جستجو در مطالب و اشخاص
عبدالوهّاب بیاتی، در سال 1305 شمسی (1926) در بغداد متولد شد و کودکی و نوجوانی خود را در همان شهر و با تمایلات ادبی گذراند. وی در سالهای 1233 تا 1329 ش در "دارالمعلمین بغداد" درس خواند و پس از دریافت مدرک لیسانس زبان و ادبیات عربی از این دانشکده، به مدت سه سال، در دبیرستانهای شهر "رمادی" به معلمی پرداخت. سالهای 1329 تا 1333 ش دوره اوج و شکوفایی ادبی وی در عراق بود که دو دفتر شعر معروف خود را به نامهای "ملائکه و شیاطین" و "اباریق مهشّمه" منتشرکرد. پس از ورود عراق به پیمان بغداد در سال 1323 ش در زمان "نوری سعید"، وی به دلیل ابراز تمایلات مارکسیستی و انتقاداتش از دولت وقت، از تمام مشاغل خود برکنار شد، و مجله "الثقافه الجدیده" که وی عضو هیئت تحریریه اش بود، توقیف گردید. عبدالوهاب در سال 1378 ش (1999) درگذشت. 

عبدالوهّاب بیاتی، در سال 1305 شمسی (1926) در بغداد متولد شد و کودکی و نوجوانی خود را در همان شهر و با تمایلات ادبی گذراند. وی در سالهای 1233 تا 1329 ش در "دارالمعلمین بغداد" درس خواند و پس از دریافت مدرک لیسانس زبان و ادبیات عربی از این دانشکده، به مدت سه سال، در دبیرستانهای شهر "رمادی" به معلمی پرداخت. سالهای 1329 تا 1333 ش دوره اوج و شکوفایی ادبی وی در عراق بود که دو دفتر شعر معروف خود را به نامهای "ملائکه و شیاطین" و "اباریق مهشّمه" منتشرکرد. پس از ورود عراق به پیمان بغداد در سال 1323 ش در زمان "نوری سعید"، وی به دلیل ابراز تمایلات مارکسیستی و انتقاداتش از دولت وقت، از تمام مشاغل خود برکنار شد، و مجله "الثقافه الجدیده" که وی عضو هیئت تحریریه اش بود، توقیف گردید. عبدالوهاب در سال 1378 ش (1999) درگذشت. 


بیاتی سالهای 1333 تا 1337 ش را با مهاجرت به دمشق، بیروت و سپس قاهره، به فعالیتهای ادبی و نشر دفترهای جدید شعرش گذراند. وی که در این سالها در محافل عربی و غربی شهرت و اعتبار ادبی یافته بود، اندکی پیش از کودتای "عبدالکریم قاسم" در تاریخ 23 تیر 1337 در عراق، به دعوت اتحادیه نویسندگان شوروی به این کشور مسافرت کرد و از نزدیک با بسیاری از نویسندگان و ادبای مارکسیست، از جمله "ناظم حکمت"، شاعر ترک که همچون خود او از کشور خود آواره شده بود، آشنا گردید. 

بیاتی سالهای 1333 تا 1337 ش را با مهاجرت به دمشق، بیروت و سپس قاهره، به فعالیتهای ادبی و نشر دفترهای جدید شعرش گذراند. وی که در این سالها در محافل عربی و غربی شهرت و اعتبار ادبی یافته بود، اندکی پیش از کودتای "عبدالکریم قاسم" در تاریخ 23 تیر 1337 در عراق، به دعوت اتحادیه نویسندگان شوروی به این کشور مسافرت کرد و از نزدیک با بسیاری از نویسندگان و ادبای مارکسیست، از جمله "ناظم حکمت"، شاعر ترک که همچون خود او از کشور خود آواره شده بود، آشنا گردید. 


بیاتی پس از کودتای سال 1337 به عراق بازگشت و در وزارت آموزش و پرورش عراق مسئولیت تألیف، ترجمه و نشر کتاب را بر عهده گرفت. سال بعد، با سمت وابسته فرهنگی عراق، به مسکو رفت، اما پس از دو سال، در سال 1340 ش از این مقام کناره گیری کرد و از آن پس به مدت چهار سال در آکادمی علوم شوروی به تدریس پرداخت. از آنجا که در سال 1342 ش "عبدالسلام عارف" دولت وقت عراق، تابعیت عراقی وی را سلب کرده بود، وی در سال 1343 ش بار دیگر به مصر رفت و سالها مقیم آنجا شد و در سال 1347 ش تابعیت عراقی به او بازگردانده شد و سال بعد به دعوت وزارت فرهنگ عراق، پس از ده سال، از زادگاه خود دیدار کرد، اما به محل اقامت خود در قاهره بازگشت. 

بیاتی پس از کودتای سال 1337 به عراق بازگشت و در وزارت آموزش و پرورش عراق مسئولیت تألیف، ترجمه و نشر کتاب را بر عهده گرفت. سال بعد، با سمت وابسته فرهنگی عراق، به مسکو رفت، اما پس از دو سال، در سال 1340 ش از این مقام کناره گیری کرد و از آن پس به مدت چهار سال در آکادمی علوم شوروی به تدریس پرداخت. از آنجا که در سال 1342 ش "عبدالسلام عارف" دولت وقت عراق، تابعیت عراقی وی را سلب کرده بود، وی در سال 1343 ش بار دیگر به مصر رفت و سالها مقیم آنجا شد و در سال 1347 ش تابعیت عراقی به او بازگردانده شد و سال بعد به دعوت وزارت فرهنگ عراق، پس از ده سال، از زادگاه خود دیدار کرد، اما به محل اقامت خود در قاهره بازگشت. 


بیاتی در دهه پنجاه شمسی از قاهره به عراق بازگشت و مدتی با عنوان مستشار وزارت اِعلام و اطلاع رسانی به کار پرداخت. در سال 1359 ش دولت عراق به وی فراغتی مادام العمر اعطا کرد تا بتواند تنها به کار شعر بپردازد. او از آن پس مدیریت مرکز فرهنگی عراق در مادرید را برگزید. 

بیاتی در دهه پنجاه شمسی از قاهره به عراق بازگشت و مدتی با عنوان مستشار وزارت اِعلام و اطلاع رسانی به کار پرداخت. در سال 1359 ش دولت عراق به وی فراغتی مادام العمر اعطا کرد تا بتواند تنها به کار شعر بپردازد. او از آن پس مدیریت مرکز فرهنگی عراق در مادرید را برگزید. 


بیاتی، جزو برجسته ترین شاعران آزاد یا سرایندگان شعر نوین عرب بوده است. پیشگامان شعر آزاد عرب، دو هموطن او، "بدر شاکر السَّیّاب" و "نازک الملائکه" بودند. "جبوری" او را که سومین شاعر برجسته شعر آزاد عرب به شمار می رفته، "ثالثُ اثنین" خوانده است. موضوع اشعار بیاتی "السّیاب" و "الملائکه" و بسیاری دیگر متأثر از ادبیات آنگلوساکسون و رومانتیسیزم انگلیسی بودند، اما پس از جنگ جهانی دوم و به ویژه با وقوع مسئله فلسطین در سال 1326 ش و نیز انقلابهای مارکسیستی در مصر در سال 1331 ش و الجزایر در سال 1333 ش، نوعی واقعگرایی سوسیالیستی در میان برخی ادبای عرب رواج یافت که بیاتی را باید در این حلقه جای داد. از این رو در شعر این شاعران کمتر از وصف طبیعت، گل، غروب آفتاب، برکه ها و امثال آن سخن به میان می آید و در عوض شاعران به مقولاتی چون تمدن امروزی، فقر، ظلم، اسارت، بردگی، تبعید و گاه رازهای وجود آدمی می پرداختند. "شکری" هیچ گونه واقعگرایی در شعر بیاتی نمی دید و شعر او را از جهات مختلف، صرفاً مارکسیستی و یا حداکثر رمانتیک مارکسیستی می دانست. تحول در اسلوب بیان و حوزه معانی شعر عرب بیاتی علاوه بر این که در شکستن قالبها و اوزان سنتی شعر عرب از پیشگامان به شمار می آمده، نخستین کسی بود که در اسلوب بیان و حوزه معانی شعری عرب تحول ایجاد کرد. وی در به کارگیری زبان و واژگان می کوشید و، برخلاف "بدر شاکرالسّیاب"، الفاظ شعر خود را در میان سنت و میراث گذشته نمی جست. 

بیاتی، جزو برجسته ترین شاعران آزاد یا سرایندگان شعر نوین عرب بوده است. پیشگامان شعر آزاد عرب، دو هموطن او، "بدر شاکر السَّیّاب" و "نازک الملائکه" بودند. "جبوری" او را که سومین شاعر برجسته شعر آزاد عرب به شمار می رفته، "ثالثُ اثنین" خوانده است. موضوع اشعار بیاتی "السّیاب" و "الملائکه" و بسیاری دیگر متأثر از ادبیات آنگلوساکسون و رومانتیسیزم انگلیسی بودند، اما پس از جنگ جهانی دوم و به ویژه با وقوع مسئله فلسطین در سال 1326 ش و نیز انقلابهای مارکسیستی در مصر در سال 1331 ش و الجزایر در سال 1333 ش، نوعی واقعگرایی سوسیالیستی در میان برخی ادبای عرب رواج یافت که بیاتی را باید در این حلقه جای داد. از این رو در شعر این شاعران کمتر از وصف طبیعت، گل، غروب آفتاب، برکه ها و امثال آن سخن به میان می آید و در عوض شاعران به مقولاتی چون تمدن امروزی، فقر، ظلم، اسارت، بردگی، تبعید و گاه رازهای وجود آدمی می پرداختند. "شکری" هیچ گونه واقعگرایی در شعر بیاتی نمی دید و شعر او را از جهات مختلف، صرفاً مارکسیستی و یا حداکثر رمانتیک مارکسیستی می دانست. تحول در اسلوب بیان و حوزه معانی شعر عرب بیاتی علاوه بر این که در شکستن قالبها و اوزان سنتی شعر عرب از پیشگامان به شمار می آمده، نخستین کسی بود که در اسلوب بیان و حوزه معانی شعری عرب تحول ایجاد کرد. وی در به کارگیری زبان و واژگان می کوشید و، برخلاف "بدر شاکرالسّیاب"، الفاظ شعر خود را در میان سنت و میراث گذشته نمی جست. 


آثار نخست بیاتی، پیش از هجرت از وطن، آمیزه ای از فرهنگ روز و زبان مردم پیرامون اوست، اما از دهه چهل شمسی به بعد، پس از آشنایی با شعرِ "الیوت"، وی افزون بر به کارگیری زبان روز، می کوشید که در بیان افکار و احساسات خود از "قِناعِ" به معنای "نقاب"،  شخصیت یا مکانی خاص بهره جوید. منتقدان ادبی او را از همه شاعران عرب در این کار مصرّتر دانسته اند. قِناع غالباً شخصیت تاریخی و گاه خیالی است که شاعر با پنهان شدن در پس او، مسائل و اندیشه های امروزی خود را از زبان وی بیان می کند. برخی قناعهای او عبارت اند از: "حلاج"، "ابوالعلای معرّی"، "خیام"، "هملت"، "آلبر کامو"، "ناظم حکمت"، "عایشه"، "هزار و یک شب"، و شهرهای "بابل"، "نیشابور"، "شیراز"، "مادرید" و "غرناطه". بدینسان، عبدالوهاب از زبان خیام و حافظ به گونه ای سخن می گوید که گویی اگر امروز زنده شوند، چنان خواهند گفت. توجه بیاتی به شاعران و عارفان ایرانی توجه بیاتی در دوره های متأخر به پاره ای از شاعران و عارفان ایرانی ـ اسلامی نظیر خیام، حلاج، سهروردی، حافظ و مولوی بیش از آنکه نمایانگرعلقه های دینی یا عرفانی او باشد، بیانگر عزم او در همدلی امروزین با ایشان است. این ویژگی در آخرین دفتر شعر او، "نصوص شرقیه"، به اوج رسیده که در آن از "ابوالعلای معرّی"، "محیی الدین عربی"، "خیام و نیشابور"، "حافظ و باغهای شیراز"، "امام خمینی(ره) و دیوان حافظ"، "مصدق و شاه و کودتای امریکایی بیست و هشتم مرداد" و "دکتر فاطمی" نام می برد یا از زبان ایشان سخن می گوید. 

آثار نخست بیاتی، پیش از هجرت از وطن، آمیزه ای از فرهنگ روز و زبان مردم پیرامون اوست، اما از دهه چهل شمسی به بعد، پس از آشنایی با شعرِ "الیوت"، وی افزون بر به کارگیری زبان روز، می کوشید که در بیان افکار و احساسات خود از "قِناعِ" به معنای "نقاب"،  شخصیت یا مکانی خاص بهره جوید. منتقدان ادبی او را از همه شاعران عرب در این کار مصرّتر دانسته اند. قِناع غالباً شخصیت تاریخی و گاه خیالی است که شاعر با پنهان شدن در پس او، مسائل و اندیشه های امروزی خود را از زبان وی بیان می کند. برخی قناعهای او عبارت اند از: "حلاج"، "ابوالعلای معرّی"، "خیام"، "هملت"، "آلبر کامو"، "ناظم حکمت"، "عایشه"، "هزار و یک شب"، و شهرهای "بابل"، "نیشابور"، "شیراز"، "مادرید" و "غرناطه". بدینسان، عبدالوهاب از زبان خیام و حافظ به گونه ای سخن می گوید که گویی اگر امروز زنده شوند، چنان خواهند گفت. توجه بیاتی به شاعران و عارفان ایرانی توجه بیاتی در دوره های متأخر به پاره ای از شاعران و عارفان ایرانی ـ اسلامی نظیر خیام، حلاج، سهروردی، حافظ و مولوی بیش از آنکه نمایانگرعلقه های دینی یا عرفانی او باشد، بیانگر عزم او در همدلی امروزین با ایشان است. این ویژگی در آخرین دفتر شعر او، "نصوص شرقیه"، به اوج رسیده که در آن از "ابوالعلای معرّی"، "محیی الدین عربی"، "خیام و نیشابور"، "حافظ و باغهای شیراز"، "امام خمینی(ره) و دیوان حافظ"، "مصدق و شاه و کودتای امریکایی بیست و هشتم مرداد" و "دکتر فاطمی" نام می برد یا از زبان ایشان سخن می گوید. 


بیاتی خود در جاهایی، تجربه شعری و تحولات فکری خود را تا پایان دهه چهل شمسی بیان کرده است. به گفته وی، شاعران عربی چون "طرفه بن عبد"، "ابونواس"، "ابوالعلای معرّی"، "متنبّی" و "شریف رضی" بیشترین تأثیر را بر او داشته اند. وی در این شاعران گونه ای تمرّد و عصیان برضد ارزشهای حاکم می بیند و درمی یابد که ایشان چیزهایی را می جویند که جامعه و فرهنگ زمانشان از آنها تهی بوده است. آنها رنج حقیقی وجود را لمس کرده و دردهای خویش را، نه با زبان و الفاظ دیگران بلکه با صدای خویش، سروده اند. تنها تفاوتی که میان خود و ایشان می یابد، اندکی پیچیدگی در زبان آنان است که زبان مصنوعی به شعرشان بخشیده است. جز اینها، وی از "سیّاب"، "جامی"، "مولوی"، "تاگور" و برخی شاعران، فیلسوفان و نویسندگان معاصر چون "الوار"، "مایاکوفسکی"، "الیوت" و چند تن دیگر نام برده است. می توان توجه متأخر او به ادبیات و فرهنگ عربی ـ اسلامی و عرفان ایرانی را بر این مجموعه افزود. 

بیاتی خود در جاهایی، تجربه شعری و تحولات فکری خود را تا پایان دهه چهل شمسی بیان کرده است. به گفته وی، شاعران عربی چون "طرفه بن عبد"، "ابونواس"، "ابوالعلای معرّی"، "متنبّی" و "شریف رضی" بیشترین تأثیر را بر او داشته اند. وی در این شاعران گونه ای تمرّد و عصیان برضد ارزشهای حاکم می بیند و درمی یابد که ایشان چیزهایی را می جویند که جامعه و فرهنگ زمانشان از آنها تهی بوده است. آنها رنج حقیقی وجود را لمس کرده و دردهای خویش را، نه با زبان و الفاظ دیگران بلکه با صدای خویش، سروده اند. تنها تفاوتی که میان خود و ایشان می یابد، اندکی پیچیدگی در زبان آنان است که زبان مصنوعی به شعرشان بخشیده است. جز اینها، وی از "سیّاب"، "جامی"، "مولوی"، "تاگور" و برخی شاعران، فیلسوفان و نویسندگان معاصر چون "الوار"، "مایاکوفسکی"، "الیوت" و چند تن دیگر نام برده است. می توان توجه متأخر او به ادبیات و فرهنگ عربی ـ اسلامی و عرفان ایرانی را بر این مجموعه افزود. 


بیاتی از سالهای جوانی مورد توجه ناقدان و پژوهشگران شعر معاصر عرب در جهان عرب و غرب بوده است. علاوه بر انبوهی کتاب، مقاله و رساله دانشگاهی که درباره شعر او نگاشته اند، اشعار او به بسیاری از زبانهای اروپایی و شرقی، از جمله فارسی، ترجمه شده است. شعرهای "آوازهای سندباد"، "شعرهائی در تبعید"، شعرهای تبعید" و "ماه شیراز" به فارسی ترجمه شده اند که در کتاب اخیر، به عکس کتابهای پیشین که به دلیل فضای سالهای پیش از انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 ش بیشتر به اشعار چپ گرایانه و انقلابی البیاتی توجه شده، اشعار متأخر شاعر، که پیوندی با تاریخ و فرهنگ و عرفان ایرانی ـ اسلامی داشته، ترجمه شده است. 

بیاتی از سالهای جوانی مورد توجه ناقدان و پژوهشگران شعر معاصر عرب در جهان عرب و غرب بوده است. علاوه بر انبوهی کتاب، مقاله و رساله دانشگاهی که درباره شعر او نگاشته اند، اشعار او به بسیاری از زبانهای اروپایی و شرقی، از جمله فارسی، ترجمه شده است. شعرهای "آوازهای سندباد"، "شعرهائی در تبعید"، شعرهای تبعید" و "ماه شیراز" به فارسی ترجمه شده اند که در کتاب اخیر، به عکس کتابهای پیشین که به دلیل فضای سالهای پیش از انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 ش بیشتر به اشعار چپ گرایانه و انقلابی البیاتی توجه شده، اشعار متأخر شاعر، که پیوندی با تاریخ و فرهنگ و عرفان ایرانی ـ اسلامی داشته، ترجمه شده است. 


مجموعه اشعار و برخی مکتوبات بیاتی نخستین بار در سه جلد با عنوان "دیوان عبدالوهاب البیاتی" و بار دیگر با عنوان "الاعمال الشعریه"، تنها دربردارنده اشعار وی تا ابتدای دهه هفتاد شمسی، منتشر شد. پس از آن، دو دفتر نیز با عناوین "کتاب المراثی" و "نصوص شرقیه" از وی به چاپ رسید. جز اینها، وی نمایشنامه ای با عنوان "محاکمه فی نیسابور"  نوشته و آثاری از زبان فرانسوی ترجمه کرده است. برخی دیگر از آثار بیاتی عبارتند از: ملائکه و شیاطین اباریق مهشّمه آوازهای سندباد شعرهائی در تبعید شعرهای تبعید ماه شیراز 

مجموعه اشعار و برخی مکتوبات بیاتی نخستین بار در سه جلد با عنوان "دیوان عبدالوهاب البیاتی" و بار دیگر با عنوان "الاعمال الشعریه"، تنها دربردارنده اشعار وی تا ابتدای دهه هفتاد شمسی، منتشر شد. پس از آن، دو دفتر نیز با عناوین "کتاب المراثی" و "نصوص شرقیه" از وی به چاپ رسید. جز اینها، وی نمایشنامه ای با عنوان "محاکمه فی نیسابور"  نوشته و آثاری از زبان فرانسوی ترجمه کرده است. برخی دیگر از آثار بیاتی عبارتند از: ملائکه و شیاطین اباریق مهشّمه آوازهای سندباد شعرهائی در تبعید شعرهای تبعید ماه شیراز 


عبدالوهاب بیاتی سالهای آخر عمر خویش را در دمشق گذراند و درتاریخ 12 مرداد 1378 برابر با 3 اوت 1999 در همان شهر درگذشت. 

عبدالوهاب بیاتی سالهای آخر عمر خویش را در دمشق گذراند و درتاریخ 12 مرداد 1378 برابر با 3 اوت 1999 در همان شهر درگذشت. 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۰۹:۲۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۵:۲۵

عبدالوهاب بیاتی

خلاصه زندگی نامه

 عبدالوهّاب بیاتی، شاعر و ادیب معاصر عراقی که از پیشگامان شعر آزاد عرب بشمار می آید. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع