شیخ محمد بخیت مطیعی حنفی، در 10 محرم سال 1271 ه.ق در شهر "المطیعه" از نواحی استان "اسیوط" در مصر، در خانواده‌ای مسلمان و مالکی مذهب، به دنیا آمد. وی پس از تحصیلات ابتدایی و حفظ قرآن کریم، وارد دانشگاه الازهر شده و دروس مختلف اسلامی را با موفقیت به پایان برده و در سال 1292 ه.ق، پس از اتمام تحصیلات خود، در "الازهر" به تدریس پرداخت. شیخ محمد در سال 1297 ه.ق، به منصب قضا در استان قَلْیُوبیّه منصوب، و این سرآغاز مشاغل قضایی او بوده، زیرا از آن پس با عنوان قاضی استان در جاهای گوناگونی چون اسکندریه و قاهره خدمت کرد. او همچنین به مقامهای عالی دیگری از جمله مفتشی و مفتیگری در وزارت دادگستری رسید. پس از آن هم در اول ذیقعده سال  1332 ه.ق، به مفتیگری مصر برگزیده شد. مهم‌ترین دستاورد زندگی علمی ـ‌ فرهنگی‌ مطیعی را می ‌توان اندیشه اصلاح‌گری و تقریب مذاهب اسلامی و تبیین آرای فقهی مذاهب گوناگون و عدم تعصب مذهبی وی برشمرد. 
پدر محمد بخیت، "حسین"، وی را از زمان طفولیت با آموزه‌های دینی رشد داده و محمد نیز از سن چهار سالگی خواندن و نوشتن را فرا گرفته، سپس حفظ قرآن کریم، قرائت و تجوید را قبل از ده سالگی به پایان برد. وی بعد از آن در سال 1822 هجری قمری به عنوان دانشجو وارد  دانشگاه "الازهر" شده و یادگیری آموزه‌های مذهب مالکی (در فقه) را آغاز کرد. 
مذهب مالکی در منطقه و روستای محل تولد شیخ محمد، رواج داشته و از طرفی معلمان ابتدایی و امام جماعت مسجد، به ترویج آن می‌پرداختند. از این رو، شیخ محمد، بعد از ورود به "الازهر" به مطالعه و آموزش کتاب های متعلق به مذهب مالکی پرداخت. از این میان، کتاب "مختصر خلیل" را حفظ نمود. از سوی دیگر، بروز علمی و توانایی‌های دیگر وی در فهم و ارائه مذهب حنفی بود. در این که وی چگونه از مذهب مالکی به مذهب حنفی رو آورد، آرایی مطرح است که یکی از آنها چنین است: روزی یکی از دوستانش از وی پرسید: "پس از فارغ‌ التحصیلی از الازهر، دوست داری چه کاره شوی؟" شیخ محمد در پاسخ دوستش اظهار داشت: "می‌خواهم قاضی شوم" دوستش، با رد این آرزو، به وی گفت: "برای قضاوت، تحصیل و آموزش در مذهب حنفی شرط است". در نتیجه شیخ محمد برای دست‌ یابی به شغل مورد نظرش، از تحصیل مذهب مالکی دست برداشته و به آموختن مذهب حنفی پرداخت. لازم به یادآوری است که در محدوده حکومت عثمانی، بر اساس دستورالعمل رسمی،‌ در همه مناطق از جمله در مصر، مسئولیت قضاوت شرعی بر عهده عالمان حنفی مذهب بوده و عالمان سایر مذاهب حق نداشتند بر کرسی قضاوت بنشینند. به گفته دکتر "محمد دسوقی"، جریان گرایش شیخ محمد بخیت به مذهب حنفی، به جای مذهب مالکی، را جناب استاد دکتر "علی جمعه" مفتی کشور مصر هم گزارش کرد. هم چنین در شیوه تحصیلی شیخ محمد بخیت آورده‌اند که وی برای آموختن شرح کتاب "مراقی الفلاح" تألیف "حسن بن عمّار حنفی" نزد دو استاد حضور یافت. از شیخ محمد پرسیدند چرا برای آموختن یک متن، در درس دو استاد حاضر می‌شوی؟ در پاسخ گفت: "هر یک از اساتید شیوه مخصوص در شرح کتاب دارند". 
شیخ محمد بخیت بر اساس منویات خویش، علاوه بر آموختن فقه و اصول مذهب حنفی جهت رسیدن به شغل قضاوت، به کسب اطلاع و آگاهی بیشتر از مبانی فقه و اصول سایر مذاهب اسلامی هم پرداخت. در همین راستا، غیر از علوم و ادبیات عربی، به دروسی همانند علوم تفسیر و حدیث، علم توحید، علم نحو و صرف، و علم بلاغت و منطق اهتمام ورزید. وی افتخار شاگردی برخی علمای برجسته "الازهر" را داشته؛ که مهمترین آنها عبارتند از: ـ شیخ محمد دمنهوری شافعی، از متخصصان علم عروض و بلاغت ـ شیخ محمد عباسی مهدی، اولین عالم حنفی مذهب که سرپرستی "الازهر"را بر عهده گرفته و به صدور فتاوی مشهور شده که مهم ‌ترین مؤلفاتش "الفتاوی المهدیه" در هفت جلد بود. ـ شیخ عبدالرحمان بن محمد شربینی، از فقهای شافعی ـ شیخ عبدالغنی ملوانی ـ شیخ احمد بن محجوب فیومی رفاعی، از فقهای مالکی مذهب و متخصص در علم نحو ـ شیخ عبدالرحمان بحراوی ـ شیخ محمد البسیونی ـ شیخ محمد إنباجی ـ شیخ محمد عنتر ـ شیخ درستاوی ـ سید جمال الدین أفغانی، استاد بخش علوم فلسفی و عقلی ـ شیخ حسن طویل، از عالمان مالکی مذهب و متبحر در معقول و منقول 
استفاده از استادان بزرگ در کنار تلاش و کوشش شبانه‌ روزی، شیخ محمد بخیت را در مرتبه بالاترین درجه علمی آن روز "الازهر" قرار داده به گونه‌ای که گواهی درجه یک "عالم" را اخذ و لباس استادی را بر تن کرده و به تدریس علوم فقه و توحید و منطق در الازهر پرداخت. شیخ محمد بخیت در دورانی که در سمت "افتا" بوده، هم‌چنان به تدریس، تألیف، سخنرانی و مناظرات علمی اشتغال داشت. وی با تدریس کتاب‌های مفصل در علوم تفسیر و حدیث، فقه و اصول فقه، توحید، فلسفه و منطق، توانست شاگردانی برجسته در دانشگاه "الازهر" پرورش دهد که بعدها، نقش به سزایی در نشر فرهنگ اسلامی داشتند. 
پس از دریافت گواهی "عالم"، شیخ محمد بخیت پس از دو سال به منصب قضاوت شرعی دست یافت. وی در شهرها و مناطق مختلف همانند قیلوبیه، منیا، بورسعید، سویس، فیّوم، أسیوط، و اسکندریه‌ به قضاوت پرداخته و پس از آن در سال 1315 هـ .ق به عنوان عضو اول دادگاه عالی مصر برگزید. با آن که شیخ محمد بخیت مدتی از عمر خود را در شغل قضاوت و سر و سامان دادن به وضعیت دادگاه‌های کشورش گذراند، اما دست از تألیف برنداشت و حدود سی جلد کتاب در موضوعات متنوع از وی به یادگار مانده است. تلاش‌های اجتماعی ـ فرهنگی شیخ محمد بخیت در حیات قضایی خود، خواه مستقیم و خواه غیرمستقیم، با عمده ترین حوادث زمان درگیر بوده، از جمله جریان مخالفت با اصلاحاتی که تحت نظر "محمد عَبْده" در "الازهر" صورت گرفته و مشکلاتی که در باب ازدواج "علی یوسف" شاعر و روزنامه نگار مصری پدیدار شد و ماجراهای سال 1921 میلادی که به استقلال مصر انجامید. شیخ محمد بخیت مطیعی، هم چنین عضو "الرابطه الشرقیه" نیز بوده، اما در اعتراض به کوششی که برخی از اعضا به منظور الغای محاکمه "علی عبدالرزاق" مبذول داشتند، در سال 1925 میلادی از آن انجمن کناره گرفت. وی در مسائل مختلف آن روزگار، از جمله منازعات در ترجمه قرآن و وضع زنان و مبارزه با الغای "وقف بر اولاد"، شرکت فکری فعال داشت. آثار و مکتوبات علمی او در موضوعات مختلف، نشان‌دهنده آن بوده که وی به مسائلی که از برخورد اسلام با دستاورد علوم و فنون غرب پدید می‌آمده توجه داشته است. 
با روی کار آمدن "شاه حسین" در مصر، شیخ بخیت به عنوان "مفتی" (فتوا دهنده) کشور مصر برگزیده شد. وی از نهم صفر سال 1333 ه.ق، سمت "افتا" در مصر را بر عهده گرفته و این منصب علمی تا زمان بازنشستگی وی در سال 1921 میلادی،  ادامه داشت و در مدت این چند سال حدود 2028 فتوا از وی صادر گردید. 
مجموعه تألیفات شیخ مطیعی به سی کتاب رسیده که در یک نگاه اجمالی به آثار وی می‌توان به توان علمی و تنوع فرهنگی و تسلط او بر معارف علمی پی برد. وی در علم کلام و توحید، علوم قرآن و حدیث، مباحث فقهی و اصولی و سایر معارف دینی مطلب نوشته که فهرستی از کتاب‌های وی به شرح زیر است: 1ـ‌ تنبیه العقول الإنسانیه لما فی آیات القرآن من العلوم الکونیه 2ـ حقیقه الاسلام و اصول الحکم 3ـ توفیق الرحمن للتوفیق بین ما قاله علماء الهیئه و بین ما جاء فی الأحادیث الصحیحه و آیات القرآن 4ـ القول المفید علی وسیله العبید 5ـ مقدمه‌ای بر شفاء السقام فی زیاره خیر الأنام 6ـ حاشیه بر شرح علامه ابو البرکات "الخریده البهیه فی علم العقائد الدینیه" 7ـ حسن البیان فی ازاله بعض شبه وردت علی القرآن 8ـ الکلمات الحسان فی الحروف السبعه و جمع القرآن 9ـ حجه الله علی خلیفته فی بیان حقیقه القرآن و حکم کتابته و ترجمه 10ـ الکلمات الطیبات فی المأثور من الروایات عن الاسراء و المعراج 11ـ رفع الأغلاق عن مشروع الزواج و الطلاق 12ـ ارشاد الأمه إلی احکام اهل الذمه 13ـ القول الجماع فی الطلاق البدعی و المتتابع 14ـ إرشاد العباد للوقف علی الأولاد 15ـ إرشاد القاریء و السامع إلی أنّ الطلاق إذا لم یضف الی المرأه غیر واقع 16ـ إرشاد أهل المله إلی اثبات الأهلّه 17ـ أحسن الکلام فیما یتعلّق بالسنه و البدعه من الأ‌حکام 18ـ سلّم الوصول لشرح نهایه السؤل فی شرح منهاج الأصول. (این کتاب در علم اصول است) 19ـ البدر الساطع علی جمع الجوامع 20ـ حلّ الرمز عن معمّی اللغز و ... علاوه بر اینها، هزاران فتوای فقهی در پاسخ به پرسش‌های مختلف مردم مصر یا سایر کشورهای اسلامی از سوی شیخ محمد بخیت مطیعی صادر شد. در بسیاری از این فتاوا، پرداختن به مشکلات و مسائل عصر مورد توجه بوده، مثل جریان‌هایی که افکار کمونیستی در پی داشته یا اختلافات برخی از حاکمان کشورهای اسلامی، یا مشکل ناهنجاری‌های اخلاقی که به صورت رسمی انجام ‌گرفته و یا تشویق و تحریص به مقاومت در برابر گروه‌های تبشیری مسیحیان و نیز مستشرقان؛ هر یک از این امور، موجب ‌گردید جامعه اسلامی مصر،‌ از گمراهی‌های عصر نجات پیدا کند و مردم مسلمان از خطر فرهنگی دشمنان اسلام، حفظ گردند. شرحی بر کتاب حقیقه الاسلام و اصول الحکم شیخ محمد بخیت، کتاب "عبدالرزاق" را تحت عنوان "اسلام و اصولُ الحُکمْ" در اثر خود به نام "حقیقه الاسلام و اصول الحکم" بشدت مورد انتقاد قرار داد. این کتاب ، مانند برخی دیگر از آثار او با عناوین معنی داری نظیر "المُرهَفات الیَمانیه فی عُنُقِ مَن قال بِبُطلانِ الوَقف علی الذُریه"، "ارشاد القاری ِ والسامع الی أنَّ الطلاق اذا لم یُضِفْ الی المرأَه غیرُ واقع"، "حُجّه الله علی خَلیقَته فی بیان حقیقه القرآن و حِکَم کتابته"، به رشته تحریر درآمد. 
شیخ محمد بخیت در درگیری‌های پنج ساله (1929 ـ 1934 میلادی) میان پادشاه نجد و حجاز، "ملک عبدالعزیز بن سعود" و حاکم یمن "امام یحیی بن محمد بن یحیی حمید الدین" برای صلح میان یمن و حجاز، تلاش های بسیاری کرد. وی با ارسال پیامی به طرفین درگیری، آنها را نصیحت کرده و آنها را از خون ‌ریزی و قتل مسلمانان بی ‌گناهان بر حذر داشت. نظر شیخ محمد بخیت درباره بارگاه حضرت زینب(س) شیخ محمد بخیت، هم چنین در پاسخ به سؤال درباره بارگاه حضرت زینب(س) که آیا در مصر است یا نه، به رأی مورخان بزرگ همانند "طبری"، "ابن اثیر" و "ابن جبیر" و "سخاوی" استناد کرده و معتقد بوده آن حضرت نه در زمان حیات، مصر را زیارت کرده و نه حرم حضرت در مصر قرار دارد. در عین حال، نظریات مخالفان این رأی را هم آورده که عده‌ ای از صوفیه از جمله "ابو اسحاق ابراهیم بن احمد بن اسماعیل خواص" و "ابو محمد عبد الوهاب بن احمد بن علی شعرانی حنفی" می‌باشند. وی در این موضوع، بدون توجه به اختلافات، به نظریه ‌پردازی علمی پرداخته و پس از اعلام نظر خود، گروهی به موافقت و گروهی به مخالفت با او برخاستند، اما وی هیچ عکس ‌العملی به دو گروه مخالف و موافق نشان نداده تا اختلافی پدید نیاید و به وحدت امت اسلامی ضربه‌ ای وارد نگردد. تاسیس مؤسسه اجتهاد گروهی گرچه شیخ محمد مطیعی، حنفی مذهب بوده و با اسم "محمد بخیت مطیعی حنفی" فتاوای صادره را امضا ‌نموده، اما به آرای ‌مذاهب مختلف اهتمام ‌ورزیده، تا جایی که به تأسیس "مؤسسه اجتهاد گروهی" پرداخته تا در ضمن آن، فتاوا و احکام صادره طبق یک برنامه‌ ریزی کلان ارائه گردد. بر اساس این، آرایی را ترجیح ‌داده که با واقعیت خارجی جامعه اسلامی مطابقت داشته، تا مشکلات جامعه را علاج نماید. نظر شیخ محمد بخیت درباره ایران در جریان فتنه‌انگیزی برخی از نظریه ‌پردازان مثل "رینان" که نوشته بود ملت فارسی (زبان) شیعه ‌اند و مسلمان نیستند، شیخ محمد بخیت در اعتراض به حرف وی گفته: "خدا می‌داند و شهادت می‌دهد که "رینان" در گفتارش، دروغ می‌‌گوید. مردم فارس (ایران) برخی سنّی مذهب و برخی شیعه ‌اند، اما آنها قبل از هر چیز مسلمان‌اند، و این اندیشمندان و رهبران فارسی زبان از قدیم تا زمان حاضر به اسلام گرویدند و همانند سایر مسلمانان حج و طواف خانه خدا را به جای می‌آورند و همانند نمازگزاران مسلمان به طرف کعبه نماز می‌خوانند و همانند روزه مسلمانان، روزه می‌گیرند و کتاب‌ها و تألیفات مخطوط و چاپ شده آنها، (بازار) کشورها را پر کرد. این کتاب‌ها در اصول (کلام و عقاید) و فروع (فقهی) اسلامی تنظیم شده است". وی در ضمن سخن‌ دیگری که به مؤلفات فلاسفه و متفکران مسلمان ایرانی همانند فارابی، ابن سینا، بهمنیار،‌ابن سبعین، و صدرالدین شیرازی و ... اشاره دارد، می‌گوید: "مخالفان و فتنه‌ انگیزان نمی ‌دانند که اسلام تبعیض ‌نژادی را طرد کرده است؟ وقتی که ایرانیان مسلمان شدند، آنان و مسلمانان عرب، یک امت اسلامی را تشکیل دادند. آن‌چه که آنها را همانند یک ریسمان محکم به یک‌دیگر وصل کرد، دین اسلام و مجموعه آموزه‌های دینی بوده است". دعوت شیخ محمد بخیت به تقریب مذاهب شیخ محمد بخیت، در کتاب "رفع الأغلاق عند مشروع الزواج و الطلاق" صفحه 100، درباره مسائل اختلافی میان مذاهب اسلامی، و این که کسی نمی‌تواند دیگری را از عمل به هر مذهبی از مذاهب منع کند، آورده است: "‌آیا نمی‌بینی (شیعیان) امامیه که در حال حاضر در کشور مصر زندگی می‌کنند، بدون هیچ مشقتی به آرای مذهبی خودشان (شیعه) عمل می‌کنند؟" وی با طرح این نکته، به تقبیح تعصب مذهبی پرداخته، عمل به اجتهادات هر یک از مذاهب را صائب دانسته و همگان را به تقریب مذاهب دعوت می‌کند. 
شیخ محمد بخیت کمی قبل از نماز عصر روز جمعه بیستم ماه رجب سال 1354  ه.ق از دنیا رفت. با پخش خبر درگذشت شیخ بخیت، اقشار مختلف مردم ضمن ابراز هم ‌دردی، خود را برای تشییع جنازه آماده کردند. ساعت 3 بعد از ظهر روز شنبه 21 رجب، جنازه‌اش از "کوبری اللیمون" تشییع شد. پس از دفن، مراسم گوناگونی برای بزرگداشت او برگزار گردید. یکی از مهم‌ترین مجالس فاتحه و بزرگداشت، مجلسی بوده که عده‌ای از علما و ادبا به ریاست "امیر عمر بن طوسون" در روز جمعه 19 ذی الحجه سال 1354 هـ .ق در "دار المرکز عمومی جوانان مسلمان" در "قاهره" برگزار کردند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۳۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۳۵

شیخ محمد بخیت مطیعی

خلاصه زندگی نامه

 شیخ محمد بَخیت مُطیعی حنفی، عالم و نویسنده‌ای تقریبی و از بزرگ ‌ترین مقامات قضایی و اساتید دانشگاه "الازهر" که مفتی مصر بود. او در شناساندن افکار انحرافی ابن تیمیه تلاش فراوان نمود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع