شیخ‌علی‌مراد خانی‌ارنگه‌ معروف‌ به‌ «تهرانی‌» فرزند عزت‌ الله در سال‌ 1309 ش‌ در روستای‌ ارنگه‌ در یک‌ خانواده‌ی‌ مذهبی‌ به‌ دنیا آمد. وی‌ پس‌ از فراگرفتن‌ تحصیلات‌ ابتدایی‌ با تشویق‌ پدر به‌ تحصیلات‌ حوزوی‌ روی‌ آورد. پس‌ از فراگرفتن‌ مقدمات‌ علوم‌ دینی‌ به‌ تحصیل‌ دروس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ از محضر آیات‌ عظام‌ بروجردی‌ و امام‌ پرداخت‌. پس‌ از اتمام‌ تحصیلات‌ حوزوی‌ به‌ تبلیغ‌ و وعظ‌ مشغول‌ شد و در سال‌ 1340 از طرف‌ امام‌ خمینی‌ (ره) جهت‌ ارشاد و تبلیغ‌ مردم‌ لرستان‌ عازم‌ خرم‌آباد گردید. وی با بدری حسینی خامنه ای دختر مرحوم حاج سید جواد خامنه ای ازدواج کرد و خود نیز از استادان برجسته حوزه علمیه مشهد شمرده می شد. شیخ علی تهرانی همواره از روحانیون مدافع شریعتی بود که حتی به همین دلیل مورد توبیخ استاد مرتضی مطهری قرار گرفت.  
در دهه 40 و50، چندین نفر كه برجسته ‌ترین آنان، شهید هاشمی ‌نژاد، مقام معظم رهبری، آیت الله عباس واعظ طبسی و محمدرضا محامی بودند، مبارزات مردم مشهد را در جهت تحقق حكومت اسلامی، هدایت و رهبری می‌كردند. شیخ علی تهرانی هم در این جمع، افزون بر آن ‌كه دست به قلم بود، در صحنه مبارزات حضور داشت. با آغاز نهضت‌ اسلامی‌ به‌ رهبری‌ امام‌ خمینی‌ (ره) فعالیت‌های‌ ضد حکومتی‌ خود را آغاز کرد و با تبعید امام‌ به‌ عراق چند مرتبه‌ مخفیانه‌ و به‌ صورت‌ قاچاقی‌ به‌ عراق رفت‌ و با امام‌ دیدار کرد و پس‌ از بازگشت‌ به‌ مبارزات‌ خود تداوم‌ داد. با اوج‌گیری تظاهرات اعتراض آمیز، شیخ علی تهرانی از فعالان سیاسی مشهد در مجامع انقلابی حضوری فعال داشت. در همان زمان شهید مفتح نیز برای سخنرانی در مسجد قبای تهران از او دعوت کرد که وی پس از دو شب سخنرانی دستگیر و سپس تبعید شد.  وی از جمله کسانی بود که بخاطر مبارزاتش علیه حکومت پهلوی، دستگیر و به مناطق دوردست و بد آب و هوا تبعید و زندانی شد. تهرانی در فروردین 1357 در سیرجان تبعید بود. پس از آن، همراه سید علی‌محمد دستغیب، مرتضی فهیم کرمانی و سیدمحمد احمدی، به سقز تبعید شد. پس از بازگشت از تبعید، وی سخت درگیر مسائل انقلابی مشهد شد. در 5 آبان 57 كه تظاهرات بسیار بزرگ و باشكوهی در مشهد برگزار شد و در جلوی راه‌آهن اجتماع عظیمی صورت گرفت، نماز جماعت به امامت شیخ علی تهرانی اقامه شد. بار دیگر در 8 آبان، تظاهرات بزرگی ترتیب داده شد و تظاهركنندگان در محوطه باشگاه دانشگاه فردوسی اجتماع كردند. در این اجتماع مقام معظم رهبری و شیخ علی تهرانی سخنرانی كردند. همچنین در اجتماع بزرگی كه در 16 آبان 57 در استادیوم سعدآباد مشهد برگزار شد، تهرانی سخنرانی و مردم را به همبستگی و اتحاد بیشتر برای رسیدن به هدف آزادی و حكومت اسلامی دعوت كرد.  
شیخ علی تهرانی با همشهری خود دکتر علی شریعتی هم روابط بسیار گرمی داشت و دکتر شریعتی درباره او گفته است: «علی تهرانی درست همان كسی است كه محتاجش بودیم و سخت منتظرش ... و شكر خدا كه رسید.» شیخ علی تهرانی از ارادتمندان به دكتر شریعتی بود و به همین مناسبت، دكتر یادداشتی درباره كتاب شناخت وی نوشت كه در پشت جلد آن به چاپ رسید. شگفت آن‌ كه شریعتی با تمام بی‌علاقگی‌اش به مباحث فلسفی، در آنجا از آن كتاب كاملا فلسفی ستایش كرد. در همین نامه، شریعتی پیشنهاد كرد نام كتاب، نه شناخت بلكه «فلسفه شناخت» باشد، زیرا این نام «هم با متن مناسب‌ تر است و هم آن جزوه معروف را تداعی نمی‌ كند» كه اشاره به جزوه شناخت مجاهدین خلق بود كه خود به بدنام بودن آن اثر در این زمان اشاره دارد. شیخ علی تهرانی همواره از روحانیون مدافع شریعتی بود که حتی به همین دلیل مورد توبیخ استاد مرتضی مطهری قرار گرفت. دی ماه 56 م سخن از متنی بود كه شیخ علی تهرانی در ستایش از دكتر شریعتی نوشته بود. وی متنی با عنوان خصایص روحی یک انسان برای یادنامه سالگرد هجرت دكتر شریعتی نوشت (با تاریخ ذیحجه 1397ق) و ارادت خود را به او نشان داد و از منتقدان او بد گفت. احسان شریعتی هم در مقاله‌ای كه برای همین یادنامه نوشت، چنین گفت: "گرچه دشمنان علی، به همان سنت سیاه همیشه تاریخ، خواستند در غیبتش دوباره تحریف و تهمت و ... را آغاز كنند، اما رویش رستمانه علمایی چون تهرانی‌ها بود كه نقش بر آبشان كرد."   اعلامیه مشترك شیخ علی تهرانی و آیت الله خلخالی در سالگرد درگذشت شریعتی شیخ علی تهرانی همراه با آیت الله خلخالی در سالگرد درگذشت شریعتی اعلامیه مشتركی دادند كه نثرش نشانگر آن است كه تهرانی آن را نوشته است. در این اطلاعیه، آنان علت موفقیت شریعتی را در آن دانستند كه "نبوت و بعثت را رستاخیزی به هوش آورنده و حركت‌ آفرین در مسیر كمال و سعادت دانسته ... و دین به ویژه دین اسلام را معارف و احكام و دستوراتی یافته كه بر طبق نقشه سرشت انسانی پی‌ریزی شده ... " این زمانی بود كه این دو در بانه و سقز تبعید بودند. تعبیر "سرشت انسانی" بارها در نوشته‌های تهرانی آمده است.   انتقاد شهید مطهری از شریعتی آیت الله شهید مطهری در نامه‌ای كه در انتقاد از شریعتی به امام نوشت؛ اشاره كرده‌ بود كه "شنیدم به یكی از دوستان مشهد كه اخیرا به نجف مشرف شده بود، تذكر مفیدی داده‌اید و دورادور اطلاع دارم كه مؤثر بوده و در روش ایشان كه اخیرا خیلی خطرناك شده بود، مؤثر واقع شده و الحمدلله". آقای سیدحمید روحانی در همانجا، در حاشیه زیر كلمه "یكی از دوستان مشهد" نام وی را شیخ علی تهرانی نوشته‌ است. تأثیری كه از آن یاد شده بعید می‌نماید، زیرا تهرانی در 1359 كتابچه‌ای با عنوان "آری این‌چنین شد برادر" نوشت و از سر ارادتی كه به دكتر داشت، شرحی از ماوقع این چند سال به خصوص سالهای پس از انقلاب را در قالب پاسخ به نوشته دكتر شریعتی با نام "آری این ‌چنین بود برادر" نوشت. 
بلافاصله پس از پیروزی انقلاب  اسلامی ریاست دادگاه انقلاب مشهد و مدتی هم ریاست دادگاه انقلاب اهواز به شیخ علی تهرانی سپرده شد و وی به محاکمه بازماندگان حکومت پهلوی مشغول شد.  در سال 1358 از سوی حزب جمهوری اسلامی مشهد داوطلب مجلس خبرگان قانون اساسی شد که به عنوان نفر هفتم از خراسان انتخاب و به خبرگان راه یافت. به دلیل آن‌ كه وی آثاری در اقتصاد اسلامی نوشته بود، در مجلس خبرگان در كمیسیون مالی و اقتصادی حضور داشت. شیخ‌ علی‌ تهرانی‌ در سال‌ 1358خواستار محاکمه‌ی‌ علنی‌ عباس‌ امیر انتظام‌ شد و رهبران‌ انقلاب‌ را متهم‌ به‌ ارتباط‌ با امیر انتظام‌ نمود. در ادامه‌ ی‌ انتقادات‌ خود، عملکرد و سیاست‌های‌ شورای‌ انقلاب‌ را سردر گم‌ دانست‌ و خواستار تشکیل‌ دولت‌ مستقل‌ در کشور گردید. به‌ همین‌ منظور با انتقاد از رهبر انقلاب‌ اسلامی‌، دانشجویان‌ پیرو خط‌ امام‌ را به‌ خاطر تصرف‌ لانه‌ی‌ جاسوسی‌ آمریکا مورد حمله‌ قرار داد. دشمنی‌ با حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ یکی‌ از رویکردهای‌ وی‌ بود. دشمنی‌ وی‌ با مسئولین‌ نظام‌ وقتی‌ به‌ اوج‌ رسید که‌ مقام معظم رهبری از سوی‌ امام‌ خمینی‌ (ره) به‌ عنوان‌ امام‌ جمعه‌ی‌ تهران‌ منصوب‌ شد. وی‌ این‌ اقدام‌ امام‌ را برنتافت‌ و حملات‌ شدیداللحنی‌ را علیه‌ شهید بهشتی‌ و مقام معظم رهبری آغاز کرد. ‌شیخ‌علی‌ آقای‌ تهرانی‌ به‌ دلیل‌ بیماری‌ خود بزرگ‌بینی،‌ خود را برای‌ همه‌ی‌ امور شایسته‌ می‌دید و دیگران‌ را فاقد شایستگی‌ می‌شمرد. وی در دی ماه 1358 طی نامه‌ای به امام خمینی (ره) در خصوص افغانی بودن جلال الدین فارسی یکی از کاندیداهای اولین دوره ریاست جمهوری تذکر داده و نسبت به انتصاب مقام معظم رهبری به امامت جمعه تهران شدیدا اعتراض نمود. نامه شیخ علی تهرانی درروزنامه های 30 دی ماه سال 1358منتشر شد. این نامه بلافاصله با واکنش آیت الله بهشتی و بزرگانی که به آنها توهین شده بود مواجه شد.   بخشی از نامه شیخ علی تهرانی خطاب به امام خمینی(ره) نامه شیخ علی تهرانی خطاب به امام خمینی (ره) که حاوی اتهاماتی علیه سران حزب جمهوری اسلامی و نیز اظهار ناراحتی شدید از انتصاب مقام معظم رهبری به سمت امامت جمعه تهران است در تمامی روزنامه های آن روز منتشر شد. وی در این نامه نوشته بود: "توده وسیعی از مردم معتقدند که زیر پوشش جلال الدین فارسی سه نفر آقایان بهشتی، رفسنجانی و خامنه ای میخواهند کارهای اجرایی را بدست گیرند و قهرا در انتخابات مجلس شورای ملی برنده شوند. ملت از امام امت توقع دارد برای این خیانت و حفظ افکار عمومی وزیر کشور و بعضی از دست اندرکاران در این امر از مقام خود ساقط شوند و نیز خوب است از اعضا شورای لانه جاسوسی بخواهند پرونده دو نفر از اینها را که به امیرانتظام شریکند ارائه دهند تا نگویند یکی از بدکاران را زندان و بقیه را امیر نموده اند."  تهرانی در ادامه با اظهار ناراحتی شدید از نصب مقام معظم رهبری به سمت امام جمعه تهران آورده بود: "با وجود علما و فضلای بسیاری در تهران که مسلم از این کار ناراحت می شوند صلاح است تجدید نظر نمایند و با افراد بی نظر مشورت نمائید نه با افراد جاه طلب و دست اندرکار." وی در ادامه با اشاره به خود نوشته بود: "خدا می داند با آنکه جز کار علمی برای هیچ کار دیگری مهیا نیستم و ذره ای دلبستگی به دنیا و اهلش ندارم در این مرحله وظیفه شرعی خود میدانم با نادرستی که به فاجعه ختم میشود و تاریخ انقلاب را لکه دارمیکند توسط نوشتن و عرضه به مجتمع اسلامی مبارزه نمایم." 
آیت الله دکتر بهشتی در پاسخ به تهرانی گفت: همانطور که امام امت تأکید فرمودند و نظر بسیار صحیحی هم هست و نظر ما نیز این است که تا این اصل از سوی شورای نگهبان تفسیر نشده اگر آقاس فارسی انتخاب میشدندیک انتخاب دارای شائبه، انتخابی که در ان یک شائبه و خدشه ای وجود دارد، امام امت تأکید داشتند که انتخاب رئیس جمهورمستلزم خدشه ای بر قانون اساسی نباشد یا رعایت قانون اساسی مستلزم خدشه ای در انتخاب رئیس جمهوری نباشد پس برای اینکه هم قانون اساسی هم رئیس جمهوری از هر نوع خدشه و شائبه به در و منزه بمانند انصراف آقای فارسی در این دوره موجه بود.   تلاش برای راهیابی افراد صالح به مجلس و ...فلسفه تشکیل حزب شهید مظلوم بهشتی اینگونه ادامه داد: ایشان گفته اند که آقایان هاشمی، بهشتی و خامنه ای تصمیم دارند از طریق کار حزبی در مجلس شورا برنده شوند، آیا فعالیت یک حزب برای اینکه رئیس جمهوری نامزد کند برای اینکه فعالیت کند برای انتخاب شدنش و برای اینکه نمایندگانی که صالح می داند اینها را به مجلس بفرستد اینها توطئه است؟ اصولا فلسفه تشکیل حزب این است و ما به همین منظور اقدام کردیم برای تشکیل حزب جمهوری اسلامی .   تکذیب اظهارات تهرانی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام آیت الله بهشتی درادامه با اشاره به بیانیه اخیردانشجویان مسلمان پیرو خط امام که در روزنامه شماره امروز صبح آزادگان منتشرشده است گفت: دانشجویان پیرو خط امام اظهارات علی تهرانی را تکذیب کرده اند.   من تا خود تهرانی نگوید باور نمی کنم این نامه را نوشته است. آیت الله بهشتی در بخش دیگری از این مصاحبه اظهار داشت: آقای علی تهرانی می گوید ایرانی الاصل نبودن آقای فارسی را حتی کودکان هم می دانند و در بخش دیگری از این نامه می گوید تعدادی از اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی چنین تفسیری ندارند و فارسی را ایرانی الاصل می دانند! من تا خود آقای تهرانی نگویند که این اعلامیه از من است باورم نمی آید که از ایشان باشد چون باشناختی که من از علم و تقوای ایشان دارم خیلی برایم باور اینکه این اعلامیه از ایشان هست دشوار است بگویم بنام ایشان هست ولی بهر حال اگر ایشان نوشته باشند اگر براستی این اعلامیه از ایشان باشد آن سابقه ذهنی که من از جناب آقای تهرانی داشتم و دارم با این آسانگیری ایشان در حکم کردن به اینکه این توطئه است آن خیانت است امام در انتخاب امام جمعه تهران اشتباه کرده اند اینها را خیلی مشکل است برایم بپذیرم مگر اینکه بگویم انسانهای برجسته هم اشتباه می کنند.   وقتی رسانه های آمریکا خوشحال می شوند باید هوشیار شوند. آیت الله بهشتی در ادامه سخنان خود گفت: آقای تهرانی باید توجه داشته باشند که وقتی در خبر در رسانه های گروهی آمریکا و اروپا می آیند و به استناد همین حرفها می گویند آقای بهشتی را ممنوع الخروج کرده اند، چه کرده اند؟ این شایعات را منتشر می کنند ایشان باید هوشیار باشند که دست هایی در کار است، وقتی آمریکا و اروپا با ما می جنگند این لابد بدین جهت است که احساس کرده اند در برخوردهای سیاسی که با ما دارند ما محکم هستیم ما برای حفظ اصالت این انقلاب و مصلحت این امت با قاطعیت با آنها برخورد می کنیم.   اسناد ادعایی را منتشر کنند/میگویند در اسناد آمده بهشتی آدم نفوذ ناپذیری است. وی ادامه داد: البته من گفته ام این اسناد ادعایی را بیاورند ببینم ولی به من گفته اند که در برخی اسنادی که بدست آمده از عمال آمریکا دو مطلب هست یکی اینکه درباره خود من بوده که او یک آدم نفوذ ناپذیری است یکی درباره حزب جمهوری اسلامی بوده که ما هر قدر کوشیدیم در این حزب نفوذ کنیم از یک راهی میسر نشده است من امیدوارم که اگر این مطالب در اسناد موجود در سفارت آمریکا هست دانشجویان عزیز ما این اسناد مثبت را هم منتشر کنند تا محیط اجتماعی محیط تزلزل و سوء ظن نباشد.   نیازی به شناخت خودمان از زبان دیگران نداریم. آیت الله بهشتی همچنین گفت: البته این اسناد باشد یا نباشد ما که نمی خواهیم خودمان یا حزب را از زبان دیگران بشناسیم، ما خودمان خودمان را می شناسیم ما می دانیم که نفوذ ناپذیر هستیم ما می دانیم که سعی کرده ایم حزب هم نفوذ ناپذیر باشد.  
شیخ علی تهرانی درتاریخ 15 فروردین 1360 در نامه‌ ای خطاب به رییس جمهور وقت - بنی صدر- نسبت به روند دادگاه و محاکمه عباس میرانتظام و متهم کردن وی به جاسوسی برای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا اعتراض کرده و خواستار دخالت بنی صدر در روند محاکمه شد. 
شیخ علی تهرانی تحت تأثیر اندیشه‌های اقتصادی سوسیالیستی و چه بسا با تأثیرپذیری از کتاب اقتصاد مجاهدین خلق، آثاری در اقتصاد اسلامی نوشته بود. تهرانی از اواخر سال 1358 به این سو به تدریج به سمت هواداری از جریان‌های مخالف انقلاب کشیده شد و تقریبا مواضع مشترکی با لاهوتی داشت. با جدا شدن صفوف، وی متمایل به مجاهدین خلق و بنی‌صدر شد و وی در بهمن ماه 1358 ضمن نگارش متنی که در نشریه «مجاهد»به چاپ رسید، به انتقاد از عملکرد امام خمینی (ره) پرداخت. تندترین مصاحبهٔ وی که با حمایت از برخی از هواداران سازمان مجاهدین خلق تحت عنوان «معلمان مسلمان» مشهد انتشار یافت، حاوی برخوردهای تند وی بر ضد رهبران حزب جمهوری اسلامی و شخص امام خمینی (ره) بود.  
پس‌ از آغاز جنگ‌ تحمیلی‌ عراق علیه‌ ایران‌ مواضع‌ مخالف‌ جمهوری‌ اسلامی‌ را اتخاذ کرد و در اوج‌ حملات‌ عراق، با سخنرانی‌های‌ غیرمسئولانه‌ی‌ خود به‌ تضعیف‌ شخصیت‌های‌ انقلابی‌ پرداخت‌. او ابتدا سازمان‌ مجاهدین‌ خلق‌ (منافقین‌) را ناآگاه‌ به‌ مسائل‌ اسلامی‌ می‌دانست‌ و سپس‌ به‌ صورت‌ غیرمنتظره‌ به‌ حمایت‌ از آنان‌ می‌پرداخت‌ .او حتی‌ فتوایی‌ را در مورد وجوب‌ قتل‌ هواداران‌ حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ صادر کرد. پس‌ از تعطیلی‌ دانشگاه‌ها از سوی‌ شورای‌ انقلاب‌ که‌ منجر به‌ درگیری‌ بین‌ موافقان‌ و مخالفان‌ انقلاب‌ شد، تهرانی‌ طی‌ تلگرافی‌ به‌ امام‌ خمینی‌ (ره) گروه‌های‌ سیاسی‌ حمایت‌ شونده‌ از سوی‌ بعضی‌ از اعضای‌ شورای‌ انقلاب‌ را عامل‌ این‌ درگیری‌ها ذکر کرد.   در اردیبهشت‌ همان‌ سال‌ پس‌ از آشوب‌ در دانشگاه‌ فردوسی‌ مشهد به‌ همراه‌ طاهر احمدزاده‌ و محمد تقی‌ شریعتی‌ بیانیه‌ای‌ منتشر کرد. سپس‌ در اقدامی‌ دیگر طی‌ نامه‌ ای‌ سرگشاده‌ به‌ آیت‌ الله خزعلی‌ ضمن‌ حمله‌ به‌ او از مواضع‌ مجاهدین‌ خلق‌ حمایت‌ کرد  بدین‌ ترتیب‌ در سال‌ 1360 ناچار دستگاه‌ قضایی‌ کشور وی‌ را فاقد صلاحیت‌های‌ لازم‌ برای‌ تصدی‌ مسئولیت‌های‌ کشوری‌ و دینی‌ اعلام‌ کرد. در نتیجه‌ در همین‌ سال‌ او با انتشار اعلامیه‌ ای‌ به‌ حزب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ حمله‌ کرد. در ادامه‌ی‌ این‌ فعالیت‌ها به‌ اتهام‌ حرکت‌های‌ ضد انقلابی‌ و حمایت‌ از منافقین‌ به‌ حکم‌ دادگاه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ مشهد دستگیر و چند ماه‌ بعد آزاد شد.  
شیخ علی تهرانی به دنبال فرار بنی‌صدر و پس از خروج سران سازمان منافقین از کشور، در فروردین 1363، مخفیانه به عراق گریخت به‌ محض‌ ورود تقاضای‌ پناهندگی‌ سیاسی‌ نمود که‌ مورد پذیرش‌ رژیم‌ بعثی‌ عراق واقع‌ شد. پس‌ ازاستقرار به‌ عنوان‌ سخنگوی‌ رژیم‌ عراق، تبلیغات‌ علیه‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و مسئولین‌ این‌ نظام‌ را شروع‌ کرد. یک‌ سال‌ بعد همسرش‌ نیز محل‌ سکونت‌ خود را به‌ قصد ترکیه‌ ترک‌ کرد و از آنجا به‌ عراق رفت‌. 2 اردیبهشت 1364، خانم بدری خامنه‌ ای (همسر شیخ علی تهرانی) در یک کنفرانس مطبوعاتی در بغداد حضور یافت. وی در این کنفرانس گفت که به همراه 3 دختر و 2 پسرش برای پیوستن به پدرشان از میان جبهه ایران-عراق فرار کرده و به عراق آمده‌است و فاقد پاسپورت هستند. شیخ‌علی‌ تهرانی‌ مهمان‌ ویژه‌ صدام‌ حسین‌ بود و در باغی‌ بزرگ‌ در بغداد در رفاه‌ کامل‌ به‌ سر می‌برد. و در آنجا برای سال‌های طولانی در رادیو فارسی‌ زبان بغداد مشغول به تبلیغات برضد جمهوری اسلامی بود. رژیم صدام با پخش سخنان شیخ علی تهرانی که علیه امام خمینی (ره) و جمهوری اسلامی بود، برای شکنجه روحی اسرای ایرانی در بند استفاده می‌کرد. درکتاب خاطرات آیت‏الله هاشمی رفسنجانی درباره این ماجرا آمده‌ است: "علی تهرانی درتابستان سال 1363 پس ازفرار از کشور، درمصاحبه‌ای با هفته‌نامه آلمانی اشپیگل به دروغگویی پرداخت، از جمله گفت: آقای رفسنجانی به من گفته‌ است که اگر ما عراق را به دست آوریم، دو کشور ما به صورت یک کشور و آن هم بزرگ ‌ترین صادرکننده نفت، درخواهد آمد. ما جمعاً شصت میلیون جمعیت خواهیم بود و قدرت عظیمی در اقتصاد جهانی خواهیم داشت."  
شیخ علی تهرانی پس از یک دهه، بالاخره سال‌ها پس از پایان جنگ و در سال 1374 خود را در یکی از پاسگاه‌های مرزی تسلیم نمود و نیروهای جمهوری اسلامی وی را به تهران منتقل کردند.  دادگاه‌ ویژه‌ روحانیت وی‌ را به‌ اتهام‌ همکاری‌ با دشمن‌ در زمان‌ جنگ‌، صدور فتوا علیه‌ نیروهای‌ انقلابی‌، تحریک‌ ارتش‌ عراق به‌ کشتار مردم‌ ایران‌ محاکمه‌ و وی‌ را محارب‌ تشخیص‌ داد، اما با توجه‌ به‌ اینکه‌ شخصاً خود را تسلیم‌ نیروهای‌ نظامی‌ ایران‌ کرده‌ بود با تخفیف‌ به‌ بیست سال‌ حبس‌ خارج‌ از محل‌ سکونتش‌ محکوم‌ کرد. شیخ علی تهرانی از کارهای گذشته خود اظهار ندامت کرد و خود را مستوجب اشد مجازات دانست. او درایران به بیست سال زندان محکوم شده است اما غالبا در خارج از زندان به سر می‏برد با این شرط که با کسی ملاقات نداشته باشد، شیخ‌علی‌ دردادگاه‌ با تأکید برصحت‌ مواضعش‌ اعتراف‌ کرد: والله‌ العلی‌ العظیم‌ موحدتراز آقای‌ خمینی‌ (ره) در جهان‌ هنوز نیامده‌ است‌.  
پس از بازگشت علی تهرانی به ایران در خرداد ماه 74، تیر ماه 79 كه روزنامه بهار ـ‌ نزدیك به اصلاح‌ طلبان تندرو ـ مدعی خودكشی شیخ علی تهرانی در زندان شد. در پی انتشار این خبر، فریده تهرانی، دختر وی، با ارسال جوابیه‌ای به این روزنامه اعلام كرد: «پس از شنیدن خبرهای ضد و نقیض، جویای احوال آقای تهرانی از دادسرای ویژه روحانیت قم شدیم. گفتند كه مسمومیت جزیی برایشان به وجود آمده بود كه به بیمارستان منتقل شدند و پس از بهبود دوباره به زندان بازگردانیده و در حال حاضر حالشان خوب است. روز پنجشنبه دوم تیر ماه دوباره جویای احوال ایشان شدیم. درابتدا پاسخ درستی به ما ندادند و فقط گفتند كه ایشان در بیمارستان می‌باشند، پس از جست‌وجوی فراوان، متوجه شدیم كه ایشان دچار سكته قلبی شده و درCCU بستری شده و در وضعیت جسمی نگران‌ كننده‌ای به سر می‌برد...عصرروزدوشنبه، بالاخره ایشان را درهمین وضعیت خطرناك به زندان اوین منتقل نمودند». هم‌ زمان پسر وی نیز ضمن تكذیب خودكشی پدرش در نامه‌ ای به علی تهرانی، ضمن اهانت‌های بی‌شرمانه نسبت به امام خمینی(ره) ومقام معظم رهبری، مدعی شكنجه پدرش شد.  
تهرانی متهم بود كه در نوع مواضع خود، بسیار تند و جدی و تا حدی نامتعادل بوده است. درباره او این امكان بود كه به سرعت موضع خویش را نسبت به مسئله‌ای عوض كند و در موضع جدید، با همان شدت و حدّت رفتار كند. وی در طرفداری از امام و الفاظی كه در عشق و علاقه خود به ایشان به كار می‌برد، افراط می‌كرد، چنان‌كه بعدها نیز در دشمنی با ایشان به افراط گرایید. آیت‌ الله مسعودی درباره وی می‌گوید: «آشنایی ما از مدرسه حجتیه بود ...ایشان ابتدا با مثنوی و عرفان و مسائلی از این دست سر و كار داشت مدتی با این افكار و اوهام مشغول بود تا این‌كه ناگهان خبر رسید كه ایشان مثنوی و حافظ را كنار گذاشته و مدعی است كه این كتاب‌ها نجس هستند و آنها را با انبر برمی‌دارد. ما از این چرخش تعجب كردیم ... این حالت عدم اعتدال در رفتار و گفتار این فرد به چشم می‌خورد ... تهرانی از نظر درسی پیشرفت خوبی داشت و هم‌ بحث مرحوم آقامصطفی بود». آیت‌ الله یزدی هم با اشاره به خاطرات روزهای مدرسه حجتیه می‌گوید:«این آقای تهرانی در مدرسه حجتیه هم كه بود، قدری خشك بود». وی از رفتار مخصوص او صحبت كرده می‌گوید كه وقتی در سیرجان به دیدنش رفته است، یك مرتبه «در خلال ناهار، او به ناگاه از جای برخاست و ایستاد به نماز». یزدی او را شخصی مستبد به رأی تصویر كرده و می‌گوید كه وی هم‌زمان خود را اهل فلسفه، عرفان و اخلاق و اقتصاد اسلامی می‌دانست.  
برای تحلیل و بازشناسی رفتاری -اخلاقی افراد باید به نحوه تعامل آنها با محیط اطراف و رخداد های اجتماعی که ماهیت انسانی استوار توجه کرد در بازخوانی عدم ثبات رفتاری شیخ علی تهرانی به این مطلب از لسان آیت الله مهدوی کنی توجه کنید: «..درس مکاسب آقای سلطانی را در قم مباحثه می کردیم که بعد ایشان به نجف مهاجرت کردند. قسمتی را هم با آقای شیخ علی تهرانی ـ که خدا هدایتش کند ـ مباحثه می کردیم...دراینجا خاطره ای را دررابطه با شیخ علی تهرانی بیان می کنم. ایشان از شش هفت ماه یا یک سال بعد از اینکه من طلبه شدم به مدرسه لرزاده آمدند و مشغول تحصیل شدند...ایشان 19ساله بودند و من 14، 15 سال داشتم.....حجره من پهلوی حجره یایشان بود. یک شب آخرهایش  دیدم که دیوار حجره ی ما کوبیده می شود گویا کسی محکم به دیوار می کوبد،آمدم ببینم چه شده ، دیدم که شیخ علی کله اش را به دیوار می زند. گفتم علی آقا چه کار می کنی ؟ گفت: من حاشیه های کتاب جامه المقدمات را که می خوانم درست نمی فهمم، سرم را به دیوار می زنم تا مغزم باز شود!!!! و بفهمم. البته ما آن وقت به عمق مطلب پی نبردیم، می گفتیم شیخ علی آقا خوب درس می خواند، واقعا هم خوب و زیاد درس می خواند، ولی بعد ها که این جریان ها پیشامد فهمیدیم که این آقا از اول غیر عادی بود. بله ما با شیخ علی آقا سال ها مباحثه می کردیم، ولی غالبا بحث های ما به مجادله می کشید و ایشان درمدرسه فیضیه داد و فریاد زیاد می کرد و کلمات تندی می گفت.»   
اخلاق اسلامی  اسلام ضد استثمار اقتصاد اسلامی مالیات اسلامی قانون لاضرر یا حافظ نظام اسلامی امر به معروف و نهی از منکر ای انسان ستم و تفرقه را مپسند توحید ذاتی یا اثبات وحدت وجود توحید و خداشناسی در مکتب اسلام طرح کلی نظام اسلامی فلسفه شناخت تقیه در اسلام مدینه فاضله در اسلام روابط اجتماعی و اقتصادی در اسلام آری اینچنین «شد» برادر     

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۶:۱۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۶:۱۳

شیخ علی تهرانی

خلاصه زندگی نامه

 علی‌ مراد خانی ارنگه، معروف به شیخ علی تهرانی، از روحانیون مشهدی كه سال‌ها شاگرد درس امام خمینی (ره)و آیت‌ الله میلانی بود و هم‌ زمان در فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی ضد رژیم پهلوی فعالیت چشمگیری داشت. وی پس از انقلاب به انتقاد علنی از سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی پرداخت و در کلاس‌های درس، از مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی بدگویی کرد. او پس از انقلاب به عراق رفت و به همراه خانواده در عراق، به مجاهدین خلق پیوست اما پس از پایان جنگ، در سال1374 به ایران بازگشت. او به بیست سال زندان محکوم شد اما غالبا در خارج از زندان، و در حبس خانگی به سر برد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع