سید اکبر پرورش، در اول تیر سال 1321 ه.ش، در خانواده ای مذهبی و متوسط در محله چهار سوق شیرازیهای اصفهان به دنیا آمد، وی تحصیلات علوم دینی را در حد مقدمات و آموزش علوم جدید را تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته‌های ادبیات و کار آموزی دبیری ادامه داد. پیش از پیروزی انقلاب به تدریس در دبیرستان ها پرداخت و همراه با آن به فعالیت های سیاسی روی آورد و محوریت در مبارزات قبل از انقلاب اسلامی در اصفهان همراه با سپهبد شهید "صیاد شیرازی" و حجت الاسلام "احمد سالک" رییس کمیسیون فرهنگی مجلس نهم، منجر به دستگیری وی شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت مجلس خبرگان درآمد و در کار تدوین قانون اساسی شرکت کرد و علاوه بر عضویت در شورای عالی دفاع، نماینده مجلس شورای اسلامی در دوره های اول، سوم و چهارم، نایب رییس اول مجلس شورای اسلامی در دوره اول و نایب رییس دوم مجلس شورای اسلامی در دوره چهارم بود. پرورش همچنین در سال 1361 به عنوان وزیر آموزش و پرورش از مجلس رای اعتماد گرفت و در دولت های شهید "محمد جواد باهنر"، دولت موقت آیت الله "محمدرضا مهدوی کنی" و دولت "میرحسین موسوی" وزیر آموزش و پرورش بود. از دیگر سوابق سیاسی پرورش در دهه 70 و 80 می توان به، عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، نامزدی انتخابات ریاست جمهوری (نامزد احتیاطی حزب جمهوری اسلامی) در دو دوره، قائم مقام دبیرکلی حزب موتلفه اسلامی از سال 1372 تا سال 1380 و عضویت در شورای مرکزی موتلفه اسلامی نیز اشاره کرد. سید اکبر پرورش سرانجام، در 6 دی سال 1392 پس از یک بیماری طولانی از دنیا رفت. 
اکبر پرورش، از طرف پدری، منسوب به خانواده "رفیعائی" و از نوادگان "میرزا رفیعا" استاد بزرگ "علامه مجلسی" و از طرف مادری به خانواده "پرورش" به شمار می ‌آمد. وی از پنج سالگی در کنار خانواده مادری، دایی‌ های خود، "نصرالله"، "حسن" و "علی پرورش" که همگی از هنرمندان نقره ساز و ضریح ساز مشهور اصفهان بودند و در آغوش مادری مهربان که برای او هم پدر بود و هم مادر، رشد یافت. اکبر پرورش، تک فرزند خانواده و از سایه پدر محروم بود، که به تقاضای مادر پس از پنج سالگی از "سید اکبر رفیعایی" به سید اکبر پرورش تغییر نام یافت. کودکی ‌اش با سختی، شیطنت و بازیگوشی توام بود ولی در عین حال به شعر و ادبیات علاقه وافری داشت. 
اکبر پرورش تحصیلات ابتدائی را در "زرین شهر" به پایان رساند، وی از 10 سالگی علاقه وافری به اشعار حافظ داشته و همین زمینه ساز ورود وی به عرصه فرهنگ و ادب و ادامه تحصیلات در رشته ادبیات در سنین بالاترشد. پرورش پس از کسب مدارج علمی در مقطع متوسطه در زادگاهش، راهی دانشگاه شد و مدرک لیسانس خود را در رشته ادبیات از دانشگاه اصفهان اخذ نمود، وی پس از آن مدرک فوق لیسانس خود را در دانشسرای عالی تهران در رشته کارآموزی دبیری دریافت کرد. 
پرورش از دوره  نوجوانی و تحت تأثیر روحانیت محله پدری، پس از کسب مطالب اولیه دینی به فعالیت در مجامع دینی پرداخت. شهید آیت الله دکتر بهشتی که اهل همان محله بود و در قم به تحصیل و تدریس اشتغال داشت در مسافرت های خود به اصفهان با جوانان محله و شهر ارتباط برقرار می نمود و بدین گونه ارتباطات نزدیک پرورش با شهید بهشتی آغاز شده و این ارتباط تا زمان شهادت آن بزرگمرد در هفتم تیر سال 1360 ادامه یافت. وی در سال پایانی تحصیلات دبیرستانی پس از فوت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) در فروردین سال 1340 همراه با استادش،‌ مرحوم حجت الله الاسلام و المسلمین "سید مصطفی بهشتی نژاد"، در یک سفر شش روزه به "قم"،‌ حضور در یک صحنه بزرگ اجتماعی و مذهبی را تجربه کرد. ایشان هم چنین در آغاز سال 1343 و پس از آزادی حضرت امام خمینی(ره) و همزمان با سفر آیت الله "خادمی" و علما و مردم "اصفهان" و همراه با ایشان در "قم" به دیدار معظم له رفت. اولین بازداشت وی در سال بعد بود که پس از مدتی آزاد شد. 
دوران خدمت وظیفه عمومی سید اکبر پرورش از 26 بهمن سال 1345  لغایت 26 مرداد سال 1346 ه.ش، بود، علاقه به دین و مذهب و نگرانی از خطر لطمه به اسلام از سوی دستگاه پهلوی باعث شد که از همان زمان مبارزه را آغاز و به مبارزی خستگی ناپذیر تبدیل شود. در این دوران ژاندارمری "فارس" و شهرهای "اصطهبان" و "نیریز" با سخنرانی های پرشور و مذهبی ستوان دوم وظیفه، سید اکبر پرورش و با استقبال فراوان مردم و حمایت روحانیان انقلابی آن منطقه مواجه شد. اسناد نشان می دهد ژاندارمری مجبور بود به خاطر جلوگیری از اعتراضات عمومی به وی اجازه سخنرانی بدهد، اما در نهایت ایشان از هر سخنرانی منع شد. 
اکبر پرورش، پس از پایان خدمت سربازی، و عزیمت از "شیراز"،  در سال 1347 ه.ش، با دختری از خانواده "مصحف" که بعدها صبوری و وفاداریش به همسر، زبانزد همه اطرافیانش شد، ازدواج کرد و ثمره این زندگی مشترک شش فرزند شد. 
استاد اکبر پرورش با شروع مبارزه در سنین جوانی، زندگی پر از خطر و تعقیب و گریز را در سال‌های قبل از انقلاب و دهه اول انقلاب که در لیست ترور منافقین قرار گرفت، برای خود رقم زد. دهه دوم انقلاب اگر چه ظاهراً ترورها کمتر و تهدیدها کمرنگ تر شد اما همچنان پرکار به فعالیت ادامه داد. برقرار کننده ارتباط بین روحانیون علاقمند به امام راحل استاد پرورش در طول سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی با همه روحانیان علاقمند به حضرت امام خمینی(ره) در اصفهان علی رغم سلیقه‌ های متفاوت ارتباط برقرار ‌نمود. روابط ایشان با حضرات آیات و حجج اسلام حسین خادمی، سید جلال الدین طاهری، احمد فقیه امامی، حسن فقیه امامی، سید اسماعیل هاشمی، محمد علی صادقی، شمس‌آبادی، علی محمد اژه‌ای، سید محمد احمدی، کمال فقیه ایمانی، مهدی مظاهری، ابوالحسن بدری، احمد سالک، مهدی اژه‌ای، علی اکبر اژه‌ای، مجتبی میردامادی، محمد تقی رهبر، محمد حسین فقیهی، عبدالله نوری، عباسعلی روحانی، سید حسن بهشتی نژاد و… از اینگونه است. پشتیبانی از گروه های فعال انقلابی پرورش از گروه‌های مسلح طرفدار نهضت حضرت امام خمینی(ره) پشتیبانی ‌کرد، معرفی نیروهای واجد شرایط، حمایت و هدایت فکری و سیاسی و پشتیبانی مالی و اعزام افراد مستعد برای آموزش‌های نظامی به لبنان از جمله اقدامات وی بود. به واسطه‌ اتخاذ تدابیر حفاظتی صحیح در برقراری ارتباطات و صبر و مقاومت مرتبطین با وی علیرغم شکنجه‌ های وحشتناک ساواک در آن در زمان دستگیری های آنان، دستگاه‌های اطلاعاتی رژیم موفق به شناسایی ارتباطات وی نشدند. گروه "توحیدی صف" در اصفهان از جمله گروه‌های فعال در اصفهان و مرتبط با استاد سید اکبر پرورش در سال‌های 1356 و 1357 بود. مسئولیت شبکه انقلابی افسران ارتش اصفهان شهید دکتر "سید حسن آیت" و گروهی از هم‌ فکران وی در سال ‌های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی موفق به ایجاد یک شبکه انقلابی در میان برخی از افسران انقلابی ارتش حکومت پهلوی شده بود، این شبکه از جهت اطلاعاتی خدمات موثری برای انقلاب اسلامی انجام داد. شهید یوسف کلاهدوز (قائم مقام سپاه پاسداران انقلاب در آغاز جنگ) شهید تیمسار حسن اقارب پرست، شهید نامجو (نماینده حضرت امام در شورای عالی دفاع پس از شهید چمران و وزیر دفاع دولت، شهید باهنر) از جمله اعضای این شبکه بودند. در این میان مسئولیت این شبکه در اصفهان به استاد سید اکبر پرورش محول شد، وی ضمن انجام وظایف محوله، در سال 1357 از اطلاعات این شبکه برای حفاظت از جوانان و مردم انقلابی اصفهان استفاده ‌های فراوان برد. تعداد بسیار کم شهدای شهر اصفهان در سال 1357 از الطاف الهی و نتایج اقدامات این شبکه نفوذی در ارتش و ساواک و موارد مشابه بود. مقابله با دام دشمنان نهضت اسلامی در سال‌های 1350 تا 1357 دشمنان نهضت اسلامی تلاش ‌کردند به بهانه‌های مختلف، مسلمانان انقلابی را به جان یکدیگر بیاندازند. اما رهبری الهی انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) همواره با رهنمود‌های خود از افتادن پیروان خود در دام ‌های دشمن و اصلی کردن مسائل فرعی جلوگیری ‌کردند. در این میان موضع ‌گیری ‌های سید اکبر پرورش در طول این سالها و در تبعیت از مراد خویش در جریانات دکتر "شریعتی"، کتاب "شهید جاوید"، شهادت آیت الله شمس‌آبادی، باند مهدی هاشمی و آقای سید کاظم شریعتمداری از لغزش بسیاری از دوستان و شاگردانش در مسیر مورد نظر دشمن جلوگیری کرد. عامل هماهنگ کننده روابط میان اقشار مختلف انقلابی سید اکبر پرورش در فعالیت‌های خود عمده توجه خود را به جوانان و دانشجویان معطوف ‌و با همه اقشار و از آن جمله انقلابیون پیشکسوت، همکاران معلم، کسبه بازار و حتی نظامیان در ارتش و شهربانی ارتباطات خود را با رعایت ملاحظات امنیتی حفظ ‌نمود. وی به همین جهت عامل بسیار هماهنگی‌ها میان روحانیان انقلابی و دانشجویان، معلمین، دانش آموزان، کسبه بازار و خیابان‌ و حتی گروه‌های انقلابی مسلح در سال 1357 در اصفهان باشد. جریان دستگیری استاد سید اکبر پرورش در مرداد 1357 در برپایی، اداره و هدایت تحصن منزل مرحوم آیت الله خادمی‌(ره) نقشی برجسته داشته و دو سخنرانی روشنگرانه وی در آن تحصن در سطح کشور انعکاس یافت. وی پس از حمله‌ مأمورین نظامی به متحصنین و در اولین شب حکومت نظامی اصفهان به عنوان اولین متهم و تابع آن دستگیر و زندانی شد. دستگیری استاد پرورش و همرزم قدیمی وی آقای "حسنعلی زهتاب" و برخی روحانیون برجسته اصفهان حجت اسلام "مهدی مظاهری"، "سید کمال فقیه ایمانی" و "مجتبی میردامادی" و … موجب گسترش احساسات عمومی بر ضد رژیم طاغوت شد. از اولین روزهای مهر سال 1357، معلمین و دانش‌آموزان اصفهانی در شعار‌های اسلامی انقلابی خود پس از تأکید بر تبعیت از حضرت امام خمینی(ره) خواستار آزادی معلمان خود، سید اکبر پرورش و "زهتاب" ‌شدند. حکومت طاغوت ناچار شد وی را پس از آزادی دیگر زندانیان سیاسی در پنجم رمضان سال 1357 آزاد نماید. حضور در بزرگترین تظاهرات قبل از پیروزی انقلاب در اصفهان استاد سید اکبر پرورش در ادامه مبارزات مردم در بسیاری از تظاهرات ‌های مردم اصفهان در ماه‌های محرم و صفر از جمله تاسوعا و اربعین حسینی در مسجد جامع و میدان امام(ره) اصفهان سخنران اصلی بود. قطعنامه‌ راهپیمایی عاشورا که حاوی اعلام عزل :محمد رضا پهلوی" و قطعنامه‌ اربعینی که حاوی اعلام رأی اعتماد مردم اصفهان به حضرت امام خمینی(ره) به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و کشور بود با هماهنگی وی و آیت ‌الله دکتر بهشتی(ره) تنظیم و قرائت شد. سازماندهی تظاهرات روز اربعینی که همزمان با حضور سرلشکر "خسرو داد" فرمانده سفاک هوانیروز کل کشور در اصفهان و احتمال کشتار مردم اصفهان بود با ملاحظه همه جوانب سیاسی و نظامی و تحت نظر پرورش انجام گرفت و بزرگترین تظاهرات قبل از پیروزی با موفقیت کامل در اصفهان انجام گرفت. 
سید اکبر پرورش، پس از خاتمه خدمت وظیفه عمومی،‌ یک سال در آموزش و پرورش "شهرضا" به تدریس مشغول شد و سپس در دبیرستان "هراتی" و پس از آن در دبیرستان "احمدیه" اصفهان شاغل بود. دبیرستان احمدیه وابسته به مؤسسه دینی چهارده معصوم (علیه السلام ) بود که زیر نظر آیت الله خادمی و با تأیید حضرت امام خمینی(ره) تأسیس شده بود و استاد سید اکبر پرورش بسیاری از فعالیتهای آموزشی، فرهنگی و انقلابی خود را تا سال 1357 درهمین مدرسه انجام می داد. شاگرد تیزهوش وی و مسئول کتابخانه مؤسسه شهید "عباس نبوی منش" نیز در روز اول محرم سال 1357 در همین مکان به شهادت رسید. سید اکبر پرورش در همه‌ این سالها تلاش می ‌کرد از همه شخصیت ‌های علمی فرهنگی و سیاسی بهرمند شود، علامه "محمد تقی جعفری"، علامه "سید محمد حسین طباطبایی"، علامه "مرتضی مطهری" و آیت الله دکتر "بهشتی" از جمله این افراد بودند. قابل ذکر است لقب «استاد» را شهید آیت الله بهشتی به اکبر پرورش اعطا کرده بود. ایشان هم چنین در اصفهان نیز همراه با استاد "محمد فولادگر" از آیت الله "سید عبدالحسین طیب" بهره می برد. استاد سید اکبر پرورش در طول‌ سال‌های 1347 تا 1357 بدون آنکه خود را در چارچوب یک گروه محدود نماید از ظرفیت‌های همه‌ موسسات فرهنگی برای هدایت جوانان استفاده کرد، کانون علمی تربیتی جهان اسلام، انجمن مددکاری امام زمان(عج)، موسسه ابابصیر، دبیرستان احمدیه، مسجد حاج رسولیها و… از جمله آن ها بود. تلاش برای گسترش انقلاب اسلامی در اصفهان سید اکبر پرورش در موضع ‌گیری‌های سیاسی خود تبعیت از ولی فقیه و نائب امام زمان(عج) حضرت امام خمینی(ره) را وظیفه همیشگی خود ‌دانست. وقتی که رییس انجمن "حجتیه" با بهانه اینکه «من مجتهد هستم»، عملاً با حضرت امام خمینی(ره) مخالفت کرد، وی طی مصاحبه شدیدی در جلسه ‌ای، هرگونه ارتباط با انجمن "حجتیه" را که پیش از انقلاب در قالب فعالیت‌های مذهبی منشی مبارزه با رژیم را نیز در پیش گرفته بود به کلی قطع کرد. سید اکبر پرورش گسترش اندیشه ناب اسلامی را اصلی ‌ترین وظیفه‌ خود می‌ دانست و با سخنرانی‌های فراوان و تفسیر قرآن و بیان تاریخ اسلام، جوانان میهن اسلامی را به خصوص در شهر های استان‌های "اصفهان" و "چهار محال و بختیاری" با اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم آشنا ‌ساخت. 
نگارش کتاب‌های "پیامبر در مکه"، "علی در مدینه"، "پیشگامان کهف"، "ما و قرآن"، "قرآن و خطوط انفاق" و "پدیده‌ جاهلیت از دیدگاه قرآن"، حاصل بخشی از تلاش‌های وی در آن سالها بود. اکثریت فعالان نهضت اسلامی در اصفهان این تلاش‌ها را مهم ترین عامل در اصفهان برای گسترش انقلاب اسلامی در اصفهان در سال‌های 1356 و 1357 می‌ دانند. 
سید اکبر پرورش در مرحله اول انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی در 24 اسفند سال 1358 از سوی مردم اصفهان به نمایندگی مجلس شورای اسلامی برگزیده و در اولین روزهای حضور در مجلس و در جریان رسیدگی به اعتبار نامه‌ های نمایندگان عضو شعبه هفتم شد. در این شعبه شهید محمد علی رجائی به ریاست و استاد سید اکبر پرورش به عنوان نائب رئیس شعبه انتخاب شدند. وی تا تاریخ 26 مرداد 1360 ه.ش، (زمان انتخاب به عنوان وزیر آموزش و پرورش در دولت شهید باهنر) در مسائل مختلف حضور فعال داشتند. در 30 تیرماه 1359 در انتخابات درون مجلس شورای اسلامی، آقایان دکتر احمد بهشتی، سید اکبر پرروش، دکتر کاظم سامانی، فضل الله محلاتی، محمد موسوی خوئینی ها، محمد یزدی و دکتر ابراهیم یزدی نامزد تصدی نیابت ریاست مجلس شدند، در نتیجه پرورش با 204 رای بیشترین رای را توانستند کسب نمایند. استاد سید اکبر پرورش در اول مرداد سال 1359، وقتی که "بنی ‌صدر" رئیس جمهور وقت، برای دور زدن مجلس و قانون اساسی نخست وزیری حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی(ره) را مطرح کرد در نطق پیش ازدستور مجلس، بعد از تبیین دیدگاه‌های خود در خصوص شرایط انقلاب اسلامی و رهبری آگاه و دلسوز آن حضرت، امام خمینی(قدس سره) و ابراز علاقه به رئیس جمهور منتخب و بیان ارادت به حجت الاسلام و المسلمین سید احمد خمینی(ره)، با لحنی محترمانه و دلسوزانه از رئیس جمهوری خواست مطابق قانون اساسی عمل کرده و از رو در رو کردن مجلس با حضرت امام(ره) است خودداری نماید. استاد سید اکبر پرورش هم چنین در 2 مرداد سال 1359 و در جریان رسیدگی به اعتبار نامه شهید دکتر حسن آیت به بیان ارتباط سه ساله خود با دکتر آیت در سازمان مخفی درون ارتش در سال‌ های قبل از پیروزی انقلاب پرداخت و مبارزات این گروه مخفی در درون ارتش با رژیم ستم شاهی یا طاغوت را به صورت بسیار مختصر توضیح داد. عضویت در هییت محرمانه نمایندگان برای انتخاب نخست وزیری در پایان هفته اول مرداد سال 1359، رئیس جمهور وقت نتوانست موافقت مجلس شورای اسلامی برای نخست وزیر پیشنهادی خود جلب نماید. رئیس جمهور با تصور اینکه نمایندگان خود دچار اختلاف داخلی می ‌باشند، از آنها خواست هیئتی را برای مشارکت در انتخاب نخست وزیر برگزینند. نمایندگان مجلس در جلسه ‌ای غیر علنی آقایان استاد اکبر پرورش، آیت الله محمد یزدی و آیت الله امامی کاشانی را انتخاب کردند. استاد سید اکبر پرورش و اعضای هیئت پس از مشورت های محرمانه با نمایندگان مجلس شهید آیت الله دکتر بهشتی، شهید محمد علی رجائی را جهت تصدی نخست وزیری به رئیس جمهوری پیشنهاد کردند. "ابوالحسن بنی صدر" در این مرحله همچنان تصور می کرد شهید محمد علی رجائی آرای کافی را جلب ننماید اما مجلس شورای اسلامی نسبت به شهید رجائی نظر موافق داشت. عدم موافقت بنی صدر با تصدی وزارت پرورش با طولانی شدن روند انتخاب وزرا و عدم موافقت رئیس جمهور با وزرای پیشنهادی، نخست وزیر اسامی اشخاص مورد نظر را جهت اطلاع به مجلس شورای اسلامی اعلام کرد. در این نامه که در 16 شهریور 1359 در مجلس قرائت شد، سید اکبر پرورش برای تصدی وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد شده بود، اما این پیشنهاد از سوی "بنی صدر" مورد موافقت قرار نگرفت. عضویت در شورای عالی دفاع در جریان تصمیم گیری در خصوص جاسوس های گروگان امریکائی استاد پرورش ضمن تأیید حرکت انقلابی دانشجویان مسلمان پیرو خط حضرت امام(ره) در حل و فصل موضوع مشارکت فعال داشت. از طرفی در هفته های اولیه شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، سید اکبر پرورش و شهید "محمد منتظری" از سوی مجلس شورای اسلامی جهت عضویت در شورای عالی دفاع برگزیده شدند. وی در طول عضویت در شورای عالی دفاع، ضمن حمایت از نیروهای مردمی بسیج و سپاه در جهت هماهنگی ارتش و سپاه تلاش کرد. حضور فعال در تنش های سیاسی داخلی همزمان با جنگ تحمیلی پرورش در طول دوران ریاست جمهوری "بنی صدر" و در هنگامی که تنش های سیاسی داخلی همزمان با جنگ افزایش یافت به تبعیت از حضرت امام خمینی(قدس سره) در جهت حفظ حدت و آرامش تلاش نمود و در تاریخ 24 آذر سال 1359 در مجلس می گوید: «… ما از انقلاب همه مان اعتبار یافتیم. با وحدت است که می توانیم به انقلاب اسلامی اعتبار بدهیم. ما همه مان از پدر پیر انقلاب احترام پیدا کردیم، با وحدت است و با توجه با خواسته ای اوست که می توانیم به پدر پیر انقلاب احترام بگذاریم.» سید اکبر پرورش به عنوان نائب رئیس مجلس شورای اسلامی و عضو شورای عالی دفاع در مذاکرات سیاسی هشت کشور اسلامی و نخست وزیر سابق سوئد با ایران در خصوص مسائل جنگ حضور فعال داشت. وی در تاریخ 30 فروردین سال 1360 در سخنانی در مجلس شورای اسلامی می گوید: « تنها پیشنهادهای شورای عالی دفاع جمهوری اسلامی ایران که به وسیله مسئولین محترم کشور مطرح شده است و بارها بیان گردیده است قابل قبول است و من خود نیز درشورای عالی دفاع به این پیشنهادها رأی مثبت داده ام و آن اینکه: -آتش بس و عقب نشینی باید همزمان انجام گیرد. -قرارداد 1975 م، باید به رسمیت شناخته شود. -محاکمه و محکومیت متجاوز از طریق یک دادگاه بین الملل اسلامی انجام گیرد.   حضور مجدد در دوره های سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی اکبر پرورش در دوره های سوم و چهارم مجلس شورای اسلامی ضمن انجام وظایف نمایندگی برای دفاع از اصول ناب اسلام محمدی(ص) و انقلاب اسلامی اقدام کرد. در مجلس سوم با دفاع از نظارت استصوابی شورای نگهبان و اعلام آمادگی برای مناظره با مخالفان آن از جمله مواضع و اقدامات استاد پرورش بود. در مجلس چهارم استاد، باصبر و حوصله سیر نصواب امور فرهنگی، دینی، اداری و مالی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را در هیئت تحقیق و تفحص بررسی کردند. این گزارش زمینه تحولات اساسی و تغییر مدیریت صدا و سیما را فراهم ساخت. 
در انتخابات مرداد سال 1360، برای اولین ‌بار شورای نگهبان در جریان نامزدی نامزدهای ریاست‌ جمهوری وارد عمل شد، از مجموع 71 داوطلب، چهار داوطلب امکان رقابت بر سر کرسی ریاست ‌جمهوری را یافتند. سید اکبر پرورش نامزد مستقل، "عباس شیبانی" از سوی نهضت آزادی، "حبیب‌الله عسگراولادی" از سوی موتلفه و "محمد علی رجایی" از سوی حزب جمهوری اسلامی نامزدهایی بودند که وارد عرصه رقابت شدند. "محمدعلی رجایی" در این انتخابات توانست با کسب 12‌ میلیون و 770‌هزار و 50 رای (90‌ درصد کل آرا) از مجموع 14‌ میلیون و 573‌ هزار و 803 رای ماخوذه، رییس‌جمهوری ایران شود و شکست حزب جمهوری اسلامی در انتخابات دور اول را جبران کند. اکبر پرورش پس از شیبانی با کسب 339‌ هزار و 646 رای (53/4‌ درصد کل آرا) در رتبه سوم قرار گرفت. وی هم چنین در سومین انتخابات ریاست جمهوری که پس از شهادت شهید رجایی برگزار شد، نامزد انتخابات شد، و این بار نیز با کسب 338‌ هزار و 294 رای شکست خورد. 
سید اکبر پرورش پس از برکناری "بنی صدر" از ریاست جمهوری در خرداد سال 1360 و انتخاب شهید "رجائی" به ریاست جمهوری، در سال 1361 با کسب رای اعتماد از سوی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، به سمت وزیر آموزش و پرورش به مدت چهار سال انتخاب شد، وی همچنین در دولت "میرحسین موسوی" به عنوان وزیر آموزش ‌وپرورش به ایفای نقش پرداخت. وی در این سمت نیز منشاء خدمات بسیاری گشت به گونه‌ ای که چندین بار امام راحل(ره) از خدمات استاد پرورش به نیکی یاد کردند. 
استاد سید اکبر پرورش بعد از سال 1375 ه.ش، فعالیت های بنیادین فرهنگی و سیاسی را دنبال نمود، می توان گفت در کارنامه زندگی ایشان بیش از چهل سال تربیت نفوس و کادرسازی برای انقلاب اسلامی دیده می شود. استاد پرورش بر تشکیلاتی شدن و انسجام گروهی داشتن فعالیت های فرهنگی تاکید فراوان داشته و به نوعی "پدر معنوی" تمام مجموعه های فرهنگی اصفهان به حساب می آید. تصدی مسئولیت امور فرهنگی سازمان اکو و قائم مقامی دبیرکل هیات موتلفه اسلامی و عضو هیات نظارت بر مطبوعات از جمله مسئولیت های پایانی عمر ایشان بود. یکی از تلاش های اساسی استاد پروش تا پیش از دوره طولانی بیماری، تلاش برای سازماندهی مجدد نیروهای پیرو خط امام(ره) و رهبری بود. بصیرت دهی سیاسی در حوادث بعد از انتخابات سال 1388 و تاکید بر وحدت جریان های مذهبی از دیگر شاخص های حیات سیاسی ایشان بود. 
اکبر پرورش طی گفت‌ وگویی با ویژه ‌نامه سالگرد انتخابات ریاست جمهوری که به همت موسسه "همشهری" در سال 1389 تهیه و منتشر شد به واکاوی ریشه‌های تاریخی حوادث بعد از انتخابات سال 1388 پرداخت و نظرات خود را در قبال برخی از شخصیت ها از جمله میرحسین موسوی و آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی تشریح کرد. وی در پاسخ به اولین سوال، مبنی بر ریشه فتنه های بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم، گفت: «من معتقدم که دو عامل اصلی در این بین وجود داشت یکی اطرافیان نامزدها و دیگری مناظرات. البته ریشه بعضی از مسائل هم به سالهای قبل بر می گردد، اما به طور عینی مسائل و وقایع تلخ انتخابات این دوره ریاست جمهوری با مناظره های تلویزیونی اوج پیدا کرد. مناظره‌ها خیلی ناگهانی یک طوفان سیاسی در کشور و افکار عمومی ایجاد کرد. البته من با نفس مناظره مخالف نیستم، اما این نوع مناظره خیلی مشکل ایجاد کرد. چون کاندیداها فن مناظره را نمی دانستند و به تعبیر دقیق تر با تکیه بر فنون و اخلاق اسلامی مناظره نکردند. این بود که از همان روز اولش تقریباً حالت درگیری و مقابله و مخامصه ایجاد شد.» «مناظره به این شکل تلویزیونی و ژورنالیستی اش حالت و هیجانی در افراد ایجاد می کند و منجر می شود که مناظره کننده فقط خودش را ببیند و صرفا بخواهد خودش جلوه بکند. در مقابل هم بخواهد طرف مقابل را کامل بکوبد که این نوع مناظره از نظر اسلامی پذیرفتنی نیست، در حالی که مناظره صحیح از نظر اسلامی این است که اگر یک نفر می‌خواهد با نفر دیگری مناظره بکند، معیارهای اسلامی را مورد توجه قرار بدهد. مناظره نباید براساس مخاصمه باشد، بلکه طرف مناظره باید نظرش را بدهد. خود لفظ مناظره هم یعنی این که طرف نظراتش را بگوید؛ اگر نظر دیگری هست نظر مقابلش را بشکند. در عین حال که به نظر طرف مقابل احترام می گذارد؛ آن طرف هم که جواب می‌دهد جواب را ارزیابی کند. این مناظره ای است که با فرمول اسلامی سازگار است، این مناظره ای که آقایان داشتند مناظره مورد نظر اسلام نبود و مشکلات شدیدی هم ایجاد کرد.» تحلیل پرورش از شخصیت موسوی پرورش در ادامه گفتگوی خود در خصوص چگونگی حضور و بروز میر حسین موسوی در انقلاب و حضور ناگهانی در سال های نخست انقلاب و پیشرفت وی گفت: «آقای موسوی در نوشتن آدم توانا و خوش قلمی بود. همین باعث شد که در زمان  تشکیل دفتر حزب، مرحوم شهید بهشتی به ایشان بها داد و به نوعی حمایت های شهید بهشتی بود که باعث شد ایشان مدارج ترقی در حزب جمهوری اسلامی و نظام را به سرعت طی کند. از ابتدای تاسیس روزنامه جمهوری اسلامی که آقای موسوی سردبیر آن بود، آقای بهشتی خیلی ایشان را تشویق می‌کرد. ایشان هم از نویسنده های خوب جمهوری اسلامی بود. اما ایشان کم‌کم از یک شخصیت نویسنده و اهل قلم وارد مناسبات قدرت شدند و از روزنامه جمهوری اسلامی به وزارت خارجه رفتند و بعد از شهادت دکتر بهشتی هم بسیار مورد توجه جریان چپ آن سالها در حزب جمهوری و سازمان مجاهدین انقلاب قرار گرفتند و طوری شد که ایشان بعد از شهادت بهشتی و رجایی و باهنر، به عنوان نخست وزیر مشغول به کار شدند، چون حزب جمهوری اسلامی هم تنها کانون منسجم و متحد نیروهای انقلابی بود، این مسئله مورد قبول واقع شد.»             روحیه مصدقی و ملی گرایی موسوی از منظر پرورش پرورش در جواب به سوالی مبنی بر رابطه موسوی با گروه های ملی و عبدالعلی بازرگان و حبیب الله پیمان می گوید: «من قبل از انقلاب ایشان را ندیده بودم و نمی توانم نظر بدهم، ولی همیشه این مسئله در درون حزب جمهوری هم مطرح می‌شد که آقای موسوی روحیه ملی گرایی و مصدقی دارد و البته آقای موسوی هم این را پنهان نمی کرد، خیلی ها بر اساس این روحیه می‌گفتند که موسوی با نهضت آزادی و ملیون رابطه و علاقه داشت.» روحیه تبلیغاتی بودن موسوی، وضع فعلی را رقم زد پرورش هم چنین در ادامه این گفتگو در راستای سوال خبرنگار در خصوص اینکه چه اتفاقاتی مسبب بروز شخصیت دونگانگی موسوی شد، پاسخ داد: «ما از نظر دیدگاه اسلامی، روحی و اخلاقی فتنه را در یک سطح نمی دانیم. فتنه درجات مختلفی دارد. یکی از ریشه های این مسئله حالت‌های روحی افراد است و واقعیت این است که چون این روحیه ها ذاتی افراد است، نمی توان به آسانی در موردش قضاوت کرد. اما چیزی که با توجه به تجربه ام می توانم بگویم این است که همان زمانی که در کابینه آقای موسوی بودیم می دیدیم که ایشان روحیه ای دارد که تحت تاثیر تبلیغات است. من همان زمان خودم به این برداشت رسیده بودم. البته ممکن است که یافته من اشتباه باشد، اما چیزی که فهمیده بودم این بود که آقای موسوی چنین روحیه ای داشت، لذا تبلیغات هم رویش اثر می گذاشت و مطالبی که افراد به او می‌گفتند، راحت از بعضی ها می‌پذیرفت. آقای موسوی تبلیغاتی بود ولی خب خصوصیات خوبی هم داشت مثلا اهل هیچ گونه سوءاستفاده مالی و پول خوردن و ... نبود. ما شاهد بودیم می‌دیدیم که خودش را به سمت جریانات مالی نمی کشید. هر انسانی یک طور است و فکر می‌کنم این روحیه تبلیغاتی بودن ایشان بود که وضع فعلی را درست کرد و افرادی هم که در انتخابات دورش را گرفتند می دانستند که ایشان روحیه تبلیغاتی دارد.» نقل قول پرورش از آیت الله هاشمی رفسنجانی در خصوص رهبر معظم انقلاب پرورش در جواب سوالی در خصوص روابط مقام معظم رهبری با آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز نقل قولی را تصریح کرد: «بنده یکبار خودم دیدم که روزی رئیس‌جمهوری وارد مجلس شد و تعداد کمی از نماینده ها به احترام ایشان بلند شدند، آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس هم که رئیس جلسه بود احترام نگذاشت، این برخوردها تقریباً آغاز فتنه است، همین رفتار باعث شد حتی من مدتی با آقای هاشمی کدورت داشته باشم. اما بالاخره بعد از مدتی به مناسبتی که ایشان به اصفهان آمد با ایشان صحبت کردم. آقای هاشمی بعد از صحبت‌های آن روز به من گفت:«من می‌خواهم حالا به تو حرف دیگری بزنم. وقتی آقای خامنه ای در خبرگان رهبر شدند، من گفتم رهبری کار سختی است. بالاخره رهبر قبلی امام بوده. پس ما باید کمک کنیم. اما بعد دیدم که آقای خامنه ای آمد از من هم جلو زد و خیلی تحلیل هایش عمیق‌تر شد. من خودم را بالاتر از ایشان می‌دیدم اما بعد دیدم که این آقای خامنه ای قبلی نیست. آقای هاشمی می‌ گفت که به خودم گفتم آقای شیخ اکبر آن کسی که رهبری را به کسی می‌دهد ابزارش را هم در اختیارش می‌گذارد. رهبری را خدا به آقای خامنه ای داده، ابزارش را هم در اختیارش قرار داد، الان هم می ‌گویم که برای رهبری جهان اسلام ما "انسب و اصلح" از آقای خامنه ای نداریم. اینها را آقای هاشمی گفت. آقای هاشمی در این حرف جدی بود. چون شبیه همین حرف را یک روز دیگر هم که آقای ناطق همین جا دیدن ما آمد از قول آقای هاشمی گفت. آقای ناطق تعریف کرد که چند وقت پیش دیدم آقای هاشمی یک سری قرص از توی جیبش در آورد آب هم خواست و خورد. گفتم که شما که اهل قرص خوردن نیستی. می دانید که بنیه هاشمی خیلی قوی است با اینکه 7 سال از آقا سنش بالاتر است تا حالا عینک نزده است و گوشش هیچ گونه مشکلی ندارد. آقای ناطق می‌گفت من پرسیدم که آقای هاشمی شما قرص می‌خورید؟ گفت بله، گفتم شما که اهل قرص نبودید؟ گفت دچار سرگیجه می شوم. گاهی وقتها هم که از خواب بلند می‌شوم، زمین می‌خورم. رفتم دکتر این قرص ها را تجویز کرد. آقای هاشمی به آقای ناطق گفته بود که من هر وقت که از خواب بیدار می شوم یاد این نکته می‌افتم که اگر یک وقت خدای ناکرده آقای خامنه ای را از دست بدهیم، می‌بینم که هیچ کس نیست و همین فکر است که من را زمین می‌زند و قرص ها را هم برای همین است که می‌خورم. آقای هاشمی می گفت که به زنم و به بچه هایم هم صریح گفته ام که خانم و آقایان! من روی دو تا چیز با کسی معامله نمی کنم. یکی روی جمهوری اسلامی و یکی هم در مورد آقای خامنه ای. سر این دوتا معامله نمی کنم و محکم پایش می‌ایستم. ببینید من می‌خواهم بگویم که این همان آقای هاشمی است که روزی اعتنایی نکرد ولی بعد آرام آرام مسائل مختلف را که دید به این جا رسیده که همیشه باید نسبت به آقا خوش‌ رفتاری داشته باشید و اصلح و انسب و ابلغ از ایشان در عالم وجود ندارد.» به موسوی میگفتم تند نرو؛ رای نداری پرورش در سوال دیگری مبنی بر اینکه، اگر در مقطع قبل از انتخابات، با آقای موسوی دیدار داشتید، چه توصیه ای به او می‌کردید، نیز پاسخ داد: «من به [موسوی] می ‌گفتم که تند نرو، اصلا برای ایشان مناسب نبود که بیاید در انتخابات شرکت کند. اگر به عنوان یک برادر از من می‌پرسید من می‌گفتم که تو در توده مردم پایگاه نداری. بین همان هایی که تعداد رأیشان بالا است، یعنی همان مردم عادی کارگر و کشاورز. شما رأی این ها را نداری، رأی یک مشت افراد ترگل و ورگل را داری که آن هم کفایت نمی کند. به موسوی می‌گفتم که شما بی خود آمدی. مثل بیست سالی که بروز و ظهوری نداشتی همین طور ادامه می‌دادی. شاید خودش هم الان به این نتیجه رسیده باشد که کاش دنباله همان بیست سال را ادامه می‌دادم. در این بیست سال انصافاً او بروز و ظهوری نداشت البته نه این که بگوییم معصوم بود ولی اشکالاتی که داشت در این بیست سال بروز پیدا نکرد.» جمع شدن فتنه از عنایت امام زمان(عج) بود پرورش هم چنین در مورد نوع پایان فتنه سال 1388 و اتفاقاتی که سبب شد ماجرایی به این بزرگی با ابعاد گوناگون آن، آسیبی به نظام نرساند، گفت: «دیدگاه من این است که جمع شدن این فتنه بیشتر از همه عنایت امام زمان(عج) بود. به حضرت آقا هم گفتم که من معتقدم که فتنه قبل از نماز جمعه شما بیداد کرد. صحبت‌های شما هم خیلی خوب بود، ما حرف های شما را شنیدیم و احترام هم قائل هستیم، اما صحبتهای پایانی شما با حضرت صاحب الزمان(عج)، این چهار پنج دقیقه گل حرف های شما بود. این چهار پنج دقیقه آخر که شما برای امام زمان اشک ریختید، فتنه را خاموش کرد. آقا هم حرف بنده را تایید کردند و گفتند که بله این اعتقاد درستی است. لذا من معتقدم که تمام مشکلات و فتنه های جمهوری اسلامی با عنایت خدای متعال برطرف شده است. خود امام هم در سلوکشان این ادب را داشتند که مثلا در قضیه آزادی خرمشهر فرمودند که خرمشهر را خدا آزاد کرد.» 
28 مهر سال 1390، همایش نکوداشت سید ‌اکبر پرورش با عنوان "پرورش استاد معرفت" در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، برگزار شد. در این همایش که به دلیل وضعیت جسمانی استاد پرورش بدون حضور وی برگزار شد، نماینده وقت ولی فقیه در استان و امام جمعه وقت اصفهان، استاندار وقت اصفهان، سرلشکر رحیم صفوی دستیار و مشاور عالی وقت فرمانده کل قوا، حجت الاسلام و المسلمین قرائتی، دکتر حداد عادل، رئیس وقت کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، جمعی از فرماندهان نظامی و انتظامی، شهردار و اعضای شورای اسلامی شهر اصفهان، جمعی از فعالان سیاسی و همرزمان استاد پرورش در سال های قبل و بعد از انقلاب، حضور داشتند. پیام آیت الله مهدوی کنی در مراسم بزرگداشت پرورش در این مراسم، پیام رئیس وقت مجلس خبرگان رهبری، مرحوم آیت ‌الله مهدوی کنی در آیین نکوداشت استاد اکبر پرورش توسط داماد آیت ‌الله مهدوی کنی قرائت شد. در بخشی از این پیام آمده بود: تجلیل از برادر فاضل و بزرگوارمان استاد سید اکبر پرورش تجلیل از یک نسل فرهنگی مبارز و مجاهد است که در دوران ستمشاهی نقش مهمی در راهپیمایی دیگر اصناف و اقشار متدین و مبارز در تحکیم وحدت اصناف فرهنگی، دانش‌آموز، دانشجو و پرورش و تربیت آنان در خط مستقیم و نورانی نهضت حضرت امام خمینی (ره) و پشت سر روحانیت متعهد و علمای ربانی ادا کرده است. معلم فرهیخته‌ای که سیل خروشان شاگردانش در مدرسه، خیابان، بازار و دانشگاه را با قرآن و عترت و ولایت و صبر و شهادت آشنا کرد و در هر سنگری به او تکلیف شد از وزارت، وکالت، مجلس و سنگرهای دفاعی و همراهی با بزرگان طراز اول نظام در خدمت بزرگانی چون شهیدان والا مقام مطهری، بهشتی، رجایی و باهنر و مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (دامت برکاته) و دیگر اعاظم انجام وظیفه نمود. در انتهای پیام آیت‌الله مهدوی کنی در مراسم بزرگداشت استاد پرورش تاکید شد: خداوند متعال این معلم نمونه و خدمتگذار بزرگ انقلاب و مبارز را در کنف حمایت اجداد طاهرینش (ع) از هر بلا و آفتی حفظ و عافیت و حسن عاقبت مرحمت فرماید و نسل‌های جدید ما را در راه تسلیم قرآن و ولایت اهل‌بیت (ع) ثابت قدم و استوار بدارد. دیدگاه غلامعلی حداد عادل در خصوص ولایتمداری پرورش غلامعلی حدادعادل رئیس وقت کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی نیز در ادامه این همایش اطاعت پرورش از ولایت فقیه را ویژگی بارز او دانست و گفت: از ابتدای انقلاب پرورش برای حفظ انقلاب و دفاع از اسلام تلاش کرد و از مهم‌ترین خصوصیات ایشان اطاعت از ولایت فقیه است که بر صدر ارزش‌های انقلابی ایشان می‌درخشد. غلامعلی حداد عادل اظهار داشت: ایشان همواره مدافع حریم ولایت بود و در همه معرکه ‌های سیاسی در اصفهان و در سطح کشور حضوری جدی و فعال داشت. رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی افزود: اصفهان نه تنها گنجینه هنر ایرانی اسلامی است بلکه همواره سرشار از گنجینه‌های ناب انسانی برای اسلام و انقلاب بوده و از جمله این نیروها استاد علی اکبر پرورش است. وی با اشاره به ابعاد وجودی استاد پرورش گفت: خدمات ایشان برای اسلام و انقلاب آن قدر متعدد و متنوع است که تنها می‌توان در این همایش فهرستی از کارهای وی ارائه داد. سخنان عسگر اولادی در وصف شخصیت پرورش مرحوم حبیب‌الله عسگر اولادی در همایش بزرگداشت استاد علی اکبر پرورش در اصفهان با اشاره به شخصیت استاد پرورش گفته بود: این شخصیت فرهیخته از سردمداران نظام آموزشی کشور و انقلاب اسلامی ایران هستند و معلم و استاد بودن را همواره در طول زندگی خود حفظ کرده‌‌اند. بسیاری از شخصیت‌های فرهیخته و علمی اصفهان از شاگردان ایشان هستند. استاد پرورش از معلمان، قاریان و مفسران نمونه قرآن هستند و ایشان همواره از موضوعات قرآنی در زندگی خود استفاده کرده‌اند. وی به ویژگی‌های معنوی این استاد فرهیخته اشاره کرده و گفته بود: تعصب، توسل و جهاد در راه خدا در فعالیت‌های استاد پرورش موج می ‌زند. جهاد در راه خدا در طول فعالیت ایشان در شورای مرکزی حزب جمهوری ادامه داشته و استاد پرورش این ویژگی خود را به تمام اقدامات خود سرایت داده است.ایشان در دوره دوم مجلس شورای اسلامی اقدامات ارزنده و ارزشمندی برای کشور انجام داده‌اند و یکی از اعضای هئیت رئیسه مجلس شورای اسلامی بوده است.خدمت به مردم، دفاع از کشور و حفظ ارزش‌های ایرانی و اسلامی همواره در دستور کار این استاد فرهیخته قرار دارد. پرورش با دلسوزی تمام در تاسیس روزنامه رسالت گام برداشته است و همواره به دنبال روشنگری‌های مردم و مبارزه با بیدادگری و ظلم و ستم موجود در جامعه حرکت می‌کرد. استاد پرورش همواره با غافل شدن از خود در راستای خدمت به دین و مردم اقدامات بسیاری انجام داده است.این شخصیت ارزشمند یک عارف سالک واقعی محسوب می‌شود و گنجینه‌های ارزشمندی در درون او نهفته است. استاد سید علی اکبر پرورش با بهره‌گیری از قرآن و روایات اسلامی به دنبال بیداری مردم و به ویژه نسل جوان جامعه بوده است. 
6 دی ماه سال 1392، سید اکبر پرورش سرانجام پس از دوسال دست و پنجه نرم کردن با بیماری در سن 71 سالگی در بیمارستان شهید صدوقی اصفهان دارفانی وداع گفت. پیام تسلیت مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیت ‌الله العظمی خامنه ‌ای در پی درگذشت سید اکبر پرورش پیام تسلیتی در 6 دی سال 1392 صادر کردند. متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است: «بسم‌الله الرحمن الرحیم با تاسف و تأثر، خبر درگذشت یاور صدیق انقلاب مرحوم آقای سید علی‌ اکبر پرورش رحمت‌ الله علیه را دریافت کردم؛ چهره‌ محترم و اثرگذاری که بخش اعظم عمر بابرکت خود را در خدمت اسلام و ارزش‌های متعالی دین گذرانید،‌ و لهجه‌ صادق و دل با اخلاص و خُلق نیک را به ترویج و تحکیم انقلاب و نظام اسلامی گماشت؛ تلاش‌های مبارزاتی در دوران طاغوت را به خدمات ارزنده و مسئولیت‌های سنگین خود در قوه‌ مجریه و قوه‌ مقنّنه و شورای عالی دفاع در دوران جمهوری اسلامی پیوند داد و با همه‌ توان به کشور و ملت خود خدمت کرد، ‌و سلامت و راحت خود را بر سرِ انجام وظیفه نهاد. بیماری رنج‌بار و طولانی او آخرین آزمایش دشواری بود که وی با صبر و متانت، آن را تحمل کرد و زندگی پاک و شرافتمندانه را به پایان برد. اینجانب درگذشت ایشان را به خانواده و بازماندگان محترم و به همه‌ دوستان و علاقمندان ایشان تسلیت می‌گویم و رحمت و رضوان الهی را برای وی مسألت می‌کنم. سیدعلی خامنه‌ ای» پیام تسلیت دکتر حسن روحانی، رییس جمهور وقت ایران در پی درگذشت استاد پرورش در 6 دی 1392 ه.ش، حجت الاسلام حسن روحانی رییس جمهور وقت ایران، در پیامی درگذشت استاد سید اکبر پرورش را تسلیت گفت. متن پیام دکتر روحانی به این شرح است: «بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون  درگذشت مرحوم استاد سید اکبر پرورش از پیش‌کسوتان مبارزه و نهضت اسلامی را به همه یاران انقلاب، به‌ ویژه مردم شریف اصفهان تسلیت می ‌گویم. آن مرحوم از زمره سابقون انقلاب بود که با رفتار و گفتار سیاسی و اعتقادی خویش، مرکز و مبداء حرکت خیل عظیمی از مردم استان اصفهان در مسیر نهضت امام خمینی شد. وی پس از پیروزی انقلاب همواره شخصیتی تأثیرگذار در نظام اسلامی بود و به‌عنوان نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی، نماینده مجلس شورای اسلامی، عضو شورای عالی دفاع و وزیر آموزش و پرورش، منشاء خدمات فراوانی شد. زنده ‌یاد پرورش گرچه به تشکل سیاسی خاصی تعلق داشت ولی همواره به ‌عنوان نمونه و نمادی از بردباری و تحمل گرایش‌های گوناگون و متنوع سیاسی شناخته می‌شد. مشی او انصاف و اعتدال بود که تا پایان حیاتش بر آن پایبند ماند. یاد آن مرحوم و مشی سیاسی او را گرامی می‌دارم و از خداوند متعال، برایش رحمت و رضوان و برای خاندان مکرمش، صبر و بردباری مسألت می‌نمایم. حسن روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران» پیام تسلیت رئیس وقت مجلس شورای اسلامی علی لاریجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی در پی درگذشت استاد پرورش در دی سال 1392 ه.ش، در پیامی درگذشت این استاد فرهیخته را تسلیت گفت. متن این پیام به شرح ذیل است: «بسم‌الله الرحمن الرحیم درگذشت شخصیت فرهیخته و مبارز خستگی‌ناپذیر استاد علی‌اکبر پرورش که از پیشکسوتان و مجاهدان راه انقلاب و نظام بود، موجب تأسف و تأثر گردید. مرحوم علی ‌اکبر پرورش معلم و مفسر نمونه قرآن بود، فعالیت گسترد‌ه‌ای در زمینه تعلیم و تربیت داشت و دارای روحیه تدین، اخلاص، اخلاق و فروتنی بود. آن مرحوم نقش اصلی و محوری در مبارزات قبل از انقلاب در اصفهان داشت که بارها دستگیر شد و به زندان افتاد و همواره در تبعیت از امام(ره) و مقام معظم رهبری پیش‌قدم بود. استاد پرورش در عرصه‌های مختلف از جمله عضویت در شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، وزیر آموزش و پرورش در ادوار دولت‌های مختلف، نمایندگی مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان خدمات فراوانی به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی داشت. اینجانب از سوی خود و نمایندگان مجلس شورای اسلامی ضمن عرض تسلیت به دوستان و آشنایان و خانواده گرامی استاد علی‌اکبر پرورش برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و شکیبابی از درگاه خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۹:۱۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۹:۱۲

سید اکبر پرورش

خلاصه زندگی نامه

 سید اکبر پرورش، از پیشکسوتان انقلاب اسلامی و از اعضای کانون مبارزان انقلاب در اصفهان، که سه دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و سه دوره تصدی وزارت آموزش و پرورش از سوابق وی محسوب می شود. پرورش همچنین از اعضای شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع