زهره کاظمی با نام مستعار زهرا رهنورد در سال 1324 در خانواده ای مذهبی -‏‎ ‎نظامی و در تهران متولد شد. برخی منابع وی را متولد  1329 - 30 در دو شهر تهران و بروجرد اعلام کرده اند.پدرش، صادق كاظمی از نظاميان حكومت پهلوی و مادرش، احترام السادات نواب صفوی، از بستگان شهید نواب صفوی است. اصلیت پدر وی بروجردی است، اما آنچه که روشن است، در دانشگاه ‏جنگ تهران آن زمان مشغول به کار بوده و سمت استادی داشته است ولی مدتی بعد به دليل برخورد فيزيكی با يك نظامی آمريكايی از كار بركنار می‏شود و به كارهای ديگر روی می‏آورد. رهنورد در دوران دبیرستان به دلیل خواست پدر رشته علوم تجربی را خواند و سال 42 از دبیرستان آزرم دیپلم طبیعی آن ‏روز را دریافت کرد. تغییر‏ نام: او نام خود را از زهره کاظمی به زهرا رهنورد تغییر داده است. خود در این باره می‌گوید: «من پیش از ورود به مسائل مذهبی، تمام حس‏های مبارزاتی را تجربه کرده‌ام اما پس از انتخاب راه مذهب و لباس مذهبی، نام خود را از زهره به زهرا و نام خانوادگی‌ام را از کاظمی به رهنورد که به معنای رهنورد در مسیر اسلام، قرآن و پیروزی اسلام بود، تغییر دادم.» وی همسر میرحسین موسوی نخست وزیر سابق ایران میباشد. او و میرحسین  سه دختر به نامهای کوکب، زهرا و نرگس دارند.  
رهنورد سال‌ها پیش مفصلاً راجع به دوران کودکی و جوانی خود سخن گفته است. گرچه رهنورد می گوید که پس از طی مراحل مختلف، نهایتاً «آزادانه به اسلام روی آوردم» اما در ظاهر، این اسلام تفاوت‌هایی با آنچه امام خمینی (ره) از آن با نام «اسلام ناب» یاد کرده است دارد.   سنتی مدرن: وی به تاثیر تصوف در عقاید خود اشاره کرده و می گوید: «در خانواده‌ای سنتی و مدرن در محله‌ قدیمی سنتی با نام ظهیرالاسلام نزدیک خانقاه صفی علیشاه به دنیا آمدم. خانقاهی که مخصوص دراویش و عرفا بود و تأثیر زیادی روی من می‌گذاشت. در خانواده ما سنت‌های بسیار قدیمی و در کنار آن تمام تکاپوهای نوآوری وجود داشت.»   غرق در متافیزیک: خانه رهنورد هم خانواده‌ای بزرگ را در خود جای داده بوده، خانواده ای که در عین «سنتی» بودن، (یعنی رعایت و دل بستن به برخی ظواهر) «مدرن» هم بوده است: «زیبایی های سنتی خانواده، چراغ های لاله مانند و شمایل حضرت علی (ع)، همه ذهن مرا پر کرده بود و من را عاشق آنها کرده بود. اما همواره از سنت های پوسیده بدم می آمد و همیشه در مبارزه بودم. اما در خانواده نوآوری هم بود و آن هم به دلیل وجود نظامی در خانواده بود (پدر و دایی‌های رهنورد، نظامی بوده‌اند). اما یک نکته عجیب در این خانواده بود و آن این که در متافیزیک غرق بود. یعنی از صبح تا شب به کام ما متافیزیک ریخته می شد. از داستان‌های بسیار عجیب و غریب، از ورود ائمه به خانه، از خواب‌های مقدس. ما تمام مدت در این چیزها غرق بودیم، ولی در عین حال نوآوری‌های عجیب و غریب هم داشت. مثلاً به حجاب اعتقادی نداشت، می‌گفت چیز بی‌خودی است.»   اسلام آوردن مدرن بوسیله هنر: اما در این بین شاید جالب تر از همه، اعتقادیافتن رهنورد به اسلام باشد. او اگرچه نقل کرده که به حسینیه ارشاد رفت و آمد داشته و به کلاس‌های شهید مطهری و دکتر شریعتی (خصوصاً دکتر شریعتی، حتی در حد کلاس خصوصی) می‌رفته است، ولی صریحاً اذعان کرده آنچه موجب «معتقد» شدن او گردیده، مطلب دیگری بوده است: «روزی که مشغول مرتب کردن کتابخانه خواهرم بودم دو تا جزوه دیدم که ترجمه سید حسین نصربود به نام هنر اسلامی. من هیچ تابویی نداشتم. چه هنر کمونیستی و چه اسلامی همه را می‌خواندم. تا آن را خواندم خیلی خوشم آمد. همانجا در کتابخانه نشستم و تا ظهر اینها را تمام کردم. می‌خواهم این را بگویم که اولین آشنایی جدی من برای یک اعتقاد اصولی با هنر شروع شد. حتی برادر من که فیزیکدان بود، هرگز نتوانست مثل من به والایی های اسلام پی ببرد، اگرچه فیزیکدان ها بهتر از دیگران می توانند، لیکن زور هنر خیلی عجیب است. آن کتاب از هر رمانی شیرین تر و از هر منظره‌ای زیباتر بود. آن آدم بی شکل از لحاظ اعتقادی، با هنر، معتقد شد. وقتی که دیدم هنر اسلام این است، پس خود اسلام خیلی بالاتر است.» و از اینجا بود که آنچه او در حسینیه ارشاد می شنید و خودش درک می‌کرد و آنچه از دریچه هنر می یافت به آنجا برسد که او بگوید: «همه آنها دست به دست هم داد تا امروز یک مسلمان نوگرا باشم.»  
دوره دانشجویی رهنورد هم دوره خاصی بوده که در شکل گیری شخصیتش بسیار مؤثر بوده است. دوره ای که در آن برای بسیاری، مبارزه با رژیم، (آن هم تازه در صورتی که تنها به ژستی روشنفکرانه محدود نمی شد) اصل بوده و هر چیز دیگر فرع: «آن موقعی که دانشجو بودم هیچ خط قرمزی برای خودم نداشتم. فقط آزادیخواه بودم. ... تمام فکر و ذکرم این بود که رژیم شاه را براندازیم و رژیم خوبی بیاوریم که آزادیخواه باشد. حالا چه رژیمی باشد اصلاً مهم نبود. در هر تظاهراتی هم شرکت می‌کردیم. هم مارکسیست‌ها، هم ملّی‌ها و هم مسلمان‌ها.»وی در باره اعتقادات خود در این زمان می گوید: «خود من در یک فاصله کاملاً بی اعتقاد بودم. نه دین سنتی مادرم و مادربزرگم را قبول داشتم نه هیچ چیز دیگر ... آن دین را نمی پسندیدم. به نظر من نمی‌توانست براندازی کند. مسئله من این بود. به این نتیجه رسیده بودم که با اعتقادات خانواده ام کاری نمی‌توان از پیش برد.»وی درجایی دیگر می‏گوید: «دوران ‏دانشجويى كه همزمان با تأهل و مادر شدن من بود، با حمايت خانواده كامل و كامل ‏تر مى‏‏شدم. بعد از برگزارى ‏نمايشگاههاى متعدد از نقاشى‏هايم با مطبوعات و حسينيه ارشاد آشنا شدم و در پرتو شخصيت‏هاى بزرگى چون استاد ‏مطهرى، شريعتى قدم به قدم پيش مى ‏رفتم كه حسينيه ارشاد تعطيل شد و من احساس كردم با آن اطلاعاتم نمى‏توانم همه ‏محتواى ذهنم را بيان كنم. پس خواندم و خواندم و خواندم.‎» 
زهرا رهنورد در دهه چهل و اوایل دهه پنجاه شمسی، از جمله شاگردان دکتر علی شریعتی بود که در مبارزه با حکومت پهلوی فعالیت داشت. با افزایش سختگیری بر فعالین سیاسی وی به همراه دو فرزندش در سال 55 به آمريكا مهاجرت كرد. در آنجا به عضويت كنفدراسيون دانشجويان ‏ايرانی درآمد و عليه رژيم پهلوی دست به فعاليت زد سپس در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی به کشور بازگشت. 
رهنورد پس از بازگشت به ایران سعی ‏كرد در امور اجتماعی فعال باشد. از سال 57 تا 59، جامعه زنان جمهوري اسلامي و زنان مسلمان را پي ريزي كرد.‏ سپس در اطلاعات بانوان كه تغيير نام داده و عنوان "راه زينب" را براي خود برگزيده بود، به عنوان اولين سردبير ‏مشغول به كار شد كه تا سال 67 اين فعاليت فرهنگي ارتباط داشت.با نخست وزيري ميرحسين موسوي فعاليت هاي ‏وي كاهش يافت وی در این مورد میگوید: «شغل نخست وزيري مسئوليت بزرگي است. همسرم مجبور بود به دليل شغلش مدام دور از خانه ‏باشد، پس تصميم گرفتم به سه فرزندم رسيدگي كنم، كارهای هنري ام را ادامه دهم و كتاب بنويسم.”»سپس تصمیم می‏گیرد به دانشگاه باز گردد. در همان دوران به عنوان عضو كميته تأليف و تدوين كتب درسي رشته هنر در وزارت علوم، تحقيقات و ‏فناوري به كار گرفته مي شود. او سپس فوق ليسانس و دكتراي علوم سياسي خود را از دانشگاه آزاد اسلامي دريافت مي ‏كند و به كار تدريس در دانشگاه هاي آزاد تهران، تهران و الزهرا ادامه می دهد. 
رئيس دانشگاه الزهرا (1385-1377)مسئول كميته تاليف و تدوين كتاب درسی رشته هنر در وزارت علوم، تحقیقات و فناوریروزنامه نگار و سردبير مجله راه زينبمشاور سياسی رئيس جمهور (رياست جمهوري خاتمي)رئيس گروه هنر سازمان مطالعه و تدوين سمت، وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوریمجری طرح ملی نگارش تاريخ هنر ايران در دوره اسلامیعضو كميسيون ملی يونسكو در ايرانعضو هيئت علمی دانشگاه تهرانعضو هيئت داوری دومين دوسالانه بين المللي نقاشی جهان اسلامعضو شورای سياست گذاری دوسالانه بين المللي نقاشی جهان اسلامعضو هيئت داوران دومين دوسالانه نقاشی در تهرانعضو انجمن نقاشان ايرانعضو انجمن مجسمه سازان ايرانعضو انجمن زنان هيئت علمی دانشگاه های ايرانعضو شورای مركزی پژوهشكده علوم انسانی و مطالعات فرهنگیعضو شورای تحصيلات تكميلی دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهراناستاد دانشگاه هنرهاي زيباي دانشگاه تهران و دانشگاه الزهراعضو و نماينده 2 وزير در شورای فرهنگی - اجتماعی زنان با حكم رئيس جمهور (رياست جمهوري خاتمي)عضو شورای فرهنگ عمومی كشور با حكم رئيس جمهور (رياست جمهوري خاتمي)عضو پيوسته فرهنگستان هنر  
رهنورد در سال 75 به جبهه اصلاح‌طلبان مي پيوندد و در کنار سید محمد خاتمي قرار مي‌گيرد. با پيروزي خاتمي در ‏انتخابات دوم خرداد 1376 وي به عنوان مشاور سياسي رئيس‌جمهوري برگزيده مي‌شود. يک سال بعد نیز به عنوان رئيس ‏دانشگاه الزهرا (س) منصوب مي شود، سمتي که تا سال 1385 در آن مشغول به کار بود.بررسی‌ دوران مدیریت زهرا رهنورد در دانشگاه الزهرا نشان می‌دهد که برخی اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه الزهرا که از نظر علمی در سطح غیرقابل قبول قرار دارند، همگی از دوستان زهرا رهنورد در دوران اصلاحات بوده‌اند که به واسطه رابطه و دوستی با وی به عضویت هیئت علمی دانشگاه درآمده‌اند. در جلسه کمیته جذب هیئت علمی دانشگاه الزهرا (س) که چندی پیش برگزار شد، موضوع قطع همکاری با تعدادی از اعضای هیئت علمی این دانشگاه که نتوانسته‌اند ظرف پنج سال، دوره پیمانی خود را به رسمی - آزمایشی تبدیل کنند، مطرح و مقرر شد، قرارداد آنها با دانشگاه لغو شود. نکته قابل توجه درباره اساتید فوق این است که اغلب آنها از نزدیکان و دوستان زهرا رهنورد، رئیس سابق دانشگاه الزهرا هستند. با بررسی‌های به عمل آمده مشخص شده است که این افراد علاوه بر آنکه از سابقه علمی مناسبی برخوردار نبوده‌اند، بلکه همگی از دوستان زهرا رهنورد در دوران اصلاحات بوده‌اند که به واسطه رابطه و دوستی با وی به عضو هیئت علمی این دانشگاه درآمده‌اند. از سویی دیگر برخی منابع آگاه در دانشگاه الزهرا (س)، نتیجه مدیریت چندین ساله رهنورد در این دانشگاه را جذب اعضای هیئت علمی نامطلوب که عمدتاً از سوابق مطلوبی هم برخوردار نبودند، عنوان کردند.دعوت از فمنیست های بهایی: زهرا رهنورد زماني كه رئيس دانشگاه الزهرا بود اين دانشگاه را كه براي تربيت زن متفكر مسلمان تأسيس شد، به محفل فمنيست‌هاي بهايي تبديل كرد. ژانت آفاری يكي از نظريه‌پردازان اصلي فمنيسم ايراني در دنيا و چهره سرشناس تاريخ‌نگاري كشور است كه پايان‌نامه دكتراي وي برنده بنياد مطالعات ايران به رياست اشرف پهلوي شده است. وی در زمان رياست زهرا رهنورد در دانشگاه الزهرا براي سخنراني دعوت ‌شد اما دانشجويان به مقابله با وي برخاستند. 
در جریان انتخابات، موسوی خود را پشت چهره ای حقوق بشری و در پوششی كلیشه ای از تبلیغات زنانه مخفی كرد. وی دست در دست همسرش، پیام های عاطفی به هوادارانش می داد و این ذهنیت را در آنان ایجاد می کرد که دولت آینده به زنان بهای بیشتری خواهد داد.روشنفکرترین زن ایرانی!كار به جایی رسید كه مهندس موسوی، همسرش را "روشنفكرترین زن ایرانی" معرفی كرد و شگفتی ها را بر انگیخت. برای حرفه ای های كار تبلیغات سیاسی، سوءاستفاده‌ این چنینی از زنانگی البته حركتی منطقی، مدرن و هوشمندانه بود اما بسیاری از انقلابی های با سابقه از این رفتار موسوی شگفت زده بودند. این كار را حتی اصلاح‌طلبان پیشین نیز انجام نداده بودند و حتی از سید محمد خاتمی هم چنین فرافكنی تبلیغاتی ندیده بودیم.میزگرد مدعیان روشنفکریآخرین فیلم تبلیغاتی مهندس موسوی اما حاوی نكته‌ی مهمی بود. او نیاز داشت به همگان اثبات كند كه همسرش "روشنفكرترین زن ایرانی" است. مشاوران مهندس موسوی برای اثبات این مدعا، پوپولیستی‌ترین روش را انتخاب كردند. این فیلم حاوی سكانسی شعاری بود كه در آن زهرا رهنورد به همراه فاطمه معتمد آریا هنرپیشه‌ی محبوب ایرانی! در میزگردی مشغول احصاء مسائل مربوط به زنان بودند.تقلید از غربی هاعده ای زهرا رهنورد را میشل اوبامای ایران میدانستند. در نظر آنان میرحسین موسوی به تقلید از غربی ها دست در دست همسر خود در تبلیغات انتخاباتی شرکت می کند. از منظر آنان در صورت پیروزی موسوی در انتخابات زهرا رهنورد به عنوان همسر موسوی همان نقشی را ایفا می کرد که میشل اوباما در آمریکا بازی می کند. این سخن برای ستاد تبلیغاتی موسوی سنگین و در عین حال تحقیر آمیز بود .از این رو است که زهرا شجاعی مشاور خاتمی در دولت اصلاحات در مصاحبه ای می گوید  «میشل اوباما (همسر اوباما)، زهرا رهنورد آمریکا است» مشاور خاتمی در پاسخ به این سوال که برخی از لقب "میشل اوبامای ایران" برای خانم رهنورد استفاده می کنند. شما با آن موفق هستید؟، گفت: نخیر، من می خواهم بگویم میشل اوباما، زهرا رهنورد آمریکا است؛ بنابراین بهتر است الگوهای جامعه خود را مستقل و بدون وام گرفتن از مدل های خارجی مطرح کنیم.تغییرتفکر یا ...حضور زهرا رهنورد در کنار موسوی و آن هم در مرعی و منظر هزاران نامحرم در حالی است که سی سال پیش این زوج به گونه ای دیگر می اندیشیدند. زهرا رهنورد سال 60 در مصاحبه با مجله زن روز می گوید: میرحسین موسوی معتقد است تا حد امکان باید حریم جدایی زن و مرد حفظ شود و زنان نباید بی جهت در کوی و برزن ظاهر شوند. وی ادامه می دهد: موسوی به مقام زن به صورت متعصبانه و غیرتی بها می‌دهد و در روابط اجتماعی زن و رفت و آمد او در محیط‌های خارج از خانه به هیچ وجه گرفتار ترقی خواهی های روشنفکرانه و رفتار و روابط باز و بی ضابطه نیست به ویژه در محل ها و محیط‌هایی که مردان هم حضور دارند. زهرا رهنورد می‌افزاید: مهندس موسوی کلاً از مقام و حرمت زن به دور می داند که زن در آن دسته از خریدهایی که با کاسب و مردان محل سروکار دارد وارد شود و از غیرت مرد مسلمان جایز نمی داند که تن بدهد به این موضوع که زنان بی جهت در کوی و برزن ظاهر شوند و با این و آن هم سخن شوند. 
رهنورد مدارک كارشناسي ارشد و دكتري خود را در رشته علوم سياسي از دانشگاه آزاد دريافت كرده است. مدرکی که حرف و حدیث های فراوانی درباره آن در افکار عمومی مطرح است. اگرچه پیش از این و در جریان مناظره تاریخی احمدی نژاد و موسوی، رییس جمهور با اشاره به تخلفات متعدد و غیرقانونی زهرا رهنورد در روند کسب مدرک تحصیلی‌اش، مسایل مهمی را مطرح كرد اما نه تنها در این زمینه هیچ گاه پاسخ قانع کننده ای از سوی رهنورد بیان نشد، بلکه حضور وی در دانشگاه تهران با مدرک تحصیلی حاوي ابهامات فراوان در نحوه کسب آن، همچنان ادامه دارد.بر اساس این گزارش، زهره کاظمی (زهرا رهنورد) در سال 69 در آزمون کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد پذیرفته و در تاریخ 31 شهریور 1372 در این مقطع فارغ‌التحصیل می‌شود. وی با وجود آن‌که در سال 1365 هنوز مدرک فوق‌لیسانس خود را دریافت نکرده و 7 سال بعد از این تاریخ از پایان‌نامه کارشناسی ارشد خود دفاع کرده، به ادعای گواهینامه دکترای دانشگاه آزاد، در آن سال در آزمون ورودی پذیرفته شده و در تاریخ 13 تیر 1374 مدرک دکترای خود را دریافت می‌کند.نکته جالب اينکه در گواهینامه موقت پایان تحصیلات دکترای وی صادره از واحدعلوم تحقیقات دانشگاه آزاد، نمره و رتبه قبولی رهنورد در آزمون ورودی دانشگاه خالی و سفید است. علاو بر این، رهنورد در سال 76 با مدرک فوق‌لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه آزاد که غیر مرتبط با رشته پژوهش هنر است، به عضویت هیأت علمی با مرتبه مربی در می‌آید. در تاریخ 21  مهر 76 نیز وی بدون اخذ مدرک دکترا علی‌رغم مخالفت مقامات دانشگاه از مرتبه مربی به استادیاری تبدیل وضعیت یافته و در مورخ 30 شهریور 77 با حکم مصطفی معین، سرپرست دانشگاه الزهرا(س) می‌شود. وي در حالی که هنوز پنج سال سابقه آموزشی هیأت علمی را در کارنامه خود به ثبت نرسانده بود و در حالی که برای ارتقا از مرتبه استادیاری به دانشیاری، داشتن دکترای تخصصی در رشته مربوط الزامی است، علی‌رغم مخالفت مقامات و مسئولان ذیربط، در سال 81 به مقام دانشیاری دانشکده هنرهای زیبا نائل می‌شود. 
در گزارش های نهادهای امنیتی در دو هفته منتهی به روز رای گیری به ترورخودساخته و نافرجام زهرا رهنورد اشاره شده بود. در آن ایام گزارشی دریافت شد که جریانی دردرون حامیان موسوی برای ایجاد «جهش رأی» به دنبال مظلوم نمایی و ایجاد فضای تنش آفرینی و در نتیجه ترور نافرجام زهرا رهنورد می باشند، درهمین راستا تلاش های مجاهدان عرصه امنیتی منجر به ردگیری و خنثی سازی این اقدام شد. 
هنوز برگه های رای شمرده نشده بود که میر حسین موسوی در یک مصاحبه مطبوعاتی خود را برنده انتخابات اعلام کرده و از هواداران خواست خود را برای برگزاری جشن پیروزی آماده کنند. زهرا رهنورد همسر موسوی در این میان استدلال عجیبی را برای اثبات تقلب در انتخابات مطرح کرد، دلیلی که در افکار عمومی مطرح و به سخره گرفته شد . رهنورد در تشریح بداهت پیروزی موسوی و وضوح تقلب در انتخابات می گوید: « یک سری نقاطی هستند که اصلا مشخص است که خودش ملاک تشخیص نادرست بودن نتایجی است که وزارت کشور اعلام کرده است. مثلا آذربایجان و ترک زبان ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رای بدهند. "وی ادامه می دهد " خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراین اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدی نژاد رای بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است.» وی در پاسخ به خبرنگار بی بی سی که پرسید: " رأی آقای موسوی بر اساس برآورد های شما چهار به یک بوده است در قیاس آقای احمدی نژاد مستندات شما چیست؟ " می گوید: «در شهرستان ها و تهران در واقع تجمع مردم حاکی از این بود که آرای موسوی بسیار بالاتر از آنکه اصلا قابل تصور باشد. هروقت طرفداران دو طرف حاضر می شدند طرفداران احمدی نژاد در مقابل طرفداران موسوی در حد یک صدم بودند.» وی همچنین با اشاره به گزارش هایی که در روز انتخابات دریافت می کرده گفت: " مرتب به ما گزارش می شد که نسبت حتی 5/4 به 1بود. نسبت های موسوی به احمدی نژاد... "وی همچنین اظهار داشت: همه می شناسند که آنهایی که به احمدی نژآد رای دادند چه تیپ خاصی هستند و اول صبح رفتند رأی خودشان را دادند و از ساعت 11 صبح تعرفه ها در دست مردم قرار نگرفت و مردم له له می زدند برای اینکه تعرفه به ایشان داده بشود. حتی تا ساعت یازده و سی دقیقه و دوازده شب هم پشت در ستاد و محل های انتخابات جمع شده بودند. وی در پایان این گفت و گوی زنده با شبکه ماهواره ای دولت انگلیس (بی بی سی) گفت: " ما نمی دانیم چگونه با این صندوق ها عمل شده و رأی ها چگونه دست برده شده و چه بوده فقط می دانیم که نسبت موسوی به احمدی نژاد 5/4 به 1یا چهار به یک یا جاهای دیگر ممکن است مثلا 3به 5/1 باشد. "رهنورد در این مصاحبه به 5 دلیل اصلی برای اثبات تقلب در انتخابات اشاره و استناد می کند: طرفداران موسوی در تظاهرات های قبل انتخابات صد برابر احمدی نژاد بودند.گزارش های ما در روز انتخابات حكایت از برتری 5/4 به 1 بود.از ساعت 11 صبح تعرفه در دست مردم قرار نگرفت.من لر هستم و موسوی بارها گفته من داماد لرستان هستم بنابراین لرها موسوی را نمی گذارند به احمدی نژاد رای دهند.موسوی ترك است و قاعدتا ترك زبان ها هیچ وقت فرزند خود را نمی گذاردند به دیگری رای بدهند.ادعای تقلب در انتخابات از سوی زهرا رهنورد مسبوق به سابقه استرهنورد در آبان‌ماه 1358 (همان زمان که همسرش سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی بود) طی 7 شماره متوالی با روزنامه جمهوری اسلامی كه در آن زمان با سردبیری میرحسین موسوی منتشر می شد، گفت و گو کرد. این مجموعه گفتگوها كه تحت عنوان "ویژگی‌های انقلاب اسلامی ایران" منتشر شد، حاوی نكات مهمی است. رهنورد در این مصاحبه ها ضمن ایراد اتهام تقلب به نحوه انتخاب نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی، متن نهایی تدوین شده قانون اساسی از سوی این مجلس را غیرعادلانه خوانده و اظهار می‌دارد: «در مورد قانون اساسی باید بگویم اولاً در این ترکیب یکدستی که در مجلس خبرگان هست، من موافق نیستم. که البته به این معنا نیست که اینهایی را که الآن هستند، آدم‌های خوبی ندانم. قطعاً افراد خالص و پاکی هستند. مردم محله‏های خودشان اینها را انتخاب کردند و هیچ شکی نیست ، حالا اگرچه در انتخابات تقلب بوده ولی به نظر من همه دسته‌ها و گروه‌ها تقلب کرده اند! این ترکیبی که وجود دارد، بینش مکتبی اسلام که الآن برای ما اصل قضیه است، در آن به ندرت حضور دارد، نه اینکه مطلقاً وجود نداشته باشد، هستند افرادی که خیلی مبارز هستند و در عین حال، مکتبی فکر می‌کنند ولی اندیشه حاکم بر مجلس خبرگان به نظر من یک اندیشه سنتی، مکتبی اسلام است. جنبه های اسلامی قانون اساسی قوی‌تر است ولی جنبه‌های برابری طلبانه اش، آزادی‏خواهانه آن، آن‏طور که اسلام می‌خواهد، نیست. به این دلیل که جنبه مکتبی ندارد. یک مثالی من اینجا می‌زنم که خیلی جالب بود و آن این بود که لغت توحید را حذف کردند، به‌خاطر این که به نظرشان بوی مارکسیستی می‌داد ولی لغت توحید اصلاً، اصل اول اصول دین ما است. چطور ما می‌توانیم به آن اصل مشکوک باشیم به‌خاطر این که از یک مکتب منزجریم. انزجار ما از یک مکتب را فقط و واقعاً می‌توانیم با قدرت مکتب خودمان نشان دهیم. ما که بیاییم و مکتب خودمان را حقیرتر نشان بدهیم، دیگر چطور می‌توانیم از آن مکتب منزجر باشیم. ما هم اگر منزجر باشیم، توده ما خواه ناخواه گرایش به آن پیدا می‌کنند. لغت توحیدی را آنها بیم از آن داشتند به‌خاطر این که فکر می‌کردند معنی جامعه کمونیستی را می دهد، در حالی که (جامعه توحیدی)، جامعه‌ای را می گویند که هر گونه طبقه‌بندی در آن وجود ندارد. این یک جز کوچکی بود که من مثال زدم که آیا وقتی که با یک چنین شروع می شود، صحبت قانون اساسی طبیعی است که از اول روال منطقی و مکتبی به خود نداشته باشد.» 
دیدار با مجرمان پروژه ناکام کودتای رنگی در ایران یکی از اقداماتی بود که در سال گذشته توسط میرحسین موسوی و مهدی کروبی صورت می‌گرفت اما پس از مدتی مورد انتقاد و حتی تمسخر حامیان خارج‌نشین این جریان واقع شد و به همین خاطر روز به روز کمرنگ‌تر شد و اکنون این وظیفه به روی دوش زنان این جریان یعنی زهرا رهنورد و فائزه هاشمی گذاشته شده است. از این رو است که حجم دیدارها و ارتباطات تشکیلاتی همسر میرحسین موسوی با گروهک نهضت آزادی و ملی مذهبی ها افزایش یافته است. پس از دیدار ابراهیم یزدی دبیر کل گروهک نهضت آزادی با میرحسین موسوی، زهرا رهنورد نیز اقدام با گسترش ارتباطات خود با یزدی و گروهک نهضت آزادی کرده است. گفته می شود سرپال این دیدارها و ارتباطات کمیته دانشجویی گروهک نهضت آزادی می باشد. از سویی دیگر مشاوره های لازم برای مدیریت جریان فتنه، چگونگی استفاده از پتانسیل های این گروهک و ملی- مذهبی ،اتصال سرپل های خارجی این گروهک به جریان فتنه و...محور اصلی این دیدارها را شکل می دهد. آگاهان سیاسی بر این باورند با توجه به شهره بودن گروهک نهضت آزادی مبنی داشتن ارتباطات خارجی، هدف از این دیدارها اتصال به سرپل های خارجی و تلاش برای مدیریت جریان سبز توسط این گروهک می باشد. 
حسین باستانی در سایت ضد انقلابی «ایران امروز» و در نوشته ای با عنوان «زهرا رهنورد» ضمن اشاره به مصاحبه زهرا رهنورد با سایت خودنویس که طی آن به تخطئه روزگار حیات حضرت امام خمینی (ره) پرداخته و از منافقین تروریست حمایت کرده بود، می نویسد: او نقشی بی نظیر در جنبش مخالفین داشته و به عنوان یک اصلاح طلب تابوهای متعددی را در نظر و عمل شکسته است. او تنها همسر یک سیاستمدار نیست بلکه خود داعیه دارد. خانم رهنورد اگر قرار بود نقشی در سطح همسر یک سیاستمدار ایفا کند قاعدتاً باید در چارچوب رفتار و کرداری که همسرش تعیین کرده، کار می کرد ولی او مرتب از این محدوده ها و تابوها فراتر رفته و مثلاً در نزدیک شدن به فعالان سکولار تردید به خود راه نداده است. این گروهکی فراری ادامه می دهد: از این نکته می گذریم که رهبران اصلاح طلب فتنه سبز و آقایان موسوی و کروبی نمی توانند خود را از مسئولیت فجایع دهه اول انقلاب بری بدانند اما همین عمل خانم رهنورد در تابوشکنی رژیم است. رهنورد پیش از این تصریح کرده بود که فتنه 88 با جریان های لائیک (ضد دین) پیوند دارد و این جریان ها بخشی از فتنه سبز هستند. برخی محافل ضد انقلاب چند ماه پیش با اشاره به بن بست کسانی چون موسوی و کروبی، خواستار برجسته و مطرح کردن کسانی نظیر همسر موسوی یا خروج رهنورد از کشور شده بودند. رهنورد از اینکه در سایه موسوی در رسانه های ضدانقلاب تحویل گرفته شود ابراز ناخرسندی کرده و اقدام منافقین بواسطه سایت ایران امروز، التیام بخشی به ناراحتی رهنورد و به نوعی هندوانه زیر بغل وی گذاشتن است. 
درست یک روز پس از آنکه میرحسین موسوی، در بیانیه ای پنج تروریست و بمبگذار اعدامی را "مظلومان" نامیده و به اجرای "حکم قرآنی قصاص" برای آنان اعتراض کرد، همسر وی هم با حمله به این نص نصریح قرآن، اعدام تروریست ها را "خشونت بار" نامید. زهرا رهنورد در یادداشتی که برای سایت ضد انقلابی جرس ارسال کرده، در اعتراض به اعدام پنج تروریستی که صدها تن از هموطنان را به شهادت رسانده و زخمی کرده اند، تاکید کرده است که «اصلاً چرا اعدام؟ چرا بدترین مجازات در حق انسانها و ملت اعمال شده است؟» وی با حمایت از شیرین علم هولی که به جرم بمب گذاری در تهران اعدام شده، این حکم قرآنی را خشونت دانسته و نوشته است: «آیا اعدام زنان و خشونت در حق لطیف ترین بندگان خدا، موجب سرافرازی حاکمیت است یا نشان ضعف و ذلت آن؟ و این درحالی است که به فرموده پیامبر، زن به ریحانه تشبیه می شود: "إنَّ النّساء ریحانة"»همسر میرحسین همانند وی اعدام این پنج تروریست را "تردیدآمیز" خوانده و در عین حال با طرح سوالی تلاش کرده است که این موضوع را به مسائل سیاسی و ناآرامی های سال گذشته ارتباط دهد: "آیا این اعدامهای شتابزده برای زهر چشم گرفتن از مردم در سالگرد بیست و دوم خرداد بوده است؟" رهنورد که چندی پیش رسما از حکم صریح اسلام درباره دیه انتقاد کرده و آن را "واپسگریانه" خوانده است، در ادامه جمهوری اسلامی را به "سرکوب اقلیتها و جوانان" متهم کرد و مدعی شد که اعدام تروریست ها در جهت تحریک اقلیت ها و تجزیه ملی است. وی مدعی شده است که «آیا با این همه ادعای اسلام مداری رژیم، این اقدامات خشن، بازجوییها، زندانهای طویل المدت، و نهایتاً اعدامها، زنان را به اسلام علاقه مند کرده یا موجب بدبینی زنان و جوانان به اسلام شده است به نحوی که حتی عبادات بنیادی مثل نماز و روزه را هم برای آنها زیر سؤال برده است؟ اینگونه زن کشی ها، به این معنا ست که بالاخره حاکمیت به مطالبه رفع تبعیض تن داده، اما این بار از طریق ظلم بالسویّه!» همسر موسوی خطاب به زنان نزدیک و حامی تروریست های اعدام شده، تاکید کرده است که «ای زنان دلیر و شجاع، در این غم و اندوه عظیم، در کنار شما هستم و بدانید که این خونها به بار می نشیند و پاداش هزینه سنگین داغ جوانان صبح آزادی و دموکراسی خواهد بود.» رهنورد در حالی به مقابله با نص صریح قرآن پرداخته است که آقای موسوی هم روز گذشته اجرای حکم قصاص برای تروریست ها را "ناعادلانه" خوانده است. بر همین اساس، رویه جدید میرحسین و نزدیکانش مقابله آشکارا با برخی احکام صریح قرآن به بهانه آزادی و دموکراسی، ارزیابی شده است. 
آذر ماه سال 88 نشریه امریکایی فارین پالیسی اسامی 100 متفکر برگزیده سال 2009 خود را در حالی منتشر کرد که نام زهرا رهنورد و عبدالکریم سروش را نیز در کنار 98 اسم دیگر قرار داده بود. نام رهنورد و سروش در کنار اوباما، دیک چنی، جورج سوروس، فوکویاما، فرید زکریا، دیوید پترائوس و دیگر کسانی که در جلب نظرات دولت امریکا مهم و تأثیرگذار بوده اند، قرار گرفته است. زهرا رهنورد به علت رهبری آنچه که جنبش سبز در ایران خوانده شده و ایجاد چالش برای احمدی نژاد رئیس‌جمهوری اسلامی ایران مورد استقبال این نشریه قرار گرفته بود. دعوت از شیرین عبادی برای حضور در دانشگاه الزهرا (س) در دوره ریاست رهنورد بر این دانشگاه نیز از دیگر مولفه هایی است که فارین پالیسی در توضیح چرایی انتخاب خود به آن استناد کرده بود . فارین پالیسی مدعی شده بود رهنورد به دلیل این که مغز متفکر جنبش به اصطلاح سبز بوده و با رهبری جریان سبز در ارتباط است شایستگی احراز این عنوان را کسب کرده است. این مجله یکی دیگر از دلایل انتخاب رهنورد را فعالیت های گسترده وی در انتخابات و پشتیبانی از موسوی و حمایت و سازماندهی راهپیمایی‌ها، فیس بوک، تویترو پیام هایی می داند که مورد توجه این مجله قرار گرفته است. حضور رهنورد به همراه موسوی در تبلیغات ریاست جمهوری و در کنار وی قرار گرفتن، از دیگر موارد مورد توجه این نشریه امریکایی بود.اعتراض مجامع علمیدر پي انتخاب زهرا رهنورد به عنوان يكي از متفكران سال 2009 از سوي این مجله كه با اعتراض گسترده مجامع علمي و اكادميك در آمريكا روبرو شده بود خانم «سوزان گلاسر» دبير اجرايي اين مجله ناچار شد توضيح بدهد كه انتخاب زهرا رهنورد براساس معيارهاي علمي صورت نپذيرفته، بلكه انتخاب وي فقط براي كمك به مخالفان جمهوري اسلامي ايران و مطرح كردن نام آنها بوده است. سوزان گلاسر در مصاحبه با راديو فردا- متعلق به سازمان سيا- و در پاسخ به اين پرسش مجامع علمي و آكادميك كه زهرا رهنورد چه ويژگي علمي دارد كه به عنوان يكي از متفكران سال 2009 انتخاب شده است؟ مي گويد «ما نام خانم زهرا رهنورد را به اين دليل در فهرست متفكران سال 2009 قرار داديم كه اين انتخاب باعث بحث و گفت وگو شود»!اعتراض گروههاي ضدانقلاب داخلي و مقيم خارج كشورگفتني است كه انتخاب زهرا رهنورد به عنوان يكي از 100 متفكر سال 2009 علاوه بر اعتراض مجامع علمي و آكادميك در آمريكا كه انتخاب وي را اهانت به علم مي دانستند اعتراض بسياري از گروههاي ضدانقلاب داخلي و مقيم خارج كشور را نيز به دنبال داشت. برخي از جريانات ضد انقلاب معتقد بودند انتخاب زهرا رهنورد به عنوان يكي از متفكران سال 2009  با توجه به هويت غير علمي و معمولي وي چهره اپوزيسيون را مخدوش مي كند و اين تلقي را پديد مي آورد كه مخالفان جمهوري اسلامي ايران از علم و دانش بهره اي ندارند كه شخصي مثل زهرا رهنورد به عنوان متفكر از ميان آنها انتخاب مي شود. 
طوفان ها ولاله هاى شهريورداستان هاى على و مش مدينهپشت جبهه هم سنگر استسوگوارى در حراحكمت هنر اسلامىطلوع زن مسلمانريشه هاى استعماری كشف حجابسفر به ديار زنان بتپيام حجاب زن مسلمانزيبايی حجاب و حجاب زيبايیدولت ملی در انديشه متفكران عرب وشبه قارهدولت اسلامیموضع گيری طبقات در فرايند انحطاط جامعهقيام موسی از او مقاله‌هایی نیز به چاپ رسیده‌است، از جمله مقاله‌های:موضع‌گیری طبقات اجتماعی در قرآن 1357ریشه‌های استعماری کشف حجاب 1359زن در نظام ارزشی طاغوتی 1359شورش زن بر شخصیت تاریخی خود 1359تنظیم قوانین در جهت احیای حقوق زن از ویژگی‌های ضداستعماری مجلس است 1359سفری به دیار زنان بت 1366مادر، اسطوره هميشگی تاريخهنر، عشق وزيبايیزن، اسلام، فمينيسمفلسفه هنر و رويكرد اجتماعیتصوير زن در توسعه ملیذهنيت گرايی در هنر 
درباب ولایت فقیه: وی در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی که میرحسین موسوی سردبیر آن بود می گوید: «این حقی که به ولایت فقیه و شورای ولایت داده شده، کاملاً نفی کننده آن توانایی‌های انسان برای شناخت حق و باطل است. به نظر من این کارایی منفی است. ضعفش در این است که توان شناخت و مسئولیت را از مردم می گیرد. اصلاً ولایت باید روشن شود که مسئله قیم بودن برای مردم نیست و مسئله فقیه باید معلوم شود. شرایط فقاهت باید معلوم شود و در صورتی این 2 مفهوم به همان معنی اصلی اسلامی‌اش بر گردد نه به آن معنایی که بعدها پیدا شده و الآن هم یک چیزی نیست که بشود واقعاً صد در صد با این مفهومی که عرضه می شود، بگویم مورد دفاع هر اسلام شناسی باشد. آن کدام فرد است که بتواند نماینده خدا باشد در روی زمین و بنابراین طبعاً باید با توجه به اینکه خود خدا آزادی و اختیار به خود انسان‌ها داده، دیگر هیچ کس نمی تواند سلب آزادی و اختیار از انسان‌ها بکند، به‌عنوان اینکه من ولی هستم. این پرورش فقیهی که بعد از ائمه تا الان داشتیم، می بینیم افرادی با خرد و نبوغ امام خمینی (ره) اگر نگوییم که اصلاً نداریم، خیلی کم داشتیم و این خودش واقعیتی را نشان می دهد که خود آن زمینه ها نارسا است. این فقیهی که از همین حوزه تربیتی که تمام فقها داشتند، می خواهد طی کند و بیاید ولایت کند، خود این فقیه روي میزان شناختش حرف است. یعنی من معتقد نیستم بتواند همه جا باشد و رهبری همه جانبه در جامعه داشته باشد. در نتیجه شخصیت شناسی فقیه چيزي است که باید تغییر پیدا کند. فرض کنیم فقیهی آمد روی کار و شناختی خیلی متعالی هم داشت، آیا این باید به این ترتیب رهبری کند که تمام قدرت خلاقیت، انتخاب، کارایی و هر نوع مسئولیتی را از مردم بگیرد. اگر اینچنین باشد، این حقی که در قانون اساسی مطرح شده از نظر من مردود است.» زهرا رهنورد سپس به روحانيت به شدت انتقاد كرده و می‌گوید: «سازمان روحانیت این ضعف را داشت كه مکتبی نبود و از نظر بینش بسیار پایین بود. بعد از انقلاب در حقیقت تا حدود زیادی قدرت به دست روحانیتی که صدیق بود ولی بینش نداشت، افتاد. گروه هایی که در طول انقلاب حضور داشتند ولی حضورشان به هیچ‌وجه حالت فعال و مکتبی نبود.»   روشنفکر روشنفکر دوست! رهنورد در این مصاحبه از گرایشهای روشنفکری خود هم خبر داده است: «من همان اندازه که مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم می‌خواندم، اسلام هم می‌خواندم. به دنبال حقیقت و زیبایی بودم. هر جا که باشد. تمام آثار سارتر، مارکس و روشنفکران ایرانی و فروغ فرخزاد و محمد حقوقی را می‌خواندم.» و ظاهراً همین گرایش عمیق بوده که او را به همکاری مطبوعاتی با  احمد شاملو هم کشانده است. بگذریم که رهنورد سعی دارد از احمد شاملو  با آن پرونده سیاه چهره‌ای مبارز تصویر کند: «اولین روزنامه نگاری خودم را با احمد شاملو انجام دادم. مجله «توشه» که شاملو سردبیرش بود. روزی در راه تابلوی نشریه اش را دیدم. می‌دانستم که نشریه روشنفکری است. یک مقاله نقد نوشتم و رفتم آنجا. دو ساعتی پشت در اتاق سردبیری که هنوز ندیده بودمش و تنها به خاطر مبارز بودنش دوستش می داشتم نشستم، تا راه دادند. وقتی داخل اتاق شدم باز هم سرش را از روی کاغذ بلند نکرد و گفت: دختر، چه کار داری؟ گفتم: یک نقد آورده ام. مطلب را دادم و نشستم. بالاخره خواند و یک مرتبه قیافه اش عوض شد. گفت: دختر، اینها را خودت نوشته‌ای؟ گفتم: بله، آقا. این که چیزی نیست، بهتر از این هم بلدم. تحویل گرفت و گفت: بارک‌الله. باز هم بنویس و بیاور. همه را چاپ می‌کنیم. دو تا مقاله دیگر دادم تا این که «توشه» توسط رژیم بسته شد.»   دید عقب مانده انقلاب اسلامی! اعتقادیافتن رهنورد به اسلام بوسیله هنر بوده او می‏گوید «اولین آشنایی جدی من برای یک اعتقاد اصولی با هنر شروع شد». و البته چنین بر می آید که این مسلمان بودن از سنخی است که یک هنرمند بیشتر می تواند به آن برسد، حتی بیشتر از یک فیزیکدان! و لذا روشن است که تنها کسانی که نمی‌توانند به آن برسند عناصر ارتجاعی چون دین شناسان و روحانیون هستند! چرا که آنان دین سنتی دارند و از همین جهت است که رهنورد نه به چنین دینی که از دل کارشناسی اصیل بیرون بیاید اعتقاد دارد و نه طبعاً از پیاده شدن آن خرسند می‌شود، به نحوی که حتی انقلاب اسلامی راهم «عقب‌مانده» می یابد: «تا موقعی که نگاه نوآورانه، مبارزاتی و عرفانی به دین پیدا نکردم، از آن دین سنتی بیزار بودم. ... یاد گرفته بودم ولی دین سنتی نداشتم. یعنی در مقطعی که کسانی دین سنتی داشتند، من اصلاً دین نداشتم. به نظر من نگاه اسلام در کشور ما خوب انجام نشده. انقلاب اسلامی بسیار بزرگ بود، بسیار شکوهمند بود ولی متأسفانه نگاه به دین، به جوانی و به معاصر بودن بسیار عقب افتاده است.»  و از همین روست که این مسلمان‌نو‌گرا و اسلام شناس نو اندیش! جهت پیشرفت ایران در انتهای مصاحبه پیشنهاداتی مطرح می کند که یکی از آنها این است: «نگاه به اسلام و دین نوآورانه‌تر شود» و با توجه به آنچه گفته شد می توان دریافت معنای آن چیزی نیست جز تغییر نگاه اصیل و برآمده از اسلام ناب انقلاب اسلامی به جهان. رهنورد در جریان فتنه سال 88 طی مصاحبه ای با سایت جرس به سابقه اعتقادی خود اشاره کرده و با بیان اینکه قبلا بی حجاب بوده اما الان با حجاب شده است، می گوید: من قائل به حجاب باعشق وشناخت هستم.همانطور که خودم برگزیدم و ضمنا با گشت ارشاد هم شدیدا مخالفم. وی با بیان اینکه در زمان مسئولیت خودش در دانشگاه الزهرا اجازه نداده است حراست دانشگاه به دختران بی حجاب تذکر دهند، گفت: در مورد پوشش شان هم فشاری روی دختران دانشجو نمی گذاشتم انجام شود .اولین کاری که کردم این بود که محافظان جلوی درب دانشگاه را که به پوشش خانم ها ایراد می گرفتند حذف کردم. وی سپس در تئوری جدید خود این حذف حراست را باعث افزایش تعداد دانشجویان دکترا دانست و ادامه داد:این اقدامات سبب شد دانشگاهی که فقط در یک رشته دارای فارغ التحصیل دکترا بود امروز در 8رشته دارای دکترا است.   
نکته دیگری که در پرونده زهرا رهنورد به چشم می‏خورد اعتقادات دینی وی پیش از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی است. شهید دکتر دیالمه یک ماه پیش از شهادت طی اظهاراتی در مجلس شورای اسلامی در مورد اعتقادات زهرا رهنورد نکات عجیب و در عین حال باور نکردنی را مطرح می کند که امروز و با گذشت بیش از سی سال و پس از فرو نشستن غبار فتنه ها و افشای مستندات غیر قابل انکار بصیرت مثال زدنی شهید دیالمه بیش از پیش خود را نشان می دهد. وی با اشاره به سابقه علمی و مبارزاتی زهرا رهنورد در جریان انقلاب و پیش از آن چنین می گوید: او زیاد سابقه مسلمانی ندارد اما چه جور شده که حالا مفسر قرآن شده است، معلوم نیست دنیا در دست کیست که هر کسی یک ساله مفسر قرآن می شود.نگاه سطحی و ذهن ناپختهدر آن روزها شهید دیالمه در بخش دیگری از سخنانش نگاه رهنورد را کاملا سطحی و ناشی از تراوشات یک ذهن ناپخته می داند و می افزاید: رهنورد یکسری مزخرفات به نام کتاب به هم بافته که آن را به نام اسلام عرضه و منتشر کرده است. کتاب هایی مانند طلوع زن مسلمان، همگام با یوسف، قیام موسی و..وی با اظهار نظر در مورد کتاب طلوع زن مسلمان، می گوید: این خانم در این کتاب، تمام جملاتی که در نهج البلاغه بوده را به فارسی نوشته و بعد به عنوان تبلیغات ارتجاعیون علیه زن، آن را به شدت کوبیده و هر کسی هم این‏ها را می خواند اصلاً متوجه نمی شود که تمامی مباحث کتاب کپی شده متن نهج البلاغه است. شهید دیالمه با آوردن جمله هایی از این کتاب اظهار می دارد: برای مثال یکی از این موارد جمله «غیرت برای مرد از ایمانش است و برای زن کفر» در صورتی که این جمله عین متن نهج البلاغه بوده و ایشان با نوشتن این متن به شدت این موضوع را کوبیده است و قائل شده که این جمله در اسلام نبوده و مربوط به مرتجعین است در حالی که در نهج البلاغه این مطلب با لفظ (غیرة الرجال من الایمان و غیرة المراة کفر) آمده است!نسبت دادن موضوعی غیر مرتبط به اسلاموی در ادامه با اشاره به یکی از شیوه های نگارشی این کتاب می افزاید: این کتاب با رویکردی خاص به مسائل می پردازد و موضوعی که در اسلام نیست را به اسلام نسبت می دهد مانند قائل بودن به آفرینش زن از دنده چپ مرد که چنین دیدگاهی در اسلام و قرآن نیست، و اگر حدیثی با این مضمون در برخی کتب آمده مفسران آن را جزء اجادیث جعلی محسوب کرده اند، رهنورد با این شیوه چیزی را که اصلا مطرح نیست مطرح می کند و سپس آن را به شدت می کوبد.هر چیزی که آخرش تای تأنیث گرفته مونث است!شهید دیالمه در ادامه سخنرانی اعتراض آمیز خود با اشاره به سطح آگاهی رهنورد با زبان عربی و زبان قرآن می گوید: رهنورد در عربی آنقدر بی‏سواد است که در هر جایی نفس واحده را مونث گرفته و فکر کرده هر چیزی که آخرش تای تانیث گرفته مونث است، یک چیز های عجیب و غریب در شیوه نگارش کتابش دیده می شود و این در حالی است که با رهنورد به عنوان زن متفکر اسلامی در تلویزیون و روزنامه در مورد مباحث زنان صحبت می شود و او در دانشگاه های مختلف با این طرز فکر سخنرانی می کند.فردی زودرنج و خالی از استدلالشهید دیالمه رهنورد را فردی زود رنج و خالی از استدلال می داند و عنوان می کند که وی در یک سخنرانی که در دانشگاه ادبیات مشهد در جمع دانشجویان داشت زمانی که با اعتراض و سؤال دانشجویان مواجه شد به جای پاسخگویی به آنان به گفتن یک کلام کلی بسنده کرده و به حالت قهر جلسه را ترک کرد! قهر و برخورد غیر منطقی رهنورد با دانشجویان دانشگاه الزهرا و تهدید دانشجویان دختر این دانشگاه به زندان سال‏ها بعد در دولت اصلاحات اتفاق افتاد. زمانی که رهنورد در یک حرکت تحریک آمیز اقدام به دعوت از یک فرد منتسب به بهائیان یعنی شیرین عبادی نمود. در شرایطی که دانشجویان این دانشگاه نسبت به حضور عبادی و نوع تعاملات ضد دینی و ضد ملی او اعتراض بسیاری داشتند. اعتراضی که از سوی رهنورد و دولت وقت اصلاح طلب به راحتی نادیده گرفته شد تا بانوی روشنفکر به حمایت‏های مشکوک خود از عبادی را ادامه بدهد. با این وجود شاید هیچ منبعی در این باب بهتر از سخنان خود رهنورد نباشد. وی به اصل بنیادین ولایت فقیه اعتراض داشت و تصویب آن در مجلس خبرگان قانون اساسی را مغایر با توانایی های انسان برای شناخت حق و باطل می دانست. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۵۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۰۵:۵۷

زهرا رهنورد

خلاصه زندگی نامه

 زهره کاظمی بروجردی، مشهور به زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی است که در جریان انتخابات 88 به تقلید از غربی‏ها دست در دست همسرش، پیام‏های عاطفی به هوادارانش می‏داد تا در پوششی كلیشه‏ای از تبلیغات زنانه مخفی شوند. در آذر 88 نشریه امریکایی فارین پالیسی وی را به عنوان سومین متفکر سال 2009 معرفی کرد که با اعتراض مجامع علمی جهانی رو به رو شد. ابهامات زیادی در مورد مدرک تحصیلی رهنورد وجود دارد که تاکنون پاسخ قانع کننده‏ای به آن داده نشده است.   

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع