دوروتی ای. اسمیت (Dorothy E. Smith) در تاریخ 6 جولای سال 1926 در شمال انگلستان به دنیا آمد. او در جوانی در شغل ‌های مختلفی کار کرد. در 25 ‌سالگی در یک کارخانه انتشارات به انجام امور منشی‌ گری می‌ پرداخت. سپس به انگیزه یافتن شغل بهتر به مدرسه اقتصاد لندن رفت و در رشته جامعه شناسی لیسانس گرفت . بدین ترتیب به ادامه تحصیل در این رشته علاقه مند شد. دوروتی درسال 1955 به امریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیا واقع در بروکلی  ادامه تحصیل داد. در فاصله سال های 1964 و 1965 زمانی که وی در بر‌کلی تدریس می ‌کرد، تازه موضوعات زنان مطرح شده بود. بیشتر اوقات او تنها زنی بود که در بین چهل‌ و چهار استاد دانشکده تدریس می ‌کرد. ولی البته موقعیت چندان مشخصی هم نداشت. اسمیت از مهاجر بودن در جایی که هیچ خانواده‌ای نداشت رنج می ‌برد. بنابراین، به انگلستان بازگشت با اینکه زندگی در انگلستان را دوست نداشت. اسمیت طی دو سالی که آن ‌جا بود، به طور طاقت‌ فرسایی کار می ‌کرد و سه شغل داشت. در عین حال چون با جنگ ویتنام مخالف بود، نمی ‌خواست به امریکا برگردد. از همین رو کانادا را برای زندگی انتخاب کرد و  در سال 1977 با دو پسرش به "اونتاریو" در تورنتو رفت تا در گروه جامعه ‌شناسی در انجمن مطالعات آموزشی اونتاریو تدریس کند. در آن‌ جا  به نظریه پردازی و تالیف دیدگاههایش درباره جامعه ‌شناسی زنان مشغول شد. وی سالها به امر تدریس و پژوهش اشتغال داشت و می توان به چند عنوان شغلی وی به اختصار اشاره کرد: جامعه شناس پژوهشگر در دانشگاه برکلی، مدرس جامعه شناسی در دانشگاه اسکس، کالچستر لندن، استادیار و استاد در گروه جامعه شناسی دانشگاه بریتیش کلمبیا و از سال 1977 استاد جامعه شناسی آموزش و پرورش در مؤسسه تحقیقات آموزشی انتاریوی تورنتو. اسمیت با رویکرد زن محور جامعه ‌شناسی ‌ای را برای زنان و مردم ایجاد کرد که با دیدگاه‌ های یک مادر و همسر دربارۀ واقعیت‌ های جهان روزمره‌ اش آغاز می ‌شود. بدین ترتیب وی امکان تحقیق اجتماعی در واقعیت‌ های به‌ هم‌ چسبیده روزمره و عملکردهای روزمره را فراهم کرد. 
دوروتی اسمیت در خانواده ای دارای سه برادر به دنیا آمد که یکی از برادرانش به جهت تحقیق بر روی آگاهی به عنوان یکی از فرایندهای مغز شهرت یافت و برادر دیگرش نیز شاعر شناخته‌ شده ای بود. ازدواج وی زمانی که در مدرسه اقتصاد لندن تحصیل می ‌کرد، با "بیل اسمیت" آشنا شد. آن ‌ها تصمیم به ازدواج گرفتند تا تحصیلات تکمیلی را در بر کلی ادامه دهند. دوروتی اسمیت زمانی که روی تز دکترایش کار می ‌کرد دو فرزند داشت، اما بعد از مدتی کار این زوج ‌به طلاق کشید. و این یک شوک برای دوروتی اسمیت بود. 
از جمله عوامل مهم اثر‌گذار بر اسمیت جنبش‌های زنان بود، که او را به ‌شدت درگیر کرده بود. بخشی از این اثر‌گذاری در دانشگاه کلمبیای انگلستان صورت گرفته بود. اسمیت در آن ‌جا در فرایند ایجاد برنامۀ مطالعات زنان بسیار مؤثر بود. او در آن‌ جا یکی از اولین کرسی ‌های مطالعات زنان را بر عهده داشت. "هلکا ژاکومبان (انسان‌ شناس)"، "مردیت کیم بال (روان‌ شناس)"، "آنت کولوندی" سایر زنانی بودند که کرسی های مطالعات زنان را در اختیار داشتند. آن‌ها با کمترین کتاب‌ ها و امکانات برای تدریس شروع کردند و گاهی حتا مجبور بودند، خودشان آن‌ ها را فراهم کنند. 
در زندگی فکری اسمیت سه زمان مهم وجود دارد: نخست، رفتن به مدرسه اقتصاد لندن زمانیکه 26 ساله بود و اینکه مجذوب جامعه شناسی شد. دیگری دوره ای که با "توماتسو شیبوتانی" در برکلی آشنا شد که همین آشنایی بعدا زمینه ساز درگیر عمیق تر با پدیدار شناسی به نام "موریس مرلوپونتی" شد. آخری و شاید بزرگتر از همه پیوستن به جنبش های زنان بود که برای او تحول کلی آگاهی در سطوح چند گانه ای بود. 
اسمیت به همراه "جسی برنارد" از جمله نظریه پردازان جامعه شناس و فمینیستی هستند که سهم به سزایی در پیشبرد فمینیسم داشتند. فمینسم نظریه جنبش زنان است. این نظریه جهان مردان و زنان را پدیده ای اجتماعی و سیاسی توصیف می کند. انسان ها یاد می گیرند که مرد یا زن باشند به علاوه زنان به نحوی جامعه پذیر می شوند که نقشی تابع مردان را بپذیرند. اما فمینیست ها هم بر حسب دیدگاه هایشان درباره سرشت جنسیت، سازو کارهای فرادستی مردان و هدف جنبش زنان از یکدیگر متمایزمی شوند. اسمیت دراین حوزه رویکرد فمینیسم زن محور دارد. جنیست اصلی ترین مقوله  تحلیل اجتماعی اسمیت تلاش می کرد درک زنان را از نیروهای اجتماعی که به زندگی آنان شکل داده افزایش دهد. وی جنسیت را اصلی ترین مقوله  تحلیل اجتماعی می داند. یعنی جنسیت به خویشتن، نهاد ها، فرهنگ و سیاست جامعه ساختار می دهد. علاوه  بر این اسمیت مدعی است که نگرش زنان به جهان بیانگر تجربیات اجتماعی منحصر به فرد آن هاست. یعنی زنان روش های خاص خود را برای شناخت دارند. او معتقد است که تجربیات، ارزش ها و روش های تفکر زنان آشکارا جایی میان دانش های مسلط ندارد. مثلاً جامعه شناسی ساخته  مردان و برای آن هاست. در مباحث جامعه شناسی مردان کنشگران اصلی اند و زنان به میزان عمده ای کنار گذاشته شده اند. موضوعات و عناوین اصلی جامعه شناسی نشانگر ارزش ها و تجربیات مردان است. اما جهان زنان نادیده گرفته شده است یا در حاشیه قرار گرفته است. جامعه شناسی با تبدیل جامعه شناسی مردانه به جامعه شناسی عمومی، نادانسته به ابزاری برای بیگانه کردن زنان از زندگی شان تبدیل شده است. جامعه شناسی فمینیستی زن محور اسمیت به دنبال جامعه شناسی ایی است که زنان را به عاملان اجتماعی تبدیل کند تا آگاهانه زندگی شان را بسازند. این جامعه شناسی بر نابرابری جنسیتی و ستم بر زنان در جامعه تأکید دارد. هم چنین اسمیت به دنبال جامعه شناسی انتقادی است که برای زنان سودمند باشد و زنان را از نظام پدرسالاری اجتماعی آزاد سازد. این نوع جامعه شناسی برعکس جامعه شناسی مرد محور که به دنبال فرآیند های انتزاعی است، زنان را همانگونه که خودشان را در زندگی واقعی می یابند نشان خواهد داد، محیط، روابط و فعالیت های روزانه نقطه  شروع این دانش خواهد بود. براین اساس او به جامعه شناسی به عنوان دانش مردسالار، ساخته شده به دست مردان که به روایت های کلان ومفاهیم انتزاعی جدا شده از بافت اجتماعی می پردازد، انتقاد می کند وبه دنبال حضور زنان به عنوان کنشگران فعال درگیر در واقعیت زندگی روزمره در جامعه شناسی است، جامعه شناسی که در درجه نخست به انسان های واقعی دارای نیاز های عینی بپردازد. نقد فمینیسم زن محور از جانب رنگین پوستان از اولین کسانی که به مخالفت با فمنیسم جنس محور برخواستند فمنیست های رنگین پوست وکارگر بودند. آنان زن محوران را به خاطر انعکاس دغدغه ها، حساسیت ها وعلایق معطوف به زنان سفید پوست متعلق بر طبقات متوسط رو به بالا، محکوم می کنند وبه خواسته فمینیست های زن محور مبنی بر جدایی زنان ومردان پاسخ منفی می دهند چرا که آن ها نه تنها ستم جنسیتی بلکه با ستم نژادی وطبقاتی نیز دست وپنجه نرم می کنند واز این حیث با مردان بسیاری هم درد وهم داستانند که نیاز به اتحاد در عمل با آن ها دارند. فمنیست های کارگر براین عقیده اند که فمنیسم جنس محور زندگی وتجربیات زنان طبقات پایین را به حاشیه می کشند در حالی که آن ها برای رهایی واقعی، زنان را در جایگاه وموقعیت طبقاتیشان در نظر می گیرند و از این حیث امر مشترک مبارزه ، کما کان از دل نگاه طبقاتی بیرون کشیده می شود. نقد فمینیسم زن محور از جانب فمنیست های پست مدرن از نقدهای اساسی دیگر به این رویکرد فمنیستی، نقد فمنیست های پست مدرن را می توان مطرح کرد. بنا بر اعتقاد فمنیست های پست مدرن محوریت ومبنای ضروری دانش وسیاست فمنیستی را نباید"زن "بودن یا همان جنس در نظر گرفت چون بر این اساس به هویت بسیاری از زنان مشروعیت و در عوض هویت جنسی بسیاری از زنان را طرد می کند. بنا بر اعتقاد فمینیست های پست مدرن هیچ هویت جنسی مرکزی بر پایه تمایلات روانی یا ارزش های فرهنگی یا جایگاه اجتماعی مشترک وجود ندارد که زنان را به دقت از مردان متمایز کند. 
اسمیت از جمله جامعه شناسان پرکاری بوده است که قسمت عمده حیات خویش را صرف تدریس و تالیف نمود. از جمله عمده ترین آثار وی عبارتند از: - آمار هایی درباره  زنان و بیماران روانی: چرا به این آمار ها بی توجهی می شود (1975) - فمینیسم و مارکسیم: نقطه  آغاز، راه حرکت (1977) - جهان روزانه به عنوان یک مسئله: جامعه شناسی فمینیستی(1978) - هرکجا ستمگری است، تفاوت هم هست (1979) - زنان، طبقه و خانواده (1981) - کی از نظر روانی بیمار است: کالبد شکافی یک ماجرای واقعی (1987) - عملکردهای ذهنی قدرت: دانش جامعه شناسی فمینستی (1990) - متون، واقعیت ها و زنانگی: بررسی روابط حاکم (1990) - نوشتن درباره جامعه: انتقاد، نظریه و تحقیقات (1999) - مادری برای آموزش: همراه با آیسون گریفیس (2004) - قوم نگاری نهادی: جامعه شناسی برای مردم (2005) - اهمیت فهم فرهنگ سازمانی - قدرت متحد در جهانی سازی دنیا ... - ... تغییر تمایلات جنسی در آیینی فراپدر سالاری - کاپیتان جان اسمیت: Jameston و تولد رویای امریکایی 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۱۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۴۱:۱۲

دوروتی اسمیت

خلاصه زندگی نامه

 دوروتی ایدیت اسمیت، معروف به دوروتی ای. اسمیت و دوروتی اسمیت، نظریه پرداز و جامعه شناس فمینیسم قرن بیستم که در زمینه ایجاد جامعه شناسی با رویکرد زن محور تلاش نمود.

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع