شود.» دو روز بعد، انتخابات برگزار شد و نماد مخالفت به وضع موجود، با مدد نارضایتی مردم از وضع موجود و البته با کمک فرزندان وضع موجود رئیس جمهور شد. آنچه در دوره ریاست جمهوری او به دست هم‌فکرانش بر سر «وضع موجود سابق» آمد از حوصله این مقال خارج است.  
در مرحله  اول نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که وزارت کشور خاتمی مجری آن بود، اکبر هاشمی رفسنجانی اول شد و محمود احمدی نژاد دوم. مهدی کروبی هم سوم شد. هاشمی رفسنجانی که اول شده بود، نتایج انتخابات را در بیانیه ای که صادر کرد عملاً پذیرفت. او البته در این بیانیه دو بار از عبارت «دخالت های سازمان یافته» استفاده کرد: «در این میان البته آنچه ضرورت داشت که همپای این مشارکت همگانی در نظر گرفته شود، رعایت حسن سلوک انتخاباتی و ادب تبلیغاتی بود که متأسفانه به دلیل پاره‌‌‏ای اقدامات و البته دخالتهای سازمان یافته، منظره باشکوه و امیدبخش انتخابات را آلوده کرد. حضور شکوهمند ملت این ‌‏بار از ناحیه کج ‌‏سلیقگی ها و بددلی های برنامه ‌‏ریزی شده به رنج افتاد و طی رقابتهای انتخاباتی از طریق تخریب نامزدها و زیر سؤال بردن غیرمنصفانه عملکردهای انقلاب اسلامی و مدیران کشور آغاز شد و در متن برگزاری انتخابات به برخی دخالتهای سازمان ‌‏یافته در هدایت آرا انجامید و معلوم نیست این رویه ناصواب اگر نهادینه شود، رو به کجا خواهد برد؟» در این بیانیه هاشمی رفسنجانی لزوم رسیدگی به شکایت مهدی کروبی درباره سوم شدنش را هم یادآوری کرد. اما لحن این بیانیه نشان می داد که هاشمی رفسنجانی «دخالت های سازمان یافته» را چندان مؤثر ندانسته و نتیجه انتخابات را دستکم تا آن جا که او را نفر اول انتخابات اعلام کرده اند، پذیرفته است. بزرگترین نشانه پذیرش نتایج هم اعلام نکاتی درباره مرحله دوم انتخابات ذیل همین بیانیه و دعوت از مردم برای شرکت در انتخابات در مرحله دوم در جمعه هفته بعد بود: «از شما یاری می‌‏جویم تا با تداوم حضور مؤثر خویش در مرحله دوم انتخابات، مشارکتی گسترده را رقم زنید تا از گسترش افراط و تفریط جلوگیری شود.»  در مرحله دوم نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دوم شد و احمدی نژاد رئیس جمهور. هاشمی این بار هم بیانیه داد و بعد از  تشکر از حضور مردم در انتخابات و آرزوی موفقیت برای رئیس جمهور منتخب، باز هم از «دخالت های سازمان یافته» یاد کرد: «بنا ندارم كه در مورد انتخابات، شكایت به داورانی كه نشان دادند نمی‌خواهند یا نمی‌توانند كاری بكنند ببرم و شكایت خود را فقط همانند مورد قبل در دادگاه عدل الهی مطرح می‌كنم، خدایی كه با توكل بر او و برای جلب رضایتش به صحنه آمدم و با او معامله كردم و می‌دانم در انتقام الهی اگر كسی معاقب شود قطعا مردم، انقلاب اسلامی و ایران نخواهند بود و فقط مجرمان واقعی مجازات می‌شوند. آنها كه برای تضعیف رقیب از راه تضعیف انقلاب وارد شدند چون می دانستند او در هر حالت از انقلاب اسلامی دفاع می‌كند و ابایی از بعهده گرفتن مسولیت‌ها ندارد و آنها كه بگونه‌ای بی‌سابقه با هزینه‌های دهها میلیاردی از بیت المال، اینجانب و بستگانم را ظالمانه تخریب كردند و آنها كه با استفاده زیاد از امكانات نظام به صورت سازماندهی شده و نامشروع در انتخابات دخالت كردند. تردیدی ندارم كه جزای چنین ظلمی به كشور و مردم و من ، جز خسران دنیا و آخرت نخواهد بود.»  
در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 88، هاشمی نه مجری انتخابات بود، نه نامزد. آن طور که خودش در نامه ای که سه روز مانده به انتخابات، سرگشاده به رهبر انقلاب نوشت صرفاً مخالف وضع موجود بود: «... من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می‌دانید...» موضوع اصلی آن نامه و اکثر قریب به اتفاق پاراگراف های آن، ادعاهای مطرح شده از طرف محمود احمدی نژاد درباره خانواده هاشمی در مناظره تلویزیونی با میرحسین موسوی بود. این که آیا خانواده هاشمی نخواست یا نتوانست علیه این ادعاها در دادگاه طرح شکایت و شکایت را پیگری کند، موضوعی علی حده است. آنچه مهمتر است، ربط نامربوطی است که در پاراگراف آخر نامه بطور تلویحی بین این ادعاها و سلامت انتخابات برقرار شده بود: «در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش ‌افروخته بریزند.» اکبر هاشمی رفسنجانی در این نامه البته صحت انتخابات مجلس خبرگان رهبری را با عبارت «آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری» تایید کرد؛ انتخاباتی که با نظارت همان شورای نگهبانی برگزار شده بود که هاشمی در بیانیه پذیرش ریاست جمهوری احمدی نژاد در سال 84 آنها را «داورانی كه نشان دادند نمی‌خواهند یا نمی‌توانند كاری بكنند» لقب داده بود. هاشمی در هفت ماه منتهی به انتخابات هم دستکم سه بار بر برگزاری انتخابات سالم تاکید کرده بود: یک بار در آذر 87 در همایش 30 سال قانون‌گذاری با این تعبیر: «اگر مردم احساس كنند رأی‌شان در سرنوشت‌شان بی‌اثر است و متولیانی پیدا شوند كه رأی آن‌ها را هر جوری كه می‌خواهند بخوانند، آنگاه دل‎سرد می‌شود.» بار دیگر در خطبه های جمعه هفتم فروردین 88 با این عبارت: «مردم باید اطمینان داشته باشند كه همان رأیی كه می‌دهند اثر خود را می‌گذارد. برگزاری انتخابات سالم خواسته همه مردم ایران است و رهبر معظم انقلاب نیز بر آن تاكید بسیار دارند.» و بار سوم در 4 اردیبهشت 88 هم به این ترتیب: «مسئولان باید سلامت انتخابات را برای جامعه تضمین كنند تا مردم با خیال راحت پای صندوق‌های رأی حضور داشته باشند و این اطمینان دادن یك ضرورت است.»  انتخابات 22 خرداد برگزار شد و شد آنچه شد. معنی سلامت انتخابات از نگاه خانواده هاشمی را هم عفت مرعشی، همسر اکبر هاشمی رفسنجانی صبح روز انتخابات در تناسب با رأی آوردن یا نیاوردن کاندیدای مورد حمایت این خانواده تبیین کرد. هنگامی که از او پرسیده شد اگر موسوی رأی نیاورد مردم چه بکنند، گفت: «بریزند توی خیابانها.»  
هاشمی در تاریخ 92/2/8 جمع کسانی که او را «کلید حل مشکلات کشور» می‌خواندند گفت: «سیاست دولت در این هشت سال این بوده است که نیروهای باسابقه را از میدان بدر کنند. بعد اعلام کردند نسل جدید می آوریم. به نظر آنها گذشته زیر سوال بود ولی از دوره امام حرف نمی زدند چون آن زمان رهبری رئیس جمهور بودند. آنها مدیرانی که سابقه درخشان داشتند را خانه نشین کردند و حالا نسل جدید مدیران ارزشی را نمی شناسد. دولت بعدی با بدهی های زیادی سرو کار دارد. هم اکنون دولت به مردم 500 هزار میلیارد تومان بدهکار است. همچنین 200 هزار میلیارد تومان به بانکها، 50 هزار میلیارد بابت اوراق مشارکت و 200 میلیارد هم حقوق عقب افتاده بنگاهها و پیمانکاران است. کشور در مرحله خطر قرار دارد. 2 سال قبل این حرف را زدم. رسانه های معلوم الحال از کلمه خطیر رنجیدند ولی برای اثبات حرفهایم مدرک دارم. ما در مجلس خبرگان رهبری کمیسیونی داریم به نام کمسیون تحقیق که 12 عضو با رأی خبرگان مسئولیت بررسی نقاط ضعف دستگاه های زیر مجموعه رهبری را دارند تا موردی پیدا شد گزارش کنند. سال 87 آقایان این کمسیون به دفتر من آمدند که شما با آقای احمدی نژاد مشکل دارید بیایید مشکلات برطرف شود. البته اینها همان آقایانی بودند که از ایشان حمایت کرده و تائید تقدس سازی هم داشتند. به من گفتند مشکل شما چیست؟ من نشستم و به مدت 2 ساعت و نیم فهرست مشکلات گذشته و امروز و آینده را بازگو کردم. تا جایی که آنها گفتند اگر می دانستیم نمی گذاشتیم وضع اینطور رقم بخورد. می خواهم بگویم که من تمامی این جلسه را روی نوار ضبط کردم و یکی دست دبیرخانه شورای نگهبان است و یکی هم دست خودم که نمی خواهم فاش شود ولی همه را پیاده کرده و جزوه کرده ام. چون اهل وحدت هستم نه تفرقه اندازی. تمام حرف‌هایی که در مورد آینده گفتم و روی نوار ضبط شده محقق شد. اگر به نظرات بنده عمل می شد امروز گرفتار شرارت های سال 88 نمی شدیم چون برای من این اتفاقات روشن بود. در سیاست خارجی هم بد عمل شده است. ندای حل من مبارز می طلبند که بیایید دعوا کنیم. بعد می گویند قطعنامه ها کاغذ پاره است بروید آب زیرش را بخورید. عهدنامه شورای امنیت برای لغوش باید دوباره اجماع شود و این اجماع برای کشور هزینه زیادی دارد. باید کلی از ما باج بگیرند. برای برون رفت از وضعیت فعلی کشور 2 راهکار دارم. که هر شخصی که رئیس جمهور شود اگر این دو راهکار را عمل کند قطعا موفق خواهد شد. اولین راهکار این است که باید بداند حکومت برای مردم است. این نمی شود که هر کس هرکاری دلش بخواهد بکند و به مردم اجازه ندهد اعتراض کنند. مردم صاحب حکومت هستند. خدا هم حق حکومت را تنها به 12 معصوم داد و بعد از آن هر فردی که مسئول حکومت شد به رأی مردم آمد. اگر دولت بر مردم تحمیل شود مردم در شرایط خطر همکاری نمی کنند و هیچ دولت دیکتاتوری نمی تواند در دنیا موفق شود. راهکار دوم موضوع ترمیم سیاست خارجی است. انتظار داریم کسانی که صلاحیت دارند بی جهت رد نشوند چرا که مردم خودشان اصلح را می شناسند و نمی گذارند کشور خراب شود. من در کابینه ام از همه طیفهای سیاسی استفاده کردم. که این الان هم قابل پیاده کردن است.»  
هاشمی رفسنجانی با بیان مواضعی كه حكایت از ارسال پیام به فراتر از داخل مرزهای ایران دارد، اعلام کرد احتمال حضورش در انتخابات آتی ریاست جمهوری، خیلی هم کمرنگ نیست.  هاشمی رفسنجانی در تاریخ 92/2/8 در جمع خبرنگاران، نویسندگان، دانشجویان و طلاب اصلاح‌طلب در ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام،با اشاره به تقابل انقلاب اسلامی با رژیم جعلی اسرائیل ادعا كرد: «راهكار دوم موضوع ترمیم سیاست خارجی است. ما با اسرائیل سر جنگ نداریم. حالا اگر عرب ها جنگ كردند ما كمك می‌كنیم.» هاشمی  حرف آخر خود را اول زده و استراتژای خود را نه تلاش برای نقد و تغییر برخی رویكردهای اجرایی حاكم در دوره دولت نهم و دهم كه تغییر در استراتژی‌های كلان انقلاب اسلامی عنوان می‌كند، رویكردی كه حضرت امام (ره) آنرا با تیزبینی عمیق استراتژیك و سیاسی تبیین كرده و مردم ایران با جدیت در این سال ها از آن حمایت كرده اند. به نظر نمی رسد كه هاشمی مدعی تاریخ نگاری و همراهی حضرت امام (ره)، رویكرد ایشان نسبت به رژیم جعلی اسرائیل را از خاطر برده باشد چنانكه امام امت در قبال این رژیم فرمودند: «اسرائیل باید از صحنه روزگار محو شود.» با این حال شاید هم با طرفداری اصحاب «نه غزه نه لبنان»از هاشمی در فتنه 88 این اظهار نظر از جانب وی چندان هم دور از انتظار نبود.  
رویکرد صریح و در تضاد کامل هاشمی با خط مشی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری در زمینه استراتژی‌های بنیادین نظام، نشان می‌دهد تکیه‌گاهِ حوادث سال 88 که با شعار «نه غزه، نه لبنان» ماهیت آن روشن شد، اکنون شخصاً برای احیا این سناریو  به میدان آمده است.  رهبر انقلاب در سخنرانی خود در کنفرانس جهانی علما و بیداری اسلامی که در تاریخ 92/2/9 تهران برگزار شد، مساله فلسطین و نوع رویکرد نسبت به آن را یک «محک» برای سنجش میزان وفاداری به اسلام دانستند و تأکید کردند که هر کس به دنبال نجات ملت فلسطین نباشد، متهم است.  ایشان در این سخنرانی تاکید کردند: «درستى مسیر نهضتهاى بیدارى اسلامى را از جمله باید در موضعگیرى آنان در قبال مسئله‌ى فلسطین جستجو کرد. از 60سال پیش تاکنون داغى‌بزرگ‌تر از غصب کشور فلسطین بر دل امت اسلامى نهاده نشده است. فاجعه‌ى فلسطین از روز اوّل تاکنون، ترکیبى از کشتار و ترور و ویرانگرى و غصب و تعرض به مقدسات اسلامى بوده است. وجوب ایستادگى و مبارزه در برابر این دشمن حربى و غاصب، مورد اتفاق همه‌ى مذاهب اسلامى و محلّ اجماع همه‌ى جریانات صادق و سالمِ ملّى بوده است. هر جریانى در کشورهاى اسلامى که این وظیفه‌ى دینى و ملى را به ملاحظه‌ى خواست تحکّم‌آمیز آمریکا یا به بهانه‌ى توجیه‌هاى غیرمنطقى، به دست فراموشى بسپارد، نباید انتظار داشته باشد که به چشم وفادارى به اسلام یا صداقت در ادعاى میهن‌دوستى به او نگریسته شود. این یک محک است. هر کس شعار آزادى قدس شریف و نجات ملت فلسطین و سرزمین فلسطین را نپذیرد یا به حاشیه ببرد و به جبهه‌ى مقاومت پشت کند، متهم است. امت اسلامى باید در همه جا و همه وقت، این معیار و شاخصِ نمایان و اساسى را در مدنظر داشته باشد.» شعارها و حرکت مردم در 9 دی نشان داد که حرکت هاشمی و یا هر یک از سیاست ورزان دیگر به سمت خطوط قرمز و آرمانی انقلاب با موج واکنش مردمی همراه خواهد شد.  
انتقاد دانشجویان از اظهارات اخیر هاشمی درباره اسرائیل اتحادیه انجمن هاس اسلامی دانشجویان مستقل در نامه ای خطاب به هاشمی درباره موضع وی درباره اسرائیل، آورده است: اینکه «ما با اسرائیل سر جنگ نداریم» و اینکه «ملت اسرائیل دوست ما هستند» همان حلقه اتصالی است که با «نه» بزرگ ملت ایران مواجه خواهد شد.  
فعالیت جناح‌ها و گروه‌های مختلف سیاسی برای انتخابات آتی ریاست جمهوری آغاز شده است. در این میان هاشمی رفسنجانی نیز بر فعالیت‌های سیاسی خود که بر محور انتخابات می‌چرخد افزوده است. اگر بخواهیم به اختصار از سناریو‌های ممکن و محتمل در باب فعالیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات آتی ریاست جمهوری بنویسیم به نظر می‌ رسد که چهار سناریوی زیر کاملا یا تاحد زیادی محتمل هستند: حضور مستقیم به عنوان کاندیدا حضور به عنوان پدر معنوی اصلاحات حمایت از کاندیدای وحدت ملی؛‌ راهبری طرح وحدت ملی حمایت از کاندیدای خاص خود  
تا چند هفته قبل این سناریو چندان قائل و طرفداری نداشت و غالباً تصور می‌کردند که هاشمی از حضور شخصی در انتخابات به عنوان کاندیدا منصرف است و دیگر در انتخاباتی کاندیدا نخواهد شد. کهولت سن،‌ شکست در انتخابات‌های سابق و تخریب شدن وجهه او در میان مردم از عوامل این امر تلقی می‌شد.اما به واسطه برخی تلاش‌های رسانه‌ای از جمله تیتری که روزنامه آرمان روابط عمومی؛ روزنامه نزدیک به جریان هاشمی تنظیم کرد که (آغاز رایزنی‌ها: آیت الله هاشمی کاندیدای ریاست جمهوری می‌شود) و نیز مصاحبه اخیر هاشمی با اصحاب رسانه که علی الظاهر کاملا گزینشی و هماهنگ شده بوده است و خبری که سایت شخصی هاشمی رفسنجانی در این باره منتشر کرده است،‌ سناریوی حضور مستقیم هاشمی در انتخابات تقویت شد. سایت هاشمی رفسنجانی در صفحه اول خود این خبر را با این تیتر نگاشته است که (نیازی به حضورم باشد کوتاهی نخواهم کرد) و همین امر به علاوه شواهد و قرائن دیگر باعث شده است که بسیاری تصور کنند که گزینه کاندیدا شدن هاشمی جدی است. برخی اخبار دیگر نیز به این سناریو و برداشت کمک می‌کند. به عنوان مثال انتشار مجدد تبلیغات انتخاباتی سال 84 آقای هاشمی در سایت او و بازنشر فیلم‌ها و تبلیغات آن دوره باعث شده است برخی با جدیت از حضور هاشمی به عنوان کاندیدای سال 92 سخن بگویند.  
سناریوی دیگری که فعالیت انتخاباتی هاشمی می‌تواند بر اساس آن شکل بگیرد بازی کردن نقش پدر معنوی اصلاح طلبان و بازسازی کننده آنهاست. هاشمی دراین زمینه نیز فعالیت‌های فراوانی داشته است و به نظر این تحلیل‌گران هاشمی با بازسازی یک جریان اصلاحات جدید به عرصه انتخابات آتی ریاست‌جمهوری وارد می‌شود. از نظر این تحلیل‌گران هاشمی خواهد کوشید تا جریان اصلاحات جدید از برخی عناصر تندروی خارج از نظام زدوده شود و غلبه جریان کارگزاران سازندگی بر این اصلاح طلبی جدید قوت یابد. در این میان برخی از تحلیل‌ گران اصلاح طلب از هاشمی به عنوان کاتالیزوری برای بازسازی اصلاحات و بازگشت آنها به عرصه سیاست کشور سخن می‌گویند. اما درایت سیاسی حکم می‌کند که نپذیریم هاشمی فقط در حد یک کاتالیزور باقی بماند و نقشی در این واکنش شیمیایی به خود اختصاص ندهد و فقط تسریع کننده واکنش باشد و در محصول نهایی حضوری نداشته باشد. این تصور، تصوری خام و مبتنی بر ساده پنداشتن شخص هاشمی و نادیده گرفتن سابقه و پیچیدگی‌های سیاسی او است. اگر هاشمی در یک فرایند شیمیایی کلان مانند بازسازی اصلاحات حضور داشته باشد به طور قطع بخش قابل توجهی از محصول نهایی با برچسبی از او خواهد بود که قابل انفکاک از وی نباشد. شاید همین امر است که باعث شده است برخی از تحلیل‌گران رقابتی پنهان را میان هاشمی از یک سو و برخی از اصلاح‌طلبان شناخته شده مانند خاتمی و عبدالله نوری و موسوی خوئینی ها از سوی دیگر در نظر بگیرند و مدعی باشند که هر یک از این‌ها برای بازسازی اصلاحات نقشه و طرح خاص خود را دارد و هر یک از این که دیگری اصلاحات را مال خود کند نگران است. در هر صورت یک سناریوی محتمل دیگر این است که هاشمی با برگ اصلاح طلبان و کاندیداهای آنها وارد انتخابات ریاست جمهوری شود.  
این سناریو شواهد فراوانی دارد و هاشمی بارها و بارها از این که از طرح وحدت ملی حمایت می‌کند و به آن رضایت خواهد داد سخن گفته است. همین امر باعث شده است که برخی از تحلیل‌ گران حتی تبلیغات صورت گرفته در باب حضور هاشمی در انتخابات 92 به عنوان کاندیدا را نیز زمینه سازی برای طرح وحدت ملی بدانند. منظور از طرح وحدت ملی از منظر هاشمی، تکرار همان چیزی است که او در دولت‌های خود در دو دوره بعد از جنگ انجام داده است. به طوری که گروه‌های سیاسی‌ای که با هاشمی قابل جمع هستند و میانجی‌گری و وساطت او را می‌پذیرند در کنار هم یک دولت واحد شکل بدهند. اما به نظر می‌رسد که برخی از گروه‌های سیاسی از چنین طرحی حمایت خواهند کرد. چنان که خبر زیر نشان دهنده خوشنودی برخی از گروه‌های سیاسی از طرح وحدت ملی به راهبری هاشمی رفسنجانی است: طرح هاشمی برای دولت وحدت ملی را حمایت می کنیم.  
بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که در انتخابات آتی هاشمی رفسنجانی با کاندیدای خاص خود خواهد آمد که البته تلاش خواهد کرد این کاندیدا را به گروه‌های اصلاح طلب و اصولگرا بقبولاند. تفاوت این سناریو با سناریوی دولت وحدت ملی آن است که کاندیدای مطرح در سناریوی دولت وحدت ملی کاندیدایی است که خود به جریان اصولگرایانی وابسته است که هاشمی آنها را معتدل می‌داند و امیدوار است که اصلاح طلبان نیز از آن جریان حمایت نمایند و یا لااقل بخشی از بدنه اصلاحات به این جریان بپیوندند.اما در این سناریو کاندیدایی که ارائه می‌شود اصالتاً بیانگر موضع هاشمی و  مورد حمایت خاص وی است و البته امید هاشمی این خواهد بود که این فرد به حمایت جریان‌های اصولگرا و اصلاح طلب نیز تا حد ممکن دست یابد. از این روست که برخی تأکید دارند که هاشمی کاندیدای انتخابات نمی‌شود و احتمال مطرح شدن یک کاندیدای دیگر مثل حسن روحانی را به عنوان گزینه مورد حمایت هاشمی بیان می‌کنند. البته در این که گزینه مورد حمایت هاشمی در این سناریو چه کسی خواهد بود نیز وحدت نظری حاکم نیست و گاه از افراد دیگری سخن به میان می‌آید که مشخص نیست چقدر توان بازیگری در سناریویی از این دست را دارند.  به عنوان مثال فلاحیان وزیر اطلاعات دوران هاشمی از نیامدن هاشمی و حمایت تلویحی از خودش صحبت کرده است. در ارزیابی این سناریو‌ها باید خاطر نشان کرد که اوضاع سیاست در ایران خصوصا در عرصه انتخابات چنان لحظه به لحظه تغییر می‌کند که نمی‌توان پیش‌بینی قطعی و جدی‌ای را خصوصا چند ماه قبل از انتخابات مطرح کرد. به عبارت دیگر چنین کاری در ایران بیشتر به پیش‌ گویی شبیه خواهد بود تا پیش‌بینی معمول در عرصه سیاست. حتی به نظر می‌رسد که در بسیاری از موارد خود سیاستمداران نیز نمی‌دانند که در عمل تا پایان این دوره چه خواهند کرد و آنها نیز با سناریو‌هایی محتمل مواجه هستند که به اقتضاء شرایط به انتخاب از میان آنها و عملی کردن یکی از آنها دست می‌زنند. در این مساله خاص مورد تحلیل نیز به نظر می‌رسد که فضا برای خود بازیگران این صحنه و در این‌جا شخص هاشمی نیز کاملا روشن نیست و از این رو او در میان گزینه‌های محتمل بالا و شاید گزینه‌هایی دیگر در حال انتخاب و تصمیم است. از این رو شاهد آن خواهیم بود که سناریو‌های محتمل بالا از سوی او تا نزدیک‌تر شدن به انتخابات پی‌گیری خواهد شد و به اقتضاء شرایط در مورد یکی از آنها تصمیم عملی گرفته خواهد شد. اما با توجه به شرایط کنونی به نظر می‌رسید که گزینه سوم یعنی «حمایت از کاندیدای وحدت ملی؛‌ راهبری طرح وحدت ملی» محتمل‌ ترین گزینه مورد حمایت هاشمی باشد، ولی...  
هاشمی بازی «می‌آیم، نمی‌آیم» را برای تقویت اثر خویش در عرصه سیاست و تأثیرگذاری بر جریان‌های سیاسی دیگر که تصمیماتشان با آمدن یا نیامدن هاشمی تأثیر می‌پذیرد مطرح کرده است و از این رو هر چند او به این بازی ادامه خواهد داد ولی گزینه کاندیدا شدن او را نباید خیلی جدی گرفت. به عنوان مثال تحلیل‌ گرانی به صراحت بیان می‌دارند که هاشمی در هیچ شرایطی کاندیدای انتخابات نخواهد شد و خبرسازی‌های صورت گرفته عامدانه و در جهت افزایش قدرت چانه‌ زنی وی است. این تحلیل‌گران معتقدند که خبر آمدن هاشمی برای انتخابات 92 قطعا با اهداف دیگری منتشر شده است چرا که مدعی هستند: «محمد هاشمی برادر و رئیس دفتر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، این اخبار را نادرست و  گمانه‌ زنی رسانه‌ها دانست و نامزدی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در انتخابات ریاست جمهوری دور یازدهم را قویاً تکذیب کرد. یکی از سایت‌های نزدیک به خانواده هاشمی رفسنجانی هم از قطعیت عدم کاندیداتوری رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در انتخابات آتی ریاست جمهوری خبر داد و با اشاره به دیدار ‌سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ‌نوشت‌ که هاشمی رفسنجانی در این دیدار ‌با قاطعیت تصمیم به کاندیداتوری خود را تکذیب کرده‌ و خطاب به حجت‌الاسلام والمسلمین خاتمی تصریح کرده است‌ من نه تنها تصمیم به کاندیدا شدن در انتخابات ندارم، بلکه حتی اگر پست ریاست جمهوری را دودستی هم به من بدهند، حاضر به قبول آن نیستم.»  
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، در تاریخ 92/2/8 در جمع خبرنگاران، نویسندگان، دانشجویان و طلاب اصلاح ‌طلب گفت:«اینکه می‌گوئید در کشور تنها من هستم که می‌توانم مشکلات را برطرف کنم برای من شرمندگی است. اگر حرفهای شما را بپذیرم یعنی اینکه در کشور دیگر مردی توانمند نیست و ما نتوانسته‌ایم در این 34 سال افرادی را برای مدیریت کشور تربیت کنیم. من نمی‌گویم که نمی‌آیم ولی می‌گویم که دولت بعدی با بدهی‌های زیادی سرو کار دارد. من در کابینه‌ام از همه طیف‌های سیاسی استفاده کردم که این الان هم قابل پیاده کردن است. نیاز هم نیست من بیایم. البته من نمی‌گویم که نمی‌آیم ولی می‌گویم ضرورت نیست پیرمرد 80ساله بیاید.»  این مساله از آنجایی حائز اهمیت است که تا چندی پیش، همه رسانه‌ها و وابستگان خاندان هاشمی رفسنجانی به طور قاطع از عدم حضور و کاندیدا نشدن او در انتخابات خبر می‌دادند و این مساله را شایعه‌ای برای تحکیم وحدت اصولگرایان عنوان می‌کردند اما سخنان هاشمی نشان داد که این «شایعات»، خیلی هم شایعه نبوده و مبتنی بر شناخت دقیق از وضعیت فعلی جریان اصلاحات و فتنه و نیاز آن به یک تکیه‌گاه در چارچوب رسمی سیاست کشور است.  گفته می‌شود هاشمی و خاتمی به این توافق رسیده‌اند که در صورت حضور هاشمی جریان اصلاحات با تمام امکانات و ظرفیت خود برای پیروزی رئییس مجمع تشخیص مصلحت نظام به میدان بیاید. با شدت گرفتن سفرهای انتخاباتی حسن روحانی که گفته می‌شود در این سفر‌ها وی مقدمات لازم را برای حضور هاشمی رفسنجانی فراهم می‌آورد، اخباری مبنی بر قطعی شدن حضور هاشمی در انتخابات به گوش می‌رسد. همچنین هاشمی به یک مقام «اجرایی» نیز گفته است که در انتخابات به عنوان کاندیدا حضور پیدا می‌کند هر چند که این خبر از سوی دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هنوز تایید نشده است.  
آیت الله هاشمی رفسنجانی، بهره‌گیری و میدان‌داری احزاب مسئول، شناسنامه‌دار و قانونمند را تضمین کننده آینده كشور میداند. او در حالی آینده كشور را به وجود احزاب قدرتمند پیوند زده است كه همواره امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب بر نقش بی بدیل مردم در پیشرفت های كشور و حفظ نظام تأكید دارد. البته آیت الله هاشمی حضور مردم را تنها در صورتی مثمر ثمر میداند كه در قالب احزاب قدرتمند تعریف شود: «جمهوریت و آزادی بدون تحزب واقعی و قدرتمند، آسان و موافق نخواهد بود و اگر قرار است به مردم تكیه كنیم و آنها در اداره كشور دخیل باشند، این امر جز در قالب انسجام و هماهنگی حزبی محقق نخواهد شد.» تقلیل دادن جایگاه مردم از سوی هاشمی رفسنجانی و نادیده گرفتن خواست و اراده آنها كه در انتخابات نمود پیدا می كند، پس از آن صورت می گیرد كه این سیاستمدار 79 ساله در سالهای اخیر  پای ثابت شكست های انتخاباتی بوده است. هاشمی كه شاهد آن بوده نمی تواند خواست و نظر مردم را نسبت به خود تغییر دهد در تلاش است ساختار مردمی انتخابات را  تغییر دهد. البته وی در این راه تلاش بسیاری كرده است. او در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم منادی طرحی شده كه وحدت ملی نام گرفته است. بر اساس این طرح، هاشمی خواهان آن است كه شخصیت ها و گروه های سیاسی پشت درهای بسته كاندیدای خود را معرفی كنند و همین كاندیدا با پشتوانه حزبی و رسانه ای وارد انتخابات شود و بدون هزینه ای رییس جمهور شود. پس از انتخابات نیز این رئیس جمهور منتخب احزاب، قدرت را بین گروه های سیاسی تقسیم می كند.   
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برخی جریانات مشکوک و افراطی را متخصص تخریب دستاوردهای سه دهه گذشته نظام اسلامی خواند و از اینکه بعضی از شخصیت‌ها، اعم از روحانی و غیر روحانی، خام این جریان و تفکر شدند و آنچنان مورد حمایت قرار دادند که اکنون به‌ رغم فهم اشتباهات گذشته، روی بازگشت و اعتراف به خطا و اشتباه را ندارند و خلاف میل قلبی و عقلی خود دست از حمایت از این بلیه برنمی‌دارند،اظهار تعجب کرد. وی معتقد است از ابتدای انقلاب اسلامی هم نمی شد به شیوه دیگری غیر از «نظام جمهوری اسلامی» کشور را اداره کرد واز الزامات پذیرش نظام پارلمانی، تغییر بُعد جمهوریت نظام است که این امر در هیچ دوره‌ای مورد موافقت قرار نگرفته است.  
هنوز به انتخابات ریاست جمهوری دهم چند ماهی مانده بود که بحث تشکیل دولت وحدت ملی در ایران مطرح شد و برخی که عمدتاً منتقدان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بودند، قصد داشتند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را متولی و پیگیر طرح تشکیل دولت وحدت ملی معرفی کنند. حجم این تبلیغات به حدی رسید که دفتر هاشمی در نهایت مجبور شد در بیانیه‌ ای نسبت به این مساله واکنش نشان داده و تأکید کند: «موضوع را برای اولین بار حجت‌الاسلام ناطق‌نوری به صورت رسمی و رسانه‌ای اعلام کرد و آقایان نواب، باهنر و روحانی هم خبر تشکیل این جلسه را برای آیت‌الله هاشمی‌ رفسنجانی نقل کردند و گفتند: اساس بحث‌های جامعه روحانیت مبارز، بر همان طرح وحدت ملی است و تصمیم گرفته شد چهار نفر به عنوان داور برای انتخاب یک نفر از چند نفر اصولگرا انتخاب شوند و حتی پیشنهاد دادند که آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی یکی از آن چهار داور باشد که ایشان نپذیرفته و گفتند: «اصل طرح را قبول دارم و باید خودتان برای اجرای جزییات آن تصمیم بگیرید.» زمستان سال 87 حجت‌الاسلام ناطق‌نوری که آن زمان با عنوان عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز شناخته می‌شد، درباره طرح وحدت ملی گفت: «راه‌حل موفقیت در کشور، استفاده از همه نیروهای موجود و تشکیل دولت وحدت از میان همه کسانی است که درد دین و دغدغه ایران دارند.» همزمان حجت‌الاسلام اکرمی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، ضمن تایید طرح ایده وحدت ملی، آن را به ناطق‌نوری، محسن رضایی و علی لاریجانی مربوط دانست و گفت: «به نظر من تشکیل دولت وحدت ملی، جلوی فرافکنی دولت را برای توجیه ناکارآمدی می‌گیرد.» حدود سه سال از آن زمان گذشته است و حال دوباره بحث دولت وحدت ملی داغ شده است. البته این بار واقعاً هاشمی‌رفسنجانی به این‌ ایده اشاره کرده است. رییس‌مجمع تشخیص مصلحت نظام تأکید دارد، این طرح می‌تواند گره‌گشای مشکلات و معضلات کنونی باشد. استدلال هاشمی در دفاع از این طرح، تجربه دفاع مقدس است. هاشمی معتقد است برای اجرای طرح دولت وحدت ملی باید از مجموعه اقداماتی که ما را از وضع نامساعد فعلی در عرصه بین‌الملل و داخل خارج کند، بهره گرفت؛ و نسخه کوچک این طرح، همان بود که در دولت بعد از جنگ انجام شد. هاشمی مشکل اصلی حال حاضر کشور را اصلاح روابط خارجی می داند. هاشمی معتقد به تشکیل دولتی است که ترکیبی از جناح های مؤثر انقلاب (محافظه کاران، مستقل ها و رادیکال ها) باشد و این طرح باید با هماهنگی تمام جریان های مؤثر در انقلاب شکل بگیرد.  
طرح مجدد دولت وحدت ملی از سوی هاشمی باعث شد برخی از چهره‌های اصولگرا و رسانه‌های نزدیک به آنها، از جمله کیهان به پیشنهاد هاشمی برای تشکیل دولت وحدت ملی در ایران واکنش منفی نشان دهند: آيت الله مکارم شيرازی هيچ عاقلی وحدت با مخالفان نظام،‌ رهبری، قانون اساسی و فريب‌ خوردگان غربی را نمی پذيرد. آيت الله سبحانی اگر با دولت دهم تعامل نمی‏کنيد، سکوت کنيد، حفظ نظام و آبروی نظام بالاتر از همه چيز است. آيت الله نوری همدانی بايد با تدبير و دقت بيشتر اختلافات سياسی را برطرف کرده و در مسير تحقق وحدت که از اهداف نظام اسلامی است، حرکت کنيم.  حجت الاسلام جعفر شجونی طرح دولت وحدت ملی یک فتنه جدید است و کسانی که به دنبال ایجاد دولت وحدت ملی هستند از فعالان فتنه 88 بودند. حبیب‌الله عسگراولادی دولت وحدت ملی جایی تشکیل می‌شود که وحدت نباشد در حالی‌که در ایران حول رهبری وحدت وجود دارد.  حجت‌الاسلام علی فلاحیان بنده موافق این پیشنهاد نیستم. چراکه دولت وحدت ملی در زمانی می‌تواند تشکیل شود که انتخابات پارلمانی صورت گیرد. حجت‌الاسلام علی پورمحمدی قواعد انتخاباتی، رقابت می‌طلبد. بلوک‌بندی سیاسی باید شفاف باشد تا به بلوغ سیاسی برسیم.  محسن رضایی طرح دولت وحدت ملی یک طرح شکست‌ خورده‌ای است و برای کشورهای بحران‌زده به درد می‌خورد مثل لبنان. امیرحسین قاضی زاده، نماینده مردم مشهد طرح «دولت وحدت ملی» به‎ دنبال القای بحران است. حسین شریعتمداری طرح موسوم به «دولت وحدت ملی»! فاقد بستر قانونی و تعریف شده است. سردار سرلشكر محمدعلی جعفری فرمانده كل سپاه پاسداران امروز كسانی طرح وحدت ملی را مطرح می‌كنند كه خودشان بر خلاف آن عمل می‌كنند علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی بنده در این زمینه مطالعه ای نکرده ام اما مهم این است از ظرفیت های کشور در چارچوب قانون اساسی استفاده کنیم. حجت الاسلام مجتبی ذوالنور هر شخصی را که مردم انتخاب کنند همان دولت وحدت ملی است. محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در مقطع فعلی حزب موتلفه اسلامی معتقد به طرح دولت وحدت ملی نیست. سید ابوالقاسم رئوفیان عضو شورای عالی جبهه ایستادگی ما راه نجات کشور از وضعیت فعلی را تشکیل چنین دولتی می دانیم. صادق محصولی عضو هیئت موسس جبهه پایداری کسانی که بحث اجماع یا وحدت ملی را مطرح می‌کنند یک پیش‌فرضی دارند که قطعاً انحرافی است. باقر لنکرانی سخنگو جبهه پایداری افرادی که این طرح را ترویج می‌کنند کسانی هستند که چندین‌بار در انتخابات از طرف افکار عمومی رد شده‌اند. محمدرضا راه چمنی دبیر کل حزب وحدت و همکاری ملی کاندیدای ریاست جمهوری مورد حمایت ما باید مدافع تشکیل دولت وحدت ملی باشد. پرویز سروری قائم مقام جمعیت رهپویان طرح دولت وحدت ملی را مغایر با مصالح نظام است. حسین فدایی دبیرکل ایثارگران اصولگرایان باید هشیار باشند که از این طرح حمایت نکنند. سیدحسین نقوی حسینی عضو فراکسیون رهروان ولایت طرح دولت وحدت ملی در چارچوب قانون انتخابات ما معنا دار نیست. رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی طرح وحدت ملی برای زمانی است که اصلاح طلبان گزینه قوی نداشته باشند یا به وحدت نرسند.  
جامعه سیاسی ایران در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم شاهد موضع گیری ها و اظهاراتی است که بیش از آنکه به واقعیت نزدیک باشد، رنگ و بوی تبلیغاتی دارد. هاشمی رفسنجانی در این زمینه باید از دیگر کاندیداهای احتمالی هم‌مسلکش تبحر بیشتری داشته باشد چه آنکه در طول سی و سه سال انقلاب اسلامی 11 بار نامزد انتخابات گوناگون بوده است. هر 3 سال یکبار کاندیداتوری، رکورد «عجیبی» است که این سیاستمدار 79 ساله را تبدیل به شخصیتی کرده است که در هر انتخابات خواسته و ناخواسته اسمی از او به میان می‌آید. هاشمی رفسنجانی این روزها اما مشغولیتی بیش از گذشته دارد. دیدارهایی که دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مسئولیت هماهنگی آن را بر عهده دارد، هاشمی را مجبور کرده است اظهاراتی را به زبان بیاورد که شاید قلباً به آن اعتقادی نداشته باشد. یکی از موضوعاتی که هاشمی تلاش دارد در هر دیدار تکرار کند «مقبولیت دولت و اعتماد مردم به دولتمردان» است. هاشمی با استناد به این اصل بحق و درست، می خواهد حرف باطل و نادرستی را به اثبات برساند. حرف هایی که ریشه درفتنه 88 و حتی قبل تر از آن دارد. هاشمی در جمع ده‌ها نفر از افراد حامی کاندیداتوری‌اش، «مردم را صاحبان اصلی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی خواند و با بیان الزام اخلاقی، شرعی، قانونی و مصلحت لزوم حمایت و پشتیبانی و حمایت همیشگی مردم از حاكمان نظام اسلامی می گوید: هیچ كشوری در دنیا نتوانسته حمایت و اعتماد مردم را نادیده بگیرد و اگر دولتی خواست خود را به مردم تحمیل كند، از حمایت مردم خارج شده است.» البته با بررسی موضع‌گیری هاشمی نسبت به فتنه 88 می‌توان متوجه شد که هدف وی از کاربرد این جملات چیست چه آنکه رصد رفتار هاشمی نشان می‌دهد که به این موضوع حداقل در عمل اعتقادی ندارد. بی اعتمادی مردم به هاشمی نه تنها در چند انتخابات گذشته خود را نشان داده بلکه اتفاقا در زمان ریاست جمهوری وی نیز این بی اعتمادی به شکل کم‌سابقه‌ای به اثبات رسیده است.  هاشمی نه تنها در حضور در انتخابات گوی رقابت را از مهدی کروبی، محسن رضایی و ... ربوده بلکه یک رکورد تاریخی دیگر نیز در تاریخ انقلاب بر جا گذاشته است. وی که مدعی است در زمان ریاست جمهوری او مردم از رفع بحران‌های گوناگون راضی و خرسند بودند، اما در انتخابات دور دوم (سال 72) و در رقابت با رقبای کم زور آن انتخابات، میزان آرای او حدود 5 میلیون کاهش داشته و میزان مشارکت به کمترین میزان خود در تاریخ انقلاب یعنی حدود 50 درصد رسید که به وضوح نشانگر بی‌اعتمادی مردم به دولت وی است. هاشمی رفسنجانی در سال 68، با کسب 15میلیون و 550هزار و 528(94٪) رای از مجموع 16 میلیون و 452 هزار و 677 نفر رای مأخوذه رئیس جمهور ایران شد. میزان مشارکت در این دوره 54.6 درصد بود. میزان رأی تنها رقیب وی، عباس شیبانی 635.165 رأی بود. اما اکبر هاشمی رفسنجانی در سال 72 با کسب 10میلیون و 566 هزار و 499 رأی از مجموع 16 میلیون و 769 هزار و 787 رأی مأخوذه برای دومین بار به ریاست جمهوری انتخاب شد، میزان مشارکت در این دوره 50.5 درصد بود. با گرم شدن تنور انتخابات، اظهاراتی از این دست از هاشمی رفسنجانی بیشتر خواهیم شنید هر چند که «تاریخ» صداقت گفتار این سیاستمدار کهنه کار را مشخص خواهد کرد.  
سال 88 که ایده و واژه تقلب از دل دم و دستگاه آقای هاشمی جوشید و به تدریج در همه جبهه اصلاحات فراگیر شد و آن را به جبهه فتنه بدل ساخت، این بار هم ایشان منادی کلید واژه «انتخابات آزاد» شده است. ظاهربینانه‌ترین سوالی که می‌توان کرد این است که چرا مصوبات کنفرانس پراگ و بروکسل ضدانقلاب را از زبان ایشان می‌شنویم؟ البته در واقع باید بسیار فراتر از این رفت. چند‌ماه مانده به انتخابات 88، زیر سوال بردن مکانیسم برگزاری انتخابات بدل به اسم رمز فتنه‌ای شد که هنوز آتش آن دامن برخی خواص را رها نکرده است. حالا قضیه فراتر از زیر سوال بردن مکانیسم انتخابات رفته است. برخلاف کلیدواژه تقلب که با مکانیسم برگزاری انتخابات درگیر بود، کلیدواژه انتخابات آزاد با اصل مشروعیت نظام سیاسی که برگزارکننده انتخابات است و دولت برآمده از آن، درگیر است. معنی این حرف این است که آقای هاشمی و دوستانشان در آن طرف آب که هنوز نمی‌دانیم کدامشان امر کننده است و کدام امر بر این بار هدفگذاری خود را بسیار وسیع‌ تر کرده‌اند. ادبیات آقای هاشمی روز به روز رادیکال‌ تر می‌شود. خوب می‌شود فهمید که او از یک‌ سو احساس حقانیت می‌ کند و از سوی دیگر احساس فرصت. احساس حقانیت می‌کند به این دلیل که اشتباهات دولت و انحراف منحرفان را دلیل حقانیت خود و آنچه در سال 88 کرد، گرفته است در حالی که حلقه انحراف اگر منحرف نامیده می‌شود از جمله به این دلیل است که به امثال آقای هاشمی هم به لحاظ سازمانی و گفتمانی نزدیک شده است. ظاهراً تلقی آقای هاشمی این است که می‌تواند دولت یازدهم را از آن خود کند. عبارت دقیق‌تر این است که آقای هاشمی گمان می‌کند قادر است یک بار دیگر با تکیه بر سرمایه اجتماعی چپ و بخشی از اصولگرایان، دولت‌سازی کند. بده و بستان هاشمی و چپ، فتنه 88 را بوجود آورد. در یک تعریف دقیق، فتنه 88 محصول ترکیب بدنه اجتماعی چپ و بازی سیاسی هاشمی بود که هیچ کدام بدون دیگری نمی‌توانست چنان بساطی را علم کند. اکنون دوباره عنان و اختیار چپ در دست هاشمی است. در گام اول هاشمی تلاش می‌کند بر خلاف آنچه امثال محمد خاتمی در سر می‌پرورانند، ادبیات و اگر مقدور بود، رفتار چپ علیه نظام را رادیکال کند. او تصور می‌کند اکنون زمان انتقام کشیدن از سیستمی است که او را به عنوان یکی از سران فتنه شناخت و شناسانید. چپ هنوز به طور کامل در دامی که هاشمی برای آن افکنده گرفتار نشده چرا که زعمای آن ظاهرا فهمیده‌اند که اتفاقا به جای چسبیدن به میراث نحس 88 باید تا می‌توانند از آن فاصله بگیرند و به نوعی خود را از شر آن خلاص کنند ولی هر چه هاشمی فعال‌تر شود –که می‌بینیم شده- احتمال اینکه مجددا چپ را به دنبال خود بکشد، بیشتر خواهد شد. گام دوم این است که پس از تزریق رادیکالیسم به راس و بدنه جریان چپ، برای به اجماع رسیدن آن حول یک گزینه تندرو که بتواند ادبیات جدید مدنظر آقای هاشمی را حمل و نمایندگی کند، اقدام کند. چند‌ماه پیش، زعمای جریان اصلاح‌ طلب تصور می‌کردند اجماع در انتخابات 92 برای آنها آسان‌ترین کار خواهد بود اما حالا دریافته‌اند چپ جدید برخاسته از دل عبرت‌های 88 دیگر به سادگی حاضر نیست همه کارهای خود را با خاتمی و خوئینی‌ها هماهنگ کند. هاشمی تنها کسی است که خیال می‌کند می‌تواند این بل‌ بشو را جمع کند و ظرف چند‌ماه پس پرده جریان چپ را حول کاندیدایی که خود می‌خواهد، متحد کند. درون اصولگرایان هم آنطور که از قرائن می‌توان فهمید هاشمی مشغول 2 کار مهم است: اول اینکه یک جریان تجدیدنظرطلب ایجاد کند که بی‌محابا تفکر و ادبیات نظام درباره آنچه را که فتنه 88 نامیده شده، نقد کند. این برای هاشمی بهترین حالت است که کسانی از بزرگان جریان اصولگرا دوره بیفتند و بگویند، نمی‌دانند فتنه چیست! یا اگر هم بدانند موسوی و کروبی و به طریق اولی هاشمی را فتنه‌گر نمی‌دانند. نان این حرف‌ها را چند‌ماه دیگر از یک طرف هاشمی خواهد خورد که می‌خواهد پوستین حقانیت پهن کند و از سوی دیگر ضدانقلاب که بنا دارد نظام را بابت آنچه با جریان فتنه کرده به چالش بکشد. گام دوم هاشمی درون اصولگرایان پنهان‌تر است. آقای هاشمی اکنون تلاش‌هایی جدی را آغاز کرده برای اینکه درون اصولگرایان کاندیداسازی کند یا اگر نتوانست ادبیات و منطق سیاسی خود را به کاندیداهای بالفعل اصولگرایان تحمیل کند. قلب این ادبیات هم که حالا دیگر پنهان نیست و با یک بار خواندن فرمایشات اخیر ایشان می‌توان از آن سر درآورد، این است که کشور تاکنون درست اداره نشده و نخواهد شد مگر اینکه به دست دار و دسته ایشان سپرده شود. آقای هاشمی سخت علاقه‌ مند است گفتمان و ادبیات او در سال 92 فراگیر شود و همه از چپ و راست ولو رقیب یکدیگرند عملا همان حرف‌هایی را بزنند که او می‌خواهد و می‌پسندد. 92، 88 نیست ولی آقای هاشمی به طرزی عجیب و غریب در حال پیمودن مرحله به مرحله فرآیندی است که تقریبا هیچ تفاوتی با آنچه در سال 88 کرد، ندارد؛ با این تفاوت که این بار اولاً خارجی‌ها هم علناً به کمکش آمده‌اند و ثانیاً بخشی از جریان انحراف هم به‌رغم همه شعارهایی که در ضدیت با هاشمی می‌دهد در حال تثبیت و تسجیل منطق اوست. سوال این است که فتنه‌ انگیزی‌ای چنین آشکار تا کی تحمل خواهد شد؟  
انتخابات آزاد، کلید واژه‌ای بود که از چند ماه قبل - پیش از آن که حتی زنگ غیررسمی رقابت های انتخابات یازدهم ریاست جمهوری ایران نواخته شود - ابتدا در رسانه های غربی و شبکه های مخالف نظام در خارج کشور مطرح گردید و بلافاصله توسط برخی چهره های مشهور سیاسی و جریانات و رسانه های مرتبط با آن ها در داخل، وارد ادبیات سیاسی شد. این واژه پردازی دقیقاً مفاهیمی چون «سلامت انتخابات» و «تقلب» را به اذهان متبادر می کرد که چند ماه قبل از انتخابات دهم ریاست جمهوری به همین ترتیب و توسط همین جریانات و رسانه ها وارد عرصه سیاست شدند و  ماجراهایی آفریدند که فتنه غم‏انگیز و براندازی ناکام سال 88 محصول آن بود. به همین دلیل نیز از ابتدایی که واژه «انتخابات آزاد» ابتدا توسط رسانه های خارج کشور و سپس توسط چهره هایی چون آیت الله هاشمی رفسنجانی به کار گرفته شد، واکنش های قاطعی از جانب صاحب نظران و فعالان سیاسی و رسانه ای جبهه انقلاب در قبال آن اتخاذ گردید. ماجرای «انتخابات آزاد» گرچه با موضع صریح رهبر معظم انقلاب، از ادبیات آشکار مروجان آن رخت بربست اما به نظر می رسد طراحان سناریویی که موضوع انتخابات آزاد یکی از ابعاد آن بود، همچنان پیگیر سناریوی خود برای تاثیرگذاری بر انتخابات ریاست جمهوری خرداد 92 هستند. هاشمی همچنان بر مواضع خود درباره انتخابات آزاد پایبند بوده و و معتقد است برگزاری انتخابات آزاد، شفاف و منطبق بر قانون اساسی می تواند بخش بزرگی از مشكلات كشور را حل و علاوه بر افزايش اعتماد مردم و دوستداران نظام، دشمنان خارجی كشور را در بسياری از زمينه‌ها خلع سلاح و مأيوس گرداند.  
هاشمی رفسنجانی در تاریخ 92/2/16 در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران در محل مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد: به صراحت می‌ گویم در حال ارزیابی شرایط هستم و پس از نتیجه‌ گیری و مشورت نظر خود را اعلام می‌ کنم. وی با اظهار اینکه در همین شرایط است که انسان ها آگاه می شوند تأکید کرد: «شاید همین شرایط نگران کننده است که باعث می شود شما حرف هایی که هشت سال پیش نمی گفتید را الان بیان کنید.» وی با بیان اینکه مسئولان اصلی نظام نیز از ایجاد وضعیت خفقان و برگشت به اوضاع سابق ناراضی هستند، اظهار کرد: «این وضعیت را تنها جریان های متحجر می خواهد اما نه قانون اساسی و نه اهداف انقلاب و نه مسئولان اصلی نظام چنین وضعیتی را نمی خواهند، شاید پیدا کردن راهکار دشوار باشد ولی مردم خود راهکار را پیدا می کنند.» رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به دعوت دانشجویان حاضر در جلسه برای کاندیداتوری وی در انتخابات ریاست جمهوری گفت: «شما همه چیز را حواله به یک نفر می کنید، حال اگر یک نفر فوت کرد چه باید کرد؟» هاشمی رفسنجانی با تاکید بر اینکه این سخن بدین معنا نیست که وارد عرصه نخواهم شد، افزود: «خیلی از افراد دیگر هستند که اگر وارد میدان شوند می توانند خیلی بهتر از ما نیز کار بکنند.»  
هاشمی در جدیدترین اظهاراتش مدعی شده است پیش از اینکه بیاید باید در این مورد با رهبری صحبت کند و بدون موافقت ایشان وارد عرصه نخواهد شد.هاشمی میگوید: «اگررهبری موافق نباشند نتیجه ای که به بار می آید معکوس خواهد بود.» وی با تاکید بر اینکه ما نمی خواهیم دعوا کنیم گفته است: «اگر بخواهد شرایطی بوجود بیایید که بین من و رهبری حالت نزاع و اختلاف بوجود آید همه ما ضرر خواهیم کرد.» هاشمی با اشاره به سخن پیشین خود درباره اینکه اگر من بخواهم وارد عرصه شوم به این معنا است که ما در این 30 سال نیرویی را برای انقلاب تربیت نکرده ایم گفت: «این طور نیست که ما نیرویی را تربیت نکرده باشیم بلکه آنها را خانه نشین و بیکار کرده اند.»  
21 اردیبهشت ماه 92 رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دقایق پایانی ثبت نام از نامزدها با حضور در وزارت کشور برای شرکت در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کرد. هاشمی رفسنجانی بعد از ثبت نام طی مصاحبه‏ای کوتاه با بیان اینکه برای خدمت به مردم  پا به صحنه انتخابات گذاشته ام، تاکید کرد: این مردم هستند که حق دارند من را انتخاب کنند یا نه. رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین در پاسخ به خبرنگاری برای اعلام برنامه ها و شعار انتخاباتی‏اش هم گفت: فعلا شعار انتخاباتی ام را اعلام نمی کنم. آیت الله هاشمی رفسنجانی لحظاتی بعد بدون شرکت در کنفرانس خبری محل وزارت کشور را ترک کرد.    حمایت ضد انقلاب از کاندیداتوری هاشمی در حالی که هنوز حتی 24 ساعت از اعلام کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری نگذشته بود منابع ضدانقلاب، فتنه و طرف خارجی حمایت صریح از وی را آغاز کردند. این حمایت ها چنان پرحجم و دارای ادبیات متنوع است که می توان حدس زد از قبل آمادگی کاملی برای آن وجود داشته است. یک جمع بندی که صبح 22 اردیبشهت انجام شده و مطالب منابع فتنه، ضد انقلاب و بیگانه را ظرف 24 ساعت پیش از آن در بر می گیرد، نشان دهنده آن است که خط حمایت از هاشمی در این منابع دارای محورهای اصلی زیر بوده است: نخست اینکه این رسانه ها در یک تلاش دستجمعی سعی کردند حضور هاشمی را به معنای ثبات بازار و کاهش قیمت ها و پیروزی او را به عنوان راه حل قطعی مسائل اقتصادی کشور جلوه بدهند. از روز 21 اردیبهشت برخی سایت های مرتبط با جریان فتانه که در زمینه صرافی فعال هستند، اعلام قیمت ارز را منوط به روشن شدن تکلیف کاندیداتوری هاشمی کرده بودند و وقتی وی کاندیدا شد بنابر ادعای برخی منابع در بازار ارز، قیمت دلار 250 تومان سقوط کرد.  برخی کارشناسان این احتمال را جدی می دانند که کل این فرآیند برنامه ریزی شده باشد و هدف از آن هم این باشد که مردم حس کنند حل مشکلات اقتصادی آنها تنها یک راه دارد و آن گرایش به هاشمی رفسنجانی است. دومین محور کاری این منابع این بوده است که هاشمی کاندیدایی است که نزدیک ترین روابط را با غرب دارد و قادر خواهد بود که مسئله هسته ای را در زمانی کوتاه حل کند. این محور کاری هم زمان این نکته را هم در بر می گیرد که حل مسئله هسته ای مستقیما منجر به حل مشکلات اقتصادی خواهد شد. سومین نکته نیز این است که منابع ضدانقلاب، فتنه و بیگانه سعی می کنند اینگونه القا کنند که هاشمی بیشترین انگیزه و توان را برای ایستادن در مقابل رهبری دارد و این بار مهم ترین دستور کار انتخاباتی خود را نیز همین ستیزه جویی با نظام قرار داده است. از دیدگاه این منابع، مقابله جویی فعال با رهبری حتی از پیروزی در انتخابات هم مهم تر است و این منابع امیدوارند که هاشمی بخش اصلی انرژی انتخاباتی خود را در این راه مصرف کند.   
حضور هاشمی در عرصه انتخابات با خوشحالی زاید الوصف ضد انقلاب همراه شد که تلاش داشتند از وی پلی برای رسیدن به اهداف خود ایجاد کنند ولی هرگز گمان نمی بردند که نتوانند از سد سدید شورای نگهبان عبور کنند. برآورد کلی ضد انقلاب این بود که شورای نگهبان هرگز نمی تواند هاشمی را رد صلاحیت کند ولی این گونه نشد و فقها و حقوقدانان شورای نگهبان صلاحیت هاشمی را احراز نکرده و هاشمی نیز همچون اسفندیار رحیم مشایی از گردونه رقابت ها حذف شد. با رد صلاحیت هاشمی ابعاد جدیدی از توطئه های ضد انقلاب برای بهره برداری از وی عیان شد.    حمایت غرب از هاشمی در نگاه شریعتمداری حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در سرمقاله ای با عنوان «شکایت آیت الله» به نقل از هاشمی رفسنجانی نوشت: «شرایط سنی من به گونه‌ای است که توان لازم برای مسئولیت سنگین ریاست جمهوری و اداره امور اجرایی کشور را ندارم و معتقدم رئیس جمهور شدنم خلاف شرع و به زیان نظام خواهد بود.» وی ادامه داد: «این دیدگاه و نظر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، چند ماه قبل و در حالی ابراز شده بود که علاوه بر اصرار اصحاب وطن‌فروش فتنه 88، برخی از مقامات و مراکز آمریکایی و اروپایی نیز ایشان را برای نامزد شدن در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم تشویق و ترغیب می‌کردند. همان روزها- 15 مهرماه 1391 یعنی 7 ماه قبل- مرکز استراتژیک «شورای امنیت ملی ایالات متحده آمریکا- U.S. NATIONAL SECURITY COUNCIL- طی گزارشی درباره انتخابات ریاست جمهوری ایران از ابراز تمایل آمریکا به نامزدی آقای هاشمی خبر داده و آورده بود: «از نگاه غرب آقای رفسنجانی به‌عنوان یک شخصیت میانه‌رو بهترین گزینه برای ریاست جمهوری آینده ایران است.» در این گزارش آمده بود: «اگرچه رسانه‌ها و تحلیل‌گران آمریکایی و اروپایی تاکنون در چند نوبت پایان عمر سیاسی آقای اکبر رفسنجانی را اعلام کرده‌اند که ناکامی وی در بازگشت به مقام ریاست جمهوری در انتخابات ژوئن 2005- خرداد 84- خروج از امامت جمعه تهران و برکناری از ریاست مجلس خبرگان از جمله این موارد بوده است ولی حضور پررنگ وی در اجلاس سران عدم تعهد در کنار رهبر ایران و خوشامدگویی وی به مقامات عالی‌رتبه میهمان و جایگاه تعیین شده برای او در کنار «بان کی‌مون»، میهمان ویژه اجلاس را باید یک رنسانس برای این بازمانده سیاسی بزرگ ایران تلقی کرد که نشان می‌دهد این شخصیت هفتاد و چندساله با رویکردی میانه‌رو نسبت به غرب این امکان را دارد که یک بار دیگر در کانون قدرت ایران ایفای نقش کند (به‌ تاکید این اندیشکده آمریکایی روی قید «یک بار دیگر» یعنی آخرین فرصت برای بهره‌گیری از آقای هاشمی توجه کنید).»    هاشمی بعد از رد صلاحیت آیت الله هاشمی بعد از عدم احراز صلاحیت خود از سوی شورای نگهبان و در دیدار با اعضای ستاد انتخاباتی خود گفت: «با توجه به شرایط موجود كشور، دولت آینده میراث دار سوء مدیریت‌های سالهای اخیر و تحریم های ظالمانه، مشكلات و معضلات بسیاری در همه عرصه‌ها بویژه اقتصادی و سیاسی خواهد بود و هركس بتواند شانه خود را زیر بار سنگین مسئولیت‌ها و حل مشكلات داده و رسالت آنرا قبول كند باید قدردان بود و به وی كمك كرد.» وی تاکید کرد: «جامعه امروز، نیاز به وحدت و آرامش برای عبور از شرایط دشوار كنونی را دارد و باید ضمن پرهیز از ناامیدی با روحیه امید و آرامش و اتخاذ تصمیمات جهادی، عقلایی برای حل تدریجی مشكلات كشور چاره‌اندیشی كرد. تلاش كنیم تا حماسه سیاسی مدنظر رهبری ایجاد شود تا بتواند مقدمه‌ای برای حماسه اقتصادی در كشور باشد.»  
با شدت گرفتن بحران در سوریه در اثر یک حمله شیمایی (21 اوت 2013 - 3 مرداد 1392) آمریکا دولت سوریه را متهم به انجام این حمله کرد. این ادعا با واکنش های زیادی رو به رو شد.در این میان  نعیمه اشراقی (خواهر زن رضا خاتمی) در تاریخ 1392/6/7 در صفحه فیس‌بوک خود خبر داد که هاشمی در دیدار با جمعی از مردم اصفهان  گفته است: «دولتی که ملت خود را بمباران شیمیایی کند، عواقب سخت آن را خواهد دید». هر چند رضا سلیمانی مدیرکل روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام ادعای نعیمه اشراقی را تکذیب کرد؛ اما تنها چند روز بعد از آن، اظهار نظرهای متناقض دیگری از هاشمی در مراسم بزرگداشت آیت الله صالحی مازندرانی در سوادکوه منتشر شد که مواضع قبلی او را تأیید می کرد. اینبار  انتشار فایل صوتی و فیلم سخنرانی هاشمی در برخی از پایگاه های خبری، راه انکار را دشوار کرد.در این راستا هاشمی رفسنجانی در تاریخ 1392/6/16 در دیدار با اعضای کمیته فرزندان شاهد و ایثار گران، با تکذیب سخنان منتسب به خود در مورد سوریه حمله خارجی به سوریه را محکوم کرد.  
فرهاد دانشجو در جلسه فوق‌العاده هیئت‌امنای دانشگاه آزاد که در تاریخ  1392/6/27 به ریاست هاشمی رفسنجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و با حضور سید حسن خمینی، توفیقی، قاضی‌زاده، حجت الاسلام محمدیان، فریدون عزیزی، یزدی صمدی و میرزاده  برگزار شد از ریاست دانشگاه آزاد برکنار شد. در همین زمان خبری منتشر شد مبنی بر اینکه یک هفته قبل از برکناری «فرهاد دانشجو» توسط هیئت امنای دانشگاه آزاد، هاشمی رفسنجانی در جلسه‌ای از او خواسته است از ریاست دانشگاه استعفا دهد اما دانشجو درخواست هاشمی را نپذیرفته است.در همین راستا سایت خبری مشرق نقل کرد که هاشمی رفسنجانی در پاسخ به پیشنهاد یکی از اعضای هیأت امنای دانشگاه آزاد مبنی بر به تأخیر انداختن عزل فرهاد دانشجو گفته است: «زمانی شما در اکثریت بودید و دور شما بود و زورتان رسید و این انتصاب را انجام دادید و الان هم دور ماست و ما اکثریت هستیم و می‏خواهیم با توجه به شرایط جدید رئیس جدید انتخاب نماییم.»  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۸:۲۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۸:۳۶

علی اکبر هاشمی رفسنجانی

خلاصه زندگی نامه

 اکبر هاشمی بهرمانی، روحانی و سیاستمدار، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس اسبق مجلس خبرگان رهبری می‌باشد. وی نخستین رئیس مجلس ایران و چهارمین رئیس جمهور ایران در دو دوره پیاپی بین سال‌های 1368 تا 1376 بوده و به عنوان یکی از پرنفوذترین شخصیت‌های سیاسی جمهوری اسلامی شناخته می‌ شود. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع