میرزا ابوالحسن شعرانی، در سال 1320 ق (1281 ش) در شهر تهران متولد شد. وی از نوادگان ملا فتح الله کاشانی است که با تسلط بر بسیاری از علوم زمان  و تألیف آثار بیشمار و گرانبها و همچنین تربیت شاگردان، به عنوان یکی از علمای ممتاز قرن معاصر در حوزه تهران تبدیل شد. علامه شعرانی تحصیلاتش را در تهران، قم و نجف انجام داد و پس از اتمام تحصیلات و طی مراحل عرفانی، از نجف به تهران بازگشت. این مرحله از زندگی ایشان صرف تبلیغ دین و تألیف آثار بیشمار و تربیت شاگردان نخبه شد. ایشان امامت جماعت مسجد جدش ملا ابوالحسن معروف به "مسجد حوض" نزدیک بازار تهران را عهده دار شد که خود "ملا ابوالحسن مجتهد تهرانی" آن را از املاک شخصی خود نقشه برداشته و به طوری که نقل کردند، ساخته است. در این مسجد اعتقادات و احکام و اخلاق و معارف دینی را خود ایشان و نیز گویندگان مذهبی برای مردم بیان می‌کردند و مرحوم شعرانی برای تجدید بنای مسجد تلاش بسیار نمود. علامه شعرانی در 12 آبان ماه سال 1352، در سن 73 سالگی وفات نمود و در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی، به خاک سپرده شد.   
نسب علامه شعرانی بدین صورت است: ابوالحسن، فرزند "شیخ محمد"، فرزند "آخوند غلامحسین"، فرزند "شیخ ابوالحسن مجتهد"، فرزند "ملا فتح الله کاشانی". پدر علامه شعرانی در سال 1346 ق (1306 ش) درگذشت. پدر بزرگ ایشان، "آخوند غلامحسین"، یکی از علمای فاضل تهران بود که در سال 1313 ق (1274 ش) در نجف اشرف به خاک سپرده شد. جد اعلای میرزا ابوالحسن شعرانی، "شیخ ابوالحسن مجتهد تهرانی"، متوفای 1272 ق (1234 ش) ابتدا در تهران و سپس اصفهان به تحصیل پرداخت و بعد راهی عراق شده و در حوزه‌های علمیه آن دیار نزد بزرگانی چون "سید علی طباطبایی" (صاحب ریاض) ادامه تحصیل داد و با اجازه اجتهاد به تهران مراجعت کرد. "ملا فتح الله کاشانی" جد اعلای علامه شعرانی، متوفای 988 ق (952 ش)، مفسر معروف عصر صفویه می‏باشد. تفسیر منهج الصادقین وی به زبان فارسی بسیار مشهور است.  
علامه شعرانی در کودکی و نوجوانی، قرآن، تجوید و ادبیات عرب را نزد پدر فراگرفت و کتب رایج در رشته‌های مختلفی همچون فارسی، منطق، فقه، اصول، فلسفه، ریاضی و... را در محضر علمای قم و تهران بخصوص مدرسان مدرسه فخریه (مروی) آموخت.   اساتید ایشان در تهران عبارتند از: آیت الله حاج میرزا مهدی آشتیانی میرزا محمود قمی متخلص به "رضوان" که علامه شعرانی، بیشترین بهره های علمی را در علوم عقلی و فلسفی از ایشان برده است. حبیب الله ذوالفنون (علوم ریاضی از هیئت و نجوم و عمل به اسطرلاب و استخراج از زیج و غیر آن را نزد پدر خود و نیز میرزا حبیب اللّه مشهور به ذوالفنون فراگرفت.)   اساتید ایشان در قم عبارتند از: میرزا ابوالحسن، در ابتدای تأسیس حوزه علمیه قم به آنجا رفته و در محضر اساتیدی مانند آیت الله "حاج شیخ عبدالکریم حائری" (مؤسس حوزه قم) و حاج "شیخ عبد النبی نوری" به ادامه تحصیل پرداخت. وی سالها در قم مشغول به تحصیل بود و بعد از آن نیز راهی حوزه نجف شد.   اساتید ایشان در نجف اشرف عبارتند از: در بین اساتید حوزه علمیه نجف، "سید ابوتراب خوانساری" (متوفای 1346 ق، 1306 ش) بیشتر از دیگران، شعرانی را مجذوب خود کرد. سید ابوتراب خوانساری در بین علماء، شخصیت بر جسته‌ای داشت و علاوه بر فقه و معارف شیعه، با فقه اهل سنت نیز آشنا بود.   سایر اساتید ایشان عبارتند از: میرزا طاهر تنکابنی حکیم هیدجی حاج آقا بزرگ ساوجی شیخ مسیح طالقانی ادیب لواسانی شیخ محمدرضا قمشه ای میرزا علی اکبر یزدی   تسلط بر چند زبان زنده دنیا علامه شعرانی در کنار تدریس علوم مختلف و تبحر در آنها به چند زبان خارجی نیز مسلط بود. از جمله فرانسه که علاوه بر تسلط بر این زبان، کتب اسلامی ترجمه شده به فارسی را نیز مطابقت داده و ایرادات آنها را تصحیح می‌کرد. تسلط کامل بر زبان ترکی، آشنایی با زبان انگلیسی و فراگیری زبان عبری از یک روحانی یهودی را نیز می‌توان نام برد.   
علامه شعرانی پس از کسب علوم مختلف و طی مراحل عرفان عملی و اخلاقی به تهران بازگشت و مشغول تدریس و تربیت شاگردان ممتاز شد. ایشان کتب بسیاری را به شاگردان زیاد و با ذکاوتی تعلیم کرده است؛ شاگردانی که رونق فعلی حوزه های علمیه در زمان حال، مرهون وجود آنهاست. علامه ابوالحسن در فقه و اصول کتابهایی چون رسائل و مکاسب "شیخ انصاری"، کفایه "آخوند خراسانی" و برخی ابواب جواهر الکلام "محمد حسن نجفی"؛ همچنین در علوم نقلی کتابهای شرح اشارات "خواجه نصیر"، اسفار "ملاصدرا" و شفاء و نفس، نبات و حیوان "ابن سینا"؛ در علم تفسیر کتاب مجمع البیان "مرحوم طبرسی" و در علم حدیث درایه و رجال و در طب نیز "شرح الباب" را تدریس کرد. همچنین علامه در تهران، به درخواست مرحوم مدرس، در مدرسه سپهسالار سالها به تدریس ریاضیات مشغول بود. از جمله شاگردان ایشان عبارتند از:آیت الله جوادی آملیسید محمدباقر حجتیعلامه حسن حسن زاده آملیمیرزا هاشم آملی (پیش از رفتن به نجف)محمد خوانساری  سید حسن سادات ناصریاحمد سیّاح  سید عباس شجاعی  عمادالدین شهرستانیسید رضی شیرازی  علی‌اکبر غفاری‌ قوامی واعظمهدی محققآقا کمال مرتضوی  سید محمد حسن مرتضوی  سید حسن میرخانی  محمد علی ناصح  مهدی نواییعلی‌ اکبر وحیدشیخ محمد حسن احمد فقیه یزدیسید جلال الدین حسینی ارموی (معروف به محدث اُرمُوی) 
علامه شعرانی در علوم مختلفی متبحر بود. بر همین اساس ایشان تألیفات گوناگونی در این رشته‌ها از خود به جای گذاشته است.تفسیر و علوم قرآنیحاشیه بر مجمع البیان (در ده جلد با تصحیح و اعراب اشعار و توضیح آنها)تصحیح کامل تفسیر صافی (در دو جلد)حواشی و تعلیقات بر تفسیر منهج الصادقین (در ده جلد)مقدمه و حواشی و تصحیح کامل تفسیر ابوالفتوح رازی (در دوازده جلد)تجوید قرآنتعداد 60 نوع قرآن به قطعهای مختلف که با دقت نظر ایشان در خود آیات و ترجمه آنها و تصحیح و اعراب‌گذاری و رسم‌الخط طبق منابع و مآخذ معتبری که در دسترس داشتند.نثر طوبی یا دائرة المعارف لغات قرآن مجید به ترتیب حروف تهجّی که جامع و بی نظیر است و چنین اثری سابقه نداشته است.   حدیث و روایتجمع حواشی و تحقیق و تصحیح کتاب وافی اثر فیض کاشانی (در 3 جلد)تعلیقات بر شرح اصول کافی اثر ملا صالح مازندرانی، (در 12 جلد)تعلیقات بر وسائل الشیعه (از جلد 16 تا 20)حاشیه بر ارشاد القلوب دیلمی؛ این کتاب پیشتر یکی از متون درسی حوزوی در اخلاق به شمار می رفت؛ از این رو مرحوم شعرانی آن را احیاء و تصحیح کرد و بر آن حواشی سودمندی نگاشت. ترجمه و شرح دعای عرفه سید الشهداء علیه السلام، ضمیمه کتاب فیض الدموعترجمه و شرح مفصل صحیفه کامله سجادیه به فارسی که با پنجاه صفحه ملحقات به طبع رسیده و در دسترس است.تحقیق و تصحیح جامع الرواةرساله در علم درایه فقه و اصولالمدخل الی عذاب المنهل، در اصولشرح کفایة الاصول آخوند خراسانی بر طریقه «قال ـ اقول» که اکتفا کرده اند بر تفسیر مقاصد آن به عبارت واضح و روشن نظیر شرح شمسیهحاشیه کبیره بر قواعدرساله در شرح شکوک صلاة در عروة الوثقیفقه فارسی و مختصر برای تدریس در مدارسمناسک حج با حواشی 9 نفر از مراجع تقلیدتحشیه رسائل شیخ اعظم انصاری به فارسی رساله فی الدرایهچند کتاب مستقل فقهی به فارسی درباره طهارت، صلاة، اطعمه و دیات رساله‌ای در اعتقادات، مانند اعتقادات صدوق و مفصلتر از آن که در ابتدای شرح اصول کافی چاپ شده است شرح تبصره علاّمه حلّی که متن فقهیِ مستقل و با دیدی جدید از نظر مسائل روز به فارسی است در دو جلد  فلسفه و کلامشرح تجرید در علم کلام به فارسی که شرح الشرح است و بیان دو عالم بزرگ خواجه نصیرالدین طوسی و شاگردش علامه حلی حاشیه بر فصل الخطاب محدث نوریکتاب راه سعادت در اثبات نبوت و رد شبهات یهود و نصاراترجمه کتاب الامام علی صوت العداله الانسانیه با نقدِ لغزشهای نویسنده (جرق جرداق)تعلیقاتی بر کتاب محمد پیامبر و سیاستمدار، نوشته مونتگمری واتاصطلاحات فلسفی (فلسفه اولی یا ما بعد الطبیعة)  ترجمه رساله علوم و صناعات فارابی (ناتمام)مقدمه و حواشی محققانه بر اسرار الحکم سبزواریترجمه و شرح منظومه مرحوم حاجى سبزوارى  هیئت و نجومشرح عمل به زیج (جدولی که از روی آن به حرکات سیارات پی می‌برند) مبتنی بر هیئت جدیدتعلیقه و مستدرک تشریح الافلاک با اشاره به هیئت جدیدهیئت فلاماریون، ترجمه از زبان فرانسهتقاویم (تقویم‌های) شبانه روزی تاریخترجمه نفس المهموم "حاج شیخ عباس قمی" به نام دمع السّجوم که احاطه علامه را در ترجمه و تحقیق در تاریخ نشان می دهد. مقدمه و تصحیح و تحقیق در مطالب کشف الغمه و شرح حال مؤلف آن "علی بن عیسی وزیر"مقدمه و تصحیح منتخب التواریخ ملا هاشم خراسانیمقدمه بر کتاب وقایع السنین و الاعوام مرحوم سید عبدالحسین خاتون آبادیمقدمه، تصحیح و تعلیقات بر کتاب روضة الشهداء سایر تألیفاتتصحیح کامل و مقدمه و حاشیه بر جلد اول و سوم کتاب «نفایس الفنون فی عرابس العیون» اثر "محمود آملی" از دانشمندان قرن هشتمتصحیح کتاب ابی الجعد یا مسند الرضا یا صحیفة الرضا علیه السلام به روایت "شیخ طبرسی"؛ این کتاب همراه با نثر اللئالی و طب الائمة به امر آیت اللّه بروجردی، در سال 1377 ق (1336 ش) به چاپ رسید. تعلیقاتی بر زیج بهادری که البته تعلیقات آن اندک است اما شاگرد برجسته ایشان آیت اللّه حسن حسن‌زاده آملی یک دوره کامل آن را شرح کرده است. کتابی در تراجمهیئت فلاماریون که از فرانسه به فارسی ترجمه کرده‌اند و احاطه علامه شعرانی را به زبان علمی فرانسه نشان می دهد. 
علامه شعرانی، در سن 73 سالگی دچار ضعف و نقاهت و بیماری قلب و ریه گردید و پس از چندی بواسطه شدت بیماری به آلمان اعزام شده و در یکی از بیمارستانهای شهر هامبورگ بستری شد لیکن معالجات سودی نبخشید و سرانجام نیمه شب یکشنبه 7 شوال سال 1393 ق (12 آبان ماه  1352 ش)، در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم نمود. پیکر ایشان به تهران منتقل و در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی، روبروی باغ طوطی به خاک سپرده شد. 
علامه شعرانی در بخشی از وصیتنامه خویش و در توصیه به طلاب علوم دینی مواردی را یادآور می‏شود: اخلاص در نیت برای خدا«...توصیه‌ای به برادرانم، یعنی طالبان علوم دین و پژوهندگان آثار سرور انبیاء (صلی الله علیه وآله) که بدین کتاب می‌نگرند؛ بزرگترین چیزی که بر طالب علم واجب و ضروری است، خالص گردانیدن نیت [برای خداست] که بنده را توفیق می‌دهد و وسایل طاعت خویش را برایش فراهم می‌آورد و هم اوست که راه درست را در قلوب بندگانش الهام می‌بخشد. اگر اخلاص نیت نباشد هیچ‌کس موفق نمی‌شود از نردبان دانش بالا رفته یا از آموخته‌های خود سودی برد... زهد و پرهیز و تلاوت قرآناز دیگر اموری که بر طالب علم واجب است، پارسایی و پرهیز از حرامها و مسائل شبهه‌ناک و نیز مواظبت بر عبادات است؛ زیرا هیچ کس از علم خود سودی نمی‌برد مگر آن را با عمل مقرون سازد. دلهای مردمان نیز بواسطه عالم بی‌تقوا آرامش نمی‌یابد... واجب است بر طالب علم که قرائت قرآن کریم را در طول شبانه روز ترک نگوید و آن قرائت را به اندازه توانایی خویش با تدبّر و تأمّل در ریزه‌کاریها و معانی آیات همراه سازد و در آیاتی که به اشکال برمی‌خورد به تفسیر مراجعه کند. گمان نیک به علمانیز واجب است بر ادله گفتار و رفتار و مطالعه آنچه را بیهوده است و بدو ارتباطی ندارد، واگذارد... و باید طالب علم نسبت به علما گمان نیکو داشته باشد و این راز موفقیت و وسیله کامیابی و پیروزی است و بدگمانی به آنان شقاوت و بدبختی به بار می‌آورد؛ بلکه گاهی به کفر و گمراهی و جهل مرکب می‌انجامد. پس باید در کلام آنها با عنایتی کامل و تدبری راستین نگریست... البته مقصود ما این نیست که این بزرگان، معصوم از خطا هستند بلکه منظور این‌است که جایز نیست در اولین برخورد سریعاً آنان را تخطئه کرد.  تهذیب نفسو نیز واجب است بر طالب علم که عادت به تعصّب و خشکی نسبت به کتاب خاص یا طریقه‌ای خاص پیدا نکند... یک طالب علم باید در تهذیب نفس خویش کوشا باشد و خود را با اخلاق فاضله آراسته سازد و در این راه تنها به خواندن احادیث وارد شده بسنده نکند؛ بلکه عمده آن است که با اهل اخلاق همنشین و معاشر گردد و اعمال خود را بر آنان عرضه بدارد و عیوب و کاستی‌های خویش‌ را دریابد و از آنان راههای اصلاح نفس را بجوید. شایسته است بر تو که از معاشرتهای خالی از تعلیم با مردم بکاهی بویژه با ثروتمندان و مترفین و دنیا خواهان باید آنچه را که آخرت را از یاد تو می‌برد و میل و رغبت به دنیا را در تو ایجاد می‌کند رها کنی و با صالحان و پارسایان و اهل عبادت همراه گردی زیرا این عمل بطور کلی در تهذیب نفس مؤثّر است...  تحصیل علم برای خدا بدان که (رشته‌های) علوم شرع بسیار است و کمتر اتفاق می‌افتد که شخصی در تمامی آنها کاردان و صاحب مهارت گردد و لذا بر هر طالب علمی واجب است که بخشهایی از این علوم را برگزیند که فایده آن برای مردم بیشتر باشد؛ در جهت رهایی از گمراهی نیز از توانایی بیشتری بهره‌مند باشد. از آنجا که فراگیری و آموزش همه این علوم، واجب کفایی است اگر در یک رشته تعداد عالمان افزایش یافت و در رشته دیگر رو به کاستی یا نابودی نهاد پس بر طلبه مستعد واجب است که این رشته را برگزیند؛ هرچند که منزلت و منافع دنیایی او در رشته دیگر نهفته باشد و این از نشانه‌های اخلاص نیت در راه فراگیری دانش است و از همین امر دانسته می‌شود که هدف این دانشجو تنها خداوند متعال است.  علوم مورد نیازعلومی هستند که در همه رشته‌ها بدانها نیاز هست. مانند: زبان عربی  علم قرائت؛ هرچند اگر به قرائت یکی از قراء هم اکتفا کند... زیرا حفظ کلمات و الفاظ قرآن از واجبات است و این هم وظیفه اهل علم می‌باشد و از همین رهگذر است که معجزه بودن قرآن پایدار می‌ماند. سیره حدیث؛ باید از احادیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت علیهم‌السلام، نمونه‌های خوب و شایسته‌ای را بداند زیرا با نگریستن در آن احادیث است که ایمان در قلب آدمی استقرار می‌یابد و بر راستی آنان در نبوت و امامت یقین حاصل می‌شود. اصول اعتقادات؛ واجب است بر طلاب علم که بر اصول مذهب و آنچه به اعتقادات وابسته است، معرفت داشته باشد... زیرا هر عالمی احتیاج به بحث و تقریر و تعلیم دارد و این امور جز از رهگذر علم تفصیلی امکان‌پذیر نیست؛ برخلاف عوام مردم که نوعاً به دانستن مختصر و اجمالی اکتفا می‌کنند... نباید در فراگیری علمی قدم پیش گذارد مگر آنکه مقدمات آن را تکمیل کند مثلاً برای پرداختن به تفسیر و حدیث باید ابتدا در ادبیات عرب به حد کمال رسد و بخشی از فقه و کلام را نیز آموخته باشد. 
علامه حسن زاده آملی در خصوص استاد خویش علامه شعرانی می‌گوید:«آقای شعرانی ذوالفنون بودند. بنده همه اساتیدم را به تبحر در فنون مثل ایشان ندیدم. مثل این بزرگوار در تمام فنون ندیدم. آن جناب در همه علوم کتاب‌های دوره شفای شیخ رئیس، ماهر و متبحر بود و علم عروض هم می‌دانست. یکی از کتابهای دوره شفا، علم موسیقی است. دانستن موسیقی که گناه نیست. حتی مرحوم "شیخ بهایی" در کشکول نقل می‌کند از مرحوم علامه که یک وقت برای معالجه بیماری، موسیقی به کار می‌رفته. مرحوم آقای شعرانی موسیقی هم می‌دانست. فرانسه را به اندازه عربی می‌دانست و مسلط بود. آن لحن شیرینش هیچگاه از خاطرم نمی‌رود. گاهگاهی از ایشان عبارتی می‌پرسیدم که آقا این عبارت را چطور باید معنا کرد؟ ایشان دیکسیونر را می‌گرفت – دندان نداشت و چند تا از دندان‌هایش ریخته بود – این الفاظ فرانسه را با آن دندان‌های ریخته‌اش خیلی شیرین و جالب می‌خواند. گاهگاهی هم مختصر تبسمی می‌کرد. ترکی خوب می‌دانست و تلفظ می‌کرد. انگلیسی‌اش خوب بود اما نه مثل فرانسه‌اش. فرانسه‌اش خیلی قوی بود.عبری را می‌دانست. کتابهای عبری را هم داشت. خودش به من گفت که من عبری را پیش یک ملای یهودی خوانده‌ام. در علوم دینی و فقه و اصول و روایت و تفسیر، آثار قلمی ایشان یکی از دیگری غنی‌تر یکی از دیگری مهمتر، یکی از دیگری پخته‌تر است.جناب علامه شعرانی در ادبیات قلم توانایی داشت. فارسی را خیلی سنگین و قوی و فصیح می‌نوشت. در ریاضیات عالیه، در نجوم، من بارها این مطلب را به عرض رسانده‌ام در میان علمای روحانی ما در عصر خودم، بنده کسی را به تبحر در ریاضیات از ایشان بهتر و برتر ندیدم.هیچوقت حوزه‌ها از ریاضیات خالی نبوده و نخواهد شد. شما وقف‌نامه مدرسه سپهسالار قدیم را ملاحظه بفرمائید. در آن وقف نامه برای مدرس آن مدرسه، یکی از شرایطی که آورده این است که مدرس این مدرسه باید کسی باشد که بتواند قواعد "علامه حلی" را تدریس کند. چرا این شرط را آورده‌اند. قواعد علامه حلی چه خصوصیاتی دارد که مدرس آنجا باید چنین کسی باشد که از عهده تدریس این کتاب برآید. برای اینکه مرحوم "علامه حلی" مسائلی عنوان کرده است که باید با قواعد ریاضیات عالیه، جبر و مقابله و معادلات ریاضی حل بشود. به تعبیر استاد جناب آقای شعرانی، علامه حلی ما در تمام موضوعات اسلامی در فقه و اصول، ادبیات، ریاضیات، نجوم، طب، فلسفه در همه چیز سرآمد بود.» خاطره علامه حسن زاده از استاد«یکی از خاطرات خوشی که از محضر شریف ایشان دارم این است که یک روز زمستان که برف خیلی سنگینی آمده بود من از حجره بیرون آمدم، برف را نگاه کردم و مردد بودم که به درس بروم یا نه. اگر نمی‏رفتم، دلیل بر تنبلی من و عدم عشق و شوق من بود، به هر حال تصمیم گرفتم بروم. رفتم تا در خانه ایشان در سه راه سیروس (چهار راه سیروس فعلی) خواستم در بزنم، با آن برف سنگین که آمده بود، خجالت کشیدم.مدتی ایستادم که کسی بیرون بیاید، اما کسی نیامد. دیدم وقت درس هم دارد می‌گذرد. در هر صورت در زدم. آقازاده‌هایشان در را باز کردند وارد شدم و رفتم. دیدم ایشان مشغول نوشتن هستند. با انفعال وارد شدم سلام کردم و به محض نشستن عذرخواهی کردم. گفتم آقا در این برف مزاحم شدم، می‌خواستم نیایم. گفتند چرا؟ گفتم در این برف نمی‌خواستم مزاحم بشوم. گفتند مگر شما که از مدرسه مروی تا اینجا می‌آمدید، گداها در راه ننشسته بودند و گدایی نمی‌کردند؟ گفتم چرا بودند. ایشان گفتند خوب آنها که تعطیل نکردند، ما چرا تعطیل کنیم.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۲۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۲۹

علامه ابوالحسن شعرانی

خلاصه زندگی نامه

 علامه ابوالحسن شعرانی، معروف به ذوالفنون، از علمای ممتاز قرن معاصر در حوزه تهران می‏باشد. وی بر بسیاری از علوم تسلط داشته و آثار و تألیفات بیشمار و گرانبهایی از خود برجای گذاشته است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع