عبدالحق‌ شناسى حِصار در سال 1304ق برابر با سال 1265ش در محله "روم‌ ایلی ‌حصار"، واقع در کرانه اروپایى تنگه بوسفور در کشور ترکیه، به ‌دنیا آمد. خانواده‌اش از مأموران بلندپایه عثمانى بودند. پدر وی "محمود جلال‌ الدین ‌بیگ"، از روشنفکران تجددگراى دوره سلطان "عبدالحمید" به‌ شمار می ‌رفت که به سبب علاقه‌اى که به "ابراهیم ‌شناسى" روزنامه‌ نگار و نویسنده پیشاهنگ، و "عبدالحق حامد ترخان"، شاعر نام‌آور عصر تنظیمات، داشت، نام "عبدالحق‌ شناسى" را به پسر بزرگ خود داد که مرکب بود از نام آن دو. حصار به ‌طور کلى منزوى، محافظه ‌کار و سیاست ‌گریز بود و جز در یک مورد به عرصه فعالیت سیاسى نزدیک نشد. او از امضاکنندگان بیانیه تأسیس حزب ملى احرار، حزب مخالف حزب اتحاد و ترقى، بود. حزب ملى احرار در شعبان 1337 تأسیس شد، اما اندکى پس از تأسیس، منحل گردید. حصار در سال 1382 ق در گذشته است. 
حصار در سالهای 1311 و 1312 براى ملاقات پدرش، که به بیروت تبعید شده بود، به آنجا رفت و فراگیرى زبان فرانسه را نزد زنى فرانسوى آغاز نمود. معلمش همراه عبدالحق و پدرش به استانبول آمد و به این ترتیب عبدالحق به زبان آموزى ادامه داد. همچنین نزد "توفیق فکرت"، که در روم‌ ایلى همسایه ‌شان بود، به آموزش زبان ترکى پرداخت. وی از سال 1316 در "مکتب سلطانى"، دبیرستان غلطه‌ سراى، مشغول تحصیل شد. حصار در اواخر سال 1324 به پاریس رفت و ضمن تحصیل در مدرسه علوم سیاسى، با ترکهاى جوان و انجمنهاى دانشجویى فرانسه به همکارى پرداخت و با "یحیى کمال بیاتلى"، شاعر شهیر ترک، که در پاریس مشغول تحصیل بود، دوست شد و با بعضى از شاعران و نویسندگان مطرح آن روز فرانسه، چون "موریس بارس"، "ژان مورئاس"، "امیل ‌فاگه" و "آناتول فرانس"، آشنا گردید. 
پس از اعلان مشروطیت دوم در سال 1326، حصار با اینکه دوره مدرسه علوم سیاسى را به پایان نرسانده بود، از پاریس به استانبول بازگشت و تا سال 1343ق در شرکتهاى خارجى و بانک عثمانى و اداره رژى به عنوان مترجم کار کرد. در سال های 1349 تا 1355 دبیرکل جمعیت اتحاد بالکان در آنکارا و از آن به بعد تا سال 1367ق، مشاور وزیر امورخارجه بود و در همین دوره، در ترکیب هیئت نمایندگى ترکیه، در اجلاس هیئت مؤسس سازمان ملل که در 12 جمادی الاول و 16 رجب 1364 در سانفرانسیسکو منعقد گردید، شرکت کرد و سرانجام، در سال 1367 از وزارت خارجه استعفا کرد و از آنکارا به استانبول بازگشت. 
حصار پس از استعفا از وزارت خارجه و بازگشت از آنکارا به استانبول، ضمن آنکه فرصت کافى براى نوشتن و بازنویسى آثار خود داشت، در انجمنها و سازمانهایى چون کانونهاى فرهنگى، جمعیت فرهنگى ترکیه و فرانسه، باشگاه جهانگردى، جمعیت دوستان پیر لوتى، اتحادیه ادیبان ترک، جمعیت فتح استانبول، انستیتوى استانبول و انستیتوى یحیى کمال، که خود از مؤسسان آنها بود، به فعالیت پرداخت. عبدالحق سردبیرى چند مجله ادبى، از جمله "خزینه اوراق"، را برعهده داشت. این مجله متعهد به روشنگرى و توسعه معارف در کشور بود و باعث شد تعدادى از نویسندگان جوان در کنار نویسندگان باتجربه عصر تنظیمات در آنجا به ‌کار بپردازند. در سال های  1338 و 1339، مجموعاً 63 شماره از این مجله منتشر شد. 
دوران نویسندگى حصار را به دو دوره می‌ توان تقسیم کرد: دوره اول دوره روى آوردن او به نوشتن و انتشار دادن، که در حدود ده سال پس از بازگشتن از پاریس به استانبول و از اواخر جنگ جهانى اول شروع شد و تا سال 1339 ق ادامه یافت و پس از فترتى هفت ساله از سرگرفته شد. بیشتر نوشته‌هاى وى در این دوره عبارت بودند از مقالاتى در معرفى و نقد کتابهاى تازه منتشر شده، گزارشهاى سفر، خاطرات، مصاحبه‌هایى درباره ادبیات، و اشعار منثور که با شعرهاى دیگر وى در مطبوعات انتشار یافته‌اند. وى در این دوره بیشتر به عنوان شاعر و منتقد ادبى شناخته شد. او بیشتر اشعارش را تحت تأثیر سروده‌هاى "یحیى کمال" و "احمد هاشم" و در کنار طرفداران وزن هجایى که در برابر طرفداران وزن عروضى جبهه گرفته بودند و سروده‌هایشان بیشتر در مجله "درگاه" در سال های 1339 تا 1341 ق منتشر می ‌شد، سروده شده است. دوره دوم این دوره نویسندگى حصار با انتشار رمان وى به نام "فهمی ‌بیگ و ما" در سال 1360ق، آغاز شد. این رمان با استقبال خوانندگان مواجه شد و جایزه سوم رمان حزب جمهوری‌ خواه خلق را در سال 1361 ق برد و به آلمانى و فرانسه نیز ترجمه گردید. مترجم آلمانى، "فهمی ‌بیگ" را با "دون ‌کیشوت" غربیها و "اوبلوموف" روسها قابل مقایسه دانسته است. 
تک‌ نگاریهادرباره احوال و آثار سه شاعر مورد علاقه وى هستند، عبارتند از: - استانبول و پیرلوتى - وداع با یحیى کمال - احمدهاشم، شعر و حیاتش جنگ ها - هر چه در عالم است، عشق است: مجموعه‌اى از ابیات و مصراعهاى برگزیده شاعران دیوانى گذشته و معاصر حصار لطیفه‌هاى زمان قدیم: مجموعه‌اى از ظرایف و طرایف برگرفته از منابع کتبى و روایتهاى شفاهى مختلف رمان ها - فهمی بیگ و ما - آیزنه ما در چاملیجه - فرنگی ‌مآبى و شیخوخت على نظامی ‌بیگ کتب خاطرات گونه - مهتابهاى بوسفور - ویلاهاى ساحل بوسفور - کوشکهاى روزگار گذشته 
رمانهاى حصار، که خود آنها را "حکایت" نامیده است، از نظر ساختار و بافت وقایع و شخصیت ‌پردازى، با رمانهاى متداول تفاوتهاى آشکارى دارند. او به جدا کردن انواع ادبى با خطوط قاطع و محدود کردن هر نوعى در چارچوب قواعد و تعاریف مشخص، اعتقادى نداشت و ازهمین ‌رو، آثارش غالباً حال و هوا و ساختار یکسانى دارند. بعضى ادب ‌پژوهان شباهتهاى قهرمانان رمانهاى حصار را که همه غیرعادى و تا حدودى مضحک و بی‌ عرضه‌اند، نقد کرده‌اند. درباره آثار داستانى حصار، اظهارنظرهاى متضادى شده است. "جودت قدرت" و "رئوف موتلوآى" از ساختار رمانها و نثر و زبان وى ایراد گرفته و گفته‌اند که او خصوصیات نثر و زبان عثمانى را حفظ کرده و از جریان ساده‌ سازى و پالایش زبان ترکى از واژگان و عبارات عربى و فارسى دورى جسته است. "نهاد سامى بانارلى" او را از چهره‌هاى درجه اول ادبى در دوره جمهورى ترکیه به شمار آورده است. خاطرات کودکی و جوانی، منبع الهام آثار حصار رمان "آیزنه ما در چاملیجه" و "فرنگی ‌مآبى و شیخوخت على نظامی ‌بیگ" را نیز نوشت. در فواصل انتشار این رمانها، سه کتاب خاطرات‌ گونه نیز منتشر کرد که وجوه مشترکى با رمانها داشتند، بدین ‌قرار: "مهتابهاى بوسفور" یعنی "قایق ‌سواریهاى دسته‌ جمعى تفریحى در شبهاى مهتابى در بوسفور"، "ویلاهاى ساحل بوسفور" و "کوشکهاى روزگار گذشته". منبع الهام این آثار خاطرات کودکى و جوانى نویسنده است. نگاه حسرت‌ آلود او به گذشته و ارزشهاى مطلوب از دست رفته آن، بین این آثار مشابهتهایى به وجود آورده است.  
حصار هنگامى که مترجم ارشد بانک مرکزى بود، در تاریخ 13 اردیبهشت 1342 برابر با تاریخ 9 ذی الحجه 1382 درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۵۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۱:۵۶

عبدالحق شناسی حصار

خلاصه زندگی نامه

 عبدالحق‌ شناسى حِصار، نویسنده ترک و از امضاکنندگان بیانیه تأسیس حزب ملى احرار در مخالفت با حزب اتحاد و ترقی ترکیه در اواخر سال 1337 ق بوده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع