سید علیرضا مرندی در سال 1318، در اصفهان به دنیا آمد. پدرش از کارمندان استانداری اصفهان و از شخصیت‏های مبارز علیه رژیم شاه بود. دکتر علیرضا مرندی متأهل و دارای سه فرزند می‌باشد. سید محمد مرندی فرزند ارشد دکتر مرندی است.  
وی دوره ابتدایی و متوسطه را در اصفهان گذراند و در سال 1336 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران شد. دکتر مرندی در سال 1343 در رشته پزشکی فارغ‌التحصیل شد و در خلال دوره دانشگاه 6 ماه زندانی سیاسی بود. او در بین سال‌های 1345 تا 1350 دوره تخصصی کودکان را در دانشکده پزشکی ویرجینیای آمریکا گذراند و در سال 1350 برد تخصصی اطفال را دریافت کرد. وی در سال 1356 برد فوق تخصص نوزادان را دریافت کرد.دکتر مرندی درباره اعزام به آمریکا و تحصیل در این کشور می‌گوید: «موقعیت تحصیل در رشته پزشکی در آن زمان فقط در ایران و ایالات‌متحده ممکن بود و راهی به جز این دو انتخاب برای دانشجویان رشته پزشکی وجود نداشت. پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه تهران مرحوم دکتر قریب پیشنهاد دستیاری خود را که نهایت آرزوی بنده بود به من دادند اما در آن زمان دستیاری درآمدی نداشت و وضعیت مالی من به گونه‌ای بود که بدهکاری زیادی به مردم داشتم. در نهایت پیشنهاد دکتر قریب را رد کردم و ایشان به من توصیه کردند که برای ادامه تحصیل به آمریکا بروم اما نکته قابل تأمل این است به خاطر شرایط سیاسی امکان تحصیل در ایران برای من بسیار سخت بود.» 
دکتر مرندی ابتدا استادیار و سپس دانشیار دانشگاه رایت - استیت آمریکا بود و تا سال 1358 رئیس بخش کودکان و همزمان رئیس بخش نوزادان بیمارستان دانشگاهی میامی ولی بود. وی استاد دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی است. 
برخی از مسئولیت‌های دکتر مرندی در آمریکا و ایران عبارتند: عضو کمیته کنترل عفونت بیمارستان میامی ولی دانشگاه رایت - استیت آمریکا عضو نظام پزشکی ایالت اوهایو - آمریکا عضو Executive Board بیمارستان میامی ولی آمریکا رئیس کمیته مرگ‌ومیر مادران و نوزادان بیمارستان «میامی ولی» (دانشگاه رایت استیت) آمریکا عضو آکادمی طب کودکان آمریکا عضو قسمت پری نتال آکادمی کودکان آمریکا عضو مؤسس و مسئول انجمن اسلامی پزشکان ایرانی مقیم آمریکا و کانادا دانشیار دانشگاه شهید بهشتی - 1358 رئیس ستاد برنامه‌ریزی سیاست دارویی کشور - وزارت بهداری (سابق) - 1358 عضو شاخه پزشکی ستاد انقلاب فرهنگی - 1359 قائم‌مقام معاون آموزشی و پژوهشی وزارت بهداری (سابق) بهمن 1358 تا اردیبهشت 1359 معاون آموزشی و پژوهشی وزارت بهداری (سابق) اردیبهشت 1359 تا مرداد 1359 معاون امور درمان وزارت بهداری (سابق) مرداد 1359 تا بهمن 1359 عضو گروه پزشکی ستاد انقلاب فرهنگی - 1360 قائم‌مقام وزیر و عضو ستاد هماهنگی، نظارت بر گسترش و ایجاد شبکه بهداشتی - درمانی کشور -1361 عضو شورای برنامه‌ریزی بهداشت و درمان و نیروی انسانی پزشکی - وزارت بهداری (سابق) - 1361 معاون امور بهداشتی وزارت بهداری (سابق) بهمن 1361 تا مرداد 1363 وزیر بهداری (سابق) مرداد 1363 تا شهریور 1364 وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از شهریور 1364 تا شهریور 1368 معاون بهداشت و درمان ستاد فرماندهی کل قوا 1367 تا 1368 عضو ستاد فرماندهی کل قوا و معاون بهداشت و درمان ستاد فرماندهی کل قوا -1368-1367 درجه استادی 1368 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از 1364 تا شهریور 1368 مشاور وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از شهریور 1368 تا 1371 وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مرداد 1372 تا مرداد 1376 عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی از مرداد 1372 تا مرداد 1376 عضو هیئت نظارت و ارزیابی فرهنگی و علمی (شورای عالی انقلاب فرهنگی) عضو کمیسیون بهداشت مجلس -  1387 عضو فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران رییس فرهنگستان علوم پزشکی – 1389 
مرندی در مورد مبارزاتش علیه رژیم پهلوی می‏گوید: « پدرم کارمند استانداری اصفهان و از شخصیت‌های مبارز علیه رژیم شاه بود که به این واسطه با تبعیت از راه پدرم خصوصاً در دوران دانش‌آموزی علیه حکومت پهلوی فعالیت می‌کردم اما آغاز دوران فعالیت و تلاش مختصر انقلابی من با قبولی در رشته پزشکی در دانشگاه تهران شروع شد. در سال‌های بعد از کودتای 28‌ مرداد 1332 امکان فعالیت سیاسی زیادی در دانشگاه وجود نداشت اما دانشجویان آزادیخواه و فعال با حضور در میتینگ‌های حزبی و تظاهرات‌هایی که جبهه ملی و نهضت آزادی و دیگر احزاب علیه حاکمان زور ترتیب می‌دادند اعتراض خود را به وضع موجود اعلام می‌کردند من در حالی که عضو رسمی تشکل‌های فعال علیه رژیم پهلوی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی نبودم اما به طور مستمر در جلسات و برنامه‌های عمومی این تشکل‌ها شرکت می‌کردم. همزمان با آغاز مبارزات علنی حضرت امام (ره) علیه حکومت پهلوی در خرداد 42 اقدام به توزیع اطلاعیه و متن سخنرانی حضرت امام کردم با همراهی تعدادی از دانشجویان با دعوت از نیروهای مبارز انقلابی مانند شهید مطهری، مرحوم راشد و مهندس بازرگان مراسم‌های مذهبی و کلاس اخلاق اسلامی با دید مبارزاتی در کوی دانشگاه برگزار می‌کردیم.»   دستگیری همزمان با حادثه 15خرداد 42 «همزمان با حادثه 15 خرداد 42 ساواک به این جلسات حساس شد و با حمله به کوی دانشگاه براساس لیست قبلی 30 نفر از دانشجویان از جمله من را دستگیر و به پادگان جمشیدیه منتقل کردند. در طول دوران بازداشت با کمترین امکانات بهداشتی و رفاهی زندگی می‌کردیم و با دستگیر شدن افراد جدید و انتقال آنها به آسایشگاه در پادگان فوق فضای زندگی سخت‌تر می‌شد بعد از 70 روز مقاومت حکم آزادی ما صادر و توانستم با شرکت در امتحانات جبرانی دانشگاه در شهریورماه، سال ششم دانشگاه را به پایان برسانم.»   خدمت در سپاه بهداشت  و عدم تملق گویی از شاه مرندی بعد از سپری کردن دوران بازداشت برای دوره انتری به سپاه بهداشت معرفی شده و به یکی از روستاهای شهرستان گلپایگان اعزام می شود. وی در باره این دوره از زندگی خود نیز می گوید: «در جلسه معارفه که با حضور فرماندار گلپایگان برگزار شد، سخنران خطاب به من گفت: «شما افتخار دارید که لباس ارتش شاهنشاهی را بر تن کردید» در پاسخ به آن فرد تأکید کردم من هیچ‌گاه چنین افتخاری نمی‌کنم. به خاطر اعلام این مواضع من را توبیخ و مؤاخذه کردند تا آخر خدمت همیشه تمام مسائل تحت‌الشعاع این جریان بود که نمونه آن روز افتتاح پروژه ساخت مدرسه بود که فرماندار گلپایگان با سپردن کلنگ، گفت: به نام شاهنشاه آریامهر کار را شروع کن، که برخلاف نظر آن شخص با صدای بلند به نام پروردگار کلنگ زدم که به همین دلیل مورد بازخواست قرار گرفتم. در کل کار خارق‌العاده‌ای نمی‌کردیم اما با عدم تملق‌گویی از شاه موجب آزرده‌خاطر شدن مسئولین محلی و افسران ژاندارمری منطقه می‌شدیم در مقابل هر گونه تلاشی که برای آگاهی مردم از جنایت‌های رژیم ستمشاهی انجام می‌دادیم این افراد ما را مورد بازخواست قرار می‌دادند.»   سیلی به گوش ژاندارم، شکایت و خروج از کشور برای تحصیل در آمریکا «در اواخر خدمت در سپاه بهداشت خبر رسید که یکی از نیروهای ژاندارمری قصد تجاوز به خانم‌های روستا را داشته است من سراسیمه به ژاندارمری رفتم و سیلی محکمی بر صورت ژاندارم فوق زدم...متأسفانه با پرونده‌سازی و گزارش دروغ که ژاندارمری علیه من صادر کرد و با شکایتی که آن مأمور حکومتی از من انجام داد، دادگاهی در فرمانداری نظامی اصفهان تشکیل و بنده را محاکمه کردند و قرار شد یک هفته بعد حکم صادره دادگاه به من ابلاغ شود که خوشبختانه با دریافت بورسیه از دانشگاه‌های آمریکا به سرعت کارهای خروجی خود و خانواده‌ام را انجام دادم و همان روزی که حکم دادگاه به خانه پدری من در اصفهان ابلاغ شد به ایالات متحده برای ادامه تحصیل رفتم که آنها با تحت فشار قرار دادن و بازداشت پدرم به دنبال بازگشت من به ایران بودند که طبیعتاً این اتفاق انجام نشد.»   بازگشت به ایران مرندی در این دوره از زندگی خود به اتفاق دوستان، انجمن پزشکان ایرانی مقیم امریکا و کانادا را تأسیس کرده و به همراه دوستان اقدام به فعالیت انقلابی علیه رژیم پهلوی می کند.  با پیروزی انقلاب اسلامی و به رغم این که دکتر سامی وزیر بهداری وقت به وی می گوید به علت کمبود امکانات به ایران برنگردد دکتر مرندی در روز 13 آبان سال 1358 به کشور بر می گردد. وی در این زمینه می گوید: «بعد از پیروزی انقلاب دوستان از ایران پیام ارسال می‌کردند که در حال حاضر انقلاب اسلامی به شما احتیاج دارد. در آن زمان مرحوم دکتر سامی توصیه کردند به علت کمبود امکانات به ایران برنگردم. اما من قبل از فرمایش ایشان مدارک تحصیلی‌ام را به دانشگاه ملی (شهید بهشتی) و وزارت بهداری ارائه داده بودم که اگر نیاز به من بود به عنوان دانشیار بنده را استخدام کنند. بر این اساس در روز 13 آبان 1358 به ایران بازگشتم و بعد از مدتی وزیر بهداری وقت مرحوم زرگر پیشنهاد ریاست انجمن حمایت از کودکان را به من داد. اما من با ارائه این دلیل که با برد فوق تخصصی در رشته پزشکی نمی‌توانم کار اداری را انجام دهم از انجام این مسئولیت سرباز زدم. اما دکتر زرگر اشاره کرد که انقلاب اسلامی در اینجا به تو احتیاج دارد که بعد از آن ابتدا معاون آموزشی و پژوهشی وزارت بهداشت شدم و بعد از استعفای دکتر ولایتی معاونت درمان این وزارتخانه نصیب بنده شد. اما با شروع جنگ تحمیلی و فشارهای زیاد دچار عارضه قلبی شدم و به همین دلیل از خدمت در وزارت بهداری استعفا دادم.»  
مرندی بعد از دو سال فعالیت در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در بهمن سال 61 با اصرار دکتر منافی وزیر سابق بهداری به معاونت بهداشت وزارت بهداری منصوب می‏شود که بعد یک سال و نیم تلاش در این پست با عدم رأی اعتماد مجلس به دکتر منافی حکم سرپرستی این وزارت در سال 63 از سوی نخست‌ وزیر به خود وی ابلاغ می‏شود. موسوی مرندی را به عنوان وزیر پیشنهادی بهداری به مجلس معرفی کرد، اما وی در جلسه‌ای که با نخست‌ وزیر وقت داشت: «از هیچ نظری خود را شایسته این پست ندانست» و زمانی که موسوی به اعتراض‌های وی عکس‌العملی نشان نداد خدمت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رفته و این موضوع را به رئیس‌جمهور وقت منتقل می‏کند. با این وجود 2 روز بعد موسوی بدون توجه به درخواست‌های مکرر مرندی وی را به مجلس معرفی کرده و دکتر علیرضا مرندی به عنوان وزیر بهداری انتخاب می‏شود. 
دکتر علی‎رضا مرندی، در آخرین روزهای وزارتش، به دستور مسئولان کشور، نامه‌ای را از رییس‎جمهور وقت ایران برای صدام حسین برد؛ نامه‌ای که صدام را برای شرکت در اجلاس سران کشورهای اسلامی به ایران دعوت می‌کرد. هرچند رییس‎جمهور معدوم عراق، پایش به تهران باز نشد.مرندی در گفتگویی با هفته‌نامه پنجره در رابطه با این دیدار این‌گونه توضیح داد: در زمان وزارتم در دولت آقای هاشمی، یک بار به ژنو رفته بودیم، در آن سفر به یکی از همراهانم گفتم: «ازهرچه مسافرت خارجی است، خسته شدم. دیگر دلم نمی‌خواهد سفر بروم.» چند ثانیه‌ای تأمل کردم و گفتم البته غیر از عتبات. فقط کمی با آن همکارم درد دل کردم. هشت روز بعد تلکسی پیش من آوردند؛ نامه‌ای بود از وزیر بهداشت عراق که مرا به سفر به این کشور دعوت کرده بود. خودم هم نمی‌دانستم چرا مرا دعوت کر‌ده‌اند؛ گفتم لطف امام حسین (ع) است، دعای مرا پذیرفت. به مدیر روابط عمومی وزارتخانه گفتم: «چرا جواب نمی‌دهی؟ بنویس مرندی قبول کرده!» آن‎قدر ذوق و شوق دیدن عتبات را داشتم که اصلاً حواسم نبود باید از دولت اجازه بگیرم، برای هر سفری باید ابتدا اجازه می‌گرفتیم، عراق که به طریق اولی اجازه می‌خواست. فردای آن روز یادم افتاد که چه اشتباهی کردم. رفتم پیش دکتر ولایتی و گفتم: چنین دعوتی برای من آمده، اما نگفتم پاسخ مثبت داده‌‌ام. ولایتی گفت: عجب فرصت خوبی است، اما حتماً با آقای هاشمی مشورت کن. رفتم پیش آقای هاشمی، ایشان هم گفت: عجب فرصت خوبی است، اما بهتر است با حسن روحانی مشورت کنی، زنگ زدم به حسن روحانی که دبیر شورای امنیت ملی بود. او هم گفت: عجب فرصت خوبی است، ولی بهتر است با آقا مشورت کنی! قبل از آنکه با آقا صحبت کنم، آقای هاشمی گفت اگر آقا موافقت کرد و رفتی، حتماً درباره وضع 52 پاسداری که در هویزه اسیرشده بودند، صحبت کن. دوستان دیگر هم پیشنهادهایی دادند؛ خلاصه انگار قرار بود همه مسائل بعد از جنگ را من در این سفر حل کنم!رفتم خدمت آیت‌الله خامنه‌ای و گفتم: چنین ماجرایی پیش‌آمده. ایشان گفتند: «ببین آقای مرندی! هیچ کدام از این حرف‌هایی که آقای هاشمی گفته‌اند، عملی نمی‌شود. اما اگر در این چاه برای جمهوری اسلامی آبی نیست، برای تو نان هست. برو زیارت کن و برگرد. همسرت را هم ببر» آقای محمدی گلپایگانی به من گفت: آقای خامنه‌ای تو را خیلی دوست دارد، چون ایشان به‎ شدت مخالف هستند که وزیران با خانواده سفر خارجی بروند، حالا خودشان می‌گویند همسرت را هم ببر. 
دولت هاشمی رفسنجانی در کابینه پنجم با تغییراتی روبرو شد که یکی از این تغییرات مربوط به وزارت بهداشت بود و این بار نیز دکتر مرندی که برای همگان شناخته‌شده بود برای تصدی پست وزارت بهداشت معرفی شد. مرندی توانست بالاترین رأی را در این دوره اخذ کند که تاکنون این رکورد در اختیار خود وی است. در این دوره مرندی دوباره توجه خود به بهداشت را شروع کرد و برنامه‌های واکسیناسیون، با جدیت بیشتر دنبال شد و توانست نتایج بسیار ارزشمندی را برای کشور به بار آورد. مرندی در این دوره به خطر افزایش بیش از حد پزشکان عمومی که با افزایش ظرفیت در سال 66 ایجاد شده بود پی برد و در اولین گام لایحه کاهش ظرفیت دانشجوهای پزشکی را تقدیم مجلس کرد که با مخالفت چهره‌های مختلف مجلس مواجه شد، موضوعی که مرندی از آن به عنوان یکی از برخوردهای مجلس با خود یاد می‏کند. مرندی که در 8 سال پیش به دلیل افزایش ظرفیت رشته‌های پزشکی مورد شماتت و حمله دوستان خود واقع شده بود، این بار با حمله شدید عده‌ای دیگر از دوستان خود واقع شد که معتقد بودند مرندی به دنبال گرم و داغ نگه‌داشتن بازار پزشکی ایجاد انحصار در این رشته حساس است. با این وجود مرندی بیکار ننشست و به رایزنی‏های فشرده برای متقاعد کردن مجلس نشینان برای محدود کردن ظرفیت رشته‌های پزشکی دانشگاه‏ها ادامه داد.دور دوم صدارت مرندی در وزارت بهداشتدر طول دوره دوم صدارت مرندی بر وزارت بهداشت یکی از تصمیمات بسیار مهم در مورد تغییر روند اداره بیمارستان‌ها اخذ شد که به آن قانون اداره بیمارستان‌ها به شیوه خودگردانی گفته می‌شد که تا کنون جاری است. در این شیوه دولت تنها حقوق کارکنان و فضای فیزیکی و برخی از کمک‌های محدود را به بیمارستان‌ها پرداخت می‌نمود و این خود بیمارستان‌ها بودند که باید اضافه‌کار و حقوق پرسنل قراردادی و شرکتی و هزینه داروها و بهره‌وری اساتید و کارکنان را پرداخت می‏نمودند. مرندی در توضیح دلایل این اتفاق و دست زدن وزارت مطبوع وی به این کار به چند دلیل اشاره می‌کند: اول اینکه مقرر بود که تعرفه‌ها واقعی شوند. دوم اینکه قرار بود که بیمه همگانی در سرتاسر کشور و به سرعت شکل گیرد و پدیده درمان رایگان افراد فاقد بیمه از دوش بیمارستان‌ها برداشته شود. و سوم اینکه اصل موضوع که باید نظامی حساب‌شده بر دخل‌وخرج بیمارستان‌ها وجود داشته باشد را نمی‌توانستیم عقلا و منطقاً رد کنیم. هیچ‌کدام از این وعده‌ها عملی نشد و بیمارستان‌ها با مشکلات فراوانی مواجه شدند که ناشی از وظایفی بود که بر دوش آن‌ها گذاشته شد، مثل درمان رایگان افراد بی‌بضاعت ولی در عوض هرگز تعرفه‌ها واقعی نشد و این مسئله تاکنون ادامه داشته و باعث خسارات شدیدی برای بیمارستان‌های کشور شده است. اما در این دوره از فعالیت وزارت بهداشت چند کار اصولی و مهم در حوزه قانون‌گذاری کشور افتاده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: تصویب قانون پیام آوران بهداشت، قانون ترویج تغذیه با شیر مادر و حمایت از مادران در طول دوران شیردهی و نیز قانون بیمه همگانی که در آبان 83 به تصویب هیئت دولت رسید و نقطه عطفی در حوزه قانون‌گذاری سلامت کشور بود. البته در این دوره باز هم برخی از سیاست‌های اوایل انقلاب در تأمین نیروی انسانی تکرار شد که از جمله برای تأمین نیروهای متخصص خانم، وزارت بهداشت اقدام به گذراندن قانونی در مجلس نمود که بر اساس آن 25٪ از سهمیه‏های دوره تخصص در رشته‌های ارولوژی و جراحی اعصاب و نیز رادیولوژی و برخی دیگر از رشته‌ها به زنان اختصاص یافت.در دوره صدارت مرندی بر وزارت بهداشت  طرح‌های واکسیناسیون با حمایت زیاد دولت و حاکمیت و نیز با تشویق‌های نهاده‌های جهانی ادامه یافت، همین سیاست‏ها سبب شد که دولت جمهوری اسلامی به عنوان یکی از موفق‏ترین الگوهای جهانی در توجه به بهداشت عمومی و ریشه‌کنی بیماری‌های شناخته‌شده واگیر و نیز بیماری‌های اطفال شناخته شود. آخرین اقدام مرندی در دوره دوم فعالیت وی در وزارت بهداشت ارسال دوباره لایحه کاهش ظرفیت رشته پزشکی بود که با وجود آماده بودن فضای مجلس به دلیل عدم همراهی نماینده دولت بعدی در موافقت با این لایحه تنها با یک رأی کمتر نتوانست تصویب شود که این امر همواره اعتراض مرندی را به وزیر جانشین خود به همراه داشته است. 
مرندي، در يك مصاحبه اختصاصي، به تحليل وقايع بعد از انتخابات و صحبت‌هاي مقام معظم رهبري درباره عدم صلاحيت برخي افراد براي حضور در مناصب نظام پرداخت. مرندي در رابطه با اين سخنان رهبر معظم انقلاب که فرموده بودند «كساني كه حاضر نيستند قانون و راي مردم را قبول كنند، در واقع دارند خودشان را از يك كشتي نجات - كه نظام اسلامي است - بيرون مي‌اندازند و صلاحيت حضور در چارچوب نظام اسلامي را از دست مي دهند كه از دست داده‌اند.» گفت: صحبت هاي ايشان دقيقاً منطبق بر حق و حقيقت است. حتي من اعتقاد دارم ايشان بسيار ملايم برخورد كرده اند كه نشان از منش رحيمانه و پدرانه ايشان دارد. شما اگر به صحبت هاي رهبري از ابتداي اين حوادث اخير نگاه كنيد، مي بينيد كه ايشان چقدر پدرانه برخورد كردند ولي مشخص شد كه اين افرادي كه به اسم اعتراض به انتخابات، وارد ميدان شدند، فقط قصد مقابله با اصل نظام را داشته اند. اين مساله را مي توان از بيانيه ها و نامه هايي كه مي نويسند، فهميد.   موسوی و کروبی از ابتدا با ولایت فقیه مشکل داشتند  مرندي، در يك مصاحبه اختصاصي، به تحليل وقايع بعد از انتخابات و صحبت‌هاي مقام معظم رهبري درباره عدم صلاحيت برخي افراد براي حضور در مناصب نظام پرداخت. مرندي در رابطه با اين سخنان رهبر معظم انقلاب که فرموده بودند « كساني كه حاضر نيستند قانون و راي مردم را قبول كنند، در واقع دارند خودشان را از يك كشتي نجات - كه نظام اسلامي است - بيرون مي‌اندازند و صلاحيت حضور در چارچوب نظام اسلامي را از دست مي دهند كه از دست داده‌اند.»گفت: صحبت هاي ايشان دقيقاً منطبق بر حق و حقيقت است. حتي من اعتقاد دارم ايشان بسيار ملايم برخورد كرده اند كه نشان از منش رحيمانه و پدرانه ايشان دارد. شما اگر به صحبت هاي رهبري از ابتداي اين حوادث اخير نگاه كنيد، مي بينيد كه ايشان چقدر پدرانه برخورد كردند ولي مشخص شد كه اين افرادي كه به اسم اعتراض به انتخابات، وارد ميدان شدند، فقط قصد مقابله با اصل نظام را داشته اند. اين مساله را مي توان از بيانيه ها و نامه هايي كه مي نويسند، فهميد. وزير بهداشت دولت ميرحسين موسوي، درباره رابطه خود با او و نظري كه نسبت به او داشته است، گفت: من يك زماني شناخت درستي از اين افراد نداشتم. خيال مي كردم افراد مذهبي و انقلابي هستند. فكر مي كردم آدم هاي خوبي هستند. همان زمان هم برخي افراد مي گفتند كه اين آقايان با قانون اساسي و ولايت فقيه مشكل دارند ولي من قبول نمي كردم. حوادث اخير نشان داد كه حق با آن افراد بوده است. مشخص شد كه اين آقايان به طور كامل با كل نظام مشكل دارند. اينها يك عمر ذهنيت من را از بين بردند و متوجه شدم كه در مورد آنها اشتباه مي كردم. هر كس ديگري هم كه تفكري شبيه اين افراد دارد، بر طبق فرمايش صحيح و منطقي رهبر انقلاب، از نظام خارج است. وي به ميزان پايبندي اين افراد به اصل ولايت فقيه هم اشاره كرد و گفت: دائماً مي گويند كه ما ولايت فقيه را قبول داريم. اينكه درست نيست. بايد رسماً و صريحاً اعلام كنند كه ما حضرت آيت ‌الله خامنه‌اي را ولي فقيه مي دانيم. اصلاً اين چه منطق خنده داري است كه مي گويند ما ولايت فقيه را قبول داريم ولي ولي فقيه را بايد خودمان انتخاب كنيم؟! مگر ولايت فقيه دست آقايان است كه هر كس را دوست داشتند قبول كنند و هر كس را نخواستند، قبول نكنند. البته مشكل اين افراد اين نيست. مساله اينجاست كه اين افراد نه تنها "آقا" را قبول ندارند، بلكه خود اصل ولايت فقيه را هم قبول ندارند.   چرا از حضور در جمع مردم مي ترسند؟  مرندي همچنين با اشاره به برخي اظهارات سران اصلاحات مبني بر اينكه قانون را قبول دارند، گفت: خب آقايان بيايند با مردم صحبت كنند. اگر واقعاً فكر مي كنند كه اينطور نيست و اعمال و رفتارشان قانوني است، چرا مستقيم با مردم صحبت نمي كنند؟ چرا در پشت بيانيه و مصاحبه با روزنامه ها و تلويزيون هاي ضدانقلاب و ضد اسلام، پنهان شده اند؟ چرا آقايان مي ترسند كه در جمع مردم حاضر شوند؟ رفتارهاي موسوي و كروبي، "خودكشي سياسي" و "ديوانگي" است.  وزير بهداشت دولت سازندگي درباره دوگانگي و تغيير رفتار سران اصلاحات نسبت به مواضع قبلي‌شان، گفت: خود من شخصاً شاهد بودم كه اين آقايان سر ماجراي عزل آقاي منتظري، عكس‌هاي ايشان را پايين مي آوردند و كلي عليه او برنامه ايجاد مي كردند. حالا منتظري شده است مرجع عاليقدر آقايان! حالا منتظري شده است مطلوب همين افراد و آقايان در مراسم ختمش شركت مي كنند و اشك هم مي ريزند. مرندي در ادامه مصاحبه به صحبت‌ها و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب در ماه‌هاي اخير اشاره كرد وگفت: رهبري تمام تلاششان را كردند تا اين افراد را از دروازه كشور وارد كنند ولي اين آقايان اصرار دارند كه از چارچوب نظام خارج شوند. من نمي دانم اسم اين را چه بگذارم. خودكشي سياسي؟ عناد؟ ديوانگي؟ من واقعاً معناي اين رفتارها را نمي فهمم. آقايان ببينند چه كار كرده اند كه برخي افراد كه در طول اين 30 سال انقلاب، حتي يكبار هم در راهپيمايي ها شركت نكرده بودند، براي اعلام تنفر از آنها امسال در راهپيمايي 9 دي و 22 بهمن شركت كردند و عليه آنها شعار دادند. وي با بيان اين مطلب كه "واقعاً حيف شد كه اين افراد به اينجا رسيدند"، گفت: اين آقايان حداقل براي من ارزشمند بودند و محبوب ولي كاري كردند كه حالا به اين جايگاه پايين و پست رسيده اند. منتظري هم به خاطر اينكه قائم مقام رهبري بود، محبوب بود ولي از آن جايگاه رفيع سقوط كرد. شيطان هم بر اوج عبوديت بود ولي سقوط كرد. آقايان حتي از سرنوشت منتظري و بني صدر هم عبرت نگرفته اند. نتيجه اين كارهاي آقايان اين است كه در آينده از آنها به عنوان كساني ياد مي‌شود كه يك مدت كوتاه به نظام خسارت وارد كردند و بعد هم حذف شدند.    توبه كردن هم زمان مشخصي دارد/موسوي و كروبي تحت تاثير اطرافيان هستند رييس فرهنگستان علوم پزشكي درباره بازگشت سران اصلاحات و رفتاري كه به "توبه كردن" مشهور شده است، گفت: من هم دعا مي كنم كه خداوند مهربان به خاطر عطوفتي كه دارد به اينها رحم كند. بله، خداوند توبه پذير است ولي توبه هم زمان دارد. توبه الي‌الابد كه نيست. توبه "حر" پذيرفته شد براي اينكه به موقع و سر وقت بود. همان حر اگر يك روز ديرتر توبه مي كرد، ديگر فايده نداشت. هر چقدر اين توبه ديرتر انجام شود، بار گناهان افراد بيشتر مي شود. خداوند شايد آنها را ببخشد ولي مردم نمي بخشند. اينها به نظامي كه يادگار رسول الله است، خسارت زدند. مطمئن باشيد كه در تاريخ از اين آقايان به بدي ياد مي شود.  نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي به ذكر خاطره اي از هفته بعد از انتخابات پرداخت و گفت: يكي از همين آقايان[میرحسین موسوی] قبل از انتخابات يك مصاحبه با "تايمز" انجام داده بود و مسائل ناروايي را نسبت به ولايت فقيه مطرح كرده بود. من و همسرم كه اين مطلب را در اينترنت خوانديم، براي ايشان نامه فرستاديم و انتقاد كرديم. چند روز بعد از اعلام نتايج، همين آقا به من زنگ زد و گفت تو واقعاً من را ضد ولايت فقيه مي داني؟ من جواب دادم كه اگر واقعاً اعتقادي به اين مصاحبه نداري، آن را تكذيب كن. بگو اينها آمريكايي هستند و دروغ نوشته اند ولي اگر تكذيب نكني، حرف شما محسوب مي شود و مشخص مي كند كه شما با ولايت فقيه مشكل داري. همان موقع به او گفتم كه فقط يك ساعت با خداي خودت خلوت كن، به هر نتيجه اي رسيدي بيا به مردم اعلام كن. او به من گفت كه اگر به اين نتيجه رسيدم كه اشتباه كرده ام، اعلام مي كنم. حالا يا ايشان با خداي خودش خلوت نكرده كه واويلا؛ يا اين كار را انجام داده ولي تحت تاثير خانواده و اطرافيان است و از ترس اينكه طرد شود، به اشتباهش اعتراف نمي كند.   اینها افراد سالم و صالحی نیستند  مرندي همچنين با اشاره به برخي اظهارات سران اصلاحات مبني بر اينكه قانون را قبول دارند، گفت: خب آقايان بيايند با مردم صحبت كنند. اگر واقعاً فكر مي كنند كه اينطور نيست و اعمال و رفتارشان قانوني است، چرا مستقيم با مردم صحبت نمي كنند؟ چرا در پشت بيانيه و مصاحبه با روزنامه ها و تلويزيون هاي ضدانقلاب و ضد اسلام، پنهان شده اند؟ چرا آقايان مي ترسند كه در جمع مردم حاضر شوند؟ رفتارهاي موسوي و كروبي، "خودكشي سياسي" و "ديوانگي" است.  وزير بهداشت دولت سازندگي درباره دوگانگي و تغيير رفتار سران اصلاحات نسبت به مواضع قبلي‌شان، گفت: خود من شخصاً شاهد بودم كه اين آقايان سر ماجراي عزل آقاي منتظري، عكس‌هاي ايشان را پايين مي آوردند و كلي عليه او برنامه ايجاد مي كردند. حالا منتظري شده است مرجع عاليقدر آقايان! حالا منتظري شده است مطلوب همين افراد و آقايان در مراسم ختمش شركت مي كنند و اشك هم مي ريزند. مرندي در ادامه مصاحبه به صحبت‌ها و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب در ماه‌هاي اخير اشاره كرد وگفت: رهبري تمام تلاششان را كردند تا اين افراد را از دروازه كشور وارد كنند ولي اين آقايان اصرار دارند كه از چارچوب نظام خارج شوند. من نمي دانم اسم اين را چه بگذارم. خودكشي سياسي؟ عناد؟ ديوانگي؟ من واقعاً معناي اين رفتارها را نمي فهمم. آقايان ببينند چه كار كرده اند كه برخي افراد كه در طول اين 30 سال انقلاب، حتي يكبار هم در راهپيمايي ها شركت نكرده بودند، براي اعلام تنفر از آنها امسال در راهپيمايي 9 دي و 22 بهمن شركت كردند و عليه آنها شعار دادند. وي با بيان اين مطلب كه "واقعاً حيف شد كه اين افراد به اينجا رسيدند"، گفت: اين آقايان حداقل براي من ارزشمند بودند و محبوب ولي كاري كردند كه حالا به اين جايگاه پايين و پست رسيده اند. منتظري هم به خاطر اينكه قائم مقام رهبري بود، محبوب بود ولي از آن جايگاه رفيع سقوط كرد. شيطان هم بر اوج عبوديت بود ولي سقوط كرد. آقايان حتي از سرنوشت منتظري و بني صدر هم عبرت نگرفته اند. نتيجه اين كارهاي آقايان اين است كه در آينده از آنها به عنوان كساني ياد مي‌شود كه يك مدت كوتاه به نظام خسارت وارد كردند و بعد هم حذف شدند.   رفتار رهبر انقلاب با موسوي و كروبي عين رفتار امام با بني‌صدر است  وي همچنين به رفتارها و سخنان مقام معظم رهبري اشاره كرد و گفت: سعه صدر رهبري واقعاً زياد است. "آقا" مي خواهد كه اين افراد در داخل نظام حفظ شوند ولي ‌آنها حتي دلشان به حال خودشان هم نمي سوزد. آنقدر نامه‌هاي آنچناني نوشتند كه ديگر نمي توان آنها را در داخل نظام حفظ كرد. اين رفتار رهبري در جريانات اخير، دقيقاً عين رفتارهاي امام در مقابل بني صدر است. امام هم با اينكه از اول مي دانست بني صدر آدم درستي نيست ولي با او مدارا كرد تا بقيه مردم هم متوجه خباثت او بشوند. امام آنقدر صبر كرد كه من و امثال من هم به واقعيت درون بني صدر پي برديم. سر اين قضيه حتي بسياري از خواص مثل شهيد بهشتي زير سوال رفتند ولي امام تحمل كرد تا اينكه خود مردم بني صدر را شناختند و تو دهنش زدند و بعد مظلوميت شهيد بهشتي مشخص شد. مقام معظم رهبري هم همينطور رفتار كردند. آن اوايل فضا شفاف نبود. برخي از مردم خيال مي كردند كه اينها آدم هاي خوبي هستند ولي با مداراي رهبري در ماه هاي بعد، كم كم مردم هم متوجه شدند كه اينها چه خيانتكاراني هستند. همان 13 ميليون نفري كه به اين آقايان راي دادند هم برايشان مشخص شد كه ديگر مساله اعتراض به اصل نظام است، نه نتايج انتخابات". اكنون فقط سلطنت طلب ها و منافقين طرفدار موسوي و كروبي هستند. وزير بهداشت دولت ميرحسين موسوي درباره ريزش هواداران اين افراد هم گفت: الان ديگر همه مردم متوجه خباثت اين افراد شده اند. اگر هم مي بينيد كه چند نفر هنوز دور و برشان هستند، سلطنت طلب ها و منافقين هستند. اصلاً همين امثال عبدالمالك ريگي هستند. مگر ما فقط يك ريگي در ايران داريم؟ هستند امثال ريگي كه هنوز زير چتر اين آقايان حاضر شده اند. البته اين را بدانيد كه "حتي يك نفر" هم اينها را قبول ندارد؛ فقط در زير پوشش آنها و با استفاده ابزاري از آنها مي‌خواهند به نظام ضربه بزنند.   خداوند به "آقا" ويژگي‌هاي خاصي داده است  مرندي به مقايسه سخنان رهبري با برخورد امام با نهضت آزادي و جبهه ملي هم پرداخت و گفت: آيت‌الله خامنه‌اي به خاطر جايگاهي كه به عنوان رهبر مسلمانان جهان دارند، از الطاف ويژه الهي برخوردار هستند. خداوند به ايشان ويژگي هايي خاص داده است كه زودتر از بقيه به نتيجه مي رسند ولي صبر مي كنند تا مردم عادي هم به اين نتايج برسند؛ دقيقاً مانند حضرت امام. سر قضيه نهضت آزادي خيلي از حقايق براي مردم عادي روشن شد كه پيش از آن، اصلاً مشخص نبود. امام آنقدر در برابر اين افراد مدارا كرد كه همه فهميدند اينها چه نيتي دارند. حالا هم تدبير مقام معظم رهبري باعث شده تا همه مردم به نيت آقايان پي ببرند. تازه "آقا" خيلي با ملايمت و عطوفت رفتار كردند". عليرضا مرندي در پايان اين گفتگو دعا كرد كه اين افراد متوجه اشتباهاتشان بشوند و به درگاه خداوند توبه كنند تا بيشتر از اين، آبروي خود را در ميان خلق خدا از بين نبرند. 
13 آبان سال 88 خبرگزاری‏ها از حمله تعدادی از هواداران موسوی به دکتر علیرضا مرندی خبر دادند.تعدادي از حاميان موسوي و كروبي با سر دادن شعارهاي «یا حسین، ميرحسين» با قمه و چاقو به سمت عليرضا مرندي نماينده مجلس شوراي اسلامي حمله‌ور شدند. محمد مرندي فرزند عليرضا مرندي در تشريح اين ماجرا گفت: «پدرم حوالي ظهر از خيابان سرافراز در نزديكي خيابان مطهري عازم مطب خود بود كه به ناگاه چند نفر از جمعيت حاميان موسوي كه با چاقو و قمه در حال عبور از اين خيابان بودند،‌ پدرم را شناسايي كرده و با چاقوها و قمه‌هايي كه در دست خود داشتند به سمت ماشين حامل خودروي پدرم حمله‌ور مي‌شوند. اين افراد شيشه‌هاي جلو و عقب ماشين و همچنين آينه‌ها را کاملاً شكسته و قصد ورود به داخل خودرو و ضرب و شتم و احتمالاً سوءقصد جدي به ايشان را داشتند. در اين لحظه جمعي از مردم حاضر در خيابان به اين حاميان موسوي و كروبي به شدت اعتراض مي‌كنند اما از آنجا كه اين افراد كه علائم سبز نيز با خود حمل مي‌كردند، به چاقو و قمه مسلح بودند، مردم حاضر در خيابان نمي‌توانند به آن‌ها نزديك شده و مانع اقدامشان شدند. پس از دقايقي كه اين حاميان موسوي و كروبي با قمه سقف ماشين را سوراخ كردند، ترافيك مقابل خودروي حامل سيد عليرضا مرندي كه يك نفر نيز همراه وي در خودرو حضور داشت، بازشده و عليرضا مرندي و همراهش كه تا اين لحظه و بعد از حمله حاميان موسوي و كروبي براي جلوگيري از صدمه ديدن، سرهاي خود را در داخل ماشين پایین گرفته بودند، پا را بر روي پدال گاز ماشين گذاشته و به سرعت از چنگ اين افراد مسلح فرار مي‌كنند. خوشبختانه حاميان موسوي و كروبي با اين اقدامات خود مدنيتشان را به جامعه نشان مي‌دهند و من و خانواده‌ از اين قدر مدنيت كروبي و موسوي و حاميانش سپاسگزاریم.» 
تعداد زيادی از نمايندگان مجلس شورای اسلامي در نامه‌اي، هتاكی و حمله به سيد عليرضا مرندی نماينده مردم تهران كه در روز 13 آبان 88 صورت گرفت را محكوم كردند. شمار زيادی از نمايندگان مجلس شورای اسلامي در نامه‌ای، هتاكی و حمله به سيد عليرضا مرندی نماينده مردم تهران كه از سوي حاميان موسوي و كروبي در روز 13 آبان صورت گرفت را محكوم و از مواضع اين نماينده تقدير كردند. جامعه پزشكي و دانشگاهي كشور نیز خواستار برخورد قاطع مسئولان با مسببان تعرض به عليرضا مرندي نماينده مجلس شوراي اسلامي شد.محمدهادی ايمانيه رئيس دانشگاه علوم پزشكي شيراز گفت: «شنيدن خبر حمله به خودرو حامل عليرضا مرندي از طرف تعدادي از اغتشاشگران در سيزدهم آبانماه باعث تاسف جامعه علمي دانشگاه علوم پزشكي شيراز شد. مرندی از جمله دانشمندان كشورمان بشمار مي‌رود كه دانش وی مورد توجه مجامع بين‌المللي مانند سازمان بهداشت جهانی نيز هست. مورد بي‌احترامي قرار گرفتن چنين شخصيت‌ علمی كشور در روزهای گذشته تاسف برانگيز بود.» محمود نجابت نيز در اين خصوص با بيان اينكه مرندی از نظر علمي داراي شخصيت جهاني شناخته‌شده‌ای است، گفت: «مرندي خدمات ارزنده‌اي را در كشور انجام داده است.» جامعه علمي دانشگاه علوم پزشكي شيراز اين اقدامات آشوبگران را محكوم كرده و نارضايتي خود را از اين قبيل فعاليت‌ها اعلام مي‌دارد. جامعه پزشكي و دانشگاهي كشور از مسئولان مرتبط انتظار دارد، كه با مسببان اين حادثه برخورد قانوني شود.» 
دکتر مرندی در انتخابات مجلس نهم در حالی نفر دوم تهران شد که خوش‌باورترین سیاست پیشگان هم پیش‌بینی دوم شدن او را نمی‌کردند و نظرسنجی‌های متعدد مراکز نظرسنجی از دوم شدن چهره‏هایی چون مطهری و باهنر خبر می‌دادند اما این تهرانی‌ها بودند که فردی خوش‌نام و خوش مرام را برگزیدند که اخلاق محوری در همه کارها و مشاغل وی اعم از وزارت، سیاست، طبابت و مواجهه با مردم حرف اول را می زند. 
منتخب دوم مردم تهران در انتخابات مجلس نهم بر غلبه آرایش سیاسی اصولگرایان در مجلس آینده تاکید کرد.دکتر علیرضا مرندی در گفت و گو با برنامه «45 دقیقه» ولایت مداری را شعار عملیاتی گروه اصولگرا توصیف کرد و افزود: «مهمترین اقدام در مجلس آینده تثبیت اصل ولایت مداری است؛ چراکه مردم به خاطر اسلام انقلاب کرده اند و 98.8 درصد بر اصل ولایت مطلقه فقیه رای داده اند.» وی با تاکید بر تلاش بیش از پیش مجلس نهم در مسیر ولایت مداری، خاطرنشان ساخت: «حضور گروه‏های متعدد با شعارهای مختلف در انتخابات مجلس نشان داد که گروه‏های خارج از طیف اصولگرا، عملاً توفیقی نداشتند بنابراین با وجود فرق های ظاهری میان گروها های اصولگرا، طیف‏های قدرتمند دیگری برای رقابت در این عرصه وجود ندارند.» علیرضا مرندی با بیان اینکه اصل اصولگرایی در مجلس آینده غالب خواهد بود، تصریح کرد: «آنهایی که به مجلس راه پیدا کرده اند عمدتاً از دو گروه اصلی اصولگرایی هستند که جبهه متحد و پایداری را شامل می شوند که هر دو طیف زیر سایه ولایت مداری رقابت می کنند.» وی با اشاره به اینکه در شرایط فعلی گروه سیاسی دیگری توان رقابت با اصولگرایان را ندارد، اذعان داشت: «دوستان اصلاح طلب حاضر در مجلس هشتم نیز اکثراً انسان هایی متین و ولایت مدار بودند؛ البته این نگرانی برای مجلس نهم وجود دارد که افراد کمتر شناخته شده خدای ناکرده ابهاماتی در خط مشی فکری یا ضعف در اعتقاداتشان و یا ارتباطی با گروه های انحرافی داشته باشند.» 
فکر نمی کردم احمدی نژاد اینگونه عمل کند. دکتر علیرضا مرندی در پاسخ به سوالی در زمینه نحوه رفتار احمدی نژاد در ماجرای برکناری وزیر اطلاعات می گوید: بالاخره افراد درباره دیگران همیشه یک جور فکر نمی کنند و عملکردها خودش موجب موافقت ها و مخالفت ها می شود.ببینید! آقای مهاجرانی نورچشمی آقای مهندس موسوی بود، چگونه از آب در آمد. آیا از اول همینی بود که الان هست؟ افراد را هر روزی مطابق با آن روز باید ارزیابی کرد. آقای دکتر احمدی نژاد برای همه خیلی آدم شناخته شده ای نبود. اینکه ایشان این گونه عمل کند و درباره حکمی که آقا به آن اعتراض دارند، بر سر نظر خود باقی بمانند، بنده هم تصور نمی کردم.شاید آقا هم فکرش را نمی‌کردند که ایشان یک روزی به اینجاها برسد. من برداشت شما را نمی‌دانم چیست، اما به هر حال آقای احمدی‌نژاد از این نظرها راجع‌ به آنچه که درباره ایشان قضاوت می‌شد، متفاوت عمل کردند و جای تعجب است که ایشان هم از دیدگاه خودشان اظهار توبه و پشیمانی نکرد. وقتی انسان با این جور مسائل بر می‌خورد، فقط و فقط نگران این هست که خدایا خودم چه می‌شوم، آیا من عاقبت‌ به خیر از این دنیا می‌روم.   جریان  انحرافی در اظهارنظرهایش اسلام را حذف می‌کند این جریان انحرافی که اکنون در حال فعالیت هستند، در بدنه دولت هم حضور دارند و از نزدیکان رئیس‌جمهور هم هستند و حتی رئیس‌جمهور هم به دفعات در صحبت‌هایش از آنها دفاع کرده است. من عالم دینی نیستم که در خصوص صحبت‌های آنها نظر دهم اما تا آنجا که می‌دانم هیچ‌یک از مراجع و بزرگان علوم دینی بر صحبت‌های آنها صحه نگذاشته‌اند. اندکی مطالعه بر روی حرف‌های آنها هم نشان می‌دهد که این جریان انحرافی است. از طرفی این جریان به لحاظ درونی یعنی منحرف کردن مردم درون جامعه و هم به لحاظ خارجی، بسیار آسیب‌زا است. این جریان در اظهارنظرهایش اسلام را حذف می‌کند حال آنکه آنچه کشورهای اطراف در انقلاب‌های اخیر از ما آموخته‌اند ندای اسلام است بنابراین از بعد خارجی ضربه‌ای بزرگ برای کشور محسوب می‌شود که باید هر چه سریع‌تر جلوی آن گرفته شود.   شکل کیری فتنه دوم از درون جریان انحرافی وی درباره احتمال شکل گیری فتنه دوم از درون جریان انحرافی می گوید : حتماً می‌تواند. بهتر است در این مورد یک مثال بزنم. من یک پزشک هستم و به دنبال سلامت جامعه هستم و دائماً مراقبم که افراد مریض نشوند ولی در این میان ممکن است برخی مریض شوند. هنر ما این است که زود بیماری را کشف کنیم و به مریض اطلاع دهیم تا او هم مشکل را برطرف کند. در این میان هم خیلی از سرطان‌ها هستند که اگر پیشگیری کنیم، ممکن است پیشرفت نکند اما اگر پس از بیماری تعلل کنیم شاید مجبور به قطع عضو شویم. ولی حسن قطع عضو این است که دیگر پیشرفتی در کار نیست یا در بیماری‌های مصری باید یک نفر را از بقیه جدا کرد که این بیماری انتقال پیدا نکند. این جریان هم شبیه به این ماجراست. انسان منحرف اولین کانون عفونت است، در اولین لحظه که متوجه این انحراف شدیم باید آن را حذف کنیم. چون هر چه صبر کنیم سلامت کار بیشتر به خطر می‌افتد. این غفلت از جریان انحرافی موجب مرگ سیاسی می‌شود. عوامل احمق و گول خورده هم همیشه وجود دارند و این هوشیاری انسان است که مسئولیت اجرایی دارد که با توجه به این عناصر با اولین شک و تردید زود اقدام کند.   راه درمان جریان انحرافی   قطع عضو[راه درمان است] اطلاعی از عمق موضوع ندارم اما فکر می‌کنم الان به جایی رسیده که باید قطع عضو کرد. در واقع آنچه اکنون مشاهده می‌شود این است که خیلی از مسئولان بلند پایه به این آدم‌های منحرف علاقه دارند، به گونه‌ای که جریان انحرافی همانند عضوی از آنها شده است. این موضوع دو شکل دارد یا اینکه عضو منحرف را از خود جدا نمی‌کنند که در این صورت جان خود را روی آن می‌گذارند یا خودشان را بیش از آنها دوست دارند و عضو را از خود جدا می‌کنند. هر چه صبر کنیم ممکن است آسیب‌ها بیشتر شود یعنی کار با قطع عضو هم درست نمی‌شود چون همه جامعه را فراگرفته‌اند. آنچه الان می‌دانیم این است که هنوز می‌شود به سرعت آنها را به قوه قضائیه تحویل داد، چراکه هرچه سریع‌تر اقدام شود بهای آن کمتر و سبک‌تر خواهد بود.  
دکتر علیرضا مرندی در تالیف کتب زیر نقش داشته است :   سلامت در جمهوری اسلامی ایران (1150 صفحه سال 1377) بهداشت اخلاق پزشکی تغذیه با شیر مادر راهنمای ایمن سازی نوزادان تغذیه شیرخواران دانستنی‌های تغذیه شیرخوران تغذیه در سال دوم زندگی راهی به سوی تغذیه و رشد بهتر کودکان تغذیه از 6 تا 12 ماهگی راهنمای تغذیه با شیر مادر   نظارت بر ترجمه كتب و مقالات عديده از جمله : فصل هاي مختلف كتاب كودكان نلسون كتاب احياء نوزادان كتاب تغذيه شيرخواران (اصول فيزيولژيك)   نگارش دهها مقاله، عمدتاً در زمينه تغذيه و سلامت نوزادان و كودكان، از جمله : علل قطع زودرس تغذيه با شير مادر در بين مادران تهراني مطالعه الگوي تغذيه شيرخواران در جمهوري اسلامي ايران مطالعه دانِش، نگرش و عملكرد كاركنان بهداشتي در زمينه تغذيه شيرخواران احياء نوزادان تغذيه نوزاد نارس نكات علمي تغذيه باشير مادر تغذيه شيرخواران شير ناكافي مادر تغذيه نوزاد عفونت TORCH تنظيم درجه حرارت نوزاد تغذيه با شير مادر و بقاء كودكان هيپوترمي چگونگي تغذيه با شير مادر باورهاي غلط در مورد تغذيه با شير مادر چگونه كودكان دچار سوء تغذيه را شناسائي كنيم عفونت نوزادان هيپوگلسيمي نوزادان تاثير داروها برجنين و نوزاد جنين و ارتباط متقابل آن با مادر بيماريهاي تنفسي نوزاد هيپوكلسمي نوزاد اختلالات الكتروليتي نوزاد دزيدراتاسيون مراقبت از نوزادان منافع رواني تغذيه با شير مادر اصول تغذيه با شير مادر وضعيت مادر و فرزند در تغذيه با شير مادر شير ناكافي مادر هم اتاقي مادر و نوزاد فيزيولوژي تغذيه با شير مادر زردي و تغذيه با شير مادر نحوه به دهان گرفتن پستان در زمان تغذيه با شير مادر ارتقاء سلامت زنان تجربه ايران در برنامه تنظيم خانواده تغذيه با شير مادر در شرايط خاص سلامت كودكان و آينده زمان مناسب شروع غذاي كمكي علل شكست تغذيه با شير مادر سلامت زنان در جهان نكات عملي تغذيه با شير مادر اثرات تغذيه با شير مادر بر عواطف و هوش كودك تغذيه با شير مادر وپايش رشد نورپلانت ، يك روش جديد جلوگيري از بارداري چگونه تغذيه زنان و كودكان را بهبود بخشيم وضعيت سلامت بانوان در ايران تغذيه با شير مادر تغذيه كمكي نكات عملي احياء نوزاد ادغام آموزش پزشكي و خدمات بهداشتي– درماني ( تجربه ايران ) تجربه ايران در زمينه بهداشت باروري و تنظيم خانواده اصول تغذيه نوزادان مراقبت هاي نوزاد كوريوآمنيونايتيس كاهش مرگ و مير نوزادان و سطح بندي خدمات آنان تغذيه انحصاري با شير مادر ساعت اول زندگي پيشگيري از مرگ ومير حول زايمان ناكافي بودن شيرمادر جهانی شدن و سلامت زنان ختنه نوزادي اهميت و نقش تغذيه در كودكان پيش دبستاني تغذيه تكميلی رشد و تكامل كودكان خردسال زيربناي تغذيه سالم و مطلوب كودكان دبستاني عوامل اجتماعی سلامت کولیک شیرخواران The integration of medical education and health care system in the Islamic Republic of Iran a historical overview Report of The Scientific Peer Review Group on Health Ssystems Performance Assessment Post- Certification Polio Immunization Policy Early Child Development Breastfeeding on Social Determinants of Health (WHO) - The Interim Report of the Commission  
جایزه جمعیت سازمان ملل متحد (سال1999)جایزه بنیاد دکتر شوشای سازمان جهانی بهداشت(سال 2000)نشان دولتی درجه اول خدمت جمهوری اسلامی ایران (1379)چهره ماندگار (سال1382) 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۲۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۲۵

علیرضا مرندی

خلاصه زندگی نامه

 سید علیرضا مرندی، وزیر بهداشت در دولت‌های دوم میرحسین موسوی و هاشمی رفسنجانی که نماینده مردم تهران در دوره هشتم مجلس شورای اسلامی بود. وی ریاست فرهنگستان علوم پزشکی را در کارنامه خود دارد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع