عبدالعلی بازرگان در سال 1332، در تهران به دنیا آمد. او یکی از پنج فرزند مهندس مهدی بازرگان بوده و دارای مدرک فوق لیسانس معماری از دانشگاه شهید بهشتی تهران است. عبدالعلی بازرگان در سال 1352، به همراه میرحسین موسوی به علت فعالیت های سیاسی در دانشگاه ملی، توسط ماموران ساواک دستگیر و زندانی شد. بازرگان در طرح و نظارت و اجرای پروژه‌های ساختمانی متعددی همکاری داشته‌است. از جمله با بنیاد صنعتی ایران و نیز شرکت‌های مهندسین مشاور؛ برمک، رضی، یاد، طرح و کاوش (در بخش‌های خصوصی و دولتی).  عبدالعلی بازرگان هم اکنون در کالیفرنیا اقامت دارد و به کار ساختمانی و تدریس در برخی مراکز مذهبی مشغول است.  
سوابق فرهنگی  سردبیرى روزنامه «میزان» در سال 1358صاحب امتیاز و مدیرمسئول فصلنامه «فرا راه» 1380همکارى قلمى با مطبوعات مستقل در دوران «اصلاحات» 1380- 81عضو هیئت‌مدیره بنیاد فرهنگى مهندس مهدى بازرگان 1375 به بعد سوابق سیاسیعضویت در سازمان جوانان جبهه ملى (در دوران دبیرستان) 41 - 1339عضویت در شوراى مرکزى و دفتر سیاسى نهضت آزادى ایران از 1355 به بعدعضویت در شوراى مرکزى «جنبش مسلمانان مبارز» 57 - 1356عضویت در شوراى مرکزى جمعیت دفاع از آزادى و حاکمیت ملت 79 - 1377 محکومیت و زندان4 ماه محکومیت در دادستانى ارتش در سال 13522 سال محکومیت در دادگاه انقلاب در سال‌های 70 - 1369 سوابق دینی عضو هیئت مؤسس انجمن اسلامى دانشجویان دانشگاه شهید بهشتى 1348-1341عضو شوراى مرکزى انجمن اسلامى مهندسین 1348همکارى با دکتر شریعتى در برنامه‌های حسینیه ارشاد 1352- 1349تألیف 19 جلد کتاب و مقالات تحقیقى متعدد درباره‌ی قرآن و اسلام 1356سخنرانى در محافل مختلف دینى و دانشگاه‌های مختلف ایران، مراکز فرهنگى و اسلامى خارج از ایران.شرکت در سمینارها و کنفرانس هاى بین‌المللی در قبرس، آلمان، فرانسه، هلند، اتریش و آمریکا. 
کلماتى از قرآن (1358)شرحى بر دعاى کمیل (1358)اخلاق اسلامى در روابط سیاسى (1359)شورا و بیعت ( حاکمیت خدا در حکومت مردم ) (1359)اختلاف در امت واحد (1360)بعثت در اجتماع (1360)اسماءالحسنى (1360) آزادى در قرآن(1361) انسان کامل (1365)آزادى در نهج البلاغه (1367)نظم قرآن (۴جلد) (1371)متدولوژى تدبر در قرآن(1373) حروف مقطعه در قرآن (1375) دستى از دور بر آتش مطبوعات (1382)خاطراتى از پیشگامان (1382) در بستر اصلاحات و نوگرایى دینى ( 1382) 
چند روز پس از آنکه عبدالکریم سروش در اظهاراتی، امام خمینی (ره) را به تفسیر استبدادی از دین متهم ساخته بود، عبدالعلی بازرگان که به همراه چند نفر دیگر از جمله اکبر گنجی خود را عضو اتاق فکر جنبش سبز نامیده است، به صورتی آشکار قرآن کریم را تحریف کرد.وی در یادداشتی که سایت ضدانقلابی «جرس» آن را منتشر کرده، در جایگاه یک مفسر قرآن ظاهرشده و مدعی شده است که قرآن برای هیچ‌کسی قداست قائل نشده است حتی پیامبر! بازرگان در ادامه این یادداشت و در جملاتی جالب مدعی شده است: دستورات قرآنی نظیر «بلند نکردن صدای خود بر پیامبر» و دستورات مشابه به قداست پیامبر ربطی نداشته و تماماً جنبه شخصی دارد!وی در پایان علت ادعای خود را این‌گونه توجیه می‌کند: دستورات بالا حکایت از ادب و آدابی می‌کند که اعراب جاهلیت از آن ناآگاه بودند و برای اینکه از نظام قبیله‌ای به یک نظام مدنی منتقل شوند، ناگزیر بودند آن را فرابگیرند.این نظرات بازرگان در حالی مطرح می‌شود که در بخش‌های مختلف قرآن کریم از جمله در آیه تطهیر، بر عصمت و قداست حضرت رسول و عترت آن حضرت صراحتاً تاکید شده است. عبدالعلی بازرگان در حالی به هتک حرمت مقدسات پرداخته بود که همزمان در «مهر نامه»، به سردبیری محمد قوچانی هم به عنوان مفسر قرآن فعالیت می‌کرد. 
در حالی که محسن کدیور در نامه ای به سید حسن خمینی، از وی خواسته بود تا در تحقیقات خویش به آن نتایجی برسد که وی رسیده است بازرگان از این که کدیور خواسته است امام خمینی (ره) را در نامه خویش تطهیر کند گلایه کرده و در نقدی به نامه کدیور خطاب به سید حسن خمینی نوشت: «آنچه امروز بر سر ملت ايران مى‌آيد، ارتباط مستقيم با انديشه فقهى و سياسى خمینی دارد.» خواستگاه فکری و اجتماعی بازرگان نیز بر کسی پوشیده نیست، او فرزند مهندس بازرگان دبیرکل سابق نهضت به اصطلاح آزادی و خود عضو این تشکل غیرقانونی است. امام خمینی (ره) در نامه‏ای خطاب به وزیر وقت کشور اعضای این تشکل را فاقد صلاحیت‏های لازم برای دست گرفتن مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی دانستند. عداوت نهضت آزادی و اعضای برجسته آن از جمله عبدالعلی بازرگان نسبت به امام خمینی (ره) امری است که بر هیچ انسان منصفی پوشیده نیست ولی آن چه که بارها از مدعیان خط امام پرسیده شده و کسی تا کنون بدان پاسخی نداده است این سوال بسیار مهم است که چرا مدعیان دیروز خط امام (ره) که زمانی به ضدیت خود با نهضت آزادی افتخار و همواره به نامه امام در نامشروع بودن این تشکل استناد می کردند امروز با بازرگان و نهضت آزادی در یک چهار راه به هم رسیده و بر علیه آرمان های روح خدا شوریده اند؟ 
امام خمینی (ره) در نامه‌ای خطاب به وزیر وقت کشور، اعضای نهضت به اصطلاح آزادی را فاقد صلاحیت‌های لازم برای دست گرفتن مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی دانسته‌اند.در بخشی از نامه امام خمینی (ره) خطاب به وزیر وقت کشور آمده است:«پرونده این نهضت و همین طور عملکرد آن در دولتِ موقتِ اولِ انقلاب شهادت مى‏دهد که نهضت به اصطلاح آزادى طرفدار جدى وابستگى کشور ایران به امریکا است و دراین‌باره از هیچ کوششى فروگذار نکرده است؛ و حمل به صحت اگر داشته باشد، آن است که شاید امریکاى جهان خوار را که هر چه بدبختى ملت مظلوم ایران و سایر ملت‌های تحت سلطه او دارند از ستمکارى اوست، بهتر از شوروى ملحد مى‏دانند؛ و این از اشتباهات آن‌ها است.»امام خمینی (ره) در بخش دیگری از نامه تاریخی خویش می‌نویسند: «به حسب امور بسیار دیگر، نهضت به اصطلاح آزادى صلاحیت براى هیچ امرى از امور دولتى یا قانون‌گذاری یا قضایى را ندارند؛ و ضرر آن‌ها، به اعتبار آنکه متظاهر به اسلام هستند و با این حربه جوانان عزیز ما را منحرف خواهند کرد و نیز با دخالت بی‌مورد در تفسیر قرآن کریم و احادیث شریفه و تأویل‌های جاهلانه موجب فساد عظیم ممکن است بشوند، از ضرر گروهک‌های دیگر، حتى منافقین این فرزندان عزیز مهندس بازرگان، بیشتر و بالاتر است.» 
«اينك دو طرف دعوا زير خروارها خاك خفته‌اند... خوش به سعادت كسانى كه اگر مظلوم از دنيا رفتند، ظالم نبودند!»عبارتی که خواندید قسمتی از نوشتار عبدالعلی بازرگان یکی از پنج عضو حلقه ماسونی لندن است كه به عنوان اتاق فكر فتنه فعاليت می‌کند. بازرگان در این نوشتار به قصد تطهیر آیت‌الله شریعتمداری کوشیده است موضوع خیانت‌های این شخصیت را در حد دعوای بین امام خمینی (ره) و وی کاهش دهد.به مقاله بازرگان می‌توان از منظرهای متعددی پاسخ گفت؛ ولی فتنه گران در سالی که گذشت نشان دادند که رابطه‌ای با منطق و استدلال نداشته و قصد اقامه برهان و یا تسلیم در برابر استدلال‌های متقن را نیز ندارند، از این روی اقامه برهان در مقابل این عده کاری عبث و به دور از خرد محسوب می‌شود. نویسندگان این‌گونه مقالات بیش از آن که بیان‌کننده منطق اثبات‌کننده مدعای خویش باشند نشانگر خواستگاه اجتماعی خود هستند.اسناد خیانت آیت‌الله شریعتمداری بر فتنه گران هرگز پوشیده نیست، نگاهی هرچند گذرا به آرشیو روزنامه‌ها و نشریات دهه 60 اثبات‌کننده این مدعا است. صحبت‌های میرحسین موسوی بعد از خلع شریعتمداری از مرجعیتمیرحسین موسوی بعد از خلع شریعتمداری از مرجعیت، در پاسخ به این سؤال كه «نظر شما در مورد توطئه‌ای كه توسط بیگانگان و به دست قطب‌زاده طرح‌ریزی شده بود، چیست؟» می‌گوید: «برنامه قطب‌زاده و همدستان توطئه‌گرش بسیار برنامه کودکانه‌ای بود. اگر از جنبه‌های ساده‌لوحانه این طرح خائنانه بگذریم، آن چه برای من تعجب‌آور است این است كه چگونه قطب‌زاده اطمینان داشت كه در صورت موفقیت در اجرای اهداف پست خود می‌تواند بر مردم حاكم شود. ملت ما چهره امثال او را شناخته و جریانات وابسته به اغیار غیر اسلامی را به خوبی شناخته است... ملت ما در این جریان با چند روحانی‌نمای منحرف روبرو می‌باشد نه با نهاد روحانیت. نهاد روحانیت نمی‌تواند در راستای سیاست‌های   آمریكا حركت كند و امیدی برای افراد شناخته‌شده و جریانات ورشكسته چه قبل و چه بعد از انقلاب باشد، اما سید كاظم شریعتمداری و امثالهم می‌توانند. من نوار صحبت‌های این فرد را شنیدم و برای مردمی كه روزی مقلد ایشان بودند ناراحت شدم... وقتی كسی در هر مقامی به اعتماد و احساس مذهبی مردم پاسخ درست نمی‌دهد، جای آن محبت را بی‌توجهی تنها نمی‌گیرد، بلكه نفرت سر برمی‌آورد. مردم تحمل نمی‌کنند اسلام و عقاید آن‌ها به شوخی گرفته شود. آن‌ها دوست ندارند كه اسلام پناهی، نردبام ترقی كسی قرار گیرد.»موسوی در این مصاحبه تاریخی که مطالعه و کنکاش در آن در شرایط امروز جامعه بسیار مفید به نظر می‌رسد به اسناد خیانت سید کاظم شریعتمداری اشاره‌کرده و می‌گوید: به هر حال هركس از ماجرای شریعتمداری خاطراتی دارد... در آرشیو محرمانه وزارت امور خارجه هنگامی كه در آن جا انجام وظیفه می‌نمودم اسناد زیادی درباره ایشان دیدم كه می‌توانم گواهی دهم. از جمله آن‌ها، درست در بحبوحه انقلاب و اوج‌گیری حركت اسلامی مردم، نماینده‌ای از طرف شاه مراكش با پادویی سفیر ایران در عراق، برای ملاقات ایشان می‌آید. خوب كسی كه این سند را می‌بیند اگر چیز دیگری هم نباشد این سؤال مطرح می‌شود كه نماینده مخصوص شاه حسن با یك مرجع شیعه چه كاری می‌تواند داشته باشد؟» تطهیر سلطنت برای رسیدن به قدرتاسناد خیانت آیت‌الله شریعتمداری بر فتنه گران هرگز پوشیده نیست، نگاهی هرچند گذرا به آرشیو روزنامه‌ها و نشریات دهه 60 اثبات‌کننده این مدعا است. این اشخاص زمانی با شاه مبارزه كرده و از قبل این مبارزه به نان و نوایی می‌رسند و اندك زمانی بعد برای رسیدن به قدرت سلطنت را تطهیر می‌کنند و از شاه شیعه و بی‌گناه سخن می‌گویند.بعد از بركناری آیت‌الله منتظری توسط امام خمینی (ره) دستور حذف تصاویر منتظری از ادارات را می‌دهند و نامه‌ها می‌نویسند و اسرار هویدا می‌کنند و زمانی بر بالین همان شخص ناله‌ها سر داده و از مظلومیت وی سخن می‌گویند، زمانی از وابستگی یك روحانی‌نما به سرویس های جاسوسی غرب و شرق پرده برمی‌دارند و هوش و ذكاوت امام را در تشخیص رأس فتنه تحسین می‌کنند و زمانی دیگرمی گویند و می‌نویسند: اینك دو طرف دعوا زیر خروارها خاك خفته‌اند...این كه چگونه موسوی و حامیان وی بر دروغین بودن اسناد پیش گفته پی برده‌اند سؤالی است كه گذر زمان پاسخ واضحی بدان داده است. حضرات سیاسی كار قدرت‌طلب هستند و سیاستی كه از چشمه جوشان دیانت سیراب نشود هر لحظه انسان را مانند بت عیار به شكلی در می‌آورد و در پی چرب و شیرین دنیا به دامان آمریكا و اسرائیل و انگلیس می‌کشاند. 
عبدالعلی بازرگان دوم دی ماه 88 در سایت ملی - مذهبی نوشت: (آیت الله منتظری در برابر کسی ایستاد که حاصل عمر او(امام خمینی (ره)) حساب می‌شد وکمتر از«حضرت امام(ره)» درباره ایشان نگفته بود... در خانه آیت الله منتظری همواره به روی مخالفان باز بود. ما نیز در نهضت آزادی بیانیه های خود از جمله علیه ولایت فقیه و ادامه جنگ را برای ایشان می بردیم.)!! (... در سال 67 پس از عملیات مرصاد، تعدادی از زندانیان که بیشتر آنها از مجاهدین (گروهک تروریستی منافقین) بودند به اعدام محکوم شدند. فقط آیت الله منتظری از حقوق این نیروها که از جمله فرزند او را (در ماجرای جنایت تروریستی 7 تیر)کشته بودند، دفاع کرد.) عضو گروهک نهضت آزادی با «هولناک» خواندن برکناری آقای منتظری از قائم مقامی رهبری در زمان حضرت امام (ره)، به ملاقات خود با آقای منتظری در حول و حوش همان ایام اشاره کرده و نوشته بود: «نگارنده حامل بیانیه و پیامی از تهران از ناحیه پدر و دوستان نهضت آزادی در امور جاری برای آقای منتظری بودم. در این ملاقات خصوصی ماجرا را ناباورانه با جزئیات از ایشان دریافت کردم، ناباورانه از این جهت که ایشان صادقانه وغیرسیاستمدارانه، اصل حکم و جزئیات را به عضوی از یک حزب مخالف اطلاع می دهد. این دلالت بر صفا و سادگی می کرد»!!  
عبدالعلی بازرگان در نامه ای کیفرخواست گونه خطاب به محسن کدیور، عناوین اهانت آمیز متعددی  به حضرت امام خمینی (ره)، نسبت می دهد. وی در این نامه با کینه توزی هر چه تمام، از تبعیت قاطبه ملت ایران از رهبری امام خمینی(ره) اظهار خشم کرده و می نویسد: «از همان روزى که شعار«حزب فقط حزب الله، رهبر فقط روح الله» سر داده شد، انقلاب از مسیر خود منحرف شد.» حامی میرحسین موسوی خطاب به محسن کدیور نوشته است: «جمله به کار رفته در نامه شما ناخواسته و برخلاف باورتان، همان ادعا و ادبیات رسانه‌هاى رسمى را تداعى مى‌کند که بنا به فرهنگ شاه یا شیخ پرستى تاریخى، دستاورد تلاش‌هاى یک قرنِ یک ملت را به حساب جارى بنیانگذار انقلاب، یا نهضت روحانیت وابسته به ایشان، واریز مى‌نماید.» عبدالعلی بازرگان می افزاید: «مگر خط امام غیر از «راهى» است که دانشجویان پیروش امروز در زندان و یا بیرون از زندان، چنان شیوه‌هائى را متعلق به دوران گفتمان انقلابى مى‌دانند و عموماً به راه دیگرى مى‌روند!؟ و مگر مدرسه‌اش غیر از همانى است که امروز آقاى مصباح طابق النعل بالنعل اداره و تدریس مى‌کند!؟ حامی میرحسین موسوی در ادامه عقده گشایی های خود علیه امام و انقلاب می نویسد: مسئله آقاى خمینى مسئله‌اى شخصى نیست، سایه سیاست‌هاى ایشان بیش از سى سال است بر سر این ملت سنگینى مى‌کند و سرنوشت یک ملت بزرگ را با تاریخ و تمدنى درخشان زیر چتر سیاه خود گرفته و آزادى و امنیت را از این مرز و بوم سلب کرده است. بازرگان در فرازی از این نامه عناوینی از قبیل عدم سعه صدر، نداشتن صداقت در وعده و عمل، فقدان صبر و تحمل در برابر مخالفین و رعایت نکردن عدل و انصاف درباره آنها، عدم آگاهى و شناخت به مقتضیات زمانه و عدم درک حقوق مردم و حاکمیت ملت را به معمار کبیر انقلاب نسبت می دهد. بازرگان در ادامه این نامه در حالی که تلاش می کند کیفر خواستی برای امام امت تنظیم کند، مواردی نظیر دین گریزی جوانان، بی حجابی، قرائت خشن از دین، به باد دادن حرمت مراجع، سلب اعتماد مردم از مبلغان دین، ترویج تعصب و قشرى‌ گرى، احیاء جهل و خرافات دوران قاجار، آوارگى و مهاجرت میلیون ها نفر به شرق و غرب عالم، اصرار بر ادامه جنگ بى‌حاصل دو ملت همسایه مسلمان پس از آزادسازى خرمشهر، یک میلیون شهید و مجروح، خرابى شهرها و تباه شدن سرمایه‌هاى دو ملت بزرگ به نفع ابرقدرت ها، پیمان شکنی با مردم در وعده های قبل از پیروزی انقلاب و اعدام منافقین را کارنامه رهبری امام خمینی (ره) توصیف می کند. وی با متهم کردن مخالفت امام راحل با فقه پویا و حمایت از فقه سنتى با تاکید بر شعائر و تجلیل و توسعه ظواهر مذهبى، می نویسد: جناب آقاى دکتر کدیور، شما نیک مى‌دانید وضعیت امروز ایران، بدون آنکه خواسته باشم نقش مردم و فرهنگ استبدادى را نادیده بگیرم، بدون هیچ تردیدى، خوب یا بد، محصول و منتج سیاست‌هاى آقاى خمینى است. آنچه امروز بر سر ملت ایران مى‌آید، ارتباط مستقیم با اندیشه فقهى و سیاسى ایشان دارد. لازم به ذکر است بازرگان این نامه را در پی نامه اخیر محسن کدیور، عضو دیگر اتاق فکر جریان فتنه، به سید حسن خمینی نوشته است. کدیور در نامه خود از سید حسن خمینی خواسته بود به منظور حفظ حرمت پدربزرگ خود، ریشه ولایت فقیه را بزند!  عبدالعلی بازرگان در یک مقاله دیگر که در آن به مبانی مشروعیت نظام سیاسی پرداخته است، با وقاحت هر چه تمام ولایت فقیه را بدعت شرک آمیز امام خمینی (ره) می نامد: «عملکرد این حکومت، بر خلاف ادعای اسلاميت و تشيع، هيچ انطباقی با اصول بدیهی در کتاب و سنت و اخلاق و انسانيت ندارد. و «ولایت مطلقه فقيه» که برای نخستين بار در طول تاریخ اسلام توسط آقای خمينی ابداع گردیده است، بدعت آشکار و شرک آميزی نسبت به اصول مسلم اسلامی به شمار می رود.»  
وی در نوشته‌های خود پا را فراتر گذاشته و مدعی می‌شود پیامبر اسلام امور دینی و دنیوی را جدای از هم می‌دانست!«پيامبر امور مردم را به دو قلمرو تقسيم کرده بود: ١- احکام (امور دینی) ٢- موضوعات (امور مردمی) و در هر یک از دو موضوع به شيوه مستقلی عمل می‌کرد؛ احکام را درزمينه: «ارتباط بنده با خالق» می‌دانست که اموری قلبی، عرفانی، عاشقانه هستند و در قلمرو «تسليم و تبعيت آگاهانه» قرار دارند؛ اما «موضوعات» را در «ارتباط مردم با یکدیگر» می‌شناخت که اموری مشورتی و موافقتی محسوب می‌شوند.»وی ادامه می‌دهد: به طور خلاصه پيامبر در ابلاغ «احکام»، نقش: «فرستنده» یعنی ابلاغ کننده پیام‌های پروردگار را داشت و در «موضوعات»، نقش: «گيرنده» نظراتِ مردم، جمع‌بندی کننده و تصمیم‌گیرنده نهایی بر اساس اکثریت آراء مردم. پيامبر در «احکام» به شيوه «تئوکراسی» و در «موضوعات» (امور مردمی) به شيوه «دمکراسی» عمل می‌کرد. «نبوت» آواز ناحيه خدا بود، اما حکومت او به تقاضای «مردم» مدینه و عقد قرارداد و پيمان با آن‌ها شکل گرفته بود." وی در این نوشتار حکومت خلفای راشدین را مشروع دانسته و مدعی می‌شود خلفای بعد از پیامبر اسلام دموکراتیک انتخاب‌شده و مشروع بوده‌اند!«هرچند در «اولویت» حضرت علی و برتری عدالت و فضیلت‌های دیگر او بر سایرین و «ولایت» ایمانی، یعنی شایسته‌تر بودنش برای امامت و الگوی اخلاقی بودن برای جامعه کمتر تردیدی وجود داشت، اما «ولایت سياسی» به معنی زمامداری، امری عُرفی و مردمی تلقی می‌شد که با انتخاب مردم (نه انتصاب خدا و رسول) می‌بایست تحقق یابد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۳۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۳۱

عبدالعلی بازرگان

خلاصه زندگی نامه

 عبدالعلی بازرگان، شريك اقتصادی سال‌های قبل از انقلاب ميرحسين موسوی است كه به همراه آلادپوش، سه عضو هیئت‌مدیره شركت سمرقند را تشكيل می‌دادند و پس از انقلاب نيز انتشارات قلم را باهم اداره می‌کردند. بازرگان داماد حسينی طباطبايی است. حسينی طباطبايی فردی است كه به گرايش‌های وهابی در تهران شهرت دارد. برگزاری نماز جمعه فرقه‌ای جديد با گرايش‌های وهابی از جمله اقدامات ضد امنیتی حسينی طباطبايی در تهران بود كه برخی می‌گویند هنوز نيز اين فعاليت‌ها ادامه دارد. بازرگان در اندیشه‌های شیعی خدشه وارد کرده و دارای گرایش‌های شبه وهابی است. او مواضع خود را پس از يك سلسله بحث در اوايل دهه 70 به صراحت اعلام كرد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع