سلطان مسعود میرزا، ملقب به ظل السلطان معروف به شازده لوچه، در تاریخ 15 دی ماه سال 1228 شمسی برابر با 20 صفر سال 1266 هجری قمری، در تبریز متولد شد. او فرزند ارشد ناصرالدین شاه و سه سال بزرگتر از مظفرالدین شاه بود ولی چون مادرش از خاندان قاجاریه نبود، به ولایتعهدی منصوب نگشت. مادر او عفت السلطنه دختر رضا قلی بیک غلام، پیشخدمت بهمن میرزا پسر چهارم عباس میرزا نائب السلطنه بود و از جمله زنان منقطعۀ ناصرالدین شاه محسوب می شود که در زمان ولیعهدی خویش با او ازدواج کرده بود و چون مادر ظل السلطان عقد دائم  نبودن به همین دلیل او به ولیعهدی ناصرالدین شاه انتخاب نشد. مسعود میرزا در ابتدا با لقب یمین الدوله، حکومت مازندران و استرآباد و سپس فارس و اصفهان را به عهده گرفت تا این که لقب ظلُّ السلطان یعنی سایه پادشاه را اخذ کرد. در زمان حکومتش بر فارس، به خاطر ظلم فراوان، عزل شد ولی مدتی بعد به اصفهان رفت و تا 34 سال بعد با ستم حکمرانی نمود. ظل السلطان همواره مایل به داشتن نیروی نظامی شخصی بود. بنابراین در اصفهان فوج‌های نظامی با لباس و اسلحه ارتش اتریش تشکیل داد و برای تعلیم آنها از آلمان معلم‌های نظامی استخدام کرد. ظل السلطان بیست و یک هزار سرباز در اختیار داشت. در سال 1301 ه.ق به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد که در ازای دریافت مقام ولایتعهدی، یک میلیون تومان پیشکش نماید. چون ناکام ماند اصرار کرد وزیرجنگ شود. ناصرالدین شاه که از حمایت بی دریغ انگلستان از ظل السلطان و قدرت روزافزون او بیمناک شده بود، در 1305 ه.ق او را از حکومتهایش به جز اصفهان، برکنار و ارتشش را به نایب السلطنه واگذار کرد. مسعود میرزا در اواخر جنگ جهانی اول به اصفهان بازگشت و در عمارت خود در باغ نو منزوی شد. پس از مرگ فرزند دلبندش بهرام میرزا سردار مسعود، در دریای مانش پریشان حواس شد و در دهم تیر ماه 1297ش برابر با 22 رمضان 1336 ق در حدود هفتاد سالگی درگذشت. ظل‌السلطان، علاوه بر فارسی و عربی، زبان فرانسه را نیز می‌دانست. او کتابخانهٔ بزرگی داشت و در آن کتاب‌های نفیس خطی جمع می‌کرد. تاریخ مسعودی به قلم اوست. او خود را مالک برحق تاج‌وتخت می‌دانست و پس از مرگ ناصرالدین شاه با این که مسن‌تر از مظفرالدین شاه بود به این دلیل که از مادری غیر قاجار زاده شده بود، از تاج‌وتخت محروم شد. تخریب کاخ‌های صفوی از جمله اقدامات وی براری نشان دادن قدرت بود. وی از نظر تمول و ثروت و طول مدت حکمرانی و قدرت، یکی از رجال شاخص و منحصر به فردی است که با هیچ یک از اقوام خود قابل مقایسه نیست.  
ظل السلطان دوازده سال بیشتر نداشت که از جانب پدر در سال 1278 ه. ق حاکم استراباد و مازندران و ترکمان یموت و سمنان و دامغان شد او نیز به همراه وزیر خود بنام مصطفی خان افشار که ملقب به بهاء الملک بود عازم این دیار شد و چون توانست مالیات شاه را خوب وصول کند و راهها را در این منطقه امن کند بسیار محبوب دربار شد و در سال 1279 ه. ق به تهران فرا خوانده شد و یمن الدوله لقب گرفت و در حالی که سیزده سال بیشتر نداشت، بهمراه وزارت محمد ناصرخان قاجار دولو(ظهیر الدوله) بجای تهماسب میرزا مؤید الدوله به حکومت فارس منصوب و روانه شیراز شد. در سال بعد برای ازدواج با همدم الملوک از شیراز به تهران احضار شد و بجای او سلطان مراد میرزا حسام السلطنه برای بار دوم به حکومت فارس منصوب شد. حاکمیت 34 ساله ظل السلطان در اصفهان ظل السلطان در سن هفده سالگی برای اولین بار به حکومت اصفهان به وزارت و پیشکاری امیر اصلانخان مجدالدوله منصوب گردید. حکومتش در اصفهان تا آخر سال 1285 ه. ق ادامه داشت و در اول سال 1286 ه. ق برای بار دوم به شیراز روانه گردید و در این سال بلقب "ظل السلطان" ملقب گردید. حضور وی دو سال و چهار ماه در شیراز به طول انجامید، و بعد بجای او قسم خان والی که در اوایل همین سال بجای آصف الدوله به پیشکاری ظل السلطان معین شده بود پس از ظل السلطان به حاکمیت فارس منصوب شد، بعد از گذشت شش ماه با مرگ حاکم شیراز دو باره او را به فارس گسیل داشتند و او تا سال 1291ه. ق در آنجا بود و در این سال به اصفهان فرستاده شد، از این سال تا اوایل مشروطیت به مدت 34 سال حاکم مطلق و مسلط بر همه چیز اهالی اصفهان بود. تخریب آثار بجای مانده از صفویه وی در این مدت دست تعدی و تطاول به مال و ناموس و جان اشخاص دراز نمود و املاک فراوانی از مردم که دسترسی بجائی نداشتند غصب و تصرف نمود، او در مدتی که در اصفهان حکومت کرد خیلی از آثار بجا مانده از صفویه را از بین برد و یکی از ظالمترین حاکمان ایران در این زمان شمرده شده است. او به مدت ده سال حاکم مستبد چهارده ایالت جنوب غربی و مغرب ایران نیز بوده است که در این مناطق هم خود و خاندانش از هیچ ظلم و ستمی نسبت به  مردم کوتاهی نکردند. 
ظل السلطان که همواره در پناه دولت استعماری انگلیس بسر می برد و تمام کارهای خود را در پناه کمکها و مساعدتهای این کشور بدست آورده و انجام میداد هر ساله به قلمرو خود می افزود و چون مانند پدر علاقه زیادی به اروپا داشت چندین بار به اروپا مسافرت کرد و سعی داشت خود را جزء متجددین معرفی کند و همواره فرهنگ غرب را در ایران ترویج می کرد، با این کمکها بود که در سال 1300 ه. ق به فکر این افتاد که خود را به جای مظفر الدین میرزا، نائب ولایتعهدی ناصر الدین شاه کند.  او برای این امر حاضر شد که یک میلیون تومان به شاه تقدیم کند تا اینکه او را ولیعهد کند، اما موفق به این امر نشد، سپس در اوایل سال 1303 ه. ق که ظل السلطان به تهران آمده بود، پس از یأس از ولایتعهدی خیلی میل داشت که شاه کامران میرزا نائب السلطنه را از وزارت جنگ معزول کند و او را وزیر جنگ نماید که این امر نیز محقق نشد. 
ظل السلطان تا سال 1305 ه. ق حاکم ایلات و ولایات زیادی در ایران بود، اما چنانچه قبلا گفته شد این حکومتها را با کمک انگلستان به دست آورده بود و حکومتهایی که زیر نظر کامران میرزا پسر دیگر شاه قرار داشت بنا بر تمایل دولت روس بود. چندی که رقابت بین روسها و انگلیسی ها زیاد شد و انگلیسی ها توانستند در این مسئله بر روسها پیشی گیرند، با این وجود روسها، انگلیسی ها را راضی کردند بر عزل ظل السلطان از حکومتهای در دست خود، و انگلیسی ها نیز با این مسئله موافقت کردند، لذا طی مراسمی شاه او را به پایتخت دعوت کرد و از تمام حکومتهای بلاد معزول و حکومتش منحصر به اصفهان شد، ولی در سال 1307 ه. ق دوبار با دادن پیش کشهایی به شاه توانست حکومت یزد و عراق و گلپایگان را به دست آورد و مانند سابق نائب الحکومه هایی را با تعهدات و قراردادهایی مخصوص به محلهای مزبور گسیل داشت تا آنچه را در این راه خرج کرده از مردم چپاول کنند، سال 1309 ه. ق حکومت عراق (اراک) از وی گرفته شد و به جای آن، حکومت خوانسار و محلات به او واگذار گردید. 
بعد از مرگ ناصر الین شاه در سال 1313 ه. ق ظل السلطان نامه ای به مظفر الدین شاه نوشت و به او گفت هر چه که امر شود حاضر است اطاعت کند، این امر باعث شد که در حکومت ولایت اصفهان باقی بماند. او تا سال 1324 ه. ق که محمد علی شاه به حکومت رسید در اصفهان بود و در این سال که برای عرض تهنیت به تهران آمده بود، مردم اصفهان در غیاب او دست به شورش و تعطیلی عمومی زدند و عزل او را از حکومت خواستار شدند، مجلس هم با خواسته های شاکیان همراهی نمود و عزل وی را تصویب کرد.ظل السلطان هم وقتی تلاشهایش برای برگشت به حکومت بی نتیجه ماند خود استعفاء کرد، و توانست حکومت فارس را به دست آورد. 
ظل السلطان به این امید که منازعه میان محمدعلی شاه قاجار و مجلس و مشروطه خواهان به عزل برادرزاده و سلطنت او منجر شود با مشروطه خواهان همراهی کرد. در هنگام به توپ بستن مجلس، حاکم فارس بود اما خانه اش عمارت مسعودیه در تهران، تخریب و غارت شد و او ناچار به اروپا رفت. 
حاکمیت ظل السلطان بر فارس چندان طولی نکشید پس از به توپ بستن مجلس به دست محمدعلی شاه، ظل السلطان ناچار به اروپا رفت و در شهر وین اقامت کرد. وی پس از فتح تهران به دست مشروطه خواهان و خلع محمدعلی شاه، از راه شمال وارد کشور شد اما بدست مجاهدین در منجیل بازداشت شده و با وساطت وزیرمختار انگلستان و  پرداخت سیصد هزار تومن جریمه نقدی اجازه بازگشت به اروپا را یافت . او بعد ها به ایران آمد، اما نداشتن وجهه در میان عامه مردم، عدم تمایل روس و انگلیس و مخالفت بختیاری ها با او به دلیل قتل حسینقلی خان ایلخانی باعث شد ظل السلطان در سالهای بعد در عرصه سیاسی کشور نقشی نداشته باشد. 
ظل السلطان پس از بازگشت به ایران به اصفهان رفت و تا آخر عمر در آنجا به صورت منزوی زندگی کرد و در سال 1336 ه. ق در سن 70 سالگی در گذشت و جنازۀ او را به مشهد انتقال داده و در آنجا بخاک سپردند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۳۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۸:۳۰

ظل السلطان

خلاصه زندگی نامه

 سلطان مسعود میرزا ملقب به ظل السلطان معروف به شازده لوچه، پسر ارشد ناصرالدین شاه، که در طول مدت عمر خود، 34 سال متوالی حاکم اصفهان و قریب 45 سال متناوب حاکم مازندران، اصفهان، فارس و مدتی نیز فرمانروای مطلق العنان 17 شهر ایران بوده است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع