علی‌ اصغر چراغچی آستانه معروف به "عابدزاده خراسانی" در سال 1290 هجری شمسی در محدوده شیشه گرخانه (چهارشنبه بازار) در ابتدای خیابان طبرسی مشهد در یک خانواده کم‌ بضاعت و مذهبی متولد شد. او فرزند "زین‌العابدین"، معروف به "ملاعابد" بود. پدری اهل منبر داشت که چون در آستان مقدس امام رضا(ع) به روشن کردن چراغ‌ها مشغول بود، به "چراغ‌ چی‌ باشی آستانه" شهرت یافت.علی اصغر چراغچی خیلی زود پدر خود را از دست داد ولی با کوشش و فعالیت پیگیر به دنبال کار رفت و وارد بازار شد و کار مورد علاقه ‌اش را دنبال کرد. او در جوانی به شغل حلبی‌ سازی و آیینه سازی روی آورد و در همین شغل هم ابتکاراتی داشت.با پایان جنگ جهانی دوم و دگرگونی اوضاع اقتصادی، بازار کساد حلبی سازی و آینه سازی رونق گرفت و دارایی کم مقدار او را به اندوخته های باارزشی تبدیل کرد، تا آنجا که با فروش وسایل کارگاه کوچک خود، کارخانه ای دست و پا کرد و از درآمد آن "مهدیه مشهد" را ساخت و اين بنا را در سال 1326 افتتاح كرد. وی همچنین بنیان گذار "انجمن پیروان قرآن" در مشهد و مبتکر جلسات عمومی دعای ندبه در مهدیه بود."عسکریه" در خیابان نواب صفوی، "نقویه" در خیابان امام رضا(ع)، "جوادیه" در خیابان طبرسی، "کاظمیه" در بالا خیابان، "جعفریه" در خیابان شهید شوشتری، "باقریه" در خیابان امام رضا(ع)، "سجادیه" در خیابان خواجه ربیع، "حسنیه" در بازار سرشور، "حسینیه" در خیابان آزادی، "فاطمیه" در خیابان نواب صفوی و "علویه" در خیابان مطهری جنوبی از جمله میراث ماندگار این عابد خراسانی است.عابدزاده در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در روز یکشنبه خونین مشهد (دهم دی ماه سال 1357) در حین تظاهرات علیه حکومت شاهنشاهی دچار عارضه سکته شد و پس از تحمل هشت سال بیماری، در سال 1365 دار فانی را وداع گفت و در جمع علما و میان خیل عظیم دوستدارانش در سردابی در بنای مهدیه به خاک سپرده شد. 
چراغچی در همان اوان کودکی، ابتدا وارد مکتب خانه شد و از "عم جزء" شروع کرد؛ قرآن را به طور کامل در مکتب خانه آموخت اما با فوت پدر مکتب را رها کرد. او از آنجایی ‌که در کودکی یتیم شد، انسانی خودساخته بار آمد. با فوت دیگر اعضای خانواده، به‌ جز مادر و یک خواهرش، کسی برای او باقی نماند. چون تنها پسر خانواده بود، با کار در کنار عمو و دایی و یا دست ‌فروشی برای خانواده کسب درآمد می ‌کرد. در دوران نوجوانی شاگرد یک حلبی‌ ساز شد. خودش می‌ گفت: «زمانی که شاگرد بودم کار خوبی ساخته بودم و آن را با دقت لحیم‌ کاری کرده بودم. استادکارم از عمل من ناراضی شد. او گفت: تو با این دقت خود مشتری‌های من را از من می‌ گیری و آن‌ها تا سال‌ها نیاز به مراجعه به مغازه من نخواهند داشت.» 
با اجباری ‌شدن دوره سربازی در زمان رضاشاه، چراغچی خدمت نظام‌ وظیفه خود را در پادگان مشهد شروع کرد. او خدمت زیر پرچم خود را از اول آبان 1312 تا اول آبان 1314 در لشکر 14 شاپور انجام داد. چراغچی در ارتباط با اعتماد فرماندهان می‌گوید: «چون من حلبی ‌ساز بودم و در آن زمان خیلی از وسایل خانگی مردم وابسته به این حرفه بود، من هم در پادگان فعالیت فنی زیادی در این امور داشتم، همچنین بعضی از فرماندهانم از من می ‌خواستند که بعضی از لوازم منزل آن‌ها را تعمیر کنم. از این‌ جهت در دل آن‌ها راهی پیدا کرده بودم و آن‌ها به من علاقه‌ مند شده بودند و از جهتی هم آن‌ها متوجه شده بودند که من جوانی مذهبی هستم، از این نظر هم اعتماد آن‌ها را بیشتر جلب کرده بودم. من هم از این موقعیت که پیش آمده بود کمال استفاده را می ‌کردم.»چراغچی برای پرهیز از مال حرام و رفع شبهه، غذای سربازخانه را نمی ‌خورد و با لباس سربازی نماز نمی‌ خواند. با وجود محدودیت‌ های برگزاری مراسم مذهبی در دوران رضاشاه، در شب اول محرم سربازها را جمع می کرد و مخفیانه در پادگان برای آن‌ها روضه می خواند.وی درباره خاطرات این دوران بیان می ‌کند: «روز قبل از واقعه مسجد گوهرشاد امرای ارتش، من و چند نفر از سربازان معتقد و مذهبی را از دیگر نیروها جدا و به خوابگاه بردند. سپس بقیه سربازها را مسلح کرده و برای انجام مأموریت از پادگان خارج کردند. تا پاسی از شب صدای تیراندازی می ‌آمد. فردا صبح که سربازان به هنگ برگشتند، متوجه شدم که آن‌ها در سرکوب و تیراندازی علیه مردم در واقعه گوهرشاد دخیل بوده‌اند. خودنمایی و تعریف و تمجید سربازها از کار خود، من را به این نتیجه رساند که آنان دچار جهل و ناآگاهی دینی هستند. بنابراین تلاش کردم با ایجاد حرکتی تبلیغی و آموزشی، دین و مذهب را در بین جوانان گسترش دهم.» 
چراغچی پس از پایان خدمت نظام، فراگیری دروس حوزوی را آغاز کرد. پس از قضایای شهریور سال 1320، حوزه ها پس از چندین سال تعطیلی در زمان اختناق رضاخان و از هم پاشیدگی، دوباره فعال و با آمدن حضرت آیت الله حاج آقا حسین قمی در مشهد چهره ایران عوض شد و حوزه علمیه مشهد هم به نوبه خود فعالیت را شروع کرد. حاجی عابدزاده با شروع فعالیت حوزه ها مشغول دروس حوزوی شد. اساتید چراغچی کتاب جامع المقدمات را نزد استادان متفرقه و سیوطی و مغنی و مطول را به درس مرحوم ادیب نیشابوری حاضر می شد، حاشیه را خدمت آقای محقق نوقانی و معالم، قوانین و لمعتین را نزد مرحوم حاج آقای مدرس یزدی فرا گرفت، برای رسائل و مکاسب و کفایه در درس مرحوم حاج شیخ هاشم قزوینی شرکت کرد، استاد دیگری به نام آقای "یاسین" داشت که بعضی از دروس را نزد ایشان تلمذ کرد. با استعداد فوق العاده ای که داشت این دروس سطح را در مدت بسیار کمی یعنی حدود شش سال با موفقیت گذراند. 
چراغچی از همان دوران نوجوانی وارد بازار کار حلبی سازی شد و متعاقب آن شغل حلبی‌ سازی و آینه سازی را حرفه خود قرار داد. وی با ابتکار خودش، یک کارگاه آینه‌ سازی ساخت و سپس کار آینه ‌سازی را شروع کرد. او آینه‌ های تاشوی گرد و کوچکی ساخت که دری داشت که باز و بسته می‌ شد. غلام‌علی سوزنچی کاشانی که تاجر لوازم خرازی بود، در رابطه با شغل آینه‌ سازی چراغچی می ‌گوید: «ما آینه را از کرمانشاه به مشهد می‌آوردیم و در کاروان‌سرای ناصری انبار می‌ کردیم. عابدزاده وقتی آینه‌ها را دید، مشابه این آینه‌ها را تهیه کرد. در ابتدا دور آن‌ها را لحیم می‌کرد. کم‌کم برای آینه‌ها قاب درست کرد و اسم عابدزاده را روی آن‌ها حک کرد. پس از معروف شدن این آینه‌ها، تولیدات او توسط ما به اکثر شهرهای ایران فرستاده شد.» هم چنین دختر مرحوم می گوید: «به یاد دارم یک بار شخصی از حاج آقا پرسید که شما چرا فقط آینه های جیبی می سازید؟ آینه جیبی درآمدزا نیست. ایشان گفته بودند دوست ندارم در آینه ساخت من معصیتی شود. مردان ریش بتراشند یا زنان آرایش کنند.» با پایان جنگ جهانی دوم، بازار کساد حلبی سازی و آینه سازی رونق گرفت و دارایی کم مقدار چراغچی را به اندوخته های با ارزشی تبدیل کرد، تا آنجا که با فروش وسایل کارگاه کوچک خود، کارخانه ای دست و پا کرد. 
ساخت نخستین بنای مهدیه کشور چراغچی با کسب درآمد های حاصل از آیینه سازی و حلبی سازی، در خیابان امام رضا(ع) مشهد و معروف به بالا خیابان ساختمانی به نام "مهدیه" بنا کرد. وی به عنوان مبتکر و مؤسس نخستین بنای مهدیه در کشور شناخته شد که این بنا را در سال 1326 افتتاح کرد. ساختمان دارای حیاط، سالن اجتماعات برای سخنرانی و برگزاری مراسم و اتاق‌های متعدد برای آموزش طلاب بود و چراغچی این محل را به عنوان ستاد و مرکز فعالیت‌های خود درآورد.           چراغچی قریب به چهل سال مهدیه را به هزینه شخصی خود اداره کرد و نام حضرت مهدی(عج) را برآن گذاشت. در آن هنگام از این موارد و امورات خیر نه چیزی شنیده و نه دیده شده بود و ایشان از جایی الگوبرداری نکرد، چرا که در فضای خفقان آن زمان چنین چیزهایی دیده نمی‌شد بلکه همه این الگوها برگرفته از ذهن خلاف خودش بود که زمینی بکر را تهیه و ساختمان مهدیه را بنا کند. راه‌ اندازی انجمن پیروان قرآن در مشهد چراغچی برای مهدیه انجمنی را تأسیس و اساسنامه ‌ای را تدوین کرد و اسم آن را، "انجمن پیروان قرآن" گذاشت تا هر کس می‌ خواهد در آن عضو شود ولی این عضویت با ذکر خصوصیاتی بود که باید افراد دارای آن خصوصیات می ‌بودند. تمام افراد انجمن پیروان قرآن افرادی خوش ‌نام بودند که تنها برای رضای خدا کار می‌ کردند، هیچکس به فکر پول و موقعیت و مقام نبود، از چراغچی حرف شنوی داشتند و کلام وی را می ‌پذیرفتند. اگر کسی می ‌خواست حرفی را رد کند بالاتر از آن نظریه پیدا نمی ‌کرد چرا که این عابد خراسانی فردی خلاق و مبتکر بود که با اندیشه سخن می ‌گفت و حرف‌هایش حساب شده و با تفکر بود. در ادامه ساخت این بنا، مرکز هیئت انجمن پیروان قرآن در اینجا استقرار یافت، در این مکان جلسات ‌مذهبی، علمی، سیاسی و اجتماعی برگزار می ‌شد، یکی از مراکز مشهور و فعال مشهد به شمار می ‌رفت و در همین مکان تعلیم قرآن، تجوید و بیان احکام و مسائل دینی و نشر آثار و فضائل اهل بیت(ع) نیز آغاز شد. پخت افطاری در دیگ‌های چند منی برخی از برنامه‌ های حاج آقا عابدزاده در مهدیه پخت افطاری در دیگ‌های چند منی در ماه مبارک رمضان بود. حاج علی ‌اصغر در این شب‌ها حدود هزار تا 1500 نفر را افطاری می ‌داد و برای آنان سوپ می‌ پخت. در این افطاری، افرادی دعوت می‌ شدند که اکثرا طبقه محروم شهر بودند که عابدزاده هر شب برای عده‌ای کوپن کارت می ‌گرفت و به آنان افطاری می ‌داد البته عده‌ای ظرف می ‌آوردند و غذای خود را به منازلشان برده و همراه خانواده میل می ‌کردند. وی هم چنین تمام غذاها را خودش می ‌کشید ولی خود از آن نمی ‌خورد و تا افطار همه را نمی ‌داد، افطاری نمی‌ کرد، پس از اتمام مراسم، شخصی را به خانه می ‌فرستاد تا افطاری او را برایش به مهدیه ببرد. عابدزاده از طرفی به مناسبت ماه رجب و نیمه شعبان محافلی در مهدیه برپا می ‌کرد که بسیار مفصل و از نظر تزئینات و زیبایی بی ‌نظیر بود و با استقبال گرم مردم مواجه می ‌شد. در ایام عاشورا نیز در این مکان اجتماعات با شکوهی تشکیل می ‌شد، وعاظ و گویندگان منبر می‌ رفتند خطابه می ‌خواندند، مداحان و شاعران مرثیه‌ سرایان سرودهای خود را قرائت می‌ کردند و هیئت انجمن پیروان قرآن از این محل به خیابان می ‌رفتند. 
عابدزاده در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در روز یکشنبه خونین مشهد (نهم دی ماه سال 1357) در حین تظاهرات علیه حکومت شاهنشاهی دچار عارضه سکته شد. حسین عابدزاده از بیماری پدرش چنین روایت می ‌کند: «پدرم بعد از راهپیمایی نهم دی‌ماه به منزل آمد و شب را خوابید. صبح که خواست برای نماز برخیزد، نتوانست. چهارراه شهدا مرکز درگیری‌های انقلاب و سروصدای تیراندازی بود. بنابراین پدرم را به خانه خواهرم بردیم. حالش که وخیم شد، دکتر ایرج ناظم را بالای سرش آوردیم. او پس از معاینه تشخیص داد که پدرم سکته مغزی کرده است.» وی نهایتا پس از تحمل هشت سال بیماری، در تیرماه سال 1365 در سن 75 سالگی دار فانی را وداع گفت و در جمع علما و میان خیل عظیم دوستدارانش در سردابی در بنای مهدیه به خاک سپرده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۴:۱۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۴:۱۵

علی اصغر چراغچی

خلاصه زندگی نامه

 علی‌ اصغر چراغچی آستانه، از رجال دینی برجسته خراسان که مؤسس نخستین بنای "مهدیه" در کشور بود. وی هم چنین به عنوان بنیانگذار "انجمن پیروان قرآن" در مشهد و مبتکر جلسات عمومی دعای ندبه در مهدیه شناخته شده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع