سید محمد حسین طباطبایی، مشهور به علامه طباطبایی در آخرین روز ماه ذیحجه سال 1321 قمری برابر با 1281 شمسی در خانواده ای روحانی در تبریز، متولد شد. پدرش، حاج میرزا محمد آقای قاضی طباطبایی از شاگردان نزدیک شیخ "محمد حسن نجفی" (صاحب جواهرالکلام) بود که در سال 1290 ش، فوت می‌کند. میرزا محمد تقی قاضی طباطبایی جد سوم علامه است که عارف مشهور حاج میرزا علی آقا قاضی طباطبایی در این شخص با علامه و برادرش آیت الله محمد حسن الهی طباطبایی، اشترک نسب دارد.علامه از طرف پدر از سادات حسنی و از طرف مادر از سادات حسینی به شمار می‌آید. مادر علامه (دختر خانواده یحیوی) در سال 1286 شمسی، زمانیکه وی 5 ساله بود، فوت می‌کند. علامه طباطبایی یک برادر به نام "محمد حسن" داشت که از وی کوچکتر بود و او نیز عالم و صاحب فنون بود.همسر اول ایشان، "قمر السادات طباطبایی"، از بستگان وی بود که در سال 1344 شمسی درگذشت. پس از آن ایشان با خواهر "رضا روزبه" ازدواج کرد. علامه فرزندان دختر و پسری داشت که از آنها می توان فاطمه، نجمه سادات، عبدالباقی و محمد را نام برد. دختر ایشان، فاطمه طباطبایی همسر "شهید آیت اللّه قدوسی" و مادر "شهید محمد حسن قدوسی" می‌باشد.سه دوره زندگی علامه طباطبایی در نجف، تبریز و قم سپری شد و ایشان در قم شاگردان بزرگی تربیت کرد. تفسیر المیزان و اصول فلسفه و روش رئالیسم از آثار جاودان ایشان در زمان اقامت در شهر قم می‌باشد.علامه در 18 محرم الحرام سال 1402 ق (24 آبان ماه سال 1360 ش) در سن 81 سالگی و در شهر قم دار فانی را وداع گفت و در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد. 
علامه طباطبایی در کودکی شروع به تحصیل علم نمود و در مدت 6 سال (1290-1296 ش)، علوم ابتدایی همچون زبان فارسی، قرآن کریم، گلستان و بوستان سعدی، نصاب‌الصبیان، انوار سهیلی، اخلاق مصور، تاریخ معجم، منشئات امیرنظام و ارشادالحساب را آموخت و زیر نظر "میرزا علینقی خطاط" به یادگیری فنون خوشنویسی پرداخت.پس از آن به مدرسه طالبیه تبریز وارد شد و به فرا گرفتن علوم دینی و زبان عربی پرداخت و در مدت 7 سال (1297-1304 ش) دروس مرسوم حوزه، غیر از فلسفه متعالیه و عرفان را به اتمام رساند. دروسی که ایشان در طی مدت 7 سال فراگرفت عبارتند از:علم صرف و اشتقاق؛ امثلة، صرف میر و تصریفنحو؛ العوامل فی النحو، انموذج، صمدیة، الفیة ابن مالک، همراه با شرح سیوطی و کتاب نحو جامی، مغنی اللبیب ابن هشاممعانی و بیان؛ کتاب المطول تفتازانیفقه؛ الروضة البهیة معروف به شرح لمعه شهید ثانی، مکاسب شیخ انصاریاصول فقه؛‌ "المعالم فی اصول الفقه"، "قوانین‌الاصول"‌ میرزای قمی، "رسائل"‌ شیخ انصاری، "کفایة الاصول"‌ آیت الله آخوند خراسانیمنطق؛ الکبری فی المنطق، الحاشیة، شرح الشمسیةفلسفه؛ الاشارات و التنبیهات ابن سیناکلام؛ کشف المراد خواجه نصیرالدین خوانده و متون درسی هجرت به نجف و ادامه تحصیلات ایشان در حدود سال 1304 ش، در سن 25 سالگی به همراه برادرش "سید محمد حسن الهی طباطبایی" برای تکمیل دروس اسلامی راهی نجف شد. اساتید ایشان در نجف و دروسی که نزد آنها فراگرفت عبارتند از:آیت الله شیخ محمد حسین اصفهانیآیت الله نائینی؛ درسهای عالی فقه شیعی، دوره کامل خارج اصول فقه به مدت هشت سالآیت الله حجت کوهکمری؛ کلیات علم رجالحکیم سید حسین بادکوبه ای؛ فلسفه اسلامی (کتابهای منظومه سبزواری، اسفار و مشاعر سبزواری، اسفار و مشاعر ملاصدرا، شفاء ابن‌سینا، کتاب اثولجیای ارسطو، تمهید القواعد ابن ترکه و اخلاق ابن‌مسکویه را نزد وی خواند)علامه طباطبایی در خصوص حکیم بادکوبه ای می‌گوید: «استاد بادکوبه‌ای ضمن ابراز علاقه وافر به بنده خود بر درسهایم اشراف کامل داشت و سعی می‌نمود که ریشه‌های‌تربیت را در اعماق وجود من مستحکم سازد و همواره مرا به مدارج اندیشه و راههای استدلال راهنمایی می‌فرمود، تا اینکه در طرز تفکر خود بر آن روش خو گرفتم. سپس به من فرمود تا در درس استاد سید ابوالقاسم خوانساری حاضر شوم.»سید ابوالقاسم خوانساری؛ هیئت و نجوم (نزد او دوره کامل ریاضیات عالی و علم هندسه در هر دو بخش هندسه فضایی و هندسه مسطحه و جبر استدلالی (جبر گزاره) را گذراند)آیت الله سید علی قاضی طباطبایی؛ معارف الهیه و اخلاق و فقه الحدیث (علامه طباطبایی در سیر و سلوک و مجاهدات نفسانیه و ریاضات شرعیه تحت نظر و تعلیم و تربیت ایشان بود. حجت الاسلام "سید احمد قاضی" از قول علامه نقل می کند که پس از ورودم به نجف اشرف به بارگاه امیرالمؤمنین علیه السلام رو کرده و از ایشان استمداد کردم. در پی آن آقای قاضی نزدم آمد و فرمود: «شما به حضرت علی علیه السلام عرض حال کردید و ایشان مرا فرستاده اند. از این پس، هفته ای دو جلسه با هم خواهیم داشت.» و در همان جلسه فرمود: «اخلاصت را بیشتر کن و برای خدا درس بخوان. زبانت را هم بیشتر مراقبت نما.») 
علامه طباطبایی، در سال 1314 ش، مجبور به بازگشت به زادگاه خویش شد. وی در مدتی که در نجف مشغول تحصیل بود، بعلت تنگی معیشت و نرسیدن مقرری که از ملک زراعیشان در تبریز بدست می‌آمد مجبور به مراجعت به ایران شده و مدت 10 سال در روستای شادآباد تبریز به کشاورزی مشغول می‌شود. ایام اقامت در تبریز از زبان پسر علامه«خوب به یاد دارم که، مرحوم پدرم دائماً و در تمام طول سال مشغول فعالیت بود و کارکردن ایشان در فصل سرما در حین ریزش باران و برفهای موسمی، در حالی که چتر به دست گرفته یا پوستین بدوش داشتند، امری عادی تلقی می گردید، در مدت ده سال بعد از مراجعت علامه از نجف به روستای شادآباد و بدنبال فعالیتهای مستمر ایشان، قناتها لایروبی و باغهای مخروبه تجدید خاک و اصلاح درخت شده و در عین حال چند باغ جدید، احداث گردید و یک ساختمان ییلاقی هم در داخل روستا جهت سکونت تابستانی خانواده ساخته شد و در محل زیرزمین خانه حمامی به سبک امروزی بنا نمود.پدرم از نظر فردی، هم تیرانداز بسیار ماهری بود و هم اسب سواری تیزتک و به راستی در شهر خودمان –تبریز– بی رقیب بود. هم خطاطی برجسته بود، هم نقاش و طراحی ورزیده، هم دستی به قلم داشت و هم طبعی روان در سرایش اشعار ناب عارفانه و...، اما از نظر شخصیت علمی و اجتماعی، هم استاد صرف و نحو عربی بود، هم معانی و بیان، هم در اصول و کلام کم نظیر بود و هم در فقه و فلسفه، هم از ریاضی (حساب و هندسه و جبر) حظی وافر داشت و هم از اخلاق اسلامی، هم در ستاره شناسی (نجوم) تبحر داشت، هم در حدیث و روایت و خبر و …شاید باور نکنید که پدربزرگوار من، حتی در مسائل کشاورزی و معماری هم صاحب نظر و بصیر بود و سالها شخصاً در املاک پدری در تبریز به زراعت اشتغال داشت و در ساختمان مسجد حجت در قم عملاً طراحی و معماری اصلی را عهده دار بود و تازه اینها گوشه ای از فضایل آن شاد روان بود وگرنه شما می دانید که بی جهت به هر کس لقب علامه نمی دهند و همگان بخصوص بزرگان و افراد خبیر و بصیر هیچکس را علامه نمی خوانند مگر به عمق اطلاعات یک شخص در تمام علوم و فنون عصر ایمان آورده باشند...» 
پس از 10 سال اقامت در تبریز، علامه تصمیم می‌گیرد به قم هجرت کرده و درس و بحث را از سر بگیرد. لذا در آغاز سال 1325 ش، وارد قم می‌شود. وی از سالهای دوری از بحث و درس خود چنین یاد می‌کند: «به علت نابسامانی وضع اقتصادی به ناچار [از نجف] به وطن خود بازگشته و در شهر تبریز زادگاه خود منزل گزیدم، درآنجا بیش از ده سال اقامت کردم و در واقع آن روزها روزهای سیاهی در زندگی من بود؛ زیرا به علت نیاز شدید مادی که برای گذراندن زندگی داشتیم از تفکر و درس دور گشته و به کشاورزی مشغول شدم.زمانی که در آنجا بودم احساس می‌کردم که عمرم تلف می‌شود. فقر و تهیدستی روح مرا تیره و تار نموده و ابرهای درد و رنج بر روی من سایه می‌گستراندند، چرا که از درس و تفکر دور بودم؛ تا اینکه دیده خود را بر وضع زندگیمان بستم و شهر تبریز را به مقصد شهر مقدس قم ترک گفتم.هنگامی که به این شهر وارد شدم احساس کردم از آن زندان رنج و درد رهایی یافتم و خدای منان را شاکرم که دعای مرا اجابت نمود و در راه علم و آماده سازی رجال دین و تربیت نسل صالح برای خدمت به اسلام و شریعت محمدی صلی‌الله علیه و آله، توفیق را نصیب من ساخت.»علامه طباطبایی در ابتدای ورودش به قم به "قاضی" معروف بود و چون از سلسله سادات طباطبایی هم بود، ایشان خود ترجیح داد که به طباطبایی معروف شود. احیای تفسیر قرآن و فلسفه در حوزه قمایشان در خصوص تدریس فلسفه در قم چنین می‌گوید: «هنگامی که از تبریز به قم آمدم، مطالعه ای در نیازهای جامعه اسلامی و اوضاع حوزه قم کردم، پس از سنجیدن آنها به این نتیجه رسیدم که این حوزه نیاز شدیدی به تفسیر قرآن دارد تا مفاهیم والای اصیل ترین متن اسلامی و عظیم ترین امانت الهی را بهتر بشناساند. از سوی دیگر چون شبهات مادی رواج یافته بود، نیاز شدیدی به بحثهای عقلی و فلسفی وجود داشت تا حوزه بتواند مبانی فردی و عقیدتی اسلام را با براهین عقلی اثبات و از موضع حق خود دفاع نماید؛ از این رو وظیفه شرعی خود دانستم که به یاری خدای متعال، در رفع این دو نیاز ضروری کوشش نمایم.»ایشان از سال 1325 ش، درس تفسیر خود را در قم آغاز نمود و آنچه را درآن جلسات می‌گفت، مکتوب می ساخت تا اینکه نخستین جلد "المیزان" در سال 1334 منتشر شد و نگارش این تفسیر شگرف حدود 17 سال به طول انجامید.همچنین در شرایط و زمانی که کسی به فلسفه روی نمی آورد و نباید حرفی از آن گفته می شد و اگر کسی فلسفه می خواند او را نجس می دانستند، علامه شروع به تدریس فلسفه نمود. درسهای ایشان در زمینه فلسفه در پنج مجلد با عنوان "اصول فلسفه و روش رئالیسم" به چاپ رسیده است. 
علامه طباطبایی در مدت اقامتش در شهر قم به تربیت شاگردان زیادی پرداخت و از بین آنها شاگردان بزرگ و نخبه ای را می‌توان نام برد. بسیاری از شاگردان ممتاز علامه طباطبایی، همزمان شاگرد امام خمینی (ره) نیز بوده اند. برخی از شاگردان ایشان عبارتند از:آیت الله شهید مطهری آیت الله بهشتی امام موسی صدر شهید دکتر مفتح آیت الله ابراهیم امینیآیت الله مصباح یزدیآیت الله حسن‌زاده آملی آیت الله جوادی آملیآیت الله شهید قدوسیاستاد انصاری شیرازیآیت الله مکارم شیرازیآیت الله جعفر سبحانیحجت الاسلام محمدباقر موسوی همدانیحجت الاسلام ایزدیدکتر احمد احمدیسید محمد حسین تهرانیسید صدرالدین حائری شیرازیو... 
علامه طباطبایی در طول عمر خود و در سالهای اقامت در نجف، تبریز و قم، آثار متعددی را به فارسی و عربی تألیف کرده است که عبارتند از:کتب تألیف شده در نجف- رسالة فی البرهان- رسالة فی المغالطة- رسالة فی الافعال- رسالة فی الترکیب- رسالة فی الاعتباریات (الافکار التی یخلقها الانسان)- رسالة فی النبوة منامات الانسان کتب تألیف شده در تبریز- رسالة فی اثبات الذات- رسالة فی الصفات- رسالة فی الافعال- رسالة فی الوسائط بین الله و الانسان- رسالة فی الدنیا- رسالة فی بعدالدنیا- رسالة فی الولایة- رسالة فی النبوة (در مقایسه بین عقل و نقل)- رسالة فی انساب السادات الطباطبائیین فی آذربایجان کتب تألیف شده درقم- المیزان فی تفسیر القرآن، (اثر گرانسنگ علامه طباطبایی، در 20 جلد به زبان عربی است و نیز به زبان فارسی ترجمه شده)- اصول فلسفه و روش رئالیسم (شامل 14 مقاله فلسفی است، که طی دهه‌های 20 و 30 شمسی تألیف شده و توسط شهید مرتضی مطهری و با رویکرد فلسفه تطبیقی شرح داده شده‌است. دکتر بهشتی سرشت، تاریخ نگار انقلاب در خصوص این کتاب گفته است: «به یاد دارم در زمان مبارزات انقلابی، گروههای مسلمان و مارکسیست با هم در زندان های ساواک بودند. مارکسیست ها از یک پشتوانه بسیار قوی و متون محکم فلسفی برخوردار بودند که جوانان را بر اساس آموزه های آنها به خود جذب می کردند. اما بچه مسلمان ها در آن زمان تنها متن قوی فلسفی که در اختیار داشتند چهار جلد کتاب "اصول فلسفه  و روش رئالیسم" علامه طباطبایی بود که شهید مطهری بر آن توضیح نوشته بودند. اگر آن کتاب را ملاحظه بفرمایید شهید مطهری بر هر سطر علامه چندین سطر توضیح نوشته بودند؛ به اعتقاد من، اگر نبود آن تفسیرات، جوانان مسلمان ما قادر به پاسخگویی به استدلال های فلسفی مارکسیست ها، نبودند. »)- تعلیقة علی کفایة الاصول- تعلیقة علی کتاب الاسفار تألیف ملاصدرای شیرازی- وحی یا شعور مرموز- رساله‌ای در حکومت اسلامی به زبانهای فارسی، عربی و آلمانی- مکتب تشیع (علامه طباطبایی در راستای فعالیت و نشست علمی خود با هانری کربن شیعه‌شناس مشهور دانشگاه کوربن جلسات و گفتگوهای بسیاری داشت که این مصاحبه ها به زبان فارسی، عربی و فرانسه و با عنوان «مکتب تشیع» چاپ گردیده است)- رسالة فی الاعجاز- علی و الفلسفة الالهیة، (به زبان فارسی نیز با عنوان علی و فلسفه الهی ترجمه شده است)- شیعه در اسلام- قرآن در اسلام- سخنانی در تعریف شیعه برای "کنت مورکان" استاد دانشگاه هاروارد آمریکا- سنن النبی صلی الله علیه و آله (محمد هادی فقهی آن را در 400 صفحه به زبان فارسی ترجمه کرده است) از دیگر کتابهای ایشان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:- آغاز فلسفه- آغاز پیدایش انسان- استراتژی زن در اسلام- اسلام و اجتماع- اعجاز قرآن- بر قله رفیع استدلال- حیات پس از مرگ- شیعه در اسلام و... سرودن اشعارعلامه طباطبایی همچنین در خط نستعلیق و شکسته، استاد و در شعر نیز توانا و متبحر بود. غزل زیر، نمونه ای از اشعار سروده ایشان است.مهر خوبان دل و دین از همه بی پروا برد رخ شطرنج نبرد آنچه رخ زیبا برد تو مپندار که مجنون، سرخود مجنون گشت از سمک تا به سمایش کشش لیلا برد من به سرچشمهٔ خورشید نه خود بردم راه ذره ای بود و مهر تو مرا بالا برد من خسی بی سر و پایم که به سیل افتادم او که می رفت مرا هم به دل دریا برد جام صهبا زکجا بود مگر دست که بود که درین بزم بگردید و دل شیدا برد خمِ ابروی تو بود و کف مینوی تو بود که به یک جلوه، ز من نام و نشان یک جا برد خودت آموختیم مهر و خودت سوختیم با برافروخته رویی که قرار از ما برد همه یاران به سر راه تو بودیم ولی خم ابروت مرا دید و زمن یغما برد همه دل باخته بودیم و هراسان که غمت همه را پشت سر انداخت، مرا تنها برد 
توسل به امام حسین علیه السلامدر کتاب آینه عرفان از قول یکی از شاگردان علامه نقل شده: «وقتی علامه در عتبات بودند، به توسل و بکاء بر امام حسین علیه السلام و شرکت در مجالس عزاداری مراقبت داشتند. می گفتند: «دستگاه امام حسین علیه السلام باید توسعه یابد؛ هیچ کس به هیچ مرتبه ای ازمعنویت نرسید و گشایش و فتح یابی نکرد، مگر در حرم مطهر حضرت امام حسین و یا در توسل به آن حضرت.»  حسابرسی نفسدر شب و روز زمانی را برای حسابرسی خود قرار بدهید و ببینید که این بیست و چهار ساعت چگونه بر شما گذشته، اهل محاسبه باشید، همانطور که یک بازرگان، یک کاسب، دخل و خرج خود و صادرات و واردات خود را حساب می کند، شما ببینید در شبانه روزی که بر شما گذشته چه چیزی اندوخته اید، چه گفته اید، یک یک رفتار و گفتارتان را حساب برسید، از نادرستی ها استغفار کنید و سعی کنید تکرار نشود و برای آنچه شایسته و صالح و به فرمان حاکم عقل بود خدا را شاکر باشید، تا به تدریج برای شما تخلق به اخلاق ربوبی ملکه بشود. مراقبت از نفستخم سعادت، مراقبت است. مراقبت یعنی کشیک نفس کشیدن. یعنی حریم دل را پاسبانی کردن. یعنی سر را از تصرفات شیطانی حفظ داشتن. پاسبان حرم دل بودن. این تخم سعادت را باید در مزرعه دل کاشت و بعد به اعمال صالحه و آداب و دستورات قرآنی، این نهال سعادت را پروراند.ما بزرگترین و مهمترین کاری که در عالم داریم و هیچ کاری از اطوار و شئون زندگی ما مهم تر از آن نیست، اینست که خودمان را درست بسازیم.بزرگترین (و سخت ترین) ریاضت ها، همین دینداری است. در روایتی از حضرت امیر علیه السلام هست که می‌فرماید: «الشریعة ریاضة النفس؛ آیین اسلام و احکام آن، ریاضت و ورزیدگی نفس می آورد.» از خود بطلب هر آنچه خواهیعلامه حسن زاده به نقل از علامه طباطبایی می‌گوید: «ما سرانجام هر چه را در "خارج" می جستیم، در "درون" یافتیم.»«هنگامی که حقایق برای سالک کشف می شوند، به صورت هایی رخ می نمایند و در ابتدای امر، تمثلات رعد و برق و لرزه و مانند این ها، روی می دهد و در این حال کشف مثال ها و صورت هایی پیش می آیند و انسان، موفق به زیارت جمال مبارک رسول اکرم و امامان علیهم السلام می شود...»«عناوین دنیوی، اگر وفا و دوام داشته باشند تا لب گورند و نوعاً هم، بی وفا هستند، بعد از آن مائیم و ابدِ ما.»علامه حسن زاده آملی در جایی دیگر می‌گوید: «خداوند درجات ایشان را متعالی بفرماید که لفظ "ابد" را بسیار بر زبان می آورد و در مجالس خویش چه بسا این جمله کوتاه و سنگین و وزین را به ما القا میفرمود: «ما ابد در پیش داریم. هستیم که هستیم.»«انما تنتقلون من دارالی دار» انسان از بین رفتنی نیست، باقی و برقرار است، منتها به یک معنی لباس عوض می کند و به یک معنی، جا عوض می کند. اثر گناه غیبتحجت الاسلام فاطمی نقل می‌کند: «در اوایل طلبگی ام، روزی مرحوم علامه به حجره ام تشریف آوردند و فرمودند: «به ظاهر در این جا غیبت شده است» گفتم: بله؛ پیش از آمدن شما، چند نفر که درسشان از من بالاتر بود، این جا بودند و غیبت کسی را کردند. علامه فرمودند: «باید می گفتی از این جا بروند، این حجره دیگر برای درس خواندن مناسب نیست؛ اتاق خود را عوض کن.» این صداها گیرنده می خواهد در قم سیّد بزرگواری بود که از خواص علامه طباطبایی و محرم سّر ایشان بود. او می گوید: روزی با آقا کار داشتم. رفتم درب منزل ایشان هر چه در زدم و منتظر ماندم کسی نیامد. معلوم شد که کسی در منزل نیست. ناگهان صدایی در گوشم گفت: «در نزن، آقا رفته قبرستان نو.» کسی هم در کوچه و اطراف من نبود؛ با خود گفتم: می روم قبرستان نو، در ضمن، به صحّت و سُقم این صدا هم پی می برم. با سرعت خودم را به قبرستان نو رساندم. دیدم ایشان در میان قبرها در حال قدم زدن هستند. من خودم را آماده کرده بودم که تا ایشان را دیدم قضیه شنیدن این صدا را به ایشان بگویم. حتی اگر تردید کردند قسم بخورم. همین که خواستم مطلب را بگویم فرمودند: «دست و پایت را گم نکن، از این صداها زیاد است، گیرنده می خواهد»  آقای بهشتی در حال پرواز است علامه حسن زاده آملی می فرمایند: «مرحوم علامه طباطبایی روزی به من فرمودند: «آقا هر روز که مراقبتم قوی تر است مشاهداتم در شب زلال تر است. هر روز که توجهم بیشتر است مکاشفاتم در شب صاف تر است.» پس از واقعه هفتم تیر نزدیکان ایشان نمی خواستند شهادت مظلومانه آیت الله بهشتی را به علت کسالت علامه، به ایشان خبر بدهند. در همین احوال، یکی از اطرافیان حضرت استاد به اتاقی که ایشان در آنجا بود می رود و علامه به او چنین می‌فرماید: «چه به من بگویید و نگویید من آقای بهشتی را می بینم که در حال صعود و پرواز است.» کمونیستی را الهی و مارکسیستی را موحّد کرد آیت‌الله جوادی آملی در خصوص خاطره‌ای از علامه طباطبایی می‌گوید: «به خاطر دارم در سال‌های 1320 تا 1325، فضای سیاسی کشور کمی باز شده بود و نوعی از آزادی کاذب رواج یافته بود به همین دلیل منکران توحید نیز مجال یافتند تا مطالب خود را بیان کنند؛ علامه طباطبایی طی هشت ساعت بحث و مناظره با یکی از همین افراد او را موحد کرد و در این مناظره فقط از آیات قران بهره می گرفت.بعدها این شخص مارکسیست در یکی از خیابانهای تهران، یکی از همفکران خود را دید. آن همفکرش از او پرسید: «تو در دیدار و مناظره با آقای طباطبایی به کجا رسیدی؟» او گفت: «آقای طباطبایی مرا موحّد کرد. هشت ساعت ما با هم بحث کردیم. یک کمونیست را الهی و یک مارکسیست را موحّد کرد.» 
علامه طباطبایی پس از عمری تحصیل و تدریس و تلاش علمی و مذهبی در تاریخ 18 محرم 1402 ق (25 آبان ماه 1360) بر اثر کسالت ناشی از کهولت سن، دار فانی را وداع گفت. پیکر ایشان روز 26 آبان تشییع شد و پس از اقامه نماز به امامت آیت الله العظمی گلپایگانی، در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها، به خاک سپرده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۲۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۲۳

علامه طباطبایی

خلاصه زندگی نامه

 علامه سید محمد حسین طباطبایی تبریزی، فیلسوف، مفسر قرآن و فقیه اصولی قرن معاصر است. وی صاحب تفسیر المیزان، کتاب گرانقدر تفسیر قرآن می‌باشد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع