آیت ‌الله سید عبدالله بلادی بوشهری بهبهانی ملقب به مجتهد بلادی بهبهانی بوشهری، در سال 1291  هجری قمری در خانواده‌ای اهل علم و تقوی در شهر مقدس "نجف اشرف" دیده به جهان گشود. ایشان از نه سالگی تحصیلات مقدماتی در حوزه فقه و علوم دینی را از محضر پدر گرامی شان و چندین دانشمند فراگرفتند و بعد از کسب مدارج علمی و فقهی از علمای نجف اجازه اجتهاد گرفتند و در سال 1326 قمری هم‌ زمان با انقلاب مشروطه به بوشهر بازگشته و فعالانه در پیشبرد اهداف این انقلاب در نواحی جنوب ایران تلاش کرد. با وقوع جنگ جهانی اول، آیت الله بلادی مبارزه سختی را با انگلیس آغاز نموده و با به قدرت رسیدن "رضاخان پهلوی"، ایشان به صف مخالفان وی پیوسته و چندین رساله کوتاه و بلند به زبان‌های فارسی و عربی درباره اعمال ضد اسلامی "رضاشاه" منتشر ساخت. با سقوط "رضاشاه"، آیت ‌الله بلادی به ارشاد و هدایت مردم ادامه داده و سرانجام در سال 23 محرم‌ الحرام سال 1373 قمری در سن   81  سالگی دارفانی را وداع گفته و چندی بعد پیکر ایشان به "نجف" اشرف منتقل و به خاک سپرده شد. آیت ‌الله بلادی 83 جلد کتاب در زمینه‌های مختلفی چون تاریخ معاصر ایران و جهان اسلام، اصول و عقاید، فقه و حقوق اسلامی، حدیث، رجال، پزشکی، هیأت و نجوم جدید تألیف و تدوین کرده که بسیاری از این کتاب‌ها تاکنون خطی باقی مانده و به چاپ نرسید. 
نسب آیت الله بلادی آنگونه که "آقابزرگ طهرانی" به نقل از "الغیث الزابد بلادی" آورده، از طریق "ابراهیم مُجاب"، به "محمدالعابد" فرزند امام موسی کاظم علیه‌السلام می‌رسد. پدر ایشان "آیت ‌الله حاج سید ابوالقاسم" ملقب به "سلطان ‌العلما" و مادرشان "بی ‌بی آمنه بیگم" نام داشتند. 
آیت‌ الله سید عبدالله بلادی تا سن نه سالگی در "نجف" اشرف به سر برد و آموزش‌های اولیه را در محضر پدرش و بانویی فاضل و دانشمند به نام "ملا معصومه" فراگرفت. ایشان که به همراه خانواده‌ اش در سال 1300 قمری به "بوشهر" آمده بود، در سال 1303 ه.ق، "سید جمال‌الدین اسدآبادی" را در "بوشهر" ملاقات کرده، به شدت تحت ‌تأثیر افکار انقلابی و آزادی ‌خواهانه او قرار گرفت. آیت الله بلادی در "بوشهر" دروس کلاسیک مذهبی را پی گرفته و نزد دانشمندان برجسته ‌ای چون "شیخ اسماعیل آل الجبار"، "آیت‌ الله علم‌الهدی بلادی"، "سید سلیمان صدرالاسلام" و "محمدعلی بهبهانی" فقه، اصول، حدیث و علم رجال را آموخت. همچنین نزد "سید عبدالرضا حافظ‌الصحه" پزشکی و زبان انگلیسی و نزد "شیخ حبیب‌الله ذوالفنون آبادی" هندسه و نجوم جدید را فرا گرفت. ادامه تحصیل در نجف آیت الله بلادی به سال 1311 قمری راهی نجف اشرف شده، و به ادامه تحصیل پرداخته و در سال 1317  قمری با دختر عمویش ازدواج کرد. وی در حوزه علمیه نجف نزد بزرگان و مجتهدانی چون "آخوند ملاکاظم خراسانی" صاحب ‌"کفایه"، "سید کاظم یزدی" صاحب "عروه‌الوثقی"، "آقا ملا فتح‌الله شریعت اصفهانی" و "علامه بحرالعلوم" تلمذ نموده و از همه این بزرگان اجازه اجتهاد گرفت. 
آیت‌الله سید عبدالله بلادی بوشهری به سال 1326 قمری در گرماگرم جنبش مشروطیت در ایران، از "نجف" اشرف به "بوشهر" بازگشت. در این هنگام هیجان انقلاب مشروطه، روح تازه‌ای در کالبد مرده مردم دمیده و آزادی ‌خواهان "بوشهر" نبرد سختی را علیه استبداد آغاز کردند و آیت‌الله بلادی خیلی زود جذب این جنبش و شورمندانه به صفوف آنان پیوست. منزل آیت ‌الله بلادی واقع در محله "بهبهانی" بوشهر، کانون مبارزه با انگلیس‌ها بوده، وی در سخنرانی‌های عمومی خود در مساجد و بر منابر شدیدا به آنها حمله ‌کرده و جنایات انگلیسی‌ها را در ایران و دیگر کشورهای اسلامی افشا ‌نمود. فتوای تاریخی وی برای ضربه زدن به اقتصاد انگلیس و مبارزه با توسعه ‌طلبی اقتصادی و سیاسی این کشور در جنوب ایران و حوزه خلیج فارس، طی یک فتوای تاریخی، خرید و فروش کالاهای ساخت انگلیس را تحریم کرده و مبادله با بازرگانان انگلیسی را "حرام" دانست. این تحریم بازتاب گسترده‌ای در بوشهر و نواحی اطراف داشت وجمع زیادی از تجار میهن‌پرست به آن فتوا عمل نمودند. تلاش برای آگاه کردن مردم و علما در آستانه جنگ بین‌الملل اول، آیت الله بلادی به عنوان برجسته ‌ترین رهبر روحانی و مذهبی مخالف "انگلیس" در "بوشهر" و نواحی جنوب ایران به شمار ‌رفت. وی در این دوران اخبار دنیا را به طور مرتب دنبال ‌کرده و نسبت به کوچکترین مسائل جهان اسلام حساسیت و واکنش از خود نشان داده و مردم را نیز در این مسائل آگاه کرد. او برای آنکه حساسیت مذهبی رهبران جهان تشیع در عراق را برانگیزاند و برای آنکه جنایات انگلیسی‌ها در جنوب ایران را افشا سازد، به مراجع طراز اول "نجف" اشرف و سامرا تلگراف‌ها و نامه‌های فراوانی نوشت. صدور حکم جهاد علیه انگلیس و خائنین ایرانی در روز 25 ربیع‌الثانی 1333  قمری، آیت ‌الله بلادی و جمعی از علمای دیگر به "مسجد نو"، واقع در محله "شنبدی"، رفته و سخنرانی‌ های فراوانی علیه انگلیس نمودند، مردم پس از شنیدن این سخنان تهییج شده، سر به شورش برداشته و خود را آماده یورش به کنسولگری انگلیس واقع در محله "کوتی" نمودند. با همه تلاشی که آیت ‌الله بلادی و دیگر علمای بوشهر در جهت جلوگیری از مظالم و تجاوزات انگلیسی‌ها به مردم کردند، به مقصود نائل نیامدند و تیرشان به سنگ خورد. از این رو آیت ‌الله بلادی تیر آخر را از کمان رها کرده، علیه انگلستان و اتباع آنها و همچنین جاسوسان و خائنین ایرانی طرفدار آنان اعلام جهاد داد. نقشه ترور آیت الله بلادی این حرکت آیت الله بلادی، استعمارگران را در صدد ترور ایشان واداشته، البته این جریان از چند طریق به اطلاع ایشان رسید. نامه‌هایی از علمای طراز اول شیراز و رؤسای عشایر و سران نهضت مانند "زائر خضرخان"، "شیخ حسین خان چاه ‌کوتاهی" و "رئیس‌علی دلواری" و... برای ایشان ارسال شده که بیم ترور ایشان و از بین یا از هم پاشیدن نهضت (وجود دارد) لذا ضمن تأیید جریان ترور از او خواسته شده هر چه زودتر عازم "شیراز" شود. اما آیت‌الله بلادی با وجود خطر حتمی ترور، مدت دیگری نیز در "بوشهر" مانده، و علیه انگلیسی‌ها فعالیت کرد. در این میان اخبار نومید کننده‌ ای از حضور رو به گسترش انگلیسی‌ها در بوشهر به او می‌رسید. وی که دید نمی‌تواند در بوشهر بماند و به فعالیت مذهبی و سیاسی خود ادامه دهد، طرح مهاجرت از بوشهر را ریخت. 
آیت ‌‌الله بلادی در سال 1333 ه.ق عازم "شیراز" شده و در آنجا مورد استقبال پرشور علما و مردم قرار گرفته و پس از آن در استمرار اقدامات و فعالیت‌ های ضد استعماری، تلگرافی به مجلس شورای ملی مخابره کرد. آیت الله بلادی که از کمک و همیاری دولت مرکزی و مجلس شورای ملی در دفاع از "بوشهر" و آزاد سازی این شهر نومید شده بود، برای تهییج حس وطن ‌پرستی و آزادی‌ خواهی مردم "شیراز" شروع به نگارش اعلامیه‌های افشاگرانه و مقالات هشداردهنده نمود. به همین دلیل چندین مقاله کوتاه و بلند درباره جهاد و نبرد با کافران و همچنین نقش مخرب انگلیس در از هم پاشیدن و استثمار کشورهای اسلامی نگاشته و در برخی از روزنامه‌ های محلی "شیراز" به چاپ رسانید. ایشان برای آنکه حس مذهبی و معنوی مسلمانان ایران را برانگیزاند و برای آنکه روحیه جهاد و نبرد با انگلیس را در مجاهدین تقویت نماید، طی مقاله مفصلی مفاد دعای "مرزداران" صحیفه سجادیه امام زین‌العابدین(ع) رهبر چهارم شیعیان را مورد بحث و بررسی قرار داده، فرازهای مهم و حساس این دعا را تجزیه و تحلیل کرد. این مقاله نیز در سطح وسیع چاپ و به سرتاسر ایران فرستاده شد، همچنین چند روزنامه محلی شیراز اقدام به چاپ متن کامل آن مقاله نمودند. پیش بینی آیت الله بلادی از آینده جنگ جهانی اول آیت‌الله بلادی هم چنین با روشن‌بینی، آینده جنگ را پیش‌بینی کرد و در سال 1915 دقیقا وقایع سال 1919 و جریان صلح ورسای و عدم توجه به ادعاهای ایران در صلح پاریس را حدس زده و چنین نوشت: "اگر دولت ایران خود را به جریان مذاکرات مرکزی تسلیت بدهد، یک وقت ملتفت می‌شود که صلح عمومی شده و آن مذاکرات همه از برای اغفال دولت و ملت بوده و داخله هم مغشوش شده، آن وقت دولت ایران به هر طرف رو آورد اعتراض خواهد شنید. " نامه آیت الله بلادی به خوانین دشتستان، شبانکاره و بندر ریگ آیت الله بلادی چون دید اعلامیه‌ها و مقالاتش چندان در روند امور مؤثر نبوده، برای آنکه به تکلیف شرعی و سیاسی خود عمل کند، تلاش کرده بار دیگر با خوانین خائن جنوب مکاتبه کند و آنان را از کار پلیدشان باز دارد. از این رو نامه ‌ای به صورت بخشنامه نوشته و به کلیه خوانین "دشتستان" و "شبانکاره" و بندر "ریگ" ارسال کرد. وی در این نامه خوانین خائن جنوب را نصیحت کرده و عمل ننگین آنها را گوشزد کرد، اما این نکته‌ ها سودی نبخشید و حتی آن خوانین زحمت پاسخ منفی را نیز به خود ندادند. بلادی دلسرد نشد و چون دید کار عملی از او برنمی‌آید کوشید با تجدید سازمان شبکه اطلاعاتی متلاشی شده‌ اش در "بوشهر" و "برازجان"، اخبار نبرد و درگیری مجاهدین را به دست آورد تا در سطح وسیعی منتشر نماید. از این رو شروع به نامه نگاری با عوامل اطلاعاتی خود در "بوشهر" و "برازجان" نموده و از آنان خواست کلیه اخبار جنگ تنگستانی‌ها با انگلیس را برای او ارسال دارند. این کار با موفقیت صورت گرفت و ایشان اخبار رسیده را در سطح گسترده ‌ای در "شیراز" و دیگر مناطق پراکنده نموده و حتی در برخی روزنامه ‌ها به چاپ رساند.  
همزمان با تلاشهای آیت الله بلادی در آگاه سازی مردم و علما از مرکز مجاهدین "تنگستان" و "چاه‌ کوتاه" از آیت ‌الله بلادی تقاضا شده که برای نبرد با دشمن دستورالعملی تنظیم و تدوین نماید. او بلا درنگ تقاضای مجاهدین را با مسرت تمام اجابت کرده و با الهام از تعالیم عالیه اسلامی و احکام رهایی ‌بخش قرآن دستورالعملی در 110 ماده درباره اصول نبرد با کفار تحریر و برای مجاهدین ارسال داشت. مطالعه این نگاشته، روشن بینی و دید "تاریخی" آیت الله بلادی را کاملا نشان می‌دهد.  وی ضمن ارائه دستورالعمل‌های مختلف درباره اصول نبرد، رعایت بهداشت، رفتار خوب با اسرای جنگی، تشکیل یک شبه ضد اطلاعات، رعایت نظم و امور اداری بر مسئله به اصطلاح امروز "روابط عمومی" و "تاریخ‌ نگاری جنگ" تأکید فراوانی نموده و چندین بند از نظامنامه را اختصاص به این مهم داد. ایشان هم چنین از مجاهدین خواسته برای خود چاپخانه ‌ای فراهم آورند و اخبار جنگ را به طور مرتب چاپ و منتشر کنند. بی ‌گمان اگر رهبران مجاهدین به این دستورالعمل و رهنمودها دایر بر نگارش و حفظ مدارک رخدادهای جنگ با امپریالیسم انگلیس عمل کرده بودند، امروز بایگانی با ارزشی از رخدادهای جنگ جهانی اول در جنوب ایران در دسترس مورخان و محققان قرار داشت و آنان را راهنمایی می‌کرد. 
فعالیت‌های انقلابی و وطن ‌دوستانه آیت ‌‌الله بلادی از چشم جاسوسان و مأموران اطلاعاتی کنسولگری "انگلیس" در "شیراز" دور نمانده و نام وی در "لیست سیاه" کنسولگری قرار گرفت. جاسوسان انگلیس خبر دادند که آیت ‌الله بلادی برای ادامه مبارزه قصد بازگشت به "بوشهر" را دارد. این خبر خیلی زود به بوشهر رسید. مسئولان کنسولگری انگلیس در بوشهر بلافاصله تلگراف محرمانه‌ ای به کنسولگری شیراز ارسال و در این تلگراف که به امضاء سرگرد "ترور" رسیده بود، نوشته شده: "از قرار مسموع جناب آقای عبدالله مجتهد بهبهانی این اوقات در نزد ایالت [...] اسباب برای عودت به بوشهر می‌نماید. البته اکیداً از آمدن ایشان منع کنید. چون از هواخواهان آلمان است. تولید زحمت برای ما و خود خواهد کرد." حکمران فارس "عبدالحسین فرمانفرما"، فورا آیت‌الله بلادی را به دارالحکومه احضار و مراتب نارضایتی انگلیسی‌ها مبنی بر بازگشت او به بوشهر را به اطلاع ایشان رساند. ایشان ناچار نامه ‌ای به حکمران فارس نوشته و از اتهامات وارده بر خود از جمله آلمان دوستی دفاع کرد. اتهام آلمان‌دوستی انگلیسی‌ها به آیت‌الله بلادی ناشی از عدم شناخت مواضع سیاسی ایشان در قبال دولت متجاوز انگلیس بود. وی در آغاز رساله "لوایح و سوانح" درباره گرایش مردم ایران به آلمان و علت اصلی آن می‌نویسد: "این معنی و امثال آن به انضمام ظلم‌هایی که از قبل از جنگ عمومی از این دو دولت [منظور روس و انگلیس] از شمال و جنوب نسبت به ایران شده بود [...] نوعاً ملت ایران را متمایل کرد به طرف آلمان و عثمانی. زیرا که آنها را دشمن خود می‌دیدند و انسان بالطبع دشمن را دوست می‌دارد. "  
سرانجام دول متحد (آلمان، اطریش و عثمانی) پس از چهار سال زد و خورد خونین در 1918 میلادی (1336 قمری) از دول متفق (انگلیس، فرانسه و آمریکا) شکست خوردند. این شکست برای مبارزان و آزادی ‌خواهان ایران فاجعه ‌آمیز بوده و باعث شد "انگلیس" سلطه مطلقی بر سرتاسر ایران پیدا نماید. پیروزی انگلستان نه تنها آیت ‌الله بلادی را از ادامه مبارزه نومید نکرده بلکه بر شدت مخالفت او با دولت "بریتانیا" و سیاست ضدایرانی او، افزود. ایشان با روشن‌ بینی، آینده شوم و تاریک "انگلستان" را حدس زده و صراحتاً سقوط و از هم پاشیدن امپراطوری بریتانیا و برانیگخته شدن موج استقلال ‌خواهی در درون مرزهای این کشور را در اواسط قرن بیستم میلادی پیش ‌بینی نمود. وی همچنین با توجه به روند غیرمنصفانه صلح ورسای و قرارداد 1919 پاریس و رفتار ظالمانه دول متفق با "آلمان"، خیز دوباره آلمان و وقوع یک جنگ جهانگیر دیگر را پیش‌بینی کرده و نوشت: "می‌خواهند بلکه او [آلمان] را از هستی ساقط کنند و از وحشت جلالت آتیه او راحت شوند و حال آنکه قویاً گمان می‌رود آنکه، آلمان‌ها نهضت دیگری بر ضد انگلیس‌ها و فرانسه بنمایند... " 
پس از جنگ جهانی اول، انگلیسی‌ها برای یکسره کردن کامل کار ایران و سلب کامل استقلال سیاسی و اقتصادی این کشور، قرارداد ننگین 1919 را با "وثوق‌الدوله" امضاء کردند. سلطان "احمدشاه قاجار" نیز در ضیافتی در "لندن" به مناسبت انعقاد قرارداد 1919 جام شراب نوشید! آیت الله بلادی که اوضاع سیاسی ایران را از طریق مطبوعات انگلیسی زبان و به خصوص "تایمز" دنبال می‌کرد، هنگامی که خبر انعقاد قرارداد 1919 و سخنان "احمدشاه" در حضور "جرج پنجم" پادشاه "انگلستان" را شنید، خشمگین شده و اعلامیه شدید اللحنی علیه انگلیس و "احمدشاه" صادر نمود، بخشی از متن نامه به شرح زیر است: "عجب آن است که در این اواخر با آن همه تطاولات ظالمانه انگلیس، دولت ایران بدون مراجعه به ملت، عقد معاهداتی جدید با انگلیسی‌ها بسته است که هر ماده‌اش جداگانه تیشه‌ای است که بر ریشه اساس سیاست و استقلال ایران می‌زند و اگر به جریان آمد، مسلماً ایران به کلی از استقلال ابداً محروم خواهد شد. احمدشاه مسافرت به اروپا بدون مراجعه به ملت می‌کند و در مجلس ضیافت شاه انگلیس در لندن، مشغول استماع و تصدیق کلمات محیلانه پادشاه انگلیس می‌شود که می‌گوید: "از یک صد سال به این طرف دولت انگلیس کمال رعایت دوستی را نسبت به ایران داشته!"  خیال می‌کند مردم ایران همه غافلند و فراموش کرده‌اند تعدیات او را نسبت به ایران، ابتدا در مجزا کردن عضو افغانستان از ایران و کذا بردن بحرین و بلوچستان ایران و کذا جنگ شصت سال قبل او با ایران و بمبارد بوشهر و محمره و کذا بستن معاهدات با حکام... مأمورین ایران... به دست گرفتن قشون نظامی ایران و تصرف کردن جهازات بحری ایران و منع تجارت ایران با دول غیر از خود و امثال اینها که همه کشتن استقلال ایران است، باز می‌گوید: من استقلال ایران را می‌خواهم... معاهده بستن ایران با او مانند معاهده گوسفند است با گرگ." 
آیت‌الله بلادی در طول اقامت خود در شیراز، افزون بر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی، چندین کتاب و رساله علمی، نظری و تاریخی در افشاگری مقاصد استعماری انگلستان و شرح مبانی اصیل اسلامی و شیعی نوشت که از آن جمله می‌توان این کتاب‌ها را نام برد: -ایقاظ الحبیب فی مظالم الصلیب (کتابی است درباره ظلم‌های مسیحیان و اهل صلیب در ممالک اسلامی از صدر اسلام تا عصر مؤلف) -الشمس الطالعه فی شرح الجامعه (شرط مبسوطی است از زیارت جامعه) -ترجمه البصر الحدید (رساله‌ای است درباره نجوم و ستاره‌شناسی) -نجمیه مثلثه (رساله‌ای است درباره برخی مسائل نجومی) -پنجاه سئوال تعلیم‌الاطفال (رساله کوتاهی است درباره آموزش مسائل دینی برای کودکان و نوجوانان به زبانی ساده و شیرین) -مختصر مفید در شواهد توحید (کتابی است در اثبات واجب‌الوجود و ردِّ عقاید فلسفی ماتریالیست‌ ها) -جلد دوم کشکول -لوایح و سوانح 
آیت الله سید عبدالله بلادی بوشهری پس از هفت سال اقامت در شیراز به سال 1339 هجری قمری پس از پایان قطعی جنگ جهانی اول و بیرون رفتن سپاهیان اشغالگر انگلیس از این شهر، به بوشهر بازگشت. وی سرانجام در 23 محرم‌الحرام سال 1373قمری (21 مهرماه 1331 شمسی) در سن 81 سالگی دارفانی را وداع گفت. پیکر ایشان با تکریم مردم تشییع و سپس به "نجف" حمل شد. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۲:۲۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۳۲:۲۳

سید عبدالله بلادی بهبهانی بوشهری

خلاصه زندگی نامه

 آیت ‌الله سید عبدالله بلادی بوشهری بهبهانی، ملقب به مجتهد بلادی بهبهانی بوشهری، از مراجع تقلید و مبارزین مشروطه خواه بوشهر در قرن چهاردهم بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع