حاج شیخ عباس قمی در سال 1294 ق (1255 ش) در شهر قم متولد شد. مادرش زنی پارسا و پدر بزرگوارش مرحوم كربلائی محمد رضا قمی مردی كاسب و یكی از علاقه مندان و شیفتگان اهل بیت علیه السلام كه مردم برای یادگیری احكام دین نزد وی می‎رفتند.شیخ عباس دوران كودكی را در جوی آكنده از معنویت و روحانیت پشت سر گذاشته و تحصیلات مقدماتی خویش را در زادگاهش آغار كرد. مرحوم شیخ عباس قمی تمام عمر خود را وقف تألیف و تدریس و احیای احادیث اهل بیت نموده و در این راه شاگردانی چند تربیت کرد. او زندگی زاهدانه ای داشت و علاقه وافرش به نوشتن کتاب و خصوصاً روایات اهل بیت علیهم السلام موجب شد تا آثار بسیاری از ایشان به یادگار بماند.محدث قمی پس از عمری تلاش و خدمت به اسلام و مسلمین و تحمل سختیها و مرارات زمان بویژه در اواخر عمر كه مصادف با توطئه‎های دشمنان اسلام و دین زدایی رضاخانی بود، در شب سه‎شنبه بیست و دوم ذیحجه سال 1359 ق بدرود حیات گفت و پس از تشییع در صحن مطهر علی علیه السلام (نجف) در جوار استادش مرحوم حاجی نوری به خاك سپرده شد. 
شیخ عباس زمانیکه از قم عازم مشهد شد، در آن جا به پیشنهاد آیت الله قمی با دختر برادر ایشان، ازدواج كرد. از حاج شیخ عباس چهار فرزند به یادگار مانده است كه دو پسر و دو دختر بودند. پسران ایشان مبلغ دین و مایه دلگرمی وی بودند.دو پسر ایشان عبارتند از حاج میرزا علی محدث زاده و حاج میرزا محسن محدث زاده كه هر دو فرزند ایشان روحانی بودند. حاج میرزا علی فرزند بزرگ شیخ عباس در نشر آثار به جا مانده پدرش سعی فراوان از خود نشان داد و از دانشمندان و وعاظ بنام تهران به شمار می آمد. پسر دوم ایشان حاج شیخ محسن محدث زاده نیز به تبلیغ معارف دین اشتغال داشت. 
شیخ عباس دروس مقدماتی را نزد استادانی بزرگ فرا گرفت. بیشترین بهره را از محضر آیت الله حاج میرزا محمد ارباب قمی برد. عالم پرهیزگاری كه در هیچ حال امر به معروف و نهی از منكر را ترك نمی‎كرد و در هر محفل و مجلسی این دو فریضه را متذكر می‎شد و استاد بسیار دقیق و پرمایه عصر خود بود. شیخ عباس در دوران نوجوانی مراحل آغازین تحصیلات حوزوی را به پایان برد و تصمیم به هجرت گرفت. در سال 1316 ق (1277 ش) برای فراگیری دانش عازم نجف اشرف گردید. بعد از تحیلات رایج زمان خویش در نجف به علوم حدیث متمایل شد و از آنجا كه شیخ عباس اشتیاق وصف ناپذیری به شناخت راویان و محدثان راستگو و نقل اخبار اهل بیت علیهم ‎السلام داشت استادی را برگزید كه از كوثر حدیث سیرابش سازد. از این رو از همان ابتدای ورود به نجف اشرف به محضر محدث و محقق بزرگ، حاج میرزا حسین نوری رفت و در درس او شركت جست. شیخ عباس قمی بر آن بود تا آنچه را از استاد فرا می‎گیرد بی‎كم و كاست بنویسد و همانند استاد بازگو كند. به همین سبب طولی نكشید كه به كمك حافظه قوی و تلاش پیگیر به استنساخ كتاب با ارزش استادش، مستدرك الوسائل مشغول شد. همچنین وی در تألیفات دیگر استاد به وی کمک می کرد. محدث قمی درك محضر این استاد بزرگ را صفت خداوند می‎داند و می‎نویسد: «... پس خداوند متعال به من منت گذارد به ملازمت شیخنا الاجل الاعظم ثقه الاسلام النوری الطبرسی انار الله برهانه؛ مستدرك الوسائل را برای او استنساخ می‎كردم كه بفرستد برای طبع به ایران و در خدمت او بودم تا سنه‌ 1318 ق» وی چهار سال در محضر محدث نوری بود و در این چهار سال تلاش و كوشش او به حدی رسید كه جز شاگردان طراز اول استاد به شمار رفت. در سال 1320 ق (1281 ش) با رحلت محدث نوری تحولی عمیق در روحیه حاج شیخ عباس ایجاد شد و چنان روح و جان او را متأثر ساخت كه سال ها بعد از آن حادثه تلخی آن را در كامش احساس می كرد ایشان در این رابطه می نویسد: «... مصیبتش بر عامه مسلمین، خصوص بر این داعی كه در خدمتش منزلت اولاد داشتم، چنان تلخ گذشت كه هنوز مرارت آن را در كام خود می بینم و بر فقدان آن جناب بسی تأسف می خورم و سزاوار است كه بگویم بعد از استادم زندگیم مانند ماهی در خشكی بود و گذران روزگارم مانند برف در مقابل حرارت.» 
محدث قمی در سال 1322 ق (1283 ش) به قم بازگشت و مشغول تألیف و تدریس و وعظ و ارشاد مردم شد. وی فعالیت های خویش را در خصوص تألیف و تبلیغ و در دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام و نشر معارف نورانی اسلام آغاز كرد و تا سال 1329 ق در این شهر مذهبی اقامت داشت. در این ایام عازم بیت الله الحرام شد و پس از مراجعت از زیارت خانه خدا همچنان در قم سكونت داشت. در سال 1332 ق بنا به عللی و مخصوصاً به موجب تنگدستی به مشهد مقدس مهاجرت كرد و در آنجا سكونت گزید. هجرت به مشهد ایشان سالهایی كه در مشهد مقدس رضوی علیه السلام بود بهره های فراوانی از آن آستان مقدس دریافت می كرد، آشنائی با علمای ابرار و انسان های پاك ضمیر همچون آیت الله آقا حسین قمی، روحانی صاحب كرامت حاج شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی، آخوند ملاعباس تربتی (پدر آقای حسینعلی راشد)، شیخ مرتضی عیدگاهی و آقا شیخ علی اكبر نوقانی و سایر علمای مشهد، تألیف كتاب «فوائد الرضویه» و تعدادی از تألیفات ایشان با استفاده از كتابخانه آستان مقدس رضوی، از جمله عنایات حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام، به مرحوم حاج شیخ عباس قمی بود. ایشان در خصوص هجرتش از قم به مشهد چنین می نویسد: از دارالایمان قم بصوب ارض اقدس (بسوی سرزمین پاک) توجه نمودم... و چندان مراحم و الطاف و نعمت از آن رحمت الهی و نعمت نامتناهی در خود مشاهده كردم كه هوس مجاورت آن آستانه مقدسه را نمودم.. با آنكه در این قطعه از زمان كه فتنه های بی پایان چون پاره های شب مظلم متراكم، و بر تمام بلاد و عباد متهاجم گشته و بحكم «اذا عمت البلدان الفتن و البلایا فعلیكم بقم و حوالیها و نواحیها فان البلایا مدفوع عنها»؛ شایسته است كه هر كس بتواند مهاجرت به بلده طیبه قم نماید تا چه رسد بكسی كه قم وطن او باشد. لكن این شكسته مهجور، چندان مغمور در نعمت، مراجعت به وطن را در خود ندیدم بلكه سختیهای كشیده و تلخیهای چشیده را شكر گفتم و منتها پذیرفتم... و پیوسته عرضه می دارم:                                      شاها اگر به عرض رسانم سریر فضل                                      مملوك آن جنابم و محتاج این درم                                      ار بر كنم دل از تو و مهر از تو بگسلم                                      این مهر بر كه افكنم این دل كجا برم                                      نامم زكارخانه عشاق محو باد                                      گر جز محبت تو بود ذكر دیگرم                                      ای عاشقان كوی تو از ذره بیشتر                                      من كی رسم بوصل تو كز ذره كمترم 
محدث قمی در زمان خود یكی از مربیان بزرگ و معلمان اخلاق اسلامی در میان مردم و حوزه‎های علمیه شناخته می‎شد و از شهرت ویژه‎ای برخوردار بود و خصوصیات اخلاقی فراوانی داشت كه در این فصل به پاره‎ای از آنها اشاره می‎كنیم: انس با كتاب یكی از ویژگیهای محدث قمی علاقه فراوان به نوشتن و مطالعه ‌كتاب بود. به بطوری كه می‎توان گفت او در كتاب و قلم خلاصه شده بود. محدث یا در كتابخانه بود یا با كتاب. كمتر دیده می‎شد كه او مشغول مطالعه و بررسی كتابی نباشد. فرزند بزرگ ایشان در این باره می‎گوید: «در اول كودكی با مرحوم پدرم هر وقت از شهر بیرون می‎رفتم او از اول صبح تا به شام مرتب به نوشتن و مطالعه مشغول بود.» زمانی كه برای زیارت به كشورهای دور مسافرت می‎كرد اوقات فراغت خود را با كتاب سپری می‎كرد. «او با عده‎ای از تجّار به سوریه مسافرت كرد. آنان می‎گفتند هر وقت ما به سیاحت می‎رفتیم ایشان می‎نشست و مشغول مطالعه و تألیف می‎شد و هر چه اصرار می‎كردیم كه با ما بیرون بیاید امتناع می‎ورزید و شبها هم كه ما به خواب می‎رفتیم او مشغول مطالعه و تألیف می‎شد.» عشق و علاقه محدث قمی به كتاب به اندازه‎ای بود كه وقتی كمترین پولی به دست می‎آورد آن را در خرید كتاب صرف می‎كرد. او خود می‎گوید: «زمانی كه در قم تحصیل می‎كردم، خیلی تنگدست بودم تا جایی كه یك قِران و دو قِران جمع می‎كردم تا اینكه مثلاً سه تومان می‎شد. آن را برداشته، از قم تا تهران پیاده می‎رفتم و با آن كتاب خریده، به قم برمی‎گشتم و به تحصیل ادامه می‎دادم.» تواضع و اخلاص از دیگر ویژگیهای ایشان تواضع بسیار و همه جانبه‎ای بود كه از خود نشان می‎داد. در خانه، مدرسه و خیابان هر كسی را كه می‎دید - چه كوچك و چه بزرگ - احترام می‎كرد. در نزد علما و از بین آنان بویژه در حضور كسانی كه با حدیث و اخبار اهل بیت علیهم السلام سر و كار داشتند، اوج فروتنی و تواضع را به نمایش می‎گذارد. هیچ گاه در مجالسی كه وارد می‎شد در صدر نمی‎شست و هرگز خود را بر دیگران مقدم نمی‎داشت. وی از خودستایی و خودپسندی بشدت احتراز می‎كرد و به هیچ وجه غرور نداشت. مسیری كه می‎رفت اگر كوچكترین شبهه ‎ای در دلش رخنه می‎كرد كه قدمش برای خدا نیست یا وسوسه ‎ای قلبش را می‎لرزاند بدون هیچ تأمل، از آنجا باز می‎گشت. نقل است «در یكی از سالها مرد نیكوكاری از محدث قمی خواهش می‎كند كه قبول كند بانی مجلس محدث شود و تعهد می‎كند كه مبلغ پنجاه دینار عراقی به ایشان تقدیم كند. در آن موقع هزینه محدث در هر ماه سه دینار بوده است. محدث قمی می‎گوید: «من برای امام حسین ـ علیه السلام ـ منبر می‎روم نه برای دیگری و بدین گونه آن وجه را نپذیرفت». امر به معروف و نهی از منکر امر به معروف و نهی از منكر دیگر ویژگی حدیث اخلاص بود. او خود هرگز گرد گناه نمی‎گشت و در ذهنش هم فكر گناه را جای نمی‎داد. از منكرات ناراحت می‎شد و دیگران را از ارتكاب آن باز می‎داشت. كسی جرأت غیبت در محضر او نداشت و از دروغ گفتن ناراحت می‎شد. در یك كلام محدث قمی آنچه می‎گفت با آنچه عمل می‎كرد و آنچه مردم از رفتار و كردارش درك می‎كردند یكی بود. از این رو سخنش در دل شنوندگان اثر شگرف داشت. آنانی كه در درس اخلاق و نصایح او شركت می‎جستند نقل می‎كنند: سخنان نافذ او چنان بود كه آدمی را از گناهان و پندارهای بد دور می‎ساخت و متوجه خدا و عبادت می‎كرد. اخلاق اسلامی محدث بزرگوار، نسبت به اهل علم و علما مخصوصا كسانی كه اهل حدیث و روایت بودند احترام خاصی قائل بود، هیچ گاه خود را بر دیگران مقدم نمی داشت، وقتی وارد مجلسی می شد، زیر دست همه می نشست و هنگام یبرون آمدم به دنبال همه راه می افتاد، اگر كسی از وی تعریف و تمجید می كرد مرحوم محدث خواهش می نمود كه رشته سخن را تغییر دهد و اضافه می كرد كه من خود می دانم كه موجودی بی ارزش و حقیرم، در خانه چیزی را بر كسی تحمیل نمی كرد و از كسی خواهشی نمی نمود، در مقابل محبت دیگران سپاسگزاری می كرد از سخنان بیهوده و لغو همانطور كه در تألیفاتش مكرر نكوهش كرده است سخت پرهیز داشت. هرگز در فكر خوستائی و گفتن خلاف واقع نبود، از غرور و خودپسندی دوری می كرد و خلاصه تمام حركات و سكنات او جلوه ای او جلوه ای از تعالیم عالیه اسلام بود و به دیگر سخن یك شیعه تمام عیار و تجسم ارزهاش الهی بود. هر كس با او همراه می شد شیفته اخلاق او شده و تحت تأثیر گفتارش قرار می گرفت، در سفرها اینكه مشغول عبادت، فكر، مطالعه، و نوشتن بود با همسفران مانوس بوده و از آنان غافل نمی شد. تواضع و فروتنی محدث بزرگوار وقتی در كتاب ارزنده «فوائد الرضویه» (كه در شرح زندگانی علمای شیعه می باشد) به نام خودش می رسد، چنین می نگارد: همانا چون این كتاب شریف، در بیان احوال علماست شایسته ندیدم كه ترجمه خود را كه احقر و پست تر از آنم كه در اعداد ایشان باشم - در آن درج كنم. از این رو از ذكر حال خود صرف نظر كرده، اكتفا می كنم به ذكر مؤلفات خود. زهد در دنیا در اواخر عمرش شخصی از همدان به نجف اشرف آمده و در منزل ایشان او را ملاقات كرد. در ضمن صحبت از زندگی شخصی وی سؤال كرد حاج شیخ عباس واقعیت را بیان كرد آن شخص در موقع رفتن پول به ایشان داد ولی محدث نپذیرفت، هر چه اصرار كرد قبول ننمود پس از رفتن فرزندش گفت: پدر، چرا نپذیرفتید؟ جواب داد: «گردنم نازك و بدنم ضعیف است، طاقت جواب خدا را در قیامت ندارم.» سپس داستان امیر مؤمنان علیه السلام در شب نوزده رمضان را بیان كرد كه آن حضرت خطاب به دخترش ام كلثوم فرمود: دخترم، برای من در یك طبق دو نوع خورشت حاضر كرده ای؟ مگر نمی دانی كه من تابع برادر و پسر عموی خویش رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هستم، دخترم، هر كس خوراك و پوشاك او در دنیا نیكوتر باشد ایستادن و معطل شدن او در روز قیامت نزد خداوند متعال بیشتر خواهد بود. دخترم، در حلال دنیا حساب است و در حرام آن عذاب. و بعد حاج شیخ عباس گریسته و اهل خانه را موعظه كرد. زندگی محدث قمی بسیار ساده بود به طوری كه از حد زندگی یك طلبه عادی هم پایین تر بود. لباسش عبارت بود از یك قبای كرباسی بسیار نظیف و معطر و تمیز. چند سال زمستان و تابستان را با آن قبای كرباسی می‎گذرانید. هیچ گاه در فكر لباس و تجمل نبود. فرش خانه ‎اش گلیم بود. از سهم امام استفاده نمی‎كرد و می‎گفت: من اهلیت ندارم از آن استفاده كنم. روزی در نجف اشرف دو زن محترم كه در بمبئی سكونت داشتند و از بستگان آقا كوچك (از محترمین نجف) بودند حضور ایشان می‎رسند و تقاضا می‎كنند هر ماه مبلغ 75 روپیه به ایشان تقدیم كنند كه از لحاظ زندگی در رفاه باشد. در آن ایام مخارج ماهانه‌ خانواده وی از ماهی 50 روپیه تجاوز نمی‎كرد. حاج شیخ عباس از پذیرفتن آن خودداری می‎كند. میرزا محسن محدث زاده فرزند كوچك آن مرحوم اصرار می‎كند تا قبول نماید ولی قبول نمی‎كند تا اینكه زنان محترم ناامید می‎شوند و می‎روند. پس از رفتن آنها فرزند به پدر می‎گوید: من هم دیگر از كسبه بازار برای مخارج روزانه قرض نمی‎كنم. حاج شیخ عباس می‎گوید: ساكت باش. من همین مقدار هم الان خرج می‎كنم، نمی‎دانم فردای قیامت چگونه جواب خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را بدهم. در جواب این مقدار معطل هستم، چگونه بارم را سنگین‎تر كنم. تألیف و تحصیل در یك اتاق یكی از فضلای نجف كه در مدرسه آیت الله العظمی سید محمد كاظم یزدی تحصیل می كرده است می گوید: مرحوم حاج آقا باقر طباطبائی یزدی (تولیت مدرسه و نوه سید) روزی ضمن نصیحت به طلاب مدرسه چنین می گفت: چرا این همه اصرار می كنید كه اتاق های خوب و نورگیر در مدرسه داشته باشید و به هر اتاقی كه به شما می دهند راضی نمی شوید؟ حاج شیخ عباس قمی در اتاق بسیار كوچك و تاریك راهرو همین مدرسه سكونت داشت، و در همان جای تنگ و تاریك دو جلد كتاب «غایه القصوی» را نوشت.هر بار از آن مرحوم خواستیم اتاقش را عوض كند و اتاق بهتر و بزرگتری انتخاب نماید، می فرمود: «نه، همین جا كفاف كار مرا می كند به راحتی می توانم كارم را انجام دهم. چرا اتاق دیگری را كه سایر طلاب احتیاج به آن دارند اشغال كنم. محدث و سادات سلطان الواعظین شیرازی (مؤلف كتاب شبهای پیشاور) نقل می كند: زمانی كه كتاب مفاتیح الجنان تازه منتشر شده بود، روزی در سرداب سامره آن را در دست داشتم و مشغول زیارت بودم. دیدم شیخی با قبای كرباس و عمامه كوچك نشسته و مشغول ذكر است. شیخ از من پرسید: این كتاب از كیست؟ گفتم: از محدث قمی آقای حاج شیخ عباس است. و شروع به تعریف وی نمودم، شیخ گفت: این قدر هم تعریف ندارد، بی خود تعریف می كنی، من ناراحت شدم گفتم: آقات برخیز و برو، كسی كه پهلوی من نشسته بود، دست زد به پهلویم و گفت: مؤدب باش، ایشان خود محدث قمی آقای حاج شیخ عباس هستند، من برخاستم با آن مرحوم روبوسی كردم و عذر خواستم و خم شدم كه دست ایشان را ببوسم، ولی آن مرحوم نگذاشت و خم شد دست مرا بوسید و گفت: شما سید هستید. توسل به اهل بیت علیهم السلام دو نمونه از توسلات شیخ عباس قمی به اهل بیت به شرح زیر است:  اول  فرزند بزرگ ایشان آقای علی محدث زاده می گوید: فراموش نمی كنم زمانی كه در نجف اشرف بودیم یك روز صبح در حدود سال 1357 ق یعنی دو سال قبل از وفاتشان از خواب برخاستند و اظهار داشتند امروز چشمم به شدت درد می كند بطوریكه قادر به مطالعه و نوشتن نیستم و بسیار ناراحت به نظر می رسید. گویا زبان حالشان این بود: شاید خاندان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مرا از در خانه شهان طرد كرده باشند. آن مرحوم عادت داشتند كه گاهی این مطلب را با تاثر می گفت و می گریست. در آن ایام مشغول تحصیل بودم، رفتم به درس و ظهر كه به خانه برگشتم دیدم ایشان مشغول نوشتن هستند. عرض كردم: درد چشمتان بهتر شد؟ فرمود: درد به كلی مرتفع گردید: پرسیدم: چطوری معالجه فرمودید؟ گفتند: وضو ساختم و مقابل قبله نشستم و كتاب «كافی» را به چشم كشیدم درد چشمم برطرف شد. ایشان تا پایان عمر دیگر به درد چشم مبتلا نگردید، و آن كتاب كافی كه آن را چشم كشیدند كتابی خطی و به خط فقیه مشهور ملا عبدالله تونی صاحب كتاب «وافیه» بود و محدث قمی خیلی به آن علاقه داشت.  دوم  در زمانی كه در مشهد اقامه داشته است، پسر كوچكش كه كودكی سه ساله بوده بیمار می شود برایش داروی ایرانی جوشاندد و صاف كرده و مختصری شكر در آن ریخته می آورند بیاشامد. با انگشت دست راست داروی مایع را به هم می زند، همسرش می گوید: صبر كنید قاشق بیاورم. حاج شیخ عباس در پاسخ می فرماید: «من در این كار قصد استشفاء داشته ام، چون با این دست هزاران حدیث از ائمه طاهرین علیه السلام نوشته ام.»  
شیخ عباس قمی به حق یكی از مصادیق بارز عالمان دین باور مرزبان صدیق ایمان بود چرا كه او در عصر خویش شاهد یكی از دورانهای هجوم فرهنگی دشمنان دین، به قلب اسلام و روحانیت بود. برای همین در برابر حوادث و وقایع تلخ زمان خویش بعنوان یك روحانی، خود را از نظر علمی و فرهنگی آماده مقابله با توطئه های مخالفین نمود. او در عصر مشروطیت از سویی قیام مردم مسلمان ایران به رهبری روحانیت آگاه، در مقابل سمتگریها و خونریزی های حاكمان ستمگر را می دید و از سوی دیگر فعالیت روشنفكران غربزده و اسلام ستیز را مشاهده می كرد كه چگونه دین و فرهنگ معنویت را كم رنگ كرده و فرهنگ مبتذل غرب را به ملت بزرگوار ایران به ارمغان می آورند. تألیف کتب مذهبی و روشنگر در چنین شرایطی حاج شیخ عباس وارد صحنه شد و با نگارش كتاب جاوید «مفاتیح الجنان» و «منازل الاخره» مردم را به سوی دعا و معنویت دعوت كرد و با تألیف «فوائد الرضویه» و «تحفه الاحباب» و «الكنی و الالقاب» و «هدیه الاحباب»، بزرگان دین و دانشمندان شیعی را به جوانان مسلمان معرفی كرد و به عنوان الگو به آنان مطرح نمود و شخصیت های كاذب غرب و شرق را نفی كرد. وی با تنظیم كتاب «منتهی الآمال»، شیعیان را با تاریخ چهارده معصوم علیه السلام آشنا كرده و مردم بیگانه از فرهنگ خودی را، با رهبران آسمانی خویش پیوند داد. او همچنین با ترجمه «غایه القصوی» جوانان مؤمن را با درس احكام و دستورات شرعی مأنوس نمود و در عصری كه رژیم رضاخان بر ملت ایران حاكم بود و تاریكی ستم و بی دینی و مبارزه با ارزش های الهی همه جا را فرا گرفته بود و ملت مسلمان ایران در گرداب فساد و بدبختی غوطه ور شده بودند، در حالی كه مبارزه با روحانیت و حوزه های علمیه، ضدید با حجاب و عمامه و روضه خوانی به عنوان یك ارزش ملی تلقی می شد او با تدوین كتاب ارزشمند «سفینه النجاه»، مسلمانان گرفتار دربند فرهنگ بی دینی و بی بند و باری را به ساحل نجات رهنمون شد. آنان را با احادیث نورانی اهل بیت علیه السلام پیوند داد و به دریای نور متصل كرد. حاج شیخ عباس با تألیف كتاب های متعدد در موضوعات مورد نیاز جامعه آن روز، توانست در مقابل هجوم فرهنگی دشمنان اسلام به ارزشهای الهی و اسلامی، سدی پولادین بسازد و به جوانان و نسل جدید تفكرات و اندیشه های ائمه اطهار علیه السلام سیراب نماید و آنان را در برابر دین ستیزان، بیمه كند. برپایی مجالس درس و موعظه او علاوه بر اینكه در سنگر قلم از كیان تشیع دفاع می کرد، مجالس درس و سخنرانی هایش نیز هدایت آفرین بود. وی با مسافرت هایش به شهرهای قم و تهران و مشهد به سخنرانی و موعظه می پرداخت و در فراز منبر منكرات روز افزون جامعه را به مردم گوش زد می كرد. در همان زمانی كه مقدسات اسلام مورد هجمه دشمنان قسم خورده اسلام قرار گرفته بود، آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالكریم حائری، كانون اندیشه شیعه را، با تأسیس حوزه علمیه قم، بنیان نهاد و برای پربار نمودن بنیه فكری طلاب حوزه علمیه، علما و بزرگان دینی را به آنها دعوت كرد. یكی از كسانی كه به وجود او بیش از همه نیاز داشت و به عنوان بازوی توانمند او محسوب می شد حاج شیخ عباس قمی بود. وقتی از وی دعوت شد، محدث قمی به عنوان همكار و همفكر آیت الله حائری را همراهی كرد سفرهای محدث قمی در آن دوران به قم، بسیاری از طلاب را از شهرهای دیگر مخصوصا شهرهای مقدس مشهد و نجف به سوی قم روانه كرد. شیخ آقا بزرگ تهرانی می گوید: هنگامی كه حاج شیخ عبدالكریم حائری مؤسس حوزه علمیه وارد قم شد و علمای قم از حاج شیخ عبدالكریم درخواست كردند در آن شهر اقامت كند و سر و سامانی به حوزه علمیه و آن مركز دینی بدهد، حاج شیخ عباس یكی از معاونان و یاوران او بود با اینكه آن موقع در مشهد زندگی می كرد سهم زیادی در این كار داشت و یكی از بزرگترین مروجین حاج شیخ عبدالكریم به شمار می رفت و با دست و زبا ن او را تأئید می كرد.  
محدث قمی علاقه شدیدی به مطالعه و تألیف داشت، از فرصتها حداكثر استفاده را می كرد، با اینكه مبتلا به یك بیماری ریوی بود و نشستن و برخاستن برایش مشكل می شد ولی شبانه روز كار می كرد. او عاشق كتاب و مطالعه به ویژه نوشتن بود خوب و سریع و با خط زیبا می نوشت تا آنجا كه در اثر نوشتن دو طرف انگشتانش كه قلم بدست می گرفت بر آمدگی داشت. شیخ آقا بزرگ تهرانی نزدیكترین یار او می گوید: «او پیوسته سرگرم كار بود. عشقی شدید به نوشتن و تألیف و بحث و تحقیق داشت، هیچ چیز او را از این شوق و عشق منصرف نمی كرد و مانعی در این راه نمی شناخت». این نویسنده خستگی ناپذیر وقتی با دوستانش به مسافرت می رفت بعد از صرف غذا قلم و كاغذ و كتاب بر می داشت و در گوشه خلوتی مشغول می شد وقتی رفقایش می گفتند: حاج شیخ، صبر كن قدری صحبت كنیم می گفت: «شما می روید ولی اینها می ماند»؛ برخی از تألیفات یادگار همین اوقات لحظات كوتاه سفر می باشد. محدث قمی و قرآن این دانشمند عالیقدر در رشته های مختلف علوم اسلامی متبحر بود و از جمله در علوم قرآنی اطلاعات وسیعی داشت ایشان نتیجه مطالعات و آموخته های قرآنی خویش را در قالب كتابی گرانسنگ بنام «الدر النظیم فی لغات القرآن العظیم» در موضوع واژه شناسی قرآن به رشته تحریر در آورد. حاج شیخ عباس كتابش را از آثار كهن و مورد اعتماد دانشمندان اسلامی همچون "صحاح اللغه" جوهری "مفردات" راغب، "اساس البلاغه" زمخشری، "قاموس المحیط" و سایر كتب مربوطه گلچین كرده و در طبقی بس وزین به شیفتگان معارف قرآن عرضه داشته است. 
محدث قمی از تبار عالمان بلند اندیش و پركار و با اخلاص بود و آثار او در علوم مختلف، تاریخ، رجال، تراجم، علوم قرآن، اخلاق، عقاید و علم حدیث نشان از عظمت علمی ایشان دارد. در سن چهل سالگی در حدود هفتاد جلد كتاب در موضوعات مختلف علمی و ادبی و تاریخی و مذهبی، تألیف و ترجمه كرد و به دانش دوستان و شیفتگان علم و فرهنگ و عاشقان اهل بیت علیهم السلام عرضه داشت. ناگفته نماند تعدادی از كتاب های ایشان به زبانهای مختلف ترجمه شده است. علامه حاج آقا بزرگ تهرانی یار صمیم وی می نویسد: او دارای آثار باارزشی است كه همگی دلالت بر مقام شامخ علمی و اطلاعات وسع ایشان دارد از كتابخانه محدث نوری استفاده فراوان برد. زیرا محتوی تعداد زیادی از ذخائر و نقاش بود كه بیشتر آن را كتب خطی تشكیل می داد. مفاتیح الجنان (معروفترین اثر وی مفاتیح الجنان و الباقیات الصالحات، كتاب مشهوری كه در اكثر مشاهد مشرف و خانه‎های شیعیان مورد استفاده بوده و به عربی نوشته شده و به فارسی نیز ترجمه گردیده است. كلمات لطیفه (در علم اخلاق) الدّر النظیم فی لغات القرآن العظیم كحل البصر فی سیره سید البشر كتاب نقد الوسائل شیخ حر عاملی تقسیم بدآیت الهدآیت شیخ حر عاملی شرح الوجیزه شیخ بهائی فیض القدیر فیما یتعلق بحدیث الغدیر علم الیقین (خلاصه حق الیقین علامه مجلسی) مقالید الفلاح فی عمل الیوم و اللیله مقلاد النجاح (خلاصه كتاب یاد شده) خلاصه جلد یازده بحارالانوار علامه مجلسی شرح كلمات قصار حضرت علی علیه السلام (كه در آخر نهج البلاغه آمده است) هدیه الانام الی وقایع الایام (خلاصه كتاب فیض العلوم) فیض العلام فی وقایع الشهور و الایام (درباره وقایع ماهها و روزها) سفینه البحار و مدینه الحكم و الاثار (تدوین موضوعی بحارالانوار علامه مجلسی و تلخیص آن كه در مدت بیست سال انجام یافته است و به صورت حرف تهجی ترتیب یافته است) تحفه الاحباب فی تراجم الاصحاب (درباره اصحاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام به زبان فارسی) فوائد الرجبیه (وقایع روزها و آداب مستحبی و اعمال ماههای عربی) الدره الیتیمه فی تتمات الدره الثمینه (شرح فارسی نصاب الصبیان و تتمیم شرح نصاب فاضل یزدی) هدیه الزائرین و بهجه الناصرین (درباره زیارت قبور ائمه اطهار علیهم السلام و ثواب آن و تعیین قبور علما و مؤمنان مشهور و مدفون در كنار مشاهد مشرف امامان) اللئالی المنثوره (در مورد دعا وسایر مستحبات) الفصول العلیه فی المناقب المرتضویه (شامل مناقب و مكارم اخلاقی حضرت علی ـ علیه السلام) سبیل الرشاد حكمه بالغه و مأه‌ كلمه جامعه (سخنان كوتاه حضرت علی ـ علیه السلام ـ در عقاید و اصول دین) ذخیره الابرار فی منتخب انیس التجار (خلاصه انیس التجار ملا مهدی نراقی، در مورد معاملات) غآیة القصوی فی ترجمه العروه الوثقی (ترجمه فارسی العروه الوثقی آیت الله سید محمد كاظم یزدی) مفاتیح الجنان و الباقیات الصالحات التحفه الطوسیه و النفغه القدسیه (درباره زیارت حضرت رضا علیه السلام و بعضی فواید مربوط به آستان مقدسش) رساله دستورالعمل حضرت سیدالشهداء علیه السلام نفس المهموم (در مقتل حضرت سیدالشهداء علیه السلام) نفثه المصدور (در تكمیل نفس المهموم اخیراً به ضمیمه نفس المهموم منتشر شده است) الانوار البهیه فی تاریخ الحجج الالهیه (در مورد ولادت و وفات چهارده معصوم علیهم السلام) رساله‎ای در گناهان كبیره و صغیره منازل الآخره (بررسی مراحل دشوار سفر آخرت بر اساس روایات) ترجمه مصباح المتهجد مرحوم شیخ طوسی نزهه ‌النواظر (ترجمه معدن الجواهر محمد بن علی كراچكی) مقامات علیه (خلاصه معراج السعاده ملا احمد نراقی) ترجمه جمال الاسبوع سید بن طاووس منتهی الآمال فی تاریخ النبی و الآل (در مورد زندگانی 14 معصوم علیهم السلام و تاریخ ولادت و وفات و وقایع دوران آنها) تتمه المنتهی فی وقایع ایام الخلفاء ترجمه مسلك دوم لهوف سید بن طاووس (به خط خود مؤلف در حاشیه یكی از چاپهای لهوف چاپ شده است) تتمیم تحیه الزائر محدّث نوری (این كتاب با رحلت علامه نوری ناتمام مانده بود و شیخ عباس بعد از فوت استادش آن را به اتمام رساند) چهل حدیث الكنی و الالقاب (درباره زندگانی علما و شعرا و غیر ایشان) هدیه الاجباب فی المعروفین بالكنی و الالقاب (خلاصه كتاب الكنی و الالقاب) فواید الرضویه فی احوال علماء المذهب الجعفریه بیت الاحزان فی مصائب سیده النسوان 
محدث قمی از مشایخ و اساتید بسیاری از علما و مراجع می باشد به طوری كه در 50 سال اخیر اكثر فقهای شیعه از آن مرحوم اجازه روایت دریافت كرده اند كه از جمله آنها می توان از حضرت امام خمینی (ره) آیت الله میلانی، آیت الله العظمی مرعشی نجفی و آیت الله سید مرتضی مرعشی نجفی یاد نمود. 
نماز جماعت در همان سالهایی كه محدث قمی در مشهد بود جمعی از مؤمنین و طلاب با اصرار از وی تقاضا می كنند كه در ماه مبارك رمضان در مسجد گوهر شاد نماز جماعت برپا كند و ایشان هم می پذیرند و در یكی از شبستانهای مسجد، به نماز جماعت اقدام می كنند. هنوز ده روز نشده بود كه جمعیت بسیاری در آن شركت می كنند. یك روز پس از اتمام نماز ظهر به آقای شهابی كه نزدیك وی بود می گوید: من نمی توانم نماز عصر را بخوانم و بلافاصله به خانه برمی گردد و تا آخر ماه مبارك رمضان نماز جماعت تعطیل می كند. روزی مرحوم حاج میرزا علی اكبر نوقانی از ایشان می پرسند: چرا نماز جماعت را تعطیل گردید؟ ایشان در پاسخ می فرماید: «حقیقت این است كه در ركوع ركعت چهارم متوجه شدم كه صدای اقتدا كنندگان پشت سرم كه می گفتند: «یاالله، ان الله مع الصابرین» از نقطه دوری بگوش می رسد همین كه متوجه زیادی جمعیت شدم در من یك نوع خوشحالی ایجاد شد و من فهمیدم برای اقامه نماز جماعت مسلمانان اهلیت ندارم برای همین این بار را بگردن نگرفتم. داستان شیخ عبدالرزاق مرحوم محدث روزی برای فرزند بزرگش نقل كرد كه: وقتی كتاب «منازل الاخره» را تألیف و چاپ كردم یك نسخه آن به دست شیخ عبدالزق مسأله گو - كه همیشه قبل از ظهر در صحن مطهر حضرت معصومه علیه السلام مسأله می گفت - افتاده، و او هر روز این كتاب را بدست گرفته و برای حاضرین می خواند. مرحوم پدرم كربلائی محمد رضا - كه از علاقه مندان شیخ عبدالرزاق بود، و هر روز در مجلس او حاضر می شد - روزی به خانه آمد و گفت. شیخ عباس، «كاش مثل این مسأله گو می شدی و می توانستی منبر بروی و این كتاب را كه امروز برای ما خواند، بخوانی» چند بار خواستم بگویم آن كتاب از تألیفات من است، اما هر بار خودداری كردم و چیزی نگفتم: فقط عرض كردم: «دعا بفرمایید خداوند توفیقی مرحمت فرماید.» قدرت و تاثیر بیان سنگربان صدیق اسلام شب های پنجشنبه و جمعه در مدرسه میرزا جعفر واقع در صحن مطهر رضوی علیه السلام به عنوان درس اخلاق برای طلاب علوم دینی منبر می رفتند. نزدیك به هزار نفر از طلاب و علماء شهر در آن مجلس شركت می كردند و منبر ایشان حدود دو ساعت و نیم تا سه ساعت بود و در مباحث مختلف اخلاقی سخن می گفت. واعظ دانشمند و مشهور جناب آقای راشد كه در آن زمان یكی از طلاب حاضر در مجلس حاج شیخ بوده است در رابطه با نفوذ سخنان ایشان چنین می گوید: اثر یك منبر ایشان در دو شب تا یك هفته در ما باقی بود. در طول یك هفته مضامین سخنان آن مرحوم در اعماق دل ما ریشه دوانیده و ما را به خود مشغول داشته بود. به طوری كه تا هفته بعد كاملا تحت تأثر آن بودیم. سخنان نافذ آن مرحوم چنان بود كه تا یك هفته انسان را از پندارهای ناروا و گناهان باز می داشت و به خداوند متعال متوجه می كرد. در مورد تأثیر سخنان حاج شیخ عباس قمی و نورانیتی كه از نقل كلام اهل بیت علیه السلام در دلها جا می گرفت یكی از علمای اعلام نجف می گوید: وقتی كه حاج شیخ عباس قمی در منبر حدیث نقل می كرد و سلسله سند روایان هر حدیث را ذكر نمی نمود و مختصری از شرح حال هر كدام را بیان می كرد پس از معرفی آخرین راوی به امام صادق علیه السلام می رسید، چنان بود كه گوئی شنونده امام علیه السلام را می دید، با همان عظمت و مهابت و مقام شامخ امامت بود . محمود شهابی استاد دانشگاه تهران كه در سالهای 1338 و 1339 ق (1298 ش) ایشان را در مشهد درك كرده است در زمینه تأثیر كلام حاج شیخ می نویسد: مرحوم حاج شیخ عباس قمی بی مبالغه، خود چنان بود كه برای دیگران می خواست، و چنان عمل می كرد كه به دیگران تعلیم می داد. سخنان و مواعظ او چون از دل خارج می شد و با عمل توأم بود لاجرم بر دل می نشست و شنونده را به عمل وا می داشت. هر كس او را با آن حال صفا و خلوص می دید عالم بود یا جاهل، عارف بود یا عامی، بازاری بود یا اداری، فقیر بود یا غنی وقتی سخنان سر تا پا حقیقت را از او می شنید، بی اختیار انقلابی در حال وی پدید می آمد، و تحت تأثیر بیانات صادقانه و نصایح مشفقانه او واقع می شد و به فكر اصلاح حال خویش افتاد.  
محدث قمی حدود 12 سال در مشهد مقدس اقامت كرد و بعد از مدتی به همدان و سپس به قم رفت و بعد از واقعه گوهر شاد به نجف عزیمت كرده و تا پایان عمر خویش در آنجا زندگی كرد. در اواخر عمرش روزی یكی از علماء به عیادتش می آید و از حالش جویا می شود حاج شیخ عباس می فرماید: «چند روز است كه نتوانسته ام حدیث بخوانم و بنویسم» و شروع به گریستن می كند و سخت می گرید. مرحوم روحانی به فرزندش می گوید: كتاب بیاورید ج 17 بحار می آورند و چند حدیث می خواند و محدث قمی كمی خوشحال می شود. از غروب شب آخر عمرش حالش غیر عادی بود و پی در پی اسامی ائمه اطهار علیهم السلام را تكرار می كرد مخصوصا به اسم حضرت امیر المؤمنین علیه السلام می رسید بیشتر عرض ادب و اظهار ارادت می كرد و مكررا می گفت: روحی له الفداء آن شب به علت عدم توانائی نمازها را نشسته خواند. نیمه های شب سه شنبه 22 ذی الحجه سال 1359 ق (بهمن 1319 ش) و در سن 65 سالگی دعوت حق را لبیك گفته و به لقاء الله پیوست. مرحوم آیت الله العظمی حاج سید ابوالحسن اصفهانی بر جنازه مطهرش نماز خواند و بعد از تشییع با عظمتی كه توسط بزرگان و مراجع عموم مردم انجام شد در صحن مطهر حضرت امیر المؤمنین علیه السلام جنب استادش محدث نوری مدفون گردید.  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۴:۲۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۴:۳۱

اسناد و مراجع