فرانسیسکو خاویر سولانا دو مادریاگا (Francisco Javier Solana de Madariaga)، در 14 ژوئیه سال 1942 در "مادرید" متولد شد. پیش از ورود به عرصه سیاست یک فیزیک‌دان و استاد دانشگاه بود تا اینکه از سال 1971 به حزب همکاری دموکراتیک مادرید که حزب سوسیالیست این کشور را نمایندگی می ‌کرد، پیوست. در سال 1982 به عنوان نماینده مجلس اسپانیا انتخاب و 13 سال در دوران نخست‌ وزیری "فیلیپه گونزالس " در مناصب سیاسی حضور یافت. خاویر سولانا از سال 1995 تا 1999 سمت دبیرکلی ناتو (سازمان پیمان اتلانتیک شمالی) را عهده دار بود و از اکتبر سال 1999 نیز این سیاستمدار اسپانیایی به دلیل دارا بودن تجربیات عمده در زمینه سیاست خارجی، در مقام نماینده ارشد بخش مشترک سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا (CFSP)برگزیده شد. وی هم چنین سمت هایی چون دبیرکلی شورای اتحادیه اروپا (EU) و اتحادیه غرب اروپا (WEU) را در کارنامه خود دارد. سولانا در طول این سال ها باعث امضای پیمان‌های مهمی میان اتحادیه اروپا با کشورهای خاورمیانه‌ای و آمریکای لاتینی شده و پس از فروپاشی یوگسلاوی سابق، نقش مهمی را در سرنوشت کشورهای تازه استقلال یافته بازی کرد. خاویر سولانا از جمله کارشناسان برجسته در زمینه سیاست خارجی در اندیشکده بروکینگز مدتی به عنوان نماینده اصلی اتحادیه اروپا، مسئول مذاکرات با ایران در گروه 5+1 بر سر مسئله هسته‌ای ایران بود. سولانا به عنوان یکی از اعضای فعال انجمن سیاست خارجی و همچنین اندیشکده شرق ـ غرب واقع در نیویورک، در مارس سال 2010 به ریاست افتخاری مرکز گفتگوهای بشردوستانه منصوب و در سال 2011 به عضویت بنیاد رهبری جهانی در آمد، این بنیاد در راستای ارتقای حاکمیت مناسب و خوب در سرتاسر دنیا فعالیت می ‌کند. 
سولانا متعلق به یک خانواده سرشناس اسپانیایی و در واقع نوه برادر "سالوادور دومادریاگا" بود. "سالوادور دومادریاگا" یک دیپلمات، نویسنده، طرفدار اتحاد اروپا، و رئیس خلع سلاح اتحادیه ملل اسپانیا بود. (پدربزرگ خاویر به نام روخلیو دو مادریاگا کاسترو و سالوادور دومادریاگا پسر عمو بوده‌اند).  پدر خاویر، "لوئیس سولانا سن مارتین"، استاد شیمی و مادر خاویر، "اوبدولیا مادریاگا پرز"، بودند. خاویر سومین فرزند از 5 فرزند خانواده سولانا بود. "لوئیس" برادر وی یکبار به خاطر فعالیت‌های سیاسی علیه دیکتاتوری "فرانچسکو فرانکو" به زندان افتاد و متعاقباً به یکی از رهبران شاخص صنعت مخابرات اسپانیا تبدیل شده و یکی از اولین اعضای سوسیالیست کمیسیون سه جانبه به شمار می ‌رفت. 
سولانا در مدرسه "نوئسترا سینیورا دل پیلار" که یک مدرسه راهنمایی کاملاً کاتولیک بود به تحصیل پرداخت و سپس به دانشگاه "کامپلوتنس" رفت. وی در آنجا در سال 1963 به خاطر اینکه یک گردهمایی مخالفان را در هفته موسوم به هفته "نوسازی دانشگاه" سازمان ‌دهی کرده بود با مجازات مقامات دانشگاه مواجه گردید. پس از چندی در سال 1964 به طور مخفیانه به حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا پیوست، حزبی که در دوران "فرانکو" و از زمان پایان جنگ داخلی اسپانیا در سال 1939 غیرقانونی اعلام گردیده بود. وی در همین سال فارغ ‌التحصیل شد و به مدت یک سال به تحصیل در شورای عالی تحقیقات علمی اسپانیا و همچنین تحصیل در انگلیس پرداخت. پس از آن در سال 1965 به آمریکا رفته و به مدت 6 سال در قالب بورسیه تحصیلی "فولبرایت" به تحصیل در دانشگاه‌های مختلف آن کشور پرداخت و در سال 1971 دکترای خود را در رشته فیزیک از دانشگاه ویرجینیا دریافت کرد و در این راستا رساله دکتری خویش با عنوان «نظریه انگیزش اولیه طیف ابرشاره هلیومی: طول عمر روتون» را ارائه داد. سولانا اقامت برنامه‌ریزی‌شده خویش در آمریکا را به مدت یک سال تمدید کرد تا بتواند به تحقیقات خویش ادامه دهد. 
سولانا پس از کسب مدارج علمی، از دانشگاه "شیکاگو"، دانشگاه "کالیفرنیا" و "سن‌دیگو"، دیدن کرد و سپس در دانشکده هنر و علوم دانشگاه "ویرجینیا" واقع در "شارلوتزویل" نام ‌نویسی کرد. وی در آنجا به عنوان دستیار آموزشی به تدریس فیزیک پرداخته و دست به پژوهش‌های مستقلی زد و به اعتراضات علیه جنگ ویتنام پیوست و ریاست انجمن دانشجویان خارجی را بر عهده گرفت. وی پس از بازگشت به اسپانیا به تدریس "فیزیک جامدات" در دانشگاه مستقل "مادرید" پرداخت و سپس در سال 1975 استاد دانشگاه "کامپلوتنس" شد. وی در طول این سال‌ها بیش از 30 مقاله منتشر کرده و مدتی نیز به عنوان دستیار "نیکولاس کابررا" فعالیت کرد. زمانی که "کابررا" استاد دانشگاه "ویرجینیا" بوده، سولانا با وی آشنا شد و آخرین رساله‌های دکتری که تحت راهنمایی سولانا نوشته شدند متعلق به اوایل دهه 1990 بودند. 
سولانا هنگام بازگشت به اسپانیا در سال 1971 به عنوان نماینده حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا به شورای هماهنگی دموکراتیک مادرید پیوست و در سال 1976، در جریان اولین کنگره حزب کارگران سوسیالیست در درون اسپانیا از زمان جنگ داخلی به بعد به عنوان دبیر کمیسیون اجرایی فدرال و همچنین دبیر اطلاعاتی و مطبوعاتی حزب انتخاب شد و به مدت 5 سال در این پست باقی ماند. وی هم چنین از دوستان شخصی و نزدیک "فیلیپه گونزالس" رهبر حزب کارگران "سوسیالیست کارگر" بود. در سال 1976 در کنگره بین‌المللی سوسیالیست‌ها که در شهر "سوربن" در "فرانسه" برگزار شد و همچنین در کنفرانس مشابهی که در سال 1977 در "اسپانیا" برگزار گردید نمایندگی حزب کارگران سوسیالیست را بر عهده داشت. وی در تاریخ 20 می 1977 به همراه "گونزالس" در کاخ "زارزوئلا" با پادشاه خوان کارلوس دیدار کرد. وی پس از چندی به نمایندگی اتحادیه اساتید در دانشگاه "کامپلوتنس" منصوب و در این سمت در 15 ژوئیه سال 1977 به نمایندگی مجلس از حزب کارگران سوسیالیست انتخاب شد و تا دسامبر 1995 نمایندگی منطقه مادرید را در پارلمان بر عهده داشت. در تاریخ 23 فوریه 1981، هنگامی که مردانی به رهبری "آنتونیو ته‌ خیه‌ رو" در تلاش برای کودتا به مدت 18 ساعت پارلمان را به تصرف خود درآوردند سولانا نیز در داخل پارلمان حضور داشت. 
28 اکتبر سال 1982، حزب کارگران سوسیالیست به یک پیروزی تاریخی دست‌ یافته و 202 کرسی از مجموعه 350 کرسی مجلس نمایندگان اسپانیا را از آن خود کرد، در این میان سولانا در 3 دسامبر، به همراه دیگر اعضای کابینه اول "فیلیپه گونزالس" به عنوان وزیر فرهنگ تحلیف گردید و تا سال 1988 که به وزارت آموزش ‌ وپرورش رفت به عنوان وزیر فرهنگ به فعالیت ادامه داد. وی در 5 جولای سال 1985 همچنین به مدت 3 سال به عنوان سخنگوی رسمی دولت منصوب شد. تصدی وزارت امور خارجه سولانا در 22 جولای 1992، یعنی یک روز قبل از افتتاح کنفرانس سران مستعمرات سابق "اسپانیا" و "پرتغال" در "مادرید"، به عنوان وزیر امور خارجه منصوب شد و جایگزین "فرانسیسکو فرناندز اوردینز" شد که به بیماری لاعلاجی مبتلا گردیده بود. پس از چندی در 27 و 28 نوامبر سال 1995 در حالی که اسپانیا ریاست دوره‌ای شورای اتحادیه اروپا را بر عهده داشت، سولانا کنفرانس بارسلونا را برگزار کرده و ریاست آن را بر عهده گرفت. در این کنفرانس پیمانی میان 27 کشور حاضر در حضور سولانا انعقاد گردید و سولانا خود را مفتخر به آنچه دانست که خود "فرآیند ارتقای اتحاد فرهنگی و اقتصادی در منطقه مدیترانه" نامید. سولانا در طول 13 سالی که به عنوان وزیر کابینه فعالیت ‌کرد، شهرت خود به عنوان یک سیاستمدار محتاط و سیاست‌کار را به دست آورد. وی در سال‌ های آخر دولت "گونزالس" به وزارت امور خارجه رفت و از رسوایی فساد سیاسی و رسوایی مربوط به جنگ کثیفی که ادعا می ‌شد در سال‌های آخر دولت "گونزالس" علیه گروه «اتا» به راه افتاده بود دوری جست. در اواخر سال 1995، سولانا ـ که تنها بازمانده کابینه اولیه گونزالس بود ـ در مطبوعات به عنوان کاندیدای احتمالی جهت جایگزینی "گونزالس" و هدایت حزب کارگران سوسیالیست در انتخاب پیش روی در ماه مارس مطرح گردید. 
سولانا در 5 دسامبر سال 1995 به عنوان دبیرکل جدید ناتو منصوب و جایگزین "ویلی کلیز" شد. "ویلی کلیز" به اتهام فساد مجبور به استعفا شده بود. انتصاب سولانا به این پست بحث ‌و جدل‌هایی را به دنبال داشت، زیرا وی در گذشته از مخالفان ناتو بود. وی مقاله ‌ای با عنوان «50 دلیل برای نه گفتن به ناتو» نوشته بود و نام وی در فهرست خرابکاران آمریکا قرار داشت. پس از آن که اسپانیا در 30 می 1982 به ناتو پیوست، حزب کارگران سوسیالیست در اواخر آن سال به قدرت رسید و سولانا و حزب وی مواضع پیشین خویش مبنی بر مخالفت با ناتو را تغییر داده و یک موضع طرفدار ناتو و طرفدار همکاری میان آمریکا و اروپا اتخاذ کردند. در 12 مارس سال 1986، اسپانیا برای ماندن یا نماندن در ناتو یک همه ‌پرسی برگزار کرد که در جریان آن دولت و سولانا با موفقیت به تبلیغ برای ماندن در ناتو دست زدند. هنگامی که سولانا به خاطر مواضع خویش در مخالفت با ناتو در گذشته مورد انتقاد قرار گرفت اینگونه استدلال کرد که خوشحال است از اینکه نماینده ناتو است زیرا ناتو از ریشه‌های جنگ سردی خویش فاصله گرفته است. اجرای عملیات تلاش مشترک در بالکان سولانا پس از چندی سریعاً مجبور شد به عملیات ناتو در بالکان با عنوان "تلاش مشترک" بپردازد که در قالب آن 60000 سرباز متعلق به نیروی چند ملیتی اجرای صلح در 20 سپتامبر جایگزین نیروهای سازمان ملل شده بودند. این امر در قالب "توافق دیتون" و پس از آن صورت گرفت که ناتو تعدادی از اهداف گزینشی را در اوت و سپتامبر گذشته در بوسنی و هرزگوین بمباران کرده بود. سولانا در این راستا نیروی واکنش سریع متحد را در منطقه مستقر کرد. نیروی واکنش سریع متحد بار دیگر در دسامبر سال 1996 فعال گردید و یک نیروی حفظ ثبات 32000 نفری تحت عنوان "گارد مشترک" و بعداً تحت عنوان "ائتلاف مشترک" جایگزین نیروی اجرایی شد. سازماندهی ساختار سیاسی و نظامی ناتو ناتو در دوران دبیرکلی سولانا ساختار سیاسی و نظامی خود را مجدداً سازمان‌دهی کرد و راهبردهای پایه‌ای خویش را تغییر داد. سولانا به عنوان یک دبیرکل بسیار موفق و سیاست‌کار کسب شهرت کرد که قادر بود میان آن دسته از اعضای ناتو که با هم اختلاف نظر دارند و همچنین میان کشورهای عضو ناتو و کشورهای غیرعضو مذاکره و گفتگو برقرار سازد. در دسامبر سال 1995 فرانسه تا حدودی به ساختار نظامی ناتو بازگشت و اسپانیا نیز در نوامبر 1996 به ساختار نظامی ناتو پیوست. پس از آن در 27 می 1997، پس از 5 ماه مذاکره با "یوگنی پریماکوف" وزیر امور خارجه روسیه توافقی حاصل گردید که به تصویب «قانون بنیان ناتو ـ روسیه» در پاریس منجر گردید.  در همان روز، سولانا بر ایجاد شورای همکاری اروپا ـ آتلانتیک نظارت کرد، شورایی که هدفش ارتقای روابط میان کشورهای اروپایی عضو ناتو و کشورهای غیرعضو بود.  
حفظ صلح در یوگسلاوی سابق هم دشوار و هم بحث انگیز بود، نیروی اجرایی و نیروی حفظ ثبات ناتو به خاطر ناتوانی در زمینه دستگیری "رادوان کارجیچ" و "راتکو ملادیج" از رهبران صرب‌های بوسنی به باد انتقاد گرفته شدند. در اواخر سال 1998 نزاع در کوزوو میان مقامات یوگسلاویایی و چریک‌های کوزوویی ـ آلبانیایی موسوم به "ارتش آزادی ‌بخش کوزوو" به وخامت نهاد و به قتل‌عام "راچاک" در 15 ژانویه سال 1999 منجر شد که در جریان آن 45 آلبانیایی کشته شدند. ناتو پس از آن به این نتیجه رسید که نزاع را تنها می ‌توان از طریق استقرار یک نیروی نظامی صلح‌ بان تحت نظارت ناتو در راستای مهار هر دو طرف درگیر با استفاده از زور فرو نشانید. در 30 ژانویه سال 1999، ناتو اعلام کرد که آماده است حملات هوایی علیه اهدافی در یوگسلاوی را آغاز کند و بعد از چند روز در 6 فوریه، سولانا با هر دو طرف درگیر در "شاتو دو رمبوییه" دیدار کرد، اما این ملاقات نتیجه‌ای در بر نداشت. انتقاد از عملکرد سولانا در حملات هوایی به یوگوسلاوی در این میان در 24 مارس، نیروهای ناتو دست به حملات هوایی علیه اهداف نظامی و غیرنظامی در یوگسلاوی زدند. سولانا در راستای توجیه حملات به دلایل بشردوستانه و همچنین مسئولیت ناتو مبنی بر حفظ صلح در اروپا و جلوگیری از تکرار پاک سازی قومی و نسل کشی مشابه آنچه در جریان جنگ بوسنی طی سال های 1992-1995 میلادی رخ داده، استناد کرد. اما سولانا و ناتو به خاطر تلفات غیرنظامی ناشی از بمباران‌ها مورد انتقاد قرار گرفتند. در تاریخ 23 و 24 آوریل سال 1999، شورای آتلانتیک شمالی در واشینگتن تشکیل جلسه داد و در جریان این نشست سران کشورهای عضو با یک مفهوم راهبردی نوین موافقت کردند که ماهیت دفاعی اولیه ناتو را تغییر می ‌داد و این سازمان را قادر ‌ساخت در رویدادهای بیشتری مداخله کند. سرانجام در تاریخ 10 ژوئیه، نیروهای صرب از کوزوو عقب نشینی کردند و ناتو حملات خود را متوقف کرد و در نتیجه جنگ کوزوو خاتمه یافت. در همین روز قطعنامه 1244 شورای امنیت سازمان ملل به ناتو اجازه داد تا نیروی واکنش سریع متحد را فعال سازد و در نتیجه نیروی موسوم به نیروی کوزوو عملیات "محافظ مشترک" را به اجرا گذاشت و استان کوزوو را در 12 ژوئیه تصرف کرد. با این حال سولانا در تاریخ 6 اکتبر 1999 دو ماه پیش از زمانبندی از قبل تعیین شده ناتو را ترک کرد و "جورج رابرتسون" جانشین وی شد.  
سولانا پس از ترک ناتو به ایفای نقش در اتحادیه اروپا پرداخت، وی در 4 ژوئیه سال 1999، در جریان نشست شورای اروپا که در شهر "کلن" برگزار شد به سمت دبیرکلی شورای اتحادیه اروپا منصوب گردید.  این سمت اگرچه یک سمت اداری بود، اما تصمیم بر این شد که دبیرکل همچنین به عنوان نماینده عالی سیاست خارجی و امنیتی مشترک نیز منصوب گردد. سولانا در این سمت هر جا سیاست مشترک مورد توافقی وجود داشت اتحادیه اروپا را در خارج از این اتحادیه نمایندگی ‌کرد. سولانا از 25 نوامبر سال 1999 به بعد به دبیرکلی اتحادیه اروپای غربی نیز منصوب شد و بر انتقال اختیارات از آن سازمان به پست سیاست خارجی و امنیتی مشترک نظارت کرد. در سال 2004 دوره 5 ساله وی در این پست تمدید گردید. وی همچنین ریاست آژانس دفاع اروپایی را هم بر عهده گرفت. انتشار راهبرد دفاعی اروپا توسط سولانا دولت کلینتون در ماه می 2000 ادعا کرد که وجود سولانا در واقع آرزوی مشهور هنری کسینجر مبنی بر برخورداری از شماره تلفنی جهت گفتگو با اروپا را محقق ساخته است. در ماه سپتامبر 2003 سولانا راهبرد دفاعی اروپا را منتشر ساخت، راهبردی که اولویت‌های اصلی را مشخص ساخته و تهدیدهای اصلی که اروپا با آنها روبروست، از جمله تهدید تروریسم، را شناسایی کرده است. سولانا در 25 مارس سال 2004 "جیس دو وریس" را به عنوان هماهنگ کننده ضد تروریسم سیاست خارجی و امنیتی مشترک منصوب کرد و وظایف وی را ترسیم کرد که عبارت بودند از راه اندازی، سازمان‌دهی و هماهنگ سازی مبارزه اتحادیه اروپا با تروریسم. 
سولانا در 29 ژوئیه سال 2004 به اولین "وزیر امور خارجه" اتحادیه اروپا تبدیل شد. این پست بر اساس پیمان قانون اساسی اروپا ایجاد گردید و وظایف رئیس سیاست خارجی و امنیتی مشترک را با وظایف کمیسیونر روابط خارجی اروپا ترکیب می ‌کرد. چنین امری یک صدای واحد برای سیاست خارجی ایجاد کرد و اختیارات و نفوذ هر دو پست را با بودجه بیشتر، کارکنان بیشتر و یک نیروی دیپلماتیک منسجم‌تر ترکیب ‌کرد. این پست که در محاورات به عنوان "آقای اروپا" عنوان شده، تا حدودی در پیمان اصلاحی با عنوان نماینده عالی اتحادیه در امور خارجی و سیاست امنیتی حفظ گردید، اما سولانا قصد نداشت این پست را بر عهده بگیرد زیرا اعلام کرد بود که در پایان دوره کاری خویش استعفا خواهد داد. سولانا در اواخر سال 2004 مذاکراتی مخفی با رهبران حماس برگزار کرد و اظهار داشت در برهه‌ای با آنها دیدار کرده که به نظر می‌ رسید فرصتی جهت کسب پیشرفت وجود دارد و اینکه قرار بود «آنچه را جامعه بین‌الملل می‌خواهد آشکارا به آنها انتقال دهد»، وی بعدها گفت که ملاقات‌ها «ماه‌ها» قبل انجام گرفته بودند. 
سولانا بر سر انعقاد پیمان‌های همکاری میان اتحادیه اروپا و کشورهای مختلف خاورمیانه و آمریکای لاتین از جمله بولیوی و کلمبیا مذاکرات بسیاری را انجام داد و نقشی محوری در ایجاد اتحاد در باقیمانده فدراسیون یوگسلاوی سابق ایفا کرد. وی پیشنهاد داد که "مونته‌نگرو" به جای اینکه از استقلال کامل برخوردار باشد با صربستان متحد شود و اظهار داشت این امر با هدف پیشگیری از وقوع تأثیر دومینووار ناشی از تقاضای استقلال کوزوو و وجوودینا انجام گرفته است. رسانه‌های محلی به گونه‌ای کنایه آمیز کشور جدید را "سولانا" نامیدند. در تاریخ 21 ژانویه 2002، سولانا اظهار داشت که با بازداشت شدگان "گوانتانامو" باید بر اساس معاهده ژنو به عنوان اسیر جنگی رفتار شود. اتحادیه اروپا ابراز امیدواری کرده که بتواند از طریق انجام مذاکرات در آینده آر بروز جنگ دیگری مشابه تجاوز به عراق جلوگیری کند و سولانا اظهار داشت که سخت ‌ترین لحظه در طول فعالیت کاری‌اش زمانی بوده است که انگلیس و فرانسه که دو عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل هستند با هم اختلاف نظر داشته‌اند. پس از مدتی بیانیه موسوم به "نامه ویلینوس" که بیانگر حمایت کشورهای شرق اروپا از قصد آمریکا مبنی بر تغییر حکومت در بغداد بود و نامه "گروه 8" که با هدف مشترکی توسط انگلیس، ایتالیا و شش کشور ثانویه دیگر منتشر گردید عموماً به عنوان ضعیف‌ ترین اقدامات سیاست خارجی و امنیتی مشترک قلمداد می‌گردند. سولانا در ماه نوامبر 2004 به انگلیس، فرانسه، و آلمان در زمینه مذاکره با ایران جهت متوقف ساختن غنی سازی هسته‌ای توسط این کشور کمک کرد. وی در همان ماه در ارتباط با رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در اوکراین میان دو کاندیدای ریاست جمهوری این کشور میانجی‌گری کرد و در 21 ژانویه 2005 از "ویکتور یوشچنکو"، رئیس جمهور جدید اوکراین، دعوت کرد تا درباره عضویت کشورش در اتحادیه اروپا به گفتگو بنشیند. 
سولانا در راستای تلاش برای حل و فصل منازعه میان اسرائیل و فلسطین نقش مهمی ایفا کرده، و در کنار انگلیس، روسیه، و آمریکا همچنان به عنوان معمار اصلی "نقشه راه صلح" در قالب گروه چهار جانبه خاورمیانه شناخته می ‌شود. سولانا در تاریخ 22 جولای 2004 در اسرائیل با "آریل شارون" دیدار کرد. "شارون" در ابتدا از ملاقات با سولانا امتناع کرده بود، اما در نهایت پذیرفت که چه خوشش بیاید چه نیاید اتحادیه اروپا در نقشه راه دخیل بود. سولانا از اسرائیل به خاطر کارشکنی در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فلسطین در 9 ژانویه 2005 انتقاد کرد، اما یکبار دیگر در 13 ژانویه با "شارون" دیدار کرد. در سال 2010، سولانا پس از اینکه از پست خود کنار رفت به همراه 25 نفر از دیگر رهبران اتحادیه اروپا طوماری را خطاب به جانشین خویش، "کاترین اشتون"، امضا کرد و در آن از اتحادیه اروپا خواست تا در واکنش به تداوم شهرک سازی‌های اسرائیل در کرانه باختری تحریم‌هایی علیه اسرائیل وضع کند. 
سولانا فرمانده افتخاری رده "سنت مایکل" و "سنت جرج" و عضو بخش اسپانیایی باشگاه رم بود. وی هم چنین صلیب بزرگ "ایزابل کاتولیک" را در اسپانیا و مدال "مانفرد ورنر" را از وزارت دفاع آلمان دریافت کرده و از سال 1998 به بعد ریاست "کالج مادریاگای بنیاد اروپا" را بر عهده گرفت. از دیگر افتخارات و جوایز سولانا در طول دوران خدمت در عرصه سیاست عبارتند از: -دریافت جایزه چشم انداز اروپا را در سال 2000 -دریافت جایزه سیاستمدار سال را از اندیشکده شرق ـ غرب در سال 2003 -دریافت جایزه صلح کارنگی ـ واتلر در سال 2006 -دریافت جایزه شارلمانی در سال 2007 به خاطر خدمات برجسته‌اش در زمینه یکپارچه سازی اروپا لازم به ذکر اس، در ماه ژانویه سال 2010، پادشاه ":خوان کارلو اول"، خاویر سولانا را به خاطر فعالیت‌هایش در حوزه دیپلماسی به عنوان هزار و صد و نود و چهارمین شوالیه رده "شوالیه‌های پشم زرین" معرفی کرد. 
13 مرداد سال 1392، در پی برگزاری مراسم تحلیف یازدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران، خاویر سولانا به ایران آمد، وی طی گفت و گوی حضوری با خبرنگار روزنامه شرق در 12 مرداد سال 1392، در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه با روی کار آمدن دکتر روحانی به عنوان رییس جمهور دوره یازدهم و حل نهایی پرونده هسته ای ایران فضا را چگونه می بینید، گفت: «قطعا باید بگویم که امسال سال مهمی خواهد بود. از مدت‌ها پیش ما مشغول مذاکره هستیم. تقریبا 11 سالی هست که مشغول گفت‌وگو هستیم اما به نظرم سال پیش‌رو از آنها، پیچیده‌تر خواهد بود. فرآیند انتخابات در ایران این روند را پیچیده‌تر کرده است. انتخاب روحانی دوره جدیدی خواهد بود. هر دو طرف باید مزایای این شرایط جدید را دریابند و من باور دارم که امکان یک توافق و راه‌حل دیپلماتیک وجود دارد. راه‌حل دیپلماتیک به معنای دستیابی به آنچه ایران می‌خواهد و آنچه گروه مذاکره‌کننده به‌دنبال آن است؛ فکر می‌کنم از این جنبه تیم جدید مذاکره و خود رییس‌جمهور برای رسیدن به چنین توافقی بسیار مهم است. همان‌طور که می‌دانید من دیگر مسوولیت و قدرت مستقیمی در پرونده هسته‌ای ندارم، اما به‌طورجدی درخواست می‌کنم که این فرصت را جدی بگیرید. ما زمانی طولانی در اختیار نخواهیم داشت. نه 1+5 وقت زیادی دارد و نه ایران. بنابراین بهترین گزینه این است که هر دو طرف موضوع را جدی بگیرند.» سولانا هم چنین در پاسخ به سوالی دیگر مبنی براینکه از روحانی و نقش جدید او در نظام چه تصویری دارید، اظهار داشت: «درمورد چنین ارزیابی‌ای تنها می‌توانم نظر شخص خودم را با شما درمیان بگذارم. دکترروحانی مرد توانایی است، ذهن روشنی دارد و سیاستمدار قابل اعتمادی است، بدون شک می‌توان به او اعتماد کرد. » در ادامه این مصاحبه، سولانا انگیزه سفر به ایران و شرکت در مراسم تحلیف رییس ‌جمهور منتخب ایران را چنین بیان کرد: «می‌دانید من پیش از این سفرهای متعددی به ایران داشته‌ام. سفرهای اینجا و آنجا در ایران بسیار زیاد بوده اما از همه اینها که بگذریم، من ایران را دوست دارم. با سیاستمداران متعدد ایرانی برخورد، مباحثه و مذاکره داشته‌ام. با آقای هاشمی‌رفسنجانی، دکتر علی اکبر ولایتی، سیدمحمد خاتمی، حتی در خارج از ایران هم در تماس بوده‌ام. ایران را می‌شناسم. نمی‌گویم در مورد ایران همه چیز را می‌دانم یا ایران را کامل می‌شناسم اما ایران را دوست دارم. سرزمین زیبایی است. من ایران را تحسین می‌کنم. زیرا کشور بسیار مهمی است. به همین خاطر تصمیم شخص من بوده که بیایم و در این مراسم شرکت کنم.» 
خاویر سولانا در دسامبر سال 2014، در یادداشتی در پایگاه خبری "پراجکت سندیکت" با اشاره به ناکامی‌های اروپا در حل بحران سوریه تصریح کرد اروپا دیگر محوری نیست که کشورهای همسایه گرد آن جمع شوند. این سیاستمدار اسپانیایی بحران سوریه را واقعه‌ای دانست که باید اروپا را بیدار کند. سولانا در بخشی از این یادداشت نوشته بود: «مشکلاتی که در آنجا (سوریه) وجود دارند محدود به خاورمیانه‌ای که برای مدت طولانی درگیر بی‌ثباتی بوده نیست و اروپا باید به سرعت با این وضعیت مقابله کند. اما قدرت قطب اروپا رو به اضمحلال است. اتحادیه اروپا در همان حال که دارد با ضعف اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کند با بحران‌هایی که در اوکراین، روسیه، آفریقای شمالی و خاورمیانه وجود دارد در ورطه بحرانی ژئوپولتیک هم گرفتار آمده است. اتحادیه اروپا باید اعتراف کند که دیگر محوری که کشورهای همسایه گرد آن جمع شوند، نیست. چنانکه "استفان لن" پژوهشگر میهمان اندیشکده کارنگی اخیراً گفت اروپا در حال تجربه یک انقلاب کوپرنیکی است. واقعیت جهان چند قطبی این است که بازیگران دیگر می‌توانند جذب کنند و اثرگذار باشد. به عنوان مثال، چین در تلاش است برای رسیدن به سواحل دریای مدیترانه تا آخرین بخش‌های جاده قدیمی ابریشم را احیا کند.» سولانا در بخش دیگری از این یادداشت با بیان اینکه نمی‌توان آتش‌بس در استان حلب سوریه را بیش از این به تعویق انداخت بر حمایت ایران و روسیه از چنین آتش‌بسی تأکید کرده بود. 

تاریخ ایجاد:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۴:۱۵

آخرین بروزرسانی:۱۳۹۶/۱۱/۲۹ ۲۰:۵۴:۱۸

خاویر سولانا

خلاصه زندگی نامه

 فرانسیسکو خاویر سولانا دو مادریاگا، معروف به خاویر سولانا، فیزیکدان و سیاستمدار سوسیالیست اسپانیایی و از جمله کارشناسان برجسته در زمینه سیاست خارجی اندیشکده بروکینگز که مدتی دبیرکل ناتو، و دبیرکل شورای اتحادیه اروپا و مسئول مذاکره با ایران در گروه 5+1 بر سر مسئله هسته‌ای بود. 

ورود/ثبت نام

اسناد و مراجع