آیت الله سید جعفر بن ابواسحاق کشفی دارابی بروجردی معروف به "سید جعفر کشفی"، در سال 1189 ه.ق، در "اصتهبانات" از توابع استان "فارس" چشم به جهان گشود. وی از سن هفت سالگی تحصیلات مقدماتی خود را آغاز کرد و برای ادامه تحصیل در دروس حوزوی راهی یزد شد. سید جعفر در نوزده سالگی به نجف اشرف هجرت کرد و از محضر استادانی چون "علامه سید مهدی بحرالعلوم" بهره‌مند شد. آیت الله کشفی در مدت زمان کوتاهی از نظر علمی، به مدارج بالاتر راه پیدا کرده و از مدرسان "نجف اشرف" محسوب شد و به تربیت شاگردان فراوانی توفیق یافت. برخی از منابع درباره اشتهار ایشان به "کشفی" گفته اند که او مدعیِ کشف 75 بطن از بطن های قرآن بود. از مفصل ترین و مهم ترین آثار فقهی، کلامی و سیاسیِ آیت الله کشفی، میتوان به "کفایه الایتام"، "اجابه المضطرین"، "میزان الملوک" و "تحفه الملوک" نیز اشاره کرد. سرانجام آیت الله سید جعفر کشفی بعد از سال‌ها خدمت به جامعه و گسترش مذهب تشیع، در سال 1267 ه.ق، از دنیا رفت و در شهر بروجرد به خاک سپرده شد. 
نسب سید جعفر با سی و چهار واسطه به امام موسی بن جعفر علیهماالسلام منتهی می‌‌شود. پدرش، "سید یعقوب" از علمای مشهور شهر داراب بود که پس از مدتی، "داراب" را ترک و در "اصتهبانات" سکونت کرد و در آن جا با دختر "شیخ حسین بحرانی" که زنی فاضل و اهل علم بود، ازدواج نمود. وی پس از چند سال اقامت در "اصتهبانات"، همراه خانواده‌ اش روانه "داراب" شده و سرانجام در حدود سال 1198 ق وفات یافته و در آن شهر دفن گردید.  
آیت الله کشفی در حدود سال 1211 ه.ق به عراق هجرت کرد و دختری از اهالی عراق را به همسری گرفت و مدت مدیدی در آن جا سکنی گزید. ایشان دوازده فرزند داشتند، که سرشناس ترین آنها "سید یعقوب"، "سید ریحان"، "سیداسحاق"، "سید یحیی"، "سید صبغه الله" و "سید روح‌الله" بودند. بیشتر پسران او فقیه و صاحب اثر بوده‌اند؛ از "سید یعقوب" آثاری چون "شموس العکوس" و "منظومه‌ای در منطق" برجای مانده است.   "سید صبغه‌ الله" از شاگردان "شیخ مرتضی انصاری" بوده و آثاری چون "مشکوه العباد فی سفینه النجاه لیوم‌المعاد" و تفسیری به نام "بصائرالایمان" یا "دره الصفاء فی تفسیر ائمهالهدی" نگاشت. به گزارش برخی منابع، "سید یحیی" که با آیت الله سید جعفر کشفی اختلاف نظر داشته، به "بابیه" پیوست. نوادگان کشفی در "یزد" و "اصطهبانات" به "سادات اصطهباناتی" و دارابی"، و در تهران و اصفهان و نجف‌آباد و بروجرد به "سادات کشفی" مشهور بودند. 
آیت الله سید جعفر کشفی، در هفت سالگی، پدر خود را از دست داد و به همراه مادرش به "اصتهبانات" رفت و تحصیلات مقدماتی را در آن جا فرا گرفت. گفته شده که برخی از دروس خود را نزد مادر فاضله اش خوانده و سپس در آستانه سن بلوغ، علی رغم تهیدستی، برای ادامه تحصیل روانه حوزه علمیه یزد شده است. وی پس از سه یا چهار سال اقامت در آن دیار، در حدود سال 1211 ه.ق، برای نیل به مقام شامخ اجتهاد رهسپار نجف اشرف گردیده و در درس اساتید بزرگ آن روز، به ویژه "سید محمد مهدی بحرالعلوم" شرکت جست. 
آیت الله سید جعفر کشفی، رفته رفته بر اثر "هوش سرشار و استعداد فراوان" و نیز "تأییدات ربّانی و ریاضات نفسانی" بر کرسیِ تدریس تکیه زده و در مدت کوتاهی به مدارج والای اخلاقی و علمی‌‌ رسیده و از مدرسان "نجف" اشرف محسوب شد و به تربیت شاگردان فراوانی توفیق یافت. در جریان آشوب عراق (حمله وهابیون به کربلا و نجف)، به ایران مسافرت کرده و در اثر دعوت‌های پی در پی شاهزاده "محمد تقی میرزا" به بروجرد آمده و در این دیار اقامت گزید. از این رو، دانشمندان زیادی از اطراف به محضر وی شرفیاب شده و علوم گوناگونی را فراگرفتند.  یکی از دلائل سفرهای متعدد آیت الله سید جعفر کشفی و عدم اقامت وی در یک منطقه، خودداری از پذیرش مقام "مرجعیت" بود؛ زیرا مسئولیت آن را بسیار سنگین و خطیر می‌‌دانست. شاگردان آیت الله کشفی، در مسیر نشر دانش و علوم، شاگردانی را تحویل جامعه داده که برخی از شاگردان وی در بروجرد عبارتند از: سید حسین بروجردی، مؤلف نخبه المقال ملاعبدالله بروجردی حاج میرزا صالح لرستانی شیخ عبدالحسین بروجردی اورنگ زیب میرزا، فرزند حسام‌السلطنه حاکم بروجرد 
دولت آرمانی آیت الله کشفی به حکومت پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه و حکومت امام مهدی عجل الله تعالی و فرجه الشریف در آخرالزمان عینیت می‌‌یابد و در زمانی که پیامبر صلی الله علیه و آله و امام معصوم علیه‌السلام به عنوان سرسلسله عاقلان حضور دارد، هر کس که به تشکیل دولت همت گمارد و تحت نظر آن‌ها نباشد، دولت باطل می‌‌باشد؛ ولی در دوره‌ای که امام علیه‌السلام در غیبت است، دولت آرمانی کشفی به دولتی منحصر می‌‌شود که رهبر آن با عقل کل در ارتباط باشد و همانند منصب امامت دارای دو رکن "سیف" و "علم" باشد. در زمانی که این دولت مستقر نشود، علامه کشفی به تفکیک حوزه عرفیات و شرعیه تن می‌‌دهد و از مشروعیت سلطان عادل و لزوم تبعیت او از علوم عالمان ربانی، حمایت می‌‌کند و در آخر، به دولتی که از معیار و هنجارهای اسلام خارج باشد، لقب "جائر" می‌‌دهد و در شرایطی که آن دولت عزلش موجب فتنه و گسترش هرج و مرج نشود، او را از حکومت برکنار می‌‌کند. عوامل بقا و نابودی دولت علامه کشفی در جواب این سوال که: چه عواملی‌‌ دولت را نگاه می ‌‌دارد و چه عواملی باعث نابودی آن می‌‌شود؟ به چند عامل اشاره می‌‌کند: -عدالت علامه کشفی با اشاره به حدیث "الملک یبقی بالعدل مع الکفر ولایبقی مع الظلم بالایمان" مهمترین عامل بقای دولت را، "عدالت" می‌‌داند. -نظارت بر عملکرد کارگزاران افرادی که به همکاری دعوت می‌‌شوند، در بقا و زوال دولت نقش بسیار مهمی ‌‌دارند؛ از این رو، سلطان باید پس از احراز راستی، ثبات و اهل بیت، منصب‌های حکومتی را به افراد شایسته بدهد و همیشه از احوال کارگزارانش آگاهی داشته باشد تا آن‌ها بر کار خلاف، جسارت نداشته باشند. -خصال نیکو علامه کشفی از میان خصال نیکو "احسان" را بیش از هر خصلتی در ثبات حکومت، موثر می‌‌شمرد و در این راستا، احسان به مردم را مایه قدرت می‌‌داند و می‌‌فرماید: "بعد از فراغ از استعمال قوانین عدالت، باید که به رعایا احسان نماید و خیراتی که زیاد بر قدر واجب ممکن باشد به ایشان برساند، چون بعد از خصلت عدالت، هیچ خصلتی و فضیلتی در امور سلطنت سلاطین و پادشاهان، بهتر و بزرگتر از احسان نمی‌‌باشد. باید که در احسان نمودن، التزام خصلت هیبت را بنماید؛ که احسان بدن هیبت، موجب بطر، تجاسر، زیادیت حرص و طمع زبردستان می‌‌گردد و بعد از آن اگر همه ملک را به ایشان بدهد، هر آینه راضی و قانع نمی‌‌شوند." -وحدت در جامعه علامه کشفی همچنین عدم تفرقه و وحدت را در جامعه مهم شمرده و بقای دولت را مشروط به آن می‌‌داند. -تجمل‌گرایی یکی از عوامل مهم زوال دولت‌ها، تجمل‌گرایی می‌‌باشد؛ علامه کشفی در این خصوص می‌‌فرماید: "اگر سلطان به تمتع و التذاد مشغول گردد و اغفال در امور مملکت نماید و به توهم این که چون امور به ید تصرف من است، باید که در راحت، فراغت و اوقات تمتع و لذت بیفزاید، البته خلل، وهن و فساد در مدینه راه یابد و فتح باب شهوات گردد و سعادت به شقاوت و خیرات به شرور، مبدل گردد و نظام، روی به انحلال و هرج و مرج نهد". علامه کشفی در پایان چنین تأکید می‌‌کند: "چنان که قوام بدن به طبیعت و قوام طبیعت به نفس، و قوام نفس به عقل است، همچنان قوام مدن و اهل عالم به ملوک است و قوام ملوک به تدبیر و سیاست، و قوام سیاست به استعمال نور و قانون عقل و حکم و ناموس شرع است که همگی قواعد حکمت است. و چون قواعد حکمت، نور عقل و آثار شرع در مدینه متعارف و معروف گردد، هر آینه نظام حاصل آید و موجودات به کمالات خود توجه یابند. و چون برخلاف این باشد، هر آینه حذلان به ناموس حق و ظلمت به نور عقل و به قواعد حکمت برسد و قوام ملک و زینت ملوک و سلاطین زایل گردد و جور تغلب، فتنه، تجارت و هرج و مرج پدید آید و رسوم مروت و حدود انسانیت مندرس گردد و کرامت به ذلت و نعمت به نقمت و ربح به خسارت، متبدل گردد و خاصیت مدن و اهل مدن و ریاست و روسا همگی برطرف گردد". استدلال وی بر اين مساله اين است كه دين و شريعت، بدون قدرت دولت كاملا محقق نمی شود و دولت غيردينی جز دفع هرج و مرج، نتيجه ای برای بشر به ارمغان نمي آورد. 
آیت الله کشفی، با الهام از قرآن، روش‌های تفهیم و تفهم را منحصر در حکمت، موعظه و مجادله دانسته و آن‌ها را، به ترتیب، حق‌الیقین، عین‌الیقین و علم‌الیقین معرفی کرد. نزد او، حکمت به تصفیه قلب، تزکیه نفس و نورانیت دل بوده، نه به گفتن و دانستن (تعلیم و تعلم رسمی) و تفکرِ فارغ از تزکیه نفس، پرخطاست. به نظر او، فیلسوفان یونان صرفا از طریق تفکر، به تأمل دربارۀ حقایق عالم پرداخته‌اند و خلفای بنی‌عباس برای بازداشتن مردم از طریقۀ امامان معصوم علیهم‌السلام، فلسفه یونانی را ترویج کرده و در برابر علوم و کرامات، به تصوف دامن زدند، که در نظر او فتنه و فساد متصوفه به مراتب بیش ‌تر و شدیدتر از فتنه متفلسفه است. 
آیت الله سید جعفر کشفی، علاوه بر تبحر در فقه، اصول، کلام، فلسفه و عرفان، از ذوق ادبی و شعری نیز برخوردار بود. در کتاب "تحفه الملوک" شعر های زیادی از وی مشاهده می شود؛ که این بیت از آن نمونه است: زان آستان که قبله ارباب دولت است محروم بودن، از عدم قابلیت است 
آثاری که درباره کشفی سخن گفته اند بسیاری اندک اند. از میان سیره نویسان، "محمد حسن خان اعتماد السلطنه" در کتاب "المآثر و الآثار"، "میرزا فرصت شیرازی" در "آثار عجم"، "میرزا حسن حسینی فسایی" در "فارسنامه ناصری"، "آقابزرگ تهرانی" در "اعلام الشیعه" و "معصوم علی شاه" و "نایب الصدر شیرازی" در کتاب "طرایق الحقایق"، هر یک مطالب اندکی را درباره او نگاشته اند؛ اما در واقع، افزودن بر تعریف و تمجید از وی، چیزی از زوایای مهم سیره و زندگیِ او را بر ما نمی نمایانند. در برابر این دسته از مآخذ، دکتر "عبدالهادی حائری" در کتاب "نخستین رویارویی های اندیشه گران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی غرب" و نیز "هانری کربن" در کتاب "تاریخ فلسفه ی اسلام" درباره اندیشه های فلسفی و سیاسیِ آیت الله کشفی، مطالبی را آورده اند. سه ویژگیِ مهم اندیشه علامه کشفیحائری که بیش از دیگران در این باره سخن گفته، در تحلیل خود از آراء آیت الله کشفی، سه ویژگیِ مهم اندیشه اش را بررسی کرده و می نویسد: 1- وی مجتهدی اصولی بوده که در چارچوب تئوری، بر آن باور بوده است که حکومت از آنِ مجتهد شایسته است. 2-در همان زمان، وی نیز باور داشته که شرایط کامل حاکم و مجتهد را نمی توان به آسانی در یک تن یافت و آن چنان فردی که ویژگی های بایسته را داشته باشد شاید در پهنه عمل یافت نشود. 3-سرانجام، نامبرده به مسئله قدرت، حکومت و نظم و آرامش در جامعه اهمیت فراوان می داد و در چارچوب این اندیشه، گاه قربانی کردن بسیاری از اصول بنیادی را در راه جلوگیری از نابسامانی و تباهی را مجاز به شمار می آورد. در نهایت، "حائری" معتقد بوده، که کشفی "به سوی مشروعیت دادن به حکومت پادشاه، حتی ستم کاران آنان، و همکاریِ شاه و مجتهد گرایش بسیاری" دارد. ایرادات وارده بر تحلیل حائری هر چند حائری در تبیین باورهای کشفی دقت بسیاری نموده، اما در یک منظومه منسجم، و با استفاده از همه آثارش اندیشه وی را تحلیل نکرد. کشفی در دوره ای که اجتماع ارکان امامت (سیف و علم) را در نایب عام یا خاص امام معصوم (علیه السّلام) ممکن نمی داند، همانند برخی از معاصرانش، به گونه ای بر تفکیک حوزه فقیهان از حوزه شاهان و به رسمیت شناختن سلطنت در آن حوزه صحه می گذارد و ولایت انتصابی فقیهان را در شرعیات، و سلطنت سلطان عادل را در اجرائیات به رسمیت می شناسد. اطاعت از سلطان، در دوره انفکاک ارکان منصب امامت نیز تا جایی واجب است که سلطان به عدالت رفتار کند. در صورتی که سلطان ستم بر مردم را پیشه کند، عزلش واجب می شود مگر در موردی که منجر به هرج و مرج گردد. این مطالب نشان می دهد که قضاوت حائری درباره او کلیت ندارد و کشفی به سلطان ستمکار مشروعیت نمی بخشد و تقیه در دوران حاکمیت سلطان جائر را نیز از باب حفظ اصول روا می داند نه از باب قربانی کردن آن ها. 
برخی از آثار کشفی عبارت‌اند از: -اجابه المضطرین، در اصول دین و برخی فروع و اخلاق، که در 1306 در هند و در 1377 در ایران به چاپ رسید. -البرق ‌و الشرق یا الشرق و البرق، که شرح فارسی برخی احادیث بوده و موافق مشرب اهل عرفان نگارش یافته و مضمون آن، حُسن و قبح عقلی بود. -شریفیه، ‌منظومه‌ای منطقی در 340 بیت -میزان‌الملوک و الطوائف و الصراط المستقیم فی سلوک‌الخلائف، که در 1375 "عبدالوهاب فراتی" آن را به چاپ رساند. -تحفهالملوک فی السیروالسلوک، که در 1381 به همت عبدالوهاب فراتی چاپ شد. 
سرانجام آیت الله سید جعفر کشفی بعد از سال‌ها تحصیل، تدریس، تحقیق، خدمت به جامعه و گسترش مذهب تشیع، در سال 1267 ه.ق بدرود حیات گفته و پیکر مطهرش نیز پس از تشییع باشکوه، در جنب مسجد "دور خواهران" در شهر "بروجرد" دفن گردید.  

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۴۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۴۷

سید جعفر کشفی

خلاصه زندگی نامه

 آیت الله سید جعفر بن ابواسحاق موسوی کشفی دارابی بروجردی معروف به سید جعفر کشفی، عارف، ادیب، شاعر و یکی از عالمان و فقیهان شیعه ایرانی در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری بود که به سبب دعوی کشف و کرامت به "کشفی" معروف شد. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع