سید فیلد (Syd Field) در 19 دسامبر 1935 در هالیوود، ناحیه‏ای در شمال غربی شهر لس آنجلس، از ایالت کالیفرنیا به دنیا آمد. او در سال 1960 از دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، مشهور به دانشگاه برکلی (University of California, Berkeley)  در رشته ادبیات انگلیسی لیسانس گرفت. فیلد دوران کاری خود را در "وولپر پروداکشنز" در واحد کشتی‌ رانی آغاز کرد و هفته‌ای 75 دلار دستمزد می‌گرفت.او کار خود را با نوشتن مجموعه تلویزیونی "بیوگرافی" آغاز کرد و همزمان در پروژه‌های دیگر "وولپر پروداکشنز" مشغول بکار شد. سید فیلد تئوریسین فیلمنامه نویسی و استاد دانشگاه بود که از او به عنوان معلم همه فیلمنامه نویسان یاد می‌شود. وی در سن 77 سالگی درگذشت. 
فیلد که CNN به او لقب مرشد تمام فیلمنامه ‌نویسان داده بود، اولین نویسنده‌ای است که الگوی ساختار "سه پرده ای" در فیلمنامه را تعریف کرد، الگویی که یکی از رایج‌ترین الگوهای فیلمنامه ‌نویسی شد و هنوز هم طرفداران زیادی دارد و بسیاری از فیلمنامه نویسان در سراسر جهان از آن تبعیت می‌کنند. فیلد در ساختار "سه پرده ای" یک فیلم 120 دقیقه‌ای را به سه بخش 30، 60 و 30 دقیقه‌ای تقسیم کرد و فیلمنامه نویسان را برای پیشبرد قصه و درام ملزم به رعایت نکاتی کرد. در سرمشق فیلمنامه نویسی فیلد و به خصوص در 10 دقیقه ابتدایی، فیلم ضمن معرفی شخصیت‌هایش باید بتواند تماشاگر را جذب و به تماشای ادامه اثر ترغیب کند. این الگو، یکی از رایج‌ترین الگوهای فیلمنامه ‌نویسی در هالیوود است.  تئوری "سه پرده ای" یک قالب تئوریک برای الگوی قدیمی آن تئوری فیلمنامه "سه‌ پرده ‌ای" نظریه‌ای نبود که فیلد برای اولین بار وارد حوزه نگارش آثار نمایشی کند. این الگو را می‌توان در بسیاری از مهم‌ترین آثار نمایشی تاریخ هنر مشاهده کرد: از نمایشنامه‌های یونان باستان گرفته تا اکثر آثار کلاسیک سینمای آمریکا. از این نظر نمی‌توان سید فیلد را یک مبدع نامید؛ اما نکته این است که تا قبل از تلاش سید فیلد برای ایجاد یک قالب تئوریک برای این الگوی قدیمی -حتی زمانی که فیلمنامه ‌نویسی چون "بیلی وایلدر" این الگو را به کار برد- الگوی "سه ‌پرده‌ای" بیشتر یک تکنیک غریزی بود؛ قالبی که بیشتر بر اثر گذر زمان و کسب تجربه به دست می‌آمد تا به واسطه مطالعه تئوری‌های مدون.   تئوری "سه پرده ای" قالبی برای فیلمنامه نویسی فیلد مهم‌ترین کسی بود که موفق شد تجربه این همه نمایشنامه‌ نویس و فیلمنامه‌ نویس بزرگ را در قالب تئوری‌های مشخص و طبقه‌بندی‌شده عرضه کند؛ تئوری‌هایی که یک گام بزرگ برای تمام کسانی بودند که تمایل داشتند زیر و بم فیلمنامه‌نویسی را سریع‌تر از همیشه بیاموزند.  او توانست این تجربیات را در قالب الگویی جهان‌شمول و درعین‌حال مؤثر و کلیدی در جزئیات ارائه دهد؛ شیوه‌ای از فیلمنامه‌ نویسی که از یک‌سو نه تنها آثار کلاسیک سینمای آمریکا که بسیاری از فیلمنامه‌های خارج از این جریان را می‌توان با آن تحلیل کرد و از سوی دیگر استفاده از آن می‌تواند حتی به نظم‌ یافتن ذهن فیلمنامه‌نویس منجر شود.  نکته مهم‌تر این بود که خود سید فیلد بهتر از هر فرد دیگری می‌دانست که الگوی مطرح‌شده توسط او برای ایجاد یک فیلمنامه و در نهایت یک فیلم سینمایی خوب کفایت نمی‌کند. او در پاسخ به این سؤال که "آیا همه فیلمنامه‌ها با این الگو (الگوی معروف به سید فیلدی) همخوان هستند؟" گفت: «بله. ولی آن (الگو) چیزی نیست که آن‌ها را به فیلمنامه‌ها یا فیلم‌های خوب تبدیل کرده است. این الگو یک قالب است، نه یک فرمول.»  درحالیکه تاریخ سینما پر است از فیلمنامه‌هایی که به دقت از الگوی سه پرده ای تبعیت می‌کنند اما در نهایت نتوانستند مایه کافی برای خلق یک اثر هنری ماندگار را فراهم آورند. علت آن، این است که سید فیلد در آثارش در کنار تأکید بر فواید استفاده از شیوه فیلمنامه ‌نویسی سه پرده ای، به نکات کوچک ولی مهم دیگری اشاره کرده که گاه می‌توانند به اندازه توجه به قواعد فیلمنامه ‌نویسی سه پرده ای در خلق یک فیلم خوب مؤثر باشند.   اهمیت غریزه فیلمنامه نویس در استفاده از الگوی "سه پرده ای" وقتی سید فیلد در کتاب "چگونه فیلمنامه بنویسیم" به شکلی متواضعانه و در قالب یک جمله کوتاه به این اشاره میکند که: «وقتی فیلم خوبی را به یاد می‌آورید، صحنه‌ها را به یاد می‌آورید، نه تمام فیلم را»، در واقع نکته بسیار مهمی را مطرح می‌کند: این که توجه به جزئیات در فیلمنامه ‌نویسی صرفاً به رعایت ریزه‌کاری‌های سیستم سه پرده ای محدود نمی‌شود بلکه درعین‌حال مستلزم توجه به سکانس‌های کلیدی و اثرگذار فیلم و تلاش برای پروراندن آن‌ها است. حتی اگر این کار باعث شود تا برخی از سکانس‌های دیگر فیلم که دارای اهمیتی کمتر هستند، به جایگاهی که پتانسیلش را دارند، نرسند. نکته‌ای که فیلد در این جمله مطرح کرده، در درجه اول به کمک غریزه فیلمنامه ‌نویس است که کشف می‌شود و نه تئوری‌هایی که آموخته است و این نکته بسیار مهمی در کارنامه فیلد به شمار می‌رود. سید فیلد که بخش مهمی از کارش، تئوریزه کردن عناصری بود که پیش از آن به کمک غریزه به مرحله اجرا درمی‌آمدند، در برخی از مهم‌ترین نکاتی که به خواننده آثارش گوشزد می‌کرد، باز به غریزه تکیه می‌کرد.   
اولین کتاب سید فیلد با عنوان "فیلمنامه" نخستین بار در 1979 منتشر شد که در همان سال به عنوان پرفروش‌ترین کتاب سال در این حوزه معرفی شد. این کتاب به 23 زبان ترجمه شده که در صدها دانشکده و دانشگاه در سراسر دنیا تدریس می‌شود تا جاییکه از این کتاب به عنوان "انجیل فیلمنامه نویسی" یاد می‌کنند.فیلد در مصاحبه‌ای در سال 2008، با پایگاه "فروشگاه نویسندگان"، انگیزه و هدف نوشتن کتاب "فیلمنامه" را اینگونه بیان کرد: «آن زمان فقط چند کتاب درباره هنر و حرفه فیلمنامه نویسی بود. من در دانشگاه تجربی "بلوط های شروود" در هالیوود فیلمنامه نویسی درس می‌دادم، جایی که چند صد نفر از کلاس‌های من رد می‌شدند و از من می‌خواستند که درس هامو به کتاب تبدیل کنم. در آن زمان فیلم‌ها بر اساس داستان‌های شخصی افراد و یا کتاب‌های رمان ساخته می‌شد و کسی به طور اختصاصی فیلمنامه نمی‌نوشت. "فیلمنامه"، همه چیز را تغییر داد. به سرعت پرفروش شد، چون در نوع خودش اولین کتاب بود که از فیلم‌های مطرح و محبوب زمان خودش برای روشن کردن حرفه نوشتن برای پرده عریض استفاده می‌کرد.» 
سید فیلد در طول بیش از پنجاه سال فعالیت خود، سهم بسزایی در زمینه ارتقاء دانش فیلمنامه نویسی به ویژه بر اساس ساختار درام ارسطویی و کلاسیک داشته و شاگردان بسیاری تربیت کرده است. او در دوران کاری خود، رئیس کمیته روابط آکادمیک انجمن نویسندگان آمریکا و استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و مؤسسه فیلم آمریکا بود و به عنوان مشاور ویژه فیلمنامه ‌نویسی با شرکت‌های "فاکس قرن بیستم" (20th Century Fox)، "استدیو دیزنی" (the Disney Studios)، "یونیورسال" (Universal) و"تری-استار پیکچرز" (Tri-Star Pictures) همکاری می‌کرد. او درعین‌حال برای دانشمندان "جی‌پی‌ال" و "ناسا" کارگاه‌های آموزشی در حوزه هنر تجسمی در قصه‌گویی برگزار می‌کرد. فیلد همچنین اولین عضو تالار مشاهیر انجمن فیلمنامه ‌نویسی آمریکا و مشاور ویژه "گتی سنتر" در پروژه حفظ فیلم بود. او به دعوت وزرای فرهنگ کشورهای مختلف در سراسر اروپا، آسیا، آمریکای جنوبی و کانادا کلاس‌های آموزشی برگزار می‌کرد. سید فیلد همچنین ریاست کمیته ارتباطات های تحصیلی انجمن صنفی نویسندگان را در کالیفرنیا بر عهده داشت و استاد نگارش حرفه‌ای فیلمنامه در دانشگاه جنوب کالیفرنیا بود.  
کتاب‌ها و کلاس‌های آموزشی فیلد، نویسندگان و تهیه‌کنندگان صنعت فیلمسازی را تحت تأثیر قرار داد. او، ساختار کلاسیک در فیلمنامه را در حد اعلا تشریح کرد و این امکان را برای نویسندگان به وجود آورد تا بدانند برای نوشتن یک فیلمنامه حداقل روی کاغذ و در عالم تئوری چه باید کرد. "جاد آپاتو"، نویسنده و کارگردان فیلم‌هایی مانند "Knocked Up" گفت: «چیزی که از کلاس سید فیلد یاد گرفتم این بود که فیلم‌هایی چون "آنی هال" یا "شاهد" چطور درست از کار درآمده‌اند. بعد به این فکر کردم که خب، الان من چطور می‌توانم کاری متفاوت انجام بدهم؟ مفهوم "همیشه در حال یاد گرفتن" از آن روز تاکنون با من بوده است.» "تینا فی"، از شاگردان سید فیلد، خالق و نویسنده سریال "30 راک" گفت: «یک میلیون نسخه از داستان را نوشتم و بعد همان کاری را انجام دادم که همه انجام می‌دهند: کتاب‌های سید فیلد را خواندم.» "فرانک دارابونت"، از شاگردان سید فیلد، نویسنده و کارگردان فیلم "رهایی از شاوشنک" فیلد را مورد تحسین قرار داد و گفت: «اول کتاب‌های او را خواندم و بعد در کلاس‌هایش شرکت کردم. به خاطر اینکه همیشه برای من الهام‌بخش بوده، از او متشکرم.»  
سید فیلد درباره افرادی که بیشترین تأثیر را روی کار او گذاشته‌اند، گفت: «معلم من،‌ فیلمساز بزرگ فرانسوی، "ژان رنوار" و دوست من "میکل ‌آنجلو آنتونیونی"... آن‌ها به من نشان دادند که فیلم بر اساس رفتار شکل می‌گیرد و چیزی که ما می‌بینیم ممکن است به همان اندازه و یا بیش از حرفی که کاراکترها به زبان می‌آورند، مهم باشد... " ژان رنوار" همیشه به من یادآوری می‌کرد: "سخت‌ترین چیز در نوشتن این است که بدانید چه چیزی را بنویسید."» 
- "فیلمنامه" در سال 1979 - "راهنمای فیلمنامه نویس" در سال 1984 - "فروش یک فیلمنامه: راهنمای فیلمنامه ‌نویسی در هالیوود" در سال 1989 - "مطالعات در آمریکایی" در سال 1994  - "حل مشکلات فیلمنامه ‌نویس" در سال 1998 - "جستجو در فیلم‌ها: یک سفر خصوصی در چهار دهه تاریخ فیلم مدرن" در سال 2001 - "راهگشای فیلمنامه ‌نویسی" در سال 2003   
از فیلد کتاب‌هایی با عناوینی چون "راهگشای فیلمنامه ‌نویسی"، "راهنمای فیلمنامه‌ نویس" و "چگونه فیلمنامه بنویسیم" (مبانی فیلمنامه ‌نویسی) به فارسی ترجمه شده و بارها تجدید چاپ شده است. کتاب "راهنمای فیلمنامه نویس" که بر اساس تجارب کارگاه‌های فیلمنامه نویسی سید فیلد در لس آنجلس تنظیم شده است، در کشور ما با ترجمه "عباس اکبری" در سال 1377 و توسط انتشارات "نیلوفر" منتشر شده است؛ علاوه بر آن نسخه آموزش کارگاهی فیلمنامه نویسی سید فیلد که حاوی ایده‌ها و نظریات او در حوزه فیلمنامه نویسی و در رابطه با موضوعات اساسی و کلیدی فیلمنامه نویسی و آموزش مباحث پایه‌ای نگارش فیلمنامه است، در شهریورماه 1388، توسط "عباس اکبری" ترجمه و توسط "نصرالله مدقالچی" دوبله شد. انتشارات بنیاد سینمایی فارابی کتابی تازه از سید فیلد را در اواخر آبان ماه 1392، منتشر کرد. "کتاب دستور کار فیلمنامه نویسان" یکی از کتاب‌های تازه سید فیلد که بار آموزشی قابل توجهی دارد و در 17 بخش و در قالب تمریناتی برای فیلمنامه نویسان، تکنیکهای اصلی فن نگارش فیلمنامه را به علاقمندان سینما آموزش می‌دهد. این کتاب با ترجمه "حمیدرضا گرشاسبی" منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.  
بدون شک برخی از تئوری‌ها و نظریات سید فیلد هم مثل هر فرد دیگری قابل نقد هستند اما تجربه نشان داده که آن چه بزرگی یک فرد را ثابت می‌کند، نه درست بودن تمام نظریات او که تأثیر او بر حیطه فعالیتش و توانایی‌اش در گسترش محدوده‌های آن حوزه است. مرور برخی از جملات و سخنان وی، شايد بيش‌از هر چيز اين نکته را نشان دهد که چطور می‌توان فراتر از قالب‌ها و الگوها، به يک فرد الهام‌بخش و تأثيرگذار تبديل شد:   یاد گرفتم به شانس یا تصادف اعتقاد نداشته باشم فیلد در کتاب "فیلمنامه" «در طول سال‌ها، یاد گرفتم که چندان به شانس یا تصادف اعتقاد نداشته باشم؛ فکر می‌کنم همه چیز به خاطر یک علت مشخص رخ می‌دهد. هر لحظه، هر تجربه‌ای که در طول مدت زمان کوتاه حضورمان در این سیاره به دست می‌آوریم، چیزی برای آموختن دارد. فرقی نمی‌کند که آن را تقدیر، سرنوشت یا هر چه که می‌خواهید بنامید.»   نوشتن فیلمنامه مثل بالا رفتن از یک کوه است فیلد در کتاب "کار فیلمنامه نویسان" درباره چطور نوشتن گفته است: «نوشتن باید یک ماجراجویی، پر از راز و رمز و عدم قطعیت باشد.» او در جای دیگر گفته است: «نوشتن یک فیلمنامه مثل بالا رفتن از یک کوه است. هنگام کوه‌نوردی، تمام چیزی که می‌توانید ببینید، صخره جلوی رویتان و صخره‌ای است که مستقیماً بالای سرتان قرار دارد. شما نمی‌توانید ببینید از کجا آمده‌اید یا به کجا خواهید رفت.»   
دکتر مایکل بتی، دانشمند آلمانی علوم رسانه‌ای، فیلمساز و متخصص بازی‌های رایانه ای، روش سید فیلد را وارد علوم رسانه ای کرد و به صورت یک تز برای دانش رسانه‌های دیداری درآورد.  فیلمنامه اصول بسیاری دارد اما یک سناریو خوب زمانی خود را نشان می‌دهد که روند داستانی پر کششی را شامل شود. سبک سید فیلد شاید پرکاربردترین یا تنها سبک برای نوشتن فیلمنامه در بازی‌های ویدئویی باشد. سبک آموزشی "فیلد": آغاز داستان و معرفی ابتدایی، نقطه عطف و شروع گره افکنی همراه با پیشروی در زمان، نقطه‌ اوج داستان و سرانجام گره‌گشایی نهایی است. اگر دقت کنید در بعضی از بازیها در همان نقطه‌ اوج، کار سناریو را تمام می‌کنند. در هر صورت روش گفته شده یکی از مجموعه الگوهای قابل پیاده سازی است. این روش چه در ساختار سه گانه‌های بازی‌های ویدئویی چه در سناریو تک داستانی به یک صورت به کار می‌رود.   
سید فیلد در 17 نوامبر سال 2013  در 77 سالگی به دلیل ابتلا به کم‌خونی همولیتیک (hemolytic anemia) در خانه خود در "بورلی هیلز" (Beverly Hills) درگذشت. همسر، خانواده و دوستان فیلد هنگام مرگ در کنارش بودند.  
سید فیلد خطاب به جویندگان فیلمنامه نویسی گفته است: - درام یعنی کشمکش. بدون کشمکش شخصیتی ندارید؛ بدون شخصیت ماجرایی ندارید و بدون ماجرا داستان وجود ندارد.  - ده صفحه فرصت دارید تا نظر خواننده را جلب کنید و سی صفحه فرصت دارید تا داستانتان را بنا کنید.  - سردرگمی اولین گام به سمت وضوح است.   زندگی شما، بهترین منبع تحقیق شما - اگر به جایی رسیدید که نمی‌دانید شخصیت‌های شما چه کار باید بکنند، به زندگی خود مراجعه کنید و ببینید اگر شما جای آن‌ها بودید، چه می‌کردید. زندگی شما بهترین منبع تحقیقِ موجود در اختیار شماست.    کم رنگ شدن مرزهای اخلاقی، چیزی که فیلم را به یک اثر کلاسیک تبدیل می‌کند - چیزی که به نظر من فیلم را به یک اثر کلاسیک تبدیل می‌کند، این است که مرزهای اخلاقی سنتی بین خوب و بد، یا درست و غلط، یا سفید و سیاه، کم‌رنگ می‌شوند. باید نبوغ فورد را ستایش کرد که توانسته چشم‌انداز و احساس یک وسترن حماسی را با هم تلفیق کند و درعین‌حال طبیعت اجتماعی زمانه و ابهام فراوان ناشی از تغییر زمانه را بازتاب دهد.   مهم نیست فیلم شما خطی یا غیرخطی باشد  - برای من واضح شده که مهم نیست فرم فیلم شما خطی یا غیرخطی باشد. همیشه یک آغاز، یک میانه و یک پایان وجود دارد. به عنوان مثال فیلمی مثل شجاعت زیر آتش (پاتریک شین دانکن) یا روز گراوندهاگ (دنی رابین، هارولد رمیس)، یا مظنونین همیشگی (کریستوفر مک‌کواری)، یا بیمار انگلیسی (آنتونی مینگلا) یا ممنتو (کریستوفر نولان) همه بر اساس یک حادثه ویژه تعیین‌کننده شکل گرفته‌اند؛ تنها زمانی که حادثه نشان داده می‌شود، فیلمنامه به شعب مختلفی تقسیم می‌شود. ساخت یک فیلم غیرخطی یعنی مشخص کردن بخش‌ها، سپس ساختاربندی کردن هر بخش از ابتدا تا انتها. در این نقطه فیلمنامه‌نویس می‌تواند آن‌ها را به هر ترتیبی که می‌خواهد مرتب کند.   شخصیت‌های قوی و اعمال قوی آنها، دو عامل مهم خلق یک فیلمنامه بزرگ - دو پاسخ بزرگ که باعث خلق یک فیلمنامه بزرگ می‌شوند: شخصیت‌های قوی و اعمال قوی. ولی چیزی که در بسیاری از فیلمنامه نویسان جوان مشاهده کرده‌ام، این است که تلاش می‌کنند داستان خود را از طریق دیالوگ‌ها و کلمات بیان کنند و نه از طریق اتفاقات. چیزی که آن‌ها درک نمی‌کنند این است که فیلم بر اساس رفتارها و خلق موقعیت‌هایی احساسی شکل می‌گیرد که شخصیت به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد. وقتی داستان بیشتر از طریق کلمات بیان شود تا جنبه‌های بصری، منجر به یک فیلمنامه بد و وراج می‌شود که شخصیت اصلی آن بسیار منفعل است. شخصیت اصلی همیشه باید فعال باشد.   

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۱:۵۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۱:۵۳

سید فیلد

خلاصه زندگی نامه

 سید فیلد، از نظریه‌پردازان آمریکایی در حوزه فیلمنامه‌ نویسی که به عنوان پدیدآورنده ساختار "سه پرده ای" در فیلمنامه شناخته می‌شود. از او کتاب‌های مختلفی درباره نحوه نگارش فیلمنامه به جای مانده و فیلمنامه‌ نویسان زیادی در سراسر دنیا از روش او در فیلمنامه نویسی تبعیت می‌کنند. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع