ذبیح الله بهروز ساوجی، معروف به ذبیح بهروز، در تاریخ 26 تیر 1269 برابر با 10 ذیحجه 1308 در تهران زاده شد. پدرش، "میرزاابوالفضل ساوجی" از طایفه شاملو و ساکن نیشابور، طبیب، ادیب، ریاضیدان و از خوشنویسان عصر قاجار و یکی از نویسندگان نامه دانشوران بود. ذبیح تا سال 1310 ش در وزارت معارف و مالیّه اشتغال داشت تا اینکه تدریس ریاضیات در دانشکده هواپیمایی به او واگذار شد. ضمناً وی در چند مدرسه و از جمله مدرسه عالی تجارت و دارالفنون هم تدریس می کرد. او سالها ریاست کتابخانه باشگاه افسران را نیز داشت و در سال 1344 ش بازنشسته شد و در سال 1350 درگذشت. 
بهروز تحصیلات مقدماتی را در کالج امریکایی تهران به پایان برد و در سال 1289 ش به مصر رفت و ده سالی در قاهره مشغول فراگرفتن زبان عربی و علوم اسلامی بود تا آنکه در سال 1299ش به کمبریج رفت و به تحصیل ریاضیات پرداخت و در این رشته فوق لیسانس گرفت. 
هنگام اقامت ذبیح الله بهروز در انگلستان؛ "ادوارد براون"، ایران‌ شناس مشهور بریتانیایی وی را برای تدریس زبان فارسی به دستیاری خود برگزید و ذبیح پنج سال در این سمت باقی بود. براون در "تاریخ ادبی ایران" از او به شایستگی یاد کرده است. ذبیح پس از چند سال، با دلزدگی از جریان شرق شناسی انگلیسیها، به آلمان رفت و در آنجا با خاورشناس مشهور، "یوزف مارکوارت"، و دیگران آشنا شد، لیکن از ایشان هم طرفی برنبست و درسال 1304 ش به ایران بازگشت. 
بهروز طنزپرداز و نمایشنامه نویسی متبحّری بود. از او آثار چندی برجای مانده است: طنزها برخی از مجموعه آثار طنز و هزل وی در آلمان در سال 1364 ش عبارتند از: - گَنْدِ بادآورد: تقلیدی هجوآمیز از "نعت" در مثنویهای کهن فارسی، به وزن و سبک "لیلی و مجنون" اثر "نظامی"، که بخش معروف تر آن "لیله المعراج" یا "معراج نامه" است. بهروز در معراج نامه با اسم مستعار “ابن دیلاق”، به سبب احساسات ملی گرایی افراطی و عرب ستیزی غیرعقلایی، مسئله وحی الهی و معاد را به تعریض گرفته است. - مِرآت السّرائر: این اثر که به نظم و نثر بوده در هجو و تمسخر دو شرق شناس خیالی، پروفسور "شُل کُن هایْم" و پروفسور "سِفت کُن بِرْگ" است. نثر آن به شیوه تذکره نویسی قدیم فارسی نوشته شده و نظم آن به تقلید از مثنوی مولوی سروده شده است و بخشی از آن با عنوان "گَنْدِستان" به سبک مقدمه گلستان سعدی و بخشی دیگر متضمّن دوازده قطعه به تقلید از بوستان است. قریحه طنزگویی بهروز در این اثر دست کمی از "عبید زاکانی" ندارد، چندانکه نهج و نمط خلاّق و تأثیر و مقام مرآت السرائر او را در ادب فارسی معاصر، همسان با اثر مشهور "جیمز جویس ایرلندی" با عنوان "بیداری فینیگانها" دانسته اند. نمایشنامه ها ذبیح جز آثار طنز که قریب به ده رساله است، چندین نمایشنامه نیز نوشته است که عبارتند از: - جیجک علیشاه: نخستین اثر بهروز در رشته طنزپردازی و نمایشنامه نویسی، نمایشنامه "جیجک علیشاه" در سال 1302 ش در برلین  بود که فضای درونی جامعه اشرافی عصر قاجار را با انتقادی گزنده به نمایش می گذارد. - شاه ایران و بانوی ارمن: که داستان خسرو پرویز و شیرین را بازگفته است. - شب فردوسی: که در جشن هزاره فردوسی به نمایش درآمده بود. - در راه مهر: که زندگی حافظ شیرازی و روح عرفان ایرانی در آن نمایش یافته است. - حکیم باشی و خویشتن: که از اینها جز نام چیزی در دست نیست. دیگر کارهای ادبی - فرهنگ کوچک تازی به فارسی - آیین بزرگی: که ترجمه کتاب "الادب الکبیر" اثر "ابن مقفّع" بوده و از نمونه های رسا و زیبای فارسیِ سره به شمار می رفته است. - ترجمه ای به نام "تاجداران یمن" که چاپ نشده است. 
تأسیس انجمن زبان ایرانبهروز در سال 1308 ش، انجمن زبان ایران را بنیاد نهاد. او از جمله کسانی بود که به زدودن زبان فارسی از واژگان عربی اعتقاد داشت و این اعتقاد را در رساله "زبان ایران: فارسی یا عربی" در سال 1313 ش ابراز کرده است، وی در این رساله سرچشمه دانش و هنر را سرزمینهای آریایی دانسته و نظریات او در مبحث اشتقاق طبیعی در زبان فارسی، کمابیش مصیب است، اما در مباحث معناشناسی و شناخت ریشه های لغات، گاه مطالبی غیر علمی بیان می کند. او همچنین زمانی مأمور واژه سازی برای اصطلاحات نظامی شد که به جهت آنچه با یاران خود در ستاد ارتش آن زمان برساخت، با نقد و اعتراض برخی از ادیبان و استادان زبان شناس ایرانی روبرو شد. فعالیت مطبوعاتی ذبیح از بنیانگذاران "انجمن ایرانویج" بود و با "محمد مقدم" و "صادق کیا" در نشریه این انجمن، "ایران کوده"، همکاری می کرد و پنج جزوه آن نشریه نوشته اوست با عنوانهای "در راه مهر"، "دبیره"، "خطّ و فرهنگ"، "تقویم و تاریخ در ایران" و "تقویم نوروزی شهریاری" که در شماره های دوم و هشتم، ضمن بررسی تاریخ خط در ایران و انیران، خط ابداعی خود را به نام "کودک دبیره" برای آموزش پیشنهاد کرد، چنانکه در تعلیم ریاضی نیز روش خاصی ابداع کرده بود. 
بهروز به خاورشناسان و تحقیقات آنان درباره ایران بدبین و از جمله نخستین کسانی بود که در مقابل اندیشه های آنان پایداری می نمود. بر همین اساس، و نیز برحسب گمان ورزیهایی که از ملی گرایی افراطی او سرچشمه گرفته بود، بر آن بود که "اسکندر مقدونی" در تاریخ وجود نداشته، و انجیل سخنان "مهر" است، و هر چه شرق شناسان در این خصوص نوشته اند، قصد توهین به ایرانی و محو آثار و تأثیر فرهنگ ایرانی را داشته اند. این سخنان او باعث تخطئه عقاید او از سوی دیگران می شد. نتایج تعصبات بهروز درباره پیشینه ایران باستان تعصّب ذبیح درباره پیشینه ایران باستان، باعث شد که در نوشته هایش راجع به تاریخ و گاهشماری، مطالبی غیرعلمی بیان کند، نظیر اینکه الفبا نخست 35 قرن پیش از میلاد، در ایران، و سپس توسط زرتشت در سده هفدهم پیش از میلاد، اختراع شد و چون زرتشت منجّم بود، نخستین رصدهای نجومی و حسابهای تقویمی نیز از اختراعات اوست. در همان دوران، "مجتبی مینوی" با امضای "علینقی استرآبادی"، نقدی تند بر کتاب تقویم و تاریخ در ایران او نوشت که در مجله یغما منتشر شد. 
ذبیح بهروز در تاریخ 21 آذر 1350 و در سن 82 سالگی درگذشت. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۶:۰۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۶:۰۸

ذبیح بهروز

خلاصه زندگی نامه

 ذبیح الله بهروز ساوجی، معروف به ذبیح بهروز، نویسنده، نمایشنامه نویس و محقّق معاصر ایرانی که بنیانگذار انجمن زبان ایرانی بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع