جستجو در مطالب و اشخاص
شهید آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی، در سال 1293 شمسی، (6 جمادی‌الاول 1331) در تبریز متولد شد. او از سادات حسنی بود که با 33 واسطه به "حسن مثنی" فرزند امام حسن مجتبی (ع) می‌رسید. در زمان فراگیری علوم حوزوی در حوزهٔ علمیهٔ قم با امام خمینی (ره) آشنا شد و همین آشنایی سبب نزدیکی این دو نفر به هم شد. شهید قاضی طباطبایی همواره با سخنرانی‌های پرشور خود در زمان مبارزه علیه رژیم پهلوی باعث خشم نیروهای این رژیم شده و چندین بار نیز به شهرهای تهران، مشهد، زنجان، "بافت" واقع در کرمان و عراق تبعید شد امام باز هم دست از مبارزه برنداشت.پس از پیروزی انقلاب اسلامی به فرمان امام خمینی (ره) به عنوان امام جمعه شهر تبریز منصوب شد. سرانجام آیت الله قاضی طباطبایی، اولین شهید محراب انقلاب اسلامی در 10 آبان ماه سال 1358 شمسی، مصادف با عید قربان، پس از اقامه نماز عید، در راه برگشت به منزل توسط گروهک افراطی "فرقان" مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد. قاتل وی پس از شهادتش با افتخار گفت: "خمینی دوم را کشتم." 

پدر بزرگوار آیت الله شهید طباطبائی، پس از مدّت‌ها اندیشه و مشورت با بزرگان فامیل به این نتیجه رسید که تعلیم و تربیت سید محمدعلی قاضی طباطبایی را به "میرزا محمدحسین" و برادر بزرگوار خود، "میرزا اسدالله قاضی" که هردو از دانشمندان کم نظیر عصر خویش و مربّیان باتجربه و نمونه بودند بسپارد. آیت اللّه قاضی طباطبایی در سنین کودکی فراگیری دانش دینی را نزد عمویش آغاز کرد و 12 سال بعد، در سال 1319 شمسی، برای تکمیل مبانی علمی و دینی راهی شهر مقدس قم شد. وی پس از ورود به حوزه علمیه قم با جدیّت تمام و سعی پی گیر، به فراگیری علم و معرفت پرداخت.   آشنایی با امام خمینی (ره)  آیت الله قاضی، پس از ورود به شهر قم با امام خمینی (ره) و چگونگی برگزاری جلسات درس ایشان آشنا و از همان ابتدا شیفته شخصیت برجسته امام خمینی (ره) شد. او در حوزه علمیه قم عمده مطالب فلسفی را از حضرت امام خمینی (ره) آموخت و افزون بر آن در مجالس و محافل درسی بزرگانی چون سیّد محمد حجّت کوه کمری، سیّد صدرالدین صدر، سیّد محمدرضا گلپایگانی و دیگر استادان زبردست آن عصر حاضر شد. اقامت شهید قاضی طباطبایی در شهر مقدس قم که از سال 1319 شروع شده بود، به مدت 10 سال به طول انجامید. وی در این مدّت توانست از سرچشمه زلال امام سیراب شود و با اندیشه‌های بلند ایشان آشنا گردد. سید حمید روحانی، مؤلف کتاب "بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی (ره)" درباره ارتباط نزدیک آیت الله قاضی با امام خمینی (ره) می‌نویسد: «بعضی از شاگردان بودند که از جمیع جهات از محضر امام (ره) استفاده کردند و به درجه عالی نائل شدند که یکی از آن‌ها حضرت آیت الله قاضی طباطبایی تبریزی است.»   اساتید قم شهید قاضی طباطبایی در طول اقامت 10 ساله در قم از محضر آیات عظام گلپایگانی و حاج سید محمد حجت کوه کمره ای دروس فقه، اصول، درایه و رجال را فراگرفت و به مدت 5 سال از محضر آیت الله صدر هم بهره‌مند شد.   هجرت به نجف اشرف و اخذ درجه اجتهاد  آیت اللّه طباطبایی پس از آن که به مرتبه بالایی از تحصیل رسید، برای درک محضر استادان بزرگ و دانشمندان پرآوازه آن دوران، سفرهای علمی خود را آغاز کرد. شاید بتوان گفت یکی از عوامل مؤثر در موفّقیّت وی استادان بسیار زیادی بود که دیده و از علوم آن‌ها بهره برد. سال 1329 شمسی، آغاز هجرت شهید قاضی طباطبایی به نجف برای بهره‌گیری از محضر علمای بزرگ این دیار بود. وی در حوزه نجف نیز به محضر بزرگانی چون آیات عظام سید محسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی و محمد حسین کاشف الغطاء مشرف شد و در محضر آنان شاگردی کرد و پس از 3 سال اقامت در نجف، به درجات عالی فقاهت رسید و فنون مختلفِ فقه و اصول و فلسفه و کلام و... را کسب کرد. شهید قاضی طباطبایی در میان استادان نجف برای آیت اللّه حاج شیخ محمدحسین کاشف الغطاء احترام فوق‌العاده‌ای قائل بود و بیشتر با آن مجاهد بزرگ انس و الفت داشت و در واقع شیفته اخلاق والا و تبحّر عمیق علمی و افکار بلند سیاسی، اجتماعی کاشف الغطاء شده بود. شهید قاضی در سال 1329 شمسی، توسط مراجع بزرگی همچون آیت الله حکیم و آیت الله کاشف الغطاء و دیگران به اخذ اجازه اجتهاد نائل شد.    بازگشت به تبریز و آغاز تبلیغ  پس از رسیدن به مراتبی از علم و معنویت در سال 1332، و در 42 سالگی، با کوله باری از دانش و معرفت به ایران بازگشت و در تبریز اقامت کرد تا به وظایف خود، در جهت اشاعه آیین حیات‌بخش اسلام بپردازد. آیت الله قاضی طباطبایی پس از ورود به تبریز ضمن ادامه کارهای تحقیقاتی که از سالیان پیش شروع کرده بود، با همتی والا و اخلاصی کم نظیر قدم در عرصه ارشاد و تبلیغ نهاد. ثمره بیش از 30 سال تلاش برای کسب معارف و علوم اسلامی، انتشار آثار و تحقیقات ژرفی از جمله 40 کتاب و ده‌ها مقاله و رساله علمی است.  

کار تحقیقاتی و نویسندگی شهید قاضی طباطبایی از دو جهت حائز اهمیت است؛ یکی نوشتن کتاب‌های مستقل در رشته‌های مختلف و دیگر اینکه ایشان با تلاش خالصانه و گران‌قدر خود، افکار نوآورانه دیگر دانشمندان بزرگ را که شاید در اثر گذشت زمان به فراموشی سپرده می‌شد و از بین می‌رفت، احیا کرده است. وی در بعد علمی صاحب تألیفات، تعلیقات، تقریرات، تصحیحات و رسائل متعدد در موضوعات مختلف علوم اسلامی است. آیت اللّه قاضی طباطبایی از سخنوران چیره‌دست و شاعران سخن‌شناس بود. از قصیده‌های او که به مناسبت‌های مختلف سروده است، می‌توان به ذوق سرشار او پی برد. او در برانگیختن احساسات و عواطف و بیان عشق درونی، شاعری نو پرداز است. زیبایی و لطافت اشعار او انسان را با خلق و خوی آن مرد بزرگ آشنا می‌کند.   طبقه بندی آثار: تألیفات‌: ثمره‌ پژوهش‌ و مطالعه‌ و تحقیق‌ وی‌ است‌. آثاری‌ همچون‌ "تحقیق‌ درباره‌ اول‌ اربعین‌ سیدالشهدا (ع‌)" و یا كتاب‌ "خاندان‌ آل‌ امیر عبدالوهاب‌"   تصحیحات‌: آثاری‌ كه‌ به‌ تصحیح‌ و تعلیق‌ و تلاش‌ ایشان‌ از بزرگان‌ شیعه‌، چون‌ابن‌الثلج‌ بغدادی‌، جمال‌ مقداد، و شیخ‌ طوسی‌، یا سید جزایری‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.    تعلیقات: مقدماتی‌ كه‌ ایشان‌ به‌ برخی‌ از آثار استادان‌ خود چون‌ آیت‌ الله كاشف‌ الغطاء (ره‌) و یا دوستانش‌ نگاشته‌ است‌.    مقالات: در زمینه‌های‌ گوناگون‌ به‌ زبان‌ عربی‌ در مجلات‌ لبنان‌،چون ‌"العرفان‌" و "المواهب‌" به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.   تقریرات:‌ دروس‌ استادانی‌ كه‌ در محضر درسشان‌ شاگردی نموده‌ است‌.   رسائل: مقالات‌ متعددی‌ كه‌ در موضوعات‌ مختلف‌ و با توجه‌ به‌ شرایط‌ و نیازهای‌ جامعه‌ نگاشته‌ است‌.  

حدود سال 1310 شمسی و در پی مخالفت برخی روحانیون تبریز از جمله میرزا باقر قاضی، پدر آیت الله محمدعلی قاضی طباطبایی با سیاست‌های اسلام‌ستیز رضاشاه پهلوی، سید محمد علی 16 ساله به همراه پدر به تهران و سپس مشهد مقدس تبعید شد. با آغاز دوره جدید مبارزات ملت مسلمان ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) در سال 1342، شهید قاضی نیز به عنوان یکی از ارکان مبارزه، رهبری مردم غیور آذربایجان را در آن سال‌ها به عهده گرفت. وی در آن دوران که حتی ذکر نام امام خمینی (ره) جرم محسوب می‌شد، در منابر و سخنرانی‌های خود از امام یاد و علناً از رژیم انتقاد می‌کرد.   سخنرانی‏های آتشین بر ضد رژیم آیت اللّه قاضی طباطبایی از بزرگ‌مردان تاریخ معاصر بود. ایشان در شکل‌گیری انقلاب شکوهمند اسلامی و برانگیختن احساسات پاک مردم نقش مهمی داشتند. شهید قاضی با سخنرانی‌های آتشین و پخش اعلامیه‌های ضدّ رژیم، مردم قهرمان تبریز را به صحنه پیکار آورد و با این عمل شجاعانه خود، شعله بر خرمن دشمن انداخت. طاغوتیان به خوبی می‌دانستند، قیام آذربایجان یعنی به حرکت درآمدن کل ایران و این همان کابوسی بود که دژخیمان همواره از آن وحشت داشتند.   دستگیری و تبعید به تهران  به دنبال سخنرانی‌های آتشین و افشاگرانه آیت الله قاضی طباطبایی ساواک در 13 آذرماه سال 1342، او را دستگیر و به همراه برخی علمای تبریز راهی زندان قزل قلعه کرد و پس از گذشت 2 ماه و 15 روز به "سلطنت آباد" تهران منتقل شد و بعد از چند روز با ضمانت برادرش مبنی بر عدم خروج از حوزه قضایی تهران آزاد شد.   بی توجهی به اوامر ساواک  پس از 4 ماه به ساواک خبر می‌رسد که آیت الله قاضی به شهر مقدس قم رفته و با امام خمینی (ره) دیدار کرده است. وی پس از دیدار با امام برای زیارت حضرت امام رضا (ع) به شهر مقدس مشهد مشرف شد و بعد از آن به رغم اینکه در تبعید بود، بدون اجازه رژیم، تهران را ترک و به تبریز بازگشت. با انتشار خبر مراجعت ایشان به تبریز هزاران نفر از مردم از راه آهن تا محل زندگی شهید قاضی منتظر ایستاده و چنان استقبالی از ایشان به عمل آوردند که در تاریخ تبریز به یادگار مانده است. مشاهده چنین استقبال باشکوهی رژیم را به وحشت انداخت لذا در موضع انفعالی قرار گرفت و نیمه شب همان روز او را مجدداً دستگیر و به یکی از خانه‌های امن ساواک در "سلطنت آباد تهران" منتقل کردند. در اثر فعالیت و نامه آیت الله حاج سید محمد هادی میلانی، شهید قاضی طباطبایی بعد از 40 روز حصر در "سلطنت آباد"، به قید عدم خروج از حوزه قضایی تهران، مرخص شد و به منزل عموزاده‌اش در تهران رفت؛ اما پس از 4 ماه مجدداً به تبریز مراجعت کرد و پس از ورود، طی سخنانی ضمن بیان وضعیت خود در زندان ساواک و مطلع کردن مردم از جنایات رژیم نسبت به خود و دیگر علما، به انتقاد از وضعیت موجود پرداخت.    تبعید به عراق  ساواک که تحمل سخنان این سید جلیل‌القدر را نداشت، برای بار سوم وی را در 29 مردادماه 1343، دستگیر و به تهران منتقل کرد. شهید قاضی طباطبایی در تهران به علت صدمات وارده در زندان ساواک بیمار و در بیمارستان "مهر" زیر نظر و مراقبت شدید ساواک به مدت 6 ماه بستری شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت و درحالی‌که آثار کسالت جسمی و جراحت روحی در وجودش کاملاً مشهود بود، در 11 آذرماه 1343 به عراق تبعید شد. آیت الله قاضی طباطبایی در مدت تبعید در عراق فرصت را مغتنم شمرد و از علمای حوزه نجف، خصوصاً از محضر مقتدای خویش حضرت امام خمینی (ره) استفاده‌های شایانی کرد. شهید قاضی 19 تیر 1344 پس از یک سال از تبعید خلاصی یافت و پس از حدود 8 ماه مجدداً به تبریز مراجعت کرد و در ادامه مسیر گذشته به تبلیغ و نشر معارف الهی و افشای چهره زشت رژیم پرداخت.   تبعید به "بافت" در کرمان  آیت الله قاضی طباطبایی در 30 آذرماه سال 1347 شمسی مصادف با عید سعید فطر در خلال سخنرانی خود به جنایات رژیم اسرائیل غاصب اشاره کرد و پرده از روابط مخفی شاه و رژیم صهیونیستی برداشت. به دنبال این سخنرانی آتشین، مزدوران رژیم طی یک نشست فرمایشی، این مجاهد نستوه را محکوم به شش ماه تبعید در "بافت" واقع در کرمان کردند. مدت اقامت وی در "بافت" نیز در زمینه افشای رژیم پهلوی بسیار مؤثر بود. آیت دالله قاضی در زمینه انعکاس اخبار ایران به خارج از کشور تلاش‌های فراوانی کرد. مقالات متعدد ایشان به وسیله پیک‌های مخفی ارسال می‌شد و در جراید کشورهای لبنان، سوریه و عراق به چاپ می‌رسید و طی آن‌ها آیت الله قاضی با بیان شیوای عربی، فجایع رژیم را برمی‌شمرد و روحانیون خودفروخته را که در تحکیم حکومت‌های ظالم تلاش می‌کردند، محکوم می‌کرد.   تبعید به زنجان  آیت الله قاضی طباطبایی در 7 تیرماه 1348 پس از تحمل 6 ماه تبعید در "بافت" کرمان، به زنجان تبعید شد، اما بدون توجه به دستور ساواک و با شهامت و شجاعت خاص خود به سوی تبریز حرکت کرد. هنگامی که به "بستان آباد"، در 60 کیلومتری تبریز رسید، ساواک از موضوع مطلع شد و بلافاصله دستور داد از ورود ایشان به تبریز جلوگیری شود و ایشان را به زنجان راهی کنند. آیت الله قاضی بیش از 4 ماه در زنجان به حالت تبعید به سر برد تا با وساطت آیت الله سید احمد خوانساری از تبعید رها شد و در 29 آبان‏ماه 1348 به تهران رفت.   ادامه مبارزه در سنگر آذربایجان آیت الله قاضی در 6 آذرماه 1348 به تبریز مراجعت کرد. وی با اوج‌گیری مبارزات امت بیدار و ظلم‌ستیز ایران که به واسطه شهادت حاج آقا مصطفی خمینی (ره) و مجالس منعقده برای آن فقید شهید پیش آمد؛ در آذربایجان سنگری مستحکم برای دفاع از حریم اسلام و مبارزه با مظاهر طاغوت بنا نهاد. پس از واقعه 19 دی 1356 در قم، منزل او پناهگاه مبارزان مسلمان بود. قیام قهرمانانه مردم تبریز در 29 بهمن‏ماه سال 1356 نیز با هدایت‌های این شخصیت بزرگ صورت گرفت. آیت الله شهید قاضی جزو اولین کسانی بود که در آذربایجان اعلامیه خلع شاه از سلطنت را امضا کرد. در ماه‌های قبل از پیروزی انقلاب، رهبری جریانات حاد سیاسی، برپایی تظاهرات و تشکیل مجالس، همه بر عهده این شهید بزرگوار بود و ایشان اولین امضاء کننده اعلامیه 29 بهمن 1356  به مناسبت چهلم شهدای قم بود.  

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آیت الله قاضی طباطبایی در مقام نمایندگی امام خمینی (ره) در آذربایجان و اولین امامت جمعه تبریز به خدمات ارزنده خویش ادامه داد و زحمات بسیاری را در جهت پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی متحمل شد.   

با پیروزی انقلاب بحران در برخی از استان‌ها ظهور و بروز پیدا کرد. از جمله این استان‌ها آذربایجان شرقی بود که حزب خلق مسلمان با محوریت آیت الله شریعتمداری در آن غوغا می‌کرد. مسائل و مشکلاتی که پس از پیروزی انقلاب گریبان گیر رهبران محلی انقلاب شد به مراتب بیشتر از قبل از انقلاب بود، خصوصاً تبریز که گذشته از مسائل عمومی سایر مناطق، دارای موارد خاص خود بود. نظام برجای‌مانده از گذشته، عوامل وابسته به آن، تشکیلات حزب خلق مسلمان که به ظاهر زیر نظر آیت‌الله شریعتمداری بود، وجود افرادی در نهادهای تازه تأسیس که خواهان خشونت و برخورد سریع و ایجاد تغییرات یک شبه بودند، هم خود یک مشکل اساسی بود.    تلاش ناکام برای تفرقه‌افکنی بین آیات عظام قاضی و مدنی از سوی دیگر دست‌هایی در کار بود که جریان طرفدار امام خمینی ‌(ره) را دو جبهه کرده و رودرروی هم قرار بدهد. با وجود آیت‌الله قاضی که از سال 1342 در تلاش و فعالیت مستمر بود، مطرح کردن شهید آیت‌الله مدنی در مقابل وی، بدون سوءنیت نبود، چون شهید آیت‌الله مدنی سابقه سکونت در تبریز نداشت و مردم تبریز وی را نمی‌شناختند و متقابلاً وی نیز مردم تبریز را نمی‌شناخت، گذشته از این پس از ورود آیت‌الله مدنی به تبریز، برخی از عناصر نفاق پیشه شایع کردند که آیت‌الله مدنی نماینده امام (ره)‌ است و قاضی دیگر این سمت را ندارد. با وجود این با تفاهم و همدلی به وجود آمده بین دو شهید محراب تبریز، دشمنان انقلاب مأیوس شدند و آیت الله مدنی به همدان رفت.   ایجاد ناآرامی توسط گروهک تروریستی فرقان  تجزیه ایران که با ایجاد بلواهایی در کردستان، بلوچستان، خوزستان و آذربایجان نزدیک بود که به مرحله عمل درآید، نخست از آذربایجان آغاز شده بود. تشکیلات حزب خلق مسلمان از پیش از انقلاب سازماندهی شده بود، تظاهراتی که در 28‌ و 29‌ دی ماه به طرفداری از آیت‌الله شریعتمداری صورت گرفت، از سوی همین تشکیلات راه‌اندازی و هدایت شد.  مجموع این مسائل و تهدیدات تلفنی مکرر آیت الله به قتل، توزیع اعلامیه‌هایی علیه وی و به راه افتادن دسته‌هایی که شعار "مرگ بر قاضی" سر می‌دادند، همه و همه نگرانی‌هایی ایجاد کرده بود. جریان‌های قدرتمند مخالف دست در دست هم به هر نحو ممکن درصدد حذف آیت الله بودند، با وجود این مسائل گوش ایشان بدهکار این حرف‌ها نبود، نزدیکان آیت‌الله قاضی که احساس خطر می‌کردند. به گفته یکی از نزدیکان شهید، چند روز قبل از شهادت ایشان، زنی ناشناس به رئیس کمیته مسجد شعبان تلفنی گفته بود که تا سه روز دیگر قاضی کشته می‌شود، رئیس کمیته این موضوع را به اطلاع ایشان رساند، آیت‌الله در پاسخ گفته بود: «خداوند حافظ است.» یکی دیگر از نزدیکان به آیت‌الله قاضی می‌گوید: «از شایعات شهری چنین استنباط می‌شود که خطری جدی شما را تهدید می‌کند، اجازه بدهید اتومبیلتان را به شیشه ضدگلوله مجهز کنیم»، وقتی ایشان از هزینه زیاد آن مطلع می‌شود، می‌گوید: «پول آن را به صندوق مستضعفین واریز کنید.» 

هنوز 6 ماه از انقلاب شکوهمند اسلامی نگذشته بود که گروهک منحرف و مزدور "فرقان"، ناجوانمردانه استاد بزرگ حوزه و دانشگاه، آیت الله مرتضی مطهری را به شهادت رساند. وقتی خبر شهادت مظلومانه استاد شهید مطهری به گوش آیت الله قاضی رسید بسیار متأثر و غمگین شد و همواره به اطرافیان خود می‌فرمود: «کاش بنده هم مثل استاد مطهری روزی به فیض شهادت برسم.»   مرا به این زودی ترور می‌کنند. آرزوی این شهید بزرگوار حدود 6 ماه بعد محقق شد. همزمان با برگزاری نماز عید قربان، از سوی گروه فرقان اعلامیه‌ای در محل برگزاری نماز توزیع شده بود و قرار بود یک نسخه از آن به آیت‌الله داده شود، یک نفر به ایشان مراجعه کرده و می‌گوید: «یک نسخه از اعلامیه گروه فرقان پیدا شده است»، ولی آیت‌الله قاضی می‌گوید: «اینجا محلش نیست و آن را به خانه بیاور.» شاهدان عینی از حضور دو نفر مشکوک که در نماز مغرب و عشاء در مسجد شعبان حاضر می‌شدند، خبر دادند، یکی از محافظان آیت‌الله می‌گفت: «آیت الله قاضی طباطبایی روز عید قربان که عازم شرکت در نماز بود، روی پله‌ها به اطرافیان خود گفت: "مرا به این زودی ترور می‌کنند."»   نحوه شهادت آیت الله قاضی طباطبائی حسین محمد پوران حلاج، فرزند جلیل محمد پوران حلاج، یکی از محافظان شهید آیت الله قاضی در گفت‌وگو با "توانا"، در خصوص شهادت نخستین امام جمعه تبریز می‌گوید: «پدرم که در روز شهادت شهید قاضی حضور داشته است، در خاطراتش نقل می‌کند: "پس از خواندن نماز عید قربان در ورزشگاه تختی تبریز، جهت شرکت در راهپیمایی به سمت جاده امامیه حدود 5 کیلومتر را طی کردیم؛ زمانی که برای نماز ظهر و عصر به منزل آمدیم شهید قاضی از راه طولانی این راهپیمایی خسته شده بود و گفت "به منزل می‌رویم"؛ اما ساعتی نگذشته بود که از مسجد "شعبان" تبریز تماس گرفتند که عده زیادی از مردم برای فریضه نماز مغرب و عشاء در این مسجد حضور یافتند و همچنان منتظر حضور آیت‌الله قاضی در مسجد هستند. پس از اینکه این مطلب به آقای قاضی گفته شد، محافظین در منزل حضور نداشتند چرا که ایشان تصمیم به استراحت گرفته بودند اما با اصرار و تماس‌های دوستان، آیت‌الله قاضی برای شرکت در نماز مغرب و عشاء به "مسجد شعبان" که در خیابان "تربیت" واقع‌شده به راه افتادند. پس از خواندن نماز در این مسجد که قرار بود استاندار آذربایجان هم حضور پیدا کند به سمت میدان ساعت حرکت کردیم، در کوچه "مسجدیه"‌ در حال عبور بودیم که ناگهان برق رفت، یک کیوسک روزنامه فروشی که آن طرف‌تر واقع شده بود به چشم می‌آمد. در این حین فردی نزدیک ماشین شد و ادعا کرد که می‌خواهد نامه‌ای به آیت‌الله قاضی بدهد و وقتی به ایشان نزدیک شد بلافاصله اسلحه‌اش را درآورد و گلوله‌ای به سر آقا و گلوله‌ای دیگر به کتف ایشان شلیک کرد.»   خمینی دوم را ترور کردم  حسین محمد پوران حلاج، در ادامه با بیان اینکه قاتل شهید آیت‌الله قاضی طباطبایی در دانشگاه تبریز درس می‌خوانده است، می‌گوید: «پدرم از روی ابروهای پیوسته ضارب، او را شناسایی کرد و زمانی که این قاتل شناسایی شد در اعترافاتش گفته بود در نامه‌ای که به آیت‌الله قاضی داده نوشته بوده است که "شما را ترور می‌کنم"، این فرد با تأثیرپذیری از افکار گروه فرقان تا آنجا پیشرفته بود که حتی در پای دار افتخار می‌کرد که "خمینی (ره) دوم" انقلاب اسلامی را به شهادت رسانده است.» 

رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) در پیامی شهادت آیت الله قاضی طباطبایی به دست گروهک فرقان را به عموم مسلمانان متعهد و علمای اعلام مجاهد و مردم غیور آذربایجان تسلیت گفتند. امام (ره) در این پیام با تأکید بر اینکه این ترور نشانه شکست حتمی دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتوانی و خودباختگی آنان است نوشتند: «در انقلابی که ابرقدرت‌ها را به عقب رانده و راه چپاولگری آنان را از کشور بزرگ بسته است این ضایعات و ضایعات بالاتر، اجتناب‌ناپذیر است. شهادت در راه خداوند زندگی افتخارآمیز ابدی و چراغ هدایت برای ملت‌هاست. ملت‌های مسلمان باید از فداکاری مجاهدین ما در راه استقلال و آزادی و اهداف مقدسه اسلام بزرگ الگو بگیرند؛ و با پیوستن به هم سد استعمار و استثمار را بشکنند و به پیش به سوی آزادگی و زندگی انسانی بروند.»  

کتاب الاجتهاد و التقلید (عربی، خطی) کتاب الفوائد (فقهی، تاریخی) کتاب خاندان عبدالوهاب (فارسی، خطی) کتاب فی علم الکلام (عربی، خطی) کتاب فصل‌الخطاب فی تحقیق اهل الکتاب (عربی، خطی) کتاب السعاده فی الاهتمام علی الزیاره (عربی، خطی) کتاب اجوبه الشبهات الواهیه (فارسی، خطی) رساله فی اثبات وجود الامام (ع) فی کل زمان (عربی، خطی) سفرنامه بافت (فارسی، خطی) المباحث الاصولیه (عربی، خطی) حاشیه بر کتاب رسائل شیخ انصاری (ره) حاشیه بر کتاب مکاسب شیخ انصاری (ره) حاشیه بر کتاب کفایه‌الاصول آخوند خراسانی تقریرات اصول آیت‌الله حجت کوه‌کمری کتاب قضا در اسلام کتاب صدقات امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره (علیهم السلام) کتاب ذکر حدیقه الصالحین (الذریعه الی تصانیف الشیعه) رساله در دلالت آیه‌ تطهیر بر اهل بیت (علیهم‌‌السلام) رساله در اوقات نماز رساله در مباهله رساله فی مساله الترتب رساله در نماز جمعه تعلیقات بر کتاب الفردوس الاعلی تألیف علامه شیخ محمد حسین کاشف‌الغطاء (عربی، مطبوع) تحقیق درباره اربعین حضرت سید‌الشهداء (ع) (فارسی، مطبوعات) تعلیقات بر کتاب انوار نعمانیه تألیف سید نعمت‌‌الله جزایری (عربی، مطبوع) مقدمه و تعلیق بر تفسیر جوامع الجامع طبرسی (عربی، مطبوع) تعلیقات بر کتاب اسلام صراط مستقیم (فارسی، مطبوع) تعلیقات بر کتاب کنزالعرفان (عربی، خطی) مقدمه بر کتاب صحائف‌الابرار کاشف الغطاء (عربی، مطبوع) آثار تاریخی آیت‌ الله العظمی حکیم (فارسی، مطبوع) مقدمه بر تنقیح الاصول مرحوم حاج میرزاآقا، متوفی در شهریور مقدمه بر کتاب مرآت الصلوه پیشگفتار بر علم امام علامه طباطبایی مقدمه بر کتاب معجزه و شرایط آن مقدمه بر کتاب جنه‌‌المأوی اثر کاشف الغطاء (عربی، مطبوع) پاورقی بر تعلیقات کتاب اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه اثر جما‌ل‌ الدین مقداد بن عبدالله الاسدی السیوری الحلی (عربی، مطبوع) اضافات و تعلیقات بر کتاب (انیس الموحدین) ملا محسن نراقی تحقق در ارث زن از دارائی شوهر (فارسی، مطبوع) کتاب علم امام علیه‌‌السلام (فارسی، مطبوع) مقدمه بر العقائد الوثنیه فی‌الدیانه النصرانیه (عربی، مطبوع) ترجمه مسائل قندهاریه از فارسی به عربی اثر کاشف‌الغطاء مقدمه بر تاریخ ابن ابی الثلج بلخی (عربی، خطی) مقالات متعدد چاپ شده در مجلات عربی مراسلات با مرحوم علامه کاشف الغطاء  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۶:۴۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۶:۴۶

شهید آیت الله قاضی طباطبایی

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی، اولین شهید محراب و اولین امام جمعه تبریز که در سنگر نماز جمعه به مبارزه با رژیم پهلوی پرداخت و با سخنرانی‌های پر شور باعث خشم نیروهای این رژیم شده و چندین بار نیز تبعید گردید. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع