رحمت الله مقدم مراغه ای در سال 1300 به دنیا آمد. اجداد و نیاکان وی نسل اندر نسل در خدمت حاکمان و فرمانروایان محلی و منطقه ای قرار داشتند. دوران کودکی رحمت الله مراغه ای در رفاهی اشراف گونه و در میان توجهات چاپلوسانه خدم و حشم و مستخدمان گذشت و او توانست در کمال ناز و نعمت دوران دبستان و دبیرستان را پشت سربگذارد. پس از اخذ دیپلم متوسطه بنا به توصیه پدرش که به حرفه سپاهی گری علاقه داشت به دانشکده افسری رفت و در سال 1320 ش. از این دانشکده فارغ التحصیل شد و با درجه ستوان دومی در خدمت ارتش قرار گرفت. با روی کار آمدن حزب ملیون و حزب توده مردم، مقدم مراغه ای توسط اسدالله علم به عضویت حزب مردم درآمد و توانست به عنوان نماینده میاندوآب و مراغه به دوره بیستم مجلس شورای ملی راه یابد. مقدم مراغه ای که مهره ای کاملا وابسته به امریکا بود، پس از نخست وزیری "شریف امامی"، از نخست وزیری "علی امینی" حمایت و به اسدالله علم پشت کرد. او در جریان به قدرت رسیدن علی امینی و با صلاحدید امریکا، گروهی به نام "نهضت رادیکال ایران" را ایجاد کرد که با دوره یک ساله نخست وزیری امینی عملا فعالیت نداشت تا اینکه در سال 1356 بیانیه هها و و اعلامیه هایی در تمجید از امریکا را توسط این نهضت صادر می کرد. مقدم مراغه ای در سال 1356 و 1357 در کانون نویسندگان و جمعیت طرفدار آزادی فعالیت می کرد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مقام استانداری آذربایجان شرقی مشغول شد. او با ایجاد حزب خلق مسلمان و قرار گرفتن در فهرست اعضای این حزب به مجلس خبرگان قانون اساسی راه یافت؛ او از مخالفان اصل ولایت فقیه بود.  
رحمت الله مراغه ای با آگاهی از این که تنها راه پیشرفت ارتباط با خاندان های پرنفوذ و با سابقه است با روشی بسیار حسابگرانه خود را به خاندان هدایت که از خانواده های وابسته به الیگارشی و حکومتگر ایران بودند نزدیک کرد. بعدها رحمت الله مقدم مراغه ای در راستای نزدیکی به محافل قدرت یکی از دختران نزدیک به حاج مخبرالسلطنه نخست وزیر رضاخان را خواستگاری کرد و به عنوان داماد در دایره توجهات ویژه او قرار گرفت. حمایت اعضای پرنفوذ و اعزام به فرانسه در سایه همین توجهات ویژه و حمایت اعضای پرنفوذ خاندان هدایت بود که رحمت الله مقدم مراغه ای به جای اعزام به پادگانهای دور افتاده و مناطق بد آب و هوای کشور ماموریت خارج از کشور گرفت و زیرپوشش تکمیل تحصیلات نظامی به فرانسه اعزام شد. مقدم مراغه ای در فرانسه به مدرسه عالی جغرافیایی رفت تا بعدها در خدمت اداره جغرافیایی ارتش قرار گیرد. 
مقدم مراغه ای پیش از اعزام به فرانسه به عنوان یک افسر ارتش در خدمتگزاری به رژیم پهلوی بود، خدمات او در جریان حمله قوای دولتی به آذربایجان یکی از این خدمات بود، او در سمت فرمانداری نظامی زادگاهش مراغه در کشتار مردم سعی فراوان کرد. مشاور و رئیس دفتر اختصاصی "متین دفتری" وی بعدها که متین دفتری به ریاست کل شهربانی کشور منصوب شد، به عنوان مشاور مخصوص در خدمت او قرار داشت. در آن زمان رحمت الله مراغه ای دارای درجه سرگردی بود و افزون بر آن مشاور مخصوص، منشی و رئیس دفتر اختصاصی متین دفتری را هم برعهده داشت.  
مقدم مراغه ای در پاریس یک روز "صادق هدایت" که از بیماری روانی رنج می برد را دید، هدایت او و همسرش را دعوت کرد تا به خانه او رفته و دیداری تازه کنند و مقدم مراغه ای زمانی به خانه هدایت رسید که او خودکشی کرده بود و اینگونه پای مقدم مراغه ای به نشریات باز و او با روزنامه نگاران مشهور آشنا شد. آشنایی و روابطی که رحمت الله مقدم مراغه ای از آن نهایت بهره برداری را در جهت اغراض و اهداف سیاسی خود و انجام هرچه بهتر ماموریت های محوله از سوی کانون های جاسوسی به عمل آورد.  
به هر صورت رحمت الله مقدم مراغه ای تا درجه سرهنگی در خدمت ارتش شاهنشاهی ماند. او در سال 1322 با تصویب فرمانده کل نیروهای مسلح به سازمان برنامه منتقل شد و مدتی در سازمان نقشه برداری کار کرد و پس از آن به وزارت کشاورزی رفت و به عنوان مدیر ارشد و در مقام مدیر عامل سازمان آب آذربایجان به فعالیت مشغول شد. 
به هر صورت رحمت الله مقدم مراغه ای تا درجه سرهنگی در خدمت ارتش شاهنشاهی ماند. او در سال 1322 با تصویب فرمانده کل نیروهای مسلح به سازمان برنامه منتقل شد و مدتی در سازمان نقشه برداری کار کرد و پس از آن به وزارت کشاورزی رفت و به عنوان مدیر ارشد و در مقام مدیر عامل سازمان آب آذربایجان به فعالیت مشغول شد.پس از کودتای 28 مرداد 1332 زمانی که هیجانات ناشی از کودتا فروکش کرد و شاه با هدف سرگرم ساختن توده های مردم و گرم کردن تنور انتخابات به خیمه شب بازی حزب ملیون و حزب مردم رو کرد، مقدم مراغه ای توسط امیر اسدالله علم که همسر او نسبت نزدیک با همسرش داشت به بازی فراخوانده شد و به همراه دکتر باهری و رسول پرویزی به عضویت حزب مردم درآمد. وی پس از عضویت در حزب مردم به عنوان کاندیدای این حزب برای احراز کرسی نمایندگی مجلس از مراغه و میاندوآب برگزیده شد و با حمایت مستقیم امیراسدالله علم نامش از صندوق آرا بیرون آمد و به عنوان نماینده به مجلس شورا رفت.  
در زمانی که مقدم مراغه ای به مجلس راه یافت، رقابت سختی بین دکتر منوچهر اقبال و امیراسدالله علم برقرار بود. دکتر اقبال به عنوان نخست وزیر در مسند رهبری حزب ملیون قرار داشت و اسدالله علم به عنوان رهبر حزب مردم تلاش وسیعی را برای سرنگونی دکتر اقبال و رسیدن به مقام نخست زویری آغاز کرده بود. در این زمان رحمت الله مقدم مراغه ای به مخالفت با دکتر اقبال پرداخت و به سازماندهی یک گروه مخالف دولت در مجلس شورا دست زد و با هدف ایجاد مشکل برای دکتر اقبال و زیر ضرب قرار دادن کابینه او تمام اقدامات دولت را زیر سؤال برد و با بودجه ای که دکتر اقبال به مجلس آورده بود مخالفت کرد و سروصدای زیادی راه انداخت. حمایت علم از مراغه ای به تصور رسیدن به صدارت امیراسدالله علم با این تصور که پس از سقوط دکتر اقبال نوبت صدارت به او خواهد رسید و حکم نخست وزیری را از دست شاه دریافت خواهد کرد به حمایت از مقدم مراغه ای به عنوان یکی از سرکردگان مخالف دولت اقبال در مجلس ادامه داد و او را از هرجهت تقویت کرد. سرانجام شاه اقبال را کنار گذاشت و مهندس جعفر شریف امامی استاد اعظم لژ فراماسونری ایران که وزیر صنایع و معادن در کابینه دکتر اقبال بود را به نخست وزیری منصوب کرد.  
بسیاری از ناظران امور سیاسی ایران تعویض دکتر اقبال را در شمار موفقیت های امیراسدالله علم می دانستند و از کابینه شریف امامی به عنوان محلل یاد می کردند و اعتقاد داشتند که پس از شریف امامی کرسی صدارت به امیراسدالله علم خواهد رسید. این تحلیل، علم را در حمایت از رحمت الله مقدم مراغه ای مصرتر می ساخت اما در میان ناباوری همگان رحمت الله مقدم مراغه ای ناگهان به امیراسدالله علم پشت کرد و صحبت از لزوم اصلاحات و نخست وزیری دکتر علی امینی به میان آورد و با تمام توان در این عرضه فعال شد. گرایش به سوی علی امینی و رها کردن "علم" از نکات قابل تعمق در زندگی مراغه ای و نشانه مهمی از وابستگی بدون چون و چرای او به دولت آمریکا است در این زمان حزب دمکرات در آمریکا به قدرت رسیده و جان اف کندی به عنوان رئیس جمهور در این کشور مشغول به کار شده بود. استراتژیست های آمریکایی و دولتمردان عضو حزب دمکرات با هدف کاهش تضادهای درون خلق ایران اجرای یک سلسله برنامه های رفرمیستی و اصلاحگرایانه نظیر "اصلاحات ارضی" را در دستور کار گردانندگان امور ایران قرار داده بودند و می کوشیدند تا از طریق به قدرت رساندن علی امینی این برنامه ها را دنبال کنند. به دنبال اعلام این اهداف و برنامه ها بود که عناصر و منابع وابسته به آمریکا در ایران فعال و همگی در یک جهت و یک صدا خواستار نخست وزیری علی امینی شدند. در صف همکاران سیا پشت کردن مقدم مراغه ای به امیراسدالله علم پس از این امر ناشی می شد که او از سال 1332 در صف همکاران سازمان سیا قرار گرفته بود و دستور داشت که دست از حمایت از مواضع امیراسدالله علم بردارد و به سمت علی امینی رو کند.  
همگامی و همراهی رحمت الله مقدم مراغه ای با آمریکا و تلاش های او در این مقطع موجب شد تا سازمان سیا از آبان ماه 1340 برای او تائیدیه عملیاتی صادر کند و به عنوان یک مامور فعال برای نامبرده اسامی رمز مشخص کند. هر چند علی امینی توانست نخست وزیر شود ولی پس از اندک زمانی شاه توانست آمریکا را راضی کند که خود می تواند اصلاحات مدنظر این کشور را اجرایی کند و به این ترتیب امینی کنار رفت و اسدالله علم روی کار آمد. با قدرت گرفتن امیراسدالله علم، مراغه ای کوشش ناکامی را برای ورود به حلقه اطرافیان او آغاز کرد ولی علم او را به بازی نگرفت و مراغه ای به ناچار در کسوت یک مخالف وفادار به ایفای وظایف محوله از سوی آمریکا مشغول شد.  
مقدم مراغه ای در جریان خیمه شب بازی به قدرت رساندن علی امینی و با صلاحدید آمریکا گروهی به نام "نهضت رادیکال ایران" را ایجاد کرد که در گرماگرم اعتصاب معلمان چند بیانیه بی خطر صادر کرده بود. تعداد اعضای گروه نهضت رادیکال ایران از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رفت و اهدافی کاملا رفرمیستی و بی خطر را دنبال می کرد و اوج خواستهایش اجرای قانون اساسی شاهنشاهی بود. مقدم مراغه ای می کوشید تا نهضت رادیکال ایران را به عنوان یکی از زیرمجموعه های "جبهه ملی" مطرح سازد و به آن رنگ و بوی مصدقی بدهد اما با فروکش کردن سرو صدا و هیجانات دوره یک ساله نخست وزیری علی امینی این موضوع به فراموشی گرایید و عملا تا سال 1356 هیچ گونه فعالیتی از آن مشاهده نشد.  
مقدم مراغه ای در راستای ایفای نقش مخالف دولت و شخصی هوادار اجرای قانون اساسی باید دست از مقامات دولتی خود می شست. وی مدتی را به عنوان مامور در اختیار وزارت آموزش و پرورش و محمد درخشش قرار گرفت و در تکمیل این سناریو مقامات وزارت کشاورزی هم ظاهرا برای او پرونده سازی کردند و او را به دادگاه اداری کشانیدند و حکم به انتظار خدمت وی دادند و پس از این که وی مدتی را به این صورت سر کرد او را به عنوان یک مدیر بریده از دولت مطرح ساخته و ظاهرا حکم به اخراجش دادند. پس از پایان دوران همکاری مقدم مراغه ای با وزارت کشاورزی فصل جدیدی از همکاری او با رژیم پهلوی آغاز شد و وی به صورت رسمی و مستقیم در خدمت ساواک قرار گرفت و به عنوان یک مامور نفوذی اطلاعات خود درباره سوژه های مورد نظر را به این سازمان منتقل کرد. ملاقات با رئیس کل اداره سوم ساواک برای اینکه مقدم مراغه ای در خدمت ساواک قرار گیرد، تیمسار مقدم که در آن زمان ریاست کل اداره سوم [امنیت داخلی] ساواک را بر عهده داشت با مقدم مراغه ای ملاقات کرد و ضمن طرح پیشنهاد همکاری با ساواک به او خاطر نشان ساخت که اگر تن به این همکاری بدهد و اگر صداقت خود را به نمایش بگذارد از همه گونه حمایت ساواک برخوردار خواهد شد. تیمسار مقدم چند بار با مقدم مراغه ای ملاقات کرد و در یکی از این دیدارها به او گفت که اگر ساواک از عملکرد او راضی باشد یک گزارش خاص شرف عرضی درباره او تهیه خواهد کرد و با کسب موافقت شاه جواز یک شرکت مهندسی مشاور در زمینه آب و برق و کشاورزی را به نامش از سازمان برنامه خواهد گرفت. برابر شواهد موجود این تمهیدات موثر افتاد و رحمت الله مقدم مراغه ای که ذاتا فردی جاه طلب بود، همکاری پنهانی با ساواک را پذیرفت.  
ماموریت مشخص مقدم مراغه ای در دوران همکاری با ساواک و تا آخرین روز حیات رژیم پهلوی، مراقبت از چهره های نامدار اپوزیسیون وفادار به قدرتمندان درون حاکمیت نظیر علی امینی بود و یک شاخه دیگر از وظایف او کسب اطلاعات درباره برخی از چهره های جریان روشنفکری ایران و فعالان نهضت ملی ایران نظیر جلال آل احمد و مهندس بازرگان و دیگر عناصر مرتبط با آنان بود. جریان پیوند و ارتباط رحمت الله مقدم مراغه ای با ساواک کم کم برای عده ای آشکار شده بود و بحث اطراف همکاری مقدم مراغه ای و انتقال برخی اخبار به ساواک توسط او در شمار بحث و جدلهای رایج بین افراد و گروهها درآمده بود. سوء ظن و شائبه همکاری مقدم مراغه ای با ساواک در سال 1356 آنقدر قوت گرفت که فردی چون داریوش فروهر نیز رحمت الله مقدم مراغه ای را مامور نفوذی ساواک می دانست و از شرکت در جلساتی که وی درآن حضور داشت خودداری می کرد. به موجب گزارش مورخ 17 آبان ماه 1356 ساواک، داریوش فروهر حضور خود را در جلسه ای که بازرگان با هدف بحث و گفت و گو با سران جبهه ملی ترتیب داده بود منوط به عدم اطلاع و عدم حضور افرادی چون مقدم مراغه ای می کند. انتشار اسناد وابستگی به ساواک با پیروزی انقلاب در اوایل پیروزی انقلاب و پس از اینکه اسناد لانه جاسوسی منتشر و مقدم مراغه ای رسوا شد، روزنامه جمهوری اسلامی اسناد وابستگی وی به ساواک را نیز در چند شماره منتشر کرد. بررسی این اسناد عمق روابط مراغه ای با ساواک را نشان می دهد و روشن می سازد وی چگونه در کسوت یک مامور نفوذی و در قالب یک هوادار و دوست و حامی وفادار علی امینی نزدیک شده و با سوء استفاده از گستردگی روابط خود با او کوچکترین حرکات و رفتارها و گفته ها و موضع گیری های علی امینی را به ساواک منتقل می کرد.  
رحمت الله مقدم مراغه ای پس از جدایی از امیر اسدالله علم از اواخر دهه 30 و در ابتدای دهه 40 تلاش وسیعی را برای نزدیکی با عناصر مخالف رژیم پهلوی آغاز کرد و برای دستیابی به توفیق در این زمینه تمهیداتی اندیشید. یکی از اقدامات او در این راستا ایجاد الفت و آشنایی با نویسندگان و عناصر معارض رژیم و بهره برداری از نام و آوازه و موقعیت اجتماعی افرادی چون جلال آل احمد بود. وی برای رسیدن به این هدف از کمک دوست و همفکر و همراه خود اسلام کاظمیه بهره فراوان برد و از طریق او خود را با محافل روشنفکری و نویسندگان و شاعران ایرانی نزدیک ساخت. اسلام کاظمیه، مقدم مراغه ای را به دیدار جلال آل احمد برد و موجبات آشنایی وی را با افرادی چون علی اصغر حاج سید جوادی و دیگران فراهم ساخت. او که مدتها به پاتوقهای روشنفکران تهران رفت و آمد می کرد با شنیدن خبر ایجاد کانون نویسندگان ایران فرصت را غنیمت دانست و تقاضای عضویت در این تشکیلات را تسلیم هیئت دبیران آن کرد.   در دوره اول فعالیت کانون نویسندگان ارتباط مقدم مراغه ای با آن فقط در حد عضویت بود، او حتی از شرکت در جلسات سخنرانی ماهانه کانون بیم و اکراه داشت و به بهانه های مختلف از حضور و شرکت در برنامه های کانون نویسندگان شانه خالی می کرد اما در دوره دوم فعالیت کانون در سال 1356 به صورتی فعال وارد عمل شد و کوشید تا از مجموعه کانون نویسندگان به عنوان یک ابزار سیاسی سود ببرد. وی در این راستا سرمایه گذاری وسیعی کرد و دفتر و خانه و محل کار خود را به طور کامل در اختیار کانون نویسندگان گذاشت و پول و اعتبار و بودجه خاص برای آن معین کرد و اجازه داد تا جلسات مجمع کانون در دفتر کارش در شرکت ایران زمین و چند نوبت در منزل شخصی وی برگزار شود و در سایه تمهیداتی از این دست به عضویت در هیئت دبیران کانون نائل آمد.  
در سال 1356 وقتی شاه صحبت از فضای باز سیاسی به میان آورد، رحمت الله مقدم مراغه ای مجددا فعال شد زیرا بر اساس سناریوی تنظیم شده قرار بود او در این عرصه نقشی را بر عهده بگیرد. بر همین اساس گروه نهضت رادیکال را که در اواخر دهه 30 و با هدف حمایت از علی امینی راه انداخته بود، دوباره فعال کرد و به صدور اعلامیه و بیانیه های فرمایشی پرداخت. محتوای اعلامیه های مقدم مراغه ای خواستهای بی خطر نظیر اجرای قانون اساسی بود و در حالتی که شعارهای مرگ بر شاه، مردم فضای کوچه ها و خیابانها را پر کرده بود او و گروهش حداکثر خواستار انحلال حزب رستاخیز شدند. وی در یکی از این بیانیه ها با تمجید از آمریکا تاکید کرد: «ملت ایران از ملت آمریکا و حکومت این کشور خاطرات خوش و دوستانه ای دارد که فراموش شدنی نیست ... شعارها و سخنان امیدبخشی که رئیس جمهور آمریکا نسبت به آزادی مندرج در اعلامیه حقوق بشر اظهار داشته و می دارد مورد تکریم و احترام ما است.»  
پس از پیروزی انقلاب، رحمت الله مقدم مراغه ای از رهگذر حمایت افرادی چون آیت الله شریعتمداری و با توصیه مراکز خارجی قدرت به ویژه سفارت آمریکا حزب خلق مسلمان به رهبری آیت الله شریعتمداری را سازماندهی کرد و با قرار گرفتن در فهرست نامزدهای این حزب به مجلس خبرگان راه یافت. مخالفت با اصل ولایت فقیه مهمترین فعالیت او در این مجلس مخالفت با خط مشی انقلابی حکومت اسلامی و در راس آن اصل مترقی ولایت فقیه بود. وی در یکی از گردهمایی های هفتگی حزب خلق مسلمان لبه تیز انتقادات خود را متوجه این اصل کرد و گفت: «مجلس خبرگان تصمیم گرفته است تا یک بحث جدید را در مورد موضوع ولایت فقیه شروع کند و من امیدوارم که تحولاتی در این زمینه امکان پذیر باشد...»    
اسناد لانه جاسوسی آمریکا نشان می دهد که حزب خلق مسلمان توسط آمریکا سازماندهی و حمایت می شد و رحمت الله مقدم مراغه ای تمام جلسات بحث آن را به شیوه دلخواه آمریکا اداره می کرد و گزارش جلسات سران و گردهمایی های عمومی آن را در اختیار عوامل جاسوسی سفارت آمریکا در تهران می گذاشت.  آنها نیز این گزارشها را به نقل از او به مرکز سیا در آمریکا مخابره می کردند. در یکی از این گزارشها آمده است : «برای 6 هفته گذشته حزب خلق مسلمان گردهمایی هایی در بعد از ظهر جمعه ها در دفتر مرکزی خود ترتیب داده است ...سخنران این جلسات احمد علیزاده و رحمت الله مقدم مراغه ای بودند ...هم مقدم مراغه ای و هم علیزاده از ولایت فقیه انتقاداتی کردند ...مقدم مراغه ای گفت : این ماده یک عمل خائنانه علیه نسلهای آینده ایران است.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۰:۰۰

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۲۰:۰۳

رحمت الله مقدم مراغه ای

خلاصه زندگی نامه

 رحمت الله مقدم مراغه ای، از عناصر وابسته به امریکا که برای نخست وزیری علی امینی بسیار تلاش کرد. او یکی از مهره های فعال ساواک به شمار می رفت. 

درخت واره
ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع