ابو اسماعیل عبدالله بن ابی منصور محمد بن ابی معاذ علی بن محمد بن احمد بن علی بن جعفر بن منصور بن الخرزجی الانصاری الهروی، ملقب به "شیخ الاسلام"، معروف به "خواجه عبدالله انصاری"، "پیر هرات"، "پیر انصار" و "انصاری هروی" در 2 شعبان سال 396 ه.ق (385 ه.ش)، در "قهندز" (حصار قدیم کهن دژ هرات که خانه خانواده خواجه نزدیک تربت ابوالقاسم بن امام جعفر صادق(ع) است) شهر "هرات" واقع در کشور "افغانستان" به دنیا آمد. پدر وی "ابی ﻣﻨﺼﻮر"، از نوادگان "ابو ایوب انصاری" صحابی رسول الله(ص) بود. "ابو ایوب" كسی است كه رسول خدا(ص) هنگام هجرت از شهر "مكه" به شهر "مدینه"، مدتی در خانه ‌‏اش سکنی گزید.عبدالله انصاری در سن 4 سالگی، خواندن و نوشتن را در مکتب خانه فراگرفت و در 9 سالگی در محضر اساتیدی چون "قاضی  ابومنصور ازدی هروی و ابوالفضل جارودی" املاء حدیث می ‌نوشت و شعر می‌ گفت. سپس در سن 14 سالگی بر منبر برآمد و مجلس می گفت چنانکه دیگران بر او حسادت می ورزیدند.خواجه دوران نوجوانی را به دلیل کوچ پدرش به شهر بلخ افغانستان، تحت سرپرستی "شیخ عمو" (صوفی) سپری کرد و پرورش یافت. وی نزد استادانی چون "خواجه امام یحیی بن عمار و عبدالله طاقی سجستانی" به تعلیم قرآن و حدیث پرداخت. او هم چنین در جوانی در علوم ادبی و دینی و حفظ اشعار عرب مشهور بود و در فقه، روش "امام حنبل" را پیروی می‌ کرد.خواجه عبدالله پس از مدتی برای افزودن به دانش خویش راهی "نیشابور" شد و سپس به شهر های "طوس و بسطام" سفر کرد و به جمع آوری حدیث همت گماشت. پیر هرات در تصوف از استادان زیادی تعلیم گرفت و 2 بار به دیدار "شیخ ابوالحسن خرقانی" رفت. دیدار با "شیخ ابوالحسن خرقانی"، سبب شد تا در مسیر عرفان گام بردارد.انصاری با تلاش و کوشش بسیار، شیوه و بیان نوینی را در زبان فارسی به وجود آورد که ترکیبی از نثر و نظم دلنشین فارسی بود. بیشتر شهرت خواجه به جهت رسالات و تالیف کتب مشهوری چون ترجمه "املاء طبقات ‌الصوفیه" سلمی به لهجه هروی و "تفسیر قرآن" بود. از رسائل منثوری که به نثر مسجع به رشته تحریر درآورد، می توان به "مناجات ‌نامه، نصایح، زادالعارفین، رساله کنزالسالکین، قلندر نامه، محبت‌ نامه، هفت‌ حصار، رساله دل و جان، رساله واردات و الهی ‌نامه" اشاره کرد. پس از چندی مخالفت عالمان و ادیبان در دوره حکومت "غزنویان و سلجوقیان" با سبک و روش خواجه عبدالله سبب شد تا وی به مدت یکسال زندانی شود و پس از آزادی نیز تا پایان عمر خویش همچنان بر عقیده خود استوار بماند.نابینایی هر 2 چشم خواجه عبدالله انصاری در سن 70 سالگی برای وی که عمری به آموزش و آموختن خو کرده بود، بسیار گران آمد اما همچنان به فعالیت ارشاد شاگردان ادامه می ‌داد و مطالب را به آن ها املاء می‌ نمود.نهایتا پیر هرات در 22 ذی الحجه سال 481 ه.ق، در سن 85 سالگی در "هرات" درگذشت. 
خواجه عبدالله انصاری به دلیل هوش بسیار و حافظه ای قوی، در سن 4 سالگی به مکتبخانه رفت. "ابی ﻣﻨﺼﻮر" ﭘﺪر خواجه عبدالله در ﺗرﺑﻴﺖ و ﺁﻣﻮزش ﻓﺮزﻧﺪش بسیار کوشید. عبداالله مراحل و مراتب کسب علم، فضل، دانش و کمال را یکی پس از دیگری سپری می کرد. او در کسب علم و دانش چنین بود که بامداد برای قرآن خواندن نزد "مقری" می رفت و پس از آن به درس خواندن مشغول می شد، مشق روی ورق می نوشت و از حفظ می کرد، هنگامی که از این کارها فراغت می یافت، چاشتگاه بود و زمان رفتن نزد "ادیب" و نوشتن و حفظ کردن. او تمام ساعات روز و شب را برای انجام درس های مختلف تقسیم کرده بود. عبدالله انصاری در 9 سالگی بدان درجه از فهم و دانش رسید که توانست از محضر استادانی چون "قاضی ابو منصور ازدی و جارودی" بهره مند شود و املای حدیث کند. او سپس در سن 14 سالگی بدان پایه رسید که بر منبر برآمد و مجلس گفت، وی در همین سن بیش از 70 هزار و به روایتی 100 هزار بیت شعر از شعرای عرب را از حفظ بود. از جمله استادان انصاری، "یحیی بن عمار شیبانی" بود که در تفسیر، حدیث، شعر و ادب بسیار توانایی داشت. وی از "شیراز" به "هرات" رفت و در آنجا به تعلیم و تدریس مشغول شد و عبدالله انصاری نیز از محضر او بسیار استفاده کرد. 
خواجه عبدالله انصاری در سال 417 ه.ق، در سن 21 سالگی برای تکمیل، تحصیلات خود به شهر "نیشابور" رفت. سپس به شهرهای "طوس و بسطام" سفر کرد و به شنیدن و ضبط و ثبت احادیث همت گماشت و در این راه تلاش بسیاری نمود چنانچه خود گفته است : «300 هزار حدیث و هزار هزار سند حفظ كرده ام.» وی در این راه رنج هایی را بر خویش هموار کرد که کمتر کسی کرده بود و یک نمونه از آن پیمودن راه میان شهر "نیشابور" و شهر "بار" به حالت رکوع در زیر باران بود تا جزوه های حدیث را که بر شکم خود گرفته بود خیس نشود. خواجه عبدالله انصاری در سال 423 ه.ق، عازم سفر حج شد و بر سر راه شهر "مکه" در شهر "بغداد" توقف کرد تا مجلس درس "ابومحمد خلال بغدادی" را درک کند. دیدار با شیخ ابوالحسن خرقانی خواجه عبدالله انصاری در سال 424 ه.ق، مجددا به عزم سفر "حج"، از شهر "هرات افغانستان" خارج شد. در بازگشت از "ری" به سوی "خراسان" به دیدار "شیخ ابوالحسن خرقانی" رفت. "خرقانی" چنانکه از گفتار خواجه عبدالله انصاری در کتاب "طبقات" و منابع دیگر بر می آید، شخصی عامی بود که "الحمد" را "الهمد" می خواند ولی خواجه عبدالله می گوید من از وی 5 سوال کردم؛ 3 به زبان و 2 به دل، همه را جواب گفت و در تمام این احوال دست های مرا در میان دو دست خویش گرفته بود. خواجه، پیران فراوان دیده بود و سخنان فراوان شنیده بود ولی در یک ساعتی که با "خرقانی" بود همه سخنانی را که شنیده بود و همه پیرانی را که دیده بود رها کرد. چنانچه گفته است: «مشایخ من در حدیث و علم شرع بسیارند اما پیر من در این کار یعنی در تصوف و حقیقت شیخ ابوالحسن خرقانی است و گفته است: اگر من خرقانی را ندیدمی، حقیقت ندانستمی و همواره این با آن در می آمیختمی، یعنی نفس با حقیقت و البته خرقانی نیز به خواجه عبدالله توجه خاصی داشت چنانچه مریدان خرقانی گفته اند: 30 سال است که تا با وی صحبت می داریم، هرگز ندیده ایم که کسی را چنان تعظیم کند که تو را و چنان نیکو داشت که تو را.» 
"منصور الدین خواجه نصیری" در زمینه دین و مذهب خواجه عبدالله انصاری نوشته است: «خواجه عبدالله در فروع دیانت به طریقه حنبلی عمل می ‌نموده ولی در حقیقت اعتقادات قلبی مذهب تشیع را داشته است. سلسله تصوف خواجه بدین طریق بوده که او مرید شیخ ابوالحسن خرقانی و خرقانی مرید ابوالعباس قصاب آملی و او مرید عبدالله محمد نظری یا طبری و او مرید شیخ ابو محمد حریری و او از مشایخ جنید بغدادی بوده است و پیروان او به نام سلسله پیر حاجاتی نامیده می ‌شوند. آنچه در عقاید خواجه عبدالله مهم است، این است که خواجه طریقت را بدون شریعت درست نمی ‌داند چنان که پیوسته شاگردان خود را به رعایت ظواهر شریعت تشویق می ‌نموده و از طرفی با علمای ظاهر و قشری نیز مخالف بوده و راه حصول مقصد را طریقت می ‌دانسته است.» 
خواجه عبدالله انصاری آثار خود را با نثر مسجع به زبان های عربی و دری نوشت و تعداد نوشته هایش به 32 اثر می رسد که برخی از آن ها عبارتند از: -صد میدان، کتابی است فارسی که خواجه عبدالله انصاری در این کتاب هزار مقام میان انسان و خدا را به رشته تحریر درآورده است. -منازل السائرین، مهمترین اثر خواجه در سیر و سلوک عرفانی است که به زبان عربى نگاشته شد. در این کتاب منازل چندگانه اى را كه عارف در طى مقامات خویش باید به سر آورد را بیان می دارد، این كتاب را خواجه انصاری در اواخر عمر تصنیف كرد. -طبقات الصوفیه، این كتاب از امالى پیر هرات است، اصل آن كتابى است كه "ابوعبدالرحمن سلمى"، زاهد، مفسر، محدث و عارف نامدار خراسان در سال 412 ه.ق، به عربى نگاشت. -تفسیرالهروى، این كتاب گذشته از شریعت، به آنچه نزد خواجه عبدالله انصاری تعبیر به طریقت و حقیقت مى شد نیز نظر دارد. -الاربعین فى الصفات، این کتاب طرز تلقى خواجه عبدالله انصاری از مسائل كلامى و مخصوصا نماینده راى او در باب تشبیه و تجسیم است. -ذم الكلام و اهله، این رساله ظاهرا مربوط به اواخر عمر خواجه عبدالله انصاری است که شیخ نسبت به مسائل متكلمان اظهار تبرى مى كند، این رساله مجموعه اى است از احادیث در باب ضرورت دورى از خوض در كلام. -مناجات نامه یا الهی نامه، بیشتر شهرت خواجه عبدالله به سبب این کتاب است و آن را به نثر مسجع و روان فارسى نگاشت. خواجه عبدالله انصاری کتاب های دیگری چون: نصایح، زادالعارفین، رساله کنزالسالکین، قلندر نامه، محبت نامه، هفت حصار، رساله دل و جان و... را دارد که همگی به نثر مسجع نوشته شده اند. نمونه ای از تفسیر عرفانی و ادبی پیر هرات قل اللهم مالک الملک توتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممن تشاء و تعز من تشاء و تذل من تشاء بیدک الخیر انک علی کل شی قدیر. بزرگ است و بزرگوار، خداوند کردگار، مهربان وفادار، بار خدای همه بار خدایان، پادشاه همه پادشاهان، نوازنده بندگان، راهنمای ایشان، دانست که ایشان به سزای ثناء او نرسند و حق او نشناسند و قدر بزرگی او ندانند پس به مهربانی و کرم خود ایشان را گرامی داشت و بنواخت و گفت: ای بندگان، مرا همان گوئید که من خود را گفتم و گوئید: مالک الملک، ای پادشاه بر پادشاهان، ای آفریننده جهان، ای یگانه یکتا از ازل تا جاودان، ای یگانه و یکتا در نام و نشان، ای سازنده کار سازندگان… یکی را برکشی و بنوازی، یکی را بکشی و بیندازی، یکی را به انس خود آرام دهی و او را غم عشق خود سرمایه دهی که بی‌غم عشق تو آسایش دل و آرام جان نبود. تا جان دارم غم تو را غم خوارم     بی ‌جان غم عشق تو به کس نسپارم نمونه ای از پندها و اندرزهای خواجه عبدالله انصاری آنان که اهل هدایتند دارای چراغ معرفتند، محرم اسرار حضرت عزتند هرحجابی در راه افتد می‌ برند و هوای نفس را به ریاضت از خود دور کنند، بهترین کارها شناختن حق تعالی است که اول و آخر همه چیزها است. اگرهمه ندهند او بدهد و چون دهد کس نتواند که بستاند و چون او ندهد کس نتواند که دهد. او را نگاهدار تا تو را نگهدارد. عمر را در پرستش او خرج کن که حساب خرج را خواهد خواست. خداوند دلیل راه علم است و چراغ راه عقل و نماینده راه راست.  بدانکه اگر بر هوا پری مگسی باشی و اگر بر آب روی خسی باشی، سعی کن تا کس باشی. 
کتاب "مناجات نامه" یا "الهی نامه"، رساله ‌ای عرفانی - ادبی و از قدیمی‌ ترین و مهم ‌ترین متون فارسی است که شامل مناجات ‌ها، دعا ها و سخنان وجدآمیز عرفانی، در قالب نثری مسجع و موزون می باشد. این کتاب، فاقد هرگونه باب بندی و فصل بندی است. این کتاب نخستین بار، به ضمیمه رسائل خواجه عبدالله انصاری، به کوشش "سلطان حسین تابنده گنابادی"، در سال 1319 ه.ش در "تهران" چاپ شد. بعدها نیز همین چاپ، با تصحیح و مقاله مجدد "وحید دستگردی"، در سال 1349 ه.ش انتشار یافت. پیش از آن، به صورت مستقل، در سال 1341 ه.ش، در "کابل" منتشر شده بود. مهم ‌ترین چاپ آن به کوشش "محمد سرو مولایی"، ضمن مجموعه رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاریدر سال 1377 ه.ش، به چاپ رسید. این رساله هم چنین بارها به زبان انگلیسی ترجمه شد. قالب کتاب خواجه عبدالله انصاری نخستین نویسنده ‌ای بود که معانی بلند عرفانی را در قالب نثر مسجع بیان داشت. سجع پردازی این اثر، بیشتر به شیوه کلمات قصار و نزدیک به شعر است. خواجه انصاری در حوزه مناجات، بیشترین سجع را به کار برد که البته قالب اکثر این مناجات ها و برخی از قطعات آن ‌ها، علاوه بر موسیقی بیرونی، از موسیقی درونی نیز برخوردار است و در آن ها آهنگ خوش کلام و معانی بلند عرفانی و دینی در هم آمیخته است. او نخست، مفهومی را در قالب نثر سلیس و روان و درعین حال موزون و سپس همان را در قالب شعری دلکش بیان کرد؛ به گونه ‌ای که نه تنها گسستگی ‌ای میان اجزای کلام واقع نشد، بلکه حفظ رابطه فنی و معنایی نظم و نثر، بر زیبایی و دلنشینی کلام افزود. محتوی کتاب "الهی نامه"، هرچند رساله ‌ای عرفانی است اما از جهت تعلیمی و حکمی نیز قابل توجه است؛ به همین جهت است که محتوای کلمات قصار خواجه را بر 3 گونه دانسته ‌اند: عرفانی، حکمی و تعلیمی. از آنجا که این رساله، گزیده‌ ای از آثار مختلف خواجه است، مباحث عرفانی آن نیز متنوع و از اصول و مبانی عرفانی تا سلوک عملی، احکام و مقررات دینی و زهدآمیز را شامل می ‌شود. مولف این رساله که در شمار صوفیان متشرع و از پیروان مکتب "صحو" بود، در این رساله، گاه، هم چون عارفی شوریده و سکری مشرب نمایان می‌ شود، حتی سخنان شطح آمیز بر زبان می ‌آورد. به گفته خود وی، «آنچه حسین منصور گفت، من گفتم اما او آشکارا گفت، من بنهفتم»؛ با این همه، سعی او بر آن است که از حدود شریعت تجاوز نکند و بر آن است که سلوک و وصول به حقیقت بدون شریعت، امکان ناپذیر است. مهم ‌ترین مباحث عرفانی این رساله، عبارت است از: توحید ، آفرینش، تجلی ذات و صفات، عشق و عنایت، ابلیس و موضوع تقدیر، علم و عمل و... نمونه ای از نثر مسجع در مناجات نامه الحمدلله، ستایش خدای مهربان، کردگار روزی رسان، یکتا در نام و نشان. خداوندی که ناجُسته، یابند و نادر یافته، شناسند و نادیده، دوست دارند. قادر است بی ‏احتیال؛ قیوم است بی ‏گشتن حال. در ملک ایمن از زوال؛ در ذات و نعت، متعال. لم یزل و لایزال؛ موصوف به وصف جلال و نعت جمال. عجز بندگان دید در شناخت قدر خود و دانست که اگر چند کوشند، نرسند و هرچه بپویند، نشناسند. الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به آن صفت که تو چنانی، دریاب که می ‌توانی. الهی عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم، گفتی و فرمان نکردم، درماندم و درمان نکردم. الهی در دل های ما جز تخم محبت مکار و بر جان ‌های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشت ‌های ما جز باران رحمت خود مبار، به لطف ما را دست گیر و کرم پای دار. الهی حجاب‌ ها  از راه بردار و ما را به ما مگذار. 
خواجه عبدالله انصاری بعد از یک عمر آموزش، بحث و ارشاد، سرانجام در سحرگاه جمعه 22 ذی الحجه سال 481 ه.ق، در سن 85 سالگی از دنیا رفت و در بقعه "گازرگاه" شهر "هرات" واقع در کشور "افغانستان" به خاک سپرده شد. 
در شمال شهر هرات افغانستان، در دامن فراخ کوه، منطقه سرسبز و زیبای "گازرگاه" واقع شده که "خواجه عبدالله انصاری" در آنجا آرمیده است. آرامگاه خواجه عبدالله از جایگاه خاصی در میان مردم "افغانستان" به خصوص شهروندان "هراتی" برخودار است و در لهجه مردم "هرات"، وی به نام‌ های "خووجه انصار"، "پیرهرات"، "خواجه عبدالله انصاری" و "گازرگاه شریف" معروف است. نوادگان خواجه عبدالله انصاری متولی آرامگاه او هستند و در طول سالیان، خصوصا سه دهه جنگ "افغانستان" از بنای این آرامگاه محافظت کردند اما با این حال این آرامگاه از مشکلات طبیعی در امان نماند و چندین مرتبه مرمت و بازسازی شد.    علت نام گذاری منطقه گازرگاه "رسول پویان" در کتاب "جغرافیای عمومی هرات" نوشت: «بعضی بدین نظرند که چون زیارتگاه خواجه عبدالله انصاری در آنجا بوده و هر کسی که بدانجا می ‌آمده گناهانش پاک می ‌شده، به این سبب آن را گازرگاه (گازرستان و یا رختشوی خانه) نامیدند. در این باب مولانا "عبدالرحمن جامی" شعری به شرح زیر دارد: «گازرگهی است تربت او کاب مغفرت در ساحتش سفید کند نامه سیاه» "خلیل الله خلیلی" هم در کتاب "آثار هرات" همین نظر "حضرت مولانا عبدالرحمن جامی" را نقل کرد و می ‌نویسد: «گازرگاه شریف که اهل تاریخ با نام‌ های مختلف یاد می‌ کنند، در این جا هم جامه ‌هایی که به لوث معصیت سیاه می ‌شود، با آب زلال رحمت خداوندی سفید می ‌گردد.» برخی این باور را دارند که به دلیل رفت و آمد زیاد مردم به زیارت پیر هرات، آن را گذرگاه گفتند. در برخی تواریخ آمده که در این مکان در سال 150 ه.ق، میان لشکر اسلام و زرتشتیان که از آتشکده بزرگ فراز کوه آنجا حراست می‌ کردند، نبرد بسیار سختی رخ داد و به همین علت آن را "کارزارگاه" نام نهادند که به مرور زمان به "گازرگاه" تبدیل شد. بنای آرامگاه طبق نوشته "رسول پویان"، گازرگاه در دوره "غوریان" و "سلجوقیان" اندکی آبادی داشت و لیکن در زمان "شاهرخ میرزای تیموری" (چهارمین پسر تیمور گورکانی) به طور اساسی تعمیر و کاشی ‌کاری شد و خانه زرنگار، معماری استادانه، حوض زمزم، سنگ‌ های منقش و سنگ نبشته‌ های آن چشم را جلا می ‌بخشد. ایوان بزرگ مشرقی مزار حضرت خواجه نیز به دست "شاهرخ تیموری" در سال 829 ه.ق احداث شد که هنوز پا برجاست. ساختمان باشکوه نمکدان در شمال باغ "گازرگاه" که در واقع به شکل نمکدان طراحی شده از یادگارهای عهد "امیرعلی شیر نوایی" (شاعر، دانشمند و سیاستمدار) است. لوح مرمرین آرامگاه پیر هرات از دوره "سلطان ابو سعید" است و سنگ بسیار نفیس و ارزشمند 7 قلم که از عجایب صنعت حجاری قلمداد می ‌شود، یادگار عهد "سلطان حسین بایقرا" (پسر امیر منصور پسر بایقرا) است. در جوار مزار پیرا هرات، جنگل بسیار سرسبز و شادابی وجود داشت که اولین مدرسه علمی در آنجا واقع بود که در قرن 12 میلادی در عصر "غوری‌ ها" بنا شد که امروزه از آن اثری نیست. وجود موی مبارک پیامبر اسلام هم که در این بنای معنوی قرار دارد بر ارزش معنوی این مکان افزوده است. "خلیل الله خلیلی" در کتاب "آثار هرات" می ‌نویسد: «در زمان ‌های قدیم هر کس که تحت تعقیب بود وقتی که به مزار پیرهرات پناهنده می ‌شد تا وقتی که در آنجا بود مورد احترام بود و کسی نمی ‌توانست او را دستگیر یا مورد آزار قرار دهد.» 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۳:۵۶

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۱:۱۳:۵۸

خواجه عبدالله انصاری

خلاصه زندگی نامه

 ابو اسماعیل عبدالله بن ابی‌ منصور محمد، شاعر، نویسنده، مفسر، محدث، فقیه، عالم و عارف قرن پنجم هجری قمری بود که معروف ترین اثرش کتاب "مناجات نامه یا الهی نامه" است. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع