علیقلی خان ایلخانی بختیاری معروف به "سردار اسعد بختیاری" در سال 1236 ه.ش در شهرستان "جونقان" واقع در استان "چهارمحال و بختیاری" به دنیا آمد. وی زبان فارسی و خط تحریر را آموخت و پس از آن به فراگیری مقدمات ‌عربی و ادبی از صرف و نحو، منطق، بدیع، بیان و امثله‌ عرب، مشغول شد.علیقلی خان پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی به فرمان "محمدعلی ‌شاه"، به پشتیبانی از برادرش "نجف ‌قلی ‌خان صمصام ‌السلطنه" و پسرعموی خود، "ابراهیم ‌خان ضرغام ‌السلطنه" در اعتراض به این عمل برخاست و پس از فتح "اصفهان" به دست سواران بختیاری، خود را به منطقه "بختیاری" رسانید و شخصا فرماندهی سواران بختیاری در فتح "تهران" و احیای مشروطیت را عهده‌ دار شد. او هم چنین در برهه ‌ای از تاریخ "ایران"، در منصب وزیر جنگ و دوره‌ ای نیز عهده‌ دار وزارت داخله بود.علیقلی خان سردار اسعد دوم در دستگاه "امین السلطان"، صدر اعظم با درجه سرتیپی، ریاست یکصد سوار بختیاری را به عهده داشت و بعدها به ریاست گارد مخصوص "امین السلطان" منصوب شد. پس از فوت برادرش "اسفندیارخان" (معروف به سردار اسعد اول)، او ملقب به "سردار اسعد (دوم)" شد. پس از عزل "امین السلطان" (اتابک) او به "اروپا" رفت و در "پاریس" اقامت کرد و 2 سال بعد به "ایران" بازگشت و به جای "صمصام السلطنه" به مقام "ایلخانی بختیاری" رسید اما بعدا به نفع برادر بزرگترش "صمصام السلطنه" از سمت خود کنار رفت.اول آبان سال 1296 ه.ش سردار اسعد دوم در "تهران" درگذشت و از طرف دولت با تشریفات رسمی و احترام نظامی در حالی‌ که پیکر وی روی توپ حمل می ‌شد، تشییع گردید. ابتدا قرار بود در صحن کاخش در "جونقان" تدفین گردد اما بنا به دلایل سیاسی پیکر وی به "اصفهان" منتقل گردید و در مقبره خانوادگی، در "تخت فولاد"، به خاک سپرده شد. 
علیقلی خان ایلخانی بختیاری (سردار اسعد دوم) پسر سوم و چهارمین فرزند "حسین قلی خان ایلخانی بختیاری" از تیره "هفت لنگ بختیاری" و نوه دختری "نجف خان" بود. "حسین ‌قلی ‌خان"، به ‌مدت 30 سال، حاکم بدون منازع ایل بختیاری بود. (کسی که این منصب را در ایل بختیاری برعهده داشت، ایلخان نامیده می ‌شد.) علیقلی خان به مناسبت هوش و ذکاوت فطری، بیش از سایر فرزندان مورد توجه "ایلخانی" قرار گرفت و نسبت به برادران خود برتری داشت.  ازدواج و فرزندانسال 1255 ه.ش، علیقلی ‌خان با "بی ‌بی مهرجان" دختر یکی از بزرگان بختیاری، ازدواج کرد. نخستین فرزند او در سال 1258 ه.ش به دنیا آمد و از طرف "حسین‌ قلی ‌خان" به نام "جعفر قلی ‌خان" نامگذاری شد که بعدها "سردار بهادر" و پس از درگذشت علیقلی ‌خان، به "سردار اسعد سوم" ملقب شد. 
علیقلی ‌خان پس از گذراندن دوران طفولیت، در اوایل جوانی به تحصیل مشغول شد. وی پس از آموختن زبان عربی به تحصیل علوم خارجی، از جمله زبان "فرانسه" پرداخت. "حسین ‌قلی‌ خان"، معلمی برای تعلیم وی در نظر گرفت. او در اندک زمان، زبان فارسی و خط تحریر را آموخت و پس از آن به فراگیری مقدمات ‌عربی و ادبی از صرف و نحو، منطق، بدیع، بیان و امثله‌ عرب، مشغول شد.علیقلی خان در مطالعه تاریخ نیز رنج فراوان برد و با تاریخ "ایران و اروپا" آشنایی و مهارت زیادی یافت. با اینکه در آن زمان در میان بختیاری ها کسب دانش های جدید مرسوم نبود اما سردار اسعد به تحصیل علوم جدید پرداخت و در آن نیز مهارت پیدا کرد، همانطور که در تک سواری و تیراندازی که معمول زندگی ایلیاتی بود، سرآمد بود. 
سال 1259 ه.ش، علی‌قلی ‌خان به همراه پدرش "ایلخانی" و "اسفندیار خان" برادر بزرگش، به "تهران" احضار شدند و به دیدن "ناصرالدین شاه" رفتند. در این ملاقات تصمیماتی اتخاذ شد، از جمله اینکه این 2 برادر با 100 سوار بختیاری عضو کشیک خانه سلطنتی شدند ولی اقدامات "اسفندیار خان" و علیقلی خان در" تهران" طولانی شد، در این راستا به تقاضای "مسعود ميرزا"  پسر "ناصرالدين شاه" ملقب به "ظل ‌السلطان" (حکمران اصفهان)، شاه موافقت کرد که 2 برادر به "اصفهان" برگردند. برای "ظل‌ السلطان" تحمل قدرت "ایلخانی" خطرناک بود، هم چنین "فرهاد میرزا معتمد الدوله" که بر اثر دسایس "ظل ‌السلطان" از حکومت "فارس" بر کنار شده بود، ذهن شاه را نسبت به "ظل ‌السلطان" مشوش نمود و برای خراب کردن "ظل ‌السلطان" و از بین بردن قدرت "ایلخانی"، امکان طغیان او را مطرح کرد، به همین مناسبت "ظل ‌السلطان" به "تهران" احضار شد و دستور قتل "ایلخانی" را از "ناصرالدین شاه" گرفت و به "اصفهان" بازگشت. 22 خرداد سال 1261 ه.ش "ظل ‌السلطان"، "حسین ‌قلی ‌خان" و 2 پسرش را برای شرکت در یک رژه نظامی دعوت کرد. پس از مراسم، در "چهل ‌ستون" از آن‌ ها پذیرایی شد. در این پذیرایی، یک فنجان قهوه آمیخته با زهر، به "حسین قلی خان" داده شد، سپس وی را روانه زندان ساختند. او پس از 2 روز، در زندان درگذشت و "اسفندیار خان و علیقلی ‌خان" نیز، به دستور "ظل ‌السلطان" به زندان افتادند. علی‌قلی ‌خان، یک سال در زندان "ظل ‌السلطان" به سر برد و خانواده آن‌ ها تا زمان به قدرت رسیدن "اتابک" (صدراعظم)، در انزوا به سر بردند اما با به قدرت رسیدن "اتابک"، برادرش "اسفندیارخان سردار اسعد اول"، ایلخانی بختیاری و خودش فرمانده سواران بختیاری در "تهران" شد ولی حقیقت این بود که شاه برای جلوگیری از طغیان سران "ایلخانی"، علی‌قلی ‌خان را به عنوان گروگان در "تهران" نگاه داشت. در این دوران، وی با اوضاع سیاسی و اجتماعی "تهران" آشنا شد، رجال و افراد موثر را شناخت و با بعضی از ماموران سیاسی، از جمله چند تن از دیپلمات ‌های "انگلیسی" آشنا شد. 
سال 1272 ه.ش، علیقلی خان از طرف "شاه قاجار" به منصب، نشان و حمایل امیر تومانی نائل گردید. وی پس از قتل "ناصرالدین شاه"، مامور نظم "تهران" شد و در زمان "مظفرالدین شاه" نیز، فرمانده سواران بختیاری، با لقب سرتیپی باقی ماند. در سال 1275 ه.ش، 1000 تومان مقرری به پاس وفاداریش به دولت، برای او تعیین شد. وی هم چنین مدتی به عنوان ایلخانی بختیاری، از جانب "مظفرالدین شاه" انتخاب شد اما در این سمت، با رقابت شدید برادرش "نجف ‌قلی‌ خان صمصام ‌السلطنه" که از او بزرگتر بود و طبق پیمان ‌نامه ‌های سران ایل، حق ایلخانی گری از آن او بود، مواجه شد و کنار گرفت. وی پس از عزل "اتابک"، دیگر به گارد سلطنتی مراجعه نکرد و بیشتر اوقات خود را در منطقه "بختیاری" گذرانید. 
علیقلی خان در سال 1279 ه.ش، ابتدا به کشور "هندوستان" رفت و پس از مدت کوتاهی "هند" را به مقصد کشور "مصر" ترک کرد. اقامت وی در "مصر" نیز کوتاه بود و پس از چند هفته، از "مصر" به شهر "مکه" رفت و سپس عازم شهر پاریس فرانسه شد. سردار اسعد دوم، 2 سال در پایتخت‌ ها و شهرهای مهم "اروپا" زندگی کرد و در "پاریس"، به عضویت "فراماسونری" درآمد. 
در تاریخ سیاسی "ایران" از اواسط دوران "قاجار" به بعد یک سری در تمام مقاطع حساس نقشی اساسی ایفا کردند، نقشی که غالبا در برابر روحانیت اصیل شیعی قرار داشت و کنش گری در جهت منافع دولت های استعماری وقت به ویژه "انگلستان" بود؛ تشکیلاتی که به "فراماسونری" موسوم بود. اولین "لژ ماسونی" که از کشور "فرانسه" به کشور "ایران" آمد و توانست نقشی حیاتی در جهت خواست غرب ایفا کند، "لژ بیداری" بود؛ لژی که بسیاری از چهره های جناح "لیبرال و سکولار مشروطه" در آن عضو بودند و این اقدامات ایشان سبب شکست نهضت آزادی خواهانه ملت "ایران" و سر برآوردن دیکتاتوری "رضاخانی" از میان آن شد. علیقلی خان یکی از این موثرین مشروطه بود که توانست در "لژ بیداری" عضو شود و ترقی یابد؛ وی در این زمینه اذعان می کند که به "فراماسونری پاریس" دعوت شد و عضویت بهم رسانید. "اسماعیل رائین" در کتاب خود که به نوعی "دایره المعارف فراماسونری ایران" است درباره "لژ بیداری" چنین نوشت: «در اواخر سلطنت مظفرالدین شاه ایرانیانی که به فرانسه و بلژیک مسافرت کرده و در آنجا وارد فراماسونری شده بودند، به ایران که بازگشتند این فرقه را در تهران تاسیس نموده و به قول ادیب الممالک فراهانی آن را "لژ بیداری ایران" نامیدند ... میرزا سعید خان وزیر امور خارجه، میرزا سید محمد طباطبایی سنگلجی، میرزا ابوتراب خان نظم الدوله، علی خان ظهیرالدوله، شیخ هادی نجم آبادی، دبیر الملک شیرازی، علی قلی خان سردار اسعد، مسعود میرزای ظل السلطان و... موسسین لژ بیداری بودند.» "رائین" هم چنین تاکید می کند که اسامی، علیقلی خان سردار اسعد، "خسرو خان سردار ظفر و جعفر قلی خان سردار بهادر بختیاری [سردار اسعد سوم]" در 4 لیست اسامی "اعضاء لژ بیداری ایران" که تاکنون به دست آمده، درج شده است و هر 3 نفر موفق به اخذ دیپلم "ماسونی" نیز شده بودند. حضور سردار اسعد بختیاری در تشکیلات "فراماسونری" و ارتباط وثیق او با دولت های خارجی از جمله مسائل مهم تاریخی است که کسی آن را تکذیب نکرد. 
سال 1281 ه.ش، علیقلی ‌خان به "تهران" بازگشت و در سال 1282 ه.ش که "اسفندیار خان" برادر بزرگترش درگذشت، راهی منطقه "بختیاری" شد و بین خانواده "ایلخانی" یعنی برادران خود "صمصام‌ السلطنه و خسرو خان سردار ظفر" و خانواده "حاجی ایلخانی" که عموزاده‌ هایش (فرزندان امام قلی خان حاجی ایلخانی) "لطف ‌علی ‌خان امیر مفخم، نصیر خان سردار جنگ، سلطان محمد خان سردار اشجع و غلامحسین خان سالار محتشم" صلح و آشتی برقرار کرد. علیقلی خان سپس در سال 1283 ه.ش، به پیشنهاد "عین ‌الدوله" از طرف "مظفرالدین شاه"، لقب "سردار اسعد دوم" گرفت و نشان حمایل (نشان درجه یک) به وی داده شد او هم چنین مامور نظم "لرستان" گردید. 
ساخت قلعه جونقان سردار اسعد، در شهر "جونقان" کاخ بسیار زیبایی را به نام "قلعه جونقان" بنا نهاد. "قلعه جونقان"، به سبک ایرانی و با تزئینات فرنگی ساخته شد. وی به مردم شجاع و سلحشور "جونقان" بسیار علاقه داشت. 34 نفر از سرداران سپاه او از مردم "جونقان" بودند. کتیبه سردار اسعد این کتیبه، به دستور علیقلی‌ خان سردار اسعد، در سال 1284 ه.ش نوشته شد که شجره‌ نامه او و ریاست اجدادش بر ایل بختیاری را بیان می ‌کند. محل این کتیبه در 5 کیلومتری جنوب شهرستان "فارسان" معروف به "پیرغار" می ‌باشد. در پایین این کتیبه، این جمله افزوده شده ‌است: «در تاریخ هفتم محرم سال 1336 هجری قمری مطابق اول میزان، مرحوم سردار اسعد در طهران به رحمت ایزدی پیوست…» 
پس از افتتاح مجلس اول شورای اسلامی در 14 مهر سال 1285 ه.ش، علیقلی خان برای معالجه چشم خود، بار دیگر به "اروپا" سفر کرد و در شهر "پاریس" اقامت گزید. پس از مداوای چشم، شروع به مطالعه و ترجمه کتب "فرانسه و انگلیسی" نمود. وی در 3 تیر سال 1287 ه.ش که مجلس را بمباران کردند و تعدادی از رجال و آزادی خواهان راهی زندان شدند، در "پاریس" بود. "سردار اسعد" همکاری خود با مجامع آزادی‌ خواهی را، از سال 1283 ه.ش آغاز کرد. 6 خرداد همان سال، جلسه ‌ای از رجال آزادی ‌خواه، در باغ شخصی "سلیمان ‌خان میکده" و به رهبری او برگزار شد. "ملک ‌زاده" (پزشک و مورخ ایرانی و یکی از سیاستمداران دوره پهلوی) این مجمع را؛ هسته اصلی انقلاب مشروطیت "ایران" می‌ داند. سردار اسعد همکاری خود، با آزادی ‌خواهان را پس از بمباران مجلس شورای ملی و در سال 1287 ه.ش به طور آشکار، آغاز کرد. در این سال، با تجمع مشروطه‌ خواهان و رجال مخالف "محمدعلی ‌شاه" در "اروپا"، علیقلی ‌خان نیز به جرگه آنان پیوست. "ملک زاده" در این ‌باره نوشت: «ایرانیان مهاجر مقیم اروپا، سردار اسعد را تشویق به رفتن ایران و قیام بر علیه محمدعلی شاه نمودند. چند نفر از آن‌ ها، من‌ جمله شکرالله ‌خان معتمد خاقان که بعدها لقب قوام ‌الدوله یافت، به اتفاق سردار اسعد به ایران مراجعت کرد و به اصفهان رفت و در سفر جنگی از اصفهان به تهران، با او همراه بود.» "مخبر السلطنه هدایت" (از رجال عصر قاجار و پهلوی) که در این موقع در "اروپا" بود، می ‌نویسد: «شاخص میان ایرانیان، علیقلی ‌خان سردار اسعد است. گاهی به منزل او می ‌روم … غالبا اشخاص، سر سفره او حاضر می ‌شوند. عصر به کافه دولاپه، جنب اپرا می‌ رود، باز، جمعی دور او را گرفته‌ اند …» "مخبر السلطنه" سپس نوشت که از او خواسته ‌است تا به "ایران" برود و رهبری نهضت را به عهده بگیرد اما او گله می ‌کند که تنها است! مخبر السلطنه می ‌گوید؛ کار را یک نفر می‌ کند. این تشویق‌ های ایرانیان، باعث حرکت سردار اسعد می ‌شود. البته اقدام موفقیت آمیز بختیاری‌ ها، در فتح "اصفهان" نیز به او امیدواری بیشتری داد. 
هم پیمان شدن با خوانین قشقایی و شیوخ اعراب 16 اردیبهشت سال 1288 ه.ش، سردار اسعد وارد "ایران" شد. وی در ابتدا با "شیخ خزعل"، شیخ قدرتمند اعراب "خوزستان" ملاقات کرد و با او متحد شد. سپس وارد منطقه "بختیاری" شد و متعاقب آن، با خوانین قشقایی سوگند نامه ‌ای را امضا کرد. هم پیمان شدن با خوانین و شیوخ، بسیار حیاتی بود زیرا او برای حرکت به سمت "تهران" می ‌بایست، از پشت سر مطمئن باشد! اتحاد با رقبای خانوادگی سردار اسعد پس از عقد قرارداد با روسای ایلات مذکور، درصدد اتحاد با رقبای خانوادگی خود برآمد. خانواده "حاجی ایلخانی"، مشکل اصلی او محسوب می‌ شدند. "لطفعلی خان امیر مفخم"، برای مقابله با تهاجم بختیاری ‌ها به "تهران"، در "قم" موضع گرفت. برادر او "نصیر خان سردار جنگ"، از محاصره "تبریز" دست برداشت، برای پیوستن به "امیر مفخم"، راهی "قم" بود و برادر دیگر، "سلطان محمد خان سردار اشجع"، به ‌همراه "خسرو خان سردار ظفر"(برادر سردار اسعد) برای جمع‌ آوری نیرو، به سمت منطقه "بختیاری" در حرکت بود. تنها "غلامحسین خان سالار محتشم"، به عنوان ایل بیگی بختیاری، در "خوزستان" به سر می‌ برد. وی بر خلاف برادرانش که در ضدیت کامل با سردار اسعد به سر می ‌بردند، زمینه‌ های اتحاد، بین "سردار محتشم و سردار اسعد" را فراهم کرد. عزیمت به تهران سردار اسعد با همراهی خوانین بختیاری، سپاهی قریب به 700 نفر جمع آوری و راهی "تهران" شد. قبل از حرکت، طی نامه ‌ای به "شیخ ‌السفرا"، وزیر "مختار اتریش"، هدف از حرکت خود را تشریح کرد و از دولت‌ های قدرتمند خواست تا از مداخله نظامی در "ایران"، خودداری کنند. پس از حرکت سردار اسعد، "جعفر قلی‌ خان سردار بهادر و غلام حسین خان سالار محتشم" با سپاهی برای پیوستن به سردار اسعد راهی "تهران" شدند و "سلطان محمد خان سردار اشجع با سردار ظفر" به رسم ایلی هم پیمان شدند. سردار اسعد در حرکت خود به سمت "تهران"، مشکل اصلی خود را برخورد با نیروهای بختیاری، به فرماندهی "امیر مفخم بختیاری" می‌ دانست و تلاش زیادی نمود تا با آن‌ ها درگیر نشود. برای این مقصود، نامه ‌هایی به او نوشت. متن یکی از نامه ‌های سردار اسعد، به "امیر مفخم" به شرح زیر است: «اگر می ‌خواهی به شاه وفادار بمانی، می ‌توانی با نیروهای دیگر درگیر شوی! زیرا درگیری با نیروهای بختیاری، ایل را به خاک و خون می ‌کشاند…» سپس نیروهای بختیاری به فرماندهی سردار اسعد، از جنوب و نیروهای مجاهدین، از شمال راهی "تهران" گردیدند و با هماهنگی‌ هایی که با هم داشتند، در "بادامک" بهم رسیدند و در 22 تیر سال 1288 ه.ش وارد "تهران" شدند. خبرنگار "تایمز" در این باره نوشت: «حرکت ناگهانی آنان بسی زیرکانه و به ‌نحو درخشانی انجامید، بدون انداختن تیری توانستند رخنه به شهر نمایند … پس از درگیری ‌های پراکنده، شهر به تصرف مجاهدین درآمد و در روز جمعه 25 تیر سال 1288 (16 جولای 1909 میلادی) داستان جنگ پایان یافت و در ساعت 8:30 صبح، شاه با 500 تن از سربازان و بستگان و سران و مرتجعین، به سفارت روس در زرگنده پناهنده شد.» 
25 تیر سال 1288 ه.ش، ساعت 4 بعد از ظهر در "بهارستان" مجلس مهمی به‌ نام "مجلس فوق ‌العاده عالی" با حضور روسای دوره اول مجلس شورای ملی و سرداران قشون ملی و عده‌ ای از تجار و وزراء و شاهزادگان، تشکیل شد. در همین مجلس، به اتفاق آراء سردار اسعد دوم به سمت وزیر داخله منصوب گردید. در این مجلس هم چنین به اتفاق آراء، "محمدعلی‌ شاه" از سلطنت خلع و سلطنت به پسرش "احمد میرزا" واگذار شد و چون "احمد میرزا" بیش از 12 سال نداشت، "علی رضا خان قاجار"، ملقب به "عضدالملک" به سمت نیابت سلطنت تعیین شد. 
در کابینه ‌ای که در 9 اردیبهشت سال 1289 ه.ش تشکیل گردید، علیقلی خان سردار اسعد به مقام وزارت جنگ منصوب شد که با استعفای "سپهدار تنکابنی"، "مستوفی الممالک" رئیس الوزراء شد و سرانجام دوره اول زمامداری "سپهدار تنکابنی" که از فتح "تهران" در 25 تیر سال 1288 ه.ش آغاز شده بود، پس از گذشت یک سال به پایان رسید. در این ایام، "عضدالملک نایب السلطنه"، به علت مریضی و کهولت سن، درگذشت. سپس احزاب شروع به فعالیت نمودند. با سقوط کابینه "مستوفی‌الممالک"، "سپهدار تنکابنی" برای بار دوم، تشکیل کابینه داد. با روی کار آمدن مجدد "سپهدار" و به علت مشکلاتی که در کابینه اول و در پی استعفای وی بوجود آمده بود، سردار اسعد از مجلس 3 ماه مرخصی خواست و راه "اروپا" را در پیش گرفت. در این دوران، "محمدعلی ‌شاه" مخلوع که قریب به 2 سال در شهر اودسا اوکراین بود، تصمیم به مراجعت نمود. حاج علیقلی‌ خان سردار اسعد که در آن ایام در "پاریس" زندگی می ‌کرد، اولین کسی بود که دولت "ایران" را از سوء نیت "محمدعلی ‌شاه" آگاه ساخت و با تلگراف رمز به "صمصام ‌السلطنه" که ریاست بختیاری‌ ها را برعهده داشت، توصیه کرد برای حفظ مشروطیت و آزادی ملت "ایران" از هیچ گونه فداکاری خودداری نکنند. در ایامی که علیقلی‌ خان، در "پاریس" اقامت داشت، تلگراف ‌های متعددی از طرف مجلس شورای ملی و "ناصرالملک"؛ نایب‌السلطنه به وی رسید. سردار اسعد قریب یک سال در "اروپا" بود، مجلس مکررا او را برای بازگشت به "ایران" دعوت می کرد ولی او تا تیر سال 1291 ه.ش در "اروپا" ماند. در این هنگام "ناصرالملک" تصمیم مسافرت خود به "اروپا" را، به اطلاع سردار اسعد رساند، او را برای نظارت در امر حکومت به "تهران" دعوت کرد. سپس وی به "تهران" بازگشت و "ناصرالملک" راه "اروپا" را در پیش گرفت. سردار اسعد، نیابت سلطنت را چندی زیر نظر داشت و خانه ‌اش محل مراجعات مردم بود و تلاش نمود، افراد مسلح بختیاری را به نظم وادار کند و "صمصام‌ السلطنه" را در کارهای کشورداری راهنمایی نماید. 
علیقلی ‌خان که از خوانین فرهنگ دوست بختیاری بود، چندین بار به "اروپا" سفر کرد و به تکمیل زبان "فرانسه" خود پرداخت و اقدام به ترجمه چندین کتاب نمود. از جمله ترجمه های سردار اسعد بختیاری، می ‌توان به کتب زیر اشاره کرد: -بولینا، غاده البریتانی -پل و ورژینی -تاریخ حمیدی، سلطان‌ عبدالحمید عثمانی -دختر فرعون -روکامبول -شرح حال هانری سوم -عشاق پاریس -مادموازل مارگریت -هرمس مصری -سفرنامه‏ های برادران شرلی -عهدنامه‏ حضرت امیر -تاریخ بختیاری 
اول آبان سال 1296 ه.ش، علیقلی ‌خان سردار اسعد در شهر "تهران"، درگذشت و از طرف دولت، با تشریفات رسمی و احترام نظامی، در حالی ‌که جسد وی، روی توپ حمل می‌ شد، تشییع گردید. سپس پیکر وی، به "اصفهان" منتقل شد و در مقبره خانوادگی در "تخت فولاد اصفهان" به‌ خاک سپرده‌ شد. 
سردار اسعد در بین خوانین "بختیاری"، امتیازات ویژه‌ ای داشت. در تاریخ ‌های "بختیاری" که شرح اختلافات و درگیری ‌های داخلی را نگاشته ‌اند، بندرت از او در دسته بندی‌ های خانوادگی یاد شده ‌است. سردار اسعد را می ‌توان محور اتحاد در ایل بختیاری دانست. "خسرو خان سردار ظفر" فرزند "حسین ‌قلی خان ایلخانی" از سران ایل بختیاری نوشت: «حاج علی ‌قلی ‌خان، هیچ وقت مایل به جنگ نبود… خاصه، جنگ ما بین بنی ‌اعمام و برادران. وی در امور سیاسی نیز فردی توانا بود. او این امتیاز را، با حضور گسترده ‌اش در دستگاه دولتی، از زمان ناصرالدین شاه کسب کرده بود.» سردار اسعد، در آثار مربوط به رجال معاصر، دارای سیمای مثبت و روشنی است. "ابوالقاسم عارف قزوینی" (شاعر و تصنیف ‌ساز ایرانی) او را دارای اخلاق حسنه دانست و درباره وی گفت: «من آن مرحوم را خوب می ‌شناسم و در تمام مدت اقامت او در پاریس، هـفته‌ ای دو، سه مرتبه او را می ‌دیدم و غالبا صحبت ما، از تاریخ بود؛ زیرا که او به تاریخ بسیار عـلاقه داشت.» "قزوینی" در این باره، اشاره به تالیف "تاریخ بختیاری" به دستور او و ترجمه کتاب ‌های زیادی از زبان‌ های خارجه به زبان فارسی دارد. از آن جمله "سفرنامه شرلی تاورنیه" و نیز مجلات و کتب "آبی انگلیسی" را می‌ توان نام برد. "ملک‌ زاده" نوشت: «حاج علی‌ قلی ‌خان سرداراسعد که از خوانین روشنفکر بختیاری بود، دبستانی برای فرزندان ایل تاسیس کرد و معلمینی از تهران برای تدریس اجیر نمود و نظارت آن مدرسه را به شیخ‌ علی ناظم که از مردان روشنفکر بود، سپرد.» وی می ‌افزاید؛ به دستور او تعدادی از دانش ‌آموزان این مدرسه، به خارج اعزام شدند. "احمد کسروی" (تاریخ‌ نگار، زبان‌ شناس، پژوهشگر، حقوقدان و اندیشمند ایرانی) نیز، او را مردی دانش دوست و آگاه دل نامیده ‌است و "یحیی دولت آبادی" نام او را جزء اولین مجلسی که از افراد علم دوست، در رجب سال 1315 ه.ق (آذر سال 1276) تشکیل شد، می ‌آورد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۴:۱۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۴:۲۲

علیقلی خان سردار اسعد بختیاری

خلاصه زندگی نامه

 علیقلی خان ایلخانی بختیاری، از سران روشنفکر و تحصیلکرده مشروطه ‌خواه ایل بختیاری و فرمانده فاتحین "تهران" در جریان انقلاب مشروطه در "ایران" بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع