رضی الدین رجب بن محمد بن رجب حافظ بُرسی، در سال 734 ه.ق، در روستای "برس" حد فاصل بین شهرهای حله و كوفه در عراق به دنیا آمد. از زندگانی او اطلاعات زیادی در دست نیست اما وی در عهد تیموریان می زیسته است. از شیخ رجب برسی، كتاب های بسیاری در حد تفسیر و احادیث به یادگار مانده كه "مشارق انوار اللیقین" در مدح حضرت امیرالمومنین علی(ع) از جمله آنها بوده، این کتاب به تصریح عالم حدیث شناس معاصر "علامه عبد الحسین امینی" صاحب کتاب "الغدیر" از کتب معتبر در بیان مناقب امام علی(ع) به شمار می‌رود. در اینکه چرا به "حافظ" معروف شده، احتمالاتی داده‌اند، یکی اینکه چون صد هزار حدیث را با متن و سند حفظ داشته به "حافظ" شهرت یافته، وی هم چنین در اشعار خود "حافظ"، "بُرسی" و یا "حافظ بُرسی" تخلّص کرد. وی هم چنین اشعار بسیاری در مدح پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت سروده، که متکی بر احادیث معتبر مسلمانان اعم از شیعه و سنی و همچنین آیات قرآن کریم بود. حافظ برسی، عالم بزرگ شیعی سرانجام در سال 813 ه.ق در ایران درگذشت. 
اطلاق نام "برس" بر نقاط متعدد، از جمله محلی در نزدیکی "حله" و نیز روستایی در "خراسان"، ایجاد شبهه کرده، براساس بیتی از حافظ برسی: "وفی المولِدِ والمَحْتِدِ / بُرسیّاً و حِلِّیاً"، میتوان اصالت وی را، از حِلّه و زادگاه اش را روستای بُرس دانست. اما "خوانساری" و "امین" او را "برسی الاصل" و ساکن "حله" گفته اند. بعضی، با توجه به نزدیک بودن "برس" به "حله"، احتمالا او را از "برس حله" می‌دانند، در حالی که بعضی ویژگیها در آثارش از جمله استفاده از نامهای ایرانی، چون "انوش" و "کیومرث" و "افراسیاب" و "لهراسب" و "ضحاک" در کتاب "مشارق انوار الیقین" و همچنین نام وی، که در اعلام عربی نادر بوده، احتمال ایرانی بودن وی را تقویت می‌کند. از سوی دیگر اختیار تخلص، که رسم شاعران پارسی گوی بوده، از ایرانی بودن یا اقامت طولانی او در ایران و یا علاقه او به ادب پارسی حکایت می‌کند. 
تا مدت‌ها پس از مرگ حافظ برسی، در هیچ ‌یک از تذکره‌ها، ترجمه یا شرح حالی از او دیده نشده، احتمالاً اولین تذکره ‌نویسانی که به ‌طور مبسوط به شرح حال وی پرداختند، "شیخ حر عاملی" و "میرزا عبدالله افندی" بودند. البته پس از این دو بسیاری به پیروی از آنها به شرح حال این شخصیت پرداخته‌اند که عمدتاً بر پایه اطلاعاتی است که این دو ارائه کرده‌اند و در آنها کمتر می‌توان نکات تازه‌ای را یافت. در شرح احوالی که "شیخ حر عاملی" از او ارائه کرده‌، براساس برداشت از نوشته‌ها و سروده‌هایش، وی را حدیث ‌شناس، فقیه و ادیب دانسته و از وی در کتاب "الجواهر السنیه فی الأحادیث القدسیه"، بارها او را "عارف" خواند. هم چنین "علّامه امینی" گفته: "از عرفای علمای امامیه و فقهای آنها بوده که از علوم گوناگون بهره داشته و امتیاز او در فن احادیث و پیشتازی او در ادبیات و شعر و خوب سرودن آن، مهارتش در علم حروف و اسرار و استخراج فواید آن، آشکار است و با همه این هاست که کتابهای او را پر از تحقیق و دقت نظر می یابی و او را در عرفان و علم حروف شیوه های خاصی است. چنانکه در ولایت ائمه دین علیهم السلام، آراء و نقطه نظرهایی دارد که برخی از مردمان نمی پسندند، و از همین روی او را به غلوّ و زیاده روی نسبت داده اند. ولی حق این است که تمامی شئونی را که نامبرده در مورد اهل بیت عصمت اثبات کرده است پایین تر از مرتبه غلوّ، و غیر از درجه نبوت است". 
درباره عرفان حافظ برسی باید یادآور شد که زمینه‌اى قوى از عرفان نظرى در سراسر نوشته‌هایش وجود دارد. بُرسى بر اسرار حروف و اعداد نیز آگاهى داشته و این امر در سراسر آثار، بویژه کتاب "مشارق الأنوار"، در شرح اخبار، به یاری وی آمد. حافظ برسی، در راه تبلیغ عقیده خود از اندیشه‌ها و اصطلاحات و تعبیرات فلسفی و عرفانی (مانند عقل فعّال، فیض اول) بهره می‌جُسته و به سخنان بزرگان تصوف و عرفان ، از جمله حلاج و محیی الدین ابن عربی استناد می‌کرده و تحت تأثیر اشعار صوفیانه کسانی چون "ابن فارض" بود. 
به عقیده برخی، حافظ برسی به دلیل تبحّر در حکمت و عرفان و پی بردن به بعضی از مقامات ائمه و نقل آنها، به غلوّ در حق آنان متّهم شد. ظاهرا وی در عصر خویش نیز نکوهش ‌شده، چنانکه خود در چند جای "مشارق الانوار" به این مطلب اشاره کرد. او برای خود گناهی جز حُبّ علی علیه السّلام و نشر و تبلیغ اسرار او نشناخته و خود را از غلوّ و تفویض مبرّا دانسته و بصراحت کسانی را غالی شمرده که برای بندگان خدا مقام ربوبی قائل شده و فرایض دینی را ترک کرده اند.  با این همه، تحلیل درستِ آنچه حافظ برسی گفته بر بررسی مفهوم غلوّ در کلام شیعی متوقّف است. 
حافظ برسی از ذوق ادبى نیز بهره داشته و افزون بر توانایى در نثر، در سرودن شعر نیز چیره دست بود. او به ائمه اطهار(ع) تعلّق خاطر زیاد داشته و روایات بسیاری در مقامات معنوی ایشان نقل و شرح کرده و اشعار فراوانی در این زمینه سرود. 
از شیخ رجب برسی كتاب های بسیاری در حد تفسیر و احادیث به یادگار مانده که مهمترین آنها به شرح زیر است: -مشارق الانوار الیقین فی أسرار امیرالمؤمنین علیه‌السلام -مشارق الامان و لباب حقایق الایمان (این کتاب تأویل سوره فاتحه الکتاب بوده و نسخه دست نویسی از آن در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است.) -رسال ه فی الصلوات علی النبی و آله المعصومین -رساله اللمعه من اسرار الاسماء و الصفات و الحروف و الآیات و الدعوات -الدرالثمین فی خمسمانه آیه نزلت فی مولانا امیرالمؤمنین -لوامع انوار التمجید و جوامع اسرار التوحید هم چنین بخشی از اشعار حافظ برسی، که همه در مدح و منقبت اهل بیت عصمت علیه السّلام بوده، در پایان کتاب "مشارق الانوار" او، و قسمتی دیگر در "اعیان الشیعه"؛ "امل الآمل" و "الغدیر"، ذکر شد.  
کتاب "مشارق الأنوار الیقین فی أسرار امیر المؤمنین علیه‌السلام" مهم ‌ترین و معروف ‌ترین اثر حافظ بُرسی است که با شیوه‌ای بدیع و ابتکاری و با استفاده از مبانی عرفان نظری به شرح و تفسیر مناقب و فضایل اهل بیت علیهم‌السلام به ‌ویژه امام علی علیه‌السلام پرداخته است. بُرسی در این اثر، روایات خاصی را که مربوط به فضایل حضرات معصومان علیهم‌السلام بوده، نقل نموده که پیش از او کمتر مورد توجه قرار ‌گرفته و برای افرادی که بعد از او آمدند، منبع و مرجع مهمی شد. "مشارق الأنوار الیقین" از آثاری بوده که با توجه به اعتقاد به حروف و اعداد به تطبیق عرفان با زندگی ائمه می‌پردازد. این کتاب هم چنین بارها در "بمبئی" و "بیروت" و "ایران" چاپ و منتشر شد. دیدگاه اندیشمندان اسلامی بُرسى در اظهار اندیشه‌هایش بی‌پروا بوده، و محبّت شدید او به اهل بیت(ع) او را واداشته تا بسیارى از غرایب روایاتى را که درباره خاندان عصمت و طهارت(ع) وارد شده، یک‌ جا جمع آوری کند، و این معنا سبب شده تا عدّه‌اى که حقیقت این سخنان برایشان روشن نشده است، او را مورد طعن قرار دهند و گروهى دیگر نیز که خلوص نیّت و عقیده مؤلّف و وجود همین روایات را در متون مجامع حدیثى به طور پراکنده می‌دیده‌اند، به دفاع از او برخیزند. به هر حال، همگان محبّت و ولاى شدید او را نسبت به اهل بیت(ع) می‌ستایند و مورد تأکید قرار می‌دهند. مهمترین انتقادات مهم‌ترین انتقاد به کتاب "مشارق الأنوار الیقین" به دلیل غلوآمیز بودن و ارائه مطالبی نامعقول و نامفهوم بود. "شیخ حرعاملی"، "علامه مجلسی" و "سید محسن امین" که به این نکته توجه کرده و می‌گویند: کتاب مشارق، مشتمل بر مطالب افراطی و غلوآمیز و گاه مضمر بوده؛ اما "سید محسن امین" گفته: که مطالب این کتاب به‌گونه‌ای نیست که اعتقادات حافظ برسی، زیر سؤال برود و او مورد اعتماد نباشد. هم چنین برخی معتقدند: که در کتاب "مشارق الأنوار"، صدها حدیث دروغ نقل شده و می‌گویند: که بُرسی در میان شیخیه و کشفیه و غُلات طرف ‌داران بسیار دارد. این انتقادها موجب گشته تا "علامه مجلسی" روایاتی را که وی بدان متفرّد بوده، در خور اعتماد نشمرد. در واقع، آنچه‌ از غرابت در آثار برسی، به‌خصوص "مشارق الأنوار" دیده شده، بخشی ناشی از اخبار متفرد وی بوده که در دیگر متون حدیثی شیعه نشانی از آن نیست و بخشی دیگر ناشی از شروحی که وی از خبرهای گوناگون بدست آورد. درباره تفرد او در نقل روایات، از جمله روایاتی بلند مانند "خطبه افتخار" و "خطبه تطنجیه"، باید توجه داشت که وی به طیف درخور توجهی از منابع متقدم شیعه، از جمله "کتاب الواحده" "ابن جمهور بصری" دسترسی داشت. دفاعیات با وجود انتقادات وارده بر کتاب "مشارق الأنوار"، عده ای از این کتاب دفاع کرده‌اند، از آن جمله "علامه امینی" بوده که می‌گوید: "استاد حافظ رضی‌الدین رجب برسی حلی از دانشوران عارف مشرب امامی و از فقیهانی است که در دانش‌هایی چند دست داشته ـ با آن برتری آشکارش در هنر حدیث و پیش‌روی در ادبیات و سخن‌سرایی‌های نیکو و چیرگی در دانش حروف و رازهای آن و بیرون کشیدن سودهایش ـ ازاین‌رو می‌بینی نوشته‌هایش سرشار از پژوهش‌ها و موشکافی‌هاست. در عرفان و حروف روش‌های ویژه‌ای برگزیده و هم در دوستی پیشوایان معصوم علیهم‌السلام برداشت‌ها و نگرش‌هایی دارد که برخی نمی‌پسندند و او را تندرو می‌شمارند؛ ولی جایگاه‌هایی را که وی برای معصومان ـ علیهم‌السلام ـ شناخته، در همه جا، به تندروی نمی‌انجامد. " علامه هم چنین به روایاتی از امام علی(ع) که در این کتاب آمده، استناد می کند: چنانچه امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: "مبادا در حق ما غلو و تندروی کنید، ما را بندگان دست ‌پرورده خدا دانید و دیگر در حق ما هر چه خواهید بگویید." علامه امینی پس از نقل روایاتی می‌گوید: "کجا می‌توانیم مرز برتری‌ها و سرافرازی‌هایی را بنگریم که پروردگار به معصومان بخشیده است؟ و کی می‌توانیم از همه سربلندی‌هایی آگاه شویم که خداوند ویژه آنان گردانیده؟... و کیست که به شناسایی امام رسد؟ یا او را برگزیند؟ نه! نه! خردها گمراه می‌شوند و بردباری‌ها سرگردان و مغزها پریشان و دیده‌ها نابینا، بزرگان خرد می‌شوند و فرزانگان درمی‌مانند... از‌همین ‌رو می‌بینی بسیاری از دانشوران ما که در شناخت رازها پژوهشگر بوده‌اند این جایگاه‌ها را سزاوار پیشوایان راستین علیهم‌السلام می‌دانند که دیگران آن برداشت‌ها را بر خویش هموار نمی‌کنند". 
سرانجام حافظ برسی، محدیث و فقیه شیعی در سال 813 ه.ق در گذشت. درخصوص آرامگاه حافظ برسی، "مُحدّث قمی" به نقل از کتاب "یکی از صوفیه عصر خود"؛ مزار قتلگاه مشهد نوشته، که مدفن طبرسی، صاحب مجمع البیان، نیز در همان جا است.اما "خوانساری" شنیده:  "که قبر او در وسط باغی در اردستان واقع است"، و "مدرس تبریزی" نیز همین گفته را تکرار کرد. به قولی، بنای مشهور به بقعه حافظ رجب برسی که روبه ویرانی بوده ولی مقدمات تجدید بنای آن فراهم شده، در شمال شرقی شهرستان "اردستان" در استان "اصفهان" از مراکز مهم زیارتی و تفریحی مردم اردستان زواره و توابع بود. لازم به ذکر است، در بین مردم "زواره" ، صاحب آن معروف به "شیخ بیابانی" بوده ولی مشهور این است که در بقعه مزبور حافظ شیخ رضی الدین رجب برسی، مدفون شده که این مقبره در 12 کیلومتری شمال "زواره" در وسط باغی در "اردستان" است. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۵۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۹:۵۱

اسناد و مراجع