سیّد عطاءالله مهاجرانی در تاریخ 2 مرداد 1333 در روستای مهاجران از توابع شازند در استان مرکزی متولد شد. تحصیلات عالی خود را در رشته تاریخ در دانشگاه‌های اصفهان (کارشناسی) شیراز (کارشناسی ارشد) و تهران (دکترا) پی گرفت. همسر او جمیله کدیور و نیز برادر زنش محسن کدیور از فعالان سیاسی‌اند.او در نخستین مجلس پس از انقلاب اسلامی نماینده شیراز در مجلس بود. در زمان نخست‌وزیری میرحسین موسوی معاون پارلمانی نخست‌وزیر بود که بعداً در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی به عنوان معاون پارلمانی رئیس‌جمهور همکاری می‌کرد. در ضمن وی وزیر فرهنگ و ارشاد دولت محمد خاتمی بود. مهاجرانی به دلیل اقداماتش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که با مخالفتهای زیادی همراه بود، در حالیکه کمتر از یک سال تا پایان وزارتش باقی مانده بود، استعفا داد؛ او پس از آن به عنوان رئیس مرکز گفت‏وگوی تمدن‏ها فعالیت کرد؛ اما به خاطر رسوایی‏های اخلاقی و شکایت‏های انجام گرفته از کشور گریخت. مهاجرانی بعد از فرار از ایران، حوالی انتخابات 1388 به عنوان یکی از حامیان میرحسین موسوی فعالیت خود را آغاز کرد و در دیماه آن سال به همراه 5 نفر دیگر "اتاق فکر جنبش سبز" را تشکیل داد. طراحی چهار پای تروا در 22 بهمن ماه 1388، از اقدامات او بود که با حضور پرشور مردم شکست سختی خورد. 
مهاجرانی در سن 25 سالگی، در حالی كه فقط چهار ماه از سن حداقلی برای نمایندگی مجلس بیشتر داشت، به عنوان اولین نماینده مردم شیراز بعد از پیروزی انقلاب اسلامی انتخاب شد. وی در آن زمان دانشجوی مقطع لیسانس رشته تاریخ دانشگاه شیراز و ساكن آنجا بود که صرفاً به سبب پذیرفته شدن در دانشگاه شیراز به آن شهر رفته بود. نماینده مردم شیراز در نخستین مجلس شورای اسلامیمهاجرانی در شیراز، از طریق حضور در جلسات سخنرانی آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب به تدریج خود را به ایشان نزدیک كرد به طوری كه در نهایت شگفتی، توانست در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی از شیراز نامزد نمایندگی مجلس شود و حمایت شخص آیت‌الله دستغیب -به عنوان امام جمعه و از برجسته‌ترین شخصیت‌های مذهبی و اجتماعی آن شهر- را نیز در این امر برای خود كسب كند كه دقیقاً به سبب همین حمایت نیز توانست به عنوان نماینده شیراز به مجلس شورای اسلامی راه یابد. مهاجرانی در مجلس اول در جمعی قرار داشت كه بنی‌ صدر را كنار زدند. او در این راستا مقاله‌ای نیز علیه بنی‌صدر با عنوان "تضاد در چنبره تناقض" نگاشت. مواضع انقلابی مهاجرانیمواضع انقلابی مهاجرانی در این دوره شهره آفاق بود. وی اسفندماه 1359 در مصاحبه با روزنامه کیهان در وصف انقلابیون پشیمان گفت: «به هر تقدیر غیر انقلابیون به بهانه نظم همواره سد حرکت‏های انقلابی می‌شوند و آنان که در واقع هیچ‌گاه در مسیر انقلاب نبوده‌اند، بلکه حداکثر ماهی در پشت سر توده‏ها لنگان و گام به گام خود را کشانده‌اند وقتی که حرکت‏های انقلابی را می‌بینند تحملشان تمام می‌شود و از این که انقلاب کرده‌اند، غلط کردن می‌فرمایند به عبارت دیگر اینان به واژگونی نظام شاهنشاهی اعتقادی نداشتند... این آقایان وقتی منافع گروهی‌شان در خطر باشد دست به انقلاب هم می‌زنند...»و چندی بعد در مورد گروه‏های محارب از جمله منافقین نیز گفت: «دشمن گروه‏های محارب که ایادی پیدای آمریکایند همین مردم هستند.» در آن روزها مهاجرانی جوانی انقلابی بود که به شدت با لیبرال‌ها مرزبندی داشت. وی در مقاله مرگ سادات و توطئه جدید آمریکا نوشت: «آمریکا در کشورهای تحت سلطه‌اش دنبال کسانی است که چپ‌ترین مواضع را در حرف برای فریب مردم و راست‌ترین مواضع را در عمل برای منافع آمریکا داشته باشند.» حمایت از توقیف روزنامه وابسته به نهضت آزادیوقتی مهاجرانی روی كرسی هیئت‌رئیسه مجلس نشست نشان داد كه علاقه ندارد جای خودش را از دست بدهد. به علت كمی سن یكی از اعضای هیئت‌رئیسه سنی مجلس اول و بعد از مدتی نیز عضو هیئت‌رئیسه دائمی شد. در همین ایام وقتی روزنامه‌ی میزان –ارگان نهضت آزادی– توسط دادستانی کل انقلاب توقیف شد مهاجرانی به همراه جمعی از جمله سید محمد خاتمی و محمد موسوی خوئینی‌ها در نامه‌ای سرگشاده حمایت از این اقدام دادستانی نمود. تغییر موضع پس از سال‏هادر مرداد سال 62 هنگامی که مهدی بازرگان، دبیر کل نهضت آزادی با نطقی چالشی در مجلس، رویه نظام را استبداد، انحصار و تخلف از قانون اساسی دانست، عطاءالله مهاجرانی از نخستین کسانی بود که پاسخ تندی به او داد و نوشت: «عراق جبهه‌ها را بمباران می‌کند و بازرگان پشت جبهه‌ها را.»این در حالی بود که وی در حوادث بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری طی مقاله‌ای مدعی شد: «بازرگان از عصر خود فراتر بود... به گمانم یکی از مبانی شخصیت و منش او که به بازرگان مجال می‌داد تا از زاویه و یا تماشاگه درست و دقیق و فرازمانی بنگرد و داوری کند، نگاه قرآنی او بود.»  باز شدن راه برای رفتن به پست‏های دیگرمهاجرانی با خواندن گزارش‌ها تخصص لازم برای ریاست کمسیون بازرگانی را كسب و در سن 25 سالگی و به صورت همزمان در سه کمیسیون تخصصی مجلس: ریاست کمیسیون بازرگانی، نایب‌رئیس کمیسیون خارجی و مسئول كمیته اطلاعات و اخبار کمیسیون دفاع فعالیت می‌کرد. بدین ترتیب بود كه وی دخالت در حوزه‌های غیرتخصصی خود را برای اولین بار در مجلس اول تجربه كرد و این خود چراغی شد برای اقدامات بعدی وی در معاونت پارلمانی نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور و مهم‌تر از آن در مدیریت وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی.او بعدها در پاسخ به این سؤال كه چگونه به صورت همزمان در این سه کمیسیون فعالیت داشتید و نیز چرا درحالی‌که تخصصی در زمینه بازرگانی نداشته و ندارید ریاست این کمیسیون را بر عهده گرفتید، گفت: «آن موقع این امكان بود. در ضمن اینكه كار دیگری جز مجلس نداشتم... ریاست كمیسیون بازرگانی نیز سفارش رئیس مجلس بود و چون متقاضی نداشت به توصیه رئیس پذیرفتم.» 
مهاجرانی مدتی پس از پایان دوره نمایندگی از سوی وزارت ارشاد به پاكستان رفت و بعد به ایران بازگشت تا برای مدتی طولانی در پست معاونت پارلمانی نخست‌وزیر وقت، رابطه پارلمان و دولت را تنظیم كند. همزمان با این وقایع مهاجرانی از مهرماه سال 1364 نوشتن جدی و روزانه در ستون نقد حال روزنامه اطلاعات را آغاز کرد. در این ستون بود كه مقاله "مذاكره مستقیم با آمریكا" را نگاشت که بحث‌های فراوانی را در جامعه ایجاد کرد. 
مسئله ارتباط با آمریكا كه از پیش مورد توجه برخی از دست‌اندرکاران بود، در دوران دولت سازندگی بروز بیشتری یافت. در این دوره كه مهاجرانی در سمت معاون پارلمانی هاشمی، رئیس‌جمهور وقت مشغول فعالیت بود، با نوشته‌ای در روزنامه اطلاعات در 6 اردیبهشت ماه 1369، با عنوان "مذاكره مستقیم با آمریکا" به این موضوع پرداخت.    پیشنهادی در قالب مقاله مهاجرانی در این مقاله نوشت: «مذاکره در تاریخ عالم و آدم همواره به عنوان امری بسیار بدیهی که نیاز به برهان و توجیه ندارد به کار گرفته شده است. مذاکره به معنی پذیرش سلطه و انقیاد نیست. اگر در شرایط ویژه‌ای که هستیم مصالح کشور و انقلاب را بر سایر امور ترجیح ندهیم بهره‌اش از دست رفتن فرصت‌ها برای انقلاب و کشور و ملتی خواهد بود که دشمنانش می‌خواهند فرصت‌های او را بگیرند و سال‌ها پس از سال‌ها بگذرد و ما در وادی بازی با شعار مثل بازی با یخ متوقف بمانیم.» وی تير ماه سال 1384 در مصاحبه با گویا نیوز و در توضیح چرایی این پیشنهاد و در تأیید آن گفت: «زمانی كه من آن مقاله را نوشتم، شرایطی طلایی برای گفتگوی ایران با آمریكا فراهم بود. در آن مقطع ما شاهد یک وحدت و همدلی در كشور بودیم، جنگ تمام شده بود و ما در موقعیت خیلی خوب و مثبتی قرار داشتیم. از سوی دیگر در آن مقطع پیشنهاد گفتگو با ایران را جورج بوش پدر، رئیس جمهور وقت آمریكا مطرح كرده بود.»   واکنش رهبر معظم انقلاب به مقاله مهاجرانی رهبر معظم انقلاب بعد از این پیشنهاد طی سخنانی در جمع معلمان و مسئولان امور فرهنگی كشور با اشاره به این مقاله و پیامدهای آن فرمودند: «من معتقدم، آن كسانی كه فكر می كنند ما باید با رأس استكبار- یعنی آمریكا - مذاكره كنیم، یا دچار ساده لوحی هستند، یا مرعوبند. من بارها این نكته را عرض كرده ام كه استكبار، بیش از این كه نان قدرت و توانایی خودش را بخورد، نان هیبت و تشر خودش را می خورد. اصلا استكبار، با تشر و ابهت و شكلک درآوردن و ترساندن این و آن، زنده است.» در پی این سخنرانی و روشن شدن برخی مسائل پشت پرده، مهاجرانی با موجی از موضع‌گیری‌های ملت مسلمان ایران مواجه شد كه این بار نیز رهبر معظم انقلاب كه همواره اخلاق اسلامی را به عنوان راهنمای مسیر سیاستمداران می‌داند موضوع را خاتمه داد و از هجوم بیشتر به مهاجرانی جلوگیری کرد. این فقط یک نمونه از برخورد کریمانه‌ی رهبر انقلاب با مخالفان است. در نامه رهبر معظم انقلاب به مهاجرانی آمده بود: «من شما را ده سال است به صدق و صفا و طهارت می‌شناسم و مطمئنم جز دلسوزی و خیرخواهی نظری نداشته‌اید.» مهاجرانی خود دراین‌باره و در جلسه رأی اعتماد مجلس شورای اسلامی به وی، گفت: «من از این جهت بسیار شرمنده و افسرده شدم كه به هر حال چرا می بایستی این مسئله به جایی برسد كه ایشان (رهبر معظم انقلاب) تعابیری را در یادداشت خودشان به كار ببرند كه منتهای بزرگواری و كرامت و رفعت شأن ایشان هست و بنده خودم را شایسته نمی دیدم و وقتی كه بلافاصله ملاقاتی ترتیب دادند و من خدمت ایشان رسیدم... بنده آن مطلب را (رابطه با آمریكا) به عنوان یک نظر مطرح كردم اما سخنان و مواضع رهبر معظم انقلاب یا مقام ولایت امر را فصل الخطاب همه سخنان و مواضع می دانم.» موضع‌گیری قوی رهبر معظم انقلاب در این موضوع نشان‌دهنده کرامت در برخورد و استقامت در رأی بود که می‌تواند راهنمای مسیر سیاستمداران و نویسندگان قرار گیرد.  
در پی انتشار مقاله "مذاکره مستقیم با آمریکا" مهاجرانی با حجم گسترده‌ای از انتقادات مواجه شد.   علی اکبر محتشمی پور علی‌اکبر محتشمی پور در پاسخ به مهاجرانی در مقاله‌ای با عنوان "مذاکره مستقیم یا انتظار ترحم از شیطان" نوشت: «مذاکره مستقیم عنوان نوشتار غیرمسئولانه‌ای است که امت حزب‌الله و شیفتگان امام و انقلاب را به شدت خشمگین کرد، به زعم نویسنده، آمریکا حلال مشکلات است و دراز کردن دست تکدی به سوی او رواست. محتوای این مقاله به مفهوم سقوط آزاد نظام و مرگ انقلاب اسلامی است، این مقاله حلقه زنجیره جریانی است که از ابتدای پیروزی انقلاب همچون آفتی در نظام نفوذ کرده است، جریانی که به اصول کفر ستیز انقلاب اسلامی و تفکر حضرت امام (ره) باور نداشته است. مگر حکومت موقت بازرگان چه جرمی مرتکب شد که مستوجب سقوط دولتش و مطرود حضرت امام و امت حزب‌الله و منفور تاریخ گردید؟ جز مذاکره مستقیم با آمریکا از طریق برژینسکی توسط بازرگان و یزدی؟ بی‌تردید درج این‌گونه مطالب لکه ننگی است بر جایگاه مقدس تغذیه افکار عمومی که با آب زمزم هم پاک نمی‌شود و امت و امام این جریان فکری را نمی‌بخشد و از نظر مردم فاقد اعتبار است ولو توبه کند.»    روزنامه اطلاعات روزنامه اطلاعات 4 روز بعد از انتشار مقاله مهاجرانی در ستون سخن روز، مقاله‌ای دیگر بدون ذکر نام نویسنده منتشر کرد. این مقاله با عنوان "اول تکلیف مذاکره با دوستان را روشن کنید" مدعی شده بود: «بعضی از ما قائل به مذاکره میان خودمان هم نیستیم تا چه رسد به مذاکره با دشمنان ... گویی ما بدون دشمن نمی‌توانیم زندگی کنیم.»   هادی غفاری هادی غفاری، عضو مجمع روحانیون مبارز دست به افشاگری علیه مهاجرانی زد و او را به طرفداری از منافقین متهم کرد. غفاری نوشت: «این روزها نغمه شوم مذاکره مستقیم با آمریکا از قلم افراد بعضاً وزین که البته دوره حاکمیت منافقین نامه بسود منافقین از همین مجلس امضا کرده‌اند به گوش می‌رسد... روزی که ما با آمریکا به سازش رسیده باشیم روزی است که امام و انقلاب و آرمان‌های مقدس شهدا مرده است و قطعاً آن روز نخواهد آمد.»   آیت‌الله خلخالی آیت‌الله خلخالی نیز همانند هادی غفاری به افشاگری علیه مهاجرانی دست زد و گفت: «تو معاون پارلمانی رئیس‌جمهور هستی تو باید از اعتماد صد در صد بالایی برخوردار باشی نه اینکه خودت را اسیر در جریانات بکنی... به تو چه که مقاله می‌نویسی... شما در دانشگاه در همان اوایل هم به نفع مجاهدین وارد شدید، اعلامیه دادید پشتیبان رجوی بودید...من یک دفعه در مجلس گفتم این آقای مهاجرانی خودش را برتر می‌داند لذا کسی بخواهد به ایشان اعتراض بکند خیلی ناراحت می‌شود.»   فخرالدین حجازی فخرالدین حجازی نیز نوشت: «نویسندگان و گویندگان باید در پاسخ مقاله مذاکره مستقیم مقالاتی بنویسند تا نویسندگانی که قلم به دست دارند متنبه شوند و بدانند که نمی‌توانند چنین اشتباه بزرگی را مرتکب شوند.»   دفاع جمیله کدیور از مهاجرانی جمیله کدیور، همسر اول مهاجرانی نیز در دفاع از وی نوشت: «از خدا بخواهیم که به همگی ما شرح صدری عطا کند تا قادر به پذیرش اندیشه‌های مخالف با نظرات خودمان باشیم، باید بپذیریم که اندیشه و نظریه را تنها با برهان و ارائه طریق می‌توان پاسخ گفت.»    حمله مهاجرانی به منتقدین مقاله مهاجرانی که از واکنش گسترده به یک مقاله از طرفی شوکه و از طرفی دیگر عصبانی شده بود دست به قلم برده و در ستون نقد حال روزنامه اطلاعات بر منتقدین خود حمله برد و مدعی شد: «عده‌ای از قلم به عنوان قمه استفاده می‌کنند!» توجه به این نکته که چندی بعد از این سخنان دولتمردان آمریکایی، ایران را محور شرارت نامیده و خواستار ریشه‌کنی ملت ایران گشتند تحلیل سخنان مهاجرانی در این مقطع را آسان می‌سازد.   
هیئت ایرانی به سرپرستی مهاجرانی  یک روز قبل از آغاز سال 1371 تصمیم گرفتند بدون آنکه وزارت خارجه کشور مقصد را مطلع کنند به دوشنبه پایتخت تاجیکستان سفر کنند. کشور مقصد نیز بدون تعارف از پذیرش هیئت ایرانی اجتناب کرد و هواپیمای حامل مهاجرانی و هیئت 30 نفره همراه اجازه فرود در فرودگاه شهر دوشنبه را نیافت؛ در نتیجه یک آبروریزی بزرگ اتفاق افتاد.صفرعلی کنجایف، رئیس وقت شورای عالی تاجیکستان مدعی بود: «ما آمادگی پذیرایی از مهاجرانی و هیئت 30 نفره همراه را نداشتیم در نتیجه از پذیرش میهمانان خودداری کردیم.»رحمان نبی اف، رئیس‌جمهور تاجیکستان نیز از سفر معاون پارلمانی رئیس‌جمهور ایران به شهر دوشنبه اظهار بی‌اطلاعی کرد و گفت: «مطابق قواعد بین‌المللی آنها بایستی قبلاً ما را از این سفر مطلع می‌کردند حال آنکه وزیر خارجه ما نیز از این موضوع آگاهی نداشت.»انتشار این خبر در رسانه‌ها در اولین روزهای بعد از تعطیلات موجی از اعتراضات را در محافل عمومی و دیپلماتیک برانگیخت و عملکرد نامطلوب دستگاه سیاست خارجی و نیز شخص مهاجرانی در این مسئله مورد سؤال افکار عمومی قرار گرفتند. 
مهاجرانی طی مصاحبه‌ای با روزنامه انگلیسی‌زبان ایران نیوز در 8 آبان ماه سال 1373، درباره ریاست جمهوری هفتم، اظهار داشت: «اگر امکان تغییر در قانون اساسی وجود داشته باشد آقای هاشمی شایسته‌ترین فرد برای احراز این مسئولیت است. آقای هاشمی رفسنجانی دو ویژگی امیرکبیر و مدرس را باهم دارند، امیرکبیر به لحاظ توجه به توسعه صنعتی کشور و مدرس به خاطر توجه به آزادی. اگر در قانون اساسی تغییر داده نشود در آن صورت آقای دکتر حسن روحانی شایسته‌ترین فرد برای ریاست جمهوری آینده ایران خواهد بود.» پیشنهاد ریاست مادام العمر هاشمیاز نظر تاریخی درحالی‌که دو جناح راست سنتی و مدرن از اواخر سال 1374 فعالیت‌های خود را برای در اختیار گرفتن قوه مجریه آغاز كرده بودند، گروه‌های چپ و ائتلاف موسوم به خط امامی‌ها از تابستان سال بعد فعالیت خود را در این خصوص با امید اندكی كه به موفقیت داشتند، آغاز كردند. جناح راست سنتی از یک سال مانده به انتخابات ریاست جمهوری كاندیدای خود را برای حضور در انتخابات مشخص كرده بود. راست‌های مدرن به عنوان كارگزاران سازندگی توسط افرادی هم چون مهاجرانی، عبدالله نوری و محجوب از چپ كارگری موضوع همه‌پرسی برای تمدید دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی را مطرح كردند. استدلال آن‌ها این بود كه به خاطر برخی مواد قانون اساسی نباید كشور را از تجربه مدیریت و شخصیت ارزنده فردی باسابقه مشخص و روشن همچون هاشمی محروم كرد.مهاجرانی دلیل پیشنهاد تغییر قانون اساسی را این‌گونه شرح داد:«بحث تغییر قانون اساسی در مقطعی بود كه همه ما احساس می كردیم كه كشور به طرف یک استبداد و یک دوره تاریک خواهد رفت. تقریباً هیچ عنصر امیدی در ایران پس از آقای رفسنجانی مطرح نبود.»این گونه بود كه بعد از منتفی شدن تغییر قانون اساسی برای ادامه ریاست هاشمی رفسنجانی بر قوه اجرایی كشور مهاجرانی طی یک سخنرانی در دانشگاه اراک گفت: «هر كسی رئیس‌جمهور شود شخص سوم كشور خواهد بود!» تغییر موضع 180 درجه‏ای مهاجرانیمهاجرانی پس از پیروزی خاتمی در انتخابات و زمانی كه به عنوان یكی از وزیران كابینه مطرح شد، طی یک سخنرانی دیگر با چرخشی 180 درجه‌ای گفت: «رئیس‌جمهور شخص دوم كشور است!»وی كه زمانی از تمدید دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی سخن می‌گفت در طول دوران مدیریت خود بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هیچ تلاشی در جهت اعاده حیثیت هاشمی رفسنجانی كه توسط نویسندگان منتسب به دوم خرداد لکه‌دار شده بود نكرد. خوی ماكیاولیستی مهاجرانی در این ماجرا نمود بیشتری می‌یابد. انتقادی كه آقای هاشمی نیز به آن صحه گذاشته و گفت: «زمانی كه كابینه سازندگی در اوج درخشش بود، دوستان از اعتبار من بهره می گرفتند اما بعد از دوم خرداد كه آن پرخاشگری ها علیه من شروع شد، هیچكدام از آقایان حاضر به دفاع از من نشدند.» 
هنگامی كه سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور دولت هفتم، مهاجرانی را به عنوان كاندید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس شورای اسلامی معرفی كرد، واکنش‌های زیادی در مجلس و نیز در مطبوعات كشور نسبت به این موضوع نشان داده شد.تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به شدت با مدیریت مهاجرانی بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مخالفت كردند. رابطه با آمریكا و برنامه‌های ساختارشكنانه فرهنگی، محور اعتراضات نمایندگان مجلس شورای اسلامی بود. خاتمی در جلسه رأی اعتماد به مهاجرانی، در تعریف شخصیت وی از جملاتی استفاده كرد كه باعث تعجب بسیاری شد. خاتمی در آن جلسه فلسفه انتخاب مهاجرانی برای هدایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را كار برای حفظ آبروی نظام اسلامی، تقویت اسلام، تقویت فكر و فرهنگ اسلامی دانست و گفت: «آقای مهاجرانی از سرمایه های گرانسنگ فرهنگی، دینی، علمی و اجتماعی ما است. ایشان اهل تعبد است، اهل تحجد است، اهل دینداری و البته اهل فكر هم هست و ما به متدینان متفكر نیازمندیم.»وزیر جدید نیز که هنوز جای پای خود را  بر کرسی وزارت ارشاد محکم نکرده بود در مصاحبه با خبرنگاران و رسانه‌ها خط مشی و برنامه‌های وزارتخانه فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر چهار مبنای قانون اساسی، وصیت‌نامه حضرت امام خمینی (ره)، برنامه 5 ساله دوم توسعه و برنامه کلان خاتمی استوار کرد. این‌ها همه در حالی بود که مهاجرانی چند سال بعد و در پاسخ به اعتراض دلسوزان ادعا كرد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این راستا وظیفه‌ای ندارد. یک سال بیشتر از آغاز مدیریت مهاجرانی بر سكان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نگذشته بود كه مدیریت ضعیف و بنیان شكن وی در این وزارتخانه نمایندگان مجلس را بر آن داشت تا وی را به مجلس فراخوانده و استیضاح كنند. 
مهاجرانی كه از استیضاح نمایندگان مجلس با لطایف‌الحیل فراوان جان به در برده بود؛ بر جرأت و جسارت خود افزود و در كتابی با عنوان "استیضاح" توهین‌های عدیده‌ای را به نمایندگان ملت روا داشت.دامنه این توهین‌ها به حدی رسید كه وی در این كتاب با توهین‌های بسیار زشت به مرجعیت شیعه، آیت الله نوری همدانی را كه علیه سیاست‌های فرهنگی دولت سخنرانی كرده بود، بی‌مروت نامید. آیت‌الله نوری همدانی طی سخنانی كه نسخه پیاده شده آن در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته بود به شدت از سیاست‌های فرهنگی دولت وقت انتقاد كرده بود: «از موقعی كه آقای مهاجرانی سركار آمده اند تغییرات زیادی كه با موازین و معیارهای اسلامی سازش ندارد در مملكت اسلامی و انقلابی ما بوجود آمده است، از این نظر ما اعتراض و گله داریم.»چندی بعد نیز مهاجرانی در پاسخ به انتقادات از سر دلسوزی آیت الله مكارم شیرازی پاسخی توهین‌آمیز داد. این مرجع هوشیار كه در برابر توهین نشریات به محضر مقدس امام زمان (عج) واكنش نشان داده بود، با پاسخ وهن آلود مهاجرانی روبرو شد كه به جای اعتراض به من در این ماجرا بنشینید و به کتاب‌هایی كه در خارج از ایران و علیه مقدسات نوشته می‌شود پاسخ‌ گویید. نکته‌ای كه در پاسخ مهاجرانی به مراجع خود را نشان می‌دهد، روحیه فرافكنی وی است. او در بخشی از پاسخ به آیت الله مكارم شیرازی گفت: «تردید و تشكیک در مبانی اعتقادی ما و مشخصاً مقوله مهدویت امر تازه ای نبوده و نیست.» وی با این استدلال ساده اندیشانه كه توهین به ائمه سابقه داشته و از این به بعد نیز ادامه خواهد داشت كم کاری‌های خویش را توجیه كرده و توپ را به زمین دیگران انداخت.البته رفتار توهین‌آمیز نسبت به مراجع و علما به این نیز محدود نشد و در مدتی كه مهاجرانی سکان‌دار هدایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود به صورت مداوم و بدون لحظه‌ای درنگ توپخانه‌های رسانه‌ای به ترور شخصیت عالمان مجاهدی چون آیت الله مصباح یزدی مشغول بودند، چنان چه كاریكاتور توهین‌آمیز نیک آهنگ كوثر نسبت به آیت الله مصباح یزدی موجی از اعتراضات گسترده را به دنبال آورد كه در تحصن بزرگ مسجد اعظم قم نمود یافت.مهاجرانی چندی بعد نیز در جریان تحصن علما و روحانیون در مسجد اعظم قم به آیت الله جوادی آملی تاخته بود كه چرا در جمع متحصنین سخنرانی و از سیاست‌های فرهنگی دولت انتقاد كرده است. 
هرچند مهاجرانی به لطایف‌الحیلی كه محمدرضا سرشار از آن به "تطمیع" برخی نمایندگان و "تلاش عده ای از وزرای كابینه آقای خاتمی در مجلس" یاد کرد، توانست در برابر 121 رأی مخالف، به ساختمان میدان بهارستان بازگردد؛ اما ادامه همان سیاست‌های پیشین موجب خیزش عظیم مردم انقلابی در سراسر كشور به ویژه تحصن طلاب و فقهای حوزه علمیه قم در مسجد اعظم حرم حضرت معصومه (س) و با حضور شخصیت‌ها و علمایی چون آیت‌الله نوری همدانی، آیت‌الله مشكینی، آیت‌الله جوادی آملی و... گردید.سال 1378، سال تحصن عظیم علما و طلاب حوزه علمیه قم علیه سیاست‌های فرهنگی دولت بود. مهاجرانی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در نوک پیكان انتقادات قرارگرفته بود. حضرت آیت‌الله جوادی آملی با حضور در مسجد اعظم قم در جمع طلاب به شدت از مهاجرانی انتقاد كرد.در جریان تحصن گروهی از طلاب و روحانیون قم در اعتراض به كاریكاتور نیک آهنگ كوثر در روزنامه آزاد، آیت‌الله جوادی آملی نیز به جمع علمای حامی تحصن پیوست و در سخنرانی خود سیاست‌های فرهنگی دولت خاتمی و وزیر ارشاد او عطاءالله مهاجرانی را به باد انتقاد گرفت. آیت‌الله جوادی كه در دومین روز تحصن به مسجد اعظم قم آمده بود از متحصنین خواست كه از حضور شبانه‌روزی خود در مسجد اعظم استفاده كرده و همچون ایام اعتكاف، روزه بگیرند. موضع‌گیری تند آیت‌الله جوادی علیه سیاست فرهنگی دولت اصلاحات با واكنش تند مهاجرانی مواجه شد و نخستین سکان‌دار فرهنگی دولت خاتمی از انتقادات تند وی علیه عملكرد خود به شدت گلایه كرد و به او و سایر علما و روحانیون حاضر در تحصن توهین روا داشت. 
اوایل مهرماه سال 1379، خبری در روزنامه‏های عربی الشرق الاوسط و الحیات مبنی بر استعفای مهاجرانی منتشر شد. اخباری ضد و نقیضهمان روزها رسول منتجب نیا، عضو مجمع روحانیون مبارز در گفتگویی با خبرگزاری دانشجویان ایران گفت: «بسیاری از انتقادهایی كه نسبت به دكتر مهاجرانی صورت می‌گیرد، انتقاد از شعارهای دولت و رئیس‌جمهوری است نه عملكرد وزیر یا وزارت ارشاد. در زمانی كه آقای خاتمی، تصدی وزارت ارشاد را برعهده داشت، در همان مدت محدود، چنین تهاجم همه جانبه ای به ایشان نیز صورت گرفته و چنین ابراز می داشتند كه وزارت ارشاد یعنی كانال ورود دشمن و تهاجم فرهنگی.»از طرفی روزنامه انتخاب از قول كوزه گر، نماینده وقت شهریار در مجلس شورای اسلامی كه وی را به عنوان «دوست نزدیک مهاجرانی» معرفی كرده بود، نوشت: «من مهاجرانی را مرد استعفا نمی بینم.»در 11 مهرماه سال 1379 روزنامه ایران در این‏باره نوشت: «مهاجرانی تا دو هفته آینده كنار خواهد رفت.» این روزنامه همان روز از قول یكی از نمایندگان گزارش داد كه در صورت استعفای مهاجرانی، وی به عنوان دبیر کل حزب كارگزاران سازندگی انتخاب خواهد شد. روزنامه ایران، پست بعدی مهاجرانی را نیز معاونت رئیس‌جمهوری در سازمان ایرانگردی و جهانگردی معرفی كرده بود. روزنامه انتخاب نیز به نقل خبر استعفای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت لیكن نوشت كه او پس از وزارت، معاون اول رئیس‌جمهوری خواهد شد؛ اما روز 14 مهر سال 1379 روزنامه آفتاب یزد از قول مهاجرانی آورد: «استعفا نداده ام.» گمانه‏زنی‏های مختلف در چرایی استعفااستعفای مهاجرانی، وزیری كه رئیس‌جمهور دیدگاه فرهنگی او را نزدیک‌ترین دیدگاه به اندیشه خود معرفی كرده و حتی او را به سخنگویی دولت برگزیده بود، نگرانی‌های خاتمی را مشخص تر كرد؛ مهاجرانی، همان كه از استیضاح محافظه‌کاران در مجلس پنجم نیز جان به در برد و همواره استعفا را بدسلیقگی می‌دانست، درحالی‌که كمتر از یک سال به پایان دوره ریاست جمهوری خاتمی باقی مانده بود، مجبور به ترک كابینه شد.در چرایی استعفای مهاجرانی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گمانه‌های مختلفی زده شد كه هاشم آغاجری یكی از همكاران مهاجرانی در گروه تاریخ دانشگاه تربیت مدرس و از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مورد چرایی این استعفا گفت: «علت استعفای ایشان هم كه به صورت غیر رسمی مطرح شده، این است كه مقام معظم رهبری از عملكرد مهاجرانی در رأس وزارت خانه ارشاد، راضی نبوده اند؛ بنابراین وی هم از چند ماه پیش استعفای خود را تقدیم كرد. ولی آقای خاتمی این استعفا را نپذیرفت؛ زیرا بحث دیگری درباره سوء استفاده از سود سپرده‏های حجاج، مطرح بود و زمزمه‏هایی به گوش می‏رسید كه به محض خروج مهاجرانی از هیئت دولت، پرونده ای با همین اتهام، برای وی به جریان خواهد افتاد. به همین دلیل هم خاتمی، دست نگه داشت تا مهاجرانی بماند و به آن سرنوشت، دچار نشود.»استعفای مهاجرانی بعد از اعتراض‌های مكرر رهبر معظم انقلاب، علما و مراجع تقلید از مدیریت فرهنگی وی صورت گرفت ولی در این میان واكنش تعدادی از حامیان مهاجرانی جالب بود.درحالی‌که رهبر معظم انقلاب بارها از وجود تهاجم فرهنگی و «فرهنگ وارداتی غرب» و درعین‌حال از عدم پذیرش برخی مسئولان سخن به میان آوردند، مهاجرانی برخلاف هشدارهای رهبری، صریحاً وجود هر نوع توطئه فرهنگی علیه نظام جمهوری اسلامی را نفی و آن را محصول نوعی «توهم» می‌دانست كه این نگاه، بارها از سوی رهبری تخطئه و مورد انتقاد شدید قرار گرفت.رهبر معظم انقلاب آن هنگام كه عرصه فرهنگ را جولانگاه عده‌ای یافتند كه آشكارا با بی‌اعتنایی به بنیان‌های ارزشی ملت، اسب تروای خویش را به سمت نابودی آن می‌تازند؛ تصریح كردند: «من از بعضی از بخش‌های دولتی گله‌دارم و چند بار گفته‌ام، معتقدم كم كاری می‌شود. در محیط كار فرهنگ ما به عنوان اسلام، خیلی كم كاری شده است... آقای مهاجرانی ظاهراً در این جلسه نیستند، خودشان را راحت كردند. فرق نمی‌کند باشند یا نباشند... الآن نمایش‌هایی مرتب در سالن‌های وابسته به وزارت ارشاد نمایش داده می‌شود، بعضی‌ها صد در صد ضد دین است، ضد انقلاب است. اگر در كنار این همه، چند نمونه تئاتر و فیلم اسلامی می‌ساختند كه این مبلغ اسلام است من اعتراض نمی‌کردم. من از وزارت ارشاد راضی نیستم.»مهاجرانی كه در جلسه استیضاح گفته بود به محض اشاره رهبر معظم انقلاب و یا ناطق نوری، رئیس مجلس شورای اسلامی استعفا خواهد داد، در مقابل اعتراضات مكرر علما از جمله رهبر معظم انقلاب ایستاد و حتی رئیس‌جمهور نیز سیاست‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را سیاست‌های دولت خواند و گفت ما باید با هم برویم. در شرایطی كه مهاجرانی می‌گفت طبعم با استعفا سازگار نیست بالأخره اعتراض‌ها نتیجه داد و وی سكان اداره وزارت فرهنگ را به مسجد جامعی سپرد؛ مسجد جامعی در حاشیه جلسه مجلس شورای اسلامی به خبرنگاران گفت: «سعی می كنم كه سیاست های وزارت ارشاد با سیاست های مقام معظم رهبری مغایرت نداشته باشد و سعی می كنیم نگرانی های ایشان را برطرف كنیم.» ریاست بر مرکز گفت و گوی تمدن ها پس از استعفادرحالی‌که مهاجرانی به دفعات گفته بود كه وزارت ارشاد را آخرین پست سیاسی خود می‌داند بر پست ریاست مركز گفت‏وگوی تمدن‌ها تكیه زد تا در چارچوب كارهای فرهنگی، سیاست‌های خود را اعمال كند. وی گفته بود: «مطمئن باشید كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آخرین حلقه سلسله كار اجرایی و سیاسی اینجانب است. نه ریاست جمهوری و نه وكالت و نه ریاست دیگری هیچگونه جذابیتی برایم ندارد.» شاید ریاست مركز پر طمطراق و نیز با سرمایه‏ی گفتگوی تمدن‌ها چندان لقمه گلوگیری نبود كه در قاموس مهاجرانی بشود به حسابش آورد.  
تساهل و تسامح در فرهنگ غربی از لوازم مدرنیته و شیوه‌ای كارساز برای تنظیم رفتارهای دینی، اخلاقی و سیاسی به شمار می‌آید و معنای آن اجازه دادن آگاهانه به اعمال و عقایدی است كه مورد پذیرش و پسند افراد نباشد. اساس سیاست‌های فرهنگی دولت هفتم و هشتم بر تساهل و تسامح قرار گرفته بود و مهاجرانی به عنوان شخصی كه بیش‌ترین هماهنگی را با این سیاست داشت در مقام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فضا را برای هتاكان به دین و مذهب باز كرد. حمله به احکام اسلامی و ایجاد تشکیک و تردیدحمله به احكام اسلامی و ایجاد تردید و تشكیک در آن‌ها توسط مطبوعات دوم خردادی بدون هیچ محدودیتی در موارد گسترده‌ای در سایه تساهل و تسامح عملیاتی شد. برخی احكام مثل قصاص، مجازات هایی خشن، غیرانسانی و موهن كه هیچ نتیجه‌ای در كاهش جنایت ندارند، معرفی شدند. حكم مرتد، منافی حقوق انسانی قلمداد شد كه دفاع از آن دفاع از مقدسات نیست. تعطیلی نشریات منتقد دولتاز این ها كه بگذریم سیاست تساهل و تسامح نیز با رویكردی دوگانه به اجرا درآمد. نشریاتی كه از سیاست‌های دولت وقت انتقاد می‌کردند با بی‌مهری مواجه شده و عرصه بر آن ها چنان تنگ می‌شد كه از گفتن و نوشتن پشیمان گردند. این سیاست یک بام و دو هوا در آن دوره حتی شامل حال چند نشریه دوم خردادی نیز واقع شد.سید مرتضی نبوی نماینده تهران در دوره پنجم مجلس شورای اسلامی در جلسه استیضاح مهاجرانی خطاب به وی گفت: «راستی جناب‌عالی همه جا اهل تساهل و تسامح نیستید و سیاست یک بام و دو هوا در ارشاد رایج است. نشریه‌ای كه كارش به مخالفت با شما بكشد اگر تعطیل شود مثل «جامعه» و «توس» مورد تأیید شما است، اما اگر نشریاتی اعتماد مردم را نسبت به نظام و ارگان های حكومت سلب كنند و خط استحاله را دنبال كنند باید تحمل شوند و مشمول شعار آزادی برای مخالفین هستند ولو در قانون اساسی و قانون مطبوعات هم مجوزی برای چنین آزادی هایی نباشد و سوء استفاده از آزادی تلقی شود.» نقد یک طرفه، راه فرار مهاجرانیدر این شرایط كه انتقاد از سردمداران دوم خردادی دولت گناهی كبیره محسوب می‌شد آیت‌الله مصباح یزدی پای در مسیری گذاشت كه مورد هجمه‌ای بی‌سابقه قرار گرفت به نحوی كه كاریكاتوریست دوم خردادی و همسو با دولت در یک كاریكاتور موهن به آیت‌الله مصباح یزدی اهانت روا داشت.زمانی كه انتظار می‌رفت مناظره میان آیت‌الله مصباح یزدی و مهاجرانی در رسانه ملی پخش شود و طرفین نیز این مناظره را پذیرفته بودند به ناگاه مناظره لغو شد و مهاجرانی طی یک مقاله كه در كتاب «حكایت همچنان باقی است» چاپ شد به صورتی یک جانبه به نقد و رد و ابطال نظرات و آرای آیت‌الله مصباح یزدی دست زد. مهاجرانی در این مقاله ادعا كرده بود: «استاد مصباح عزیز! نظریه غیرت دینی جناب عالی كه میوه و محصول آن خشونت است، ویران كننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است و نظریه تساهل و تسامح سازنده آنها.»غیرت دینی كه مهاجرانی در این نوشتار بدان می‌تازد در طول تاریخ اسلام بارها و بارها دشمنان را از تعدی به حریم مقدسات دینی و ملی بازداشته است، غیرتی كه در طول 8 سال دفاع مقدس در وجود جوانان وطن نمود یافت و ایران اسلامی را از گزند دشمنان مصون نگاه داشت. 
مردادماه سال 1383، خبری در رسانه‌ها منتشر شد كه این بار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سابق را از منظری دیگر سوژه قرار داد. رسانه‌ها از دستگیری مهاجرانی به دلیل شكایت زنی به نام مهسا یوسفی خبر دادند. این زن مدعی شده بود كه زن مهاجرانی بوده و نفقه وی توسط شوهرش تا به حال پرداخت نشده است؛ علی‌رغم انكارهای اولیه توسط مهاجرانی و جمیله كدیور همسر اول وی و اعلام این كه بازداشت مهاجرانی به دلایل سیاسی بوده، موضوع آشكارتر شد.مهسا یوسفی دلدار در نامه مورخ 10 مرداد ماه 1383 كه در روزنامه شرق به چاپ رسید، خطاب به خانم جمیله كدیور نوشته بود كه آقای مهاجرانی را همسر خود دانسته و به هیچ‌وجه قصد اذیت و آزار وی را ندارد بلكه از این كه ناچار به شكایت وی آقای مهاجرانی بازداشت‌ شده‌اند ناراحت و معذب شده است.این زن جوان به بازپرس رسیدگی‌کننده گلایه كرده بود كه وثیقه یكصد میلیون تومانی، كافی نبوده چرا كه مهریه ایشان تقریباً یک میلیارد تومان ارزش‌گذاری می‌گردد.مهاجرانی در 6 مردادماه سال 1383 به اتهام ترک نفقه، عدم ثبت واقعه ازدواج و فریب در امر ازدواج و به جهت ارائه وثیقه 20 میلیون تومانی روانه زندان شد که 4 روز بعد با ارائه سند منزلی که حدود سه میلیارد ریال ارزش داشت به عنوان وثیقه و ارائه سند در شعبه 4 بازپرسی آزاد شد. فرار از کشورمهاجرانی در جلسه دادگاه تعهد کرده بود که ظرف یک ماه نسبت به اخذ رضایت شاکی خود خانم یوسفی دلدار اقدام نماید لیکن چند ماه بعد از کشور خارج‌ شد. با این حال بعداً مشخص شد كه مهاجرانی سال قبل از دستگیری با زن دیگری به نام ولی زاده نیز ازدواج كرده بود.با رو شدن حضور زن سوم مهاجرانی و این كه وی نیز طالب نفقه است و فراتر از آن انتشار خبری مبنی بر این كه مهاجرانی تاكنون 6 زن را به عقد خود درآورده است؛ وزیر ارشاد دولت اصلاحات رفتن به انگلیس و یا به عبارتی دقیق تر فرار را بر قرار ترجیح داده و به انگلیس عزیمت كرد.نیک آهنگ کوثر، كاریكاتوریست اصلاح‌طلب و ضدانقلاب فراری در وصف مهاجرانی می‌نویسد: «خیانت شاخ و دم ندارد. مهاجرانی بارها به كسان خود خیانت كرده است. اینكه خواسته در راس هرم بماند، و به هر قیمتی، نكته مثبتی نیست كه بخواهیم از آن دفاع كنیم. خیانت، خیانت است. خیانت به زن، فرزند، دوست، اطرافیان و زیردستان ظاهرا امر نكوهیده ای است! به اعتقاد من، كسی كه به كسان خود خیانت می كند، ملت را بی بهره نمی گذارد. كسی كه به همسر خود بدقولی می كند و دوست خود را سركار می گذارد، با مردمی كه نمی شناسد چه خواهد كرد؟» 
بعد از فرار مهاجرانی از ایران تقریباً خبر چندانی از او در رسانه‌ها نبود؛ اما حوالی انتخابات ریاست جمهوری دهم کم‌کم سر و کله او این بار در قامت یکی از حامیان میرحسین موسوی پیدا شد. حضور مهاجرانی در ایام فتنه بعد از انتخابات پررنگ و پررنگ‌تر شد. در دی ماه سال 1388 بود که مهاجرانی از حاشیه امن مرزهای انگلستان به فتنه سبزها خط می‌داد. 25 دی ماه سال 1388 بود که گروه 5 نفره عطاءالله مهاجرانی، محسن كدیور، عبدالعلی بازرگان، عبدالكریم سروش و اكبر گنجی به عنوان «اتاق فكر جنبش سبز» اعلام موجودیت كردند و این مأموریت آنان از سوی موسوی، خاتمی و كروبی نیز تكذیب نشد. این گروه آشكارا به نفی وجود امام زمان (عج) پرداختند. نفی وجود مبارک امام غایب (عج) از سوی اكبر گنجی در مصاحبه با BBC صورت گرفت.   شریعتمداری: حضور مهاجرانی در MI6 قابل انکار نیست. در 26 دی ماه 1388، حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در تحلیل این موضوع طی یادداشتی نوشت: «اولاً؛ اكبر گنجی مطابق شواهد و اخبار موثق، نقش ساختارشكن در گروه یاد شده را برعهده دارد و بدون اجازه این گروه، مجاز به اظهارنظر نیست. به یقین آقایان مهاجرانی و كدیور و سروش نمی‌توانند نشست مشترک خود در لندن و با حضور مسئول میز ایران در MI6 را كه دستور كار آن تعیین شرح وظیفه این گروه بود، انكار كنند. گفته می‌شود كه در آن جلسه به عبدالعلی بازرگان اجازه حضور داده نشده بود. گنجی یكی از 5 عضو گروه یاد شده است، بنابراین اظهارات سخیف و كودكانه وی در نفی وجود مبارک حضرتصاحب (عج) نمی‌تواند بیرون از خواست و اراده گروه مزبور باشد. اینگونه اظهارات در نفی تشیع، وجود مبارک مرادغایب (عج) و... پیش از این نیز آشكارا و بی پرده از سوی سروش، كدیور و گنجی مطرح شده بود، بنابراین گروه 5 نفره مورد اشاره، با همین هویت شكل گرفته و به اصطلاح به عنوان «اتاق فكر»! موسوی و خاتمی و كروبی آغاز به كار كرده است...و ده‌ها سند و شاهد دیگر و از مأموریت جدید عطاءالله- بخوانید بهاءالله- مهاجرانی حكایت می‌کند.» البته هرچند، مهاجرانی طی مصاحبه‌ای با یکی از رادیوهای بیگانه، نسبت به اظهارات گنجی ژست منتقد گرفت اما آب ریخته شده را دیگر نمی‌شد جمع کرد!  
مهاجرانی كه در اوایل دهه 70 طرح مذاكره مستقیم با آمریكا را مطرح كرده بود در جریانات بعد از انتخابات دهم، به همراه محسن کدیور سایتی با نام جرس را راه‌اندازی كرد تا از طریق این سایت بتواند جنبش به اصطلاح سبز را از خارج رهبری كند. این شبكه علناً از وابستگی مدعیان آزادیخواهی و اصلاح‌طلبی به قدرت‌های غربی و ارتزاق از سوی آنها حمایت كرد.«جرس» كه توسط شبکه‌ای شامل مهاجرانی، كدیور، عبدالعلی بازرگان، برادران صدر و چند روزنامه‌نگار زنجیره‌ای راه‌اندازی شد، درباره «رابطه اپوزیسیون با دولت های غربی و آمریكا» نوشته بود: «یكی از بحث‌انگیزترین مسائل، رابطه فعالان سیاسی با دولت‌های غربی به ویژه آمریكاست. پس از دیدار فعالان سیاسی با مقامات كشورهای غربی، موج اعتراضات و شماتت‌ها برمی‌خیزد اما به دلیل واقعیت‌های سیاسی، این دیدارها ادامه یافته و اتهامات نیز مانع رشد این روابط نشده است.» این سایت بارها مقالاتی معطوف به «عادی سازی نوكری آمریكا» را منتشر كرده است.سایت جرس فراتر از این، همه مرزهای بی‌وطنی را در نوردیده و در مقاله‌ای جنگ روانی سعودی - صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی در قالب ایران هراسی و شیعه هراسی را مورد حمایت قرار داده و نسبت به نفوذ كشورمان در منطقه ابراز نگرانی كرده بود! این شبكه در حوادث بعد از انتخابات دهم به صورتی ریاكارانه این‌گونه وانمود کرد كه گویا نگران است كه «جمهوری اسلامی به كجا می رود؟» خرج کردن از دیگران مهاجرانی در این سایت تلاش کرد كه هاشمی را به نفع جریان سبز وارد منازعات كرده و از نمد آن كلاهی برای خویش ببافد. اظهار نگرانی سایت وابسته به عطاءالله مهاجرانی درباره مشروعیت نظام و تلاش برای خرج كردن هاشمی به نفع فتنه سبز در حالی بود كه شخص مهاجرانی -هم آن هنگام كه به مدیحه و تملق گویی هاشمی می‌پرداخت و هم آن زمان كه هاشمی مورد ترور شخصیت افراطیون دوم خرداد قرار گرفت و او از هاشمی دفاع نكرد- ثابت كرد نه اعتقادی به هاشمی دارد و نه باوری به جمهوریت و رأی مردم و اخلاق و انصاف.روزگاری مهاجرانی خیز بلندی برای تغییر قانون اساسی و تعطیلی انتخابات ریاست جمهوری -به بهانه ادامه خدمات هاشمی و در واقع برای ماندگاری شخص خود در دولت و قدرت- برداشت بی آن كه بگوید تكلیف جمهوریت و مشروعیت برآمده از آرای عمومی چه می‌شود. در واقع اگر تیم مهاجرانی برای تعطیلی جمهوریت موفق می‌شدند معلوم نبود جمهوری اسلامی از كجا سر در می‌آورد. پس از آن هم وی به شیوه منافقانه و مزورانه معاویه عمل كرد و زمانی كه هاشمی در اوج ترور شخصیت ناجوانمردانه افراطیون مدعی دوم خرداد، نیاز به حمایت داشت همین مهاجرانی نه حاضر شد جلوی تروریست های مطبوعاتی را بگیرد و نه لااقل به رسم مروت و انصاف چند كلمه در روزنامه اطلاعات بنویسد و از هاشمی حمایت كند. 
مهاجرانی که خواستار ادامه اغتشاش‌ها و راهپیمایی‌های غیرقانونی در ایران بود، در مصاحبه با تلویزیون BBC فارسی گفته بود كه باید از هر فرصتی برای نابودی دولت برخاسته از رأی ملت استفاده كرد و این كار را باید از طریق نافرمانی‌های مدنی، اعتصابات و برگزاری راهپیمایی دنبال نمود.او چند روز پس از 9 دی ماه 1388 که مردم در حمایت از جمهوری اسلامی و ولایت فقیه به خیابان آمدند و این آمدنشان آبی بود بر آتش فتنه، میهمان BBC فارسی شد و ادعا کرد: «اگر اینها راست میگویند و مردم زیادی 9 دی آمده بودند برای راهپیمایی، پس چرا یک بار هم با هلیکوپتر از آنها فیلمبرداری نکردند و نشان ندادند!» جالب اینجا بود که بیشترین تصاویر پخش شده از 9 دی در صداوسیما، صحنه‌هایی بود که با هلیکوپتر فیلمبرداری شده بود!طراحی چهار پای تروآ از مهم‌ترین دستاوردهای خوش خدمتی او به صهیونیسم بوده است كه برای 22 بهمن سال 1388 طراحی كرد و البته مایه سرافكندگی و فضاحت بیشتر حامیان فتنه سبز شد. 
مهاجرانی همراه تعدادی از ضدانقلاب‌های فراری برای پشتیبانی فتنه سبز در فضای مجازی سایت جرس پیشنهاد داده بود كه اغتشاشگران در روز 22 بهمن ماه 1388، به سمت میدان آزادی حركت كرده این میدان را به تصرف خود درآورند. جرس پیشنهاد داده بود كه برای این كار لازم است همچون اسب تراوا در سكوت عمل كنید تا حكومت را غافلگیر سازید! نقشه‌ای كه در روز 22 بهمن و توسط مردم نقش بر آب شد و نشان داد كه اسب تراوای آشوب قبل از این كه به خود آید، در گل زار حماقت سران فتنه فرو رفته است.مهاجرانی بعد از این شكست سنگین در مقاله‌ای كه سایت جرس آن را منتشر كرد، نوشت: «به نظر می رسد كه برخی گمان می كردند در روز 22 بهمن نظام جمهوری اسلامی سقوط می كند و آن برخی جنش پیروزی برگزار می كنند و به سرعت در مناصب قدرت قرار می گیرند و به تعبیر خودشان آكسیون نهایی انجام می شود! اكنون كه دیدند نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد بلكه نظام توانست نشان دهد كه از پشتوانه مردمی و ملی برخوردار است اكنون دوستان طرفدار آكسیون آخر مبهوت و دمغ شده اند.»مهاجرانی در این نوشتار با عنوان "پیروزی برق آسا یا به هنگام" به نکته‌ای اشاره كرده است كه سیر تفكر ضدانقلاب در 30 سال گذشته و شكست این تفكر را به خوبی نشان می‌دهد. وی نوشت: «پاییز سال 1383، در آستانه انتخابات ریاست جمهوری نهم بودیم. نگاه‌ها به طرف آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، حجت‌الاسلام و المسلمین كروبی و نیز دكتر مصطفی معین بود. كسی چندان توجهی به دكتر احمدی‌ نژاد نداشت. گاهی از دكتر لاریجانی و آقای قالیباف هم نام‌برده می‌شد. در آن شب مهمانی افطاری، دوستی رو به جمع كرد و گفت: دو سؤال؟ نگاه‌ها متوجه او شد. توضیح داد: سؤال اول، مردم تا چه حد و یا چند درصد در انتخابات شركت می‌کنند؟ و پرسش دوم: چه كسی رئیس‌جمهور می‌شود؟ همه ما حدس و یا پیش‌بینی خودمان را مطرح كردیم. دكتر سروش گفت: حدود 60 درصد مردم مشاركت می‌کنند و آقای كروبی رئیس‌جمهور می‌شود. من گفتم 60 تا 70 درصد شركت می‌کنند و آقای هاشمی رفسنجانی رأی می‌آورد. بقیه دوستان هم بیشتر نظرشان به سمت و سوی آقای هاشمی رفسنجانی بود. دست آخر از پرسشگر پرسیدم: نظر خود شما چیه؟ لبخندی زد و گفت: به هم می خوره! با تعجب پرسیدیم چی به هم می خوره؟ فیلسوفانه سری تكان داد و گفت: «انتخابات برگزار نمی شود، كار رژیم تمام است.» پرسیدیم چه طوری تمام است؟ گفت: «آمریكا حمله می كند و تمام می شود...» نشان به همان نشان كه آقای احمدی‌نژاد سال پنجم ریاستش را شروع كرده و همان دوست ما باز هم به گونه‌ای سخن می‌گوید كه انگار اكسیون آخر همین امشب اتفاق می‌افتد.» 
اوایل مهرماه 1389، شبكه خبری العربیه برنامه «روافد» خود را به عطاالله مهاجرانی اختصاص داد. خبرنگار العربیه همچنین در مورد یكی از كتاب‌های مهم مهاجرانی كه در مورد سلمان رشدی نوشته شده است از او سؤالاتی پرسید و مستقیماً از مهاجرانی خواست تا پاسخ بدهد كه آیا معتقد است كه باید سلمان رشدی را كشت یا خیر؟ البته مهاجرانی در ابتدا از پاسخ به این سؤال طفره رفت اما با اصرار و حرفه‌ای گری مجری العربیه مجبور شد پاسخ بدهد: «من مخالف كشتن سلمان رشدی هستم و معتقدم كه باید هر فرد و هر ملیتی به عقاید نویسندگان و افراد دیگر احترام بگذارد!»  
اسفندماه 1389 عطاءالله مهاجرانی که مدیریت چند سایت اینترنتی مخالف جمهوری اسلامی ایران را نیز بر عهده داشت، در یک جلسه پرسش و پاسخ که در یکی از دانشگاه‌های انگلیس برگزار شد، به دو تفاوت ایران و مصر اشاره کرد. او که با عناوینی همچون «مسئول اتاق فکر جریان ضدانقلاب داخلی در لندن» و «رئیس حلقه ضدانقلاب لندن» شناخته می‌شد با بیان اینکه «نمی‌شود شرایط ایران را مصری کرد»، وابستگی تام و تمام حسنی مبارک به غرب را یکی از تفاوت‌های بنیادین این کشور با ایران ارزیابی و تأکید کرد: «جمهوری اسلامی ایران استقلال بی‌نظیری در عدم هرگونه وابستگی به غرب و شرق دارد.» او در دومین اعتراف خود به بررسی وضعیت فساد اقتصادی در خاندان مبارک در مصر پرداخت و آن را یک تفاوت آشکار میان ایران و مصر عنوان کرد. مهاجرانی با مقایسه وضعیت مسئولان ارشد ایران با مصر، درباره وضعیت زندگی و فعالیت‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب اعتراف کرد: «من آیت‌الله خامنه‌ای را خوب می‌شناسم و می‌دانم که در تمام کارنامه‌ اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمی‌توان یافت.»  
روزهای پایانی بهمن‌ماه سال 1390 خبری از حضور مهاجرانی در جشن ملک عبدالله در «الجنادریه» منتشر شد. کمی بعد، فیلم حضور او در این ضیافت نیز روی سایت های اینترنتی قرار گرفت. مضمون اخبار منتشرشده درباره این حضور و ضیافت این بود که دستگاه امنیتی سعودی علاوه بر کمک 18 میلیون دلاری به مهاجرانی، به وی وعده داده است تا با گسترده کردن بخش فارسی شبکه العربیه، تعدادی از عناصر رسانه‌ای وابسته به این گروه را به کار بگیرد. در فیلم منتشر شده، عطاءالله مهاجرانی به همراه نوری‌ زاده در این مراسم با شور و اشتیاق به سخنان ملک عبدالله در تمجید از آمریکا، انگلیس و فرانسه و علیه سوریه گوش می‌دهند و پس از پایان سخنان ملک عبدالله، به نشانه تأیید برای او دست می‌زنند. این فیلم از سوی حجت‌الاسلام مصلحی وزیر اطلاعات نیز تأیید شد. بازتاب منفی حضور مهاجرانی در این ضیافت سبب شد تا او طی یادداشتی، وزیر اطلاعات را به دروغ‌گویی متهم کند! البته او در یادداشت خود، حضورش در این ضیافت را تأیید کرد و نوشت: «جشنواره جنادریه که برای پنجمین بار در آن جشنواره شرکت کردم یک جشنواره فرهنگی است. این‌جانب هیچ ملاقاتی با هیچ یک از مقامات سیاسی و امنیتی دولت عربستان نداشته‌ام و پولی برای براندازی دریافت نکرده‌ام.»  
در اواخر سال 2012، اخباری مبنی بر اشتغال مهاجرانی در مرکز گفتگوی ادیان شاه سعودی در وین انتشار یافت. اطلاعات مربوط به اعضای آن اینطور نشان می‏داد که یکی از همکاران مهاجرانی در این مرکز، "دیوید روزن" از خاخام‌های صهیونیست است. نکته‌ای تا آن اندازه تعجب‌برانگیز که حتی روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونت نیز نسبت به آن واکنش نشان داد و نوشت: «مسلماً آنچه در افتتاح این مركز تعجب برانگیز و به همان اندازه مهم تلقی می‌شود، انتخاب خاخام اسرائیلی به عنوان یكی از اعضای 9 نفره مركز ملک عبدالله است.»   اعتراض فعالان مذهبی وین به مهاجرانی مرکز گفتگوی ادیان شاه سعودی در وین البته پشت پرده‌ای مهم دارد. تحلیلگران معتقدند افتتاح مركز گفتگوی بین ادیان بدون شک پروژه‌ای کپی‌برداری شده از گفتگوی تمدن‌های خاتمی است، پروژه‌ای كه به نظر می‌رسد هدف از آن، تلاش پادشاه عربستان برای سرپوشی بر جنایات سلفی‌ها و وهابیت مورد حمایت آل سعود علیه مسلمانان جهان اسلام است. عضویت مهاجرانی در مرکز اشاره شده؛ زینت الوزرای دولت اصلاح طلب محمد خاتمی را در مقابل سؤالات جدیدی قرار داد. این در حالی بود که رئیس مرکزی اسلامی امام علی (ع) وین نیز در همین زمینه اعلام کرده بود که عطاءالله مهاجرانی به هیچ وجه نماینده تفکر شیعه نیست.  
مهاجرانی که به واسطه تسلطش بر زبان عربی، ستونی ثابت در روزنامه الشرق الاوسط دارد، در اول مهر سال 1392 در مقاله ای در این ستون بدون توجه به اینکه مقام معظم رهبری صراحتاً دفاع از نظام، کشور و انقلاب را از وظایف ذاتی سپاه عنوان کرده اند، با تحریف فرمایشات ایشان در دیدار با فرماندهان سپاه در تاریخ  26 شهریور ماه 1392 که فرمودند: «ضرورتی نمی بینم که سپاه در مسائل سیاسی دخالت کند» نوشت: «{آیت الله} خامنه ای از سپاه خواسته تا به بهانه دفاع از وطن، در مسائل سیاسی دخالت نکند!» وی در ادامه با معرفی کتاب رهبر معظم انقلاب در خصوص صلح امام حسن (ع) که ترجمه ایشان از کتاب شیخ رضی آل یاسین از علمای اهل سنت است، به مقایسه سخنان ایشان با صلح امام حسن (ع) و قیام امام حسین (ع) پرداخت و گفت: «"نرمش قهرمانانه" که اخیراً با فرمایش رهبر معظم انقلاب، مجدداً به فرهنگ لغت سیاسی کشور بازگشته، برگرفته از تأثیرات ترجمه این کتاب در دوران جوانی ایشان است.» سپس با مقایسه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) که یکی صلح و دیگری شهادت را برگزید و بدون توجه به شرایط تاریخی این دو امام معصوم، تلویحاً تلاش کرد تا شیعیان را به دو دسته موافقان صلح و موافقان جهاد معرفی کند.  
نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی 1363-1359عضو هیأت رئیسه سنی و دائم مجلسرئیس کمسیون بازرگانینائب رئیس کمیسیون امور خارجهمسئول اخبار و اطلاعات در کمیسیون دفاعرایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پاکستان (1364 - 1363)معاون نخست‌وزیر در امور حقوقی و پارلمانی (1368 - 1364)معاون رئیس‌جمهور در امور حقوقی و پارلمانی (1376-1368)رئیس کمیته حمایت از انقلاب فلسطین (1372- 1369)معاون فرهنگی- اجتماعی مرکز تحقیقات استراتژیک (1372 - 1370)عضو هیأت امناء موسسه فارابی (1372 – 1368)عضو هیأت امناء خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران (1372 – 1368)عضو هیأت امناء دانشگاه‌های جنوبعضو هیأت علمی مرکز دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی (سال 72)عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس (سال 69)وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی (1376 - 1379)سخنگوی دولت (1376 - 1379)مشاور رئیس‌جمهور و رئیس مرکز بین‌المللی گفتگوی تمدن‌ها (1382 - 1379) 
همکاری با روزنامه اطلاعات (سال 1360)سردبیر فصلنامه راهبرد (از سال 1370 تا 1375)مدیرمسئول هفته‌نامه بهمن (از سال 1373 تا 1375)مدیرمسئول ماهنامه گزارش گفتگو (سال 1381) 
نقد توطئه "آیات شیطانی"گزند بادپیام‌آور عاشوراحماسه فردوسیانقلاب عاشوراافسانه نیماسلمان فارسیاستیضاححکایت همچنان باقی ستفلسطینی‌هاقرائت‌های دینیگوهر نماز و نیایشبهشت خاکستریاسلام و غربسهراب کشانبرفقصه شیرینمینا گران 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۴:۴۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۴:۵۰

عطاءالله مهاجرانی

خلاصه زندگی نامه

 سیّد عطاءالله مهاجرانی، از چهره‌های تأثیرگذار در شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی بود که نمایندگی مردم شیراز در نخستین مجلس پس از انقلاب اسلامی، معاونت پارلمانی نخست‏وزیر و معاون پارلمانی هاشمی رفسنجانی را در کارنامه خود دارد. او پس از تصدی وزارت ارشاد، در دولت اصلاحات ریاست مركز گفت‏وگوی تمدن‏ها را بر عهده گرفت؛ اما به خاطر برخی رسوايی‏های اخلاقی و شكايت‏های انجام گرفته از كشور گريخت. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع