رابرت کینگ مرتون (Robert King Merton) در 4 ژوئیه سال 1910 در محله ای فقیرنشین در جنوب "فیلادلفیا" از پدر و مادری یهودی که از اروپای شرقی به آمریکا مهاجرت کرده بودند، به دنیا آمد. سالهای اولیه حیات مرتون مقارن با جنگ جهانی اول بود و وی دوران کودکی اش را با همسالانی بزهکار وآشوب گر سپری کرد.    نام اصلی مرتون،  "مییر آر. اسکلنیک" بود. مرتون در 14 سالگی نام خود را به "رابرت کی. مرلین" (اسمی هنری برای انجام شعبده ‌بازی)، و تقریباً بلافاصله به "مرتون"، که نامی غیرکلیشه‌ای برای یک شعبده‌ باز بود، تغییر داد. مرتون در سال های بعد جذب مراکز فرهنگی بسیاری شد که در نزدیکی محل زندگیش قرار داشت از جمله این مراکز ارکستر سمفونیک استوکفسکی و کتابخانه "کارنگی" با 10000 جلد کتاب بود. چند سال بعد وی با همین نام پس از گذراندن مقاطع تحصیلی در رشته جامعه شناسی در دانشگاه های "تمپل" و "هاروارد" به‌ عنوان مربی در دانشگاه هاروارد مشغول به ‌کار شد. پس از آن در دانشگاه های دیگر کشور آمریکا مشغول تدریس و تحقیق گردید و همراه "لازارسفلد" موجب شکل دهی مکتب کلمبیا شدند. مرتون بعد از آشنایی با "پیتریم سوروکین" و فرار شجاعانه سوروکین از روسیه بلشویکی، به طوری معجزه آسا موفق به دریافت بورسیه شد و بدین ترتیب وی توانست وارد "هاروارد" شد. وی در سال 1936 به عنوان مربی در "هاروارد" مشغول تدریس شد. سپس درسال 1939 دانشیار و بعدا در دانشگاه تولین (Tulane) به درجه استادی رسید. وی در سال 1941 به سمت استاد یاری دانشگاه معروف کلمبیا برگزیده شد، بعد از آن درسال 1944 دانشیار و در 1947 به استادی آنجا رسید.مرتون در همان جا از سال 1961 جانشین لازار سفلد(Lazar sfeld) شد و به عنوان مدیر بخش جامعه شناسی کارش را ادامه داد. علایق عمده وی در حوزه های نظریه های اجتماعی ،جامعه شناسی علم وجامعه شناسی معرفت متمرکز بوده تا آنجا که از1930تا1980 یعنی پنج دهه از دوره های سنی اورا در بر می گیرد، اما علایق فرعی اش مثل جامعه شناسی انحرافات، روابط قومی، روش شناسی پژوهش های اجتماعی، جامعه شناسی شهری، ارتباطات جمعی، جامعه شناسی پزشکی  وجامعه شناسی سازمان ها بود. وی در سن 93 سالگی پس از تحمل سالها رنج بیماری درگذشت. 
مرتون در زندگینامه خود نوشتش درباره اساتیدی که نقش موثری در تکامل فکری وی داشتند اینگونه می نویسد: «تشخیصِ معلمان اصلی ام که در دورۀ تحصیل بیشترِ آموزشهایم را دور و نزدیک از آنها گرفته ام کار بسیار ساده ای است....» وی در ادامه به قلم خویش به معرفی آنان می پردازد که گزیده ای از این مطلب به شرح زیر است:   پیتریم سوروکین «...پیتریم سوروکین که مرا به اندیشه اجتماعی اروپائی سوق داد و برخلاف برخی از دانشجویان آن زمان هرگز رابطه ام را با او قطع نکردم، هر چند از جهت گیری های تحقیقی اش که در اواخر دهه 1930 آغاز کرده بود ، نمی توانستم پیروی کنم. تالکوت پارسونز تالکوت پارسونز که در آن زمان جوان و سرگرم پرداختن به افکاری بود که در اثرِ پر تکلفِ ساختارِ کنشِ اجتماعی به نتیجه رسیده بود ال. ژ. هندرسون ال. ژ. هندرسون، بیوشیمیست و گهگاه جامعه شناس که درباره بررسی منضبطانه آنچه که نخستین بار به عنوان یک فکر جالب برایم مطرح شده بود، چیزهائی را به من آموخت. ای. اف. گی تاریخ نگارِ اقتصادی ای. اف. گی. که درباره بررسی عملکردهای تحول اقتصادی از روی منابع آرشیوی آموزش هائی به من داد. جورج سارتون جورج سارتون، رییس گروه تاریخ علم در آن زمان که به من اجازه داد تحت راهنمائیش چندین سال پی در پی در کارگاه معروفش (اگر نگوئیم مقدس ) در کتابخانه "ویدنر هارواد" کار کنم. امیل دورکیم و گئورک زیمل گذشته از این معلمانی که مستقیما از آنها درس گرفتم ، از دو جامعه شناس دیگر نیز بسیار یاد گرفتم. "امیل دورکیم" و از همه بیشتر "گئورک زیمل" که از طریق آثار نیرومندی که از خود به جا گذاشتند به من آموزش دادند و نیز از "گیلبرت مری" که از نظر جامعۀ جامعه شناختی انسان دوست حساسی بود.   پاول اف لازارسفلد در دوره بعدی زندگیم از همه بیشتر از همکارم "پاول اف لازارسفلد" یاد گرفتم که شاید خود نداند که طی همکاریها و مباحثات بیشماری که در مدت بیش از سی سال با او داشتم چقدر به من آموخت. گرایش به جامعه شناسی نظری من بیشتر رویۀ استادِ دور از دسترسم دورکیم را اتخاذ کردم، تا رویه استاد در دسترسم "سارتون". الگوی کار دورکیم برای من از همه مناسبتر می نمود . من می خواستم و هنوز هم می خواهم نظریه های راجع به ساختار اجتماعی و دگرگونی اجتماعی را بهبود بخشم ، زیرا این نظریه ها به ما کمک می کنند تا دریابیم که نهادهای اجتماعی و خصلت زندگی اجتماعی به همین سان که هستند چگونه به وجود می آیند. همین تعلق به جامعه شناسی نظری مرا واداشت تا از پرداختن به موضوعهای تخصصی که در جامعه شناسی نیز مانند رشته های رو به تکامل دیگر دستور روز شده است(و به نظر من تقریبا می بایست هم چنین شده باشد) ، پرهیز کنم. برای مقاصد من ، بررسی انواع موضوعهای جامعه شناختی ، ضرورت داشته است.» 
مروتن، پایه گذار اصلی جامعه شناسی علم بود. وی  بعد از اینکه رساله دکتری خود را در سال 1935  تحت عنوان "علم ، تکنولوژی و جامعه در قرن 17 انگستان"  به پایان رسانید، با انجام یکی دو کار کم اهمیت ‌تر دیگری بعد از این رساله معروف، پایه‌ های مستحکم را برای برپائی جامعه‌ شناسی علم بنا کرد. بدین ترتیب جامعه ‌شناسی علم در سال ‌های 1960 در آمریکا جای پای خودش را محکم کرد. بعد از رسميت يافتن جامعه‌ شناسى علم در آمريکا علاقه به تحقيقات در اين حوزه در کشورهاى ديگر چون: انگلستان، در فرانسه، در شوروی، در سوئد، هلند، ژاپن و.. نيز قوت گرفته است. تعریف جامعه شناسی علم رشته ای علمی است که روابط درونی علم (به ‌معنای Science) را به ‌مثابه یک نهاد اجتماعی با هنجارهای اجتماعی دیگر مورد بررسی قرار می دهد. مرتون در این رشته به بررسی نظام ارزشی و نظام پاداش دهی علم پرداخته و معتقد است علم به‌ مثابه یک نهاد دارای نظام ارزشی مشخص است. او ارزش های جامعه علمی را جهان روایی، اشتراک گذاری، بی غرضی و شکل سازمان یافته می داند. نظام پاداش دهی نیز شامل اعطای افتخار به نوآوری و ابتکار است. از نظر مروتن علم نباید خدمت گذار الهیات، اقتصاد یا دولت شود. کارکرد این مسئله حفظ استقلال علم است. نادیده گرفتن این مسئله علم را در معرض کنترل مستقیم سایر کارگزاران نهادی قرار می دهد و جایگاه آن در جامعه به طور فزاینده ای بی ثبات می گردد. 
اصطلاحاتی نظیر تئوری های میان‌ مدت، نمونه نما، پیامدهای پیش بینی نشده، کنش اجتماعی هدف مند، تعادل اجتماعی، گروه نقشی، کارکردهای آشکار و پنهان، پیش بینی کام ‌بخش، اجتماعی ‌شدن مورد انتظار و گروه مرجع از اصطلاحاتی است که توسط مرتون وارد جامعه شناسی شده است. در ذیل به برخی از مهم ‌ترین مفاهیم مرتون اشاره می شود: تئوری حدّ وسط (Middle Range Theory) دقیقاً به پدیده ها یا واقعیت های اجتماعی، که قابلیت بررسی و مطالعه آزمایشی دارند، و در تجربه اجتماعی و زندگی عملی و روزمره دیده می شوند، مربوط می شود. این پدیده ها و واقعیت های اجتماعی نه آن ‌قدر کلی و مجرد هستند که نتوان آن‌ها را به مشاهده و تجربه آزمایش درآورد و نه آن‌ قدر ریز و خرد که در حیطه جامعه شناسی نگنجد. تئوری حدّ وسط از مقولات و پدیده هایی سخن می گوید که قابل مطالعه باشند و این دقیقاً به خرده‌ گروه ها و خرده ‌فرهنگ های داخل نظام اجتماعی باز می گردد. مرتون مشخص کرد که آن‌ ها نتوانسته اند خود را با ایدئولوژی حاکم وفق دهند؛ این امتیازی بود که مرتون به کل مکتب ساختی کارکردگرایی انسجامی اعطا کرد و در عین حال انتقاد بزرگی بر تئوری پارسونز بود. این نظریه در جامعه شناسی از نظر مرتون دارای چندین ویژگی است: 1. راهنمای تحقیق و مطالعه تجربی است. 2. به مطالعه سیستم های اجتماعی می پردازد. 3. در پی مطالعه طبقات، رفتار جمعی، سازمان و تغییرات اجتماعی است. 4. راهی در توضیح جزئیات غیر تعمیم یافته است. 5. نظریه های دارای برد متوسط به اندازه ای جدا از یکدیگر هستند که توان مطالعه اطلاعات متعدد را دارند. در این صورت متوجه پیش فرض هایی هستند که قابلیت آزمایش تجربی دارند. 6. دربردارنده مجموعه های محدودی از پیش فرض هاست که از تحقیق تجربی گرفته شده است. 7. نظریه های برد متوسط از یکدیگر جدا نیستند بلکه شبکه های تئوریکی را ایجاد می کنند. 8. تبیین گر و تفکیک کننده مشکلات موجود در نظریه های کلان و خرد هستند. 9. این نظریه ها بیشتر با تنوع سیستم های تفکر جامعه شناختی رابطه دارند. 10. نظریه هایی مرتبط با جامعه شناسی کلاسیک هستند. مفهوم کژکارکرد (Dysfunction) ابداع مفاهیمی نظیر کارکردهای آشکار و پنهان، کارکرد مثبت و منفی و ... توسط مرتون، آشکارا دیدگاه کارکردی پارسونز که متوجه وجود کارکرد برای همه پدیده ها و تأکید بر مثبت بودن کارکردهاست، را نقد کرده است. به عقیده مرتون همچنان که ساختارها یا نهادها می توانند به حفظ بخش های دیگر نظام اجتماعی کمک کنند، می توانند برای آن‌ها پیامدهای منفی نیز داشته باشند، برای مثال، برده داری در ایالات متحده آمریکا برای جنوبی های سفیدپوست پیامدهای مثبتی چون نیروی کار ارزان، کمک به اقتصاد پنبه کاری و منزلت اجتماعی داشت. اما کژکارکردهایی چون وابسته ساختن شدید جنوبی ها به اقتصاد کشاورزی و در نتیجه، عدم آمادگی برای صنعتی شدن، را نیز به همراه داشت. دست کم، بخشی از نابرابری طولانی میان شمال و جنوب در امر صنعتی شدن، را می توان به کژکارکردهای نهاد برده داری در جنوب آمریکا نسبت داد.   مفهوم بی کارکرد (Non-function) مرتون مفهوم بی کارکرد را به‌عنوان، عملکردهایی که برای یک نظام دردی را دوا نمی کنند، مطرح کرد. از جمله این بی کارکردها، صورت های اجتماعی "به جا مانده" از دوران تاریخی پیشین، می باشند. اینها ممکن است در گذشته پیامدهای مثبت یا منفی داشته باشند، اما در جامعه معاصر هیچ اثر مهمی ندارند.   مفهوم تعادل خالص (Net Balance) مرتون به این پرسش که آیا کفه کژکارکردها سنگینی می کند و یا برعکس، این مفهوم را مطرح کرد. سودمندی این مفهوم از اینجا ناشی می شود که جامعه­شناسان را به مسأله اهمیت نسبی کارکردها سوق می دهد. به نظر مرتون نمیتوان کارکردهای مثبت و منفی را روی هم جمع کرد و بعد به طور عینی تعیین نمود که کدام بیشترند، زیرا فضای مورد بحث چندان پیچیده و مبتنی‌بر داوری های ذهنی اند که به آسانی نمی توان آن‌ها را محاسبه کرد.   کارکرد پنهان و آشکار (Manifest and Latent Function) کارکردهای آشکار آن‌هایی اند که با قصد قبلی صورت می گیرند، در حالی که کارکردهای پنهان بدون قصد قبلی انجام می گیرند. برای مثال در آمریکا، کارکرد آشکار برده داری، افزایش بازدهی اقتصادی جنوب بود، اما کارکرد پنهان آن ایجاد یک طبقه محروم بود که برای افزایش منزلت اجتماعی سفیدپوستان جنوب، از غنی گرفته تا فقیر، کار می کردند. مرتون این نکته را آشکار کرد که پیامدهای پیش­بینی­نشده و کارکردهای پنهان، یکی نیستند. یک کارکرد پنهان هرچند که نوعی پیامد پیش­بینی­نشده است، اما پیامدی است که برای یک نظام معین خاصیت کارکردی دارد "گیدنز" به تعبیری دیگر تمایز کارکرد آشکار و پنهان را از دید مرتون چنین بیان می دارد: «کارکرد آشکار کارکردهایی هستند که برای شرکت کنندگان در نوع ویژه ای از فعالیت اجتماعی شناخته شده و مورد انتظار است. کارکردهای پنهان نتایج آن فعالیت هستند که شرکت کنندگان از آن آگاه نیستند.» انحرافات اجتماعی مرتون جهت تبیین انحراف اجتماعی  افراد را به دو گروه بزرگ به  هنجارها و کجروها تفکیک می کند. دو گروه بزرگ از افراد را تفکیک می کند: 1- به نجارها 2- کجروها به هنجارها تابع فرهنگ اصلی و مسلط جامعه هستند و کجروها در چهار دسته کوچک‌ تر نماینگر خرده فرهنگ های گوناگون می شوند. همنوایان یا بهنجارها توانسته اند میان اهداف فرهنگی و راه های فرهنگی تطابقی کارکردی و متناسب ایجاد کنند و همنوا با این تناسب کنش کنند. 
مرتون دارای 12 اثر تالیفی، یازده مورد تصحیح یا ویرایش کتاب ،125 مقاله و 120 مورد نقد و بررسی کتاب بود. کتاب "تئوری اجتماعی و ساختار اجتماعی" (Social theory and social structure) کتاب اصلی مرتون است. از جمله سایر آثار وی عبارتند از: - علم و ساختار اجتماعی (on social structure and Science) - تبعیض و عقیده آمریکایی (Discrimination and the American creed) تعدادی از مهمترین مقالات وی عبارتند از : - اولویت‌ها در کشف علمی - تشخیص و امتیاز علمی - هوی و هوس دانشمندان - سیستم‌های پاداش و ارتباطات علم - الگوهای رفتاری دانشمندان - الگوهای ارزیابی در علم - سن و ساخت سنی در علمی 
ساخت اجتماعی و بی‌هنجاری (Social Structure and Anomic) در این کتاب مرتن را علاقمند به بررسی رفتار فردی می پندارند و تا حدود زیادی نیز چنین است، لیکن هدف کلی او القاء یک نوع شناسی (Typology) از شیوه های رفتار است. وی در این کتاب کار را با توصیفی از عقیده خود درباره ساخت های اجتماعی و اینکه آن ساخت‌ها چه کاری انجام می دهند، آغاز می کند. وی تبیین مسئله انحراف را براساس فرضیه های فردگرایانه و روان ‌شناختی نیز مردود می داند. او می خواهد ثابت کند که ساخت اجتماعی تنوعی از شیوه های کنش (شیوه انطباق) را در اختیار اشخاص قرار می دهد و نیز اینکه این شرایط ساختی است که علت ریشه ای انحراف اجتماعی است. او به نفس انحرافات یا جنایات علاقمند نیست، بلکه به ریشه های ساختی اجتماعی گرایش افراد به راه های نامطلوب کنش علاقمند است. در حقیقت با شرایطی که او توصیف می کند، انحراف عملاً رفتاری هنجاری است. اشخاص منحرف نه عجیب و غریب اند و نه نقص روان‌ شناختی دارند. آن‌ها کاری را انجام می دهند که در شرایط خاص از آن‌ها انتظار می رود. مرتن این نکته "انجام دادن آنچه انتظار می رود" را محور تبیین خود می داند. او نشان می دهد که چگونه، بروز انواع مشخصی از عمل در شرایط اجتماعی معین، هنجاری و قابل پیش بینی است و این تبیین کاملاً جامعه شناختی است.   کتاب مشکلات اجتماعی معاصر مرتن در این کتاب مدعی شده است با اینکه نظریه مورد توافقی تحت عنوان "نظریه مشکلات اجتماع" وجود ندارد، ولی باید تلاش ها را در ارتباط با مسائل پیچیده جامعه صنعتی قرار داد.   جامعه شناسی امروز، مشکلات و آینده نگری مرتن در این اثر به طرح مشکلات عمده اجتماعی پرداخته است و در ضمن مشکلات جامعه شناسی امروز و نظریه جامعه شناختی را مورد توجه قرار داده است. 
مرتون در سال 2003 به علت ابتلا به بیماری سرطان درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۱۲

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۱۴

رابرت مرتون

خلاصه زندگی نامه

 رابرت کینگ مرتون، جامعه شناس  و نظریه پرداز مشهور مکتب ساختگرا-کارکردگرایی قرن بیستم که از پایه گذاران اصلی رشته جامعه شناسی علم در امریکا بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع