رسول صدر عاملی در 22 آذرماه سال 1333 در اصفهان متولد شد. پدر ایشان آیت الله سید فخرالدین صدر عاملی از روحانیون سرشناس شرق تهران بودند که اوایل تیرماه 1390 در پی یک دوره طولانی مدت بیماری، دار فانی را وداع گفت.صدر عاملی تا مقطع دیپلم تحصیل کرد و از 17 سالگی فعالیت خود را به عنوان گزارشگر در مطبوعات آغاز نمود؛ او تا سال 1359 به عنوان گزارشگر، قصه نویس، دبیر سرویس حوادث و سپس سرویس پارلمانی با روزنامه اطلاعات همکاری داشت. صدر عاملی فعالیت سینمایی خود را در سال 1359 با تهیه فیلم "خونبارش" به کارگردانی "امیر قویدل" آغاز کرد و اولین فیلمش را به عنوان کارگردان با نام "رهایی" در سال 1361 روی پرده سینما برد. او در مورد "قویدل" معتقد است: «سینمای ایران به شدت مدیون امیر قویدل است. شما کارنامه این مرد را ببینید که ایشان صرف پیشرفت مردم فیلم می‌ساخت سینمای ایران به راحتی به این جایگاه نرسیده است. سینمای ایران با یک کشف شهود و یک تلاش بسیار زیاد به این جایگاه رسیده است.»صدر عاملی در سال 1358 شرکت تولید و توزیع فیلم سینمایی به نام "میلاد فیلم" را راه‌اندازی کرد و در سال 1384 با همکاری چند تن دیگر موسسه بین‌المللی "فیلمیران" را تأسیس نمود. او ساخت فیلم‌هایی چون "گل‌های داوودی"، "پاییزان"، "قربانی"، "سمفونی تهران"، "دختری با کفش‌های کتانی"، "من، ترانه 15 سال دارم"، "دیشب بابا تو دیدم آیدا"، "شب"، "هر شب تنهایی"، "زندگی با چشمان بسته" و "در انتظار معجزه" را در کارنامه‌ کاری‌اش دارد. 
صدر عاملی کارگردانی است که سابقه فیلمسازی اش با آغاز انقلاب اسلامی گره خورده است. او در بحبوحه انقلاب در کسوت خبرنگار در نوفل لوشاتو حضور داشته و تصاویری تاریخی از حضرت امام(ره) تهیه کرده است. صدر عاملی پس از انقلاب، در عرصه‌های مختلف فیلمسازی و تهیه کنندگی اعم از ساخت ملودرام عامه پسند (گل‌های داوودی)، فیلم دفاع مقدس (رهایی)، فیلم کودکان (سمفونی تهران) و بیش از هر چیز آثار اجتماعی (من ترانه پانزده سال دارم)، فعالیت کرده است.علاقه او به ساخت فیلم‌های اجتماعی موجب شد تا در دهه سوم فعالیتش یک سه گانه اجتماعی با محوریت دختران نوجوان بسازد. "دختری با کفش‌های کتانی" و به ویژه "من ترانه پانزده سال دارم" موجب تثبیت موقعیت او به عنوان یک فیلمساز اجتماعی شد و جوایز داخلی و خارجی زیادی را برای او به همراه آورد؛ هرچند سومین بخش این سه گانه "دیشب باباتو دیدم آیدا" با شکست مواجه شد.فیلم‌های بعدی صدرعاملی، "شب" و "هر شب تنهایی" که تجربه‌هایی در باب سینمای دینی به شمار می‌روند، راهی متفاوت بود که به گفته او از دل برآمده بودند و پس از آن فیلم "زندگی با چشمان بسته" داستان خانواده‌ای مذهبی که در محله‌ای سنتی روزگار می‌گذرانند. 
صدر عاملی در اواسط اسفندماه 1386 با هدف کمک به رونق و اعتبار موزه سینمای ایران جوایز و یادگارهای داخلی و بین‌المللی خود را به موزه سینما اهدا کرد. وی در این مورد گفت: «موزه سینما جای خوبی است که متعلق به همه مردم است، مردم ایران و مردم جهان و حضور جوایزم را در جمع دیگر جوایز سینمای ایران دوست دارم. موزه سینمای ایران جایگاه مهمی است برای حفظ و نگهداری و ماندگاری افتخارات هنری و فرهنگی سینمای ایران که سهیم بودن در آن پاسخی است به آرزوهای همیشگی هر سینماگر و حالا که موزه داریم باید به رونق و اعتبار آن کمک کنیم.»  این جوایز شامل: 7 لوح تقدیر و سپاس، 2 پروانه زرین، 4 دیپلم افتخار، یک تندیس و یک یادمان را به همراه تعدادی فیلمنامه، عکس، پوستر و لوازم صحنه به موزه سینما بود. اکثر هنرمندان، کارگردانان و سایر دست‌اندرکاران سینما جوایز و یادگارهای خود را به موزه سینما اهدا کرده‌اند.  
رسول صدر عاملی به عنوان رئیس هیأت داوران دومین جشنواره فیلم کودک انتخاب شد. این جشنواره در اوایل تیرماه سال 1387 در همدان برگزار گردید. در پایان این جشنواره که با استقبال بیش از دو هزار نفری مردم و علاقه مندان هنر فیلم و سینما روبه رو بود، رایزنان فرهنگی و نمایندگان سفارتخانه‌های کشورهای آلمان، هند، اندونزی حضور داشتند.از جمله جوایز این جشنواره می‌توان به جایزه هیئت داوران به فیلم "زمانی برای دوست داشتن" ساخته "ابراهیم فروزش" و در بخش مسابقه سینمای ایران، پروانه زرین بهترین فیلم بلند به "محمد خزائی" تهیه کننده فیلم "جعبه موسیقی" اشاره کرد. 
صدر عاملی در گفتگویی با روزنامه جام جم در اواسط مهرماه 1390، در مورد شرایط سینمای اجتماعی کشور گفت: «باید تاکید کنم به نظرم این روزها درک آثار اجتماعی بسیار دشوارتر از دیگر انواع فیلم‌هاست. بخش عمده‌ای از آنچه امروز این نوع سینما با آن روبه روست، از همین درک ناقص و گاه نادرست ناشی می‌شود. یک امر مسلم و قطعی درباره سینمای اجتماعی آن است که در مقایسه با دیگر حوزه‌های موضوعی سینما، حساسیت برانگیزتر است و حتی در مواردی داستان‌هایش باعث کج فهمی‌ها، سوءتفاهم و برداشت‌های ناقص از سوی مخاطبان و مدیران فرهنگی می‌شود. این همان چیزی است که از آن به عنوان دشواری درک یاد می‌شود. با این حال می‌خواستم تاکید کنم این مشکل فقط گریبان مخاطبان یا مدیران را نگرفته است و بسیاری از فیلمسازان نیز درک درستی از سینمای اجتماعی ندارند.»   من همیشه مایل بوده‌ام از جوانان بگویم رسول صدر عاملی درباره تجربیات خود گفت: «در طول تجربه این سال‌ها و پرداختن به این نوع سینما [سینمای اجتماعی] دیگر فهمیده‌ام کلنجارهایی در این نوع فیلمسازی وجود دارد. من همیشه مایل بوده‌ام از جوانان بگویم و این کار را هم کرده‌ام و گفته‌ام؛ چه از جوانان دهه 60 و چه جوانان امروز. برای این که نسل جوان را بهتر بشناسم باید درباره شان تحقیق کنم. ببینم توی ذهنشان چه می‌گذرد. فاصله‌ای که بین آن‌ها و خانواده‌هایشان وجود دارد را مورد بررسی و کنکاش قرار دهم. حالا این درک کردن گاهی با یک اشتباه هم می‌تواند همراه شود. گاهی کمرنگ، گاهی پررنگ، گاهی موفق و گاهی ناموفق این اتفاق می‌افتد. اما به نظر می‌رسد آنچه در این میان اهمیت دارد، تلاش است و این که بچه‌ها حس کنند حرف دلشان از زبان کسی گفته می‌شود و این حرف‌ها را می‌توانند روی پرده ببینند.»   وظیفه سینما تجزیه و تحلیل آن چیزی است که رخ داده است صدر عاملی در مقایسه انعکاس حوادث در سینما با روزنامه‌ها، گفت: «سینما کارش پرداختن به حوادث نیست و این کار روزنامه هاست. وظیفه سینما تجزیه و تحلیل آن چیزی است که رخ داده و البته پیش بینی و درک حوادثی است که دارد اتفاق می‌افتد. فیلمساز این حوادث را از حالت مطبوعاتی و روزنامه‌ای یا از یک مقاله تحقیقی دانشجویی خارج می‌کند و به قالب فیلم و تصویر در می‌آورد. این فرآیند وقت‌گیری است که فقط از طریق تجربه کردن می‌توان آن را یاد گرفت و هیچ دانشگاهی نیست که به آموزش این تجارب بپردازد. بنابراین سینمای اجتماعی پیچیدگی‌ها و سختی‌های خاص خودش را دارد و برای کار در آن باید اول همه این‌ها را درک کرد.»   "سمفونی تهران" به من فهماند به مسئله نسل جوان توجه بیشتری داشته باشم او در مورد علاقمندی خود به دغدغه‌های اجتماعی، توجه به مسائل نوجوانان و آغاز شکل گیری این علاقمندی گفت: «از جایی که فیلم "سمفونی تهران" را ساختم که با محوریت یک نوجوان 12 ساله بود. پیش از آن من در دیگر فیلم‌هایم تنها به ژانر ملودرام توجه داشتم که در آن احساسات بیشتر از تحلیل‌های اجتماعی دیده می‌شود اما این فیلم به من فهماند به مسئله نوجوانان و اصولاً نسل جوان توجه بیشتری داشته باشم. برای همین به ساخت فیلم‌هایی برای نسل دهه 60 پرداختم زیرا تصور می‌کردم این نسل همه چیزش در خفا می‌گذرد حتی راز و نیازش با خداوند که دوست ندارد جایی بروز کند. ما هر ضربه‌ای که می‌خوریم بیشتر از ناحیه کسانی است که به جامعه اطراف خود نگاه دقیق و موشکافانه ندارند. آنان از واقع بینی اجتماعی برخوردار نیستند و حتی رفتارهای بچه‌هایشان را زیر نظر ندارند. آنان دوست دارند همه چیز را به بچه‌ها تحمیل کنند و خب طبیعی است وقتی فرزندان بزرگ‌تر و وارد جامعه می‌شوند، به تمام آموخته‌های تحمیلی خود پشت پا می‌زنند.»   آدم‌هایی که باور مذهبی دارند خیلی حسرت برانگیزند صدر عاملی در مورد تجربه کاری در حیطه مضامین مذهبی گفت: «در کارهای مذهبی‌ام، نیت کار شخصی تر بود یعنی همیشه دلم می‌خواست درباره زائران فیلم بسازم؛ زیرا به نظرم زائر در تمام شرایط اجتماعی یعنی از اول تا آخر سفر حالش خوب است. زائر بودن، موضوع دوست داشتنی ای برایم بوده و هست. فکر می‌کنم این حیطه جای کار و پرداختن بسیاری می‌تواند داشته باشد. شما تصور کنید زائر بودن همواره می‌تواند همدلی و شادی ایجاد کند. در روزگاری که طعم زندگی تغییر کرده است، زائر بودن یک مسئله خوشایند است. من فکر می‌کنم آدم‌هایی که باور مذهبی دارند، خیلی حسرت برانگیزترند نسبت به کسانی که هیچ اعتقادی ندارند. این اعتقاد شخصی من است و معتقدم هرکسی با باور و مذهب خود خوشبخت است و با آن احساس خوشبختی می‌کند. تصور کنید زائران وقتی به مقصد می‌رسند، قرار است برای همدیگر دعا کنند و کمتر به فکر خودشان هستند.   
در سی اُمین جشنواره فیلم فجر در سال 1390، اعضای هیئت داوران بخش فیلم‌های اول جشنواره، طی حکمی از سوی دبیر جشنواره معرفی شدند که رسول صدر عاملی به عنوان یکی از داوران بخش نگاه نو در این جشنواره حضور داشت. در این بخش فیلم‌هایی چون "تهران 1500"، "برف روی کاج‌ها"، "خوابم میاد"، "میگرن" و ... شرکت داشتند.  
رسول صدرعاملی به عنوان داور بخش رقابتی جشنواره "داکا"، بخش مسابقه فیلم‌های آسیا و اقیانوسیه انتخاب شد. سیزدهمین جشنواره "داکا" اواخر دیماه 1392 در کشور بنگلادش برگزار گردید که از ایران فیلم‌های "هیس دخترها فریاد نمی‌زنند" به کارگردانی پوران درخشنده و "دربند" به کارگردانی پرویز شهبازی و همچنین در بخش رقابتی سینمای معناگرا فیلم‌های "ملکه" (محمدعلی باشه‌آهنگر) و "سر به مهر" (هادی مقدم دوست) به نمایش درآمد. 5 عضو هیأت داوران بخش مسابقه آسیا و اقیانوسیه به ریاست "مفید الحق"، سینماگر بنگلادشی و عضویت رسول صدرعاملی هیچ‌کدام از 23 فیلم حاضر در این بخش را شایسته دریافت جایزه بهترین فیلم ندانستند. اگرچه مثل دوره گذشته در 5 رشته دیگر این بخش، 5 برنده معرفی کردند تا رضایت خود را از کیفیت فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه اصلی نشان داده باشند. "پرویز شهبازی"، نخستین نماینده سینمای ایران در بخش مسابقه اصلی بود که روی صحنه رفت و جایزه بهترین کارگردان را با فیلم سینمایی "دربند" از دستان حسن الحق، وزیر اطلاع‌رسانی بنگلادش دریافت کرد. کشورمان در این جشنواره علاوه بر جایزه "شهبازی" در بخش سینمای اصلی، یک جایزه دیگر نیز در بخش کودک دریافت کرد.  
-"رهایی" محصول سال 1361، به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی صدرعاملی -"گل‌های داوودی" محصول سال 1363، به کارگردان صدرعاملی -"پاییزان" محصول سال 1366، صدرعاملی کارگردان و تهیه کننده فیلم -"قربانی" محصول سال 1370، صدرعاملی کارگردان و نویسنده فیلم -"سمفونی تهران" محصول سال 1373 به کارگردانی، نویسندگی و تهیه کنندگی فیلم -"می‌خواهم زنده بمانم" محصول سال 1373، صدرعاملی نویسنده فیلم  -"در کمال خونسردی" محصول سال 1373 به تهیه کنندگی صدرعاملی -"روزهای خوب زندگی" محصول سال 1373، به تهیه کنندگی صدرعاملی -"شبیخون" محصول سال 1376، صدرعاملی تهیه کننده فیلم -"دختری با کفش‌های کتانی" 1377، به کارگردانی و تهیه کنندگی صدرعاملی -"من ترانه پانزده سال دارم" محصول سال 1380، صدرعاملی کارگردان و نویسنده فیلم -"برگ برنده" 1382، به تهیه کنندگی صدرعاملی  -"دیشب باباتو دیدم آیدا" 1383، صدرعاملی کارگردان، نویسنده و تهیه کننده فیلم -"عروسک فرنگی" 1384، به تهیه کنندگی صدرعاملی -"شب" محصول سال 1385، به کارگردانی صدرعاملی -"هر شب تنهایی" محصول سال 1386، صدرعاملی کارگردان و تهیه کننده فیلم -"زندگی با چشمان بسته" محصول سال 1387، به کارگردانی صدرعاملی -"در انتظار معجزه" محصول سال 1388، به کارگردانی صدرعاملی    جوایز - 5 لوح زرین از هیات داوران در سومین جشنواره فیلم فجر و مقام اول در جشنواره فیلم "پیونگ یانگ" کره بخاطر فیلم "گل‌های داوودی"  - پروانه زرین بهترین کارگردانی، بهترین فیلم بلند و بهترین فیلمنامه بخش مسابقه آسیا بخاطر فیلم "دیشب باباتو دیدم" - سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی در 20اُمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر بخاطر فیلم "من ترانه 15 سال دارم"   جوایز بین المللی فیلم "من ترانه 15 سال دارم": جایزه بهترین فیلم NETPAC (ارتقای سینمای آسیا) جایزه ویژه هیأت داوران 55اُمین جشنواره فیلم لوکارنو، سوییس 2002 جایزه بهترین فیلم 14اُمین جشنواره فیلم رِن، فرانسه 2003 جایزه FIPRESCI (انجمن بین المللیِ منتقدان فیلم) جایزه ویژه کلیساهای جهانی، جایزه حقوق بشر جایزه بهترین فیلم جشنواره بین المللی بریسبان 2003 استرالیا جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم شیکاگو 2003 آمریکا   نمایش "من ترانه 15 سال دارم" در جشنواره های بین‌المللی: 26اُمین جشنوارهٔ فیلم مونترال 2002 کانادا جشنوارهٔ فیلم فوکو اوکا 2002 ژاپن مرکزِ فیلم جین سیسکِل 2002 آمریکا جشنواره فیلم لندن 2002 انگلستان جشنواره فیلم تسالونیکی 2002 یونان گنجینه فیلم پاسیفیک 2003 آمریکا جشنواره فیلم روتردام 2003 هلند   

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۱۹

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۱۲:۲۰

اسناد و مراجع