ویلهلم ریشارد واگنر، (Wilhelm Richard Wagner)، در 22 مه 1813 م، در "لایپزیک" آلمان به‏ دنیا آمد. وی از کودکی به موسیقی علاقه داشت و از چهارده سالگی در این فکر بود که اثری در این زمینه پدید آورد. واگنر طی سال‏های بعد مورد توجه قرار گرفت و به ریاست ارکستر یکی از تئاترهای شهر انتخاب شد. وی در سال 1834 به ریاست اركستر تئاتر ماگدبورگ انتخاب شد .وی در سال 1848 م قصد داشت تا یک اپرای بزرگ تهیه کند، اما در جریان انقلاب سال 1848 م آواره شده و 13سال از وطن دور افتاد. شهرت واگنر بیش‏تر به‏خاطر اپراهای او بوده و دوره‏ اپراهای "حلقه‏ نیبلونگ" از مهم‌ترین کارهای وی بشمار می آید. نوآوری‌های وی در زمینه‏ موسیقی کلاسیک اروپائی تأثیر زیادی بر آهنگسازان بعد از او داشت. واگنر در آثار خود گام کروماتیک و فواصل نامطبوع را به‏کار می‌برد. وی تا مدت‌ها با یکی از بزرگ‌ترین هم‏عصرانش "فردریش نیچه" فیلسوف شهیر آلمانی، روابطی بسیار دوستانه داشت اما پس از چندی این روابط به کدورت انجامید. واگنر در سال‏های پایانی عمر خود در شهر "بایروت" آلمان اقامت گزید و ساختمان یک تئا‌تر را ساخت که در آن شاهکارهای خود را اجرا کرد. ویلهلم ریچارد واگنر، سرانجام در تاریخ 13 فوریه سال 1883 میلادی در سن 70سالگی درگذشت. 
پدر واگنر، كارمند جزء شهرداری بود كه شش ماه پس از تولد واگنر در شیوع بیماری تیفوس درگذشت. مادرش با "لودویك گایر" یهودی ازدواج و واگنر به اتفاق خانواده به "درسدن" نقل مكان كرد. هنگامی كه ریشارد شش سال داشت، گایر نیز از دنیا رفت و بعد از آن رشد و نمو او زیر نظر مادر ادامه یافت. ازدواج در 24 نوامبر 1836 واگنر با بازیگر سرشناسی با نام "كریستین ویلهلمین" (نام هنری او "مینا پلانر") ازدواج كرد، اما چند هفته ای از زندگی مشتركشان نگذشته كه مینا با یك افسر ارتش گریخت، این واقعه عشقی كه گویا برای این افسر ارتش به اندازه مینا جدی نبوده موجب شد تا بدون هیچ گونه پشتوانه مالی رها شود. سرانجام واگنر "مینا" را بازگرداند، و به زندگی مشترکشان ادامه دادند. بعد از چندی واگنر زمانی که در سوسیس اقامت داشته، از زن خود متاركه كرده و بعد از ماتیلده (شاعر، نویسنده و همسر "اتوفون وزندونك" تاجر ابریشم در زوریخ) به كوزیما Cosima (دختر فرانس لیست، و همسر هانس فن بولو) علاقه مند شد. کوزیما هم از آهنگسازان و پیانیست های آلمان بود که پس جدایی از همسرش به سویس نزد واگنر آمد و در سال 1870 با هم ازدواج کردند. در 1869 از عشق واگنر و كوزیما فرزندی به دنیا آمد كه او را "زیگفرید" نام گذاشتند و واگنر برای تولد فرزندش "غزل زیگفرید "Siegfriedidyll  را برای اركستر به وجود آورد. 
واگنر نخست سودای نویسندگی در سر داشت و در دوره تحصیل با آثار "همر" و "شكسپیر" آشنا شده و از طرفی شیفته "بتهوون" بود و موسیقی را صرفا برای تقویت حسن نویسندگی ادامه داد. در سال 1827 ریشارد به لایپزیك بازگشت و با آنكه بیش از چهارده سال از عمرش نمی گذشت، یك نمایشنامه بسیار غم انگیز نوشت و خواست آن را به موسیقی درآورد. وی در سال 1831، با ثبت نام در دانشگاه "لایپزیك" وارد دنیای حرفه ای موسیقی شد، تا آن زمان نواختن پیانو را به خوبی آموخته بود ولی هنوز از موسیقی اطلاع كافی نداشته، لذا برای آنكه قادر به تصنیف اپرا شود ابتدا به ساختن چند قطعه موسیقی سازی مانند سونات ، كوارتت و اورتور پرداخت . در مراحل ابتدایی واگنر بیش از همه خود استاد خود بوده و به تدریج با مطالعه آثار آهنگسازان به فن موسیقی آشنا شد. نخستین اثر حقیقی واگنر فانتزی در فامینور به سال 1831 به وجود آمد و در همان ایام دو سونات، یك پولونز و یك سنفونی در اوت ماژور، و چند صحنه برای فاوست نوشت. نخستین اپراهای واگنر واگنر در سال 1833 زمانی كه فقط 20 سال داشت اولین اپرای خود با نام "پریان ها" Die Feen  را تصنیف كرده كه تا نیم قرن بعد یعنی تا سال 1883 به اجرا درنیامد. در سال 1836 دومین اپرای او با نام "منع عشق" Das Liebesverbot  (از آثار شكسپیر) پس از دو بار اجرا در "مدبورگ" از صحنه پایین آمده و آهنگساز را در مشكلات مالی جدی قرار داد. تا سال 1839 واگنر چنان بدهی های سنگینی بار آورده بود كه ناگزیر از دست طلبكاران از لندن به ریگا گریخت. در همان زمان به رهبری اركستر تئاتر ریگا منصوب شده و در آنجا به طرح اپرای رینتسی Rienzi  پرداخت. علت شهرت واگنر شهرت واگنر بیشتر به خاطر اپراهای اوست كه خود، آنها را درام موسیقایی می نامید. آثار به خصوص اخیر او به خاطر بافت كنترپوانتیك، هارمونی، اركستراسیون غنی و استفاده درخشان از لایت موتیف مشهورند. زبان موسیقی كروماتیك او در شكل گیری موسیقی كلاسیك اروپا به خصوص استفاده از كروماتیسم و آتونالیته موثر بود. 
واگنر سال های 1841-1840 را به پاریس رفت تا در این شهر كه آن زمان مركز بزرگترین هنرمندان جهان بود شغل مناسبی بیابد، از قضا با مایربر آشنا شد و به كمك او به مجامع هنری راه یافت ولی با همه فعالیت های خود نتوانست توجه فرانسویها را جلب كند . ناگزیر به جای موسیقی چند داستان و مقاله نوشت . از جمله آنها "دیداری با بتهون" و "چگونه یك موسیقی دان فقیر در پاریس می میرد" در جراید به چاپ رسید و و در این داستان واگنر نوشته بود : "من به خدا، به موتسارت و به بتهون ایمان دارم ." سفر به درسدن با وجود نویسندگی، واگنر از موسیقی منصرف نشده و در سال 1840 اپرای "رینتسی" را به پایان رساند که بیشتر تحت نفوذ و تاثیر "مایربر" (آهنگساز آلمانی و از پیشگامان مكتب رومانتیك)، برای اجرا در تئاتر "هوفوبر درسدن" در ایالت "ساكسونی آلمان" انتخاب شد. این اپرا موفقیت قابل توجهی در درسدن كسب كرد و یك اورتور برای فاوست گوته نوشت. واگنر در طول شش سال اقامت خود در این شهر توانست اپراهای "هلندی پرنده" و "تانهاوزر" را نوشته و به اجرا درآورد. نخستین اپرای رمانتیک واگنر در 1842 تئاتر "درسدن" اجرای "رینتسی" را به عهده گرفت، سرانجام واگنر به میهن خود بازگشت و چند ماه بعد، به اتمام اپرای "هلندی پرنده" موفق شد . داستان این اپرا را واگنر در سفر ریگا از دریانوردان شنیده بود و این اپرا كه در سال 1843 به مورد اجرا گذاشته شد نخستین اپرای رمانتیك واگنر است. آغاز حلقه نیبلونگ در سال 1843 واگنر به مقام استادی رسید و در ردیف پیشوایان بزرگ رمانتیك درآمد . اپرای "تانهویزر" Tannhauser  از داستانهای قدیم آلمان در 1845 به پایان رسیده و از آن پس واگنر درصدد تحول جدیدی در موسیقی اپرا برآمد، كه پس از مطالعه بسیار در سال 1848 با آغاز "حلقه نیبلونگ" Ring des Nibelungen  تحقق یافت . حلقه نیبلونگ یك اثر بزرگ اپرایی بوده كه واگنر آن را در چهار قسمت مفصل طرح كرده و داستان آن را از افسانه "زیگفرید روئین" كه بزرگترین افسانه ملی آلمان بوده، انتخاب كرد . 
آخرین سال اقامت واگنر در "درسدن" 1848 مصادف بود با جنبش ناسیونالیستی كه در ایالت های مستقل آلمان قوت می یافت و خواهان آزادی های بنیادی و اتحاد ایالت های ضعیف برای تشكیل ملت واحد بود. واگنر با پذیرش مهمان های سیاسی جناح چپ از جمله آگوست روكل و میخائیل باكونین درگیر این جنبش شد. اما انقلابی كه در 1849 صورت گرفت به زیان انقلابیون تمام شد . سران انقلاب توقیف شدند و چون درصدد دستگیری واگنر برآمدند ، ناگزیر او نیز درسدن را ترك كرد و از آنجا به وایمار و سپس به زوریخ رفت . عقاید یهودستیزانه واگنر در بین سیاسیون نیز به خاطر افكار ضدیهود و نقطه نظرات سیاسی اش از شهرت خاصی برخوردار بوده، وی در نوشته‌های یهودستیزانه خود گفته: که آهنگسازان یهودی‌تبار مانند فلیکس مندلسون از خلاقیت بدیع و اصیل محروم هستند. واگنر، آهنگساز محبوب رژیم نازی بود. آدولف هیتلر و سران رژیم نازی به موسیقی او عشق می‌ورزیدند. 
واگنر هشت سال در زوریخ به سر برد و در این دوره توانست كتابهایی مانند "هنر و انقلاب"، "هنر اینده" و "یهودی گری در موسیقی" بنویسد . ضمناً اپرای لوهنگرین Lohengrin را در 1850 تصنیف كرد. بازگشت به آلمان در 1860 واگنر راه پاریس پیش گرفت تا اپرای تانهویزر را در آن شهر به معرض نمایش بگذارد و از آن زمان به فكر اپرای دیگری به نام "خوانندگان استاد نورنبرگ" Die Meistersinger von Nurnburg افتاد. عفو عمومی به سال 1862 در آلمان اعلام شد و واگنر بعد از 13 سال دوری از وطن بار دیگر به آلمان مراجعت كرد. دعوت پادشاه باویر از واگنر در سال 1864 پادشاه "باویر" كه به آثار بتهون و واگنر علاقه بسیار داشت او را نزد خود به مونیخ دعوت كرد و چون شنیده بود واگنر قسمتی از حلقه نیبلونگ را نوشته است از او خواست كه بقیه آن را به پایان برساند و ماهیانه مبلغی برای او مقرر كرد. واگنر در این شهر تانهویزر، هلندی پرنده و تریستان را به  مورد اجرا گذاشت و با وجود موفقیت بسیار میانه او با پادشاه باویر به هم خورد و سال بعد بار دیگر به سویس بازگشت. 
در 1872 واگنر به بایرویت آمد و در آن شهر كه تا آخر عمر اقامت گزید، تئاتر "بایرویت" را بنا گذاشت. این تئاتر كه ساختمان آن چهل سال طول كشید نخست در 13 اوت 1876 با شاهكار واگنر "حلقه نیبلونگ" افتتاح یافت. حلقه نیبلونگ كه شامل چهار اپرا: طلای راین، والكوره، زیگفرید و غروب خدایان بود طی چهار شب متوالی اجرا شد. در این نمایش بسیاری از هنرمندان و دانشمندان دعوت شدند و اكثر دوستان واگنر و عده ای از مردان برزگ مانند لیست، گریگ و نیچه و همچنین ویلهلم او ل امپراطور آلمان و لودویك دوم پادشاه باویر حضور داشتند و این نمایش یكی از مجلل ترین اپراهایی بود كه تا آن زمان به روی صحنه آمد. پس از آن واگنر به ایجاد اپرای پارسیفال همت گماشت و پس از پنج سال در 1883 به اتمام آن موفق شد اما روزهای آخر واگنر فرا رسیده بود و او چند ماه بعد در سفر ونیز به سختی بیمار شد. 
سرانجام واگنر در 13 فوریه 1883 به سن هفتاد سالگی درگذشت. جنازه او را با احترام بسیار به بایرویت آوردند. لودویك دوم پادشاه باویر و گراندوك ساكس و وایمار و بسیاری از هنرمندان و چندین هزار تن از مردم بایرویت در تشییع جنازه او حضور داشتند و او را در ویلای وانفرید به خاك سپردند. پس از او كوزیما و زیگفرید و سایر بازماندگانش سنت او را دراجرای اپراها حفظ كردند و از آن زمان هر ساله برای اجرای آثار واگنر جشنی در بایرویت برپا می شود و از همه اكناف جهان برای مطالعه آثار او در آن شهر گرد می آیند. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۴۴

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۹:۴۵

اسناد و مراجع