جستجو در مطالب و اشخاص
شهید آیت‌الله عبدالحسین دستغیب در روز عاشورای سال 1293 شمسی، در شیراز متولد شد. وی تحصیلات خود را ابتدا در مکتب‌خانه آغاز کرد و سپس به فراگیری علوم اسلامی پرداخت. پایان یافتن دروس سطح حوزه او همزمان با غائله کشف حجاب رضاخان بود و دستغیب جوان در سن حدود 25 سالگی به مبارزه با این تهاجم بزرگ پرداخت.در سال 1314 شمسی به نجف اشرف هجرت کرد. در سال 1321، پس از کسب درجه اجتهاد، به ایران بازگشت و در شیراز به فعالیت‌های دینی و تبلیغی پرداخت. در سال 1341 که مبارزات امام خمینـی (ره) شـروع شـد همراه و همگام با امام (ره) به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت و چندین بار به خاطر سخنرانی‌های تند علیه رژیم تبعید و زندانی شد. پس از پیروزی انقلاب به امامت جمعه شیراز رسید و در 20 آذرماه سال 1360 هنگامی که عازم نماز جمعه بود به دست یکی از عوامل گروه تروریستی منافقین به شهادت رسید. 

خاندان عبدالحسین از سادات حسنی و حسینی به شمار می‌رفتند که از حدود چهار قرن پیش در شیراز به دستغیب معروف شده بودند و تقریبا با سی واسطه نسب شریفشان به جناب زید شهید فرزند حضرت سجاد (علیه السلام) می رسید. از این خاندان در طول تاریخ عالمان بزرگی برخاسته‌اند از جمله امیر فضل‌الله بن محب الله حسینی (متوفای 1043)، سید حکیم دستغیب (وفات 1046 شمسی)، میرزا ابوالحسن دستغیب (وفات 1262 شمسی) میرزا هدایت الله (وفات 1281 شمسی) میرزا ابو محمد دستغیب و آقا سید محمدتقی پدر سید عبدالحسین دستغیب. 

شهید دستغیب درس را از مکتب‌خانه شروع کرد و با فراگیری قرآن و نصاب و خواندن چند کتاب منظوم منشور فارسی دوره مکتب را پشت سر گذاشت. پس از آن شروع به تحصیل علوم اسلامی نمود و درس‌های ابتدایی حوزه علمیه را نزد پدرش، سید محمدتقی دستغیب، فرا گرفت و در سال 1303 شمسی، درحالی‌که 11 ساله بود پدر را از دست داد. پس از فوت پدر تحصیلات خود را در مدرسه "خان" شیراز ادامه داد، این مدرسه در مدت حیات خود انسان‌های پاک و والا تباری را در خود جای داده بود، "صدرالمتالهین شیرازی" و بسیاری از عالمان بزرگ در این مدرسه درس‌خوانده بودند. شهید دستغیب در حوزه شیراز مدت‌ها به تحصیل پرداخت و نزد اساتیدی همچون شیخ اسماعیل، ملا احمد دارابی و آیت‌الله ملاعلی اکبر ارسنجانی دوره مقدماتی و سطح را به پایان رساند.    هجرت به نجف اشرف و کسب درجه اجتهاد علیرغم مشکلات فراوان، شهیـد دستغیب باهمت بلنـد و تصمیـم قاطع تحصیلات خـود را در شهر شیـراز ادامه داد. پایان یافتن دروس سطح حوزه او همزمان با غائله کشف حجاب رضاخان بود و دستغیب جوان در سن حدود 25 سالگی به مبارزه با این تهاجم بزرگ پرداخت و ضمـن اقـامه نماز جماعت در مسجـد "باقر خان" به تبلیغ احکام دینـی و افشاء کـردن ابعاد ظلـم و ستـم دستگاه طاغوتـی و استبداد رضاخانی پرداخت. به خاطر همین افشاگری‌ها، به شهید فشار آوردنـد و 24 ساعت مهلت دادند که از لبـاس روحـانیت خارج شـود که او تصمیـم به هجرت گرفت و در سال 1314 شمسی، به نجف اشرف سفر نمود. در نجف اشرف تحصیلات خود را ادامه داد و با تلاش پیگیر در طول 7 سال به مقام شامخ اجتهاد نائل آمد.   اساتید نجف شهید دستغیب در نجف اشرف از محضر بزرگانی چون آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، آقا سید باقر اصطهباناتی و شیخ محمدکاظم شیرازی بهره برد. 

سال 1321 شهید دستغیب با کوله باری از علم و معرفت به شیراز بازگشت. او خود در ابتدا اندیشه بازگشت به شیراز را نداشت اما روزی در کلاس درس آقا شیخ محمدکاظم شیرازی حاضر شد و استاد به او گفت: «آقای دستغیب یکی از علما برای شما خواب خوبی دیده است بهتر است شما به شیراز برگردید.» او درحالی‌که سخت مشغول تحصیل بود عزم بازگشت کرد. در سال 1321 شمسی، آیت‌الله دستغیب بر خلاف میل خود و به توصیه استادانش به ایران بازگشت. با آمدن به شیراز از ابتدا در مسجد "طالبیون" به اقامه جماعت پرداخت. در همان ایام این توفیق و موهبت نصیب این شهید والامقام شد و به محضر پرفیض استاد اخلاق حوزه، عارف نامور میرزا محمدعلی قاضی تبریزی راه یافت و در مکتب عرفانی او رشد کرد. پس از گذشت چند سال مرحوم قاضی به سرای باقی شتافت و او به محضر آیت‌الله آقا شیخ محمدجواد انصاری همدانی را یافت و مدت‌ها تحت نظر وی راه‌های ظریف و لطیف معرفت نفس را طی کرد. ارتباط او با آیت‌الله انصاری همدانی در ایامی بود که وی در شیراز به سر می‌برد و برای استفاده از محضر این استاد به همدان می‌رفت.  

شهید دستغیب که از ابتدای بازگشت به شیراز در مسجد طالبيون به اقامه جماعت پرداخته بود با نزدیک شدن ماه رمضان و افزایش جمعیت مراجعه‌کننده صلاح ديده شد که طاق منبری مسجد جامع عتيق شيراز نخاله برداری و آماده انجام مراسم ماه رمضان شود. اين کار با زحمت فراوان انجام شد و مسجد تا حدودی آماده پذيرايی زائران خانه دوست گردید. پس از ماه رمضان و زمینه‌سازی‌ها، شهید دستغيب تصميم گرفتند مسجد را از آن غربت در آورند و آن بنای مقدس و ديرينه را احيا نمايند. بر اين اساس کار را شروع کردند. پس از چندين سال تلاش پيگير ایشان و مردم مؤمن آن ديار کار تکميل بنا پايان يافت. از آن پس شهيد دستغيب در مسجد جامع عتيق کار فرهنگی وسيعی را شروع کرد. پس از اقامه نماز جماعت همه شب‌ها بحث تفسير قرآن و شب‌های جمعه برنامه دعاى كميل و ايّام محرم و صفر و فاطميه مجالس سوگوارى و بحث‌های ولايت اهل‏بیت (ع) و ماه مبارک رمضان پس از نماز جماعت ظهر و عصر بحث اصول عقاید به طور مرتّب جريان داشت و اين برنامه چهل ساله ايشان در اين مسجد شريف بود كه از قديمى‏ترين مساجد ايران (با قدمت بيش از یک هزار و یک صد سال) است. شهید دستغیب که از پشتوانه غنی اخلاقی برخوردار بود انسان‌های زیادی را جذب مسجد کرد. شیوه‌های تربیت اسلامی را در قالبی لطیف برای نسل‌های جامعه مطرح کرد و خود عملاً به تربیت جوانان و مستعدان جامعه اسلامی همت گماشت. بسیاری از سوره‌های قرآن را در آن روزگاران تفسیر کرد و زمینه تربیت عده زیادی را فراهم نمود. این برنامه‌های زندگی ساز تا قبل از سال 1340 به خوبی پیش می‌رفت و او در این کار پر توفیق‌ترین بود. علاوه بر این در شیراز نیز کارهای خدماتی فراوانی را بنیان و تکمیل کرد. ساختمان مساجد و مدارس از جمله: مسجد جامع شیراز، مدرسه علمیه حکیم، مسجد الرضا (ره)، مجتمع خاتم الاوصیاء، مسجد شهید خلیل دستغیب، مسجد المهدی، مسجد روح‌الله، مسجد امام حسین (ع) را تأسیس و یا نوسازی و تعمیر کرد و همچنین تأسیس مراکز خدماتی و خیریه را عهده‌دار شد.   

در سال 1341 که مبارزات امام خمینـی (ره) آغاز شـد، شهید دستغیب به امام خمینی (ره) پیام فـرستـاد که در شیـراز حـاضـر به همکـاری در مبارزات است. وی همراه و همگام با امام (ره) و به عنوان یک سرباز راستین مطیع و پشتیبان امام (ره) بود. پس از اعلام لوایح شش‌گانه، او نیز به پیروی از حضرت امام خمینی (ره)‌ به مخالفت با اهداف سیاسی رژیم پرداخت. شهیـد دستغیب در دوران مبارزه پیش از انقلاب، رهبری مبارزات مردم فارس را به عهده داشت.  انتشار اعلامیه‌های آتشین شهید دستغیب یکی از ارکان مهم انقلاب بود و منطقه فارس به برکت وجود او در انقلاب پیشگام شد. از همان سال‌های ابتدای حرکت‌های انقلابی، شهید دستغیب، برنامه‌های اسلامی را بر ضد طاغوت با درایت رهبری کرد. از شیراز پیوسته نامه‌ها و اطلاعیه‌های امام (ره) و نیز سخنرانی‌های آتشین شهید دستغیب تکثیر می‌شد و به دورافتاده‌ترین نقاط ایران فرستاده می‌شد. یک نوار نیز به خدمت امام (ره) ارسال می‌شد و امام (ره) از روی تعجب می‌فرمودند: «این هفته سید چه گفته! چه کرد!» شهید دستغیب در پی حمله به فیضیه به بسیاری از علما نامه نوشت و آنان را نسبت به اعمال رژیم هشدار داد و به همکاری و همدلی برای مقابله با طاغوت پهلوی دعوت کرد.   سخنرانی شدید در پی قیام 15 خرداد بعد از حوادث 15 خرداد سال 1342 که شهید دستغیب سخنرانی شدیدی در مسجد "گنج" ایراد نمود به منزل ایشان حمله شد. یاران شهید توانستند او را از معرکه بیرون برند ولی در آن شب کماندوهای رژیم وحشیگری‌هایی کردند و بسیاری را تا سرحد مرگ شکنجه کردند. عده‌ای زیادی را دستگیر و چند نفر از رجال روحانی و بزرگ شهر را به تهران بردند و پس از 3 روز وی را به زندان "عشرت‌آباد" تهران روانه کردند اما پس از مدتی، شهید، به طور معجزه‌آسا از زندان آزاد شد و به شیراز بازگشت. در سال 1343 نیز به دلیل ادامه فعالیت‌های سیاسی وی را شبانه دستگیر و به زندان "قزل‌قلعه" بردند و در آنجا مدتی با شهید قاضی طباطبایی (اولین شهید محراب) در یک زندان بود. شهید دستغیب تا سال 1355، همچنان در مبارزه بود و مسائل انقلاب و کشور را زیر نظر داشت. در آن سال مسافرتی به نجف نموده، با امام دیدار کرد و در مسائل مختلف انقلاب با ایشان به بحث و گفتگو نشست. در سال بعد نیز باز به نجف و دیدار امام شتافت. در این نشست‌ها بود که هم اخبار ایران به امام (ره) منتقل می‌شد و هم از امام (ره) دستوراتی نسبت به تسریع حرکت انقلاب گرفته می‌شد.  شهید دستغیب پس از درگیری خشونت‌آمیز در رمضان سال 1356 در شیراز، مـدتـی در منزل خـود تحت محاصـره بود و پـس از درگیری و کشتار مردم در 5 رمضان در شیراز و تعطیلی مسجد جامع، با شروع حکومت‌نظامی بازداشت‌شده و از زادگاهش به تهران تبعید شد. در همین دوران، به همراهی چهار تن از دیگر روحانیون، طی اعلامیه‌ای شاه را از سلطنت خلع کرد.   ترویج فرهنگ اذان گویی و وحشت رژیم  در رهبری انقلاب اسلامی در شیراز نقش مؤثر دو شخصیت بزرگ شیراز، آیت‌الله دستغیب و آیت‌الله محلاتی حائز اهمیت بود و ابتکارات و اندیشه‌های نو شهید دستغیب درخششی خاص داشت. در همان دوران ایشان از مردم خواسته بودند: «وقت نماز در هر کجا هستید اذان بگویید، اذان شعار و شعور اسلامی ماست و باید در همه جا بر زمینیان و آسمانیان زمزمه شود.» چنان این اندیشه برای رژیم رعب‌آور و مسئله آفرین شد که در اسناد ساواک به مرکز هشدار دادند و اعلام کردند ممکن است این سیل اذان‌گویان کوی و برزن و بازار و خیابان به یک عصیان عمومی بر ضد رژیم تبدیل شود و باید به سرعت از آن جلوگیری شود.   قیام 17 شهریور و اقدامی انقلابی دیگر پس از حادثه 17 شهریور سال 1357 و کشتارهای خونینی که در تهران و برخی شهرستان‌ها رخ داد، شهید دستغیب با ایراد سخنرانی و صدور اعلامیه فریاد اسلام‌خواهی برآورد. اگر چه در آن ایام انقلاب، مذابه‌های آتشینی شده و خاندان پهلوی را دامن‌گیر کرده بود، باز آنان چون در آب افتاده‌ای ناآشنا به امید نجات دست و پا می‌زدند. پس از 17 شهریور بود که نیروهای امنیتی شبانه به منزل ایشان ریختند و آیت‌الله دستغیب را درحالی‌که سخت مریض بود با خود به تهران بردند و وی را با وجودی که حدود 70 سال داشت چند ماه زندانی کردند.   اقدامات مبارزاتی دیگر در شیراز هماهنگ کردن علمای شیراز که دستوری از طرف رهبران نهضت به همه استان‌ها و شهرستان‌ها بود و نیز اقدامات بجا و شدید نسبت به تغییر تاریخ شمسی به پهلوی و جشن‌های فساد انگیز و سراسر فحشای "هنر" از حرکت‌های انقلابی آن شهید بزرگوار به حساب می‌آمد. 

با پیروزی انقلاب اسلامی، آیت‌الله دستغیب همچنان در برابر توطئه‌ها ایستاد و در بازسازی جامعه اسلامی همت گماشت. پس از پیروزی انقلاب، به عنوان نماینده اول استان فارس به مجلس خبرگان راه یافت و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی مشارکت ورزید.   امامت جمعه شیراز وی رییـس حـوزه علمیه فـارس بـود و در سال 1358 حضرت امام خمینی (ره) شهید دستغیب را به امامت جمعه شیراز منصوب کردند و شهید دستغیب تا آخرین لحظات حیات، در سنگر مقدس نماز جمعه به دفاع از ارزش‌های نظام جمهوری اسلامی ایران پرداخت.  

جمعه 20 آذرماه سال 1360، آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب هنگامی که عازم نماز جمعه بود به دست یکی از عوامل گروه تروریستی منافقین به نام "گوهر ادب آواز" به شهادت رسید. تروریستی که با بستن بمب به روی شکم خود در مسیر رفتن امام جمعه شیراز به نماز جمعه خود را به عنوان زنی حامله معرفی می‌کند که ضرورت دارد مطلب مهمی را به خطیب جمعه بگوید و با این دروغ از حلقه پاسداران عبور و به نزدیک وی می‌رود. این زن منافق بعد از این که به نزد امام جمعه می‌رسد، ضامن بمب را می‌کشد و به این ترتیب آیت‌الله دستغیب و 12 تن از همراهان وی و مردم در این حادثه به شهادت می‏رسند.   قسمتی از وصیت‌نامه شهید دستغیب (ره) «...وصیت می‌کنم فرزندان خود را به تقوا و سعی در اینکه واجبی از آن‌ها فوت نشود و مرتکب حرامی نشوند و در هر حال خدا را حاضر بدانند دنیا را محل عبور و آخرت را محل قرار بدانند و این ضعیف را از دعا فراموش ننمایند...»  

بعد از شهادت آیت‌الله دستغیب، امام خمینی (ره) در پیامی فرمودند: «...امروز، روز جمعه و نماز و عبادت، با دست جنایتکار آمریکاییان، یک شخصیت ارزشمند که مربی بسزا و عالمی عامل که گناهش فقط تعهد به اسلام بود، از دست ملت ایران و اهالی محترم فارس گرفت و حوزه‌های علمیه و اهالی ایران را به سوگ نشاند؛ حضرت حجت‌الاسلام و المسلمین شهید حاج سید عبدالحسین دستغیب را که معلم اخلاق و مهذب نفوس و متعهد به اسلام و جمهوری اسلامی بود با جمعی از همراهانشان به شهادت رساندند و خدمت خود را به ابرقدرت و ابر جنایتکار زمان ایفا کردند، به گمان آنکه به ملت رزمنده ایران آسیب‌رسانند و آنان را در راه اهداف به سستی بکشند؛ این کوردلان نمی‌بینند که در هر شهادتی و در هر جنایتی ملت متعهد به اسلام و کشور مصمم‌تر و حاضرتر در صحنه می‌شوند.» 

شهید دستغیب، زندگی‌ای بسیار ساده و به دور از زرق‌وبرق دنیایی و خانه‌ای کوچک با اثاثیه‌ای ساده در کوچه‌های قدیمی و پرپیچ و خم شیراز داشت. محافظان او که وظیفه حفظ امنیت و پاسداری از آن شهید را بر عهده داشتند، وضع زندگی‌اش را مناسب با مسایل امنیتی ندیده و از آن بزرگوار خواستند که منزل خود را از درون کوچه‌های باریک و کهن شهر، به نقطه‌ای دیگر تغییر دهد تا محافظت از وی نیز آسان‌تر شود، اما مورد قبول او قرار نگرفت و به آن‌ها پاسخ داد: «من در میان این مردم بوده‌ام و تا آخرین نفس هم باید در بین آن‌ها باشم و در سختی و شادی‌هاشان شریک باشم.»   فروتنی شهید دستغیب هرگز اجازه نمی‌داد نام او را با القاب و عناوین بگویند. همواره خود را هم سطح با مردم می‏دانست و به توده مردم علاقه زیادی نشان می‌داد. هیچ‌گاه بالای مجلس نمی‌نشست و هرگز خود را بر دیگران مقدّم نمی‌داشت. برای رفتن به نماز جمعه، سوار ماشین نمی‌شد و می‌فرمود: «می‌خواهم در این کوچه‌ها در میان مردم باشم تا اگر کسی سؤال یا گرفتاری‌ای داشته باشد و خجالت بکشد، به منزل بیاید و به کارش رسیدگی کنم.» مانند فردی عادی، در بازسازی مسجد جامع شهر، کلنگ به دست گرفت و مشغول کار شد و با این کار خود، دیگران را نیز به کمک در بازسازی مسجد تشویق نمود.   ولایت‌پذیری شهید دستغیب، نمونه کاملی از همراهی با ولایت بود و علاقه بسیاری به حضرت امام (ره) داشت. جمله معروف «بی‌عشق خمینی (ره) نتوان عاشقی مهدی (عج) شد» از سخنان ظریف اوست.  

شهید دستغیب از جمله آن‌هایی بود که در مجلس خبرگان به شدت در مقابل چهره‌های مخالف اصل ولایت‌فقیه ایستادگی کردند. برادر شهید، آیت‌الله سید مهدی دستغیب، می‌گوید: «در سال 1349 که امام نظریه ولایت‌فقیه را در نجف مطرح کردند. عقیده شهید دستغیب همان عقیده امام بود و کمترین اختلاف نظری باهم نداشتند. کسی که احاطه بر فقه دارد، می‌داند که پس از پیامبر (ص)، ائمه اطهار (ع) حق ولایت بر امت دارند و در غیبت آنان نیز، این امر به عهده فقیه عادل جامع‌الشرایط مجتهد است. گمان نمی‌کنم کسی که کمترین آشنایی با فقه داشته باشد، این مطلب را انکار کند. مرحوم شهید دستغیب از جمله چهره بودند که در مجلس خبرگان به شدت در مقابل چهره‌های مخالف اصل ولایت‌فقیه ایستادگی کردند، لازمه دینش این بود و می‌دانست حرفی که امام می‌زند از طرف خداست و همه باید پیروی کنند. عقیده‌شان این بود که امام فانی در خداست. وقتی عقیده‌اش می‌ایستد. در مجلس خبرگان نیز وی به شدت مقاومت کرد.» فاطمه حق نگهدار، همسر شهید دستغیب نیز می‌گوید: "شهید دستغیب بسیار بر ولایت‌فقیه تأکید داشتند و می‌گفتند: «من اطاع الخمینی فقد اطاع الله: هر کس از خمینی اطاعت کند، مثل این است که از خدا اطاعت کرده.» حالا آیت‌الله خامنه‌ای هم همان خمینی است و فرقی ندارد. هر کس بگوید امام زمان (عج) را قبول دارم ولی امام (ره) را قبول ندارم دروغ می‌گوید." آیت الله دستغیب در جمع سپاه پاسداران شیراز در توصیف رابطهٔ امام خمینی (ره) در زمان غیبت و امام زمان (عج) می‌گوید: «هر کس بگوید من امام زمان (عج) را قبول دارم، ولی امام (ره) را قبول ندارم، دروغ می‌گوید، بدانید امام زمان را هم قبول ندارد. اگر امام زمان (عج) هم می‌آمد اطاعت او را نمی‌کرد. این یک اعتراف کذب زبانی است، دروغ می‌گوید. به خدا کسی که مخالفت با نایب امام زمان (عج) می‌کند و می‌گوید، من به امام زمان (عج) عقیده دارم، عقیدهٔ خشک و خالی معنی ندارد، امام وقتی امام است که تو مأموم او باشی.»   مشروعیت بنی‌صدر تا زمانی است که تابع ولایت فقیه باشد. شهید آیت‌الله دستغیب در نامهٔ تاریخی خود خطاب به بنی‌صدر می‌نویسد: «مشروعیت شما تا زمانی است که تابع ولایت فقیه باشید و امام امت شما را تأیید کرده باشد، اما آن روزی که امام، نظرش را از شما بردارد، ریاست جمهوری شما مشروعیت ندارد و منعزل هستید.» نکته دقیق و جالب‌توجه آنکه شهید دستغیب می‌گوید، منعزل هستی؛ یعنی نیازی نیست تو را عزل کند، بلکه خودبه‌خود عزل می‌شوی!   رهبر معظم انقلاب از نگاه شهید دستغیب در رابطه با رهبر معظم انقلاب، هنگامی که به ریاست جمهوری انتخاب شدند، شهید دستغیب گفت: «چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده‌ام این است که فردی است خدایی، هوی پرست نیست، مقام نمی‌خواهد، قدرت نمی‌خواهد به دست بگیرد، امتحان خودش را پیش از پیروزی و بعد از پیروزی داده است، در هر پُستی که بوده امتحان خودش را داده است، کسی که امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه‌ها برود، در سنگرها از اسلام دفاع کند. این مرد بزرگ مقامی برای خودش قائل نیست، به عین مثل رهبر عظیم‌الشأن. امام فرموده به من خدمت‌گزار بگویید بهتر است از اینکه رهبر بگویید. آقای خامنه‌ای هم این جوری است، مقام نمی‌خواهد، مقام بر روی او اثر نمی‌گذارد.»   

شهید دستغیب در ایام تحصیل و تدریس و تبلیغ احکام اسلامی، از نگارش و تألیف نیز غافل نبود و آثار فراوانی از وی به جامانده است از جمله این آثار عبارتند از: آدابی از قرآن  سرای دیگر معارفی از قرآن  رازگویی و قرآن  قلب قرآن  حقایقی از قرآن  معراج  قیامت و قرآن  بهشت جاویدان  فاتحه الکتاب  صلوة الخاشعین بندگی راز آفرینش ایمان گناهان کبیره گنجینه‌ای از قرآن سیدالشهدا زندگانی صدیقه کبری فاطمه زهرا (س) قلب سلیم استعاذه شرح فوائد الاصول شیخ انصاری شرح کفایه الاصول آخوند خراسانی تقریرات درس فقه و اصول آیت‌الله العظمی شیخ محمدکاظم شیرازی (از مراجع نجف) داستان‌های شگفت رساله توضیح المسائل مطابق نظرات فقهی شهید دستغیب  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۱:۲۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۱:۲۶

شهید دستغیب

خلاصه زندگی نامه

 شهید آیت‌الله عبدالحسین دستغیب، اولین امام جمعه شیراز و سومین شهید محراب که با شروع مبارزات امام خمینـی (ره) در سال 1341، رهبری مردم شیراز را بر عهده گرفت و همراه و همگام با امام (ره) به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت و چندین بار به خاطر سخنرانی‌های تند علیه رژیم تبعید و زندانی شد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع