ادواردو آنیلی (Edoardo Agnelli)، ‏در 6 ژوئن 1954 (16خرداد 1333)، در نیویورک متولد شد. وی تنها پسر و وارث سناتور جیوآنی آنیلی، مولتی میلیاردر مشهور ایتالیایی بود و مادرش، مارلا کاراچیلو، یک پرنسس یهودی بود. ادواردو پس از اتمام تحصیلاتش در کالج آتلانتیک، برای ادامه تحصیلاتش در زمینه ادبیات مدرن و فلسفه شرق به دانشگاه پرینستون رفت. وی پس از اتمام تحصیلات دانشگاهی، برای مطالعه عرفان و مذاهب شرقی به کشورهای هند و ایران سفر کرد و در جریان سفرش به ایران با حضرت امام خمینی (ره) دیدار کرده و تحت تأثیر شخصیت ایشان قرار گرفت. وی که بعد از مسلمان شدن در مرکز اسلامی نیویورک نام هشام عزیز را برای خود برگزیده بود؛ بعد از گرایش به تشیع نام مهدی را برای خود انتخاب کرد. وی سرانجام در تاریخ 15 نوامبر سال 2000 میلادی (24 آبان 1379)، به طرز مشکوکی یه شهادت رسید.  
جیوانی آنیلی، پدر کاتولیک ادواردو یکی از پولدارترین و بانفوذترین افراد ایتالیا و مادرش یک پرنسس یهودی بود. درآمد سالیانه خانواده آنیلی بیش از 60 میلیارد دلار تخمین زده شده است. بسیاری از اطرافیان ادواردو بر این باور بودند که ازدواج یک زن یهودی با خانواده آنیلی اتفاقی نبوده است.   آیا ازدواج زن یهودی با یک کاتولیک مسیحی ثروتمند اتفاقی است؟  دکتر قدیری ابیانه، رایزن مطبوعاتی سفارت ایران در ایتالیا در فاصله بین سالهای 58 تا 61، در مورد خانواده شهید ادواردو آنیلی گفت: «اجداد ادواردو با راه‎اندازی کارخانه فیات در ایتالیا این صنعت عظیم را در آن‎جا بنا گذاشتند که امروزه بستگانش سهامدار عمده شرکت فیات، صاحب بانک‎‎ها و بیمه‎ها، باشگاه یوونتوس و … هستند. پدر ادواردو کاتولیک و مادرش یک پرنسس یهودی است؛ اما چه اتفاقی می‎افتد که پدرش که یک کاتولیک مسیحی بوده می‎رود با یک زن یهودی ازدواج می‎کند؟ این ازدواج را اتفاقی نمی‎دانم، چون زمینه‎ساز آن صهیونیست‎‎ها بودند تا بعداً بر این ثروت عظیم دست یابند. نکته مهم دیگر این‎که وقتی یک زن یهودی با یک مرد مسیحی ازدواج می‎کند و یا بالعکس، در آن خانواده مرگ و میر آغاز می‎شود؛ به‎نحوی که ثروت بیشتر به فردی که همسر یهودی دارد برسد. یکی از عمو‎های ادواردو بعد از این ازدواج فوت می‎کند که قابل‎بررسی است و جالب این‎که خواهر ادواردو با یک خبرنگار یهودی ازدواج می‎کند و از او چهار بچه بدنیا می آورد؛ چون هرچه بچه‎های بیشتری در این خانواده به دنیا بیایند به‎نفع یهودیان است؛ ولی در آخر کارشان به اختلاف می‎کشد و خواهر ادواردو طلاق می‎گیرد و با یک مسیحی ازدواج می‎کند. از این‎جا به بعد، یک نوع رقابت بین یهودیت و مسیحیت در مورد فرزندان خواهر ادواردو به‎وجود می‎آید.» 
ادواردو تحصیلات مقدماتی را در ایتالیا طی کرد و بعد به کالج آتلانتیک در انگلستان رفت و پس از آن در رشته ادیان و فلسفه شرق از دانشگاه پرینستون ایالات متحده با اخذ درجه دکتری فارغ التحصیل شد.  
ادواردو دانشجوی فلسفه ادیان در دانشگاه معروف "پرینستون" نیویورک بود. او انجیل و تورات را خوانده، اما این‎‎ها او را قانع نکرده بود. در 20 سالگی برحسب اتفاق در کتابخانه چشمش به قرآن افتاد و چند آیه از آن را خواند و احساس کرد این نمی‎تواند کلام بشر باشد. وی در زمینه آشناییش با قرآن گفت: «در نیویورک که بودم یک روز در کتابخانه قدم می زدم و کتابها را نگاه می کردم چشمم به قرآن افتاد. کنجکاو شدم که ببینم در قرآن چه چیزی آمده است. آن را برداشتم و شروع کردم به ورق زدن و آیاتش را به انگلیسی خواندم، احساس کردم که این کلمات، کلمات نورانی است و نمی تواند گفته بشر باشد. خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم، آن را امانت گرفتم و بیشتر مطالعه کردم و احساس کردم که آن را می فهمم و قبول دارم.»  هشام عزیز  آنیلی بعد از آشنایی با قرآن به یک مرکز اسلامی در نیویورک مراجعه و درخواستش مبنی بر این‌که می‌خواهد مسلمان شود را مطرح کرد. ادواردو پس از گفتن شهادتین مسلمان شد و آن‌جا هم او را «هشام عزیز» نامیدند. محمد اسحاق عبداللهی، از دوستان مسلمان آنیلی، در مورد علاقه او به قرآن گفت: «ادواردو خیلی شب‌ها بیدار می‌ماند و با نور شمع تا صبح قرآن را مطالعه می‌كرد.» این گفته كه ادواردو در اثر معاشرت با مسلمانان به این دین گرویده، یك ادعای بی‌ثبات است، چون با موقعیت مالی و سیاسی كه پدر ادواردو داشت، هیچ‌كس به خود اجازه نمی‌داد كه چنین مسائلی را با او در میان بگذارد و او را به دین جدید دعوت كند.   
اولین آشنایی ادواردو آنیلی با تشیع و انقلاب اسلامی ایران از طریق یکی از مصاحبه های دکتر محمد حسن قدیری ابیانه در تلویزیون ایتالیا بود و پس از آن برای دیدار با وی به سفارت مراجعه کرده و پیوند دوستی بین آنها ایجاد شد. وی پس از ملاقات و گفتگو با دکتر قدیری ابیانه شیعه شده بود.   خداوند هر در بسته ای را می گشاید. دکتر قدیری در مورد اولین ملاقاتش با ادواردو و شیعه شدن او گفت: «در دهه فجر انقلاب و در شهریور 1358 به‎عنوان رایزن مطبوعاتی مشغول به کار در سفارت ایران در ایتالیا شدم؛ در حالی‎که هنوز دانشجو بودم. 6 ماه قبل از جنگ ایران و عراق در فروردین 1359 من را برای شرکت در مناظره‎ای با مسئولین مطبوعاتی سفارت‎خانه‎‎های آمریکا، عراق، یک خبرنگار ایتالیایی و یک مجری در شبکه 2 تلویزیون ایتالیا دعوت کردند. این زمانی بود که به‎خاطر مسئله گروگان‎گیری‎‎ها اخبار ایران در اوج رسانه‎‎ها بود. گفتم حاضر به مناظره با دیپلمات‎های آمریکا نیستم، مگر این‎که هر دو طرف به‎عنوان خبرنگار برویم. عنوان برنامه به‎نظرم "بحران خلیج‎فارس، خطری برای جهان" بود. من آن مناظره را این‎گونه آغاز کردم: به نام خداوند بخشنده مهربان و به نام خداوند قوی‎تر از ناو‎های آمریکا و بعد گفتم من این عنوانی را که شما برای برنامه انتخاب کردید، قبول ندارم. من می‎گویم "سلطه‎گری آمریکا خطری برای جهان" و مناظره را شروع کردم. من پیروز مطلق این مناظره بودم. بر حسب اتفاق، ادواردو این مناظره را دیده و خوشش آمده بود. یک هفته بعد ادواردو منزل ما آمد ... بدون این‎که خودش را معرفی کند؛ به نگهبان در منزل ما که ایتالیایی بود، گفته بود می‎خواهم آقای "قدیری" را ببینم. در آن زمان من خیلی مشغله داشتم. برای همین گفتم به او بگویید فردا به سفارت بیاید تا با هم صحبت کنیم. ولی چون ممکن بود در آن‎جا او را بشناسند، نمی‎خواست به آن‎جا بیاید. بنابراین پیغام داد به قدیری بگویید خداوند هر در بسته‎ای را می‎گشاید و من به محض گرفتن این پیغام گفتم، او را به داخل راهنمایی کنید. به استقبالش رفتم ... گفت من ادواردو آنیلی هستم. من مصاحبه شما را دیدم و مسلمان هستم. گفتم چه زمان مسلمان شدی؟ گفت 4 سال قبل. شرح مسلمان شدنش را گفت. می‎خواست که با هم دوست باشیم. از آن به بعد هر وقت که به شهر رم می‎آمد، به من هم سر می‎زد. بعد از چند جلسه که با هم بودیم، شیعه شد. وقتی برایش راجع به تشیع توضیح دادم، خوشش آمد.»   
پس از شیعه شدن ادواردو و زمانی که فخرالدین حجازی در سال 1359 به ایتالیا سفر کرد و با ادواردو آشنا شد، از او خواست که یک بار دیگر تشرف خود را به تشیع اعلام نماید. سپس فخرالدین حجازی نام مهدی را برای آنیلی انتخاب کرد. او در مکاتبات خود از نام هشام عزیز که سال‌ها از آن استفاده کرده بود، استفاده می‌کرد و در مکالمات خود با دوستان ایرانیش از نام مهدی استفاده بهره می‌گرفت.   بوسه امام(ره)، یادآور بهترین خاطره برای آنیلی شهید ادواردو آنیلی چند بار به ایران سفر کرد؛ در فروردین سال 1360 بار اول که به ایران آمد با امام خمینی (ره) دیدار داشت؛ در آن ملاقات، حضرت آیت الله خامنه ای، آقای هاشمی، حاج احمد آقا خمینی (ره) و فخرالدین حجازی حضور داشتند. شهید آنیلی بعدها از این كه امام (ره) در آن دیدار پیشانیاش را بوسیده بود، به عنوان یكی از بهترین خاطرات زندگی ‌اش یاد می‏کرد. بنا به گفته اطرافیان امام (ره)، ادواردو آنیلی تنها فرد خارجی بود كه امام پیشانی او را بوسید. ادواردو در جریان آن سفر، در روز جمعه 14 فروردین 1360 در صف اول نماز جمعه تهران به امامت حضرت آیت الله خامنه‏ای شرکت کرد. او همچنین برای اولین بار به مشهد برای زیارت امام‎ رضا (ع) رفت. در آن‎جا به‎ شدت تحت تأثیر زیارت قرار گرفت؛ وقتی از او پرسیدند از امام رضا (ع) چه‎ چیزی خواستی؟ گفت: «خواستم که از خدا بخواهد که قلب پدرم را نسبت به من مهربان کند.»   شیفتگی آنیلی نسبت به شخصیت امام(ره)  ادواردو با اینكه به دلیل موقعیت مالی و سیاسی خانوده اش با بسیاری از رهبران سیاسی و مذهبی جهان ملاقات كرده بود؛ اما در ملاقات با حضرت امام (ره) به شدت شیفته سادگی، عظمت و معنویت ایشان شده بود. این ارتباط عملاً مسیر زندگی ادواردو را عوض كرد. ایگورمن، خبرنگار روزنامه لاستامپای ایتالیا گفت: «وقتی ادواردو از ملاقاتش با حضرت امام و تحت تأثیر قرار گرفتنش صحبت می كرد، من احساس كردم كه امام او را سحر كرده است.»    خبری که ادواردو از دیدارش با امام(ره) تنظیم کرد. متن زیر پیشنهاد ادواردو به عنوان متن خبر ملاقات او با حضرت امام (ره) در 8 شهریور 1360 است. چون قرار نبود نام ادواردو ذکر شود این ملاقات جنبه خبری نداشت و لذا متن زیر تقدیم دفتر حضرت امام (ره) نگردید: به نام الله بخشنده و مهربان یک شهروند از جمهوری ایتالیا امروز با امام خمینی دیدار کرد. او برای ادای احترام به جمهور اسلامی و به شیعیان آمده است. او بابت آنچه که انقلاب تا کنون برای پیشرفت آرمان و به نام خدا در روی زمین در این دوران انجام داده است از رهبر انقلاب تشکر کرد. هشام عزیز  
در اواخر دهه  80 میلادی، موضوع انتخاب جانشین برای سناتور آنیلی در شورای رهبری فیات مطرح شد و ادواردو به دلیل اعتقادات مذهبی‌اش نامناسب تشخیص داده شد؛ اما در واقع وارث اصلی او بود و باید بهانه‌ای برای كنار گذاشتنش پیدا می‌شد. در همین زمان ماجرای ماریندی پیش آمد. در اكتبر 1990 رسانه‌ها اعلام كردند كه به خاطر حمل 300 گرم هروئین، ادواردو را در شهر ساحلی ماریندی در كنیا دستگیر كرده‌اند. ماجرایی كه اصلاً واقعیت نداشت و پلیس و دادگاه كنیا خیلی زود متوجه اشتباهشان شدند؛ اما خوراك مطبوعات ایتالیا كه اكثراً زیر نفوذ پدرش بودند، فراهم شد و برخی حتی او را قاچاق‌چی نامیدند و تبرئه شدنش را به خاطر نفوذ پدرش دانستنند.    وقتی راه برای یک وارث یهودی باز می‏شود بعد از آن، با این‌كه برخی مطبوعات به اشتباه خود در مورد ادواردو اشاره كردند؛ اما با گسترش شایعات، افكار عمومی برای معرفی جانشینی غیر از او برای مدیریت فیات آماده شد. در اوایل دهه 90 میلادی، پسر عموی مسیحی ادواردو "جیووانی امبرتو" را به جانشینی انتخاب كردند. ادواردو نیز مخالفتی نكرد و حتی برای وی نامه نوشت و ضمن تبریک به او توصیه كرد كه بازیچه دست پول پرستان نشود.  در سال 1997، خانواده آنیلی با یك بحران مواجه شد. جیووانی در 36 سالگی، بر اثر سرطان ناشناخته‌ ای درگذشت. در‏حالی‏که اگر زنده می‎ماند، مدیریت این اموال به یک مسیحی می رسید. بدین ترتیب آخرین مسیحی خانواده آنیلی نیز فوت کرد. بعد از آن شورای رهبری "جاكوب الكان"، خواهرزاده وی را به جانشینی انتخاب كرد. این انتخاب ادواردو را به شدت ناراحت كرد. او این بار سكوت نكرد و حتی با قدرت در مقابل خانواده‌اش كه تصمیم داشتند نام خانوادگی جان الكان را به آنیلی تغییر دهند، ایستاد و اجازه این كار را نداد. وی مصاحبه‌ای با روزنامه "مونیفست" كه متعلق به حزب چپ ایتالیا و به لحاظ سیاسی مخالف پدرش بود انجام داد و به شدت انتقاد كرد. او در این مصاحبه گفت که درست بعد از تشییع جنازه پسر عمویش، جاكوب الكان كه هنوز 22 سالش نشده به سمت هیأت مدیره فیات منسوب شد و او فكر می‌كند که این انتخاب، یك سقوط برای دم و دستگاه در بر داشته باشد.  
 ادواردو آنیلی در دهه 90 هیچ‌گونه مسئولیتی نداشت و اغلب اوقات را با مطالعه، سفر، روزنامه‌نگاری و فعالیت‌های بشر دوستانه گذراند. پدرش او را تهدید به محرومیت از ارث در صورت عدم ترک اعتقاد به اسلام كرد و او برای حفظ دینش حاضر به گذشت از میلیاردها دلار ثروت شد. او به خاطر اسلام آوردن، به شدت تحت فشار خانواده بود تا دست از اسلام بكشد.    اعمال فشار برای ترک اسلام یك بار در آمریكا به بازدید از یك كارخانه هلی‌كوپترسازی رفته بود و مقامات كارخانه و ژنرال‌های ارتش آمریكا برایش توضیح می ‌دادند. در بازدید به یك هلیكوپتر رسیند كه گفته می شد تمام تكنولوژی برتر جهان را در خود دارد و از همان هلی‌كوپترهایی است كه در جریان طبس به كار رفته است. ادواردو می‌پرسد: «در طبس كه این هلی‌كوپترهای آمریكایی شكست خورده‌اند؟» و آن ژنرال آمریكایی هم در پاسخش می‌گوید: خدای آنها از هلیكوپترهای ما قوی‌تر بود. بعدها ادواردو به یكی از دوستان ایرانی‌اش گفته بود كه با تمام سختی‌ها و مصائبی كه به من وارد می‌شود هر از چند گاهی چنین جمله‌هایی من را سر حال می آورد!  حسین عبداللهی و محمد اسحاق عبداللهی، صمیمی ترین دوستان ایرانی ادواردو، فشارهای وارد شده به ادواردو از سوی خانواده اش را غیرقابل باور توصیف کردند. حسین عبداللهی گفت: «ادواردو تحت فشار اقتصادی بسیار زیادی قرار داشت. خانواده آنیلی وی را به صورت کامل از لحاظ اقتصادی تحریم اقتصادی کرده بودند. به گونه ای که وی حتی برای تاکسی سوار شدن پول نداشت. یک روز با ادواردو به نمایندگی هواپیمایی ایران ایر در ایتالیا رفتیم تا برای ادواردو بلیط سفر به ایران تهیه کنیم. کارگزار ایتالیایی شرکت ایران ایر گفت که من نمی توانم برای ادواردو بلیط بخرم. پس از مشاجره بسیار با وی مشخص شد که منشی پدر ادواردو با آن کارمند تماس گرفته بود و به وی دستور داده بود، حق ندارد برای ادواردو بلیط صادر کند.» خانواده آنیلی برای آنکه ادواردو را از ارث محروم کنند، سعی زیادی در دیوانه جلوه دادن وی داشتند. به همین منظور وی را در یک بیمارستان روانی بستری کردند که به گفته خود ادواردو همه اعضای آن یهودی بودند. ادواردو می ترسید که در آن تیمارستان وی را تحت درمان های  شستشوی مغزی قرار دهند و حتی یک بار از آنجا فرار کرده بود.  
ادواردو با اعمال نفوذی که داشت، کانال یک تلویزیون ایتالیا را قانع کرد که یک فیلم مستند راجع به کشور‎های اسلامی بسازد و تهیه ‎کنندگی فیلم را نیز خودش بر عهده گرفت‎. در این راستا به ایران هم آمد و بعد هم این فیلم‎ را در تلویزیون به نمایش گذاشت. بعد از نمایش آخرین قسمت، با "ایگور من"، خبرنگار روزنامه لاستامپا، درباره اسلام به مناظره نشست. همچنین وقتی کتاب سلمان رشدی منتشر شد، یک ناشر ایتالیایی تصمیم گرفت آن را منتشر کند. ادواردو با شنیدن این خبر به دیدن او رفت و به او به خاطر انتشار این کتاب اعتراض کرد.دکتر قدیری ابیانه درباره فعالیت‏های وی گفت: «او می‎گفت که نمی‎توانم ببینم به مقدسات من توهین شود و من هیچ حرفی نزنم. وی همچنین در برابر جنایات اسرائیل در فلسطین طاقت نمی‎آورد و به نخست‎ وزیر و رئیس‎جمهوری و حتی سران کشور‎های دیگر زنگ می‎زد و خواستار جلوگیری از این اقدامات می‎شد که من به او گفتم داری با این کار‎ها شهادتت رو جلو می‎اندازی. صهیونیست‎ها دست از سر تو بر نخواهند داشت، از این کار‎ها پرهیز کن.» 
در نوامبر سال 2000 (آبان 1379) جسد ادواردو آنیلی در بزرگراه تورینو - ساوانا در شمال ایتالیا و در نزدیکی شهر تورین پیدا شد. اتومبیل وی نیز که یک فیات کرومای خاکستری بود، بر روی پل رومانو و در حالی که چراغ های راهنمایش روشن و درهای آن باز بود، رها شده بود. ادواردو، جانشین بزرگترین سرمایه‌دار ایتالیا و فرزند آنیلی‌ها، از بسیاری از اسرار کشورش و سازمان‌های مافیایی و صهیونیستی آگاه بود و با مسلمان شدن و طرفداریش از انقلاب اسلامی بسیار خطرناک می‌نمود؛ وی نگران سوء‌قصد از سوی صهیونیست‌ها بود و به رایزن مطبوعاتی ایران در ایتالیا گفته بود: «آن‌ها سرانجام او را به خاطر اسلام آوردنش خواهند کشت و آن جنایت را به خودکشی، حادثه نابهنگام و یا بیماری نسبت خواهند داد.»  سرانجام، همان‌گونه که خود ادواردو پیش‌بینی کرده بود، در 25 آبان 1379 در ماجرایی ساختگی و در سن 46 سالگی او را به شهادت رساندند؛ وی در آن روز برای انجام کارهای روزانه خود از منزل خارج شده بود. پیش از بیرون رفتن، به آشپز خانواده غذای دلخواهش که از گوشت حلال بود، سفارش داد؛ اما ساعتی بعد پیکر بی‌جان او در کنار رودخانه و زیر پل بزرگ رومانو پیدا شد.    اعلام خودکشی بدون بررسی در آن روز، فرانکلینی، معاون شبکه حمل و نقل تورینو ساوونا، به هنگام گشت‌زنی روزانه‌اش، به فیات کرومای خاکستری ‌رنگی برخورد که روی پل رومانو بدون سرنشین پارک شده بود؛ چراغ راهنمای ماشین روشن بود و درها قفل نشده بودند. او ابتدا فکر می‌کند که خودرو دچار نقص فنی شده و راننده آن به تعمیرگاهی در همان نزدیکی رفته است، اما هنگامی که کارکنان تعمیرگاه از مراجعه چنین شخصی اظهار ناآگاهی می‌کنند، فرانکلینی پی می‌برد که باید اتفاق بدی افتاده باشد. وی به محل خودرو بازمی‌گردد و به آرامی از نرده‌های پل به پایین نگاه می‌کند. جسد مردی را در ارتفاع یک و نیم متری می‌بیند که با صورت بر روی زمین افتاده است. بی درنگ کلانتری محل را خبر می‌کند. ساعت 11 ماموران کلانتری بالای سر جسد می‌رسند؛ چهره‌اش در اثر ضربه به سختی زخمی شده بود، ولی با کارتی که در جیب کتش بدست می‌آید، ادواردو شناسایی می‌شود. ظاهراً، مزدوران اسرائیل وی را کشته و از روی پل به پایین پرت کرده بودند. دادرس پرونده بدون کالبدشکافی جسد، یک روز پس از جنایت، مرگ وی را خودکشی اعلام کرد و پیکر او در کلیسایی در روستای «ویلارروزا» در آرامگاه خانواده آنیلی به خاک سپرده شد. 
مسلمان شدن پسر سلطان شراب ایتالیا از طریق آنیلی ادواردو همواره به دنبال این بود که دوستان و بستگانش را با اسلام‌ آشنا کند. به دعوت او، لوکا گائتانی لاواتلی، پسر سلطان شراب ایتالیا اسلام‌ آورد و مسلمان‌ شد. لوکا با ادواردو به ایران آمده و در ایران شیعه شده بود.   یکسان بودن نحوه شهادت دو دوست مسلمان لوکا گائتانی لاواتلی از بیم فشارها و تهدیدات صهیونیستها، اسلام آوردن خویش را پنهان نمود، زیرا با تجربه شهید ادواردو آشنا بود. همانهایی که ادواردو را به شهادت رسانده، جسد او را در زیر پلی قرار داده و آن را خودکشی وانمود کردند، همان روش را برای قتل لوکا به کار گرفتند. در حالی که پلکان مسیر رفتن به زیر پل به خون لوکا آغشته بود، جسد او در زیر پل پیدا شد و علیرغم برداشت های اولیه در مورد قتل او دست هایی تلاش کردند آن را خود کشی جلوه دهند. شباهت قتل هر دو نفر (ادواردو و لوکا) نشان می داد که قتل توسط یک گروه انجام شده با این تفاوت که لوکا از نظر جسمانی قوی تر از ادواردو بود و مقاومت هایی از خود نشان داده که منجر به زخم هایی بر بدن او شده است و پلیس آن زخم های را به علت پرت شدن از پل جلوه داد؛ حال آنکه اگر او خود را از پل پرت کرده بود نباید مسیر راه پله به خون او آغشته می شد. بنابر نوشته روزنامه ایل جورناله به نقل از شاهد، لوکا که شغل فیلمبرداری سینما را برای خود برگزیده بود، به صورت آشفته ای ساعت 2 نیمه شب 2 آوریل 2007 (13 فروردین 1386) در حالی که عصبی و پریشان بود از منزل خارج شده و سپس جسدش در زیر پل گاریبالدی Garibaldi در حاشیه رودخانه تراستوره Trastevere در رم یافت شد.  
پلیس ایتالیا مرگ ادواردو را خودکشی تشخیص داد و علت آن را استفاده بیش از حد از مواد مخدر اعلام کرد. اما دلایل روشنی وجود دارد که حاکی از قتل ادواردو است.    ادواردو مخالف مواد مخدر بود. ادواردو به هیچ وجه معتاد نبود و حتی در مواردی مشاهده شده بود که با دوستان و نزدیکانش که از مواد مخدر استفاده می‏کردند، ساعت‌ها گفت‌وگو می‌کرد تا آن‌ها را از این کار بازدارد. دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ خود گفت: «در سفری که ادواردو به ایران داشت، با برادر یکی از دوستان ما که معتاد بود کلی صحبت کرد و خیلی تلاش کرد تا او را با منطق و استدلال از مصرف مواد مخدر منصرف کند. به هیچ وجه منطقی به نظر نمی‌رسد که چنین فردی به دلیل استفاده بیش از حد از مواد مخدر خودکشی کند.»    آنیلی حتی به صورت مصلحت آمیز از اسلام روی برگردان نبود. در اسلام خودکشی به شدت منع شده است. ادواردو شخصی به شدت آرمان‌گرا بود که حتی مایل نبود برای کاستن از فشارها و تهدیدات، به صورت مصلحت‌آمیز اعلام کند که از اسلام روی برگردانده است. هدف وی شناساندن اسلام به مردم ایتالیا و غربی‌ها بود. چنین فردی چگونه می‌تواند خودکشی کند؟ خودکشی اقدامی است که افراد بی‌دین و کسانی که به آخر خط رسیده، انجام می‌دهند. این در حالی است که ادواردو به فردی کاملاً معتقد تبدیل شده بود و هنوز در ابتدای راه بود و کارهای زیادی برای انجام دادن داشت.   قصد بازگشت به خانه را داشت. حتی آشپز ادواردو گفت: «صبح روزی که وی به قتل رسید، نوع غذای ناهارش را مشخص کرده بود.» حال این سؤال مطرح می‌شود کسی که قصد خودکشی داشته باشد، چرا باید برای 2 یا 3 ساعت بعد سفارش غذا بدهد. همچنین ادواردو در صبح روز حادثه با دایی خود به صورت تلفنی مکالمه کرده بود و به گفته دایی ادواردو هیچ‌گونه مورد مشکوکی در میان صحبت‌های وی به چشم نمی‌خورد و وی کاملاً عادی صحبت می‌کرد. همچنین ادواردو هیچگونه یادداشتی مبنی بر تصمیمش برای خودکشی از خود به جای نگذاشته بود.   آنیلی برنامه‏های بلندمدت داشت. حسین عبداللهی با اشاره به برنامه‌های بلندمدت ادواردو گفت: «ادواردو می‌گفت می‌خواهم به ایران بروم و پناهنده سیاسی شوم و در قم به تحصیلاتم ادامه دهم.» محمد عبداللهی نیز گفت: «یک هفته قبل از آنکه ادواردو فوت کند، با هم نشسته بودیم و سوره بنی اسرائیل را به زبان ایتالیایی می‌خواندیم. ادواردو به من گفت می‌خواهد زبان عربی را فرابگیرد تا بتواند بهتر قرآن را درک کند. بدیهی است که فردی که برنامه‌های بلندمدت برای زندگی خود دارد و اهداف والایی را دنبال می‌کند به هیچ وجه دست به خودکشی نخواهد زد.»   اعلام و انتشار فوری خبر خودکشی مورد مشکوک دیگری که درباره شهادت ادواردو وجود دارد این است که هیچ‌گونه بررسی تکمیلی در مورد نحوه قتل او انجام نشد. جسد وی کالبدشکافی نشده و مرگ وی فوراً خودکشی جلوه داده شد. حتی قبل از آنکه پلیس مرگ وی را به صورت رسمی خودکشی اعلام کند، برخی روزنامه‌ها خبر خودکشی پسر رئیس کارخانه فیات را چاپ کردند و ذهن مردم را کاملاً به سمت گزینه خودکشی سوق دادند. جسد وی نیز تا ظهر فردای روز حادثه به خاک سپرده شد تا فرصت برای هیچ‌گونه تحقیقی مهیا نباشد.   سانسور خبری مرگ ادواردو پس از مرگ ادواردو، سانسور مطلق درباره مسلمان بودن، عقاید و حتی سفر وی به ایران انجام شد. اظهارنظرهای روزنامه‌های ایران به ویژه انجمن اسلامی فارغ التحصیلان ایتالیا درباره احتمال قتل وی به هیچ‌وجه بازتاب داده نشد. درحالی‌که خانواده آنیلی یکی از بزرگ‌ترین خانواده‌های ایتالیا است و کوچک‌ترین اظهارنظری درباره این خانواده به سرعت منعکس می‌شد، به نحوی که نخست‌وزیر ایتالیا درگذشت ادواردو را به خانواده آنیلی تسلیت گفت و قبل از بازی ایتالیا و انگلستان، ورزشگاه یک دقیقه به احترام ادواردو سکوت کرد. همچنین پس از مرگ ادواردو تمامی اسناد و شواهد مربوط به فعالیت‌ها و زندگی او جمع‌آوری شد و حتی فیلم مستندی که توسط وی ساخته شده بود و در آرشیو کانال 1 ایتالیا بود، از آرشیو این کانال خارج شد.   اعتراض دکتر باوا به نحوه رسیدگی پرونده ادواردو  دکتر مارکو باوا، یکی از دوستان صمیمی ادواردو بود که به نحوه رسیدگی به پرونده ادواردو اعتراض کرد. وی در سال 2001 نامه‌ای به شورای عالی قضایی ایتالیا نوشت و در آن ضمن انتقاد از فرآیند رسیدگی به پرونده ادواردو، علت عدم استفاده از آدمک انسانی برای بازسازی صحنه خودکشی را جویا شد. به عقیده وی شواهد موجود درباره لباس‌ها و کفش ادواردو، خودکشی را تأیید نمی‌کنند. وی همچنین عدم انجام کالبدشکافی را غیرقابل قبول خواند.  دکتر مارکو با دلایل دیگری اثبات کرد ادواردو خودکشی نکرده است. وی اینگونه استدلال کرد: «زمان مرگ ادواردو بین ساعت های 9 تا 10:30 صبح روز پنجشنبه اعلام شده است. در این ساعت از روز به صورت میانگین هر 10 الی 15 ثانیه، یک ماشین از آن منطقه عبور می کند. امکان ندارد هیچ کس ادواردو را در حین خودکشی ندیده باشد؛ زیرا پارک کردن ماشین، بیرون آمدن از آن، بالا رفتن از حصار یک و نیم متری کنار بزرگراه و پریدن به پایین حداقل 2 دقیقه طول می کشد و قطعاً در این مدت می بایست افرادی وی را دیده باشند. در حالیکه هیچکس شاهد این اتفاقات نبوده است.» او معتقد است که ادواردو کشته شده و سپس توسط ماشینش به محل کشف جسد منتقل شده است و برای آنکه قتل همچون خودکشی به نظر برسد، با وسیله ای به سر ادواردو ضربه وارد شده است تا جراحاتی همچون جراحات ناشی از پرش از ارتفاع بر روی سر وی ایجاد شود. 
خانواده ادواردو بسیار پولدار و بانفوذ بودند. فقط سود دارایی های خانواده او 60 میلیارد دلار در سال برآورد شده است. کارخانه ماشین سازی فیات، فراری، اوبکو، لامبورگینی، لانچیا، آلفارمو، چندین کارخانه صنعتی، بانک های خصوصی، شرکت های طراحی مد و لباس، روزنامه های لاستامپا، کوریره، دلاسرا و باشگاه فوتبال یوونتوس تنها بخشی از اموال خانواده آنیلی است.  دکتر قدیری ابیانه در وبلاگ خود گفت: «ادواردو از خطری که جانش را تهدید کرده بود، آگاه بود. او به دوستان مسلمانش، آقای الکان، همسر اول خواهرش را منشاء‌ خطر برای جان خود عنوان کرده بود،‌ منتهی تصور می‌کرد چتر حمایت پدر مانع آن می‌شود که در زمان حیات پدر او را به قتل برسانند. من خود با او صحبت کرده بودم و به او هم در مورد امکان قتلش هشدار داده بودم، ‌لیکن او ضمن تأیید خطر جانی برای خود بویژه از سوی صهیونیست ها و بالاخص با هماهنگی الکان یهودی معتقد بود این خطر پس از مرگ پدر جدی خواهد شد.» بعد از شهادت ادواردو و مرگ پدر، این ارث قانوناً به خواهرش می‎رسید؛ اما با کمک مادر ادواردو حدود 500 میلیون دلار را که در مقابل ثروت خانواده ادواردو بسیار ناچیز است، به خواهرش دادند و با فریب از او امضا گرفتند و به نوعی او را از ارث محروم کردند که بعد‎ها وی از دست مادر خود در دادگاه به‎ خاطر این موضوع شکایت کرد؛ اما به هر حال مدیریت این سرمایه عظیم دست خواهرزاده‎‎‏های یهودی ادواردو افتاد.   رسوایی اخلاقی «جان لاپو الکان»، وارث یهودی خاندان آنیلی رسانه‌های ایتالیایی از رسوایی اخلاقی خواهرزاده یهودی ادواردو آنیلی، وارث خانواده آنیلی در میان مردم ایتالیا پرده برداشتند. به گزارش نشریه اشپیگل موناكو، مشكل پیش آمده برای الكان در نتیجه افراط در مصرف مخلوطی از قرص‌های اكستازی، كوكائین و مشروبات الكلی بود و وی به خاطر این مسئله بخشی از توان ذهنی خود را از دست داده است.   
زمانی كه شهید ادواردو آنیلی به مشهد آمده بود، به دوستان ایرانی‌اش گفته بود: «مراقب باشید شهر مشهد به ‌عنوان شهر مذهبی و دینی باقی بماند و به همین نام سر زبان‌ها باشد. ما در ایتالیا هم شهر مذهبی معروفی داشتیم كه آنجا صهیونیست‌ها به قدری فضاهای تفریحی و سرگرمی ایجاد كردند كه مسائل مذهبی‌اش برای مسافران كمرنگ شد.»  
فیلم مستند: آثار زیادی پیرامون زندگی ادواردو آنیلی تهیه شده‌ است. از آن جمله فیلم مستند «Edoardo» است. این مستند که به مدت زمان 65 دقیقه و به کارگردانی سیاوش سرمدی تهیه شده است؛ به بررسی زندگی ادواردو آنیلی و چگونگی اسلام آوردن او می‌پردازد؛ در ابتدا با شرح نحوه مرگ مشکوک ادواردو آنیلی و بیان فرضیه خودکشی او توسط مقامات قضایی کشور ایتالیا شروع می‏شود. در ادامه کارگردان به سراغ موقعیت خانوادگی او می‏رود. بعد از موقعیت خانوادگی، تحصیلات ادواردو معرفی می‏گردد. بعد از شرح موقعیت ادواردو و در پی قتل مشکوک او ادعای مسلمان بودن او از طرف یک انجمن ایرانی مطرح می‏شود که واکنش‏های منفی زیادی را در ایتالیا به دنبال داشته است. نحوه مسلمان شدن و همین طور مستندات نشان‏دهنده مسلمان بودن و دلایل مخالفت‏ با مسلمان شدن ادواردو از زبان دکتر حسن قدیری سفیر وقت جمهوری اسلامی در ایتالیا، دکتر حسین عبداللهی و برادرش که از دوستان نزدیک ادواردو بودند روایت می‏شود؛ که شرحی بسیار شنیدنی و دیدنی دارد. از نکات جالب این مستند ملاقات ادواردو با حضرت امام خمینی (ره) و حضرت آیت‌الله خامنه‏ای و مسئله محروم شدن از ارث میلیاردی خانوادگی و بحث جانشینی ادواردو است.   کتاب: کتاب‌های زیادی نیز راجع به شخصیت و زندگی او نوشته شده‌ است که از آنها می‌توان به کتاب هدیه مسیح (سیری در زندگی ادواردو آنیلی) از انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی اشاره کرد.  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۶:۴۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۶:۴۵

شهید ادواردو آنیلی

خلاصه زندگی نامه

 شهید ادواردو آنیلی، دارای دکتری ادیان و فلسفه شرق، وارث و تنها پسر جیوانی آنیلی، سناتور و میلیاردر قدرتمند ایتالیایی بود که متأثر از انقلاب اسلامی، مسلمان شده و بعد از آشنایی با مقامات ایرانی مقیم ایتالیا، به تشیع گروید. او به طرز مشکوکی به شهادت رسید و با شهادتش برخلاف میل و تصور دشمنان او، نام و آوازه‎اش جهانی شد.    

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع