جستجو در مطالب و اشخاص
آیت الله العظمی سید صدر الدین بن سید اسماعیل بن سید صدر الدین الموسوی العاملی الکاظمی، معروف به سید صدرالدین صدر عاملی، در سال 1299 ق (1261ش) در کاظمین، در یک خاندان اصیل و شریف به دنیا آمد. علوم دینی را در نزد پدر و اساتید بزرگ دیگر در عراق، لبنان و ایران فرا گرفته و به درجه اجتهاد رسید. ایشان به درخواست آیت الله العظمی حائری، موسس حوزه علمیه قم، به ایران آمده و بعد از وفات ایشان به یاری سیدمحمد حجت کوه کمری و سید محمد تقی خوانساری به حفظ و نگهداری و حراست از ارزشهای حوزه علمیه قم پرداخت و در تثبیت و ابقای آن کوشید. ایشان در در اثر بیماری قلبی در روز شنبه 19 ربیع الثانی سال 1373 ق (1332 ش) دار فانی را وداع گفت. آیت الله بروجردی به نماز او ایستاد و در بالای سر رواق حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها کنار قبر آیت الله العظمی حائری مدفون گردید. 

خانواده صدر، یکی از خاندانهای پرثمر و اصیل در اسلام می باشد که اصل و تبار آنها به امام موسی بن جعفر علیه السلام می رسد و شاخه ها و فروع آن در خاورمیانه گسترانده شده است و در کشورهای ایران، لبنان، عراق، فلسطین، مصر، یمن، عربستان، اردن و دیگر مناطق اسلامی، رجال علمی نامی و شخصیتهای بزرگ سیاسی و اجتماعی و سادات جلیل القدر فراوانی را دارند. افرادی مانند "آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین" صاحب "المراجعات و الفصول المهمه"، "آیت الله السید حسن صدر" صاحب "تاسیس الشیعة لفنون الاسلام"، "امام موسی صدر" و "آیت الله سید رضا صدر"، از این خاندان می باشند که در صحنه سیاست و مدیریت جامعه اسلامی می درخشند. پدر ایشان، "آیت الله سید اسماعیل صدر"، یکی از اکابر علما و فقهای نامی کاظمین بودند که بعدها به کربلا مهاجرت نمود؛ وی در عین حالی که گریزان از منصب مرجعیت و فتوی بودند، ولی یکی از معرفی شدگان برای مرجعیت محسوب می شد. 

همسر ایشان، دختر آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی بود. از سید صدرالدین صدر عاملی دو فزرند به جا ماند: "آیت الله سید رضا صدر"؛ که از اساتید بزرگ حوزه علمیه قم بود و در ماه جمادی الثانیه سال 1415 ق. وفات کرده و در قم به خاک سپرده شد. فرزند دیگر ایشان، متفکر بزرگ اسلامی و سیاستمدار نامی، "امام موسی صدر"، رهبر شیعیان لبنان و جبل عامل می باشد که بر اثر توطئه دشمنان ربوده شده و سرنوشت وی سالهاست که در هاله ای از ابهام باقر مانده است. 

سید صدرالدین صدر مقدمات علوم را در کاظمین از محضر پدر عالم و بزرگوارش و نیز اساتید ادب روز فراگرفت. آنگاه در سال 1328 ق. به قصد تکمیل معلومات و تهذیب نفس و تزکیه اخلاق، عازم نجف اشرف گردید و در حوزه درس "آیت الله العظمی آخوند خراسانی"، صاحب "کفایة الاصول" و دیگر بزرگان مانند درس "آیت الله العظمی طباطبایی یزدی"، صاحب "عروة الوثقی" و "آیت الله نائینی" شرکت جست؛ آنگاه در سال 1339 پس از درگذشت پدرش به قصد زیارت امام رضا علیه السلام عازم ایران شد و نزدیک ده سال در مشهد مقدس به ارشاد و اصلاح امور مسلمین پرداخت و در اثراستقبال طلاب و محصلین، مشغول تدریس شد و پس از چند سال اقامت در ایران در سال 1344 ق. به نجف اشرف بازگشت و ملازم درس آیت الله نائینی گردید. اساتید سید صدرالدین صدر در طول مدت تحصیل از محضر بزرگان فقه و فقاهت بهره برد و عمده بهره علمی ایشان از محضر اساتید زیر بوده است: آیت الله سید اسماعیل صدر، والد معظم خودشان آیت الله العظمی آخوند خراسانی آیت الله العظمی سید محمد کاظم یزدی، صاحب العروة الوثقی آیت الله العظمی حاج میرزا حسین نائینی مؤلف تنزیه الملة آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری مؤسس حوزه شیخ حسن کربلایی 

سید صدرالدین صدر در سال 1349 ق. دوباره به ایران بازگشته و بنا به درخواست و علاقه آیت الله العظمی حائری، مؤسس حوزه علمیه قم، در این شهر اقامت گزید و به عنوان یکی از اساتید و مدرسین مسلم حوزه، مشغول تدریس فقه و اصول گردید، و بیشتر به تربیت و تعلیم طلاب پرداخت. به حدی توجه خاص آیت الله حائری را به خود جلب نمود که او را یکی از دو وصی مورد اعتماد خود قرار داد که پس از رحلت مؤسس عالیقدرحوزه، با همکاری دو یار وفادار سیدمحمد حجت کوه کمری و سید محمد تقی خوانساری به حفظ و نگهداری و حراست از ارزشهای حوزه علمیه قم پرداختند و در تثبیت و ابقای آن کوشیدند. ایشان پس از وفات آیت الله حائری با همراهی و یاری آیت الله حجت، مصائب و مشکلات فراوانی را متحمل گردیدند، چون هدف حکومت وقت ایران بر آن قرار گرفته بود که هیات علمی و نظام موجود حوزه علمیه قم را پراکنده سازد و اجتماع طلاب را به تفرق و پراکندگی مبدل سازد در اجرای این هدف شوم، شیوه های مختلف و اسلوبهای متعددی را به کار گرفت. گاهی طلاب را به صورتهای دسته جمعی و گاهی متفرق، دستگیر می کرد و آنان را بدون هیچ نوع جرم و خطا، به زندان می افکند؛ نظام سربازی اجباری را در حق آنان به کار می بست. با وجود این نوع تنگناها و شیوه های ظالمانه، این دو بزرگ تمام این مسائل و مصائب را با ناراحتی و تأثر فراوان، تحمل می نمودند و طلاب را به صبر و بردباری فرامی خواندند تا مسائل را به حالت اولیه خود برگرداندند. او و همکارانش موقعیتهای بسیار شدیدی را تحمل نمودند که طلاب و فضلای آن روز قم همه آنها را در خاطر دارند و با دیده اعجاب و شگفت به آنها می نگرند. ایشان و آیت الله حجت، به مسئولیتهای حوزه پرداختند و مباشر حفظ نظام اداری و علمی آن حوزه گرامی گردیدند، آنگاه آیت الله سید محمد تقی خوانساری هم به جمع آنان پیوست هر سه بزرگوار به صورت استوانه های حوزه و ارکان آن مرکز علمی درآمدند و تلاش فراوان به اداره امور حوزه علمیه قم پرداختند. هر کدام از آن بزرگان کارها و مسئولیتها را بین خود تقسیم نمودند و مسئولیتی را بر عهده گرفتند، ولی رأس و سخن یکی بیشتر نبود. روزی که آیت الله العظمی سید حسین بروجردی به قم وارد شد؛ همگی اتفاق نظر پیدا کردند که امور را در اختیار ایشان قرار دهند. آیت الله صدر نخستین فردی بود که محل برگزاری نماز جماعت خود را به ایشان واگذاشت و خود نیز به او اقتدا کرد. 

پس از رحلت آیت الله حائری، مردم به سید صدرالدین صدر و آیت الله حجت مراجعه نمودند و از آنها درخواست رساله کردند. رساله عملیه ایشان چاپ گردید و جزو زعمای علم و یکی از مراجع دین و از بزرگ مدرسان حوزه علمیه قم قرار گرفت. وی درس اصول و فقه را تدریس نمود که در جلسه درس او نزدیک به 400 نفر از طلاب و فضلا می نشستند. او در تشویق آنان، شیوه ها و اسلوبهای خاصی به کار می گرفت، به حدی که توانستند تعدادی از بزرگان و رجال حوزه علمیه قم را تربیت و آماده سازند. پدر همسر ایشان، "آیت الله العظمی حاج آقا حسین قمی" تقلید از ایشان را اجازه داد و احتیاطات خویش را به ایشان ارجاع داد در حالیکه "آیت الله قمی" کمتر به کسی اطمینان و اعتماد می کرد و هیچگاه به سرعت و سادگی تصمیم نمی گرفت، مادام که اساس و پایه ای پیدا نمی شد، سخنی به زبان نمی آورد و حقیقتی را مورد تأیید قرار نمی داد. 

سید صدرالدین صدر از طبع بلند، نیت پاک، اخلاص کامل در عمل، سعه صدر برخوردار بود و در امر دین و پیشرفت آن و در رسیدگی به امور مسلمین، به ویژه مستضعفان و دردمندان فوق العاده ساعی و کوشا و دارای همت بلندی بود. او بسیار متواضع و خاکی بود، با توده مردم می نشست به هر که می رسید، سلام می گفت. در مسکن و لباس و شئون زندگی شان و اعتبار ظاهری را رعایت نمی نمود، بلکه با سادگی و بساطت خود را ممتاز می ساخت. او همیشه این چنین بود تا روزی که مرجع تقلید مسلمین گردید، و یکی از اکابر علما و مدرسین حوزه قرارگرفت؛ باز عادت و شیوه کار او عوض نشد، و اخلاق و رفتارش تغییر پیدا نکرد. روی همین امتیازات اخلاقی بود که او در قلوب مردم از موقعیت و منزلت خاصی برخوردار بود، و یکی از عوامل این اقبال و توجه مردم، کتمان و پوشیده نگهداشتن اعمال و کارهای نیک و شایسته خود بود، مگر آن اعمالی که خود به خود ظهور و شهود داشتند، مانند تأسیس مدارس و تشیید مساجد و روشن ساختن برخی از اماکن مقدسه و تقدیم شهریه به طلاب و دیگر خدمات ایشان باقیات صالحات فراوانی درمشهد و قم از خود به یادگار گذاشت که خیلی ها نمی دانند. ایشان مردم را دوست می داشت و در درد و آلام آنان متألم و متأثر می شد؛ به مشکلات و شکایات آنان گوش فرا می داد و در پی حل و بازگشودن آنها بود و سعی داشت از نزدیک ترین راهها و بهترین شیوه ها در حل مشکلات آنان سهیم باشند. او دارای ذوق خاص و شور و شوق فراوان به ادبیات عرب بود، و اشعار و سروده هایی نیز داشت که حاکی از عمق تبحر ایشان در آن مقوله می باشد. او در کنار حاشیه بر کفایة الاصول، کتاب تاریخ اسلام و اشعار و قصاید آموزنده و سازنده در مراثی و مدایح اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را داشت و شعر و ادب او نشان می دهد که او کوچکترین اعتنایی به مقامات ظاهری و وابستگیهای دنیوی و مظاهر اعتباری ندارد. او مرثیه ای در رثای حضرت زهرای سلام الله علیها به عربی سروده است. همچنین در مورد فاجعه بقیع و تخریب بقاع متبرکه اهل بیت علیهم السلام نیز سروده ای مشهور به زبان عربی دارد:               عـمـری ان فـاجـعـة البــقیع                        یشیب لهولها خود الرضـیع               وسوف تـکـون فاتحـة الرزایا                        اذا لم نصح من هذا الهجوع               فـهـل مـن مسـلم لله یـرعـی                      حقــوق نبیه الهادی الشفیــع  

سید صدرالدین در رساله حقوق که در استیفای برخی از حقوق آموزگاران و اساتید می باشد و در سال 1328 ق در بغداد به چاپ رسانده، می نویسند: «حق استادی بسیار سنگین و پرارزش و پراهمیت می باشد از حقوق اساتید، تعظیم و تکریم و حسن استماع سخنان و مؤدب نشستن در محضر او است، به حدی که صدای خود را بالاتر از صدای او نبری، و در محضر او غیبت یا سخن ناروا نگوئی و اگر از او سخنی به میان آید، از وی دفاع نمایی و اگر عیبی داشته باشد، بپوشانی مناقب و فضایل او را منتشر سازی، با دشمن او همنشینی منمایی و با دوست اودشمنی نکنی و این معنی را به خوبی دریابی که استاد است که تو را از ظلمات وتاریکیهای جهل بیرون آورده است و قلب تو را با چراغ معارف و علوم روشن و منورساخته است». 

از آیت الله صدر آثار و تالیفات متعددی به جا مانده است که شامل فقه، اصول، تاریخ، ادب، کلام، عقاید، حدیث و اخلاق می باشد. آثار ایشان عبارتند از: المهدی فی احوال الحجة المنتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف (اثبات وجود حضرت از طریق اخبار عامه) خلاصة الفصول فی علم الاصول (تلخیص فصول شیخ محمد حسین اصفهانی) التاریخ الاسلامی حاشیه بر العروة الوثقی منظومه ای در حج منظومه ای در صوم رساله ای در حکم ما الغسالة رساله ای در تقیه رساله ای در حج رساله ای در امر به معروف و نهی از منکر رساله ای در نکاح و ازدواج حاشیه کفایة الاصول خراسانی حاشیه وسیلة النجاة فارسی رساله ای در رد شبهات وهابیها رساله ای در اثبات عدم تحریف کتاب رسالة الحقوق ندا محمد در اخبار خاصه و عامه (12 مجلد) مدینة العلم فی اخبار اهل البیت علیهم السلام دیوان شعر (6 مجلد) 

آیت الله سید صدرالدین صدر عاملی پس از عمری تلاش و مجاهده در راه اسلام، در روز شنبه 19 ربیع الثانی سال 1373 ق (1332ش) در اثر بیماری قلبی دار فانی را وداع گفت. آیت الله بروجردی به نماز او ایستاد و در بالای سر رواق حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها کنار قبر آیت الله العظمی حائری مدفون گردید. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۸:۳۳

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۸:۳۴

سید صدرالدین صدر عاملی

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله العظمی سید صدر الدین بن سید اسماعیل بن سید صدر الدین الموسوی العاملی الکاظمی، معروف به سید صدرالدین صدر عاملی، فقیه عظیم الشان و از مراجع تقلید و تربیت یافتگان حوزه قم و یکی از فقهای نامدار شیعه در قرن چهاردهم هجری می باشد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع