سید محمد حسن الهی طباطبایی، فرزند حاج میرزا محمد آقای قاضی طباطبایی و برادر علامه طباطبایی می‌باشد. ایشان در سال 1326 ق (1287 ش) در شهر تبریز متولد شد و 5 سال از برادر خود کوچکتر بود. سید محمد حسن در سال اول زندگی مادرش خانم یحیوی و نیز در سن 4 سالگی پدرش میرزا محمد را از دست داد و تنها عضو خانواده او برادرش سید محمد حسین طباطبایی بود. وصی پدرشان به منظور عمل به وصیت آن مرحوم از سید محمد حسن و برادر بزرگترش با اخلاقی نیکو و اسلامی مراقبت می‌کرد و علیرغم نگهداری همسرش از آنها، خادمی را نیز به این منظوراستخدام کرد.پدر محمد حسن، "میرزا محمد" فرزند "محمد حسین" و او فرزند "میرزا محمد تقی قاضی طباطبایی" می‌باشد که "میرزا محمد تقی" جد مشترک علامه سید علی قاضی و سید محمد حسن است.سید محمد حسن، 30 سال پایانی عمر خویش را در تبریز و قم به سر برد و در این مدت شاگردانی را تربیت نمود. کرامات و مشاهدات غیبی بسیاری را از ایشان مطرح کرده اند که بر اثر تزکیه نفس و رعایت موازین و آداب شرعی و توسل به اهل بیت علیهم السلام به آنها دست یافته بود.ایشان در سال 1347 ش، در سن 60 سالگی، بر اثر عارضه قلبی درگذشت و پیکرش در آرامگاه "ابو حسین" قم به خاک سپرده شد. 
سید محمد حسن، در سنین کودکی به مکتب و مدرسه رفته و تحت نظر معلم خصوصی دروس ابتدایی را به همراه برادر فراگرفتند. ایشان دوران تحصیل و مراحل عرفان و سلوک مشترکی با برادر خود علامه طباطبایی داشت. پس از فراگیری مقدمات ادبیات فارسی و عربی و خوشنویسی، به همراه برادر وارد مدرسه طالبیه تبریز شد و سطوح عالی فقه، اصول، فلسفه و کلام را زیر نظر اساتید به اتمام رساند. پس از آن در سال 1304 ش، در سن 17 سالگی برای تکمیل تحصیلات به همراه برادر راهی نجف شدند. اساتیدسید ابوالحسن اصفهانیمیرزا محمد حسین نائینیسید حسین بادکوبه ایآیت الله سید علی قاضی 
سید محمد حسن الهی و برادرش زمانی که در نجف اشرف اقامت داشتند، شب برای اقامه نماز شب برخاسته و پس از ادای نوافل تا فرا رسیدن وقت نماز صبح با یکدیگر تمرین خطاطی و بعد از نماز صبح نیز به بحث در مسایل مورد تحصیل می‌پرداختند.به دلیل شب زنده داری و عبادت های شبانه و سلوک روحانی و توسل به اهل بیت علیهم السلام و خصوصاً حضرت علی (علیه السلام) سید محمد حسن به کمالاتی معنوی دست یافت و حالات غیبی را کشف کرد. علامه طباطبایی نقل کرده است: «چون در نجف اشرف همراه سید محمد حسن تحت تربیت اخلاقی مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی بودیم، سحرگاهی بر بالای بام بر سجاده عبادت نشسته بودم، در این هنگام خواب سبکی به من دست داد و مشاهده کردم دو نفر مقابلم قرار گرفته اند، یکی از آنها حضرت ادریس (ع) و دیگری برادر ارجمندم حاج سید محمد حسن الهی بود. حضرت ادریس (ع) با من به مذاکره و سخن گفتن مشغول شدند ولی به گونه ای بود که ایشان القای کلام می نمودند ولی سخنانشان توسط کلام اخوی شنیده می شد.»  مشاهده صورت انسانها بر اساس گرایشات باطنیشانسید محمد حسن الهی به موازات پیگیری تحصیلات در نجف از طریق تزکیه نفس در عرفان عملی به رتبه ای رسید که چشم برزخی اش باز شد و انسانها را مطابق ملکات و گرایشهای باطنی آنان مشاهده می کرد. علامه حسن زاده آملی می‌گوید: «برای بنده بارها پیش آمد و در محضر شریف ایشان شواهدی دارم و یادداشتها و خاطراتی در دفتر جداگانه نوشته و جمع آوری نمودم. سید محمد حسن و برادرش دیده باطن داشت و مشاهدات و مکاشفات عجیب از خود بروز می داد. آری، او و علامه طباطبایی متنعم به این نعمت قدسی بودند.من مشاهداتی، مکاشفاتی، حالاتی، خاطراتی از جناب حاج سید محمدحسن الهی (طباطبایی) دارم و خودم حقایقی را از ایشان مشاهده کردم و خودشان اخباراتی و اطلاعاتی به من فرمودند که اگر بخواهیم بعضی از این امور را بازگو کنیم، شاید مورد استعجاب و استیحاش بعضی واقع شود. ما را مثلاً خدای نخواسته به گزاف گوی و ژاژخای تعبیر کنند و حرفهای ما را ناروا...»آیت الله سید محمد حسن الهی در خصوص استاد عرفان و اخلاق خویش چنین گفته است: «استاد ما مرحوم قاضی بود که استاد وی حاج سید احمد کربلایی و استاد ایشان مرحوم آخوند ملا حسین قلی همدانی و استاد نامبرده مرحوم حاج سید علی شوشتری (از شاگردان شیخ مرتضی) بود.»از علامه حسن زاده آملی نقل شده است: «مرحوم آیت الله قاضی که در پرورش معنوی و تربیت روحانی ایشان [سید محمد حسن الهی] نقش به سزایی داشت، بر اثر عبادت های خالصانه در مسجد سهله کوفه از لطف الهی و انوار قدسی فیض ملکوتی برخوردار گشت و بدین جهت در مسیر زندگیش تحولی شگرف پدید آمد.وی بنا به نقل علامه طباطبایی و ارتباط مرحوم الهی با روح آن عارف [علامه قاضی] از طریق یکی از شاگردانش، قدرت طی الارض داشت و ظاهراً پس از افشای این تحولات غیبی، جمعی نزد آیت الله قاضی آمده و از او خواستند تا برایشان درس اخلاق گذارده و جرعه هایی از معنویت را به کامشان بریزد.»علامه طباطبایی در مورد برادرش چنین می‌گوید: «من خودم از اخوی استفاده می کنم؛ توصیه همیشگی ایشان هنوز در خاطر اطرافیان است: «از حسنات اعمالتان - که خیال می کنید حسنه است - توبه کنید، تا چه رسد به معاصی.»» 
سید محمد حسن در سنین جوانی با دختر آیت الله سید محمد باقر قاضی و خواهر اولین شهید محراب، آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی ازدواج کرد که ثمره این پیوند یک فرزند پسر به نام سید محمد الهی و سه دختر می باشد. یکی از دختران ایشان در سن 18 سالگی به دلیل بیماری درگذشت. وفات این دختر آیت الله سید محمد حسن را بسیار متأثر ساخت؛ اما او در این مصیبت صبر پیشه ساخت و کوچکترین حالت گله و شکایت از خویشتن نشان نداد.دختر دیگر ایشان با آقای سلماسی (از بازرگانان تبریز) ازدواج کرد و دختر کوچکتر ایشان نیز همسر دکتر شهیدی می‌باشد.  
آیت الله سید محمد حسن الهی، به همراه برادر خود پس از یازده سال اقامت در شهر نجف، در سال 1314 ش، به دلیل اوضاع معیشتی نامناسب مجبور شد از نجف به تبریز بازگردد. ایشان پس از بازگشت به تدریس فلسفه و علوم عقلی و نیز کتب اهل حکمت پرداخت و شاگردانی چند، تربیت نمود. به دلیل مهارت در علوم عقلی از سوی دانشگاه تهران برای تدریس دعوت شد که بعلت اکراه از پذیرفتن مناصب دولتی نپذیرفت.علامه طباطبایی در مورد برادر خود اینچنین گفته است: «برادر ما راجع به تأثیر صدا و کیفیت آهنگ ها و تأثیر آن در روان انسان و به طور کلی از اسرار علم موسیقی و روابط معنوی روح با صداها و طنین های وارد شده در گوش، کتابی به رشته تحریر درآوردند که انصافاً اثر نفیسی بود و تا به حال (زمان نقل این مطلب) در دنیای امروز بی نظیر و از هر جهت بدیع و بی سابقه بود. لکن پس از آنکه کتاب یاد شده را به پایان رساند و از تألیفش فارغ گشت، بیم آن را پیدا کرد که به دست افراد نااهل و حکام جائر بیفتد و تشکلیلات نامشروع و افراد بوالهوس از این متن ارزشمند استفاده سوء بنماید. از این جهت به طور کلی آن را از بین برد.» شاگردان علامه حسن حسن زاده آملیمیرزا محمد علی ارتقاییمیرزا موسی تبریزیو ...از مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایی (صاحب تفسیر المیزان) نقل شده است که گفته اند:«برادر من در تبریز شاگردی به نام "آیت الله میرزا محمدعلی ارتقائی" متخلص به «ادیب العلمای تبریزی»، داشت که به او درس فلسفه می گفت و آن شاگرد از طریق احضار ارواح، با ایشان آشنا شده بود و با وی تماس پیدا کرده بود.اجمال مطلب آنکه آن شاگرد قبل از آنکه با برادر من ارتباطی داشته باشد، میل کرده بود فلسفه بخواند و برای این منظور روح ارسطو را احضار نموده و از او تقاضای تدریس کرده بود. ارسطو در جواب گفته بود کتاب اسفار "صدرالمتألهین شیرازی" را بگیر و برو نزد آقای حاج سید محمد حسن الهی بخوان. این شاگرد یک کتاب اسفار خریده و آمد نزد ایشان و پیغام ارسطو - که در حدود سه هزار سال پیش از این زندگی می کرده است - را داد.» 
یکی از مهمترین ویژگی های اخلاقی محمد حسن الهی، صبر و استقامت در مسیر زندگی می باشد و اینکه ناملایمات را با ایمان و تقوایی که داشت، پشت سر می نهاد و هر گونه ابتلایی را همچون لطف الهی تصور می کرد و این امور را در تربیت و سازندگی انسان و بیرون آمدن او از خواب غفلت و حالت نسیان مؤثر می دانست و عقیده داشت گره های مشقت بار زندگی اگر از سوی خود انسان بر اثر برخی جهالت ها پدید نیامده باشد، در تصفیه درون و تقرب به حق مؤثرند.آیت الله سید محمد حسن الهی از جمیع جهات شباهت زیادی با علامه طباطبایی داشت و در صبر و شیوه زندگی، سعه صدر، همت عالی، زندگی زاهدانه به معنای واقعی، دوری از دنیا و دنیا طلبان، رابطه با خداوند، انس و الفت با ذکر و عبادت که توأم با بصیرت و معرفت بود، شیفتگی به شرع مطهر و محبت برگرفته از معرفت نسبت به خاندان عصمت و طهارت، کوشش در جهت اعتلای حکم حق، کمک به همنوع و رسیدگی به محرومان و فقیران نمونه ای بارز در خطّه آذربایجان و منطقه تبریز بود و در بین اهالی این سامان به پاکی و طهارت نفس و وارستگی اشتهار داشت. مراتب کمال سید محمد حسن از منظر علامه طباطباییعلامه طباطبایی در خصوص مراتب فضل و کمال برادرش می گوید: «از جهت فضایل علمی و اخلاقی کمتر از آقایان فعلی قم نبود، جز اینکه از بیت انزوا بوده است. مرحوم پدرش نیز این چنین بود و مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی که یکی از اساتید ما بود، نیز این گونه بود و جدش مرحوم "آقا سید حسین قاضی" از شاگردان "میرزای شیرازی" چنین خصلتی داشت.وقتی خواست از محضر استادش مرخص شود و به تبریز برود، خدمت مرحوم میرزای شیرازی رفت که چه شدیم و چه داریم؛ خوب است که به ما نصیحتی بفرمایید. مرحوم میرزا به "سید حسین" مذکور فرمود: «من چیزی ندارم که به شما بدهم. ولی شب و روز یک ساعت به فکر بنشین.» و این دستور را به ایشان داد. پس از چندی که مردم تبریز در سامرا به خدمت میرزای شیرازی رسیدند، احوال آقا سید حسین را پرسیدند؛ آنان در جوابش عرض نمودند: «آقا در تمام شبانه روز در اندیشه و عبادت می باشد.»» استاد از منظر شاگردهمچنین آیت الله حسن زاده آملی در درس هشتاد و یکم از معرفت نفس گفته است: «نکته ای بلند از استادم شادروان جناب علامه آقا سید محمد حسن الهی طباطبایی تبریزی به یادگار دارم. روزی در مزار شیخان قم به حضور مبارکش افتخار تشرف داشتم و هیچ گاه در محضر فرخنده اش یک کلمه از دنیا گله و شکوه ای و حرف کم و زیاد مادی نشنیدم. فرمود: «آقا؛ انسانها همچون معادن هستند باید آنها را استخراخ نمود.» غرض آن جناب اینکه همچنان که کوهها دارای معادن طلا، نقره، الماس، فیروزه و غیره هستند، انسانها دارای معادن گوناگون حقایق و معارفند. باید هر کسی کوه وجودش را بشکافد و آن معادن را استخراج کند. یعنی در روانشناسی بکوشد تا آب زندگی از او بجوشد، البته این سخن را عمق دیگر است.»علامه حسن زاده آملی بیش از دیگران از حضور ایشان استفاده کرد. چنان که خود به این موضوع چنین اشاره می‌کند:«در سنه 1345 ش، آیت الله جناب آقای سید محمد حسن الهی قاضی طباطبایی (برادر مکرم استاد علامه طباطبایی) که در حوزه علمیه قم برای افاده و افاضه رحل اقامت افکنده بود، این کمترین از محضر انورش بهره بردی.» و در جای دیگر خاطر نشان نموده است: «در همه حال، استادم حکیم متأله آیت الله آقای محمد حسن قاضی طباطبایی تبریزی، مشهور به الهی «اعلی الله مقامه» پیوسته مرا به مراقبت و نگاه داشتن ادب در برابر خداوند و محاسبه نفس بسیار توصیه می فرمود و من نفحات انفاس شریفش و برکات فیوضات منیعش را فراموش نمی کنم.آن جناب از تبریز گرفته تا نجف اشرف و مراجعت از نجف – که به تبریز آمدند – و علامه طباطبایی در تمام بحث و درس و شئونات دیگر با هم بودند. آن بزرگوار هم جامع علوم عقلی و نقلی بود و ریاضت های نفسانی او بسیار عجیب بود. وقتی به حضور علامه طباطبایی رسیدم، آن جناب از من سؤال کرد: «شما اخوی آیت الله محمد حسن الهی را چگونه یافتید؟ بنده واقعیتی را اظهار کردم، گفتم: آقاجان، جناب اخوی خیلی اهل بذل علمی و عرفانی است. البته در تبریز ماند و از این گونه تأسف ها (محرومیت از کمالات علمی او) برای ما هست. من مشاهداتی و مکاشفاتی و حلاوتی از جناب حاج سید محمد حسن الهی دارم که اگر بخواهیم بعضی از این امور را بازگو کنیم، شاید موجب استعجاب واقع شود.» 
سید محمد الهی طباطبایی فرزند آیت الله سیدمحمد حسن الهی طباطبایی درباره پدرش می‌گوید: «احضار ارواح یکی از کارهایی بود که پدرم می توانست آن را انجام دهد. در برابر احضار ارواح انسانهای ملعون، پدرم روح انسانهای بزرگ را نیز احضار می نمود مثلاً بارها خود شاهد بودم که چگونه روح مرحوم سید علی آقا قاضی را فرا می خواند و از ایشان پاسخ برخی از سؤالاتش را می گرفت و با احضار ایشان، عطر و بوی خوشی در داخل اتاق می پیچید.یکبار یک ضایعه ای پوستی روی پای پدرم ظاهر شده بود به هر دکتر مراجعه نمود نتوانست برای آن چاره ای بیابد. یکبار اراده نمود تا روح شیخ ابوعلی سینا را بخواند و از او بخواهد تا پایش را در میان جمع مداوا نماید.ابوی می گفت بنده سؤالات علمی زیادی از ارواح علما و دانشمندان بزرگی همچون بوعلی سینا، سقراط، افلاطون، ارسطو و... کرده‏ام؛ سؤالاتی که اصلاً در حد و اندازه آنها هم نبود ولی آنها به درستی به این سؤالات پاسخ داده و پدرم همه این سؤال و جواب ها را در یک دفترچه ای یادداشت نموده و ثبت کرده است و دانشگاه علامه طباطبایی هم اکنون بر روی سرگذشت پدرم حضرت آیت الله سیدمحمدحسن الهی طباطبایی برنامه ریزی جامعی انجام داده و قرار بر این شده است تا بصورت کتابی چاپ و منتشر گردد و بنده همه این سؤال و جواب ها را در اختیار این عزیزان قرار داده ام.» کیمیاگری آیت الله الهیسید محمد حسین قاضی می گوید: «آقای الهی زمانی که در قم بود به روضه ای که در منزل مرحوم "میرزا تقی زرگری" تشکیل می شد می رفت. آنها بعد از روضه یک جلسه خصوصی داشتند. یک بار پس از اتمام روضه وقتی برای ایشان سینی مسی چای می آوردند ایشان انگشت خود را بر لب می‌گذارد و بعد به سینی مسی می‌زند سینی تبدیل به طلا می‌شود. اما ایشان می‌گوید ما طلا را می‌خواهیم چه کنیم؛ دوباره انگشت بر لب می‌گذارد و به سینی می‌زند و سینی دوباره به حالت اولیه اش بر می‌گردد.» 
آیت الله سید محمد حسن الهی طباطبایی در سال 1346 ش، در بستر بیماری قرار گرفت و دیگر بیماری ایشان بهبود نیافت. ایشان بر اثر بیماری قلبی در شهر تبریز، در روز دوشنبه 13 ربیع المولود سال 1388 ق (20 خرداد 1347) در سن 60 سالگی وفات نمود. پیکر وی بر حسب وصیتش به قم انتقال داده و پس از تشییعی با شکوه، در مقبره معروف به "ابو حسین" به خاک سپرده شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۲۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۲۹

علامه الهی طباطبایی

خلاصه زندگی نامه

 سید محمد حسن الهی طباطبایی، از علما و نخبگان دینی و علمی قرن معاصر و برادر کوچکتر علامه طباطبایی است. ایشان عمر خود را صرف تزکیه نفس و نیز ترویج معارف دینی و تربیت شاگردانی چند، نمود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع