سید احمد مهینی ‌یزدی، معروف به سید احمد فردید، در سال 1289 در شهر یزد و در خانواده خرده مالکی به نام "سید علی مروی" به دنیا آمد. با وجود اینکه پدر خانواده اهل علم نبود اما برای علم آموزی، نه تنها فرزندان را به تحصیل زبان عربی و سایر دروس مرسوم آن زمان تشویق می‌کرد، بلکه به آنان برای آموختن زبان فرانسه اصرار می‌ورزید. احمد فردید در سال 1305 به تهران رفت و در مدرسه سلطانی و دارالفنون به تحصیل ادامه داد. مدتی درس طلبگی خواند و با فلسفه اسلامی آشنا شد. فردید پس از فارغ‌ التحصیلی به استخدام وزارت فرهنگ درآمد و در دبیرستان ‌های تهران به تدریس پرداخت. اولین مقاله وی در سال 1314 در روزنامه شفق سرخ، به مدیریت "علی دشتی" به چاپ رسید. وی در سال 1318 (29 سالگی) نام خود را به احمد فردید تغییر داد. وی پس از اتمام دبیرستان وارد دانشسرای عالی شد و در رشته فلسفه و علوم تربیتی به تحصیل پرداخت و با استفاده از قانون تحصیل جهشی دوره سه ساله دانشسرای عالی را یک ساله طی و لیسانس دریافت کرد. فردید در سال 1326 موفق به گرفتن بورس تحصیلی در دانشگاه سوربن فرانسه شد و در سن 37 سالگی به پاریس رفت. وی پس از بازگشت به ایران از طرف دانشکده معقول و منقول (الهیات و علوم اسلامی) برای تدریس دعوت شد. وی علاوه بر تدریس در دانشگاه و ادامه مطالعات فلسفی و حکمی و تحقیق در باب اتیمولوژی (ریشه ‌شناسی) زبان فارسی و عربی و دیگر زبان‌ها، در محافل فکری و اجتماعی نیز حضور داشت. در سال 1347 فردید به رتبه استادی ارتقاء یافت و در دانشکده ادبیات نیز همانند دانشکده الهیات به تدریس در دوره‌های فوق لیسانس و دکتری پرداخت. دکتر فردید در تیر ماه 1351 بازنشسته شد. وی پس از بازنشستگی در دانشگاه، تا سال ها در انجمن حکمت و فلسفه ایران، فلسفه تدریس می نمود. احمد فردید در سال 1358 در حالیکه حدود 70 سال از عمرش می ‌گذشت برای عضویت در "مجلس خبرگان قانون اساسی" نامزد شد. وظیفه این مجلس صرفا تدوین قانون اساسی و به آرای عمومی گذاشتن آن بود. و در همان سال برای اولین دوره مجلس شورای اسلامی نیز کاندید شد که موفق نشد به مجلس راه پیدا کند. وی از اولین مخالفان و منتقدان عبدالکریم سروش به شمار می آید. احمد فردید در 25 مرداد سال 1373 درگذشت و در بهشت زهرا دفن شد.  
در اوایل دهه 1320 احمد فردید را به عنوان یک فلسفه ‌دان جوانی می‌شناختند که نه تنها مترجم زبان فرانسه محسوب می‌شد، بلکه وی به زبان‌ های عربی، آلمانی و پهلوی نیز به حد کفایت آشنایی داشت. مهمتر اینکه وی فلسفه جدید و قدیم غرب از فلسفه صدر یونان تا فلسفه وجود وجدانی فیلسوف معاصر "مارتین هایدگر" را مطالعه و آن را با فلسفه و حکمت دوره اسلامی و ماقبل اسلامی مقایسه می ‌کرد. فردید شیفته هایدگر بود، وی درباره هایدگر گفته‌ است: «بعد از سی سال مطالعه می‌ گویم، هایدگر جهت فکرش همین جهت جمهوری اسلامی است.» هایدگر یک فیلسوف پست مدرن بود که مدرنیته غرب را زیر سوال می برد.فردید در هفتمین کنگره خاورشناسان در سال 1346 در میشیگان ایالات ‌متحده آمریکا شرکت کرد و سخنرانی با عنوان "معانی هیبت و سبحان الله در تصوف اسلامی" ایراد کرد. 
اندیشه های بارز و تأثیرگذار فردید، را می توان در طرح غربزدگی در سالهای دهه 40، توجه به ضرورت ولایت فقیه در سال های پیش از انقلاب و مخالفت صریح با سروشِ در ابتدای انقلاب و خطاب قرار دادن امام و نوعی عدم اهتمام به کسب قدرت در عین موضع گیری های سیاسی دید که این ویژگی ها تا آخر زندگی دانشگاهی او استمرار داشت. ظاهرا او اهل کوشش های سیاسی و تشکیلاتی برای رسیدن به قدرت نبود. علاوه بر موضع گیری های صریح -که در نهایت منجر به خانه نشینی اش شد- دو بار سعی کرد به صورت رسمی و تمام عیار پا به میدان سیاست گذارد:   انصراف از کاندیداتوری مجلس خبرگان قانون اساسی یکی از اعضای شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی فردید را به عنوان نماینده اساتید دانشگاه جهت درج در فهرست نامزدهای این حزب پیشنهاد می دهد اما یکی دیگر از اعضا مانع این کار می شود، در پی آن احمد فردید نیز اعلام انصراف می کند. "دکتر محمد رجبی"، از شاگردان احمد فردید می گوید: « ... ایشان به توصیه خیلی ها كه می‌خواستند قانون اساسی بنویسند، كاندیدا شد. به ایشان می‌ گفتند خوب است كه شخصی مثل شما هم آنجا حاضر باشد. یعنی اعلام آمادگی كرد. بعد روزی به من زنگ زدند، گفتند سریع بیا منزل می ‌خواهم انصراف بنویسم كه بدهی به روزنامه ‌ها چاپ كنند. گفتم چرا؟ گفت من می خواهم طور دیگری حضور داشته باشم، نه رسمی بلكه در حاشیه، مثل بقیه‌ مردم.» (با استناد به روزنامه کیهان 11 مرداد 1358 و 20 بهمن 1358 )   ناکامی در انتخابات مجلس شورای اسلامی سید احمد فردید در سال 1358 در انتخابات مجلس شورای اسلامی کاندید شد و جمعی از دانشجویان طی اطلاعیه ای با 150 امضاء (کیهان 18 بهمن 1358) و سپس برخی از ارادتمندان وی طی اطلاعیه دیگری (کیهان 21 اسفند 1358) از از او اعلام حمایت نمودند. گروه "فدائیان اسلام" و "آیت الله خلخالی" نیز وی را در فهرست کاندیداهای خود قرار داد. اما نهایتا فردید با کمتر از 6 هزار رای از دور رقابت ها کنار رفت.  
"مارتین هیدگر" فیلسوف پست مدرن آلمانی است که مدرنیته غرب را زیر سوال برد و در دوران دیکتاتوری هیتلر سکوت کرد چون کاملا ضد یهود بود و نظراتِ سیستمِ سیاسی "رایشِ سوم"، (دولت آدولف هیتلر) را مبنی بر "آشغال بودنِ یهودیان" قبول داشت. احمد فردید فلسفه جدید و قدیم غرب از فلسفه صدر یونان تا فلسفه وجود وجدانی "مارتین هایدگر" را مطالعه و آن را با فلسفه و حکمت دوره اسلامی و ماقبل اسلامی مقایسه می ‌کرد. فردید شیفته هایدگر بود، وی درباره هایدگر گفته‌ است: «بعد از سی سال مطالعه می‌گویم، هایدگر جهت فکرش همین جهت جمهوری اسلامی است.» احمد فردید در مورد رابطه تفکراتش با هایدگر می گوید: «هایدگر متفكری است كه به جامعه‌ آلمان و امت مسیحی تعلق دارد. من شیعه هستم و به ایران و مشرق زمین تعلق دارم. بدیهی است كه ممكن است من با هیدگر در جایی هم ‌سخن باشم، ولی یک سخن نیستم. من حرف خودم را می ‌زنم. در بعضی جاها با خیلی‌ ها، از جمله در مسائل اساسی با هایدگر، هم‌ سخن هستم اما یک ‌سخن نیستم.» این در حالی بود که افرادی چون عبدالکریم سروش فیلسوفانی چون "کارل پوپر" از اعضای اصلی فراماسونری انگلیس را الگوی تفکرات خود قرار داده بودند.  
انقلاب اسلامی از نظر دكتر فردید دریچه‌ ای ‌ست به سوی پایان تاریخی كه به آخرالزمان و ظهور مهدی موعود منتهی می‌ شود. این هم مربوط به ایران و مسلمان‌ ها و جامعه‌ مشرق زمین نبود. اتفاقی بود كه در كل كره‌ ارض و تاریخ جهان می ‌افتاد و مسئله‌ انقلاب هم در تقابل با غرب بود. پس از ارتحال امام در یکی از آخرین سخنرانی هایش که در سال 1369 ایراد کرده چنین می گوید: «امام خمینیِ[ره] فقید از نوادر تاریخ بود که با انقلاب اسلامی نخستین تزلزل را در بنیان غربزدگی ایجاد نمود. اما این بحران همچنان ادامه دارد. از این رو مبارزه بی سابقه با غربزدگی باید تا ظهور مهدی موعود(عج) که پایان بحران غربزدگیست ادامه یابد.»  
سید احمد فردید در دی ماه 1365 در نامه ای خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس شورای اسلامی وقت و امام جمعه موقت تهران) می نویسد: «پس از سلام و تحیت، خطبه اول نماز جمعه دوم دی ماه سال جاری [1358] جنابعالی، حاوی نکات قابل توجه و بحث انگیزی در مفاهیمی از قبیل ارتجاع و ترقی یا انقلابی و مرتجع، میانه روی و دگماتیسم بود و برای اینجانب که از قدیم الایام خطبه ‎های شما را از میان ائمه جمعه تهران خصوصا استماع یا مطالعه می کنم و بهره ها می برم، ابهامات و سوالاتی از جهت اختصار بحث شما ایجاد شده است و گمان می‎کنم این سوالات بر برخی علاقه مندان دیگر نیز عارض شده باشد...» در این نامه سید احمد فردید مفاهیمی نظیر اعتدال و میانه روی و دگماتیسم (روش اندیشه‌گری غیرانتقاد) را به بحث گذاشته است.  
پس از مرگ احمد فردید و همچنین فوت دو تن از شاگردانش به نام های "عباس معارف" و "محمد مددپور"، اندیشه های وی بیش از پیش مورد اتهام واقع شد. سال های پایانی دهه هفتاد، شدت مخالفت های علیه فردید بیشتر از تلاش موافقانش در شناساندن وی و اندیشه اش مؤثر واقع شد. بین مخالفان فردید، عبدالکریم سروش هر از چندی، یادی و فریادی نثار وی کرده و به همراه احسان نراقی، او را زیربنای فکری گروههای فشار و انصار حزب الله و سعید امامی می دانست. بنیادِ فردید نیز در واکنش به این اظهارات آنها را متاثر از کارل پوپر و مرتبط با انجمن حجتیه و رژیم پهلوی دانست. عبدالکریم سروش در برخی نوشته هایش، احمد فردید را "تئوریسین خشونت" و حتی نخستین اشاعه گر "یهود ستیزی" در ایران معرفی کرده است.  
فردید به دفعات در جلسات سخنرانی عبدالکریم سروش در دانشگاه حاضر شده و همواره پس از سخنان وی، خطابه مفصلی در نقد سروش ارائه داده بود. در آنچه ثبت شده، اولین موضع گیری او در مورد نحوه و جریان بازگشائی دانشگاه ها پس از تعطیلی آنها در جریان انقلاب فرهنگی در سال 1359 بود. مقرر شده بود که ستاد انقلاب فرهنگی نسبت به تدوین برنامه های درسی جدید دانشگاهها بعنوان مقدمه بازگشائی آنها اقدام نماید. عبدالکریم سروش که سخنگوی این ستاد نیز بود، عهده دار این امر شده بود. فردید در سخنرانی های خود نشان می داد که چگونه سروش بر مبنای آراء "کارل پوپر" فیلسوف عضو فراماسونری انگلیس، می خواست دانشگاه را اصلاح کند. وی که پیشاپیش با توجه به برنامه های مکرر رادیو تلویزیونی سروش آراء و افکار وی را در جهت مخالف انقلاب اسلامی می دانست، گفته بود که: «دانشگاه را با منطق پوپر نمی توان اصلاح کرد.» فردید معتقد بود سروش چارچوب علم غربی را پذیرفته اما انقلاب اسلامی باید در محتوا، روش و طبقه بندی و تقسیم علوم کنونی بازنگری کند. پس از این بود که پیام احمد فردید خطاب به امام خمینی(ره) صادر شد. او اولین کسی بود که نسبت به آینده سروش هشدار داد: «می‌خواهم پیامی به امام خمینی بدهم و درد دلی با ایشان بكنم، سید احمد فردید آدمی است كه برای خودش كار كرده ‌است. اگر كتاب ننوشته، نخواسته تشبه به كثافات دیگران بكند. من پیام كوچكی به امام خمینی دارم، ‌این انقلاب را عبدالكریم سروش خراب می ‌كند، فضلای قدیم ما خوبند ولی یک جهت شان ضعیف است كه من آن را می ‌دانم. من "پوپر" را می‌شناسم و به ریش او می ‌خندم. من تا دم مرگ در نمی ‌روم. چنانچه بیست سال از "حكمت اُنسی" [از مباحث فلسفی است] دفاع كردم». حضرت امام(ره) نیز پس از چندی دیگر حکم سروش را برای شورای عالی انقلاب فرهنگی تمدید ننمود. فردید در سخنرانی های دانشگاهی او متوجه این شده بود که او به مدد فن بیانش منتقد خوبی برای کمونیستها و مخالفان چپ حکومت است اما این نقد از پایگاه تفسیری لیبرالیستی از دین صورت میگیرد که ریشه در آراء "پوپر" دارد. فردید پی برده بود که یک دشمن مشترک میان سروش و انقلابیون مذهبی که همان کمونیستها بودند، باعث شده سروش بی آنکه معتقد به امام باشد با مارکسیست خواندن مخالفان سرمایه داری جهانی و نیز نازیست خواندن مخالفان صهیونیزم، دچار نوعی "نهان روشی" نسبت به حکومت می شود.   پیش بینی رویکرد سروش به قرآن توسط فردید فردید سخنانی دارد که تنها امروز، پس از انتشار عقاید سروش درباره "تولید قرآن"، قابل فهم می شود، ولی در آن دوران ثقیل به نظر می رسید: «انتقاد از اساس دینیِ جامعه، با عقل پوپری، قطعی است و آن نهایتا به نفی عقل قرآنی می رسد» این پیش بینی را "محمد مددپور" در سال 1365 از استادش شنیده، یادداشت کرده و در کتاب "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" صفحه 443 نقل کرده است. هم چنین در جایی دیگر می گوید: «این حقیقت نفس اماره است که در کل عالم تجلی پیدا کرده، نمونه این حقیقت، پوپر است که همراه با توهین به قرآن سراغ جمهوری اسلامی آمده است. تا کی بعد از مشروطه باید به قرآن توهین شود؟» (با استناد به کتاب "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" صفحه 288) فردید از خیلی پیشتر یعنی از همان اوائل انقلاب که سروش در رادیو و تلویزیون برنامه مرتب سخنرانی داشت و کتاب درسی "بینش اسلامی" نوشته او در دبیرستان ها تدریس می شد، انحراف او را از مبانی اش پیش بینی کرده بود. این جمله نیز از او قابل ذکر است: «همینطور فلسفه علم یهودی زده به کشور ما می آید و آن منطق و روش پوپر است که توهین به قرآن است با نفس اماره»(با استناد به کتاب "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" صفحه 284) "مهدی صادقی"، شاگرد فردید، معتقد است: «به نظر فردید، آراء پوپر ماسونیت مضاعف و زیر بنای صهیونیسم فلسفی برای توجیه استثمار و غارت بشر در جهان سوم و كشورهای اسلامی است.»   روش استدال فردید و پیش بینی انحراف سروش  فردید درباره روش فکری اش می گوید من یک مشاهده ماتقدم می کنم و یک مشاهده ماتاخر: «من از "فلسفه تاریخ" می روم به "خداشناسی تاریخی" و بعد "علم الاسماء تاریخی" و مشاهده می کنم. من به علم الاسماء تاریخی می روم و مشاهده می کنم که "هانری کربن" [ شیعه‌شناس مشهور دانشگاه کوربن] یهودی و فراماسون و صهیونیسم زده است و حالا که می آیند و به من می گویند، می بینم درست است. اول شما می بینید، (به صورت ماتقدم، اپریوری، Apriori) که شهود ذات است. اول علم الیقین است دوم عین الیقین و سوم حق الیقین. بنده فقط به اپریوری یا اپیستریوری نمی روم بلکه شهود ما تقدم و ماتاخر هردو لازم می آید". (با استناد به کتاب "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" صفحه 279)   تدوین کتب دینی نظام آموزشی به روش پوپر فراماسون جالب است که از یک سو سروش کتب دینی نظام آموزشی و انقلاب فرهنگی را می نویسد و از دیگر سو فردید معتقد است که او حقیقت دیانت اسلام را ترور می کند. سروش در این سالها جایگاه خوبی در نظام دارد و علیرغم جستجوی فراوان نمی توان هیچ اظهار نظری که دال بر پاسخ دادن به اشکالات فردید باشد، از او پیدا نمود. "علی اکبر رائفی پور"، محقق و پژوهشگر حوزه مهدویت در انتقاد از نظام آموزشی که با کتب درسی حاصل از تفکرات سروش تدوین شده می گوید: «سیستم نظام آموزشی کل جهان را ماسونها نوشته اند، در کشور ما کتب درسی اسلامی نیست حتی در کتابهای پزشکی نظریه داروین مطرح شده که مورد قبول اسلام نیست. در اوایل انقلاب کتب درسی ما توسط عبدالکریم سروش نوشته شده که طرفدار پوپر ماسون است.»  رائفی پور از جوانها می خواهد در مورد سید احمد فردید تحقیق کنند کسی که طرفدار هایدگر است و در مورد سروش هشدار می دهد که مخالفت او با مارکسیستها (شوروی) بخاطر اسلام نیست بلکه طرفدار لیبرالیست آمریکا است. "رائفی پور" در ادامه می گوید: «دو تا از شاگردهای فردید (عباس معارف و محمد مددپور) که شروع به تبیین نظرات استادشان کردند در یک تصادف فوت می کنند و وقتی سروش میدان را خالی می بیند شروع به بدگویی از فردید می کنند در حالیکه تا زمانیکه فردید و شاگردانش زنده بودند او کوچکترین حرفی نمی زد. الان هم نباید جوانهای ما فردید را بشناسند چون می روند در مورد او و نظریاتش تحقیق می کنند و می فهمند سروش پوپریست چه کسی بوده و می فهمند چرا باید از "بیلدر برگ"، [سازمان جهانی سیاست گذاری ماسونی] جایزه "آراسموس" بگیرد!»   کارل پوپر "کارل پوپر" نظریه‌ پرداز سازمان جاسوسی سیا که با فلسفه لیبرالیستی خود جرج سوروس صهیونیستی، را جذب کرد تا جایی که سوروس خود را پیرو این فیلسوف می داند. پوپر از اعضای اصلی فراماسونری در انگلستان بود و خود به ماسون زاده بودنش اذعان داشته است. لازم به ذکر است محسن سازگارا در نشریات زنجیره ای خود "کارل پوپر" را پدرخوانده اصلاح طلبی در ایران معرفی کرده و از مصاحبه هایش با او می نویسد.  
فردید در سال های آغازین انقلاب معتقد بود جریان انجمن حجتیه (که اعتقاد دارند هر حکومتی در دوران غیبت تشکیل شود باطل است) می خواهد در برخی نهادهای نظام لانه کند. انتقادات شدید فردید از کتاب های معارف دوره دبیرستان نیز بی ارتباط با این موضوع نبود. در کتاب "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان" با کنایه به مدیران وقت وزارت آموزش و پرورش از قول او نقل شده است: «کتابی می نویسیم بنام "فلسفه دین" که خبری از "مرگ" در آن نیست، البته غرضی هم در کار نیست بلکه از سر غفلت است. این غربزدگی است که می خواهد نشان دهد که آقا متجدد است. بخوانید! سراسر آن غربزدگی است، کجا در آن سخن از مرگ آگاهی است، کجا سخن از ترس آگاهی است، کجا سخن از دل آگاهی است و کجا سخن از حقیقت انسان است؟» در زمانیکه یکی از اطرافیان دکتر فردید موقعیتی در وزارتخانه مربوطه یافته بود، وی را به تدوین کتاب درسی برای جایگزینی کتاب "فلسفه دین" ترغیب و یاری نمود، اما درست در زمانی که قرار بود این کتاب به چاپ سپرده شود ناگهان طرف مقابل متوجه شده و سریعا تدوین کننده کتاب را از مقام خود عزل و فردی را جایگزین نموده و مانع چاپ و جایگزینی این کتاب شد. برخی شاگردان دکتر فردید معتقدند همین موضوع باعث شد که جلسات سخنرانی فردید که اواخر فعالیتش ظاهرا به دعوت وزارت آموزش و پرورش در تالار فرهنگ برگزار می شد، در مهر 1361 پس از یک سخنرانی شدیداللحن تعطیل و او خانه نشین شود.   آخرین رزم سیاسی فردید در تقابل با انجمن حجتیه پس از آنکه در سال 1379 عبدالکریم سروش اهانتهایی را در حق فردید روا می دارد، نزدیکترین شاگرد فردید یعنی "عباس معارف" در پاسخنامه ای که از طرف بنیاد فردید در روزنامه "بیان" مورخ 26 خرداد 1379 به چاپ رسید این ماجرا را آخرین پرده رزم سیاسی استادش دانسته که در تقابل با "انجمن حجتیه" صورت گرفته است. شاگردان دکتر فردید آخرین پرده رزم سیاسی او در سال 1361، در برابر گروه موسوم به انجمن حجتیه و از جمله عبدالکریم سروش می دانند و می گویند که قدرت بسیار زیاد این گروه به تعطیل شدن درسهای فردید و خانه نشین شدن آن مرحوم انجامید.  
عبدالکریم سروش، احسان نراقی و نوری زاده تقریبا 6 سال پس از فوت فردید، او را متهم به روابط حسنه با رژیم پهلوی نمودند. اما یکی از شاگردان فردید حمایت او از انقلاب را مسئله ای ریشه دار و مربوط به دهه چهل می داند. او در مصاحبه ای که در سال 1379 در پاسخ به سخنان مزبور انجام می دهد می گوید مرحوم فردید سال ها پیش، پیروزی این انقلاب را همچون شکست بی سابقه غرب و غربزدگی می دانست و دائما از آن حمایت می کرد. حتی در سال 1356 در دانشگاه تهران چندین جلسه از مباحثش را به تبیین و دفاع از نظریه ولایت فقیه امام[ره] اختصاص داد. یعنی زمانیکه اصلا کسی در دانشگاه جرات طرح و حتی توان فهم ضرورت ولایت فقیه را نداشت چه برسد به تئوریزه نمودن آن. بنیاد فردید نیز در جوابیه اش پرسید: «چرا در 15 سال حیات او پس از انقلاب این سخنان را طرح نکردید؟» و "احسان نراقی" (مشاور فرح دیبا) را در مورد این ادعا که فردید روابط حسنه ای با پهلوی داشت سرزنش می کند: «قرینه ای درکلام نراقی هست که بر کذب سخنان دیگرش دلالت می کند. نراقی از استاد شکایت دارد که او را به سبب ارتباط با رژیم پهلوی به شدت مورد توبیخ قرار داده وبا وجود اینکه برای قانع نمودن استاد به منزل او رفته اما توفیقی در تغییر نظر او نیافته. اگر ادعای نراقی در مورد آن مرحوم صحیح بود به آسانی می توانست به استاد بگوید: «رطب خورده کی منع رطب کند.»» 
از جمله شاگردان فردید می توان به: حسین شریعتمداری (مدیر مسئول روزنامه کیهان)، مهدی نصیری (مدیر مسئول روزنامه کیهان)، رضا داوری (رئیس فرهنگستان علوم ایران و از چهره‌ های شاخص در حوزه نظریه ‌پردازی فرهنگی و اندیشه فلسفی)، سردار ابراهیم محمد زاده (از فرماندهان قدیمی سپاه)، محمدرضا جوزی، محمد مددپور، عباس معارف، یوسفعلی میرشکاک (شاعر، نویسنده، طنزپرداز و منتقد سیاسی) و محمد رجبی اشاره کرد. بعدها در شاگردان فردید قضاوت و درگیری آرا و عقاید شکل گرفت و برخی به نقد استاد خویش قلم زدند. فردید، شاگردان و طرفداران بسیاری داشت و به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌ گران انقلاب فرهنگی، سیاست‌ گذاری‌ های اجتماعی و حتی برخی از احزاب و جریان‌ های سیاسی ایران را بدون فهم اندیشه‌ فردید نمی‌ توان شناخت، در واقع فردید اندیشمندی شفاهی است.  
استاد محمد رجبی،  پژوهشگر در زمینه فلسفه هنر و زیبایی شناسی و از شاگردان سید احمد فردید و از همراهان شهید آوینی در نشریه سوره در خصوص نظرات احمد فردید در باب ولایت فقیه معتقد است: «در مورد مسئله‌ ولایت فقیه كه آن زمان مطرح شده بود و كتاب حضرت امام درآمده بود، ایشان می گفت شما معنی ولایت را با معنی حكومت اشتباه نگیرید. حكومت فقیه نیست. ولایت است. ایشان می‌گفت ولایت به معنی سرپرستی و راهبری است كه ما مخفف آن، رهبری را به كار می ‌بریم. حكومت یعنی فرمانروایی اما ولایت یعنی سرپرستی و راهبری؛ و باطن وِلایت در اسلام وَلایت است، یعنی محبت و دوستی. به كسی كه وِلایت داشته باشد والی، و به كسی كه وَلایت داشته باشد ولی می گوییم. ولی خدا، دوست خدا، كه دوست مردم هم هست، باید والی بشود. یعنی همان سیستمی كه شما در خانواده دارید و پدر در آن ولایت دارد، همین سیستم به جامعه هم تسری و بسط پیدا كند و جامعه نظامی بر اساس محبت و عشق شود. چه چیزی شما را وادار می‌كند حرمت پدر پیر گوشه نشین یا حتی پدربزرگتان را مراعات كنید و پاسدار حریمش باشید؟ ترس؟ جز محبت چیزی هست؟ زن و شوهری كه بر اساس عشق و محبت ازدواج كرده‌اند پذیرای همدیگر هستند نه اینكه یكی بر دیگری غلبه داشته باشد. لذا نظامی كه اساسش بر محبت و وَلایت باشد و آن كسی كه حاكم است مورد عشق، علاقه و ایمان مردم باشد، نه حكومت به معنای فرمانروایی، این نظام خلل بر نمی‌دارد. این فرمایشِ حافظِ كلام الله مجید به این اشاره دارد:                             خلل پذیر بود هر بنا كه می‌بینی                     مگر بنای محبت كه خالی از خلل است میلیون‌ها جوانی كه داوطلب، بدون حقوق، بدون اضافه كار، بدون درجه، بدون رتبه، عازم جبهه‌های جنگ شدند، روی چه حسابی رفتند؟ امام خمینی گفته است، خب بگوید! چه چیز اینها را كشاند؟ آخر مگر جان دادن شوخی است؟ به شما بگویند یك روز اضافه بیایید دانشگاه، یك درسی هم بخوانید كه هیچ تاثیری بر نمرات امتحانی شما ندارد، چند نفر می‌آئید؟ اما اگر قرار باشد در بدترین فصل سال، در بدترین ساعت، یك نفر اینجا سخنرانی كند كه مورد علاقه شما است، از در و دیوار بالا می‌آیید و سالن را پر می‌ كنید.»  ایشان می فرماید مفهوم درست وَلایت یعنی این و مفهوم درست فقاهت یعنی عمق اسلام و احكام خدا را دریافتن. ایشان لفظ فارسی آن را به ‌كار می‌ بردند و می‌گفتند "زندآگاهانه معرفت" داشته باشد. یعنی علم الیقین و عین الیقین و حق الیقینی كه قرآن می‌گوید را حاصل كند. وگرنه این فقهی را كه بین ما مصطلح است، ایشان فقه اصغر می‌دانست همان‌ طور كه "ملامحسن فیض"، داماد ملاصدرا، مجتهد، عارف و متكلم معروف، متأثر از غزالی چنین بیان می‌كرد: «فقه اكبر، فقهی است كه به حقیقت دین یعنی عرفان، معرفت پیدا كند.»»  
احمد فردید در دوران حیات طولانی خود هیچ اثری منتشر نکرد. بطوری که به "فیلسوف شفاهی" مشهور شد اما می ‌توان گفت که فردید خود نیز چندان از این لقب ناراضی نبوده است و در ‌‌نهایت به نحوی آنرا پذیرفته بود.   "دیدار فرهی و فتوحات آخرالزمان"، سید احمد فردید، به کوشش محمد مددپور، مجموعه ‌ای است از درس ‌گفتارهای وی که پس از مرگ وی منتشر شد. بسیاری از هواداران فردید این کتاب را به دلیل غلط‌ های فراوان چاپی و محتوایی فاقد اعتبار و اصالت می‌ دانند.   "نگاهی دوباره به مبادی حکمت انسی"، سید عباس معارف که دربردارنده بررسی و تحلیل مبادی و مبانی حکمت انسی در افکار و آرای "سیداحمد فردید" است و در سه بخش کلّی تألیف و تدوین شده است: "حکمت انسی و دیگر انحای حکمت"، "انحای حکمت و مناهج منطق" و "وجود و مابه الوجود موجود به انضمام بحث مختصری در باب غربزرگی"   ترجمه سید احمد فردید به  زبان فرانسه تسلط داشت و به ترجمه آثاری پرداخته است: ترجمه بخشی از مقدمه كتاب "Holtz wege"  اثر مارتین هیدگر ترجمه "نامه ای در باب اومانیسم" اثر مارتین هیدگر ترجمه "در سرآغاز اثر هنری" اثر مارتین هیدگر ترجمه و شرح رساله "Feldweg" اثر مارتین هیدگر ترجمه مصاحبه هیدگر در فرانسه    سخنرانیها سخنرانی در جلسات "شورای هدف فرهنگ ایران" در سال 1340 (مسئله غربزدگی نخستین بار در این جلسات مطرح گردید)  سخنرانی در سمینار "كیفیت زندگی" در مؤسسه برنامه ریزی آموزشی وزارت علوم و آموزش عالی، دهه 1340  سخنرانی در هفتمین كنگره خاورشناسان در آمریكا با عنوان "معانی هیبت و سبحان الله در تصوف اسلامی" 1346 حضور و سخنرانی در میزگرد تلویزیونی در سالگرد انقلاب مشروطیت در سال 1354 سخنرانی در سمینار "كنكاش در اندیشه های آل احمد" با عنوان "غرب زدگی و تزلزل اركان و مبانی بیش از 2500 ساله آن"، اسفند 1369 سلسله سخنرانی ها (درس گفتار) در دانشگاه شهید بهشتی در باب "علوم انسانی و علوم طبیعت و ریاضی" سلسله سخنرانی ها (درس گفتار) در دانشكده حقوق دانشگاه تهران با عنوان "حكمت انسی و علم الاسماء تاریخی"   جلسات درس و بحث جلسات درس و بحث پرشوری درباره مسائل اساسی حكمت و فلسفه به صورت هفتگی و در فاصله سال های 1358 تا 1363 در دانشكده ادبیات، انجمن حكمت و فلسفه، دانشكده حقوق، تالار و حدت و … برگزار می گردید که مهمترین عناوین آن عبارت بودند از: غربزدگی و زبون اندیشی مابعد الطبیعه و مافی الطبیعه و سرانجام بدفرجام آنها در جهان پرآشوب كنونی  فلسفه بافی و منطق درایی و سرانجام بدفرجام آنها در جهان نكبت بار كنونی مكر لیل و نهار و حوالت تاریخی بیش از 2500 سال غربزدگی جهان امروز ترس آگاهی و مرگ آگاهی و دل آگاهی  غربزدگی و طاغوت زدگی و و جدان زدگی (طاغوت=زئوس=خدای یونان و دئوس= خدای روم) و مراتب مضاعف و غیرمضاعف و بسیط و مركب و سلبی و ایجابی نیهیلیسم و فلسفه غرب قرب فرایض و قرب نوافل در رابطه آنها با مواقف و مواقیت تاریخی  طریقت فكری هیدگر و هم سخنی زند آگاهانه با این طریقت فكری  و . . .    آثار فهرست شده از كتابخانه شخصی سید احمد فردید این آثار مشتمل بر مجموعه های ذیل است:  الف) ده ها مجلد دفاتر اتیمولوژی (ریشه یابی واژگان) زبان های سنسكریت، اوستایی، پهلوی-یونانی، لاتینی، آلمانی، فرانسه-عبری، عربی، حامی و …  ب) حواشی مفصل معنایی و اتیمولوژیک به فرهنگهای زبان های آلمانی، یونانی، لاتین، فرانسه و نیز كتاب های معتبر اتیمولوژیک مانند: بارتولمه، مایرهوفر، پوكورنی، والده، كلوگه و … و مهم تر از همه حواشی مفصل به فرهنگ عربی "معجم الوسیط" در دو جلد.  ج) حواشی مفصل حكمی به شروح مثنوی: "امدادالله" و "ولی محمد اكبرآبادی"- شروح حافظ: شرح "بدر الدین" و "صادق علی"، شروح گلشن راز، حواشی لغتی و معنایی به دیوان اشعار: منوچهری، فرخی و … حواشی مفصل به كتب كلامی و فلسفی؛ نهایه الاقلام فی علم الكلام شهرستانی، شوارق الالهام لاهیجی، شرح المقاصد تفتازانی، قبسات میرداماد، شروح مختلف فصوص الحكم ابن عربی، التلویح تفتازانی و … و نیز حواشی به تفاسیر د) معتبر كلام الله مجید: ترجمان القرآن میر سید شریف جرجانی، تفسیر كبیر فخر رازی، تفسیر سورآبادی، كشف الاسرار و عده الابرار میبدی، تفسیر شیخ ابوالفتح رازی و …  ه) حواشی مفصل به كتب كلامی و فلسفی غرب: كتب هیدگر و جریان های فكری معاصر از قبیل كتب كلامی كاتولیك و پروتستان، فلسفه های اگزیستانس، "حلقه و ین" و "حوزه فرانكفورت" و "حوزه ماربورگ" و ... 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۵:۴۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۵:۴۱

سید احمد فردید

خلاصه زندگی نامه

 سید احمد مهینی ‌یزدی، فیلسوف و متفکر معاصر که پیشرو فلسفه هایدگر در ایران و اولین مخالف و منتقد عبدالکریم سروش بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع