سید نورالدین جزایری، در سال 1088 ه.ق، در شهر "شوشتر" در شمال استان "خوزستان" به دنیا آمد. نام صحیح وی "نورالدین" است؛ اما، برخی تذکره نویسان به اشتباه نام او را "علی" و لقبش را "نورالدین" ذکر کرده‌اند. منشأ این اشتباه، "خوانساری" بوده که احتمالاً وی را با "سید نورالدین علی بن علی بن حسین بن ابی الحسن موسوی عاملی" (متوفی 1068 ه.ق) خلط کرده است. سید نورالدین از کودکی مقدمات علوم دینی را از محضر بزرگانی چون "محمد بن حسن حرّعاملی"، پدرش "سید نعمت اللّه جزایری"، و... فراگرفت و پس از وفات پدرش، عهده دار وظایف شرعی و دینی "شوشتر" شده و خیلی زود مرجع و مقتدای عام و خاص گشت. نقل شده که "نورالدین" در کودکی موفق به دریافت اجازه از "شیخ حرِّ عاملی" شد. "اخلاق سلطانی"، "انشاء الصلوات" و "فروق اللغات فی التمییز بین مُفادالکلمات" از مشهورترین آثار وی به شمار می ‌رود. وی سرانجام در شب ششم ذیحجه 1158 ه.ق در "شوشتر" درگذشت. 
پدر نورالدین، "سید نعمت الله جزایری" سرسلسله خاندان مشهور علمی و دینی سادات جزایری است که سه قرن در منطقه "خوزستان"،به ویژه "شوشتر"، خدمات علمی و دینی ارائه ‌کردند. نسب آنها به "عبدالله بن موسی بن جعفر"، فرزند "امام کاظم(ع)، می‌ رسد. فرزندان نورالدین پنج دختر و هشت پسر داشت، فرزندان وی، به سبب نامِ پدرشان، به "سادات نوریه" مشهور شده‌اند؛ اما، "جعفر اَعرَجی" احتمال داده که سبب این نامگذاری، انتساب آنان به "سید نورالدین بن سعداللّه" (از نوادگان حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام) باشد، "ولی محمد جزایری" این قول را چندان درست نمی ‌داند. 
سید نورالدین جزایری، مقدمات‌ علوم‌ دینی‌ را نزد پدرش‌ "سید نعمت اللّه جزایری" آموخت‌، وی‌ در کودکی‌، در سفری‌ به‌ "مشهد مقدّس"، با "شیخ‌ حرِّ عاملی"‌، محدّث‌ پرآوازه شیعی‌ (متوفی‌ 1104)، ملاقات‌ و از وی‌ اجازه روایی‌ اخذ کرد، سپس‌ برای‌ ادامه تحصیل‌ به‌ "اصفهان"‌ رفت‌ و از محضر عالمان‌ آن‌ دیار از جمله "میرمحمد باقر خاتون آبادی" و  "میر محمد صالح خاتون آبادی" بهره فراوان‌ برد. 
سید نورالدین جزایری، پس از اتمام تحصیلات، به "شوشتر" بازگشت و پس از وفات پدرش عهده دار وظایف شرعی و دینی شد، و خیلی زود مرجع و مقتدای عام و خاص گشت. "حزین لاهیجی"، که در همین دوره از "شوشتر" دیدن کرده، نورالدین جزایری را فاضل خوانده و وی را در زمره اعیان و بزرگانِ آن شهر ذکر کرد. به نوشته "شوشتری"، در حمله "نادرشاه" به "شوشتر" و کشتار عده‌ای از اهالی آن شهر، سید نورالدین جزایری به دیدار "نادرشاه" رفت و او را به سبب ظلم و تعدی در حق مردم، نکوهش کرد. به نظر می ‌رسد که این گزارش صحت نداشته باشد، زیرا هیچ یک از مورخان معاصر جزایری از این ملاقات سخنی به میان نیاورده‌اند و تذکره نویسان دوره‌های بعد نیز به تکرار سخنان "عبداللطیف شوشتری" اکتفا کرده‌اند؛ حال آنکه وی درباره خاندان جزایری سخنان مبالغه آمیز بسیار گفت. نورالدین در همین دوره عزلت گزید و از معاشرت با مردم پرهیز کرد. 
نورالدین، که روزگاری را صرف تدریس علوم دینی کرده بود، به شهرهای "ایران" و "حجاز" و "عراق" سفر و با عالمان و اعیان و بزرگان دیدار کرد. از جمله مهمترین شاگردان وی که در کتاب‌های تراجم به شماری از آنها اشاره شده، عبارتند از: -چهار تن از فرزندانش یعنی حسین و مرتضی و رضی و به ویژه عبداللّه -نصراللّه حائری، از مشاهیر عالمان کربلا، که نورالدین در شوال 1154 ه.ق به وی اجازه حدیث داد. -علی بن علی نجار شوشتری، از عالمان و پارسایان شوشتر، که "سید عبداللّه جزایری" از وی بسیار تجلیل کرد. -خواجه افضل بن خواجه علی شوشتری که، به نوشته "عبداللّه جزایری"، در علم موسیقی و تألیف نَغَمات بی‌نظیر بود. 
نورالدین جزایری، در فقه و حدیث و لغت، کتاب‌ها و رساله ‌های متعددی نوشته، از جمله: -اخلاق سلطانی، در شرح و ترجمه فارسی باب طهارت کتاب "النخبه فی الحکمه العملیه و الاحکام الشرعیه" تألیف "فیض کاشانی"، که آن را به فرمان "شاه حسین صفوی" به فارسی ترجمه و شرح کرد. -انشاء الصلوات و التحیات باقتباس آیه النور یا دوازده امام، که رساله ‌ای مختصر در صلوات بر چهارده معصوم(ع) است و "عبداللطیف شوشتری" و "محمدعلی کشمیری" تمام آن را نقل کردند. -تحفه الاولیاء فی ترجمه قصص الانبیاء و المرسلین الموسوم بالنورالمبین، که ترجمه‌ ای از "قصص الانبیاء" اثر "سید نعمت اللّه جزایری"، شامل یک مقدمه و 32 باب. -ترجمه حدیث وصیت هشام -حلّ بعض الاحادیث المشکله یا حل الاخبار، در شرح و بیان برخی احادیث مشکل -الرساله الطهوریه یا رساله فی احکام الطهارات، که آن را به دستور "شاه حسین صفوی" نوشت. -السیفیه، رساله‌ ای مختصر در قالب معما که آن را در پاسخ به "الرساله القوسیه" اثر "کمال الدین اسماعیل اصفهانی" نگاشت و در پایان کتاب "فروق اللغات" آورد. -کتابی ناتمام در نحو که در آن به تفصیل به مباحث دانش نحو پرداخت. -رساله اضداد لغوی، "سید احمد حسینی اشکوری"، رساله اضداد لغوی را در زمره تألیفات نورالدین بر شمرد، این رساله به فارسی و در آن گزیده ‌ای از اضداد "رضی الدین صَغانی" (متوفی 650 ه.ق) آمده است. این رساله به درخواست "نواب مهرعلی خان" ترجمه و تدوین شد. البته در بخش پایانی کتاب فروق اللغات فصلی مستقل با عنوان اضداد منقول از رضی الدین صغانی ملحق شده که به عربی است. -فروق اللغات فی التمییز بین مُفادالکلمات 
مشهورترین اثر نورالدین جزایری، به اختصار به "فروق" نیز مشهور بود. اما خوانساری به اشتباه این کتاب را از تألیفات پدر نورالدین دانسته است. فروق اللغات پیوستی نیز داشته که در آن مطالب گوناگونی در ادبیات و لغت مطرح شد، مانند چند خطبه و لغز و قطعه‌ای ادبی که به شیوه "مقامات" نگاشت. این مطالب موضوعات مختلفی دارند، از جمله: برانگیختن مردم برای جهاد با افغانها هم زمان با ورود "طهماسب دوم صفوی" به "اصفهان" و شکست "اشرف افغان" از سپاه طهماسبقلی (نادرشاه) در جمادی الاول سال 1142 ه.ق. مقدمه نورالدین‌ جزایری‌ در مقدمه این‌ کتاب‌، با بیان‌ وجود تفاوت‌ میان‌ واژه ‌های‌ مترادف‌ در زبان‌ عربی‌ ، نظر قائلان‌ به‌ ترادف‌ را نقد کرد، سخنان‌ و دلایل‌ جزایری‌ در این‌ زمینه‌، یادآور سخنان‌ لغوی‌ مشهور، "ابوهلال‌ عسکری"‌، در مقدمه کتاب‌ "الفروق‌ اللغویه" بود‌. جزایری‌ همچنین‌ در مقدمه این‌ کتاب‌ سبب‌ تألیف‌ آن‌ را فقدان‌ کتاب هایی‌ مدون‌ در این‌ زمینه‌ معرفی‌ کرده، و این‌ سخن‌، با توجه‌ به‌ کتابهای‌ معتبری‌ که‌ در این‌ زمینه‌ نوشته‌ شده‌ از جمله‌ "الالفاظ ‌المترادفه ابوالحسن‌ علی‌بن‌ عیسی‌ رمّانی"‌، "ما اختلفت‌ الفاظه‌ واتفقت‌ معانیه‌ اَصمعی‌" و کتاب‌ "الفرق‌ ثابت‌بن‌ ابی‌ثابت"‌، چندان‌ توجیه ‌پذیر نبود. روش تالیف فروق اللغات روش جزایری در نگارش کتاب فروق اللغات، که خود از آن به قانون تعبیر کرده، به وضوح متأثر از روش‌های معمول در فقه بود. بدین ترتیب که پس از ذکر تفاوت‌های میان واژه‌ها، به کتاب، سنّت یا کاربردهای زبانی استناد کرده، چنانکه به آرا و اصطلاحات فقیهان نیز توجه کامل داشت. هم چنین خصلت و گرایش حدیثی وی در سراسر کتاب آشکار و برای بیان فروق لغوی، به کتب ادعیه مأثور، از جمله "صحیفه سجادیه"، نیز استناد شد. استناد به برخی منابع جزایری‌ در این‌ کتاب‌، علاوه‌ بر کتابها و مجموعه‌های‌ حدیثی‌، از کتابهای‌ تفسیر و آثار مفسرانی‌ چون‌ زمخشری‌ ، بیضاوی‌ و به‌ ویژه‌ طبرسی‌ ، بهره فراوان‌ برد و همچنین‌ به‌ پاره‌ای‌ کتابهای‌ لغت‌ و ادب‌ ، مانند "دُرّه الغَوّاصِ حریری"‌، "قاموس ‌اللغه ‌فیروزآبادی"‌ و "اَدَبُ الکاتبِ ابن‌ قتیبه‌"، استناد کرد. "هانری‌ لامنس"‌، شرق ‌شناس‌ بلژیکی‌، در  سال 1889 م، کتابی‌ با عنوان‌ "فرائد اللغه‌ فی‌الفروق"‌ منتشر کرده‌ که‌ در نگارش‌ آن‌ از کتاب‌ "فروق‌" نورالدین‌ جزایری‌ بهره‌ برد، ظاهراً "لامنس"‌ بخش‌ اعظم‌ کتاب‌ جزایری‌ را در کتاب‌ خود عیناً درج‌ کرده‌ و در موارد بسیاری‌ نیز به‌ کتاب‌ جزایری‌ اشاره‌ کرد‌. علاوه‌ بر این‌، "اوگوست‌ هافنر" با همکاری‌ "لویس‌ شیخو"، در سال 1375 ه.ق، مجموعه‌ رساله‌ هایی‌ را در لغت‌ عربی‌ با عنوانِ "البلغه‌ فی‌ شذور اللغه" منتشر کرده‌اند که‌ "رساله فی‌ المؤنّثات‌ السماعیه" ‌نورالدین‌ جزایری‌ از جمله آنها بود. این‌ رساله‌، چنانکه‌ گردآوردندگان‌ کتاب‌ اشاره‌ کرده‌اند، بخشی‌ از کتاب‌ "فروق ‌اللغات" بود. نسخ چاپ شده "فروق ‌اللغات‌" نخستین ‌بار در سال 1274 ه.ق، به‌ گونه ‌ای‌ ناقص‌، همراه‌ با کتابهای‌ "السّامی‌ فی‌الاسامی میدانی"‌، "سرّالادب‌ فی‌ مجاری‌ لغه (کلام‌) العربِ ثعالبی"‌ و "شرح‌ قصیده‌ کعب‌بن‌ زهیر" به‌ چاپ‌ رسید. سپس‌ در سال 1380، با تحقیق‌ و مقابله "اسداللّه‌ اسماعیلیان"‌ و بر اساس‌ دو نسخه خطی‌ و نیز نسخه چاپ‌ شده‌، در "تهران"‌ چاپ‌ شد و سرانجام‌، این‌ کتاب‌ به‌ کوشش‌ "محمد رضوان‌الدایه"‌، از سوی‌ رایزن‌ فرهنگی‌ ایران‌ در "دمشق" ، منتشر گردید. چاپی‌ هم‌ از این‌ کتاب‌ به‌ همراه‌ کتاب‌ "ابوهلال‌ عسکری"‌، تحت‌ عنوان‌ "معجم‌الفروق‌ اللغوّیه" در "ایران"‌  صورت‌ گرفته‌ و گفتنی‌ است‌ که‌ ظاهراً در نسخه خطی‌، در پایان‌ "امثال‌ منظوم‌"، افتادگی‌ وجود دارد که‌ مصحح‌ به‌ آن‌ اشاره‌ نکرده‌؛ اما، در چاپ‌ "نجف"‌ ابیات‌ منظومه‌ تا پایان‌ ذکر شده‌ و پس‌ از آن‌، فصل‌ قطعات‌ منثور آمد. ضمناً، چاپ های‌ این‌ کتاب‌ در "تهران‌" و "نجف‌" و "دمشق"‌، در ترتیب‌ مطالب‌ اختلافات‌ فراوانی‌ دارند. 
سرانجام سید نورالدین جزایری،‌ در شب‌ 6 ذیحجه سال 1158 ه.ق، در "شوشتر" درگذشت‌، و مطابق‌ وصیتش‌، در جوار مسجد جامع‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد، هم چنین آرامگاه ایشان‌ در آن‌ شهر زیارتگاهی برای عموم است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۷:۵۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۷:۵۴

اسناد و مراجع