دارن آرنوفسکی (Darren Aronofsky) در 12 فوریه 1969 در بروکلین نیویورک آمریکا به دنیا آمد. پدر و مادر او " ابراهام و شارلوت آرنوفسکی" هر دو معلم مدرسه بودند؛ او بطور یک یهودی بزرگ شد، خود در این باره می گوید: «من به عنوان یک یهودی فرهنگی بزرگ شدم اما در طول زندگی ام حضور معنوی بسیار کمی در معبدها داشته ام.» پدر و مادر آرنوفسکی اغلب او را به اجراهای تئاتر "برادوی" می بردند که علاقه شدید او را به هنر تئاتر، فیلم و تلویزیون در او برانگیخته کرد. فیلم های آرنوفسکی بیشتر مضامین فلسفی دارند؛ او فیلمهایی سینمایی چون "پی"، "مرثیه ای برای یک رؤیا"، "کشتی گیر"، قوی سیاه"، "نوح" و ... را در کارنامه خود دارد. فیلمهایی او از جمله "کشتی گیر" به عنوان یک فیلم ضد ایرانی و فیلم "نوح" در میان گروه های مذهبی مسیحی و مسلمان با انتقادات بسیاری همراه بوده است.  

دارن آرنوفسکی (Darren Aronofsky) در 12 فوریه 1969 در بروکلین نیویورک آمریکا به دنیا آمد. پدر و مادر او " ابراهام و شارلوت آرنوفسکی" هر دو معلم مدرسه بودند؛ او بطور یک یهودی بزرگ شد، خود در این باره می گوید: «من به عنوان یک یهودی فرهنگی بزرگ شدم اما در طول زندگی ام حضور معنوی بسیار کمی در معبدها داشته ام.» پدر و مادر آرنوفسکی اغلب او را به اجراهای تئاتر "برادوی" می بردند که علاقه شدید او را به هنر تئاتر، فیلم و تلویزیون در او برانگیخته کرد. فیلم های آرنوفسکی بیشتر مضامین فلسفی دارند؛ او فیلمهایی سینمایی چون "پی"، "مرثیه ای برای یک رؤیا"، "کشتی گیر"، قوی سیاه"، "نوح" و ... را در کارنامه خود دارد. فیلمهایی او از جمله "کشتی گیر" به عنوان یک فیلم ضد ایرانی و فیلم "نوح" در میان گروه های مذهبی مسیحی و مسلمان با انتقادات بسیاری همراه بوده است.  


دارن آرنوفسکی از دبیرستان معتبر "ادوارد مارو" فارغ التحصیل شد و به عنوان یک زیست شناس در سال های 1985 و 1986 به ترتیب به "کنیا" و "آلاسکا" رفته و در این کشورها آموزش دیده است. او در سال 1987 در رشته فیلمسازی از دانشگاه هاروارد به مطالعه پرداخت و در سال 1991 از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. او در دوران دانشجویی خود در هاروارد علاقه شدیدی به فیلم پیدا کرد. فیلم پایان نامه او،Supermarket Sweep، فینالیست جشنواره جوایز آکادمی دانش آموزان در سال 1991 شد، این نخستین فیلمی بود که او ساخت.  

دارن آرنوفسکی از دبیرستان معتبر "ادوارد مارو" فارغ التحصیل شد و به عنوان یک زیست شناس در سال های 1985 و 1986 به ترتیب به "کنیا" و "آلاسکا" رفته و در این کشورها آموزش دیده است. او در سال 1987 در رشته فیلمسازی از دانشگاه هاروارد به مطالعه پرداخت و در سال 1991 از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. او در دوران دانشجویی خود در هاروارد علاقه شدیدی به فیلم پیدا کرد. فیلم پایان نامه او،Supermarket Sweep، فینالیست جشنواره جوایز آکادمی دانش آموزان در سال 1991 شد، این نخستین فیلمی بود که او ساخت.  


مهم ترین ویژگی‌های مشترک اغلب فیلم‌های آرنوفسکی، فضای سورئال آنهاست و پرتاب شدن های ناگهانی از یک دنیا به دنیایی دیگر با مختصات و احساسات متفاوت و متناقض. چنین فضایی این امکان را فراهم می کند تا در غالب فیلم‌های او پیچیدگی‌های فرمی و محتوایی به درهم ‌آمیزی‌های جذاب میان خیال و واقعیت منجر شود. همچنین "بقا" و میل حفظ آن، عنصر مضمونی تقریبا ثابتی در آثار آرنوفسکی است که به اشکال گوناگون و با شدت و ضعف در فیلم هایش قابل ردیابی است. نقش دین و مذهب در یافتن حقیقت جهان در فیلم "پی" آرنوفسکی در سال 1997 فیلم "پی" را ساخت؛ فیلم "پی" که یک تریلر روانشناسانه به حساب می آید، با لایه‌های عمیق فلسفی و پیچیدگی‌ های ساختاری خود، به مفهوم کشف حقیقت و چیستی آن می ‌پردازد. در این فیلم نقش دین و مذهب در یافتن حقیقت جهان و درک ماهیت آن از مسیر منطق ریاضی به چالش کشیده می شود. قهرمان فیلم -مکس- از مذهب فراری است ولی برای کشف حقیقت مدت‌ها به خورشید زل می‌زند. آرنوفسکی با اینکه یهودی است درباره خود می‌گوید که کاری با آموزه های دینش ندارد. در "پی" روحانیان یهودی از پس فرمول‌های ریاضی به‌ دنبال کشف رمز اسم اعظم و اسرار الهی در تورات هستند تا با آن تجارت کنند. رفت و برگشت های زمانی از ویژگی‌های مشخص این فیلم است که با پیچیدگی‌های مضمونی تناسب آشکاری دارد. آرنوفسکی برای کارگردانی فیلم "پی" جایزه ساندنس را گرفت. جستجوی آرامش در فیلم "مرثیه ای برای یک رؤیا" آرنوفسکی در سال 2000 فیلم "مرثیه ای برای یک رؤیا" را ساخت. او خود نویسندگی و کارگردانی این فیلم را برعهده داشت. فیلم "مرثیه ای بر یک رویا" با بازی جنیفر کانلی به زندگی 4 معتاد می پردازد که 3 نفرشان به مواد مخدر و یکی شان به تلویزیون و قرص های لاغری اعتیاد دارند. رویاها و توهمات آنها بستری است برای همان بازی‌های فرمی و محتوایی میان واقعیت و خیال. آنها که در جستجوی آرامش اند عملا با توسل به اعمالی خلاف طبیعت انسانی، گرچه به آرامش‌های آنی و مقطعی دست می‌ یابند اما قدم به قدم از آرامش پایدار و انسانیت شان دور می شوند و آنچه در این میان فدا می شود، عشق است. نبرد نافرجام انسان با مرگ در فیلم "چشمه" "چشمه" سومین اثر آرنوفسکی، با پس زمینه اخلاقی و بازهم با بهره ‌گیری از فضای سورئال، زندگی آدم‌ هایی را به تصویر می کشد که در سه مقطع زمانی متفاوت زندگی می‌کنند. محور مضمونی این فیلم میل به جاودانگی است و نبرد نافرجام انسان با مرگ.  در قرن 16 یک نظامی اسپانیولی مامور یافتن درخت حیات است، در قرن 21 یک جراح مغز در پی یافتن درمانی برای سرطان است تا همسرش را نجات دهد و معتقد است مرگ یک بیماری است که باید داروی آن را پیدا کرد و بالاخره در زمانی دیگر کسی در یک حباب به سوی ستاره ای در حال مرگ می رود. بازگشت آرنوفسکی به فضاهای سورئال در "فیلم قوی سیاه" آرنوفسکی پس از "چشمه" فیلم متفاوت "کشتی گیر" را ساخت؛ او در ادامه کارنامه خود فیلم "قوی سیاه" را در سال 2010 کارگردانی کرد؛ بسیاری فیلم "قوی سیاه" را بازگشت آرنوفسکی به مایه‌های روانشناسانه و فضاهای سورئال می دانند. او این بار تشویش‌ها، شوریدگی‌ها و پریشانی‌های یک بالرین مازوخیست و عاصی را دستمایه قرار می‌دهد و در بستر ماجراهای پشت پرده هنر باله، قصه عجیب و غریب‌ قهرمان جاه طلبش را روایت می‌کند. نینا -با بازی شگفت‌انگیز ناتالی پورتمن- شیفته صحنه است و تنها روی صحنه است که هویت خود را بازمی ‌یابد. تردید‌، خیالبافی‌، وسواس ‌و استیصال نینا، تصاحب نقش دو قوی سیاه و سفید را در باله "دریاچه قو" چایکوفسکی برای او دشوار و دشوارتر می‌کند. او بیش از هرچیز با خود در جنگ است و وقتی بر خود فائق می‌آید، رویایش به حقیقت می ‌پیوندد و هر دو نقش قوی سپید و سیاه را -که طبعا بار استعاری مشخصی را با خود حمل می‌کنند- تصاحب می‌کند. گرچه اجرای اول او -به خصوص در نقش قوی سیاه-  تحسین همه را بر‌می‌انگیزد اما با پایانی تراژیک همراه می‌شود؛ نینا در اوج تشویق‌ها و تحسین‌ها در لباس قوی سپید به سیاهی و نیستی و فروپاشی -و شاید آرامش- می‌رسد. "قوی سیاه" به کارگردانی آرنوفسکی توانست در اسکار 2011 در 4 رشته: بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن، بهترین زن نقش مکمل، بهترین کارگردانی نامزد دریافت جایزه شود اما نتوانست هیچ جایزه ای را به خود اختصاص دهد.  

مهم ترین ویژگی‌های مشترک اغلب فیلم‌های آرنوفسکی، فضای سورئال آنهاست و پرتاب شدن های ناگهانی از یک دنیا به دنیایی دیگر با مختصات و احساسات متفاوت و متناقض. چنین فضایی این امکان را فراهم می کند تا در غالب فیلم‌های او پیچیدگی‌های فرمی و محتوایی به درهم ‌آمیزی‌های جذاب میان خیال و واقعیت منجر شود. همچنین "بقا" و میل حفظ آن، عنصر مضمونی تقریبا ثابتی در آثار آرنوفسکی است که به اشکال گوناگون و با شدت و ضعف در فیلم هایش قابل ردیابی است. نقش دین و مذهب در یافتن حقیقت جهان در فیلم "پی" آرنوفسکی در سال 1997 فیلم "پی" را ساخت؛ فیلم "پی" که یک تریلر روانشناسانه به حساب می آید، با لایه‌های عمیق فلسفی و پیچیدگی‌ های ساختاری خود، به مفهوم کشف حقیقت و چیستی آن می ‌پردازد. در این فیلم نقش دین و مذهب در یافتن حقیقت جهان و درک ماهیت آن از مسیر منطق ریاضی به چالش کشیده می شود. قهرمان فیلم -مکس- از مذهب فراری است ولی برای کشف حقیقت مدت‌ها به خورشید زل می‌زند. آرنوفسکی با اینکه یهودی است درباره خود می‌گوید که کاری با آموزه های دینش ندارد. در "پی" روحانیان یهودی از پس فرمول‌های ریاضی به‌ دنبال کشف رمز اسم اعظم و اسرار الهی در تورات هستند تا با آن تجارت کنند. رفت و برگشت های زمانی از ویژگی‌های مشخص این فیلم است که با پیچیدگی‌های مضمونی تناسب آشکاری دارد. آرنوفسکی برای کارگردانی فیلم "پی" جایزه ساندنس را گرفت. جستجوی آرامش در فیلم "مرثیه ای برای یک رؤیا" آرنوفسکی در سال 2000 فیلم "مرثیه ای برای یک رؤیا" را ساخت. او خود نویسندگی و کارگردانی این فیلم را برعهده داشت. فیلم "مرثیه ای بر یک رویا" با بازی جنیفر کانلی به زندگی 4 معتاد می پردازد که 3 نفرشان به مواد مخدر و یکی شان به تلویزیون و قرص های لاغری اعتیاد دارند. رویاها و توهمات آنها بستری است برای همان بازی‌های فرمی و محتوایی میان واقعیت و خیال. آنها که در جستجوی آرامش اند عملا با توسل به اعمالی خلاف طبیعت انسانی، گرچه به آرامش‌های آنی و مقطعی دست می‌ یابند اما قدم به قدم از آرامش پایدار و انسانیت شان دور می شوند و آنچه در این میان فدا می شود، عشق است. نبرد نافرجام انسان با مرگ در فیلم "چشمه" "چشمه" سومین اثر آرنوفسکی، با پس زمینه اخلاقی و بازهم با بهره ‌گیری از فضای سورئال، زندگی آدم‌ هایی را به تصویر می کشد که در سه مقطع زمانی متفاوت زندگی می‌کنند. محور مضمونی این فیلم میل به جاودانگی است و نبرد نافرجام انسان با مرگ.  در قرن 16 یک نظامی اسپانیولی مامور یافتن درخت حیات است، در قرن 21 یک جراح مغز در پی یافتن درمانی برای سرطان است تا همسرش را نجات دهد و معتقد است مرگ یک بیماری است که باید داروی آن را پیدا کرد و بالاخره در زمانی دیگر کسی در یک حباب به سوی ستاره ای در حال مرگ می رود. بازگشت آرنوفسکی به فضاهای سورئال در "فیلم قوی سیاه" آرنوفسکی پس از "چشمه" فیلم متفاوت "کشتی گیر" را ساخت؛ او در ادامه کارنامه خود فیلم "قوی سیاه" را در سال 2010 کارگردانی کرد؛ بسیاری فیلم "قوی سیاه" را بازگشت آرنوفسکی به مایه‌های روانشناسانه و فضاهای سورئال می دانند. او این بار تشویش‌ها، شوریدگی‌ها و پریشانی‌های یک بالرین مازوخیست و عاصی را دستمایه قرار می‌دهد و در بستر ماجراهای پشت پرده هنر باله، قصه عجیب و غریب‌ قهرمان جاه طلبش را روایت می‌کند. نینا -با بازی شگفت‌انگیز ناتالی پورتمن- شیفته صحنه است و تنها روی صحنه است که هویت خود را بازمی ‌یابد. تردید‌، خیالبافی‌، وسواس ‌و استیصال نینا، تصاحب نقش دو قوی سیاه و سفید را در باله "دریاچه قو" چایکوفسکی برای او دشوار و دشوارتر می‌کند. او بیش از هرچیز با خود در جنگ است و وقتی بر خود فائق می‌آید، رویایش به حقیقت می ‌پیوندد و هر دو نقش قوی سپید و سیاه را -که طبعا بار استعاری مشخصی را با خود حمل می‌کنند- تصاحب می‌کند. گرچه اجرای اول او -به خصوص در نقش قوی سیاه-  تحسین همه را بر‌می‌انگیزد اما با پایانی تراژیک همراه می‌شود؛ نینا در اوج تشویق‌ها و تحسین‌ها در لباس قوی سپید به سیاهی و نیستی و فروپاشی -و شاید آرامش- می‌رسد. "قوی سیاه" به کارگردانی آرنوفسکی توانست در اسکار 2011 در 4 رشته: بهترین فیلم، بهترین بازیگر زن، بهترین زن نقش مکمل، بهترین کارگردانی نامزد دریافت جایزه شود اما نتوانست هیچ جایزه ای را به خود اختصاص دهد.  


سینما به دلیل جذابیت ها و نفوذ فراوان در همه گروه های سنی به ویژه جوانان همواره به عنوان ابزاری بی بدیل برای استیلای فرهنگی در مردمان اقصی نقاط جهان بکار گرفته شده است؛ ابزاری کارآمد که رویکرد تولید کنندگان آن در بسیاری از موارد فرسنگ ها با دنیای فرهنگ فاصله دارد. نظام تبلیغاتی و رسانه ای غرب در دهه های متمادی کوشیده است تا افکار عمومی جهانیان را با اهداف خود همسو کند؛ نظامی که شبیخون فرهنگی خود را بیش از همه بر جوامع و فرهنگهایی متمرکز می کند که مردم و رهبران آن در مقابل استیلای بیگانه ایستاده اند. "کشتی گیر" کاری متفاوت در کارنامه آرنوفسکی آرنوفسکی فیلم "کشتی گیر" را در سال 2008 کارگردانی کرد؛ این فیلم با بازی "میکی رورک" را شاید بتوان به لحاظ فرمی و شیوه روایت، کاری متفاوت در کارنامه آرنوفسکی دانست. این فیلم، یک فیلم ضد ایرانی در کارنامه آرنوفسکی است که شیر طلای ونیز را برای او به همراه داشت. فیلم، تنهایی‌ های یک کشتی گیر کج میانسال را روایت می‌کند. او به دنبال بازیابی اعتبار و شهرت و هویت گم کرده خویش و فرار از تنهایی غمبار و دردناکش است، در موقعیتی متناقض هم به عشق پناه می برد و هم به رینگ کشتی تا در اولی بخش صمیمی و مهربان و پراحساس وجودش را آشکار کند و در دومی با استفاده از بخش خشن و بیرحم خود در میان جمعیتی که به دیدن این خشونت ساختگی می‌آیند، از تنهایی و انزوا بگریزد. در "کشتی گیر" از صحنه های خیالپردازانه و فراواقعی خبری نیست و آرنوفسکی تلاش می‌کند قصه ‌اش را واقعگرایانه و سرراست تعریف کند. نگاه کارگردان به جهان اسلام کشتی گیر ساخته دارن آرنوفسکی بیش از اینکه یک فیلم سیاسی باشد که در آن لایه های مختلف فکری در جهت دفاع یا حمله به یک اعتقاد سازماندهی شده باشند، فیلمی است درباره زندگی رقت بار یک ورزشکار که در رشته کشتی کج فعالیت می کند. در صحنه ای از فیلم که "میکی رورک" در نقش رندی همبازی یک کودک در بازی "فراخوان وظیفه 4" می شود، نگاه کارگردان به جهان اسلام به ظرافت مطرح می شود؛ کودک توضیح می دهد که این بازی درباره جنگ سربازان امریکایی و انگلیسی با دشمنان است، نسخه های ابتدایی آن درباره جنگ جهانی دوم و نبرد با نازی ها بوده و نسخه شماره 4 آن به جنگ عراق اختصاص دارد. در فیلم می بینیم کودک در حال مبارزه با یک مرد عرب است، تصویری تکراری از اعراب و مسلمانان به عنوان دشمنان غرب در جای جای آثار هالیوودی قابل مشاهده است که در این فیلم با توجه به موضع غیرمرتبطش به موضوعات سیاسی و اعتقادی به صورت پراکنده ظاهر شده است. بکارگیری اسم "آیت الله" برای یکی از ورزشکاران آنچه این فیلم را در میان مخاطبان ایرانی مشهور کرد بکارگیری اسم "آیت الله" برای یکی از ورزشکاران و توهین آشکار به پرچم ایران و کلمه مقدس "الله" بوده است. عزیزالله حاجی مشهدی، منتقد و مدرس سینما در تحلیل این فیلم اشاره کرد: «در این فیلم شخصیت مقابل رندی را بسیار رندانه یک سیاه پوست که نام آیت الله بر آن گذاشته شده انتخاب می کنند؛ او آدمی است که پرچم ایران را روی لباس خود دارد، پرچم ایران را در دست گرفته و قبل از شروع مبارزه آن را با هیجان می چرخاند. در واقع انتخاب پرچم جمهوری اسلامی ایران، آرم الله و پوشیدن این لباس به تن یک کشتی گیر سیاه پوست تمهیداتی آگاهانه بوده و در عین حال به کلیت یک داستانی که می توانست به عنوان سینمای اکشن، به عنوان یک درام رزمی یک چیزی که سویه انسان دوستانه و لحن تراژیک آن می توانست برای یک سینمای سرگرم کننده کفایت کند، به آن رنگ و بعد کاملا سیاسی می بخشد که کل ارزش کار آرن دارنوفسکی را زیر سؤال می برد.» توهین به پرچم مقدس جمهوری اسلامی صحنه مبارزه رندی و آیت الله اوج هنر فیلمساز در اهانت به یک ملت است، آیت الله با پرچم ایران به روی رینگ می رود، حالت به دست گرفتن پرچم توسط وی به شدت تهاجمی است گویی که وی می خواهد با پرچم و چوب آن به مردم حمله کند اما رندی به آرامی و در نهایت خونسردی به روی رینگ می رود؛ صحنه ای که از رختکن بیرون می آید و به سالن اصلی می رود جالب توجه است، برخلاف آیت الله او پرچم امریکا را به دست نگرفته بلکه پرچم این کشور در پشت سر او قابل مشاهده است و به گونه ای تداعی کننده این پیام است که رندی نماینده این پرچم است. عزیزالله حاجی مشهدی، در توصیف توهین به پرچم مقدس کشورمان در فیلم گفت: «در صحنه پایانی مبارزه این دو کشتی گیر ما با این صحنه دردناک برخورد می کنیم که آیت الله برای مبارزه با رندی که از او شکست خورده، چوب پرچم را به گلوگاه او برده و قصد خفه کردن او را دارد که رندی در مقابله با او چوب پرچم را شکسته آن را به سویی پرت می کند.» فیلم کشتی گیر سعی می کند در زمان محدودی که دارد و در فضایی کاملا بی ربط و غیرمرتبط به مسائل سیاسی، به ایران و ایرانی توهین کند. روزنامه "گاردین" در واکنش به اعتراض ایرانیان به این فیلم ادعا کرده بود: «رسانه های ایرانی با بزرگنمایی به این فیلم تاخته اند» در حالیکه صحنه شکستن چوب پرچم و اعلام فریاد امریکا امریکا قرار بود بر اهمیت آخرین موفقیت کشتی گیری تأکید کند که با وجود ناراحتی پس از حمله قلبی برای آخرین رویارویی با آیت الله، رقیب روزهای اوج خود، به رینگ کشتی آمده است در نتیجه هیچ قصد سیاسی در کار نبوده است.  

سینما به دلیل جذابیت ها و نفوذ فراوان در همه گروه های سنی به ویژه جوانان همواره به عنوان ابزاری بی بدیل برای استیلای فرهنگی در مردمان اقصی نقاط جهان بکار گرفته شده است؛ ابزاری کارآمد که رویکرد تولید کنندگان آن در بسیاری از موارد فرسنگ ها با دنیای فرهنگ فاصله دارد. نظام تبلیغاتی و رسانه ای غرب در دهه های متمادی کوشیده است تا افکار عمومی جهانیان را با اهداف خود همسو کند؛ نظامی که شبیخون فرهنگی خود را بیش از همه بر جوامع و فرهنگهایی متمرکز می کند که مردم و رهبران آن در مقابل استیلای بیگانه ایستاده اند. "کشتی گیر" کاری متفاوت در کارنامه آرنوفسکی آرنوفسکی فیلم "کشتی گیر" را در سال 2008 کارگردانی کرد؛ این فیلم با بازی "میکی رورک" را شاید بتوان به لحاظ فرمی و شیوه روایت، کاری متفاوت در کارنامه آرنوفسکی دانست. این فیلم، یک فیلم ضد ایرانی در کارنامه آرنوفسکی است که شیر طلای ونیز را برای او به همراه داشت. فیلم، تنهایی‌ های یک کشتی گیر کج میانسال را روایت می‌کند. او به دنبال بازیابی اعتبار و شهرت و هویت گم کرده خویش و فرار از تنهایی غمبار و دردناکش است، در موقعیتی متناقض هم به عشق پناه می برد و هم به رینگ کشتی تا در اولی بخش صمیمی و مهربان و پراحساس وجودش را آشکار کند و در دومی با استفاده از بخش خشن و بیرحم خود در میان جمعیتی که به دیدن این خشونت ساختگی می‌آیند، از تنهایی و انزوا بگریزد. در "کشتی گیر" از صحنه های خیالپردازانه و فراواقعی خبری نیست و آرنوفسکی تلاش می‌کند قصه ‌اش را واقعگرایانه و سرراست تعریف کند. نگاه کارگردان به جهان اسلام کشتی گیر ساخته دارن آرنوفسکی بیش از اینکه یک فیلم سیاسی باشد که در آن لایه های مختلف فکری در جهت دفاع یا حمله به یک اعتقاد سازماندهی شده باشند، فیلمی است درباره زندگی رقت بار یک ورزشکار که در رشته کشتی کج فعالیت می کند. در صحنه ای از فیلم که "میکی رورک" در نقش رندی همبازی یک کودک در بازی "فراخوان وظیفه 4" می شود، نگاه کارگردان به جهان اسلام به ظرافت مطرح می شود؛ کودک توضیح می دهد که این بازی درباره جنگ سربازان امریکایی و انگلیسی با دشمنان است، نسخه های ابتدایی آن درباره جنگ جهانی دوم و نبرد با نازی ها بوده و نسخه شماره 4 آن به جنگ عراق اختصاص دارد. در فیلم می بینیم کودک در حال مبارزه با یک مرد عرب است، تصویری تکراری از اعراب و مسلمانان به عنوان دشمنان غرب در جای جای آثار هالیوودی قابل مشاهده است که در این فیلم با توجه به موضع غیرمرتبطش به موضوعات سیاسی و اعتقادی به صورت پراکنده ظاهر شده است. بکارگیری اسم "آیت الله" برای یکی از ورزشکاران آنچه این فیلم را در میان مخاطبان ایرانی مشهور کرد بکارگیری اسم "آیت الله" برای یکی از ورزشکاران و توهین آشکار به پرچم ایران و کلمه مقدس "الله" بوده است. عزیزالله حاجی مشهدی، منتقد و مدرس سینما در تحلیل این فیلم اشاره کرد: «در این فیلم شخصیت مقابل رندی را بسیار رندانه یک سیاه پوست که نام آیت الله بر آن گذاشته شده انتخاب می کنند؛ او آدمی است که پرچم ایران را روی لباس خود دارد، پرچم ایران را در دست گرفته و قبل از شروع مبارزه آن را با هیجان می چرخاند. در واقع انتخاب پرچم جمهوری اسلامی ایران، آرم الله و پوشیدن این لباس به تن یک کشتی گیر سیاه پوست تمهیداتی آگاهانه بوده و در عین حال به کلیت یک داستانی که می توانست به عنوان سینمای اکشن، به عنوان یک درام رزمی یک چیزی که سویه انسان دوستانه و لحن تراژیک آن می توانست برای یک سینمای سرگرم کننده کفایت کند، به آن رنگ و بعد کاملا سیاسی می بخشد که کل ارزش کار آرن دارنوفسکی را زیر سؤال می برد.» توهین به پرچم مقدس جمهوری اسلامی صحنه مبارزه رندی و آیت الله اوج هنر فیلمساز در اهانت به یک ملت است، آیت الله با پرچم ایران به روی رینگ می رود، حالت به دست گرفتن پرچم توسط وی به شدت تهاجمی است گویی که وی می خواهد با پرچم و چوب آن به مردم حمله کند اما رندی به آرامی و در نهایت خونسردی به روی رینگ می رود؛ صحنه ای که از رختکن بیرون می آید و به سالن اصلی می رود جالب توجه است، برخلاف آیت الله او پرچم امریکا را به دست نگرفته بلکه پرچم این کشور در پشت سر او قابل مشاهده است و به گونه ای تداعی کننده این پیام است که رندی نماینده این پرچم است. عزیزالله حاجی مشهدی، در توصیف توهین به پرچم مقدس کشورمان در فیلم گفت: «در صحنه پایانی مبارزه این دو کشتی گیر ما با این صحنه دردناک برخورد می کنیم که آیت الله برای مبارزه با رندی که از او شکست خورده، چوب پرچم را به گلوگاه او برده و قصد خفه کردن او را دارد که رندی در مقابله با او چوب پرچم را شکسته آن را به سویی پرت می کند.» فیلم کشتی گیر سعی می کند در زمان محدودی که دارد و در فضایی کاملا بی ربط و غیرمرتبط به مسائل سیاسی، به ایران و ایرانی توهین کند. روزنامه "گاردین" در واکنش به اعتراض ایرانیان به این فیلم ادعا کرده بود: «رسانه های ایرانی با بزرگنمایی به این فیلم تاخته اند» در حالیکه صحنه شکستن چوب پرچم و اعلام فریاد امریکا امریکا قرار بود بر اهمیت آخرین موفقیت کشتی گیری تأکید کند که با وجود ناراحتی پس از حمله قلبی برای آخرین رویارویی با آیت الله، رقیب روزهای اوج خود، به رینگ کشتی آمده است در نتیجه هیچ قصد سیاسی در کار نبوده است.  


در فیلم "نوح" ساخته آرنوفسکی به زندگی حضرت نوح(ع) پرداخته شده است. بر اساس تورات و قرآن، نوح پیامبر دستور ساخت کشتی بزرگی را از سوی یهوه (الله در قرآن) دریافت کرد که ساخت آن سالها طول کشید، کشتی میبایست آنقدر بزرگ می‌ بود که علاوه بر آدمیان (خویشان و پیروان نوح) از همه گونه جاندار، جفتی نیز در کشتی جای بگیرد تا بعد از پایان سیل بزرگ ادامه حیات بر روی زمین ممکن باشد. کشتی بعدها بر روی قله کوه آرارات نشست. این فیلم با بازی "راسل کرو" با حواشی فراوانی در میان گروه‌های مذهبی مسیحی و مسلمان همراه بود. ممانعت از اکران فیلم "نوح" در کشورهای خاورمیانه با اکران این فیلم در اواخر ماه مارس 2014، نمایش فیلم "نوح" به سبب نقض قوانین اسلامی در نمایش چهره پیامبران در کشورهای خاورمیانه چون قطر، بحرین، امارات متحده عربی، مصر و مالزی ممنوع اعلام شد. "الازهر" یکی از اصلی‌ترین نهادهای مذهب سنی در مصر با انتشار بیانیه ‌ای اعلام کرد که این گونه فیلم‌ها بر خلاف دین و شریعت ماست. واتیکان فیلم "نوح" را فرصتی از دست رفته برای ساخت فیلم از یک داستان انجیل دانست گفتنی است فیلم "نوح" به سبب ارائه تصویری تاریک و سیاه از زندگی حضرت نوح(ع) با انتقادات برخی از رهبران کلیسا مواجه بوده است و کمپانی پارامونت نیز پس از این انتقادات اعلام کرده که این فیلم یک اقتباس محض نیست، بلکه از داستان موجود در عهد قدیم انجیل الهام گرفته شده است. روزنامه واتیکان در اولین واکنش رسمی به فیلم "نوح"، این فیلم را فرصتی سوخته خواند و تصویر ارائه شده از نوح(ع) را بدون خدا معرفی کرد. علی رغم تلاش‌های فراوان "راسل کرو" بازیگر نقش حضرت نوح در جلب اعتماد واتیکان به فیلم آرنوفسکی، روزنامه "Avvenire" واتیکان در واکنش رسمی به این فیلم، آن را فرصتی از دست رفته برای ساخت فیلم از یک داستان انجیل دانست. آرنوفسکی به همراه راسل کرو و "اسکات فرنکلین" تهیه ‌کننده فیلم، روز 19 مارس برای ملاقات با پاپ فرانسیس راهی واتیکان شدند تا وی را متقاعد به تماشای فیلم کنند اما در نهایت تیم سازنده فیلم "نوح" تنها موفق به دیداری مختصر در حضور 40 هزار نفر دیگر در میدان "سنت پیترز" با پاپ شد و بحثی راجع به فیلم صورت نگرفت. پس از این ملاقات مختصر توجه رسانه‌ ای زیادی معطوف فیلم "نوح" شد اما "فدریکو لمباردی" سخنگوی وقت واتیکان بلافاصله اعلام کرد این دیدار به هیچ عنوان تأیید‌ کننده فیلم آرنوفسکی نیست و هیچ ‌کس در واتیکان تاکنون این فیلم را تماشا نکرده است.  

در فیلم "نوح" ساخته آرنوفسکی به زندگی حضرت نوح(ع) پرداخته شده است. بر اساس تورات و قرآن، نوح پیامبر دستور ساخت کشتی بزرگی را از سوی یهوه (الله در قرآن) دریافت کرد که ساخت آن سالها طول کشید، کشتی میبایست آنقدر بزرگ می‌ بود که علاوه بر آدمیان (خویشان و پیروان نوح) از همه گونه جاندار، جفتی نیز در کشتی جای بگیرد تا بعد از پایان سیل بزرگ ادامه حیات بر روی زمین ممکن باشد. کشتی بعدها بر روی قله کوه آرارات نشست. این فیلم با بازی "راسل کرو" با حواشی فراوانی در میان گروه‌های مذهبی مسیحی و مسلمان همراه بود. ممانعت از اکران فیلم "نوح" در کشورهای خاورمیانه با اکران این فیلم در اواخر ماه مارس 2014، نمایش فیلم "نوح" به سبب نقض قوانین اسلامی در نمایش چهره پیامبران در کشورهای خاورمیانه چون قطر، بحرین، امارات متحده عربی، مصر و مالزی ممنوع اعلام شد. "الازهر" یکی از اصلی‌ترین نهادهای مذهب سنی در مصر با انتشار بیانیه ‌ای اعلام کرد که این گونه فیلم‌ها بر خلاف دین و شریعت ماست. واتیکان فیلم "نوح" را فرصتی از دست رفته برای ساخت فیلم از یک داستان انجیل دانست گفتنی است فیلم "نوح" به سبب ارائه تصویری تاریک و سیاه از زندگی حضرت نوح(ع) با انتقادات برخی از رهبران کلیسا مواجه بوده است و کمپانی پارامونت نیز پس از این انتقادات اعلام کرده که این فیلم یک اقتباس محض نیست، بلکه از داستان موجود در عهد قدیم انجیل الهام گرفته شده است. روزنامه واتیکان در اولین واکنش رسمی به فیلم "نوح"، این فیلم را فرصتی سوخته خواند و تصویر ارائه شده از نوح(ع) را بدون خدا معرفی کرد. علی رغم تلاش‌های فراوان "راسل کرو" بازیگر نقش حضرت نوح در جلب اعتماد واتیکان به فیلم آرنوفسکی، روزنامه "Avvenire" واتیکان در واکنش رسمی به این فیلم، آن را فرصتی از دست رفته برای ساخت فیلم از یک داستان انجیل دانست. آرنوفسکی به همراه راسل کرو و "اسکات فرنکلین" تهیه ‌کننده فیلم، روز 19 مارس برای ملاقات با پاپ فرانسیس راهی واتیکان شدند تا وی را متقاعد به تماشای فیلم کنند اما در نهایت تیم سازنده فیلم "نوح" تنها موفق به دیداری مختصر در حضور 40 هزار نفر دیگر در میدان "سنت پیترز" با پاپ شد و بحثی راجع به فیلم صورت نگرفت. پس از این ملاقات مختصر توجه رسانه‌ ای زیادی معطوف فیلم "نوح" شد اما "فدریکو لمباردی" سخنگوی وقت واتیکان بلافاصله اعلام کرد این دیدار به هیچ عنوان تأیید‌ کننده فیلم آرنوفسکی نیست و هیچ ‌کس در واتیکان تاکنون این فیلم را تماشا نکرده است.  


فیلمهای سینمایی دارن آرنوفسکی به عنوان نویسنده، کارگردان و تهیه کننده امریکایی، عبارتند از: -"پی" (Pi) محصول سال 1998، نویسنده و کارگردان -"مرثیه یک رؤیا" (Requiem for a Dream) محصول سال 2000، نویسنده و کارگردان -"چشمه" (The Fountain) محصول سال 2006، نویسنده و کارگردان -فیلم تلویزیونی" برج های روبه رودخانه" محصول سال -"کشتی گیر" (The Wrestler) محصول سال 2008، کارگردان و تهیه کننده -"قوی سیاه" (Black Swan) محصول سال 2010، کارگردان -"نوح" (Noah) محصول سال 2014، نویسنده، کارگردان و تهیه کننده  

فیلمهای سینمایی دارن آرنوفسکی به عنوان نویسنده، کارگردان و تهیه کننده امریکایی، عبارتند از: -"پی" (Pi) محصول سال 1998، نویسنده و کارگردان -"مرثیه یک رؤیا" (Requiem for a Dream) محصول سال 2000، نویسنده و کارگردان -"چشمه" (The Fountain) محصول سال 2006، نویسنده و کارگردان -فیلم تلویزیونی" برج های روبه رودخانه" محصول سال -"کشتی گیر" (The Wrestler) محصول سال 2008، کارگردان و تهیه کننده -"قوی سیاه" (Black Swan) محصول سال 2010، کارگردان -"نوح" (Noah) محصول سال 2014، نویسنده، کارگردان و تهیه کننده  


تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۱۷:۲۹:۱۱

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۸/۰۳/۰۷ ۰۱:۳۳:۲۰

دارن آرنوفسکی

خلاصه زندگی نامه

 دارن آرنوفسکی کارگردان، تهیه کننده و فیلمنامه نویس امریکایی که با ساخت فیلمهایی چون: "پی"، "مرثیه ای برای یک رؤیا"، "کشتی گیر"، "قوی سیاه" و "نوح" مورد توجه منتقدین قرار گرفته است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع