سید نورالدین هندی، فرزند "سید مصطفی" و "هاجر آغا" در تاریخ 1 اسفند سال 1276 ش. در شهر "خمین" (از توابع استان مرکزی) به دنیا آمد. او یکی از دو برادر حضرت امام خمینی(ره) و حدودا 5 سال از ایشان بزرگ تر بود. نورالدین را در منزل نورالله می نامیدند. پس از شهادت پدر، نورالدین که تقریبا پنج یا شش سال داشت، تحت سرپرستی مادر و عمه اش، قرار گرفت. هر چند ابتدا به تحصیل حوزوی پرداخت ولی بعد علاقه ای نشان نداد و به کشاورزی مشغول شد. در عین حال به کسب معلومات قضایی نیز می پرداخت. که بعد ها به دلیل همین علم و آگاهی او را به ریاست دادگستری "خمین" برگزیدند اما به خاطر ارتباط با قوم بختیاری مورد غضب "رضا خان" قرار گرفت و باعث شد از ریاست دادگستری به وکالت تغییر شغل دهد. وی به خاطر داشتن رفتار و احکام عدالت آمیز در تمام سمت های قضایی اش، مورد حمله زورگویان قرار گرفت و راهی بیمارستان شد. نور الدین و دو برادرش "مرتضی" و "روح الله" از یک پدر و مادر بودند اما علت تفاوت نام خانوادگی آن ها وضع قانون ثبت احوال بود که می بایست آن ها نام خانوادگی متفاوت از یکدیگر انتخاب می کردند. او علاوه بر ارتباط با مردم و خوش خلقی و خوش برخوردی با مخالفان و موافقانش با اعضای خانواده اش ارتباط ویژه ای داشت مخصوصا علاقه او و حضرت امام خمینی(ره) به یکدیگر بسیار زیاد بود حتی زمانی که حضرت امام به عنوان رهبر نهضت انقلابی درگیر زندان و تبعید بود و نورالدین به فکر ارتباط با ایشان بود. بعد از تبعید امام (ره)به خارج از کشور، نورالدین مبارزات خود علیه رژیم پهلوی را شروع کرد و در گزارشهای ساواک، از وی به عنوان "فردی ناراحت که با برنامه ها در فرمهای اخیر کشور مخالف می باشد" ذکر شده است. بخاطر این گزارشها و نیز ارتباط مداوم وی با روحانیون مبارز و مبارزان مذهبی، همواره تحت کنترل ساواک بود. سید نورالدین سرانجام پس از تحمل بیماری در سال 1355 ش. درگذشت و در شهر قم به خاک سپرده شد. 
"سید حيدر موسوى اردبيلى كردى"، جد اعلاى سید نورالدین هندی و‏ سيد روح‏ اللّه‏ موسوى خمينى، در سال 766 هجرى قمرى از طرف عارف بزرگ "مير سيد على همدانى"، در راس كاروان كوچكى جهت تبليغ اسلام عازم كشمير شد و در آنجا به اتفاق همراهانش مورد احترام سلطان "شهاب ‏الدين شاه ميرى" قرار گرفته و با خيال راحت به تبليغ پرداخت. او پس از پنج سال که زمینه ورود به اسلام را در کمشیر آماده کرد، استادش "میر سید علی همدانی" را به کشمیر برد و در این هنگام هندوان و بوداییان گروه گروه به خدمت "همدانی" و "حیدر موسوی" رسیدند و به اسلام گرویدند. سيدحيدر موسوى خواهر زاده و داماد سيدعلى همدانى بود و سيدعلى به هفده واسطه از طريق حسين بن على(ع) به امير مؤمنان مى‏رسيد و از طرف مادر با شانزده واسطه سيدحسينى بود.وی با تأليف دو رساله، يكى به نام "نفحه العرفان" در عرفان و ديگرى "هدایه المستشرقین" در حقانيت مذهب اماميه، به "آينه ‏دار معرفت" معروف شد. وی سرانجام  به شهادت رسید. او فرزندان بسیاری داشت ولى  در بین آن ها "سید محمد جبل ‏العاملى" آن چنان درخشيد كه وى را "نوربخش ثانى" لقب دادند که او هم مانند پدرش به شهادت رسید.   چندین نسل پس از "سید محمد جبل العاملی"، همگی جزو علمای زمانه خود بودند که برخی از آنها صاحب تالیفات نیز بودند. "سيد احمد سيدعبدالحكيم" (معروف به حكيم شاهى شاهنواز) ملقب به "دين على شاه كشميرى" (کلمه شاه به معنی سید بود) جدّ اعلاى نور الدین هندی بود وی بين سالهاى 1240 و 1250 قمرى از هند و كشمير برای زیارت به عتبات عاليات رفت و پس از برخورد و آشنایی با برخی زائران و بر حسب تقاضای آن ها به سمت "خمین" راهی شد و در آن جا اقامت کرد. "سید احمد هندى" در تاريخ 11 آبان 1220 ش. با "سكينه" (خواهر يوسف ‏خان) ازدواج کرد که حاصل این ازدواج يک پسر به نام "سید مصطفى" و سه دختر بود. "مصطفی" فرزند "احمد هندی" همانند اجدادش به کسب علوم دینی در نزد علمای زمانه خویش مشغول شد و سپس به هدایت مردم در جهت انجام امور دینی پرداخت. 
سید نورالدین هندی به اتفاق سه خواهر به نامهای "مولد آقا"،"فاطمه"، "آغازاده"، و دو برادر به نامهای"مرتضی" و "روح الله" حاصل ازدواج "سید مصطفی" با "هاجر آغا" بودند که نورالدین از "روح الله" بزرگتر و از "مرتضی" کوچکتر بود. پدر او  پنج ماه پس از تولد آخرین فرزندش (روح الله) به دست زور گویان حکومت طاغوت به شهادت رسید. ازدواج نور الدین هندی در سال 1300-1301 ش. (1340 ه.ق) ازدواج کرد که حاصل آن ازدواج یک پسر به نام "محمد" و دو دختر به نام های "اقدس" و "منظر" بود که "اقدس" با "ناصر هندی" (پسندیده، پسر عموی خود) ازدواج کرد و دارای دو پسر به نام های "حمید" و "سعید" و یک دختر شد. سید نورالدین برای دومین بار در خمین با خانمی از خانواده مستوفی ازدواج کرد که حاصل آن ازدواج چهار پسر به نام های "منصور"، "مسعود"، "محسن" و "مهدی" و یک دختر به نام "زینت" بود. 
نورالدین هندی پس از آن که پدرش را از دست داد به همراه برادر بزرگترش (آیت الله مرتضی پسندیده) و خانواده راهی تهران شد. اولین تجربه کسب علم  و حضور در کلاس را از تهران آغاز کرد. وی پس از بازگشت به "خمین" نزد ملاهای محلی و برادرش "مرتضی" درس خواند. نور الدین در سال 1288 ش. در سن دوازده سالگی، به همراه برادر بزرگترش برای ادامه تحصیل به اصفهان  رفت و در مدرسه "ملاعبد الله" شروع به تحصیل نمود. وی برخلاف برادرانش، علاقه ای به ادامه تحصیل دروس حوزوی و رسیدن به اجتهاد نداشت، به همین جهت پس از چند سال تحصیل و کسب علم در سال 1295 ش. به "خمین" بازگشت و به شغل کشاورزی پرداخت و در کنار آن به کسب معلومات قضایی هم می پرداخت. 
پس از کودتای 3 اسفند 1299 ش. و هم زمان با تشکیل نهادها و تشکیلات اداری جدید، با در نظر گرفتن معلومات و توانایی های نورالدین، او به ریاست دادگستری "خمین" برگزیده شد و به همراه پسر عمه اش (میرزا علی محمد، امام جمعه) که با عنوان فقیه دادگستری مددیار او بود به خدمت پرداخت. وکالت نورالدین به جهت آنکه با مردمان قوم بختیاری ارتباط نزدیکی پیدا کرده بود مورد غضب "رضا خان" قرار گرفت و به همین دلیل در سال 1303 توسط اداره نظمیه (تهران) بازداشت و همین امر باعث شد تا وی مجبور به ترک اداره دادگستری شود و تا آخر با عنوان وکیل دادگستری فعالیت کند. نورالدین به رسم زمانه اش از سنین کودکی از عبا و عمامه استفاده می کرد و با همان لباس به ریاست دادگستری و وکالت پرداخت اما پس از آن که در سال 1313 ش. قانون پوشیدن لباس های متحد الشکل برای مردان تصویب و اجباری شد، چون او حکم و مجوز اجتهاد را برای پوشیدن لباس روحانیت (عبا و عمامه) نداشت عبا و عمامه را کنار گذاشت و تا آخر عمر لباس رسمی (کت و شلوار و کراوات) بر تن کرد. 
نورالدین در اوایل دهه چهل، به دست افراد زورگو مضروب شد که دلایل آن ها برای این کار جاری کردن عدالت در احکام  و  دفاعیاتش بدون در نظر گرفتن تمایزی بین افراد ویژه و عموم مردم بود که باعث شد تا مورد سوء قصد قرار بگیرد. وی زمانی که در ریاست دادگستری بود بر طبق موازین شرعی و با درستی و استقامت حکم می داد و این امر سبب شده بود تا راه نفوذ و سوء استفاده برخی افراد بسته شود و هم چنین زمانی که در شغل وکالت مشغول به کار بود کینه و دشمنی برخی موکلین، سبب شد تا زور مدارانی که با رفتارهای نور الدین نتوانسته بودند به مقاصدشان برسند، فردی را اجیر کردند که با چاقو او را مورد حمله قرار داد و  او را از ناحیه ریه شدیداٌ مضروب کرد و این باعث شد تا او چندین هفته در بیمارستان بستری شود. حضرت امام خمینی (ره) پس از آگاهی از این خبر برای ملاقات وی از قم راهی تهران شدند. نور الدین با آن که به دلیل درست کاری و اجرای عدالت مورد حمله قرار گرفته و مضروب شده بود اما با توجه به روحیه با گذشتی که داشت همواره بر عفو و بخشش و گذشت از ضارب تاکید می کرد. 
در پی تأسیس اداره آمار و ثبت احوال در کشور، از سال 1304 ش. همه مردم ایران موظف به انتخاب نام خانوادگی و گرفتن شناسنامه (سه جلد) شدند. در خمین نورالدین و برادرانش "مرتضی" و "روح الله"، که هر سه فرزندان "مصطفی" و "هاجر" بودند در پی انتخاب نام خانوادگی بودند اما طبق قانون اولیه ثبت احوال در هر شهری نباید نام خانوادگی اشخاص تکرار می شد به همین دلیل "روح الله" برادر کوچک تر، نام خانوادگی مصطفوی را که برگرفته از نام پدر بود برای خود برگزید اما "مرتضی" و نورالدین علی رغم منع قانونی، و با اصرار هر دو نام خانوادگی هندی را انتخاب کردند. در جریان جنگ جهانی دوم (1317 و 1318 ش) "رضا شاه" طرفدار آلمان ها بود و در جبهه مقابل سربازان هندی برای انگلیسی ها می جنگیدند. به همین جهت به دستور "رضا شاه" در جهت مخالفت با هر چیزی که یادآوری هندی و انگلیسی کند، دستور حذف آثار هندی و انگلیسی را در دستور کار دولت قرار داد. در همین راستا کمیسیونی برای رسیدگی به تغییر نام خانوادگی "مرتضی" و نورالدین هندی در خمین تشکیل گردید و رأی به تغییر نام خانوادگی آن ها (هندی) داد. "مرتضی" حکم کمیسیون را قبول کرد و نام خانوادگی مصطفوی را انتخاب کرد ولی مورد قبول کمیسیون واقع نشد و سپس نام خانوادگی "پسندیده" را پیشنهاد نمود که مورد قبول واقع شد، ولی نورالدین جهت تغییر نام خانوادگی اش از رأی کمیسیون اطاعت نکرد، با این حال هر سه نفر در بین اهالی خمین و اکناف و اطراف آن به "مرتضی خمینی"، "نورالدین خمینی" و "روح الله خمینی" شهرت داشتند. سوء استفاده سازمان امنیت رژیم شاه از نام خانوادگی هندی شهرت نورالدین به نورالدین هندی سبب شد تا سازمان امنیت رژیم شاهنشاهی با استفاده از نام خانوادگی هندی برعلیه حضرت امام خمینی(ره) سوء استفاده کند. در همین راستا "نعمت الله نصیری" (سومین رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور در زمان محمد رضا شاه پهلوی) پس از درگذشت نورالدین هندی دستور داد: «بررسی کنید به چه وسیله بر علیه خمینی با نام هندی و انگلیسی می شود بهره برداری کرد.» سپس به مراکز ساواک (سازمان امنیت و اطلاعات کشور) تهران و قم دستور داد که در مورد «هندی بودن خانواده خمینی» تحقیق کنند.  ولیکن در نتیجه تحقیقات رئیس ساواک یا مقامات دیگر رژیم، پس از جمع بندی گزارش ساواکهای تهران، قم و مشهد، که در جستجوی بد نام کردن حضرت امام خمینی(ره) با استفاده از نام خانوادگی برادرش (هندی) بودند، "نعمت الله نصیری" این مطلب را ثبت کرد: «منظور اصالت هندی بودن نیست.» 
نورالدین به واسطه ی اخلاق خوب و نیکویی که داشت علاوه بر ارتباط با موافقان و مخالفان خود با برادران و خواهران و بستگان هم ارتباط زیادی داشت. وی با حضرت امام خمینی(ره) ارتباط نزدیکی داشت. در خاطرات همسر حضرت امام، مرحوم خانم "خدیجه ثقفی" (معروف به قدس ایران)، آمده است که نورالدین هنگام خواستگاری و مراسم عقد امام خمینی(ره) با "خدیجه ثقفی"، حضور داشتند و حتی هنگام جاری شدن خطبه عقد در حرم عبدالعظیم (ع) نیز نورالدین و برادر بزرگ ترش در آنجا بودند. ارتباط با برادر در زندان سید نورالدین اگرچه مانند برادرش جزو شخصیت های روحانی و مجتهد مبارز نبود اما در جریانات نهضت انقلاب اسلامی برادر را تنها نگذاشت و تا آن جا که امکان داشت در کنار ایشان بود و او را همراهی می کرد. پس ازشروع نهضت انقلاب با رهبری امام خمینی(ره) که بر علیه رژیم شاه شکل گرفته بود، رژیم شروع به دستگیری و زندانی کردن رهبر نهضت کرد که در این بین نورالدین برادرش "روح الله" را تنها نگذاشت و با همه سختی ها و با وجود فضای امنیتی حاکم در زندان به ملاقات او می رفت و حتی بعد از آن که زمان آزادی برادرش از زندان رسید وی در روز جمعه 11 مرداد 1342 ش. به همراه چند تن از نزدیکان برای استقبال برادرش به طرف زندان عشرت آباد رفت و منتظر حضرت امام خمینی(ره) می شوند، اما عوامل رژیم شاه اجازه ندادند که نورالدین و همراهانش منتظر بمانند و آن ها را مجبور به بازگشت کرد. نامه نگاری با حضرت امام خمینی(ره) پس از آن که حضرت امام خمینی(ره) رهبری نهضت اسلامی را بر عهده گرفت، رژیم برای از بین بردن نقشه های انقلابی امام وی را به زندان می فرستاد و یا تبعید می کرد. بعد از آنکه در پی سیاست های رژیم شاه، حضرت امام خمینی(ره) به ترکیه تبعید شد، نورالدین برای تحمل دوری و جدایی از برادرش به او نامه می نوشت لذا نامه هایی بین دو برادر رد و بدل می شد که یکی از آن ها نامه ای بود که آقا امام خمینی(ره) در جواب نامه نورالدین از "بورسا" (شهری در کشور ترکیه) برایش فرستاد، که متن نامه به این شرح بود: «حضرت مستطاب آقاى هندى دام عمره‏ به عرض عالى مى رساند، مرقومه محترم چندى پیش واصل و موجب مسرت گردید. سلامت و سعادت جناب عالى و بستگان را از خداوند تعالى مسألت مى نماید، و حالت این جانب بحمد اللَّه تعالى خوب است و هیچ نگرانى ندارم. و جنابعالى و سایر اقوام نگران نباشید، حال من اینجا شاید از ایران هم بهتر باشد. در صورت امکان گاهى از سلامت خودتان و خویشاوندان مستحضرم فرمایید. خدمت همه خصوصاً همشیره مکرمه سلام مى رسانم و سلامت همه را از خداوند تعالى مسألت مى نمایم.» هم چنین در دورانی که امام خمینی(ره) دوران تبعید در عراق را می گذراندند این ارتباط بین نورالدین و ایشان برقرار بود. در سال 1354 ش. که نورالدین به خاطر شدت بیماری به لندن اعزام می شود، حضرت امام پس از اطلاع از جریان بیماری و اعزام به خارج ایشان، طی نامه ای به فرزندش " احمد" می نویسند که: «از مسافرت آقای هندی مطلعم کنید.» که این نشان دهنده علاقه آن ها به یکدیگر می باشد. 
سید نورالدین هندی که تا آخر عمر از جراحات وارد شده به ریه اش در حمله مزدوران زجر می کشید در نهایت در تاریخ 30 تیرماه 1355 ش. ودر سن 79 سالگی درگذشت و در قم (آرامستان باغ بهشت) به خاک سپرده شد. واکنش حضرت امام خمینی(ره) به خبر درگذشت برادر در پی درگذشت نورالدین و به دلیل دوری وی از حضرت امام، با دریافت خبر درگذشت نورالدین توسط حضرت امام خمینی(ره)، ایشان سه روز بعد از رحلت برادرش (نورالدین) نامه ایی را از نجف ارسال کردند که در آن سوگ و حزن و اندوه ایشان به خوبی واضح بود که در قسمتی از نامه این گونه نوشته بودند: «من الآن تنها نشسته ام و به برادرم که در این آخر عمر موفق نشدم او را ببینم فکر مى کنم... تقدیر آن است که من به ملاقات عزیزانم نایل نشوم. از امشب مجلس ختم در مسجد شیخ (شیخ انصاری نجف) منعقد است. مقدر بود که من به مجلس عزاى برادرم بروم؛ زنده باشم و تحمل مصیبت کنم... من با حال بسیار افسرده این نامه را نوشتم...» امام خمینی پس از بازگشت به ایران و بعد از یک ماه که از تهران به قم رفتند، پس از دو سال و نیم توانستند که بر سر مزار نورالدین حاضر شوند. ممنوعیت چاپ آگهی تسلیت از طرف ساواک پس از درگذشت نورالدین هندی در ساواک موضوع تاثیر چاپ آگهی توسط مردم و روحانیون، مطرح و بررسی شد و ساواک از ترس آن که نام حضرت امام دوباره در جامعه مطرح نشود تصمیم گرفت تا از چاپ آگهی تسلیت در نشریات عمومی و برگزاری مجالس ختم جلوگیری کنند. هم چنین اجازه مراسم وسیع نداد و فقط مجلس مختصری در "قم" و "خمین" برگزار شد  که طبق گزارش ساواک "سید احمد خمینی" (فرزند حضرت امام) در مجلس ختم "خمین" حضور داشت. ساواک در گزارشات خود تمام جزئیات مراسم ختم نورالدین را درج کرده است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۹:۲۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۹:۲۴

سید نورالدین هندی

خلاصه زندگی نامه

 سید نورالدین هندی، مشهور به نورالله، یکی از دو برادر بزرگوار حضرت امام خمینی(ره) که پس از کودتای سوم اسفند 1299، به دلیل داشتن معلومات قضایی ریاست دادگستری خمین را عهده دار شد. اما بعدها مجبور به ترک اداره دادگستری شده و به عنوان وکیل تا آخر عمر خدمت کرد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع