عبدالغنی بن اسماعیل بن عبدالغنی بن اسماعیل کنانی مقدسی دمشقی، مشهور به "ابن نابلسی"، در سال 1050 در دمشق به دنیا آمد. وی حنفی مذهب بود و اجدادش از خاندان "بنی جماعه" در بیت المقدس بودند و سپس به نابلس نقل مکان کردند. نسب او به "عمر بن خطاب" می رسید. جد وی، "عبدالغنی بن اسماعیل نابلسی"، از علما و فضلای مشهور زمان خود بود. نابلسی در نه سالگی قرآن کریم را از حفظ كرد و سپس به فراگیری علوم دینی و لغوی پرداخت. وی افزون بر بهره گیری از تعالیم پدرش، نزد استادان و مشایخ متعددی تحصیل علم کرد و سرانجام در سال 1143 درگذشت. 
نابلسی افزون بر بهره گیری از تعالیم پدرش، نزد استادان و مشایخ متعددی تحصیل علم کرد که برخی از آنان عبارتند از: - نجم الدین محمد بن بدرالدین محمد غُزی، مؤلف "الکواکب السائره فی اعیان المئه العاشره" - احمد بن محمد قلعی حمصی دمشقی حنفی، استاد نابلسی در فقه و اصول - عبدالباقی بن عبدالباقی حنبلی دمشقی، استاد نابلسی در حدیث - محمدبن کمال الدین حنفی مشهور به ابن حمزه، استاد نابلسی در حدیث - محمود کردی دمشقی، استاد نابلسی در صرف و نحو و معانی و بیان 
هنگامی که عبدالغنی به بیست سالگی رسید، به تألیف و تدریس در جامع اموی پرداخت و درسال 1075 به "قسطنطنیه" که بعدها "استانبول" نام گرفت، سفر کرد و در آنجا با "عبدالرزاق گیلانی"، نوه "عبدالقادر گیلانی"، دیدار كرد و از طریق او به طریقت "قادریه" پیوست و تاج قادری و شمشیر اجدادی "عبدالرزاق" را از وی دریافت کرد. پس از بازگشت به دمشق، در مکانی مقابل قبر "یحیی بن زکریا"، به تدریس علوم گوناگون و آثار کسانی چون "سیوطی" و "ابن عربی" پرداخت. 
ابن نابلسی در سال 1087، به واسطه حضور "ابوسعید بلخی نقشبندی" در دمشق، به طریقت "نقشبندیه" پیوست و خرقه و عصا این طریقت را از وی دریافت کرد و به سفارش وی، بر رساله منسوب به "تاج الدین نقشبندی"، شرحی به نام "مفتاح المعیه" نوشت. 
عبدالغنی نابلسی پس از رسیدن به چهل سالگی، هفت سال را در عزلت، ریاضت و مطالعه آثار "ابن عربی"، "ابن سبعین" و "عفیف الدین تلمسانی" سپری کرد و در اثنای این خلوت، "بواطن القرآن" و "مواطن الفرقان" را در پنج هزار بیت سرود. وی پس از ترک خلوت، سیاحت در پیش گرفت و به لبنان، بیت المقدس، مصر، شام و حجاز سفر کرد. حاصل آنها چهار سفرنامه است که همگی به چاپ رسیده اند. سپس به دمشق بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند و به تدریس مشغول شد و در سال 1013 نیز به مقام افتا در مذهب حنفی دست یافت. 
نابلسی شاگردان بسیاری داشت که مهمترین آنان عبارت بودند از: - "مصطفى عُمَری"، مشهور به "ابن عبدالهادی"، ادیب و شاعر که از عبدالغنی نابلسی در نحو و معانی و بیان اجازه داشت. - "محمدبن ابی بكر مرعشی"، صوفی حنفی، مؤلف حدود سی اثر بوده است. - "مرتضی دمشقی"، مشهور به "امیر كردی"، ادیب و صوفی و مؤلف "تهذیب الأطوار فی عجائب الأمصار" بوده است. - "صفى الدین موسى بن جلال الدین على مولوی رومی"، مشهور به "صفی دده"، متولی خانقاه مولویه در قسطنطنیه، که تفسیر و حدیث را از نابلسی فرا گرفت. - "عبدالرحمن بن محمد بهلول نحلاوی شافعی دمشقی"، ادیب و شاعر، که قصیده ای در رثای استادش عبدالغنی نابلسی سروده است. - "شمس الدین محمدبن عبدالرحمن غزی"، داماد نابلسی، مفتی شافعیان دمشق و مؤلف "دیوان الاسلام فی التاریخ" بوده است. - "اسماعیل " فرزند نابلسی، نیز در شمار شاگردان زبده پدرش یاد شده است. 
از نابلسی آثار بسیاری بر جای مانده، چنانکه "نبهانی" بیشتر کرامات وی را کثرت تألیفاتش در جمیع فنون ذکر کرده است. مهمترین آثار او در تصوف، شعر و سفرنامه نگاری است. در تصوف، بیشتر تلاش او شرح و دفاع از آرای "ابن عربی" بوده است. البته درباره اینکه وی به عمق آرای "ابن عربی" پی برده است یا خیر، اختلاف نظر وجود دارد.مهمترین آثار نابلسی درموضوع تصوف عبارتند از: ـ جواهر النصوص فی حل كلمات الفصوص، که شرحی مختصر بر "فصوص الحکم" اثر "ابن عربی" است. ـ ایضاح المقصود من معنی وحده الوجود، که آن را در توضیح وحدت وجود و عبارت مشهور صوفیه، "لا شیء مع الله تعالی موجود"، تألیف نموده و "محمد بن عمر بن عبدالجلیل بغدادی دمشقی حنفی قادری" بر آن حاشیه نوشته است. ـ الرد المتین على مُنتَقص العارف محیی الدین، که در دفاع از عقاید و افکار "ابن عربی" است. ـ كشف السر الغامض، در شرح دیوان "ابن فارض"، که شامل شرح دیباچه نیز هست. از شروحی که نابلسی بر اشعار "ابن فارض" دارد، "جورج آگوست والین" مستشرق فنلاندی، شرح وی را بر" حائیه" ابن فارض، همراه با ترجمه لاتینی آن، در هلسینکی به چاپ رسانده است. ـ جمع الأسرار فی منع الأشرار عن الطعن فی الصوفیه الأخیار، نابلسی در این کتاب، توسل به انبیا علیهم السلام، اولیا، علما و صالحان را جایز دانسته است، حتی اگر از دنیا رفته باشند. ـ الصراط السوى، در شرح سه دیباچه دفتراول، سوم و چهارم مثنوی معنوی می باشد. ـ العقود الؤلؤیه فی طریق الساده المولویه، در دفاع از آداب و رسوم طریقه مولویه، مانند سماع و غنا بوده است. ـ مسائل فی التوحید والتصوف، که نابلسی در این رساله 47 سؤال درباره توحید و تصوف مطرح نموده و به آنها پاسخ گفته است. این اثر در ذیل "ایضاح المقصود من معنی الوحده الوجود" به چاپ رسیده است. ـ القول المتین فی بیان توحید العارفین، مشهور به "نخبه المسأله"، که شرح رساله "التحفه المرسله فی علم حقیقه الشریعه المحمدیه"، از "محمدبن فضل الله هندی" صوفی، در بیان توحید عارفان و وحدت وجود است. اشعار از نابلسی اشعار متعددی در حدود چهار دیوان، از جمله "دیوان الحقائق" و "مجموع الرقائق"، باقی مانده است. وی قصاید متعددی در مدح "ابن عربی" سروده است و قصیده ای نیز موسوم به قصیده "نبویه" در مدح پیامبر دارد. سفرنامه ها نابلسی چهار سفرنامه دارد که در آنها عمدتاً تجارب عرفانی و ملاقاتهایش را با مشایخ صوفیه و زیارت قبرهای انبیا و اولیاء گزارش کرده است و از این رو باید آنها را نوعی سفرنامه عرفانی به شمارآورد. این سفرنامه ها عبارتند از: - التحفه النابلسیه فی الرحله الطرابلسیه، در شرح سفر وی به طرابلس شام - الحضره الاُنسیه فی الرحله القدسیه، شرح سفر او به بلاد شام و مصر - الحقیقه والمجاز فی الرحله الی بلاد الشام ومصر والحجاز، معروف به رحله الکبری - حله الذهب الابریز فی رحله بعلبک والبقاع العزیز، معروف به رحله الصغری آثار نابلسی در دیگر موضوعات نابلسی در فقه، حدیث، كلام، تفسیر، منطق، تعبیر رؤیا، کشاورزی و موضوعات دیگر نیز آثاری دارد که عبارتند از: ـ ایضاح الدلالات فی سماع الآلات، نابلسی در این رساله غنا و موسیقی را به حرام، مباح و مستحب تقسیم نموده و حرمت را به همراهی موسیقی و غنا با اموری چون شرابخواری، مواجهه با نامحرمان و دیگر منکرات اختصاص داده است. هدف او از نگارش این رساله دفاع، از سماع و غنای رایج در میان صوفیه بوده است. ـ تحقیق القضیه فی الفرق بین الرشوه والهدیه، در این رساله حکم فقهی هدیه و رشوه و تمایز آن دو از منظر مذاهب چهارگانه اهل تسنن بررسی شده است. ـ ربع الإفادات فی ربع العبادات، که "جبرتی" آن را در فقه حنفی کم نظیر دانسته است. ـ فتح الانغلاق فی مسأله علیّ الطلاق، در این رساله تسلط او بر فقه مذاهب چهارگانه اهل تسنن نشان داده شده است. ـ الصلح بین الاخوان فی حکم إباحه الدخان، نابلسی در این رساله حرمت یا کراهت استعمال دخانیات را رد نموده و آن را مباح دانسته است. ـ ذخائر المواریث فی الدلاله على مواضع الأحادیث، در این کتاب، احادیث کتابهای مشهور اهل تسنن بر اساس اعتبار سند و ترتیب زمانی، در هفت باب تدوین شده است. ـ فتح العین عن الفرق بین التسمیتین، در رد تثلیث مسیحیت می باشد. ـ کشف النور عن اصحاب القبور، در بیان کرامات اولیا پس از مرگشان و حکم بنای مقبره برای آنان است. ـ تحریر الحاوی، در شرح تفسیر بیضاوی بوده است. ـ كفایه المستفید فی علم التجوید - تعطیر الانام فی تعبیر المنام، در دو جلد، كه در ابتدای آن رؤیاهای باطل و حق را تعریف و تقسیم كرده است. ـ عَلَم الملاحه فی علم الفلاحه، که مختصر جامع فرائد الملاحه فی جوامع فوائد الفلاحه "رضی الدین ابوالفضل محمد عامری غزی شافعی" است. 
درباره زندگی و آثار نابلسی نیز برخی از نوادگان و شاگردانش آثاری تألیف كرده اند كه عبارتند از: - "كمال الدین ابوالفتوح غزی عامری"، مشهور به "بكری"، نواده دختری وی، كه کتابی در شرح حال جد خود به نام "الورد القدسی والوارد الانسى" نوشته است. - "كمال الدین ابوالفضل غزی عامری"، مفتى شافعیان دمشق، دیگر نواده وی است که رساله ای در شرح احوال جد خود به نام "المورد الانسی" تألیف کرده است. - "بكری"،از شاگردان نابلسی، كه "الفتح الطری الجنی فی بعض مآثر الشیخ عبدالغنی" را درباره استادش، نابلسی، نوشته است. – - "حسین بن طعمه بیتمانی دمشقی" شاگرد دیگر نابلسی، نیز دو کتاب به نامهای "العِقد السَّنی فی مزایا الشیخ عبدالغنی" و "المشرب الهَنی القدسی فی ترجمه الشیخ عبدالغنی النابلسی"، در شرح احوال استادش دارد. 
نابلسی در سال 1143 در دمشق درگذشت و در "صالحیه"، در قبه ای که در سال 1126 ساخته شده بود، به خاک سپرده شد. "مصطفی نابلسی"، یکی از نوادگانش، در کنار مقبره وی مسجد جامعی بنا نمود که در سال 1410 تجدید بنا، و در آن مدرسه ای نیز برای تعلیم وحفظ قرآن ساخته شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۰۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۰۸

عبدالغنی نابلسی

خلاصه زندگی نامه

 عبدالغنی بن اسماعیل بن عبدالغنی بن اسماعیل کنانی مقدسی دمشقی، مشهور به ابن نابلسی، صوفی، شاعر و سیاح حنفی مذهب قرن دوازدهم بوده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع