سید حسن نصرالله در 9 شهریور 1339 ش (8 ربیع الاول 1380 ق، 31 اوت سال 1960 م) در شهرک «البازوریه» از محله‌های فقیر نشین شرق «صور» در جنوب لبنان به دنیا آمد. نام مادرش «مهدیه صفی الدین» و نام پدرش «سید عبدالکریم» است. وی سه برادر و خواهر دارد و سید حسن نصرالله فرزند ارشد خانواده می‌باشد. وی در نوجوانی در نزد پدرش کار می‌کرد. به دلیل فقر اقتصادی و شرایط نامساعد کاری، خانواده وی به منطقه «الکرنتینا» در جنوب بیروت رفتند و در سال 1975 میلادی، همزمان با آغاز جنگ داخلی لبنان، به «البازوریه» برگشتند. نصرالله تحصیلات مقطع ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و دوره راهنمایی را در محله‌ای به نام «سن‌الفیل» در شرق بیروت گذراند و مقطع دبیرستان را در روستای البازوریه در جنوب لبنان به پایان رسانید. او در سن 19 سالگی با دختری که به نام «ام هادی» معروف است؛ ازدواج کرد و حاصل این ازدواج، 4 فرزند پسر و یک فرزند دختر است.سید حسن نصر الله پس از «صبحی الطفیلی» و سیدعباس موسوی، سومین دبیرکل حزب‌ الله لبنان است.  
جنبش‌های چپ مارکسیستی و کمونیستی در آن دوران در البازوریه بسیار فعال بودند اما سید حسن نصرالله به جنبش اسلامی اَمَل که امام موسی‌ صدر آن را در لبنان پایه‌ریزی کرده بود، پیوست. دیری نگذشت که نصرالله به عنوان نماینده اَمَل در «البازوریه» فعالیت سیاسی‌اش را گسترش داد.او در مسجد صدر شهر صور با یک روحانی مدرس علوم دینی به نام «سید محمد الغروی» آشنا شد و با کمک او برای ادامه تحصیلات حوزوی به نجف رفت. در شهر نجف نصرالله به دنبال آیت‌ الله سید محمد باقر صدر بود اما او را به شخصی به نام «سیدعباس موسوی» معرفی کردند.نصرالله تحصیلاتش را در نجف نزد حضرات آیات موسوی و صدر ادامه داد و در سال 1978 مقدمات را به پایان رساند. در این دوران در کشور عراق تحولات سیاسی و امنیتی فراگیر شده بود. در این تحولات طلاب علوم دینی حوزه نجف همواره تحت تعقیب بودند. طلبه‌های لبنانی نیز در این دوران با اتهامات مختلفی از جمله همکاری با حزب «الدعوه» عراق، همکاری با جنبش «اَمَل» در لبنان و یا ارتباط با حزب بعث حاکم بر سوریه مواجه بودند.نصرالله به دلیل فشارهای موجود در عراق به لبنان برگشت و در حوزه علمیه بعلبک مشغول به تحصیل و تدریس شد. در کنار تحصیلات حوزوی، وی از آموزش‌های نظامی غافل نماند و دوره‌های مختلف چریکی را پشت‌سر گذاشت. وی به دلیل توانایی در مدیریت و فرماندهی، به عنوان نماینده جنبش اَمَل در دره «بقاع» منصوب شد.  
در سال 1982 با آغاز اشغال لبنان، جنبش اَمَل به 2 جریان تقسیم شد،‌ گروه اول به رهبری نبیه بری، خواهان قرارگرفتن نیروهای جنبش در کنار جبهه نجات ملی بود و جریان دوم که سیدعباس موسوی و سیدحسن نصرالله آن را رهبری می‌کردند، خواستار حفظ نیروهای اصولگرای شیعی و سازماندهی آنها برای رویارویی با اشغالگران اسرائیلی بود. به علت ورود جنبش اَمَل به جنگ داخلی، سید حسن همراه برخی دیگر از مقامات جنبش اَمَل به رهبری سید عباس موسوی از این گروه خارج شدند که در واقع این خروج مقدمه‌ای برای تأسیس حزب الله شد.در سال 1982 هسته اولیه حزب الله شکل گرفت. در ابتدای تشکیل حزب‌الله لبنان، نصرالله 22 ساله بود و به عنوان یک نیروی تبلیغاتی برای جذب جوانان شیعی برای پیوستن به حزب کار می کرد. پس از مدتی وی به سمت معاون دفتر حزب در بیروت در کنار «ابراهیم امین السید» ایفای مسئولیت کرد تا اینکه معاونت اجرایی حزب که به منظور تنفیذ مصوبات شورای مرکزی حزب الله ایجاد شده بود، تأسیس شد.نصرالله در این زمان به سمت معاون اجرایی حزب مشغول به کار شد. پس از آن برای ادامه تحصیلات حوزوی راهی قم شد و پس از مدتی به دلیل اختلافات تنش‌زای جنبش اَمَل و حزب‌الله دوباره به لبنان برگشت.در سال 1992 سیدعباس موسوی دبیرکل حزب الله و استاد سیدحسن به دست صهیونیست‌ها به شهادت رسید. با آمدن سید حسن نصرالله به صدر حزب، تشکیلات شیعه لبنان از جرگه دفاعی و نظامی و امنیتی فراتر رفت و حوزه جدیدی برای حضور حزب الله در ساختار سیاسی لبنان تعریف کرد. به گونه‌ای که در انتخابات پارلمانی لبنان از سال‌ 1996 تا 2005 همواره بر حضور نمایندگان جنبش حزب‌الله در پارلمان افزوده شد.  
محمدهادی، فرزند بزرگ سید حسن نصر الله در سال 1997 در درگیری با نظامیان اسرائیل در جنوب لبنان، به شهادت رسید. بر خلاف انتظار، حزب الله هیچ حرکت خارج از قاعده‌ای برای بازگرداندن پیکر وی انجام نداد و شهید را طی روندی عادی همراه پیکر باقی شهدا طی معاوضه‌ای از اسرائیل تحویل گرفت. شهادت سید هادی نصرالله در جبهه‌ها و رفتار با وقار سید حسن نصرالله در قبال این پیشامد باعث افزایش محبوبیت وی و حزب الله در میان مردم شد.اسرائیل اعتراف کرد علاوه بر این که تا ساعتی پس از وقوع حادثه از وجود پیکر پسر دبیر کل حزب الله در میان اجساد شهدا بی‌خبر بوده، تصور نمی‌کرده پسر دبیر کل در میان مجاهدان حضور یابد. 
در سال 2000 و در زمانی که مذاکرات عرفات و مسئولان آمریکایی و اسرائیلی برای حل کشمکش خاورمیانه، راه به جایی نبرده بود، ارتش اسرائیل در حرکتی یک‌جانبه و بدون گرفتن کمترین امتیازی از حزب‌الله، از اراضی اشغالی جنوب لبنان عقب نشینی کرد و به جز مناطق محدود مزارع شبعا، نیروهای خود را از همه مناطق تحت اشغال عقب کشید. این شکست، علاوه بر استحکام بخشیدن به مواضع مبتنی بر مقاومت حزب‌الله، باعث شد تا سید حسن نصرالله به موفقیتی بی‌سابقه در میان اعراب دست یابد و به عنوان مهم‌ترین شخصیت جهان عرب شناخته شود.از سوی دیگر، حزب‌الله لبنان با تکیه بر این موفقیت، توانست حضور خود را در عرصه سیاسی لبنان تقویت کند تا جایی که علاوه بر حضور پرتعداد در پارلمان لبنان، سکان تعدادی از وزارتخانه‌ها را نیز به دست گرفت. 
اعضای شورای امنیت سازمان ملل پس از گذشت یک ماه از جنگ گسترده اسرائیل علیه لبنان، به اتفاق آرا، قطعنامه 1701 در مورد لزوم توقف اعمال خصمانه و جنگی در این کشور را تصویب کردند.در مقدمه این قطعنامه از تلاش های «فؤاد سنیوره» نخست وزیر وقت لبنان به ویژه از طرح هفت ماده ای وی برای گسترش حاکمیت دولت بر جنوب لبنان، استقبال و خاطر نشان شده بود که نباید سلاحی بدون اجازه و موافقت این دولت درخاک لبنان وجود داشته باشد. همچنین آمده بود با توجه به حساسیت مسئله زندانیان، از همه تلاش ها با هدف حل و فصل مسئله زندانیان لبنانی در بند اسرائیل حمایت و از تصمیم نخست وزیر لبنان، برای اعزام 15 هزار نظامی به جنوب استقبال می شود.در پی این قطعنامه جنگ 33 روزه با پیروزی حزب الله لبنان به پایان رسید.  
در پی پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه در جنوب لبنان و برپایی جشن در این کشور، بحران سیاسی رژیم اسرائیل را فرا گرفت. حزب الله لبنان نیز با صدور بیانیه ای پیروزی بزرگ ملت لبنان را در مقابل اشغالگران صهیونیست تبریک گفت.در این بیانیه آمده بود: «مردان استوار و سرافراز مقاومت اسلامی لبنان، این پیروزی بزرگ را به ملت غیور و بزرگوار لبنان تبریک و تهنیت می گویند.»در بیانیه حزب الله با اشاره به آمار تلفات آمده بود: «مقاومت اسلامی حزب الله در رویارویی با سربازان اسرائیل 61 تن از برادران خود را از دست داد و این بزرگواران در راه دفاع از حق و حقیقت به شهادت رسیدند.»با عقب نشینی نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل از جنوب لبنان و برقراری آتش بس در این مناطق و نیز مناطق شمالی اسرائیل، آرامش نسبی برقرار شد و حملات هوایی به مناطق لبنان، همچنین حملات موشکی به فلسطین اشغالی متوقف شد. 
پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه به حدی چشمگیر بود که سردمداران و مقامات مختلف سیاسی و نظامی اسرائیلی نیز نتوانستند از اعتراف به قدرت حزب الله خودداری کنند و در مقاطع و زمان های مختلف به قدرت و توانمندی بالای حزب الله اذعان کردند. در همین رابطه «مردخای زرعی» سخنگوی ارتش اسرائیل با اشاره به قدرت موشکی حزب الله گفت: «برای تحمل چنین تلفات و خساراتی آمادگی داشتیم.»شیمون پرز نیز در مصاحبه با نیوزویک گفت: «فکر نمی کردیم حزب الله دارای چنین توان موشکی باشد و از آن استفاده کند.»شیخ «عبدالامیر قبلان»، نایب رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، پیروزی مردم این کشور در جنگ با اسرائیل را به آنان و مقاومت تبریک گفت و آن را ناشی از شجاعت و عزم قوی آنها دانست: «فداکاری، شجاعت و اراده قوی مردم لبنان، برنامه های صهیونیست ها را نقش بر آب کرد و برای لبنانی ها پیروزی و ارجمندی را به ارمغان آورد.»«ناصر قندیل»، وزیر و نماینده سابق پارلمان لبنان گفت: «حزب الله اسلحه خود را همانند پیروزی اش اهدا نخواهد کرد. به اعتراف دشمنان، مقاومت اسلامی لبنان در رویارویی با متجاوزان صهیونیست به پیروزی قاطعانه ای دست یافتند.»در این حال ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل که با چهره ای افسرده در پارلمان حاضر شده بود گفت: «ما در دو جبهه داخلی و مرزی متحمل ضربات دردناکی شدیم. می دانم که همه شما غمگین هستید. ما در دو جبهه داخلی و مرزی متحمل ضربات سختی شدیم اما قطعنامه 1701 بیانگر موفقیت دیپلماتیک برای اسرائیل است.»«احمد الطیبی»، نماینده عرب های ساکن فلسطین اشغالی در ادامه این جلسه به عملکرد دولت اسرائیل و حمله به لبنان اعتراض کرد که با واکنش تند مسئولان امنیتی کنست مواجه شد و به زور از جلسه اخراج گردید.مقامات مسئول و امنیتی اسرائیل نیز اذعان داشتند، بسیاری از احزاب داخل اسرائیل خواستار تشکیل کمیته تحقیق برای ارزیابی عملکرد دولت اولمرت در این جنگ شده اند و مطالبات خود را برای تشکیل این کمیته به هیئت رئیسه کنست تحویل داده اند. این مقامات افزودند: «به دنبال گسترش انتقادات از عملکرد دولت اسرائیل در این جنگ، برخی از احزاب مخالف و نیز احزاب مستقل اسرائیل خواستار تشکیل دولت موقت در اسرائیل و انحلال دولت فعلی شدند. این احزاب با ارائه درخواستی خواستار تشکیل فوری دولت موقت و برکناری اولمرت و انحلال دولتش شدند.» 
سید حسن نصرالله از جنگ 33 روزه و پیروزی حزب الله در این نبرد تاریخی ناگفته های فراوانی داشت که به بخش هایی از آن بدین قرار است: پیشنهادهای دیک چنی «دائماً به ما پیشنهاد می‌شود که سلاح خود را حفظ کنید، اما حتی به صورت ضمنی به ما تعهد دهید که از آرمان فلسطین و موضوع طمع‌ورزی های اسرائیل دست بر خواهید داشت؛ این پیشنهادها از آمریکایی‌ها و فرانسوی ها و انگلیسی‌ها و دیگران مطرح می‌شود،‌ پیشنهاد بزرگی برای ما از طریق یک شخص آمریکایی لبنانی الاصل فرستاد و گفت که آمریکا می تواند حزب الله را به صورت بین‌المللی به رسمیت بشناسد، سلاح نیز در دست این حزب باقی بماند و این حزب را از لیست ترور نیز خارج کند، اما به شرط اینکه حزب الله به صورت شفاهی و در پشت درهای بسته این تضمین را ارائه کند، اما ما این خواسته ها را رد کرده ایم، ما نمی توانیم به کسی چنین تعهدی بدهیم، ارزش این سلاح وقتی برای کشور و آرمان آن استفاده نشود چیست؟ آمادگی برای جنگ طولانی مدت موشک‌هایی که ما در جنگ 33 روزه پرتاب کردیم، تعداد اندکی از موشک‌هایی بود که در اختیار داشتیم، پرتاب موشک‌های ما حساب شده بود، امکانات میدانی و انتشار عناصر مقاومت اجازه پرتاب موشک‌های بیشتری را به ما می‌داد، اما ما محاسبه این را می کردیم که نبردی طولانی مدت را در پیش رو داریم و نمی‌خواهیم تا پیش از پایان جنگ موشکهای ما تمام شود.» کمک های سوریه سید حسن نصرالله در پاسخ به این مسأله که گفته می‌شود بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه به مقاومت در جریان جنگ «تموز» پیشنهاد ورود به جنگ در کنار حزب الله را داد، گفت: «بشار اسد رئیس جمهوری سوریه برای من پیام فرستاد و در آن پیشنهاد پیوستن به جنگ را داد. سوریه این ارزیابی را داشت که هدف از حمله اسرائیل و توطئه بین‌المللی به همراه وجود برخی توطئه داخلی در لبنان له کردن مقاومت است و ارزیابی می کرد که اگر مقاومت را از بین ببرند رو به سوریه خواهند آورند و پیشنهاد دادند که نیروهای خود را در بخش‌هایی از لبنان بفرستند.» 
سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان نیمی از جنگ روانی خود علیه رژیم صهیونیستی را تنها با سخنانش درنشست های رسانه ای به فعلیت رساند. واکنش مردمی به سخنان وی به حدی رسید که حتی حالات چهره‌اش یا آهنگ صدایش مورد بحث و بررسی و تحلیل قرار می گرفت و به عاملی تعیین کننده در آرامش دوستان یا نگرانی دشمنان تبدیل شده بود.در طرف مقابل، اتباع اسرائیل سخنان سید حسن نصرالله را به خاطر اطمینان از صحت و سقم آن، دنبال می کردند و آن را با سانسوری که مقامات اسرائیلی در طول جنگ بر اخباراعمال می کردند مقایسه می نمودند. در اهمیت تأثیر سخنان سید حسن نصرالله همین بس که سران صهیونیستی و رسانه‌های غربی بخش وسیعی از برنامه های خود را در طول جنگ به تحلیل و بررسی شخصیت دبیرکل حزب الله لبنان و نمادی که از وی در جهان عرب و اسلام ساخته شده بود، اختصاص دادند. و حتیبخش‏های اطلاعاتی اسرائیل حرکات دست سید حسن نصرالله و ابعاد روانی آن را با دقت مورد بررسی قرار دادند.«آیا پنهان شدن در زیر زمین بر روحیه او تاثیر می‌گذارد؟ آیا از جان خود می ترسد یا اینکه به ایمان خود بر پیروزی ثابت قدم است؟ برای بعد از جنگ چه برنامه ای دارد؟» این ها سوال‌هایی بود که روزنامه اسرائیلی «یدیعوت آحارونوت» در تحقیقی تحت عنوان «کارشناسانی که بر روی نصرالله تاثیر می‌گذارند» مطرح کرد. یک کادر پانزده نفره از تحلیلگران اطلاعاتی، شرق شناسان وروانشناسان به تحلیل و بررسی شخصیت نصرالله و ویژگی‌های جدید این شخصیت پرداختند. این تیم کارشناسی در مسیر پژوهش های خود سلسله اطلاعاتی در زمینه های مختلف از جمله ابعاد روانی و شکل حرکات دست و حالات صورت وی را گرد آوری نمودند.به نوشته روزنامه «یدیعوت آحارونوت»، این پژوهشگران همچنین به مقایسه بین ظاهر شدن سید حسن نصرالله در میان مردم که اندکی پس از به اسارت گرفته شدن دو نظامی اسرائیلی صورت گرفت و سایر سخنرانی‌های وی در طول جنگ پرداختند. کارشناسان روانشناس اسرائیلی در بررسی و تحقیقات خود مواردی را نیز استنتاج کرده‌اند که به این قرار است:نصرالله به شکل فوق العاده ای آدم بسیار فهمیده‌ای است. نصرالله هرگز از مرگ نمی هراسد. نصرالله بر این باور است که آینده ای نیز در پیش است ولی باید در مقابل چالشی که فرا روی وی قرار گرفته، فوری مقابله کند. نصرالله خود را برای زندگی زیرزمینی طویل آماده نکرده است.شایان ذکر است که یکی از اعضای تیم بررسی و تحلیل شخصیت سید حسن نصرالله اشاره کرد که فرق بین چگونگی تحلیل در آژانس اطلاعاتی آمریکا و روش تحلیل اطلاعاتی در اسرائیل در این است که آمریکایی‌ها به تحلیل جنبه مشخص روانی یک شخصیت میپردازند چون تحلیل‌ها محور ارزیابی‌هاست اما ما فردی بسیار پیچیده در پیش رو داریم که دارای تصویر اطلاعاتی فراگیری است که در آن ابعاد روانشناسی و فیزیکی، هر کدام وزن مشخصی دارند ولی تحلیل اظهارات او و مقایسه بین گذشته و حال به آن وزن بیشتری می بخشد.همچنین «دانی روبنشتاین»، روزنامه نگار اسرائیلی در روزنامه یدیعوت آحارونوت یک هفته قبل از اعلام آتش بس می گوید: «سیدحسن نصرالله شخصیت بزرگی است. فلسطینیان و مردم عرب به او چشم دوخته اند که از عبدالناصر، رئیس جمهور مصر در زمان خود نیز بالاتر و برتر است. عبدالناصر در جنگ سال 67 توانست 6 روز دوام بیاورد و استقامت کند ولی سیدحسن نصرالله یک سوم اهالی اسرائیل را چهار هفته در پناهگاه حبس کرد.» نصر الله از دید مطبوعات انگلیساز سوی دیگر مطبوعات انگلیس نیز بر شخصیت سیدحسن نصرالله متمرکز شده و روزنامه «ایندیپندنت» در دوم اوت سال 2006، نصرالله را نمادی از مقاومت بر ضد اسرائیل در سراسرجهان اسلام خواند.مطبوعات انگلیس به مراحل مختلفی که این شخصیت جادویی گذرانده و آمیزه‌ای از میهن دوستی و تدین است، پرداختند و روزنامه اندیپندنت نوشت: «اقدام اسرائیل در حمله به لبنان، نصرالله را از یک رهبرشیعه در لبنان به رهبری که از تمامی تلاش‌های اسرائیل برای کشتنش نجات یافت، تبدیل کرد. اسرائیل نتوانست حزب وی را ریشه کن کند و به قهرمانی در سراسر جهان عربی بدل گشت.»در همین ارتباط، روزنامه انگلیسی «تایمز» نوشت: «سید حسن نصرالله مرد لحظه‌هاست که ستاره بخت و خوش شانسی وی بر ویرانه‌های ساختمانهایی که بمب‌های اسرائیلی آن ها را ویران نمودند، درخشید.»روزنامه انگلیسی «دیلی‌تلگراف» نیز در بیست و نهم ماه اوت 2006 در کنار عکسی بزرگ از دبیرکل حزب الله لبنان، گزارشی تحت این عنوان منتشر کرد: «ستاره خوش اقبالی نصرالله بر تمامی گروه های لبنانی تابید.» این روزنامه نوشت: «نصرالله یکی ازرهبران شگفتی ساز در خاورمیانه است»این روزنامه رویکردهای لبنانی‌ها را که به مصاحبه سید حسن نصرالله با یکی ازشبکه های لبنانی گوش دادند، منتشر کرد که یکی از آنها می‌گفت: «مردم او را راستگو می دانند و بر خلاف تمامی سیاستمداران دیگر، وی فردی راستگو است و دروغ نمی گوید.»روزنامه‌های انگلیس به جایگاه نصرالله اندکی قبل از جنگ پرداختند و روزنامه «گاردین» در یکی از شماره‌هایش در این رابطه نوشت: «عکس نصرالله در خیابانهای رام الله پخش می شود؛ زیرا که او به آنچه می گوید، عمل می کند و این امری است که در بین رهبران عرب مرسوم ومعمول نیست.» فایننشال تایمزاز سوی دیگر روزنامه «فایننشال تایمز» از دیگر روزنامه‌های انگلیسی در این رابطه نوشت: «پشتیبانی مردم عرب سنی از سید حسن نصرالله به عنوان قهرمانی جدید، چهره اسامه بن لادن در خاورمیانه را کمرنگ کرد.»همین روزنامه در کنار مقاله‌ای با نام «حزب الله نقشه خاورمیانه را ترسیم کرد» کاریکاتوری را به چاپ رساند که در آن دو گروه شیعه و سنی دیده می شدندکه که میانشان شکافی بود که عکسی بزرگ از سید حسن نصرالله این شکاف را پر می کرد. این کاریکاتور نشان دهنده آن بود که نصرالله با مبارزه خود بر ضد اسرائیل به دو مذهب شیعه و سنی نزدیک است.در همین ارتباط، این روزنامه به فتاوای تکفیری پرداخت که توسط شیوخ سعودی و وهابیون صادر شده بودند و بعد از پیروزی حزب الله علیه رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه، همان ها مجبور شدند که نظرشان را تغییر بدهند. همچنین تحلیلگران روزنامه «اکونومیست» به تحلیل این موضوع که سید حسن نصرالله به یک نماد تبدیل شده پرداختند و مطرح کردند که وی درایجاد وحدت بین شیعه و سنی در خاورمیانه موفق شده است، امری که بن لادن در انجام آن ناموفق بوده. همچنین نصرالله با این پیروزی و بعد از آن که لبنان را به مانعی قوی در برابر نیروهای اسرائیلی تبدیل کرد، بار دیگرآتش قیام و مبارزه اسلامی را در میان جوانان عرب برانگیخت.در همین رابطه «مرکزآمریکایی سیاست خاور نزدیک» بخشی از ارزیابی‌های خود درباره جنگ 33 روزه را، در کنار تصویری ازسید حسن نصرالله به چاپ رساند که وی را پس از آزادی بنت جبیل در سال 2000، در حال سخنرانی در این شهر نشان می داد. حادثه ای که آتش انتفاضه ملت فلسطین را شعله ور نمود و از آن پس اصطلاح «خانه عنکبوتی» در نزد حزب الله برای توصیف قدرت اسرائیل ابداع شد. اظهارات مسئولان صهیونیستی عمق نارضایتی آنان را از طرح این واژه توسط نصرالله نشان داد و کار به جایی رسید که ماشین جنگی اسرائیل تصمیم گرفت برای درهم شکستن نماد اراده و قدرت حزب الله، حتما وارد این شهرک جنوبی لبنان شود.این مرکز در ادامه ارزیابی های خود نوشت: «نصرالله قدرت بازدارندگی اسرائیل را هدف قرار داده است و این امر موجب حساسیت زیادی برای اسرائیل شده است.»روزنامه آمریکایی «واشنگتن‌پست» نیز سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان را این گونه توصیف کرد: «به طور کلی نصرالله با عمامه و سیمایش از بزرگترین اسرار حزب الله به شمار می رود.» 
سید حسن نصرالله در مورد شکل مطلوب نظام سیاسی برای لبنان (طی سخنرانی در دهه شصت) گفت: «ما معتقدیم که باید اول این حالت استعماری و اسرائیلی [که بر لبنان حاکم است] را پاکسازی کنیم و تازه آن وقت ممکن است که طرحی را اجرا کرد. [و لذا الان طرحی برای نظام حکومتی لبنان نداریم] و طرح [آن موقع ما]، یعنی طرحی که ما به عنوان مؤمنین معتقد، نمی توانیم طرحی جز آن داشته باشیم، طرح دولت اسلامی و حکومت اسلام است؛ و اینکه لبنان، فقط یک جمهوری اسلامی واحد نشود، بلکه جزئی از جمهوری اسلامی بزرگ بشود که حاکم اصلی آن امام زمان است و نائب بر حقش، ولی فقیه، امام خمینی (ره) بر آن حکمرانی می کند.»وی ادامه می دهد: «من یکی از کسانی هستم که در مسیر حزب الله و در دستگاه اجرایی آن فعالیت می کنم. من شخصاً حتی یک لحظه در این سیستم نمی مانم اگر یقین و قطع نداشته باشم که این سیستم از طریق سلسله مراتب متصل است به ولی فقیهی که رهبر است و گوش کردن به حرفش از نظر شرعی مبرء الذمه است و دستورش لازم الاجراست. برای ما، این امری است یقینی و به آن اطمینان داریم.»سید حسن نصرالله در خصوص وابستگی حزب الله به جمهوری اسلامی می‌گوید: «صحبت های دیپلماتیک و سیاسی در این بحث، اساس کار محسوب نمی شود» و از نظر سیاسی و رسانه ای صحیح نیست. [یعنی ما وابسته به ولی فقیهیم از نظر شرعی، نه به ایران از نظر سیاسی و...]سید حسن نصر الله می گوید: «در سطح رابطه مستحکم و رابطه ماهوی ای که با رهبری جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه داریم، این مسئله برای ما مسئله ای قطعی است و به آن مطمئنیم؛ و این مسیر [حزب الله] را، فقط به این علت به آن پیوسته ایم و در آن جانفشانی می کنیم و خود را در معرض خطر قرار می دهیم چون قطعیت و اطمینان داریم که این خون، در مجرای ولایت فقیه جاری می شود. هر کس مطمئن نیست، باید برود و از [مسئولین] انقلاب اسلامی ایران درباره این موضوع بپرسد تا اطمینان و یقین پیدا کند.»نصرالله در جایی دیگر از سخنان خود می گوید «... و [دشمنان ما] خیال می کنند وقتی که می گویند، ما [یعنی حزب الله] حزب ولایت فقیه هستیم، خیال می کنند این توهینی برای ماست. ابداً اینطور نیست. من امروز اعلام می کنم و این حرف جدیدی نیست: من شخصاً افتخار می کنم که یک فرد در حزب ولایت فقیه باشم. حزب ولایت فقیهی که عادل، عالم، حکیم، شجاع، صادق و مخلص است.»نصر الله ادامه می دهد «به» آنها می گویم: «ولایت فقیه به ما که حزبش هستیم می گوید: «لبنان کشوری دارای تنوع طایفه ای و تعدد مذهبی است و شما باید از آن محافظت کنید.»»  
سید حسن نصر الله در مورد حل بحران سوریه [طی سخنانی در نشست های داخلی حزب الله در سال 92 ش] اظهار داشت: «به عقیده من تنها راهکار حل و فصل بحران سوریه حضور همه طرفین درگیر بر سر میز مذاکرات و دست کشیدن از گروه‌های خارجی و نفوذ آنها است. طرفین درگیر سوریه نباید منتظر تصمیمات باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا و ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه باشند. مذاکره بهترین وسیله برای متوقف کردن درگیری‌های داخلی و پایان دادن به آن است. پیش از آنکه همه از تر و خشک در این جنگ بسوزند.»نصرالله درباره تلاش اسرائیل برای دخالت در سوریه نیز گفت: «دگرگون کردن اوضاع سوریه از طریق ایجاد جنگ گسترده هیچ نفعی برای اسرائیل ندارد چرا که اسرائیل می‌داند حزب‌الله بخش جدایی ناپذیری از پاسخ سوریه به اسرائیل است. اسرائیل با طولانی کردن درگیری‌ها در سوریه برای چند سال دیگر و کشته شدن مردم این کشور به دست یکدیگر منافعی را می‌بیند و این از جمله انگیزه‌هایی است که اسرائیل را به طراحی نقشه‌هایی جهت تکه تکه کردن سوریه تحت عناوین مختلف وا می‌دارد نقشه‌هایی که هدف اصلی آنها ممانعت از وجود نیروی توانمند متحد در سوریه است تا بدین وسیله قوای ضعیفی در این کشور باشد که نتواند در صورت حمله اسرائیل به اراضی سوری و مرزهای این کشور در برابر اسرائیل ایستادگی کند. این طبیعی است که دخالت اسرائیل در سوریه از لحاظ امنیتی و نظامی محدود باشد و به اقداماتی کوچک از جمله ترور شخصیت‌های سوری، نابود کردن زیرساختها و تلاش برای ضربه زدن به زرادخانه‌های نظامی منحصر شود.» 
به دنبال انفجارهای مرداد ماه سال 92 ش، در بیروت، سید حسن نصر الله در سالگرد پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه طی سخنانی گفت: «یکی از پاسخ های ما به اقداماتی نظیر انفجار بیروت این خواهد بود که اگر یک هزار رزمنده در سوریه داریم آنها به دو هزار نفر خواهند رسید و اگر پنج هزار نیرو داشته باشیم؛ آنها 10 هزار نفر خواهند شد زیرا شما محل اشتباهی را برای حمله انتخاب کرده اید اگر نبرد با تروریست ها ایجاب کند که خود من و همه حزب الله به سوریه برویم برای حمایت از مردم سوریه، لبنان، فلسطین، قدس و مسئله مقاومت به سوریه خواهیم رفت.»وی افزود: «هیچ کسی گمان نکند که اگر در جنگی علیه ما وارد شد می تواند تکلیف این نبرد را تعیین کند زیرا ما تکلیف نبرد و پایان آن را مشخص خواهیم کرد و همانگونه که در جنگ هایمان با اسرائیل همواره پیروز میدان بوده ایم به همگان میگویم که ما در نبردمان علیه تروریسم جهادی نیز پیروز خواهیم بود.»سیدحسن نصرالله تأکید کرد که این نبرد برای ما گران تمام خواهد شد اما تاوان آن از در خانه در انتظار دشمن ماندن تا بیایند و ما را مانند چهار پا سر ببرند کم هزینه تر است:« ما مانند هر نبردی برای دفاع از شرف و عزت و هستیمان از مرگ و خونریزی هراسی نداریم و ما صاحبان دیدگاه پیروزی خون بر شمشیر هستیم.» 
روزنامه السفیر در گفت وگویی دوستانه از نصرالله در مورد علت پیر شدن و سفید شدن محاسن و موهایش اینگونه پرسید که آیا این موضوع ارتباطی به جنگ 33 روزه دارد یا نه.سید حسن نصرالله در جواب به این سؤال با خنده پاسخ داد: «اوضاع داخلی لبنان ما را پیر کرد، درگیری با اسرائیلی‌ها آسان‌تر از درگیری‌های داخلی است.»وی تصریح کرد که در درگیری با اسرائیل اهداف و گزینه‌ها در میدان جنگ مشخص است، سلاح‌ها و تاکتیک‌ها و نحوه سخنرانی ها نیز مشخص است، اما در درگیری‌های عرصه سیاست داخلی لبنان دیگر بحث سختی‌ها مطرح نیست، بلکه اوضاع مصیبت بار است. 
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، حزب الله در کنار قدرت نظامی از قدرت چانه زنی نیز برخوردار است و می تواند با طرف اسرائیلی برای رسیدن به خواسته هایش به مذاکره بنشیند و به آنچه می خواهد برسد. چند نمونه از عملیات تبادل اسرا بین رژیم صهیونیستی و حزب الله لبنان بدین قرار است:اولین عملیات تبادل اسرا، در سال 1991، یعنی همزمان با پیان جنگ های داخلی لبنان که حس ضد یهودی و ضد اسرائیلی نیز در لبنان بالا بود، انجام شد. در این سال، با میانجیگری مجامع بین المللی در سه مرحله و از طریق گذرگاه کفر تبنیت، دو طرف به تبادل اسیران خود پرداختند. در این عملیات، تل آویو 91 اسیر لبنانی همراه با پیکر 9 تن از نیروهای حزب الله را به این جنبش تحویل داد تا در مقابل اطلاعاتی درخصوص سرنوشت دو نظامی اسرائیلی که در سال 1986 اسیر شده بودند، به دست آورد.دومین عملیات تبادل در مورخه 21 اوت 1996 انجام شد. در این عملیات، اسرائیل 45 اسیر را از بازداشتگاه های خود از جمله بازداشتگاه خیام آزاد کرد که در میان آنان سه زن نیز به چشم می خوردند. همچنین پیکر 123 لبنانی را تحویل حزب الله داد و در مقابل جسد دو نظامی خود را تحویل گرفت. این عملیات از طریق گذرگاه «کفر تبنیت»، با نظارت کمیته صلیب سرخ جهانی انجام شد.سومین عملیات تبادل اسرا، که طی آن، تل آویو 60 اسیر را آزاد کرده و پیکر 40 رزمنده لبنانی را تسلیم حزب الله نمود و حزب الله نیز اجساد متلاشی شده کماندوهای اسرائیلی که در کمین نیروهای این جنبش در سال 1997 کشته شده بودند، به تل آویو تحویل داد.چهارمین عملیات تبادل اسرا، پس از آزادسازی جنوب لبنان در سال 2000 صورت گرفت که یکی از مهم ترین اتفاق ها محسوب می شود. در جریان این عملیات، حزب الله سرهنگ سری ارتش اسرائیل، «حنان تنباوم» را آزاد کرد که در مقابل به آزادی شیخ عبدالکریم عبید و مصطفی الدیرانی منجر شد. گفتنی است سرهنگ حنان تنباوم که برای انجام یک عملیات جاسوسی به لبنان اعزام شده بود، توسط حزب الله در بیروت دستگیر شد، اما شیخ عبدالکریم عبید و مصطفی الدیرانی در منطقه بقاع توسط کماندوهای اسرائیلی ربوده شدند. تل آویو بر این باور بود که الدیرانی، یکی از مسئولان امنیتی جنبش اَمَل است که اطلاعات محرمانه ای درخصوص خلبان ران آراد دارد. هواپیمای ران آراد هنگام بمباران مواضع فلسطینی ها در لبنان، توسط یک موشک زمین به هوا هدف قرار گرفت و در نزدیکی اردوگاه عین الحلوه که تحت کنترل جنبش اَمَل بود، سقوط کرد.پنجمین عملیات تبادل اسرا، با میانجیگری آلمان و با نظارت صلیب سرخ جهانی در مورخه 29 ژانویه 2004، یعنی دو سال قبل از آغاز جنگ 33 روزه صورت گرفت. در این عملیات 500 اسیر فلسطینی و 28 اسیر لبنانی و عرب آزاد شدند و اجساد سه نظامی اسرائیلی به تل آویو تحویل داده شد. این بزرگ ترین عملیات تبادل اسیر میان حزب الله و اسرائیل محسوب می شود.ششمین عملیات تبادل اسرا که در آن مقامات تل آویو با آزادی انور یاسین که 17 سال اسیر بود، موافقت کردند، اما اجازه ندادند سمیر قنطار که از سال 1985 در زندان های اسرائیل به سر می بُرد، آزاد شود. علاوه بر آن، عملیات مشابه دیگری نیز صورت گرفته که از جمله آن عملیاتی بود که در سال 1997 انجام شد. در این عملیات سه تن از زندانیان بازداشتگاه اسرائیلی خیام، در مقابل آزادی آنتوان لحد، یکی از نیروهای ارتش اسرائیل آزاد شدند. وعده صادقسید حسن نصرالله در همان سال (2004) ضمن احمق خطاب کردن سران صهیونیست به سبب ممانعت از آزادی سه اسیر (نسیم نسر، سمیر قنطار، یحیی اسکاف)، قول داد که مقاومت اسلامی طی یک عملیات اسیرگیریِ دیگر، این سه تن را از چنگ رژیم صهیونیستی آزاد نماید. عملیات اسیرگیری سال 2006 موسوم به «وعده صادق» و جنگ 33 روزه لبنان ثابت کرد که حزب الله لبنان و رهبر آن بر سر عهد خویش با مردم لبنان هستند و اسرای خود را فراموش نخواهند کرد.  این سه اسیر قرار بود در جریان تبادل اسرا در سال 2004 میلادی آزاد شوند اما با خیانت رژیم صهیونیستی در مسیر تبادل در آخرین لحظات از تبادل آنان خودداری شد.هفتمین عملیات تبادل اسرا نیز در 15 اکتبر 2007 انجام شد که در اثر آن «حسن عقیل»، اسیر لبنانی آزاد شد و پیکر دو رزمنده وابسته به حزب الله نیز تحویل این جنبش شد و در مقابل اسرائیلی ها نیز جسد یکی از شهروندان خود را تحویل گرفتند. این فرد در آبهای ساحلی دریای مدیترانه غرق شده بود و امواج، جسد او را به ساحل لبنان آورده بودند.هشتمین عملیات تبادل اسرا در تاریخ 16 ژوئیه 2008 (26 تیر 87) انجام شد که طی آن جنازه 2 نظامی اسرائیلی با 4 اسیر لبنانی به نامهای سمیر القنطار، خضر زیدان، ماهر کورانی، محمد سرور و حسین سلیمان مبادله شد. سمیر القنطار قدیمی ترین اسیر در بند صهیونیستها بود که از سال 1985 در زندان به سر می‏برد.  
گی باخور، تحلیلگر روزنامه «یدیعوت آهارونوت»: گی باخور، تحلیلگر روزنامه «یدیعوت آهارونوت» در مقاله ای تحت عنوان «توطئه ایرانی» نوشت: «کنکاش های بعدی از قرارداد مبادله اسرا روشن خواهد کرد که در ماه های اخیر طرف ما در این مذاکرات، حزب الله نبود بلکه قدرت بزرگتر و بسیار جدی یعنی ایران بوده است، زیرا از زمان سرنگونی صدام، قواعد و بنیان ها در جهان تشیع تغییر یافت و ایران که در طول سال های گذشته، از دور، جریان گفتگوها را پیگیری می‏کرد، در حالی که این مذاکرات روند کند خود را طی می کرد اما ناگهان با رهبری این کشور این مذاکرات روند سرعتی به خود گرفت و نصرالله به بازیگر فرعی و حتی یک میانجی تبدیل شد.» وی با اشاره به شرکت برخی مسئولان بلندپایه ایرانی درمراسم استقبال اسرا در بیروت نوشت: «این پیروزی، پیروزی یک جنبش لبنانی نبود بلکه موفقیت یک جریان خارجی (ایران) بود که با دخالت آن در این مسأله عامل اجرای قرارداد مبادله شد.» به اعتقاد وی، نقش تاریخی حزب الله در لبنان پایان نخواهد یافت، همان طور که در سال 2000 اسرائیل را وادار به عقب نشینی از جنوب لبنان کرد.   روزنامه اسرائیلی «معاریو»: این روزنامه در بالای تصویر مراسم استقبال رسمی از اجساد نظامیان اسرائیلی و تنباوم سرهنگ اسرائیلی و نیز تصویر عملیات انتحاری (شهادت طلبانه) در قدس و جشن های بیروت عنوان های « روز اشک ها»، «درد و ذلت و خواری عملیات وحشتناک قدس»، «فرزندانی که دیگر زنده نیستند» و «قرارداد تبادل اسرا باعث [رفع] اختلافات و جشن های خرابکاران است» را برجسته کرد.   روزنامه «یدیعوت آهارونوت»: این روزنامه با انتخاب تیتر«اندوه بار و دردناک» نوشت: «استقبال اندوه بار در فرودگاه تل آویو و جشن های پیروزی در بیروت، خشم ها را برانگیخت.»   یوئیل مارکوس، تحلیلگر برجسته روزنامه «هاآرتص»: این شخص که تأثیرگذارترین روزنامه نگار بر افکار عمومی اسرائیل است، نوشت: «قراردادی که به موجب آن سه جسد و یک شهروند اسرائیلی در مقابل آزادی صدها اسیر مبادله شدند، نه تنها دلیلی برای جشن اسرائیلی ها نیست، بلکه یک رسوایی ملی است، زیرا به وضوح مشخص بود که طرف گفتگو، جریانات تروریستی بودند!»   آلکس فشمان، تحلیلگر نظامی روزنامه «یدیعوت آهارونوت»: این تحلیل گر اسرائیلی ضمن موافقت با نظر مارکوس در ارزیابی خود از قرارداد تبادل اسرای عرب و اسرائیل ابراز عقیده کرد که دشمن مقابل اسرائیل (حزب الله) به دنبال تحقیر و به زانودرآوردن اسرائیل است: «تبادل اسرا که اسرائیل سه جسد و تنها یک مجرم را در ازای صدها اسیر عرب و لبنانی تحویل گرفت و پیامد آن جشنواره های عظیم در بیروت و استقبال باشکوه در لبنان تنها درراستای اهداف دشمن (حزب الله) بود.»   «سموار بیری»، تحلیلگر امورعربی روزنامه «یدیعوت آهارونوت»: این تحلیلگر روزنامه بدیعوت آهارونوت، در زیرِ تصویر بزرگی از مصطفی الدیرانی، بر روی دستان جمعیت انبوه استقبال کننده در بیروت، نوشت: «بیشترین چیزی که اسرائیلی های غرق در ماتم و اندوه را به خشم آورد، جشن های مردم لبنان و آتش بازی هایی بود که در مراسم استقبال از اسرای لبنانی در بیروت مشاهده کردند.» وی اقدام شبکه های لبنانی در پخش مراسم استقبال از اسرای لبنانی را اقدامی خودخواهانه توصیف کرد و همچنین مسؤولان رژیم اسرائیل را احمق هایی خواند که در صورتی که سمیر قنطار اسیر لبنانی را آزاد نکنند، پشیمان خواهند شد و باید بهای سنگینی را بپردازند.   تسفی بارئیل، تحلیلگر روزنامه «هاآرتص» بارنیل نیز نوشت: «جشن های استقبال از اسرای لبنانی در بیروت ترجمانی از تظاهرات وحدت ملی بود که با درایت و اقتدار حزب الله صورت گرفت، این جشن مختص حزب الله بود که لبنان به عنوان یک میهمان افتخاری به آن پیوست، گویی که حزب الله یکی از اسرای آزاد شده بود. نصرالله (حزب الله) برای آزادی دیگر اسرا در زندان های اسرائیل و نیز گسترش دامنه مشروعیت مبارزاتش تلاش خواهد کرد.»   یرون لندن، تحلیلگر روزنامه بدیعوت آهارونوت او نیز در مطلبی تحت عنوان « خودخواهی و ننگ » در روزنامه یدیعوت آهارونوت نوشت: «تنها یک زن فلسطینی با فریادهای خود شکست مفتضحانه ای به ما (اسرائیل) وارد کرد.» وی با اشاره به خوشحالی مردم فلسطین به خاطر آزادی اسرای خود و تمجید آنها از حسن نصرالله نوشت که آنها از حزب الله خواستند با ربودن نظامیان بیشتری از اسرائیل، آنها را در راه آزادی اسرای سرزمینشان بکار گیرد. به گفته وی، اگر کارشناسان تاکنون در وجود ارتباط میان عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان و بین بیداری شدید مردمی در میان فلسطینی ها تردید داشتند، این توافقنامه و امور بعد از آن این شک و تردید را به یقین تبدیل کرد. این توافق روشن کرد که حزب الله، رهبر است، فقط انجام عملیاتی مانند عملیات حزب الله نه دیپلماسی ضعیف، درنهایت یهودیان را از سرزمین مقدس فلسطین بیرون خواهد راند. وی افزود: «حکومت شارون با تخریب تشکیلات خودگردان، باعث تجهیز دشمن سرسختی شد که بر سرزمین مقدس با نظارت کشور بزرگ اسلامی ایران سیطره یابد واگر فقط ده درصد خرابکاران (مبارزان فلسطینی) به عادت های گذشته شان برگردند مفهومش کشته شدن شمار زیادی از اسرائیلی ها خواهد بود، آنهایی که دیوار حائل برای نجات آنها ساخته می شود.» به گفته وی، اگر فقط چند درصد ده ها هزار جوان فلسطینی که برای نصرالله هورا کشیدند این قرارداد را به عنوان شکست (اسرائیل) نتیجه گیری کنند، تعداد بیشتری از اتوبوس های اسرائیلی مانند انفجار اخیر منفجر خواهند شد. این تحلیلگر اسرائیلی افزود: «این تمام بهایی که ما باید پرداخت کنیم، نخواهد بود بهاهای دیگری نیز باید پرداخت کنیم، مانند دادن جایگاه مذاکره کننده قانونی و اعتبار به این سازمان تروریستی (حزب الله)، تشویق گروه های تروریستی در جهان عرب و تخریب توازن سیاسی ضعیف در لبنان، اما بزرگترین نگرانی و ترس ما از این است که این قدرت (حزب الله) تلاش کند از طریق خشونت لجام گسیخته برای ازسرگیری مقابله با قدرت بازدارندگی ما تلاش کند.»   نقش ایران در تبادل اسرای لبنانی در سال 2004 از نگاه رسانه های اسرائیلی رسانه های اسرائیل با ارائه تحلیل هائی از نقش مهم و مثبت ایران در این تبادل سخن گفتند. رسانه های اسرائیل پس از اجرای این مبادله در اوج ناامیدی، شکست تل آویو را در این تبادل به «رسوایی ملی» و «بهای سنگین» که اسرائیل متحمل آن شد؛ تعبیر کردند. به نوشته روزنامه های اسرائیلی، آزادی 430 اسیر عرب در مقابل تنها سه جسد و یک مجرم اسرائیلی، لکه ننگ و رسوایی برای دولت اسرائیل بود. رسانه های صهیونیست تأکید کردند که این قرارداد تنها به نفع حزب الله و دبیر کل آن سید حسن نصرالله انجام شد. تیترهای درشت مطبوعات اسرائیل، سردرگمی و پریشانی آنها را به خاطر بهای سنگینی که اسرائیل پرداخت کرد و نیز خشم و نفرت از جشن های مردم لبنان و تهدید مجدد دبیر کل حزب الله به اسیر کردن نظامیان اسرائیلی را نشان داد. به نوشته الحیات، رسانه های اسرائیلی، نقش ایران در اجرای موفقیت آمیز این قرارداد را مهم و مثبت ارزیابی کردند. 
خبرگزاری روسی «نووستی»: این خبرگزاری در نظرسنجی که درباره این موضوع انجام داده بود؛ اعلام کرد بیش از نیمی از شرکت کنندگان در نظرسنجی، معتقدند تبادل اسرای حزب‌الله با رژیم صهیونیستی، یک پیروزی برای حزب‌الله بود. در این نظر سنجی از کاربران سوال شده بود: «آیا تبادل اسیران، پیروزی حزب الله بر اسرائیل بود؟» که 6/53 درصد اعلام کردند این تبادل اسرا، پیروزی حزب الله بر اسرائیل بود و تنها 4/21 درصد به آن پاسخ منفی دادند. همچنین در این نظرسنجی حدود 7 درصد پاسخ نمی‌دانم و حدود 17 درصد نیز پاسخ «برایم مهم نیست» ارائه کردند.   روزنامه انگلیسی گاردین: این روزنامه درباره مبادله اسرای حزب الله با اسرائیل نوشت: «این مبادله اسرا موقعیت حزب الله و مقاومت را تقویت کرد. حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان طعم «پیروزی قاطع» در مبادله اسرا را چشید و این اقدام موقعیت حزب وی را به عنوان طلایه دار مقاومت در منطقه استحکام بخشید.» «نصرالله به وعده های خود مبنی بر آزادی فرزندان لبنان از زندان های اسرائیل و معروف ترین آنها سمیر قنطار وفا کرد. این حقیقت که قنطار یک «دروزی» است به نفع حزب الله است و این حقیقت را منعکس می کند که مقاومت ملی است و به یک مذهب خاص تعلق ندارد.»   الجزیره: در گزارشی به معرفی 5 اسیر لبنانی که از زندان‌های رژیم صهیونیستی آزاد شده‌اند، پرداخت که برجسته‌ترین این 5 اسیر آزاد شده، «سمیر قنطار» است که اسرائیل وی را به پنج بار حبس ابد، مجموعاً به مدت 540 سال محکوم کرده بود. وی با سابقه ترین زندانی اسرائیل بود. پیشتر یک دادگاه اسرائیلی قنطار را به جرم عضویت در سازمان آزادیبخش فلسطین، و انجام عملیاتی در سرزمینهای اشغالی به سه بار حبس ابد محکوم کرده بود. همراه با قنطار چهار تن دیگر از اسرایی که در جریان حمله سال 2006 به لبنان توسط سربازان اسرائیلی دستگیر شده بودند نیز به لبنان بازگشته‌اند: «ماهر کورانی»، «محمد سرور»، «حسین سلیمان» و «خضر زیدان».   روزنامه اسرائیلی معاریو این روزنامه در مقاله ای با اشاره به تأثیر مبادله اسرا بر افکار عمومی اسرائیل نوشت: «روز مبادله اسرا یک روز سیاه و ناامید کننده برای اسرائیلی ها بود.» این روزنامه اسرائیلی در ادامه از نبود اندیشه مدیریت و رهبری در جامعه صهیونیستی به شدت انتقاد کرد و نوشت: «ما اینگونه و با این سوء مدیریت ها به این روز سیاه در تاریخ اسرائیل رسیدیم.» معاریو همچنین به نقل از «اینهوم» پدر یکی از نظامیان اسرائیلی که در جنگ 2006 لبنان کشته شد افزود: «اجرای مبادله اسرا نشان داد که اسرائیل فاقد یک رهبری دوراندیش و عاقل است و از کسی چون اولمرت که دارایی های عمومی را به سرقت می برد نمی توان انتظار بیشتری داشت.» 
در مهرماه سال 1389، محمود احمدی نژاد رئیس جمهور وقت ایران طی سفری به لبنان مورد استقبال دبیر کل حزب الله، سید حسن نصرالله، قرار گرفت. نصرالله، در مراسم جشن مردمی در میدان الرایه در منطقه ضاحیه در جنوب بیروت پایتخت لبنان که با حضور احمدی نژاد برگزار شد با خوشامدگویی به او و هیات همراه وی، گفت: «من به نام رهبران و اعضای جنبش اَمَل و به نام رهبران و اعضای حزب الله، به نام امام موسی صدر و عاشقان امام خمینی (ره)، به نام رهبران و اعضای احزاب و جریان های لبنانی که امشب در بین ما هستند از سفر کریمانه شما استقبال می کنیم.» وی افزود: «من به نام مبارزان، مجاهدان، خانواده اسیران و شهدا، زنان و مردان و ملت لبنان که 33 روز در برابر اشغالگران مقاومت و مبارزه کردند و پیروز شدند و به نام شریفترین و پاکترین مردم از شما استقبال می‌کنم.»نصرالله استقبال گسترده کشورش از احمدی نژاد را اقدامی اخلاقی و تشکر از کشوری دانست که در همه لحظات دشوار و سخت همیشه در کنار مردم لبنان بوده است. او با انتقاد از برخی لبنانی ها که در راستای اهداف رژیم صهیونیستی و آمریکا معترض به این سفر هستند گفت: «باید با احترام و میهمان نوازی لبنانی از احمدی نژاد استقبال کنیم.»سیدحسن نصرالله با اشاره به کمک های ایران در عمران و آبادانی لبنان و جنوب این کشور گفت: «آیا باید با کشوری که کمک های بسیاری را از طریق دولت لبنان ارسال کرده است و در مقابل بزرگ ترین تبعات جنگ در کنار لبنان ایستاده است مقابله کنیم؟» وی تأکید کرد: «احمدی نژاد میهمان رسمی لبنان است به دعوت گروه یا جریانی خاص به لبنان نمی آید و ما باید با اخلاق و حسن میهمان نوازی لبنانی از وی استقبال کنیم.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۱:۰۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۱:۰۳

سید حسن نصرالله

خلاصه زندگی نامه

 سید حسن نصرالله، روحانی شیعه و دبیر کل حزب‌الله لبنان است. او پس از شهادت سید عباس موسوی به دست نیروهای نظامی اسرائیلی در سال 1992 میلادی به مقام دبیرکلی جنبش حزب‌الله لبنان انتخاب شد.  

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع