جستجو در مطالب و اشخاص
شهید رضا صفار هرندی، فرزند ،علی اکبر، در سال 1325 در خانواده ای اهل علم و تبلیغ دین، در محله بازارچه "سوسکی" از محله های قدیمی خیابان "مولوی" تهران به دنیا آمد. نسبت خانوادگی او به شهرستان "هرند" مرکز بخش "جلگه اصفهان" بازمی ‌گردد. برادرش حجت الاسلام حاج شیخ "علی اصغر هرندی" روحانی آزاده خدوم و مردمی بود که علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد "دروازه غار" تهران و منبر و تعلمیات دینی، مغازه پارچه فروشی داشت. وی پس از دوره ابتدایی، دروس دینی را نزد برادرش خواند و در مغازه او به کار مشغول شده و در عین حال در مسجد برادرش در امر تبلیغ دین و ارتباط با نوجوانان و کشاندن آنها به راه دین فعال بود. در همین رابطه با شهید "محمد بخارایی" و شهید "نیک نژاد" آشنا و با آنها درباره مسائل اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر کار کرد. با شروع نهضت امام خمینی(ره)، او و یارانش، به انجام وظیفه انقلابی رو آوردند و بالاخره در مسیر این نهضت خدایی، با حزب "موتلفه اسلامی" آشنا شدند و به طرف جهاد مسلحانه پرداختند. شهید هرندی روز عملیات اعدام انقلابی "منصور" پشتیبان شهید "بخارایی" بود و توانست پس از پایان عملیات از صحنه بیرون آید ولی وقتی که می خواست وسایلش را از خانه بردارد و به اتفاق شهید "نیک نژاد" زندگی مخفی را آغاز کند دستگیر شد. سرانجام وی در سحرگاه 26  خرداد 1344 به همراه همرزمانش توسط مزدوران شاه، تیرباران و شهد شیرین شهادت را نوشیدند. 

شهید رضا صفار هرندی، فرزند ،علی اکبر، در سال 1325 در خانواده ای اهل علم و تبلیغ دین، در محله بازارچه "سوسکی" از محله های قدیمی خیابان "مولوی" تهران به دنیا آمد. نسبت خانوادگی او به شهرستان "هرند" مرکز بخش "جلگه اصفهان" بازمی ‌گردد. برادرش حجت الاسلام حاج شیخ "علی اصغر هرندی" روحانی آزاده خدوم و مردمی بود که علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد "دروازه غار" تهران و منبر و تعلمیات دینی، مغازه پارچه فروشی داشت. وی پس از دوره ابتدایی، دروس دینی را نزد برادرش خواند و در مغازه او به کار مشغول شده و در عین حال در مسجد برادرش در امر تبلیغ دین و ارتباط با نوجوانان و کشاندن آنها به راه دین فعال بود. در همین رابطه با شهید "محمد بخارایی" و شهید "نیک نژاد" آشنا و با آنها درباره مسائل اسلامی و امر به معروف و نهی از منکر کار کرد. با شروع نهضت امام خمینی(ره)، او و یارانش، به انجام وظیفه انقلابی رو آوردند و بالاخره در مسیر این نهضت خدایی، با حزب "موتلفه اسلامی" آشنا شدند و به طرف جهاد مسلحانه پرداختند. شهید هرندی روز عملیات اعدام انقلابی "منصور" پشتیبان شهید "بخارایی" بود و توانست پس از پایان عملیات از صحنه بیرون آید ولی وقتی که می خواست وسایلش را از خانه بردارد و به اتفاق شهید "نیک نژاد" زندگی مخفی را آغاز کند دستگیر شد. سرانجام وی در سحرگاه 26  خرداد 1344 به همراه همرزمانش توسط مزدوران شاه، تیرباران و شهد شیرین شهادت را نوشیدند. 


پدر شهید صفار هرندی، حاج "علی‌اکبر" مغازه بقالی و لبنیات در بازارچه "امین‌السلطان" داشت، رضا پس از تحصیل تا مقطع ششم ابتدایی به دلیل دزدیده شدن اموال کسب پدرش و ورشکستگی و بیماری او در 12 سالگی مجبور به ترک تحصیل شد و با اشتغال در مغازه عطاری دوست پدر، خانوادهاش را در تأمین هزینه های زندگی یاری کرد. پس از چند ماه، کار در عطاری را رها کرده و در مغازه قماش‌ فروشی برادرش در خیابان "غار" مشغول به کار شد. همزمان با کار روزانه در کلاس های درسی شبانه و نیز کلاس های آموزش زبان انگلیسی شرکت ‌کرد.   

پدر شهید صفار هرندی، حاج "علی‌اکبر" مغازه بقالی و لبنیات در بازارچه "امین‌السلطان" داشت، رضا پس از تحصیل تا مقطع ششم ابتدایی به دلیل دزدیده شدن اموال کسب پدرش و ورشکستگی و بیماری او در 12 سالگی مجبور به ترک تحصیل شد و با اشتغال در مغازه عطاری دوست پدر، خانوادهاش را در تأمین هزینه های زندگی یاری کرد. پس از چند ماه، کار در عطاری را رها کرده و در مغازه قماش‌ فروشی برادرش در خیابان "غار" مشغول به کار شد. همزمان با کار روزانه در کلاس های درسی شبانه و نیز کلاس های آموزش زبان انگلیسی شرکت ‌کرد.   


در پی اعتراض مردم به دستگیری حضرت امام خمینی(ره)، قیام خونین 15 خرداد سال 1342 رخ داد که 15 هزار نفر در خیابان‌های تهران، ورامین، شیراز و بسیاری از شهرهای دیگر شهید شدند. حکومت دست ‌نشانده "محمدرضا شاه" ناگریز شد امام(ره) را که در آن زمان مرجع تقلید بودند، آزاد سازد. در واقع جنبش 15 خرداد، گروه‌های پیکارگر درون کشور را در پیکارشان استوار ساخت که یکی از این گروه‌ها هیأت‌های "موتلفه اسلامی" بودند. دیدار پایه‌ گذاران هیأت های مؤتلفه با امام(ره)، پس از قیام پانزده خرداد انجام گرفت و با رهنمودهای امام(ره) مبنی بر یکی شدن هیأت‌های آنها، هنگام سفرشان به "قم"، همراه گشت. در این میان شهید صفار هرندی، با گذراندن دوره های خاص سیاسی و نظامی همراه با شهیدان "نیک‌نژاد" و "بخارایی" به عضویت شاخه نظامی هیئت‌های "مؤتلفه اسلامی" درآمد. این شاخه توسط "محمدمهدی ابراهیم عراقی" و "صادق امانی" تشکیل شده بود و زیرنظر و مسئولیت مستقیم "صادق امانی" با مشی نظامی تحت تعالیم و احکام اسلامی هدایت‌ شد. 

در پی اعتراض مردم به دستگیری حضرت امام خمینی(ره)، قیام خونین 15 خرداد سال 1342 رخ داد که 15 هزار نفر در خیابان‌های تهران، ورامین، شیراز و بسیاری از شهرهای دیگر شهید شدند. حکومت دست ‌نشانده "محمدرضا شاه" ناگریز شد امام(ره) را که در آن زمان مرجع تقلید بودند، آزاد سازد. در واقع جنبش 15 خرداد، گروه‌های پیکارگر درون کشور را در پیکارشان استوار ساخت که یکی از این گروه‌ها هیأت‌های "موتلفه اسلامی" بودند. دیدار پایه‌ گذاران هیأت های مؤتلفه با امام(ره)، پس از قیام پانزده خرداد انجام گرفت و با رهنمودهای امام(ره) مبنی بر یکی شدن هیأت‌های آنها، هنگام سفرشان به "قم"، همراه گشت. در این میان شهید صفار هرندی، با گذراندن دوره های خاص سیاسی و نظامی همراه با شهیدان "نیک‌نژاد" و "بخارایی" به عضویت شاخه نظامی هیئت‌های "مؤتلفه اسلامی" درآمد. این شاخه توسط "محمدمهدی ابراهیم عراقی" و "صادق امانی" تشکیل شده بود و زیرنظر و مسئولیت مستقیم "صادق امانی" با مشی نظامی تحت تعالیم و احکام اسلامی هدایت‌ شد. 


اندکی پس از کشتار خونبار 15 خرداد، دستگاه طاغوتی شاه که فکر می‌کرد با سرکوب جنبش همه چیز برای واگذاری کشور به بیگانگان آماده است، با تصویب قانون «کاپیتولاسیون» و دادن مصونیت قضایی به پنجاه هزار مستشار نظامی آمریکایی، بار دیگر امام خمینی(ره) را به اعتراض واداشت. پس از این اعتراض دندان‌شکن، حکومت پهلوی در 13 آبان 1343، امام خمینی(ره) را بر خلاف قانون‌های موجود نخست به "ترکیه" و سپس به "عراق" تبعید نمود. به دنبال تبعید امام راحل، گروه‌های پیشتاز مردم ایران و از جمله هیأت‌های موتلفه اسلامی تنها راه رویارویی با حکومت پادشاهی وابسته به بیگانگان را جهاد مسلحانه یافتند. شهید "مهدی عراقی"، رضا صفار هرندی، شهید "محمد بخارایی" و شهید "مرتضی نیک‌ نژاد" را برای مبارزه مسلحانه شایسته یافت و آنها را با شهید "محمدصادق امانی همدانی"، مسئول شاخه نظامی هیأت‌های موتلفه اسلامی، آشنا نمود. شهید امانی، نگرشی نو در آنان پدید آورد و شرکت در دوره‌های تمرین نظامی، پیوندشان را استوار‌تر ساخت. رضا صفارهرندی در پشتیبانی از طرحی به نام عملیات بدر که به منظور اعدام انقلابی "حسنعلی منصور" انجام پذیرفت، نقش‌آفرینی کرد. 

اندکی پس از کشتار خونبار 15 خرداد، دستگاه طاغوتی شاه که فکر می‌کرد با سرکوب جنبش همه چیز برای واگذاری کشور به بیگانگان آماده است، با تصویب قانون «کاپیتولاسیون» و دادن مصونیت قضایی به پنجاه هزار مستشار نظامی آمریکایی، بار دیگر امام خمینی(ره) را به اعتراض واداشت. پس از این اعتراض دندان‌شکن، حکومت پهلوی در 13 آبان 1343، امام خمینی(ره) را بر خلاف قانون‌های موجود نخست به "ترکیه" و سپس به "عراق" تبعید نمود. به دنبال تبعید امام راحل، گروه‌های پیشتاز مردم ایران و از جمله هیأت‌های موتلفه اسلامی تنها راه رویارویی با حکومت پادشاهی وابسته به بیگانگان را جهاد مسلحانه یافتند. شهید "مهدی عراقی"، رضا صفار هرندی، شهید "محمد بخارایی" و شهید "مرتضی نیک‌ نژاد" را برای مبارزه مسلحانه شایسته یافت و آنها را با شهید "محمدصادق امانی همدانی"، مسئول شاخه نظامی هیأت‌های موتلفه اسلامی، آشنا نمود. شهید امانی، نگرشی نو در آنان پدید آورد و شرکت در دوره‌های تمرین نظامی، پیوندشان را استوار‌تر ساخت. رضا صفارهرندی در پشتیبانی از طرحی به نام عملیات بدر که به منظور اعدام انقلابی "حسنعلی منصور" انجام پذیرفت، نقش‌آفرینی کرد. 


حسنعلی منصور، نخست وزیر شاه بود و در تصویب قانون کاپیتولاسیون و تبعید امام(ره) پیگیری و پافشاری بسیاری کرده بود. در جریان عملیات بدر در 1 بهمن سال 1343، شهید صفار هرندی و شاخه نظامی هیات مؤتلفه اسلامی با زبان روزه به قانون ننگین کاپیتولاسیون و تبعید امام(ره) به ترکیه اعتراض نمودند؛ همان روز، شهید "محمد بخارایی" با پشتیبانی دوستانی؛ چون رضا صفار هرندی هنگامی که "منصور" می‌خواست برای پیگیری لایحه شرکت‌های نفتی آمریکا و انگلیس وارد مجلس شورای ملی در بهارستان تهران شود، با شلیک سه گلوله به زندگی سیاه وی پایان دادند. 

حسنعلی منصور، نخست وزیر شاه بود و در تصویب قانون کاپیتولاسیون و تبعید امام(ره) پیگیری و پافشاری بسیاری کرده بود. در جریان عملیات بدر در 1 بهمن سال 1343، شهید صفار هرندی و شاخه نظامی هیات مؤتلفه اسلامی با زبان روزه به قانون ننگین کاپیتولاسیون و تبعید امام(ره) به ترکیه اعتراض نمودند؛ همان روز، شهید "محمد بخارایی" با پشتیبانی دوستانی؛ چون رضا صفار هرندی هنگامی که "منصور" می‌خواست برای پیگیری لایحه شرکت‌های نفتی آمریکا و انگلیس وارد مجلس شورای ملی در بهارستان تهران شود، با شلیک سه گلوله به زندگی سیاه وی پایان دادند. 


با اعدام انقلابی "حسنعلی منصور"، شهید "محمد بخارایی"، عامل اعدام، به دست ماموران ساواک افتاد، ولی شهید رضا صفارهرندی که در عملیات اعدام انقلابی منصور، پشتیبان شهید "بخارایی" بوده، توانست پس از پایان عملیات، از آنجا بگریزد. هنگامی که شهید هرندی ‌خواست باروبنه خود را از خانه بردارد و به همراه شهید "مرتضی نیک نژاد" زندگی پنهانی را آغاز کنند، دستگیر شد. پس از دستگیری رضا هرندی و دوستانش توسط نیروهای ساواک، حکومت پهلوی در دادگاهی فرمایشی شهیدان؛ "محمد بخارایی"، رضا صفار هرندی، "مرتضی نیک‌نژاد" و "محمدصادق امانی" را به اعدام محکوم کردند و شماری از دوستان آنها از جمله "حبیب الله عسکر اولادی" نیز به زندان افتادند. 

با اعدام انقلابی "حسنعلی منصور"، شهید "محمد بخارایی"، عامل اعدام، به دست ماموران ساواک افتاد، ولی شهید رضا صفارهرندی که در عملیات اعدام انقلابی منصور، پشتیبان شهید "بخارایی" بوده، توانست پس از پایان عملیات، از آنجا بگریزد. هنگامی که شهید هرندی ‌خواست باروبنه خود را از خانه بردارد و به همراه شهید "مرتضی نیک نژاد" زندگی پنهانی را آغاز کنند، دستگیر شد. پس از دستگیری رضا هرندی و دوستانش توسط نیروهای ساواک، حکومت پهلوی در دادگاهی فرمایشی شهیدان؛ "محمد بخارایی"، رضا صفار هرندی، "مرتضی نیک‌نژاد" و "محمدصادق امانی" را به اعدام محکوم کردند و شماری از دوستان آنها از جمله "حبیب الله عسکر اولادی" نیز به زندان افتادند. 


سرانجام، مزدوران پهلوی، در 26 خرداد 1344، رضا صفارهرندی 19 ساله را به همراه سه تن از همرزمانش در محل لشکر دو زرهی مستقر در پادگان "عشرت‌آباد" (پادگان ولیعصر کنونی) تیرباران نمودند. آنها قبل از تیرباران از افراد نظامی محافظ حلالیت خواسته و دو رکعت نماز خواندند. پیكرهای پاک این شهیدان در محلی‌ بسیار‌ دورتر از قبرستان‌ "مسگرآباد" تهران توسط حکومت پهلوی به خاک سپرده شدند، اما با نزدیک شدن پیروزی انقلاب اسلامی در آذر ماه 1357 هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، شبانه اقدام به انتقال قبور شهداء نموده و پس از انتقال،‌ آنان را در مسجدی در خیابان "ابن بابویه" در "شهر ری" نزدیک بارگاه "شیخ صدوق" دفن کردند. 

سرانجام، مزدوران پهلوی، در 26 خرداد 1344، رضا صفارهرندی 19 ساله را به همراه سه تن از همرزمانش در محل لشکر دو زرهی مستقر در پادگان "عشرت‌آباد" (پادگان ولیعصر کنونی) تیرباران نمودند. آنها قبل از تیرباران از افراد نظامی محافظ حلالیت خواسته و دو رکعت نماز خواندند. پیكرهای پاک این شهیدان در محلی‌ بسیار‌ دورتر از قبرستان‌ "مسگرآباد" تهران توسط حکومت پهلوی به خاک سپرده شدند، اما با نزدیک شدن پیروزی انقلاب اسلامی در آذر ماه 1357 هیئت‌های مؤتلفه اسلامی، شبانه اقدام به انتقال قبور شهداء نموده و پس از انتقال،‌ آنان را در مسجدی در خیابان "ابن بابویه" در "شهر ری" نزدیک بارگاه "شیخ صدوق" دفن کردند. 


در شب پیش از عملیات اعدام انقلابی "منصور" در اول بهمن 1343، مجریان طرح در خانه شهید صفارهرندی جمع شدند و برای آخرین بار، برنامه عملیات را بازنگری کردند. آنها پس از بررسی شیوه کار، راه‌های فرار و احتمال‌های موجود، بیانیه‌ای را در شش بند آماده کردند. در این میان نوارهایی را هم به انگیزه عمل به وصیتنامه‌ شان پر نمودند که چکیده آن، چنین است: «ما با قلبی سوزان، آماده شهادتیم. دیدن این تن‌های برهنه، شکم‌های گرسنه و بدن‌های ناتوانی که زیر تازیانه های عمال استعمار، آنها را به پرستیدن پیکر منحوس شاه وامی دارند، ما و هر انسانی را رنج می‌دهد. ما برای اولین بار، شلیک گلوله را بر روی دشمنان شما، ملت ایران، طنین انداز می‌کنیم، باشد که شما نیز پیروی کنید؛ ما همانند سرور شهیدان حسین بن علی(ع) زندگی را عقیده و جهاد در راه آن می دانیم؛ ما از ورای این جهان با شما سخن می گوییم. نترسید! به پا خیزید و خود را به کاروان شهدا ملحق سازید.» 

در شب پیش از عملیات اعدام انقلابی "منصور" در اول بهمن 1343، مجریان طرح در خانه شهید صفارهرندی جمع شدند و برای آخرین بار، برنامه عملیات را بازنگری کردند. آنها پس از بررسی شیوه کار، راه‌های فرار و احتمال‌های موجود، بیانیه‌ای را در شش بند آماده کردند. در این میان نوارهایی را هم به انگیزه عمل به وصیتنامه‌ شان پر نمودند که چکیده آن، چنین است: «ما با قلبی سوزان، آماده شهادتیم. دیدن این تن‌های برهنه، شکم‌های گرسنه و بدن‌های ناتوانی که زیر تازیانه های عمال استعمار، آنها را به پرستیدن پیکر منحوس شاه وامی دارند، ما و هر انسانی را رنج می‌دهد. ما برای اولین بار، شلیک گلوله را بر روی دشمنان شما، ملت ایران، طنین انداز می‌کنیم، باشد که شما نیز پیروی کنید؛ ما همانند سرور شهیدان حسین بن علی(ع) زندگی را عقیده و جهاد در راه آن می دانیم؛ ما از ورای این جهان با شما سخن می گوییم. نترسید! به پا خیزید و خود را به کاروان شهدا ملحق سازید.» 


مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، درباره منزلت شهیدان هیأت‌های موتلفه اسلامی و از جمله شهید صفار هرندی می ‌فرمایند: «این شهدای چهارگانه (امانی، هرندی، نیک نژاد، بخارایی) شاید این تعبیر درباره آنها درست باشد که بگوییم: نورالله فی ظلمات الارض. اینها، ستارگان و برجستگانی بودند که در راه خدا رفتند؛ راهی را انتخاب کردند و نتیجه این شد که مشاهده می‌کنید یعنی حاکمیت اسلام در دوران سیطره کفر و استکبار بر عالم؛ چیزی که به افسانه شبیه است. این شهدای چهارگانه حقیقتاً در دوران ظلمات نور خدا بودند که درخشیدند، فضا و دل‌ها را روشن کردند، راه را به خیلی ها نشان دادند.» 

مقام معظم رهبری حضرت آیت الله سید علی خامنه‌ای، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، درباره منزلت شهیدان هیأت‌های موتلفه اسلامی و از جمله شهید صفار هرندی می ‌فرمایند: «این شهدای چهارگانه (امانی، هرندی، نیک نژاد، بخارایی) شاید این تعبیر درباره آنها درست باشد که بگوییم: نورالله فی ظلمات الارض. اینها، ستارگان و برجستگانی بودند که در راه خدا رفتند؛ راهی را انتخاب کردند و نتیجه این شد که مشاهده می‌کنید یعنی حاکمیت اسلام در دوران سیطره کفر و استکبار بر عالم؛ چیزی که به افسانه شبیه است. این شهدای چهارگانه حقیقتاً در دوران ظلمات نور خدا بودند که درخشیدند، فضا و دل‌ها را روشن کردند، راه را به خیلی ها نشان دادند.» 


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۲۴:۱۸

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۴:۳۳

شهید رضا صفار هرندی

خلاصه زندگی نامه

 شهید رضا صفار هرندی، از اعضای حزب موتلفه اسلامی، که جهاد مسلحانه علیه رژیم پهلوی را با اعدام انقلابی حسنعلی منصور آغاز و پس از آن در زمره شهدای موتلفه قرار گرفت. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع