علاءالدین علی ثابت، که "ریپکا" سال تولدش را حدود سال 1060 هجری قمری تخمین زده است، در شهر "اوزیجه بوسنه" که بعد ها "بوسنی" نام گرفت، به دنیا آمد. وی خویشاوند "وُصْلَتی علی بیگ" شاعر و "ماهری عبداللّه افندی" بود. او پس از اتمام تحصیلات مقدماتی نزد "خلیل افندی"، از علمای آن روزگار، برای ادامه تحصیل به استانبول رفت. پیشرفت و پرورش طبع توانا و استعداد شعری ثابت مدیون همین مهاجرت است. او در جستجوی ممدوح، سرانجام توجه "محمدپاشا سیدی زاده"، قپودان دریا را جلب نمود و چون ممدوح وی، در شوال 1086 به "قپودان دریایی" منصوب شده بود، ثابت می بایست پیش از این تاریخ، به استانبول رفته باشد. علاءالدین در دستگاه "محمدپاشا"، لیاقت خود را نشان داد و با شخصیتهای برجسته ای آشنا شد. وی در ربیع الاخر 1089، به وساطت "محمدپاشا"، پیشکار "علی افندی"، شیخ الاسلام چتالجه شد. در نسخه ای از دیوان ثابت، که به "فریدکام" تعلق دارد، یادداشتی هست که نشان می دهد ثابت، داماد خانواده "لعلی زاده" بوده، و وابستگی وی به طریقت "بیرامیه"، نتیجه این وصلت است. سرانجام علاء الدین علی ثابت در سال 1124 هجری قمری درگذشت. 
ثابت با حقوقی اندک به سمت مُدرّسی ارتقا یافت. وی پس از بر کنار شدن از تدریس، در سال 1096 در قصیده ای، از این مسئله و گرفتار شدنش در دیار غربت، به "قره ابراهیم پاشا" شکوه کرد و خواستار سمت قضا شد. در همین تاریخ، از "محمد افندی اَنقَرَوی"، قاضی عسکر روم ایلی نیز منصبی تقاضا کرد. ثابت قصیده ای هم در تبریک فتح پرکوپ و کاچانیک، به "سلیم گرای"، خان کریمه، که در تاریخ 13 جمادی الاولی 1101 به اَدِرنه آمده بود، تقدیم کرده است. از این قصیده چنین بر می آید که ثابت از اواسط 1098 به بعد، در ادرنه سمت پیشکاری داشته و دور از خانه و خانواده اش به سر می برده است. او در این قصیده، از "سلیم گرای" خواست که منصب قضای شهر کفه کریمه را به او واگذار کند و در پی آن با درجه ثانیه قاضی این شهر شد. تاریخ انتصاب و مدت اشتغال ثابت به این سمت معلوم نیست، اما مسلّم است که این انتصاب پیش از دومین کناره گیری "سلیم گرای" از امارت، در جمادی الاخره 1102، صورت گرفته است. 
علاءالدین در قصیده ای که در شعبان 1103، برای "شیخ الاسلام علی افندی پاشمَقچی زاده" سروده و در آن از مصیبت کشته شدن بسیاری از افراد خانواده اش و تهیه فدیه برای نجات جان دخترش سخن گفته، مقام قضای یانیه را خواستار شده است. در همان سال، ثابت به مفتیگری تکیرداغ و تدریس مقدمات در مدرسه "رستم پاشا"ی آن شهر منصوب گردید. وی هشت سال در آن سمت باقی ماند و در طول این مدت، به درجات بالاتر مدرّسی ارتقا یافت. وی برای اینکه مجبور به اقامت بیشتر در آن شهر نشود و از یادها نرود، برای شخصیتهای مهم مقیم استانبول قصیده و مادّه تاریخ می سرود و در همین ایام بخش بزرگی از مثنوی ادهم و هما را سرود و دیوان شعر خود را تنظیم نمود. علاوه بر این، شاعری به نام "شهری" را تربیت کرد و به عرصه رساند. 
ثابت، که از طول اقامتش در تکیرداغ و محیط آن آزرده شده بود، به دستور "شیخ الاسلام فیض اللّه افندی"، در محرّم 1112 به سمت مولویّت بوسنه سرای رسید. او از سمت مولویّت در این شهر که در فاصله سالهای 1099 تا 1110 هجری قمری از سوی اتریش اشغال، و دچار خرابی و فقر عمومی شده بود، درآمد کافی نداشت و ناخوشنود بود. وی در محرّم 1113 از سمت خویش معزول و در نتیجه فقیرتر شد. درگذشت فرزندش "ابراهیم" در سال 1114 هجری قمری نیز او را بیش از پیش ناراحت کرد. ثابت در صفر 1117 به مولویّت قونیه منصوب و در سال 1118 معزول گردید، اما در ذیقعده 1119 به مولویّت دیاربکر منصوب و در محرّم 1121 برکنار شد، و پس از عزل به استانبول رفت و تا آخر عمر دیگر به هیچ منصبی گماشته نشد. در این زمان اقطاع اش را از او گرفته بودند. او که دیگر پیر شده بود، در منظومه هایی که به نام "سلطان احمد سوم" و وزیرش، "بالطه جی محمدپاشا" سرود، کوشید تا آنها را از تنگدستی خود آگاه سازد. 
شکوفایی ثابت در دوره تسلط بلامنازع "نابی"  بر شعر عثمانی بود. با این حال نابی و شاعران بزرگ دیگری، مانند "صفائی" و "سالم" و "سید وَهْبی"، از او به بزرگی یاد کرده اند. وجه امتیاز و شهرت اشعار ثابت، سبک ویژه آن است. در این سبک، امثال و حکم، تعبیرات عوام و گفتار روزمره مردم بخشی از عناصر شعر را تشکیل می دهد که در شعر دیگران سابقه نداشته است. وی با این کار لغات "شعر دیوان"، شعر کهن عثمانی، را روزآمد کرد و بدینسان، میان اینگونه شعر و زندگانی روزمره مردم پیوند استواری پدید آورد. اگر چه پاره ای از این عناصر شعری مردمی، در شعر "نجاتی" شاعر قرن نهم، و در اشعار شعرای معاصر او نیز دیده می شود، اما تنها شاعری که به طور گسترده و فراوان از آنها بهره جسته، ثابت است. استفاده از تعبیرات عامیانه پیش از علاءالدین، شاعری در ادبیات دیوان وجود نداشته که به اندازه او از زبان مردم، استفاده کرده باشد. معاصران او، شعرش را سهلِ ممتنع خوانده اند. شعر ثابت همچون شعر شاعرانی نبود که خواهان پدید آوردن اشعاری به "ترکی بسیط"، ساده، بوده اند. او نمی خواست با کنار نهادن یا کاستن واژه های فارسی و عربی از زبان ترکی به تصفیه آن بپردازد، بلکه حتی بعضی از واژه های فارسی و عربی را در شعرش آورده که سایر شاعرانِ دیوان به کار نبرده اند، تا جایی که در کتابی حاوی حل مشکلات زبانیِ چند تن از شاعران دیوان، بخشی هم به دشواریهای شعر ثابت اختصاص دارد. هدف اصلی ثابت این بود که تعبیرات عوام را که عادتاً در شعر به کار نمی رفت، به طرزی دور از انتظار، به کار گیرد و خواننده را به شگفتی وا دارد و او را بر سر ذوق آورد. سبک ثابت بیشتر در سرودن قصیده، ترجیع بند، مثنوی و منظومه های مفصّل مهارت داشت. در میان اشعار او قصیده های "معراجیه" و "رمضانیه" و مثنوی "ظفرنامه"، از برترین نمونه های این نوع اشعار به شمار می روند که همواره تحسین شده اند. تصویرپردازی از دیگر امتیازات برجسته شعر ثابت، وجود صحنه های واقعی زندگی در آن و توانایی وی در تصویرپردازی است که در "رمضانیه" و "ظفرنامه" به خوبی دیده می شود. قصیده ثابت، در باره مسجد "علی پاشا چورْلیلی" نیز، در میان اشعار دیوان مفصّل ترین وصف از اثری معماری است. 
معاصران ثابت توانایی اش را در سرودن مثنوی نیز ستوده اند، اما در عین حال او را پیرو "نوعی زاده عطائی" دانسته اند. وجوه اشتراک ثابت با "نوعی زاده"، بی اعتنایی به موضوعات موجود و پرداختن به رویدادهایی که خود کشف می کرد و همچنین سرودن مثنویهای کوتاه و بی پرده محلی بود. با این وصف، ثابت در تکامل "شعر دیوان" جایگاه بسیار مهمی داشته است. از شاعرانی که به تقلید از وی به زبان رایج مردم توجه بسیار نمودند، در درجه اول "ندیم" و سپس شاعران دیگر سده دوازدهم، مانند "کانی" و "واصفِ اندرونی" و چند شاعر دیگر در خور ذکرند. 
سه مثنوی آخر کوتاه اند و در اغلب نسخه های دیوان ثابت درج شده اند. آثار وی عبارتند از: - دیوان - ظفرنامه - ادهم و هما - مثنوی بربرنامه، داستان عامیانه و بی پرده ای در موضوعات جنسی هستند. - مثنوی کذره نامه، داستان عامیانه و بی پرده ای در موضوعات جنسی هستند. - مثنوی عمرولیث 
دیوانمشتمل بر دو نعت، که یکی از آن دو "معراجیّه " است، قصاید، ترجیع بندها، مخمسها، مادّه تاریخها، غزلیات، رباعیات، قطعات، مفردات و پنج لُغَز. از میان نسخ خطی آن، نسخه ای به خط "مستقیم زاده" که در کتابخانه دانشگاه استانبول نگه داری می شده است، با تصحیحات و اضافاتی که در آن صورت گرفته، دارای ارزش خاصی است. ظفرنامهمنظومه ای حماسی در قالب مثنوی و حاوی 426 بیت که در آن به وصف مراسم پیشواز از "سلیم گرای" و ملاقات او با "سلطان سلیمان دوم"، و نیز شرح پیروزی سلیم بر قوای روس و لهستان در پرکوب پرداخته است و با صحنه های دقیق و متنوع و شیوه روایت پر تحرکش، در ادبیات حماسی کهن ترک، اثری استثنایی است، بسیاری از محققان آن را شاهکار ثابت خوانده اند. این مثنوی مختصر، که "غزانامه" و "سلیم نامه" نیز نامیده می شود، در سالهای 1299 و 1311 هجری قمری، به کوشش "ابوالضیا توفیق" به چاپ رسیده است، اما چون هیچکدام از آن دو بر اساس نسخه ای معتبر تهیه نشده، از نقص و اشتباه خالی نیست. ادهم و همامنظومه ای که شاعر در زمان سلطنت "مصطفی دوم" آغاز و پس از مدتی سرودن آن را رها کرده است و بار دیگر در سال 1119، در روزگار "احمد سوم"، به آن پرداخته اما موفق به اتمامش نشده است. به نظر "سلیم" تذکره نویس، این مثنوی، نخستین داستان از خمسه ای است که ثابت قصد سرودنش را داشت و موضوع آن ماجرای عشق ادهم، جوانِ سقا، به هما دختر پادشاه است. عده ای از مؤلفان مانند "هامر"، "پورگشتال" و "ابراهیم نجفی"، موضوع این مثنوی را به اشتباه، زندگی "ابراهیم ادهم"، صوفی معروف دانسته اند و بعضی نیز آن را با مثنوی "ادهم و هما" ی "نعتی"، شاعر معاصر ثابت، خلط کرده اند. 
علاءالدین علی ثابت در تاریخ 3 شعبان 1124 درگذشت. آرامگاه او در کنار راه محله طوپقاپی به آبادی مالْتپه، در جوار آرامگاه خانواده "لعلی زاده" و تعدادی از بزرگان "بیرامیه"، در پایین قبر "صاری عبداللّه افندی" قرار گرفته و سنگ مزارش شبیه سنگ قبرهای ملامی ـ بیرامی بوده است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۷:۰۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۷:۰۲

اسناد و مراجع