عبدالرحیم ‌بیگ حق ‌وردی اف، در تاریخ 3 مه 1870، در روستاى آق ‌بلاغ، واقع در حومه شهر شوشى قره ‌باغ، در کشور آذربایجان کنونی به دنیا آمد. در سه سالگى پدرش را از دست داد و به علت ازدواج مادرش، به ناچار، تحت سرپرستى عمویش و سپس شوهر مادرش درآمد که توسط وی الفباى روسى را آموخت. 10 ‌ساله بود که خانواده‌اش به شوشى مهاجرت کردند. عبدالرحیم بیگ پس از گذراندن تحصیلات مقدماتى، دوره هفت ساله مدرسه متوسطه مهندسى را به اتمام رساند و در سال 1890 به تفلیس رفت. یک سال بعد موفق به اخذ مدرک مدرسه متوسطه مهندسى شد و براى ادامه تحصیل به پترزبورگ رفت و وارد مؤسسه مهندسان راه‌ سازى شد و پس از پایان تحصیلات عالى، در سال 1899 به شوشى برگشت. حق ‌وردی اف در شوشى بعضى از نمایشنامه‌هاى "آخوندزاد"ه، "نجف ‌بیگ وزیروف" و نیز برخى از نمایشنامه‌هاى خود و نیز "بازرس گوگول" و "اوتللو"ى "شکسپیر" را کارگردانى کرد. وى در کار تشکیل گروه نمایش، ترتیب دادن کنسرت، و تربیت هنرپیشه نیز فعال بود و سرانجام در سال 1933 درگذشت. 
حق وردی اف تا استقرار حاکمیت شوروى در جمهورى آذربایجان در بهار 1920، ضمن کار براى گذران زندگى و قبول بعضى مسئولیتهاى اجتماعى و ادارى در مناطق گوناگون قفقازجنوبى، به ‌فعالیتهاى فرهنگى ـ هنرى و نوشتن نمایشنامه و داستان کوتاه و چاپ آنها در مطبوعات ادامه داد. در دوران انقلاب‌ اکتبر، زمانی ‌که کمیسر "قصبه سولاور" منطقه مسلمان‌ نشین "بورچالى" بود، براى جلوگیرى از برخوردهاى مسلمانان و ارمنیان و آشتى دادن آنان ‌از هیچ کوششى فروگذار نکرد. در سال 1919 هم یکى از چهار نماینده منتخب مسلمانان براى مجلس گرجستان بود. مسئولیت های حق وردی اف در جمهوری آذربایجان جق وردی اف که به دعوت حکومت جمهورى ملى آذربایجان، از گرجستان به آنجا رفته بود، براى همکارى با حکومت مذکور فرصتى نیافت. لیکن پس از استقرار حکومت شوروى در آن جمهورى، مدیر شعبه تئاتر کمیسرى معارف و بازرس تئاترهاى دولتى شد و درعین ‌حال، در فاصله سالهاى 1921 تا 1931 در دارالفنون دولتى آذربایجان، ادبیات آذربایجانى تدریس کرد. وى در چند سازمان علمى ـ پژوهشى، همچون جمعیت تحقیق و تتبع آذربایجانى، عضویت و در بعضى از آنها ریاست داشت. زمانى هم دبیر دانشکده خاور و در اواخر عمرش دبیر کانون نویسندگان آذربایجان بود. 
حق وردی اف در چهارده سالگى، هنگام تحصیل در شوشى، نمایشى از "میرزا فتحعلی آخوندزاده (آخوندوف)" (نمایشنامه‌نویس آزادی‌خواه ایرانی اهل آذربایجان در دورهٔ قاجار  و از پیشگامان جنبش ترقی‌خواهی و ناسیونالیسم ایرانی) دید که تأثیر ماندگارى، در انتخاب راه آینده وى برجاى گذاشت. همچنین با خواندن تمثیلات "آخوندزاده" چندان تحت ‌تأثیر قرار گرفت که به تقلید از "سرگذشت مرد خسیس" او، نمایشنامه‌اى به نام "حاجی‌ داش‌ دمیر" نوشت و آن را به معلمش "یوسف ‌بیگ"، که براى نوشته‌هاى کودکانه او ارزش قائل می ‌شد، عرضه کرد. نمایشنامه "خون ناحق" و "تمثیل اسب و الاغ"، هر دو از "کریلف"، را نیز در همان سالهاى تحصیل در شوشى از روسى به زبان مادرى خود یعنی ترکى آذرى ترجمه کرد. 
حق وردی اف در زمان تحصیل در تفلیس، در پرتو آشنایى با زبان روسى امکان مطالعه آثار نویسندگان کلاسیک اروپایى و روسى و تماشاى بعضى آثار نمایشى را یافت و بیش از پیش با ادبیات و نمایش آشنا شد. در پترزبورگ هم، ضمن تحصیل در رشته مهندسى، دانشجوى مستمع آزادِ رشته زبان و ادبیات دانشکده خاور دانشگاه آن شهر بود و به آشنایى خود با ادبیات و نمایش وسعت می ‌بخشید.   نوشتن نمایشنامه های متعدد اگر "حاجی ‌داش دمیر" را بتوان نخستین نمایشنامه حق وردی اف به شمار آورد، وى دومین و سومین نمایشنامه خود را در دوران دانشجویى در پترزبورگ نوشت. سومین نمایشنامه وى با نام "داغیلان تِفاق" به معنای "دودمان بر باد رفته" در همان سال نگارش یعنی در سال 1896 در شوشى به روى صحنه رفت و سه سال بعد، به یارى جمعیت خیریه دانشجویان مسلمان، در پترزبورگ به چاپ رسید. این نمایشنامه در بهار 1914 نیز، به نفع شاگردان بی‌ بضاعت مدرسه تمدن ایرانیان، در تماشاخانه "حاجی ‌زین‌العابدین تقی ‌اف" در باکو به اجرا درآمد. 
حق وردی اف در سال 1907 با مجله طنز "ملانصرالدین"، که از بهار 1906 انتشار آن آغاز شده بود، به همکارى پرداخت و با چاپ سلسله آثار طنزِ انتقادى با نامهاى مستعارى چون "جیرانعلى"، "خورتدان"، "حکیم نون صغیر"، "لاغلاغى"، "موزالان"، "سوپورگه ساققال" به معنای "ریش جارویى" و غیره، در زمره "ملانصرالدینی هاى" فعالى چون "جلیل محمد قلی ‌زاده"، "میرزاعلی ‌اکبر صابرِ طاهرزاده"، و "محمد سعید اردوبادى" به‌ شمار آمده است. دو رشته نوشته نخست او، که به صورت پاورقى در "ملانصرالدین" به‌ چاپ رسیده بود، بعدها با همان نامهاى "خورتدانین جهنم مکتوبلارى"، "موزالان بیگین سیاحتنامه‌ سى"، و" ماراللاریم"، به صورت کتابهاى مستقل نیز انتشار یافت. وى در همین دوره کارگردانى نخستین اجراى اپراى "لیلى و مجنون" اثر "عُزیر حاجی‌ بیگوف"، اولین اپراى اجرا شده در جهان اسلام، را در تاریخ 12 ژانویه 1908 در باکو نیز برعهده داشت. 
برخی آثار عبدالرحیم بیک عبارتند از: - بَخْتسِز جوان - پرى جادو - آقا محمد خان قاجار - ایکى حکایت - کامران ترجمه ها حق و ردیف که کار ترجمه را از دوره دانشجویى شروع کرده بود، پس از انقلاب 1905 روسیه نیز آثارى را به زبان مادرى خود ترجمه کرد، که عبارتند از: - هملت اثر شکسپیر - مکر و محبت، ترجمه فارسى: توطئه و عشق، اثر شیللر - قاچاقلار به معنای فراریها، ترجمه فارسى: راهزنان، اثر شیللر - ویلهلم تل، اثر شیللر نمایشنامه ها از جمله آثارى که عبدالرحیم بیک در دوران شوروى در فاصله سالهای 1921 تا 1932 پدید آورد، عبارتند از: - نمایشنامه بلند کهنه دودمان به معنای دودمان کهن - نمایشنامه‌ کوتاه قرمزى قارى به معنای عجوزه سرخ - نمایشنامه‌ کوتاه آغاج کولگه ‌سینده به معنای زیر سایه درخت - نمایشنامه‌ کوتاه چوخ ‌گوزل به معنای بسیار زیبا 
بَخْتسِز جوان حق وردی اف که پس از پایان تحصیلات خود به شوشى برگشته بود، حدود دو سال در آنجا مقیم شد و ضمن معلمى و گردآورى فرهنگ مردم، فولکلور، نمایشنامه "بَخْتسِز جوان" به معنای "جوان بداقبال" را نوشت و در آنجا به روى صحنه برد. این نمایشنامه در سال 1910 در تهران، رشت، قزوین و بعضى از شهرهاى آذربایجان نیز به اجرا درآمد. پرى جادو حق وردی اف در سال 1901 به باکو رفت و در آنجا براى فعالیتهاى فرهنگى ـ هنرى خود با محیط مساعدترى مواجه شد. اجراى نمایشنامه "پرى جادو" موجب شناخته شدن وى در محافل هنرى آن شهر شد. این نمایشنامه را "سید محمد دهگان" در حدود سال 1921 با نام "اهریمن ـ پرى و جادو" به زبان فارسى ترجمه و اقتباس کرد که در همان زمان به نمایش درآمد. آقا محمد خان قاجار حق وردی اف در سال 1904 به عضویت شوراى ادارى شهر شوشى انتخاب شد و به آنجا برگشت و پس از انقلاب 1905، از ولایت گنجه به نمایندگى دوماى دولتى اول روسیه که در تاریخ 27 آوریل 1906 افتتاح و در 9 ژوئیه همان سال منحل گردید، انتخاب و عازم پترزبورگ شد، لیکن پس از انحلال آن، براى استفاده از کتابخانه دولتى به منظور گردآورى مطالب و اسناد مورد نیاز خود براى نوشتن نمایشنامه‌اى درباره "آقامحمدخان قاجار" چندى در آن شهر توقف کرد و براى تکمیل اطلاعات خود، به مازندران نیز سفر کرد. تراژدى "آقامحمدشاه قاجار" نخستین بار در سال 1907 در باکو به روى صحنه رفت و بعد از آن هم بارها به اجرا درآمد و در بهار 1913 هم، به نفع شاگردان فقیر مدرسه اتحاد ایرانیان باکو، در تماشاخانه "حاجی ‌زین‌العابدین تقی ‌یوف" اجرا گردید. این تراژدى تاریخى، همانند تراژدیهاى تاریخى "شکسپیر"، فاجعه دولتمردى شیفته قدرت و جهانگیرى و فرجام عبرت ‌آموز اوست که در راه رسیدن به قدرت، از کشتن نزدیک ‌ترین خویشاوندان خود نیز ابایى ندارد. ایکى حکایت حق وردی اف از سال 1906 در زمینه داستان‌ نویسى نیز به ذوق‌ آزمایى پرداخت و داستانهاى "آتا و اوغول" (پدر و پسر) و "آیین شاهدلیگى" (شاهد بودن ماه)، را در روزنامه "حیات" به چاپ رساند که بعدها به صورت کتابچه "ایکى حکایت"، دو حکایت، انتشار یافت. کامران یکى از نمایشنامه‌هاى حق وردی اف با نام "کامران" که در سال 1931 نوشته شده، موضوعش به ایران ارتباط دارد، در دهه‌هاى 1940 و 1950، رنگ سیاسى و تبلیغاتى تندى گرفت که بی‌ گمان ناشى از تأثیر نظام حاکم شوروى بود. کامران یکى از هزاران ایرانى تنگدست است که در اوایل قرن بیستم براى کار کردن به باکو می ‌رود و با اندوخته‌اى که از دستمزدهایش فراهم می ‌آورد، به ایران برمی ‌گردد و در نتیجه ستمهایى که بر وى می ‌رود، با ستمگران به مبارزه می ‌پردازد و چون زندگى خود را در خطر می‌ بیند، به شوروى فرار می ‌کند. 
عبدالرحیم بیک حق وردی اف در کنار تمام فعالیتهاى دولتى، اجتماعى و هنرى خود، تا پایان عمر به نویسندگى ادامه داد و سرانجام در تاریخ 20 آذر 1312 برابر با تاریخ 11 دسامبر 1933 درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۵۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۵۷

عبدالرحیم حق وردی اف

خلاصه زندگی نامه

 عبدالرحیم ‌بیگ حق وردی اف، نمایشنامه‌ نویس، داستان‌ نویس و مترجم معاصر آذربایجان که کارگردانى نخستین اپراى اجرا شده در جهان اسلام، را برعهده داشت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع